دوازده مرد «نه‌چندان» خبيث! ( يادداشت نيما حسني‌نسب درباره دلايل استقبال بي‌سابقه از «اخراجي‌ها» ) :: سينمای ما :: پايگاه خبری - تحليلی سينمای ايران :: Iranian Movie News & Information
يکشنبه 17 شهريور 1387 - 3:59

اخبار:      • یک فرصت مغتنم؛ / نمایش مستند برگزیده جشن خانه سینما در انجمن منتقدان      • مدير عامل انجمن سينماي انقلاب و دفاع مقدس در یک موضع‌گیری صریح و نه چندان قابل پیش‌بینی؛ / حضور گل‌شیفته در فیلم ریدلی اسکات، نشان‌دهنده توانایی بازیگران ایرانی است      • مشخصات کامل فیلم را این جا بخوانید / تهیه کننده فیلم «دعوت»: امیدوارم مردم از این فیلم خوش‌شان بیاید      • گفت و گوي نيما حسني‌نسب با گلشیفته فراهانی / بكش تا زنده‌بماني؛ اين قانون سينماي ماست      • گزارش پشت‌صحنه سريال «روز حسرت» / مگر موضوع سريال شبيه «اغما» است؟ داستان آن كاملا فرق مي‌كند ...      






دوازده مرد «نه‌چندان» خبيث! ( يادداشت نيما حسني‌نسب درباره دلايل استقبال بي‌سابقه از «اخراجي‌ها» )



