سینمای ما- علیرضا خوانساری: دیگر آنقدر تکرار شده که پدرخواندهٔ تمامِ مکررهاست؛عقیم ماندگیِ فیلمنامه، بخصوص در سلسله تصاویرِ متحرکِ تاریخی - دولتیِ موسوم به فاخر در سینمای ایران. خب بله، اینکه درست است. درش حرفی نیست. اما نکته اینست که در این میان به نظرم دیگر نباید انگشتِ اتهام و افسوس و ملامت را صرفا به سوی فیلمنامه نویسان و فیلمسازانِ ایرانی گرفت، که باید منتقدانِ ایرانی را هم نشانه رفت، که مقصرترینِ بی‌تقصیرانند..

اگر کلیتِ سینمای ایران را به کناری بگذرایم و نوشته را محدود به تولیداتِ «فاخر» کنیم، از بدیهیاتِ نَقل و نُقلِ زبان شدهٔ همه در اینروزهاست که همواره «فیلمنامه» مهم‌ترین عاملِ زمین کوفتنِ این سلسله از فیلم‌ها بوده. چون به هر حال تقریبا دیگر هر کارگردانی (بر تخته می‌زنیم) با هر میزان درک و ‌‌شناختی از سینما (به خود و خدایشان مربوط است)، با یک بودجهٔ چندین میلیاردی و سرآخر مقدار لازمی از ریخت و پاشِ میدانی و چند نمای هلی شاتِ بی‌معنای «فاخرنما» و «مرعوب ساز» و جلوه‌های رایانه‌ای و به لطفِ دوستانِ آهنگساز و صداگذار خارجی، بلد است کیفیتِ اجراییِ کارش را تا پایانِ امور فنی، حداقل در حد متوسطی نگه دارد اما فیلمنامه درست آنچیزی ست که هم خمیرمایه و عملا مهم‌ترین بخش از یک فیلم است و هم متاسفانه(!) چیزی ست که با پول و بودجه حل شدنی نیست و مستقیما به درک و شناخت و استعداد و آگاهیِ نویسنده‌اش بستگی دارد. پس درست همینجاست که به تته پته می‌افتیم و دستمان، دستِ خالقانمان رو می‌شود. که چقدر نبوغِ هنری (که بخشی‌اش مادرزاد است و بخشی، پرورشی) دارند. چقدر بر ذاتِ سینما آگاهند.

اما چرا گفتم دیگر تنها کوبیدن بر سرِ فیلمنامه نویسان و فیلمسازانمان سر این قصهٔ پر ز تکرار و ملال (ولی همچنان مهم) بی‌ربط و منطق است؟ چون به نظرم بسیاری از منتقدانِ ما - نه همه الزاما - هم این وسط در یک ظلمِ آشکار در معنا، مفهومِ نقد را به تصحیح دیکته و به رخ کشاندنِ غلط‌ها تقلیل داده و مفتخر کرده‌اند، و نه کندوکاو اثر و گوشزد کردنِ نکاتی برای برون رفت، در مقابلِ هر کج روی و اشتباه یک اثر و سازنده‌اش. تو گویی که دارند کم فروشی می‌کنند. این اواخر، با نمایش ملک سلیمان، با فیلمی روبرو بودیم که فیلمسازش قصه را عار می‌دانست، وجود درام و رویداد را باعثِ انحرافِ ذهن و تمرکزِ مخاطب می‌پنداشت (یعنی مخاطب به سالن آمده تا کتابی آموزنده و تاریخی را اینبار تنها به صورتِ مصور ببیند) و محتوا را نه فرزندِ داستان، که ارجح بر آن می‌دانست و تمامِ آنچه که «سینما» ست را یکسره شلوغ کاریِ بیش از حد و نالازم می‌پنداشت. فیلمسازی که پیامبرش تنها یک پیامبر بود، پیش از آنکه در ابتدا یک «انسان» باشد. اما خب به نظر ریشهٔ مشکلِ این فیلم، تنها بخشی‌اش به فیلمساز می‌رسد و بخش دیگرش (ولو کوچک‌تر) به نوع برخورد و واکنش نویسندگان و منتقدانِ ما در رویارویی با آثاری از این دست در گذشته بازمی گردد. آن چه که این روز‌ها به وفور یافت می‌شود و به مرز اشباعی از خسته کنندگی رسیده (در برخورد با چنین فیلم‌هایی)، نوعی از نوشتارهای کوچک، آنهم تنها محض لیچار و متلک بار کردن و تمسخرِ این آثار و فیلمسازان و جریانِ تولیداتِ دولتی در سینماست؛ نه با دغدغه ی نشان دادنِ شیوه و راه درست، در عین کوفتن بر سر شیوه و راه نادرستِ کنونی. طوری که انگار کسی حواسش نیست که این فیلم‌ها پیش از آنکه مشکلِ «توان و پتانسیلِ سینمایی» در خالقانشان را داشته باشند، مشکل ایدئولوژیک دارند و این درست آنچیزی ست که قابل درمان و قابلِ حل است. دوای دردش در تکرار و تکرار و تکرارِ اندیشه و رویکردِ درست، اثبات و اقناع سازیِ آن است.

