آواز گنجشکها، رقص شترمرغ ها و رنگ خدا :: سينمای ما :: پايگاه خبری،تحليلی سينما:: سينمای ايران::The Best Iranian Movie News & Information
جمعه 1 شهريور 1387 - 3:15
اخبار:      • حاضران و غايبان در جشن دوازدهم؛ / غيبت «آواز گنجشك‌ها» و غايبان مهم جشنواره فجر در جشن دوازدهم سينما      • یادداشت گلشیفته فراهانی درباره زندگی و بازیگری در نشریه مشق آفتاب / برای آن‌ها که که دوستم ندارند      • نگاهی به «مینای شهر خاموش» ساخته‌ی امیر شهاب رضویان / خودکشی فیلمنامه درسینمایی خاموش      • «جيم جارموش» گلشیفته فراهانی را به مدير انتخاب بازيگران «مجموعه دورغ ها» معرفی کرده است      • بحث بر سر تارانتینو و قدر و ارزش آثارش ادامه دارد / پاسخ مترجم کتاب «سینمای کوئنتین تارانتینو» به بحث و جدل‌های اخیر      





سه‌شنبه 23 بهمن 1386 - 14:11

آواز گنجشکها، رقص شترمرغ ها و رنگ خدا


همه چیز طبیعت خوب و قشنگ است .در فیلمهای مجیدی قرار است فقر و فلاکت و هر سختی وسیاهی در دل همین طبیعت زیبا جلوه داده شود.تجلیل از فقر و عقب ماندگی به کمک طبعت بکر و گنجشک بی مادر و ماهی حوض و شتر مرغ.مگر تفکر بچه های آسمانی نبود که سوم شدن را بر اول شدن ترجیح می داد.اینکه اگر در بسیاری موارد عقب مانده ایم و جهان سومی چقدر زیباست و طبیعت و ماهی های سرخ هم بر این وضعیت بوسه می زنند. کریم (رضا ناجی)قربان صدقه شترمرغ ها می رود و به آنها غذا می دهد.باد گندمزارهای زیبای روستا را نوازش می کند و بچه ها بازی می کنند تا اینکه شتر مرغ عارفی از حصار تنگ و ناعادلانه نظام سرمایه داری فرارمی کند.شبها به طور مخفیانه پشت در منازل اهالی فقیر وتحت استعمار روستا می رود وتخم می کند.اما این روستایی ساده دل که دست برقضا باید برای دخترش سمعک جدید هم بخرد از این حکمت شترمرغی چیزی دستگیرش نمی شود.نمی فهمد که این شتر مرغ برای کمک به مردم روستا فقط چند روزی رفته و پس از انجام مسئولیتش باز می گردد. به شترمرغ فحش می دهد که خیلی بی معرفتی و نمک نشناس.از کار اخراج می شود و سوار بر موتورش در تهران عاری از معنویت و محبت می چرخد و مسافرکشی می کند.ضایعاتی که هر بار از شهر با خودش به منزل آورده ناگهان چون آواری بر سرش می ریزد. اینکه ضایعات شهرها و تبعات مدرن شدن آواری است بر روستاییان.روستاییانی که می توانند آب انبارها وریشه های قدیمی خودشان را راه بیندازند و گنجشکها آواز بخوانند و شترمرغ ها برقصند.
کاش حداقل این تفکر جاری در فیلم در اعمال خود مجید مجیدی هم دیده می شد.این روزها جشنواره برلین به موازات جشنواره فجر در جریان است و آواز گنجشکها در هر دو حضور دارد.مقایسه این دو جشنواره همانند مقایسه شهر و روستای آوازگنجشک ها است.بعد از نمایش فیلم اعلام شد که به دلیل اقامت مجیدی در برلین جلسه پرسش و پاسخ برگذار نمی شود.کاش اولین تاثیر را خود مجیدی از فیلمش می گرفت و سعی می کرد در روستای خودش بماند و از عقب ماندگیهای آن لذت ببرد.

بازگشت به روزنوشت هاي خسرو خسروپرويز

نظرات

اضافه کردن نظر جدید
:             
:        
:  




             

استفاده از مطالب و عكس هاي سايت سينماي ما فقط با ذكر منبع مجاز است | عكس هاي سایت سینمای ما داراي كد اختصاصي ديجيتالي است

كليه حقوق و امتيازات اين سايت متعلق به گروه مطبوعاتي سينماي ما و شركت پويشگران اطلاع رساني تهران ما  است.

مجموعه سايت هاي ما : تهران ما ، مشهد ما ،  سينماي ما ، تئاترما ، خانواده ما ، داشن ما

 سينماي ما : صفحه اصلي :: اخبار :: سينماي جهان :: نقد فيلم :: جشنواره فيلم فجر :: گالري عكس :: سينما در سايت هاي ديگر :: موسسه هاي سينمايي :: تبليغات :: ارتباط با ما
Powered by Tehranema Co. | Copyright 2005-2008, cinemaema.com
Page created in 0.924805879593 seconds.