اولين كلمه‌اي كه با نام مسعود ده‌نمكي به ذهن مي‌آيد،«جنجال» است. او هر زمان در جا كه بوده، چه روزهاي اعتراض‌هاي خياباني و روزنامه‌نگاري و مستندسازي و حالا هم كه سينما، حضورش هميشه با شلوغي و سروصدا و حاشيه همراه بوده است. به نظر شما چرا اين‌طوري است؟ چون او هميشه فرصت انجام كارهايي را داشته كه ديگران نداشته‌اند؟ چون مي‌گويند امكانات و مجوزهايي براي اين جور فضاسازي‌ها و گفتن و نوشتن‌ها دارد كه ديگران ندارند؟ چون اگر يكي از اين كارها و حرف‌ها را ديگران بزنند و بكنند، حساب‌شان با كرام‌الكاتبين است؟
حتماً اين‌ها هم در اين موضوع دخيل است، اما به نظرم همه‌ي ماجرا اين نيست. امكانات ويژه را كه خيلي‌هاي ديگر دارند يا مي‌توانند داشته باشند، اما هيچ‌كدام ده‌نمكي نشده‌اند. پس بايد به چيزهاي ديگري هم فكر كرد؛ به اين‌كه او اصولاً موجود بي‌قرار و پركاري است، اين‌كه ذاتاً اهل شلوغي و جنجال و حاشيه است و اين كار را از همه‌ي اطرافيان و همفكرانش بهتر بلد است؛ اين كه مي‌داند و مي‌تواند چه‌طور مي‌شود يك جلسه‌ي ساده‌ي مطبوعاتي يا يك روي صحنه‌رفتن در شب اختتاميه را به مهم‌ترين و خبرسازترين سوژه‌ي يك جشنواره‌ تبديل كرد. ده‌نمكي بي‌شك شم قوي و ويژه‌اي دارد كه مي‌تواند با انتخاب سوژه‌ها و تيترها و عنوان‌ها كاري كند كه محصولش خيلي خيلي بيش‌تر از آن‌چه از نظر هنري و اجتماعي و ژورناليستي مهم و با كيفيت است، به نظر برسد. اين شكلي است كه نشريه‌هايش – شلمچه و دوكوهه و جبهه – و مستندهايش – فقر و فحشا و كدام استقلال؟كدام پيروزي؟ - اين همه سروصدا و حرف و حديث و بازتاب پيدا مي‌كند، بدون اين كه هيچ نشاني از كيفيت ماندگار مديوم‌شان داشته باشند. اصلاً نگاهي به عنوان كارهايش مي‌تواند خيلي چيزها را روشن كند؛ در روزگاري كه روزنامه‌هاي مختلفي با نام‌هاي مرسوم و اغلب تكراري درمي‌آمد، «شلمچه» نامتعارف و كنجكاوي‌برانگيز بود. واژه‌هاي «فقر» يا «فحشا» يا نام دو تيم فوتبال محبوب پايتخت هم به خودي خود براي پرمخاطب شدن كافي‌ست، گيرم هردوي اين مستندها از ضعيف‌ترين محصولاتي باشد كه در حوزه‌ي تصوير در اين سال‌ها توليد شده‌اند اما در عوض آمارها از استقبال و فروش ميليوني اين دو مستند مي‌گويند.
... و اخراجي‌ها را هم بدون اين پيش‌زمينه‌ها نمي‌شود بررسي كرد و درباره‌اش نوشت. اصلاً فيلم بدون اين حاشيه‌ها و فارغ از نام سازنده و جوانبش چيزي براي نوشتن باقي نمي‌گذارد. اخراجي‌ها اجرايي خام و مبتدي و ضعف‌هاي فيلم‌نامه‌اي و تكنيكي فراواني دارد كه فيلم اول بودن سازنده‌اش توجيه خوبي براي آن است، اما استقبال بي‌سابقه‌ي مردم – چه در جشنواره و چه حالا در روزهاي اول اكران عمومي – مي‌گويد كه باز هم ده‌نمكي هنر و شم ويژه‌اش را در انتخاب موضوع و توانايي‌اش را در به كارگرفتن امكانات و بهره‌برداري تبليغاتي درست از هر فرصت كوتاه نشان داده است.
فيلم اول ده‌نمكي با جمع‌كردن چندتا از بانمك‌ترين بازيگران بداهه‌پرداز كمدي و شوخي‌هايي كه چندتايش واقعاً مي‌خنداند، با سوژه‌ و شخصيت‌هايي كه فكركردن به آن هم براي بعضي‌ها ميسر نبود و با كمك سروصدا و جنجالي كه حول و حوش نمايش جشنواره‌اي‌اش راه افتاد، قطعاً پرفروش‌ترين فيلم تاريخ سينماي ايران خواهد بود. آن هم در حالي كه نه سوژه‌ي بكر و اريژينالي دارد (يك نسخه‌ي اين‌جايي و ايراني از «دوازده مرد خبيث» رابرت آلدريچ)، نه اغلب طنزهايش از جوك‌ها و اس‌ام‌اس‌هاي اين روزهاي كوچه و خيابان فراتر مي‌رود، و نه تفاوت چنداني با نمايش‌هاي مقبول و محبوب اين روزها مثل كارهاي بهزاد محمدي و آخرين كار اكبر عبدي ( اكبرآقا آكتور تئاتر) دارد. اما يادمان نرود كه در حالي كه گروه‌هاي مستعد تئاتري ايران بدون توقع يك ريال در حسرت يك ماه اجرا مانده‌اند، تئاتر موزيكال عبدي چند ماه روي صحنه ماند و پرفروش‌ترين نمايش تاريخ تئاتر ايران شد.
اگر قرار باشد تصوير درست و دقيقي از پديده‌ي اخراجي‌ها به دست بياوريم، بايد همه‌ي اين‌ نكات را كه اشاره‌وار ازش گذشتم كنار هم بچينيم و بشكافيم و به نتيجه‌ي معقول برسيم؛ تحليل اين يكي فكر نكنم كار خيلي سختي باشد.