حالا اما پس از ملک سلیمان، فیلم این چنینیِ دیگری داریم؛ راه آبی ابریشم. که خب، این یک قدم به پیش است. تا می‌توانسته ماجرا و حادثه در دلِ خود گذاشته. از پی هم. پیام و مضمون را به درون برده و هیجان و تعلیق خلق کرده تا مخاطبش را راضی کند و سینما را پاس بدارد. اما چرا این ماجرا‌ها، رویداد‌ها، هیجان‌ها و تعلیق‌ها به دل نمی‌نشینند؟ چرا ته نشین نمی‌شوند؟ چرا به شوخی شبیهند؟ چرا انگار در خلأ می‌گذرند و کوچک‌ترین واکنش حسی‌ در مخاطب ندارند؟ چرا انقدر بی‌ربط و ناجور به نظر می‌رسند؟ چون گویا فیلمساز در کارش صادق نیست. چندان مشتاق و مایل نیست. این خلقِ ماجرا‌ها از اعتقادِ حقیقیِ فیلمساز نمی‌آید. انگار دلش بیشتر پیش سمت و سویِ نوع داستان نویسیِ آثار پیشینِ این طیف از فیلم‌ها - از جمله ملک سلیمان - ست؛‌‌ همان ایدئولوژیِ زدگی که آفت سینماست. انگار فیلمساز از بابتِ تشرهای مخاطبین و منتقدان در گذشته، به سمتِ خلقِ ماجرا و درام و «رابطه» آمده که پیش از مفهوم سازی، شخصیت و سمپاتی و روایت سازی کند و به اصلِ سینما متعهد باشد. فیلمساز خواسته تا همهٔ قلم‌ها و زبان‌ها را راضی کند تا نکوهش نشود. اما چرا چنین خواسته؟ چون گویا این نوع از روایت‌پردازی، خواست و رغبت و درکِ حقیقیِ خودش از سینما نیست و از روی اکراه است. نوعی باج دادن تا از دستِ انتقادهای منتقدان در امان باشد که جایگاه سینما و مخاطب را برایش گوشزد کنند. پس، ماجراهایی که دستپاچه پشتِ سرهم روانهٔ  چشم و ذهن مخاطب می‌کند، بی‌بخار و رفع تکلیف وار و بزن در رو به نظر می‌رسند و شبیه فردی خواب آلود است که دارد به زور حکایتی تعریف می‌کند. 

این مسئله یک خوبیِ ارزشمند هم دارد. آن جا که فیلمساز ما در بزنگاهی قرار گرفته که درش لااقل خودِ حقیقی‌اش را آشکار ساخته. طبیعتا محمد بزرگ نیا در زمانِ نگارشِ فیلمنامهٔ فیلمش، نقدی پیرامونِ ملک سلیمان نخوانده، چون زمانِ نمایش و ساختِ این دو فیلم تداخلی با یکدیگر ندارد. اما حتما واکنش‌های پیش از ملک سلیمان - حتی در قبالِ فیلم‌های غیر این چنینی - و مثلا فیلم پیشینِ خودش - جایی برای زندگی - را خوب به یاد داشته که سعی بر تغییر روال در کار جدیدش کرده تا به مسیر درستش بیفتد. هرچند نتیجهٔ کارش در این فیلم دلچسب و از ته دل به نظر نمی‌رسد، اما باز گامی به پیش است و از اهمیتِ تشرهای نقادان می‌گوید. از همین بابت است که باید در قبالِ واکنشِ بی‌خیال، غیر متعهدانه و صرفا همراه با نیشخند و تمسخر بسیاری از منتقدان در برخورد با ملک سلیمان و بخصوص راه آبی ابریشم تاسف خورد.

