|
کاش برای اواز گنجشکها هم می شد راهی پیدا کرد که با توسل به ژانری سبکی !!از این همه به قول شما فاجعه نجاتش داد !! هر چند زیاد به فیلم های مجیدی علاقه ندارم ولی به نظرم اواز گنجشکها فیلم خوبی از اب در امده .مجیدی قصه اش را این بار خوب تعریف کرده و خوشی ها و نا خوشی ها را کنار هم اورده به نظرم نگاه مجیدی توی این فیلم دارد به نگاه کیارستمی نزدیک می شود .وقتی abc افریقا را می بینیم از خودمان می پرسیم چقدر این ادمها که دارند توی فلاکت و ایدز و هزار کوفت و زهر مار زندگی می کنند شاد هستند ؟!! ولی عباس کیارستمی فراتر از ژانر و این جور چیزها شادی را دیده بین همان بدبختی و عقب ماندگی !! (می دانم مستند با داستانی فرق دارد فقط نوع نگاه و برش زاویه دید فیلمساز را مثال زدم) ان جا که بچه ها مات و غمزده همه ی ماهی ها را از دست دادند و دارند بر می گردند روستا مجیدی کار بزرگی کرده اواز خواندن پدر و لبخند زدن ارام بچه ها . مجیدی توی فیلم همه ی ادم های شهری را بد و دیو صفت به قول شما نشان نداده ادم های شهر توی فیلم امیزه ای از همه جور ادم است . ماندن در فقر سوال بی جوابی است که فیلمساز شاید برای تماشاگر باقی گذاشته این که بخشی زیادی از فقر همیشه مربوط به انتخاب فرد نیست گاهی شرایط اجتماعی دارد این فقر را تحمیل میکند سوالی که سینمای نئورئالیسم ایتالیا هم گاهی طرح می کرد . مقایسه پدر در اواز گنجشکها با صمد اقا به نظرم غیر منصفانه است .احساسات گرایی در فیلم به حدی نیست که نافی واقعیت باشد و باور پذیر است. فیلم ضعف هایی هم دارد که شاید همان نگاه تقدیری مثل ریختن گوجه سبز ها به خاطر ان پول اضافی از انجمله است این سکانس به دل من هم ننشست و کاش از فیلم برادشته شده بود . سکانس بر گرداندن دربی که زن به همسایه داده بود و باز گرداندن ان به خاطر این که به کسی که بابتش پول می دهد بفروشند تنگنایی که این ادمها توی ان گیر کرده اند را خوب به تصویر کشیده بود . کاش فیلم را با خط کشی میان زندگی و شخصیت شهری و روستایی نمی دیدید قبل از هر چیز شرایط انسانی خارج از این دایره ی محدود مورد نظر هستند . farshid
|