به روز شده در : شنبه 4 فروردين 1386 - 15:3

چاپ این مطلب |ارسال این مطلب |

نظرات

نیما
شنبه 4 فروردين 1386 - 17:47
سانسور

با سلام

چرا بار دیگر سینمای ایران زیر تیغ برنده قیچی های سانسور آسیب ببیند؟

آنیتا
شنبه 4 فروردين 1386 - 19:4
اخراجی ها

man in filmo dar jashnvareh didam

va kheili moteasef shodam vaghti didam in film dar kenar filme ali santori jeyezeye behtarin film az negahe tamashagaran ra gereft

hanozam natonestam befahmam ke chetory tamashagari ke az ali santori khoshesh miyad mitone az filme besyar zaef va sathi ekhraji ha ham kheshesh biyad!!!!!!!

in film joz copy kardan kare dige nakarde yeseri az jomleha male filme marmolake ye seri male film

leyli ba man ast

man nemidonam chetory fekr kardan in film bayad kandidaye bazigari va bakhshhaye dige beshe...

cheghadr ye nafar mitone etemad benafs dashteh bashe

البطرس
يکشنبه 5 فروردين 1386 - 12:9

این فیلم را دیروز در سینما های خیابان انقلاب دیدم . اما تا حدی حق با شماست البته نخ کاملا . اخراجی ها از خیلی از فیلم های که من دیدم بهتر بود البته به زجز چند عیب خیلی بزرگ و گلدرشت . که همه هم بر می گشت به کارگردانی و فیلم نامه نویسی . اما در هر صورت نزاشت که بفهمهم کی تموم شد و البته باید به عرضتان برسانم آقای حسنی مسب که طنز و کمدی فیلم درست است که مربوط به بازیگران است اما واقعا روشون فکر شده بود و به نظرم کمتر می شود گفت بداهه پردازی بود . در هر صورت من بیشتر نقدی بر رفتار ده نمکی دارم تا فیلمش . البته واقعا امیدوار بودم با فلم قوی تری روبه رو شوم . اما نه اینقدر ضعیف که الان در جوامع خبری شاهداش هستیم . و واقعا معتقدم این فیلم در طیف فیلم های که فقط تماشاچی را می خنداند نیست جزو فیلم های مثلا تجاری یا بدنه قرار نمی گیرد .


دوشنبه 6 فروردين 1386 - 2:56

kheili bad bood

آلوچه خانوم
دوشنبه 6 فروردين 1386 - 3:35

عوام فریبانه است . همه می روند که یک فیلم کمدی از اکبر عبدی و امین حیایی ببینید که در جنگ میگذرد دلیل هم می آورند فضا مثل لیلی با من است . دیشب تلویزيون لیلی با من است را نشان می داد خدائيش طنز موقعیت لیلی با من است و لودگی مفرط اخراجی ها چه ربطی به هم دارد ؟

مهیار هادی زاده
دوشنبه 6 فروردين 1386 - 6:5
هیاهوی بسیار برای هیچ

اولین روزی که فیلم اخراجی ها اکران شده رفتم که فیلم رو ببینم. رفتم سینما سپیده که ازش خیلی خاطره دارم. بدون هیچ پیش داوری نشستم پای فیلم. باورم نمی شد که فیلم تا این حد ضعیف و آماتور باشه.

بازی نیوشا ضیغمی که افتضاح بود. بعضی کاراکترها هم انگار فقط تو فیلمنامه اومده بودند تا چند تا شعار بدند و برن. نگاه کن مثلا به کاراکتر برادر نیوشا ضیغمی با اون بازی اغراق آمیز یا مثلا نقش عبدالرضا اکبری یا سپند امیر سلیمانی. فیلم البته چند تا سکانس تاثیر گذار هم داشت. قبوله ولی طنز فیلم هم خیلی ضعیف بود. تمام بار کمدی فیلم روی دوش بازیگران بود که فی البداهه جک بگن و تماشاگر هم به حرف های گستاخانشون بخنده. فیلم هیچ حرفی برای گفتن نداره.