برخلافِ آثار پیش از آنان، که جدی‌تر نقد می‌شدند، حالا اما در برخورد با راه آبی ابریشم بی‌آنکه آن حرف‌های اصولی و بنیادین بازگو و یادآوری شود، همه چیز به دست انداختن و تحقیر می‌گذرد. همه از اینکه اتفاق‌های فیلم «کلیشه‌اند»، «قابل پیشبینی‌اند»، سطحی و بی‌پشتوانهٔ دراماتیک اند، از اینکه پول بیت المال بر باد رفته و... می‌گویند و تمسخر می‌کنند و سیخونکی می‌زنند و می‌روند. اما کسی از این نمی‌گوید که خب دلیلش چیست؟ چرا کار به اینجا رسیده؟ شیوهٔ درستِ دستیابی به این هیجان‌ها و تعلیق‌ها در درام چیست؟ فرق فیلمنامهٔ بدِ راه آبی ابریشم با فیلمنامهٔ بدِ ملک سلیمان چیست؟ آیا حقیقتا بین شان فرقی نیست؟ چون هر دو را صرفا یک نهاد ساخته باید مانند هم نکوهش شوند؟ اگر از نبودِ ماجرا در ملک سلیمان حرف می‌زنیم و از دستِ فیلم‌های جریانِ دولتی می‌نالیم، خب راه آبی ابریشم که ماجرا دارد، اما چرا کسی نمی‌گوید همین هم(ماجرا داشتن) گامی به پیش است برای تولیداتی اینچنینی؟ از اینکه یک بخش از خواسته‌هایشان از چنین آثاری محقق شده (پیشرفتی ناچیز)، تا فیلمساز هم انگیزه‌ای بگیرد؟ چرا مشکلِ حقیقیِ پشتِ روابط و ماجراهای سستِ راه آبی ابریشم را طرح نمی‌کنند؟ گویا کسی توجه ندارد که مشکلِ راه آبی ابریشم، گیر افتادنِ خالقش در بینِ ایدئولوژیِ همصنفانِ پیشین، و ایدئولوژیِ حقیقیِ سینماست. دردش از بلاتکلیفی ست. بحث بر سر توان و کم کاری و گاف‌های یک فیلمساز نیست. بحث بر سر جدل در برابر ماهیتِ یکی از مهم‌ترین و ابتدایی‌ترین اصول در سینماست که شوخی بردار نیست و باید شده ده‌ها بار، اما هر بار با انگیزه درش ورود کرد و نوشت. اینجاست که به نظرم دارد کم کاری می‌شود. منتقدان نقش و توانشان را اندک و ناچیز دانسته و خود را دستِ کم می‌گیرند. نمی‌آیند و نمی‌نویسند. با تمسخر و تصحیح دیکته که نمی‌توان چرخی را به جلو برد و راهی را نشانِ فیلمساز داد.


وقتی حرف از اهمیتِ جایگاه اومانیسم در شخصیت‌پردازی زده می‌شود، از تاکید بر آن که هر آدمی در وهلهٔ اول باید یک انسان باشد و سپس و از پی‌اش چیزهایی دیگر (یک پیامبر، یک معتقدِ مسلمان یا مسیحی، یک خلافکار، یک جانی خونخوارِ و...) از اینکه مفهوم در سینما از دلِ ماجرا بیرون می‌آید،و منزلتِ یک پیامِ (دینی، اخلاقی، تاریخی و...) زمانی حفظ می‌شود که ابتدا منزلت سینما حفظ شده باشد، یعنی آن قدر باید مدام و مدام تکرار شوند و آن قدر فریاد کشیده شوند تا بالاخره جا بیفتند. بی‌هیچ ترس و تعارفی. تا همه در جاده‌اش قرار بگیرند. هر چقدر هم طول بکشد ایرادی ندارد. چه باک؟ چرا باید از فکر به آن ترسید و ناامید شد؟ همه در مسیر درستش که بیفتند و تازه شروع کنند به «فیلم» ساختن، حالا رسیده‌ایم سرخط و در شرایطی برابر می‌توانیم بفهمیم که کی چند مرده حلاج است. سازندهٔ راه آبی ابریشم وارد جاده‌اش شد، اما بد نوشت و بد ساخت. اما خب همین که لااقل واردِ کارزارش شد و تلاش‌اش را کرد، کافی ست. او تا همین جا هم از بسیاری پیش است... جمله آن‌ها که بی‌آنکه در تلاش و کمک برای گذاردنِ گامی به جلو باشند، تنها او را تمسخر می‌کنند



