The Departed :: سينمای ما :: پايگاه خبری - تحليلی سينمای ايران :: Iranian Movie News & Information
يکشنبه 17 شهريور 1387 - 5:37

اخبار:      • یک فرصت مغتنم؛ / نمایش مستند برگزیده جشن خانه سینما در انجمن منتقدان      • مدير عامل انجمن سينماي انقلاب و دفاع مقدس در یک موضع‌گیری صریح و نه چندان قابل پیش‌بینی؛ / حضور گل‌شیفته در فیلم ریدلی اسکات، نشان‌دهنده توانایی بازیگران ایرانی است      • مشخصات کامل فیلم را این جا بخوانید / تهیه کننده فیلم «دعوت»: امیدوارم مردم از این فیلم خوش‌شان بیاید      • گفت و گوي نيما حسني‌نسب با گلشیفته فراهانی / بكش تا زنده‌بماني؛ اين قانون سينماي ماست      • گزارش پشت‌صحنه سريال «روز حسرت» / مگر موضوع سريال شبيه «اغما» است؟ داستان آن كاملا فرق مي‌كند ...      





شنبه 9 دي 1385 - 18:2

The Departed


ساعت 2 نصفه شب بالاخره چشم‌ام به‌اش خورد. مانولا دارگيس از نيويورك تايمز، ميامي وايس را به عنوان يكي از ده فيلم برترش آورده است. بهترين فيلم سال تا پيش از اين حتي يك نامزدي هم در جوايز مختلف كسب نكرده و منتقدها هم جوري رفتار كرده‌اند كه انگار چنين شاهكاري اصلا توليد نشده است. حالا اين كه « كرانك » در جول‌ها نيست باز يك چيزي. « اليزابت تاون » را هم زير سبيلي رد مي‌كنيم. ولي ميامي وايس شوخي نيست. دارگيس اگر درست يادم باشد يك نقد خيلي خوب براي « علي » مايكل مان هم نوشته بود و حالا برايم عزيزتر شده است.

در عوض « خدا بيامرز » استاد اسكورسيزي را طوري تحويل گرفته‌اند كه حق‌اش است. ( « خدا بيامرز » معادل درخشاني است كه نيما حسني‌نسب براي عنوان فيلم انتخاب كرده، و هر چه قدر نخواهم رفيق‌بازي كنم، باز نمي‌توانم به كارش نبرم. ) يك شاهكرا پيچيده درباره هويت و خيانت و قانون مدني و طبع بشري. فيلمنامه جوري شروع مي‌شود كه انگار تمام دنيا را در دل‌اش جا داده و جوري پيش مي‌رود كه نااميدمان نمي‌كند و آخرش هم كه بهت‌برانگيز است. يكي ديگر از آن فيلم‌هايي كه نوشتن‌ درباره‌شان، يك جور ورزش فكري براي هر منتقدي به نظر مي‌رسد. يك سرگرمي سطح بالاي درجه يك. درباره ناتواني ما از بيرون كشيدن وجود و صداقت‌مان از دل جنگل شهر. يك نوآر به شدت مدرن كه چالش اصلي همه فيلم‌هاي نوآر، يعني وجود انساني و نسبت‌اش با صداقت در يك متروپليس را به شكل پيچيده و در عين حال تاثيرگذاري مطرح مي‌كند. حالا اين منشور اخلاقي را چي زنده نگه مي‌دارد؟ لئوناردو دي‌كاپريو. لامصب هر بار كه جلوي دوربين مي‌رود، انگار چند بار زده‌اند توي گوش‌اش. آماده است كه به لنز دوربين حمله كند و آن را از هم بدرد. حاصل چند سالي كه جواني‌اش را در اختيار استاد اسكورسيزي گذاشت و حالا دارد بهره‌اش را مي‌برد.