حرف آخرم با مسعود ده نمکیه که فیلمتون نه تنها سزاوار سیمرغ نبود که حتی ارزش مرغ رو هم نداشت.

neda
دوشنبه 6 فروردين 1386 - 9:35

چی بگم؟؟چی می شه گفت...اينکه فيلم خيلی آماتور و ضعيف و عوام فريبان و اين چيز هاست کاملا درسته...ولی کار از اين حرف ها گذشته...چيزی که اين روزا به معنای واقعی کلمه داره رنج ميده اينه که چرا بايد انقدر زود روزی برسه که توقع مردم تا اين حد پايين بياد؟؟مردمی که 17 سال پيش علی حاتمی براشون فيلم مادر رو ساخت حالا بعد 17 سال فکر ميکردم که بايد توقعشون بالاتر رفته باشه؟!يه چيزی رو بايد قبول کرد...جدا از اينکه چه ميدونم مردم به ابتذال کشيده شدن و ...مردم خسته هم شدن...بريدن...مهم نيست که فيلم ضعيفه يا هر چيزه ديگه که درسته...فقط به دنبال بهانه اند برای اينکه يه کم بخندن...فرقی نميکنه براشون که اين خنده مثلا به مقدسّا تشون باشه يا چيز ديگه...خودم هم باورم نميشه که پدر من که مثلا کلّی ادّعا داره بعد کلّی سال برای ديدن فيلم اخراجی ها که به قول خودش ساخته سردسته...بياد سينما و تازه از فيلم هم خوشش بياد...به جای اين حرفها يه فکری به حال اين سرطانی بکنيم که افتاده به جون مردم....روزمرّگی!!!!شايد هم يه اسم ديگه اي داره!

حق نگاهدارتون!

Ali MoViE
دوشنبه 6 فروردين 1386 - 12:3

اون زمانا که ایرج قادری میخواهم زنده بمانم رو ساخت منتقدها درخواست کردن فیلمفارسی ساخته نشه دوست دارم همون منتقدها بگن کدوم ابگوشتی تره؟؟

خرج کردن زیادی هنر نیست

ندا میری
دوشنبه 6 فروردين 1386 - 16:38
فقط یکی باشه این نخ ها رو بکشه

من اخراجی ها رو تو جشنواره و سانس فوق العاده سینما اریکه دیدم ... در شرایطی که سوز سرما هوش از سر آدم می برد آقای ده نمکی دستور فرموده بودن که اگر تعداد به 400 نفر رسید سینما حق داره فوق العاده بگذاره که البته رسید و ما هم به فیض! رسیدیم و فیلم آقای ده نمکی را دیدیم و ساعت 2 نیمه شب یک کمی خندیدیم (البته بعضی ها خیلی خندیدن) و تمام ....

پیش تر ها تعریف دیگری از طنز می شناختم ... یک گونه ای از انتقاد .. یک کم حرف حساب که قالب عوض می کنه تا نتیجه بهتری بده شاید ...

حرفی نیست .... تازمانی که تماشاگر به همین سادگی می خنده و این خندیدن اینقدرغریب شده که به بهای خندیدن تعاریف و ارزش ها به همین راحتی جابجا می شن ...

دقیقا" با نظر شما موافقم آقای حسنی نسب ... آقای ده نمکی خلی خیلی باهوش تر از این حرفهاست و خیلی بهتر از حتی خود ما می دونه کی و کجا چی لازم داریم .... دیروز امر به معروف و نهی از منکرها یک شکل دیگه بود و امروز یک شکل دیگه ... ما هام که انگار عروسک خیمه شب بازی ... فقط یکی باشه این نخ ها رو بکشه


سه‌شنبه 7 فروردين 1386 - 0:55
اخراجيها

با سلام

1-انتخاب مناسب بازيگران و ارتباط عالي آنها با موضوع

2- سادگي رفتار و گفتار خارج از هر نوع قيد و بندي كه عموماً فقط حرف آن به ميان است

3- بر ريايي بازيگران در اين فيلم

4- ارتباط بي نظير فيلم در هر گروه سني

5-از همه گذر زمان بدون ايجاد كسالت و خنده بر لب پير و جوان

اين فيلم را يك فيلم مردمي معرفي نموده است .

اين فيلم موضوع اجتماعي و ديدي مناسب از وضعيت جامعه را به ساده ترين شكل به نمايش مي گذارد فقط نمي خواهيم بپذيريم كه در دل آدمهايي كه از ارزشها صحبت مي كنند ، چه مي گذرد.