منبع : سینمای ما

به روز شده در : پنجشنبه 17 آذر 1390 - 15:36

چاپ این مطلب |ارسال این مطلب | Bookmark and Share

اخبار مرتبط

نظرات

کامی
پنجشنبه 17 آذر 1390 - 16:31
-1
موافقم مخالفم
 

حالا چرا انقدر لقمه رو دور سرت پیچوندی رفیق؟

عالی بود

حمید
پنجشنبه 17 آذر 1390 - 17:4
2
موافقم مخالفم
 

وقتی اینجا ایرانه و شما هم منتقدی انتظار نداشته باشین که آقای بزرگ نیا یا هر کس دیگه بیاد دزدان دریایی بسازه، راه آبی ابریشم پایینتر از سطح سلیقه بیننده هاش نیست، چه بسا بالاتر هم هست،مشکلش اینه که دیده نشد و این به خاطر خود فیلم نیست اصلا ، و شما نمیتونید استنادی بهش بکنید یا به اصطلاح بل بگیرید.

shahed
پنجشنبه 17 آذر 1390 - 17:11
1
موافقم مخالفم
 

farghi nadaran do tashoon faje and

bdarbare bazi haye eftezahe iin joor film ha ham benevisid

hamin tor dialog nevisi shoon

شیما
پنجشنبه 17 آذر 1390 - 17:19
0
موافقم مخالفم
 

صدای رادان تو فیلم خیلی بده. به خصوص وقتی جلوی پیام دهکردی بازی می کنه.

li li
پنجشنبه 17 آذر 1390 - 18:2
15
موافقم مخالفم
 

دوبله ی واقعا خنده داری داره. به خصوص دوبله ی پگاه

ساینا
پنجشنبه 17 آذر 1390 - 18:19
-3
موافقم مخالفم
 

فیلم های فاخر تو خالی ترین فیلم های تولید کشور مون هستن

یعنی هر چی تو خالی تر باشن دوستان فاخر تر می دوننش

ضد حمید
پنجشنبه 17 آذر 1390 - 19:2
-5
موافقم مخالفم
 

قلم آقای خوانساری واقعا عالیه.بهتره شما بری خودت رو اصلاح کنی. سینمایی که شما ها بینندشین رو باید گل گرفت رفت.

چی فیلم باید دیده میشد؟

نه بگو چی فیلم باید دیده میشد که از دید چشمان غیر بصیرتی ما دیده نشده؟

نجفی
پنجشنبه 17 آذر 1390 - 19:24
-4
موافقم مخالفم
 

آقا حمید ما فیلم رو دیدیم. یعنی دیده شد. حالا که دیده شد و به نظرمون بد اومد دیگه چه بهانه ای داری!؟!

:-))

میری
پنجشنبه 17 آذر 1390 - 21:2
4
موافقم مخالفم
 

چه جوری دیگه باید دیده میشد بابا فیلم فاخره این همه تبلیغش کردن

باز میگین دیده نشد!!!!

رو که نیس سنگ پای قزوینه

حسن
پنجشنبه 17 آذر 1390 - 21:11
8
موافقم مخالفم
 

یکی از یکی مقوا تر

بیتا ر
پنجشنبه 17 آذر 1390 - 21:46
4
موافقم مخالفم
 

ممنون

ولی پیشنهاد می کنم کوتاه تر بنویسید تا برای خوندنش به هن هن نیفتیم

li li
پنجشنبه 17 آذر 1390 - 22:2
-2
موافقم مخالفم
 

شیما جون به نظر منم بهتر بود واسه رادان هم دوبله می ذاشتن

خودم قبلا طرفدارش بودم ولی واقعا نا امید شدم ازش

بعد از ده پونزده سال ببین

مهناز افشار کجاست و اون کجاست

نینا
جمعه 18 آذر 1390 - 12:42
0
موافقم مخالفم
 

بزرگ نیا هیچ فیلم خوبی تا حالا نساخته.ولی خوب بلده ادای فیلم خوب ساختن رو در بیاره

شمسیان
جمعه 18 آذر 1390 - 12:46
4
موافقم مخالفم
 

پگاه آهنگرانی دختر زیبائیه اما اینکه به عنوان یک زن خیلی خیلی خوشگل و فربینده تو فیلم نشونش دادن یه کم خنده داره.