بعد‌التحرير: مي‌خواستم چند جمله بيش‌تر ننويسم ولي يك دفعه قاطي كردم. همين حالا حالم جا آمد و به نظرم رسيد كه بايد درباره كانون فيلم تهران بنويسم كه تازه امشب اطلاعات‌اش را مي‌گذاريم روي سايت و قبلا نبود و اشتباه كرده بودم. باز هم منتظر كامنت‌هاي‌تان در اين باره هستم. ضمن اين كه امكان ثبت نام رفقاي شهرستاني هم وجود دارد. حق عضويت‌اش هم اين قدر ناچيز هست كه اگر چند جلسه‌اش را نياييد به جايي برنخورد. فقط جاي‌تان خالي مي‌ماند. و اين تازه اول داستان ماست.
درباره سوال ديگرتان - امكان ديدن مستند « آقاي كيميايي » هم پيش مي‌آيد. مطمئن باشيد. قدم به قدم مي‌رويم جلو و همه چيز رديف مي‌شود. مطمئن باشيد.
اي‌بابا. هر چي مي‌خواهم تمام كنم نمي‌شود. بچه‌هاي سايت كل پرسپوليس استقلال گذاشته‌اند و ياد كامنتي افتادم كه سهند خانم باخت پرسپوليس را به‌ام تبريك گفته‌ بود. راست‌اش حالا كه فكر مي‌كنم، بيش‌تر به اين نتيجه مي‌رسم كه استقلال برايم مثل اين فيلم‌هاي جشنواره‌اي مي‌ماند كه مي‌روند خارج و مال اين جا نيستند! 


بازگشت به روزنوشتهای امیر قادری

نظرات

حسام
شنبه 9 دي 1385 - 20:5
memory

اول سلام امير جان

دوم اينكه كشته منو اين حافظت كلي دنبال فرم گشتم آخرشم ...

the departed شاهكاري ديگر از مارتي بزرگ كه آدم رو به ياد روزهاي روريايي اين اسطوره مي اندازه.

يك نوآر پيچيده با بازي استثنايي دي كاپريو و جك نيكلسون.

کامبیز مظفری
شنبه 9 دي 1385 - 20:23
خدا مارم بیامرزه!

این خدابیامرز(عجب اسم بامسمایی شد, هرچی باشه از مرحوم بهتره ولی خیلی formal نیست), بدجوری نابودم کرده. گفته بودم که چند سال پیش فیلم اصلی رو دیده بودم, مدام منتظر بودم ببینم مارتی باهاش چی کار می کنه که دیدم و بدجور خوشم اومد. هر سه قسمت امور دوزخی رو بذاری کنار هم بازم در مقابل این خدابیامرز کم میارند. مخصوصا پایان بندی این که شاهکاره. خودم خیلی از اون هپی اند مسخره امور دوزخی حرصم می گیره هر دفعه می بینمش. فعلا هم مدام دارم comfortably numb پینک فلوید رو که اسکورسیزی گذاشته بود روی فیلم گوش میدم و گوش میدم و گوش میدم و ...

مصطفی جوادی
شنبه 9 دي 1385 - 23:41
ليلاي من کو

نمي دانم چرا ولي هنوز فيلم اسکورسيزي را نديدم.بابت تنبلي نيست چون لااقل در فيلم ديدن تنبل نيستم.تکليفم با اسکورسيزي روشن نيست .جواب همين است پس بايد تکليفم را با او روشن کنم پس تا آن موقع بگذار کمي از انتخاب ننه گيلانه گله کنم.بي خيال رفيق لياقت ليلا را نداشتند همانطور که آن طرفي ها هم عقلشان به ميامي وايس نمي رسد.اميدوارم وقتي کامنتم چاپ شد(يادتان که نرفته ميدانم چاپ غلط است)در ميان کل کل هاي آبي و قرمز گم نشده باشد

احسان
يکشنبه 10 دي 1385 - 1:47
خدا "عزیزتر" ها را بیامرزد!

بعد این همه سال سر و کله زدن با نقد و مطبوعات و چشیدن مزه ی گس گستاخی و بی حرمتی و لمس رابطه ی "سگ و شغال"گونه ی فیلم محبوب و نقد پرت مکتوب و ادعای درک تضارب آرا،عبارت زیبا و بسیار کاربردی و (در اینجا) نابجای "به درک"،آنهم از زبان کسی که قطعا خیلی از این به درک ها (در پنهان مخاطب)نثارش شده،بلا تکلیفی و سوءتفاهم که رو شاخشه،ولی مهمتر از هر چیز ب...ی...ا...ع...ت...م...ا...د...ی می آورد که اصلا با هدفی که داشتیم یکی نیست.فضایی که "خدا بیامرز" را تحویل می گیرد،همان فضایی ست که "میامی وایس"را پس می زند.حالا تو باید به ما حالی کنی که چرا و قضیه چیست،نه اینکه زودتر از بقیه رویت را برگردانی و بگویی:"این منم که باس خوشم بیاد".اگر بحث تا این حد سلیقه ایست،که اصلا منتقد و بحث می خواهیم چی کار؟...یا اگر به پس زدنشان اعتباری نیست ،آنوقت تحویل گرفتنشان هم اهمیتی ندارد...حالا این وسط، پوست بکنید پرتقال کوکی را.

mostafa ensafi
يکشنبه 10 دي 1385 - 1:54
bebakhshid

bahoone peyda kardam bekoobamet... chon ba ba'zi az eteghadatet faghat ba ba'zi movafegh nistam... amir khan khejalat nemikeshi ma ro sare kar mizari? che tor mitooni ba ehsasate ma bazi koni? yek mahe ke ma ro allaf kardi. yani chi? ma kar darim nemitoonim har rooz connect shim bebinim che khabar az kanoon k e... zeshte... eybe... irad dare... bebakhshid mesle in ke kheyli tond harf zadam. daste khodam nabood

امير صباغ
يکشنبه 10 دي 1385 - 8:43
13 بهمن

اميدوارم بعد از "خدا بيامرز" ديگر اسم جديدي روي فيلم اسكورسيزي نگذاريد چون قضيه كم كم داره مثله گزارش اين گزارشگران با سواد! ميشه كه هر كدومشون(البته بجز عادل) اسم بازيكنان فوتبال رو يه جور مي خوانند. آخريش هم جمعه ي همين هفته استاد خياباني در گزارش بازي پرسپوليس (عشق است!) با راه آهن گفت اسم "ساها"قبلا "چاها" بوده و از وقتي به چي رفت بهش گفتند"ساها"

خدمت سهند خانم و همه استقلالي هاي متحد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

عرض كنم 13 بهمن نزديك است اگر توانستيد حريف خود را ببريد در جام حذفي همديگر را مي بينيم

حنانه سلطانی
يکشنبه 10 دي 1385 - 12:34
نیلوفر زرین خدابیامرز

1-آره.حالا شد.خدابیامرز.مرحوم خیلی نچسب بود.دفعه قبل خیلی بی انصافی کردم که اسمی از دی کاپریو نیاوردم.فقط چون ازش خوشم نمی آید!راست می گویید بازیش فوق العاده است.به قول سحر دی کاپریو بزرگ شده.این عکس بالا هم عالی است.با اینکه خیلی ساده است همه فیلم رادر خودش دارد.فقط جای کلیسا و آن موشه خالیست.

2-آخ آقای جوادی اسم لیلا را آوردی و داغ دل مرا تازه کردی.چطور دلشان آمد لیلای مرا انتخاب نکنند؟فقط چون گریم ننه گیلانه سنگین تر است؟! قبول دارم که معتمدآریا هم خیلی خوب بازی کرده ولی برای من لیلا چیز دیگریست. لیلا...لیلای عزیزم قدر ات را ندانستند ولی بدان که در ذهن من همیشه ماندگارترینی.

3-ممنون که ردیفش کردید.

mostafa enafi
يکشنبه 10 دي 1385 - 20:55
SAHAND bekhanad

khaheshan in weblog ro be zamine footbal tabdil nakonid... neveshtehaye ma arzesh darand... anha ra ba chizhaye bi ahamiat ghati nakonid...shayad roozi in neveshteha tabdil be yek archive maktoob shod...an rooz khejalat zade mishavid...ghabele tavajohe sahand khanoom... agar gharar be tasliat goftan ham bashe bazie esteghlal saipa ra bayad be amir khan tasliat goft...akharesh ro jedi nagirid...ghabele tavajohe sahand khanoom

سحر همائی
دوشنبه 11 دي 1385 - 10:35
تب کردیم از دست این DEPARTED

چند روزی است که مهمان دارم.یک عده ویروس آنفلونزای شیطان آمده اند سراغم و بد جوری داریم کل کل می کنیم. کلی مطلب می خواستم بنویسم که نشد. حالا خلاصه می نویسم.

1_بابت کانون فیلم ممنون ولی کاش توضیحاتی داشت که بالاخره باید چه کار کنیم؟ شماره حساب فرم ثبت نام و این جور چیزها...

2_departed که حسابی تکلیفش معلوم است.ما را هم خدا بیامرز کرده!کسی نمی داند ولی این تب من هم شاید از عشق این فیلم باشد.

3_فکر کنم مجبور شوم از ترفند شازده کوچولو استفاده کنم و این قدر بپرسم که ناگزیز شوید جواب دهید.ببخشید اگر جسارت می کنم.ولی یک نه خشک و خالی هم بگویید می روم دست از سرتان بر می دارم.می شود در تکمیل گالری عکس شر کت کنیم؟بابا خب بگذارید ما هم یک کاری بکنیم. مردیم از وجدان درد.