اونجا که پگاه رو برای اون یارو میارن و مدام رو خوشگلیش تاکید می کنن، کل سالن میزنن زیر خنده.

iman
جمعه 18 آذر 1390 - 19:19
2
موافقم مخالفم
 

be nazare man bazie payam dehkordi va pegah ahangarani kheyly khoob bood va negah haye khoobi dasht vali dooble behesh latme zade bood

مرسده مقیمی
جمعه 18 آذر 1390 - 22:4
6
موافقم مخالفم
 
مشکل جای دیگری است!

آقای خوانساری حرف های شما کاملا متین و محترم اما ظاهرا چیزی که سینمای ایران به آن محتاج است نوشتن نقدی این چنینی نیست که راستش خواندن متنی که نگارنده تمام تلاشش را بر آن داشته تا توان ادبی اش را به رخ بکشد و متاسفانه همیشه تلاش بیش از حد نتیجه ی عکس می دهد از حوصله ی مخاطب خارج است.

فحوای کلامتان که نهایتا می شود آن را در دو پاراگراف نوشت و ما بقی بندها همان است منتها با بیان دیگر؛ کاملا صحیح، منطقی و قابل فکر است اما وقتی فرهنگ مسئولان و مردم مملکت جنجال و به سخره کشیدن را می پسندد از هیچ منتقدی کاری ساخته نیست چون فرهنگ ناخواسته در بطن افراد رسوب می کند. وقتی تنها برنامه سینمایی صدا و سیما تریبونش را در اختیار منتقدی قرار می دهد که جز جنجال آفرینی و به سخره کشیدن تمام عوامل یک فیلم کار دیگری از دستش بر نمی آید، چه انتظاری است؟! آیا واقعا باید منتقدان تشویق شوند علمی حرف بزنند وقتی می بینند میدان در اختیار کسی است که بیشتر دیگران را مورد استهزا قرار می دهد؟ چرا باید منتقدی راه کار مقابل پای فیلم ساز بگذارد وقتی که می بیند عکسش هواخواه بیشتری دارد و جای جولان بیشتری؟!

چرا وقتی منتقدی با همین شیوه که شما مورد ذم قرار دادیدش خودش را کرده است چهره اول نقد!! منتقدین دیگر باید تلاشی در جهت عکس کنند؟!

مشکل جای دیگری است... .

--------------------------------------

نمی دانم این نظر بسته به محتوایش تائید خواهد شد یا خیر اما امید دارم به گوش شما برسد همکار محترم

پویان
شنبه 19 آذر 1390 - 10:0
-6
موافقم مخالفم
 

شما منتقدا همتون کثل همید. پیشنهاد میکنم بجای اینکه این همه به خودتون فشار بیارید تا این همه جمله سر هم کنید, یک کلام بگید این دو تا فیلم بدن, چون فارابی ساخته.

مطمین باش اکه همین دو تا رو بخش خصوصی ساخته بود, الان دنیا رو رو سرتون گذاشته بودید که آی ما دو تا فیلم در حد سینمای هالیوود ساختیم...

مرسده مقیمی
شنبه 19 آذر 1390 - 20:37
11
موافقم مخالفم
 

پیش بینی تأئید نشدن نظر بنده واضح بود واقعا از این همه نقد پذیری و دموکراسی ممنون!

اضافه کردن نظر جدید
:             
:        
:  
:       




mobile view
...ǐ� �� ���� ����� ������� �?���?�


cinemaema web awards



Copyright 2005-2011 © www.cinemaema.com
استفاده از مطالب سایت سینمای ما فقط با ذکر منبع مجاز است
کلیه حقوق و امتیازات این سایت متعلق به گروه سینمای ما و شرکت توسعه فناوری نوآوران پارسیس است

مجموعه سایت های ما: سینمای ما، موسیقی ما، تئاترما، فوتبال ما، بازار ما، آگهی ما

 




close cinemaema.com ژ� ��� �?��� ��� ���?���