دوشنبه 11 دي 1385 - 11:27

واستون متاسفم همون طور كه شماها متاسف ايد سر كاريد داريد سر ليلا و ننه گيلانه دعوا مي كنيد واصلا به اينكه نايي جان هميشه استاد تو انتخاب نيست توجه نمي كنيد راستي راز اين بي توجهي منتقدا به فردوسي معاصر چيه منتقدا واقعا سر در نمي آرن يا اين جا هم پاي ........

محمد
دوشنبه 11 دي 1385 - 12:20
راه طولانی عشق

وقتی تصویر کازابلانکا را روی پوستر تبلیغاتی کانون فیلم تهران دیدم وسوسه شدم که عضو بشم. من شیراز هستم

و طی این راه طولانی کمی مشکل .... اما خیلی دلم می خواهد شاهکارهای جاودانی سینما رو روی پرده بزرگ ببینم. نمی دانم کلوز آپ های صورت برگمن یا دود سیگار بوگارت روی پرده بزرگ نقره ای چه حسی خواهد داشت ... آقای قادری لطفا در مورد کیفیت فیلم هایی که قرار است به نمایش در آید و میزان سانسور یا دوبله بودن ... جدول پخش و نام فیلم ها هم مطالبی را بیان نمایید... مگر ما چمان از عشاقی که برای تماشای یک بازی فوتبال به پایتخت می آیند کمتر است ... جمع شدن خوره های فیلم و سینما در یک سالن و بحث در مورد موضوعات مورد علاقه همیشه جذاب است و من فکر میکنم که " این کانون شروع دوستی هایی بس زیباست "

سحر همائی
دوشنبه 11 دي 1385 - 13:23
عضو شدیم

نوشته ام درکامنت قبلی درباره کانون فیلم را پس گرفتم.حنانه زنگ زده بود و بعد به من گفت و خودم هم زنگ زدم و خلاصه ثبت نام کردیم و بندگان خدا قبول کردند که تلفنی برایمان فرم پر کنند.بروم که وقت خوردن آنتی بیوتیک است. به امید دیدار در کانون فیلم تهران که با عضو شدن ما می شود کانون فیلم ایران.

فرهاد ترابي
دوشنبه 11 دي 1385 - 13:38
آقاي منتقد

راستش مي دونم امير قادري پست مدرن تر از اين حرفهاست كه نتونه بين آبي وقرمز ونقد و نظر و موسيقي راك و نمي دونم شايدم جاز روي تصوير كيميايي ارتباطي برقرار كنه ولي اين وسط تكليف اونايي كه دلشون نمي خواد منتقدين محبوبشان كه قلندري و به قول علي معلم يلگي در نوشته هاشون موج مي زنه همون حرفهايي را بزنند كه طرفداران متعصب يك تيم بعد از مسابقه.بدترين فيلمهاي جشنواره اي شرف دارند بر فوتبالي كه با علي دايي و عابد زاده كاري كرد كارستان .آقاي قادري ماندگاري ادمها پشت كلمات پنهان شده مي دونم از اين حرفها داري اق يا عق مي زني.وه كه من چقدر امل وبي سوادم در اين قرن 21.كامنت نويس ها هم بايد حرمت سينما و اين سايت را نگه دارند وآن را با سايتهاي بگير منو اشتباه نگيرند.

امید غیائی
دوشنبه 11 دي 1385 - 15:31
خدا بیامرز کانون فیلم تهران

سلام خدمت امیرخان و بروبچزعزیز.

الغرض خدمت دوستان گرام که هنوز فیلم "خدابیامز"مارتین اسکورسیزی رو ندیدم(نه اینکه فکر کنید خدانکرده مارتی خان خدابیامرز شده ها،نه بابا بعد از 120 سال) که بتونم در موردش بگم یا بنویسم.

آمَا برای دوستان عزیزی که مثل بنده به تنبلی دچارند و یا مثل دوستان عزیزم شهرستان تشریف دارند و هنوز زنگ نزدند "کانون فیلم"(شدم شیپور چی تو "پسر شجاع" نه!!؟؟ راستی اسم بابای پسر شجاع قبل از ....................): عرض کنم که طی گزارشات واصله و تماسهای گرفته شده جلسات از 25 دیماه شروع و در روز های دوشنبه برقرار میباشد.مراتب جهت اطلاع و هرگونه اقدامی به اطلاع میرسد.البته برای ثبت نوم باد به آدرس کانون تشریف فرما شوید که ای کاش امیر خان ترتیبی بدهد تا در همان جلسه اول در سینما ایران نوممان را ثبت کنیم.

منتظر دیدار همه آنجا هستم. تا آن موقع همین جا رو عشق است.(در ضمن با مصطفای عزیز هم در کامنت آخر جداً موافقم.)

ونداد
دوشنبه 11 دي 1385 - 16:38
موضوع؟!!!

من هرچي گشتم بازم پيدا نكردم!

اين جور كه بوش مياد تو پست هم يه بعد التحرير مي زنين و مي گين: اون روز گفتم كه امشب ميذارم تو سايت، ولي يادم افتاد كه امشب ميذارم تو سايت!!

منتظريم...

بعدالتحرير(!!!): راستي! تو اين فرم كامنتينگتون، عنوان فيلد «موضوع» رو با «تيتر» يا «عنوان» عوض كنين لطفاً! آخه موضوع كه همون پست شماست كه ما مي خوايم درباره اش نظر بديم كه آخه! از نيما خان بهره بگيرين! نشون داد به شدت اين كاره است!

خيلي چاكريم!

sofia
دوشنبه 11 دي 1385 - 23:56

فکر کنم انتخاب گیلانه در جایی که لیلا هست(هر چند من گیلانه رو خیلی دوست دارم و بنظرم معتمدآریا در حد شاهکار ظاهر شده)به همون دلیل تاریخی برمیگرده که اینجا بارزترین وجه شخصیت زن مادرانگیش هست.یعنی دقیقا همون چیزی که توی فیلم لیلای محبوب و عزیز ما بهش اشاره شده.که تمام وجوه زنیت اینجا تحت الشعاع مادریت هست!در صورتی که اگه فکر کنیم وجه زنانگی(و نه مادرانه ی )لیلا خیلی بیشتر از گیلانه اس.اگه بخوان مادرانه ها رو انتخاب کنن اونوقت بین نایی و گیلانه انتخاب سختی داشتن..

صوفیا
سه‌شنبه 12 دي 1385 - 0:0

امان از حافظه ی خراب!یادم رفت تو کامنت بالا بگم امشب هنرمند با این زیر تیغ حسابی منو دیوونه کرد.خیلی دقیق و خوش ساخت.انقدر همه خوبن که دوست دارم به طرز happy end تمومش کنه.اولین شب آرامش و زیر تیغ و کتابخانه ی هدهد سطح سریالهای تلویزیونو واقعا بالا بردن.

سهند خانوم
سه‌شنبه 12 دي 1385 - 13:25
من و را انداختن بساط کل کل !؟؟؟

آقای انصافی عزیز ممنون از تذکری که دادید . ولی اون مورد احتمالا اولین کانتی بود که راجع به فوتبال می ذاشتم و در اون جایگه نیستم که این وب رو به زمین فوتبال تبدیل کنم . در ضمن روی صحبتم صرفا با آقای قادری بود و ایشون در پابلیش کردن کامنتها کاملا مختارن و هر زمان که تشخیص می دن می تونن پابلیش نکنن . من هم گله ای نخواهم داشت . بازم می گم که اون صرفا یه جمله برای ایشون بود و من قصد کل کل نداشتم .

ناصر
يکشنبه 22 بهمن 1385 - 12:28
خدا بيامرز درست نيست!

فيلم اسكورسيزي از هر نظر لياقت دريافت اسكار بهترين فيلم را دارد. ضمناَ مناسبترين نام براي فيلم : درگذشتگان است. در اينجا the departed دلالت بر جمع مي كند نه فرد!!! خدا بيامرز ترجمه و عنوان غلطي است.

اضافه کردن نظر جدید
:             
:        
:  




             

استفاده از مطالب و عكس هاي سايت سينماي ما فقط با ذكر منبع مجاز است | عكس هاي سایت سینمای ما داراي كد اختصاصي ديجيتالي است

كليه حقوق و امتيازات اين سايت متعلق به گروه مطبوعاتي سينماي ما و شركت پويشگران اطلاع رساني تهران ما  است.

مجموعه سايت هاي ما : تهران ما ، مشهد ما ،  سينماي ما ، تئاترما ، خانواده ما ، داشن ما

 سينماي ما : صفحه اصلي :: اخبار :: سينماي جهان :: نقد فيلم :: جشنواره فيلم فجر :: گالري عكس :: سينما در سايت هاي ديگر :: موسسه هاي سينمايي :: تبليغات :: ارتباط با ما
Powered by Tehranema Co. | Copyright 2005-2008, cinemaema.com
Page created in 0.821161031723 seconds.