آلوچه خانوم
سه‌شنبه 7 فروردين 1386 - 4:1

کامنت من قدری کوتاه شده پابلیش شد گویا ! درک میکنم البته ! اما کمی غافلگیر شدم !!

جمشید سعیدی
سه‌شنبه 7 فروردين 1386 - 4:27
خنده در تاریکی

وقتی کسی از الفبای سینما چیزی نمی داند ولی وقتی اراده میکند فیلم بسازد به راحتی با حداکثر امکانات سینمای ایران مواجه میشود خوب نتیجه همین می شود

به صحنه هایی که از سر سیری با کرین های چندین متری گرفته شده است دقت

کنید. کدام فیلم اولی با چنین فراغ بالی فیلم ساخته است

میثم
سه‌شنبه 7 فروردين 1386 - 5:41

اقای حسنی نسب شما اصولا با همه مخالفی

نمی دونم شما چرا هر وقت شاکی می شی خودتو به کوچه علی چپ میزنیو هر چی میخوای مینویسی.

اگه کسی حرفی برای گفتن داشته باشه باید از شما اجازه بگیره تا نکنه شما که گوشه اتاقتون نشستین و از همه ایراد می گیرین با قلم بی رحمتون سرشو ببرین .

کار ی به آفای ده نمکی ندارم .مرحوم ملا قلی پور هنوز فیلمش اکران نشده بود شما علیه ش جبهه گرفتی.

مگه آقای کیمیایی نیست نمیتونین بگین ایشون هیاهو ندارن

چون خنده داره .یه نگاه به عکسها و نوشتهای بانی فیلم بندازیین .حتما رییس و دیدین پس چرا براش نمینویسی؟ آقای قادری اجازه نمیدن؟


سه‌شنبه 7 فروردين 1386 - 8:56

film khobi bod ,man keif kardam ,shoma montageda ham adat darid az hame chiz erad megerid

مهدی پورامین
سه‌شنبه 7 فروردين 1386 - 9:30
جهاد خیابانی

در مورد فیلم اخراجی ها از زمان جشنواره تا اکران عمومی ،نقد و نظرات مختلفی مطرح شد.از ضعف های ساختاری تا فیلم نامه متکی بر شوخی های نخ نما شده کلامی.ازکارگردانی ضعیف،تیپ های تکراری ولودگی به جای کمدی.از منظر دیگر برخی سابقه و فعالیتهای جنجالی فیلم ساز را مورد نقد و بعضاَ حمله قرار دادند؛طوربکه اسم "ده نمکی" از فیلمش مهمتر جلوه کرد.اما من میخواهم نوع نگاه و تفکرات فیلم ساز را به دور از پیش داوری های مغرضانه با کمک سه پارامتر اصلی زیر مختصراَ بیان کنم.اما از آنجا که این تنها یک یادداشت کوتاه است و شرح موارد مطروحه در ذیل، بطور مجزا در تریبون ها و نظریات مختلف کالبد شکافی شده،من تنها خط پیوند آنها را در شکل گیری مضمونی "اخراجی ها" بیان میکنم.

1-تفکرات و جهانبینی فیلم ساز نسبت به مقوله جنگ،جهاد،دفاع مقدس و خصوصاَ "شهادت"

2-سابقه و نوع فعالیت های عملی او در راستای انتقال دیدگاه و نظراتش

3-شکل گیری شخصیت های فیلم نامه ، سیر حوادث و رسیدن به اوج داستان برای انتقال پیام اثر

اگر مبارزه وشهادت "مجید سوزوکی" را یعنوان قهرمان فیلم- که به گفته کارگردان از شخصیت های واقعی برگرفته شده -از عوامل اصلی فیلم محسوب کنیم؛ وآنرا پایه شکلگبری اثربر مبنای دیدگاه صاحب اثر بدانیم. تا جائیکه ده نمکی عنوان میکند:"اگر کس دیگری این فیلم را می ساخت،من وارد این حوزه نمی شدم…"

مبارزه وشهادت "مجید سوزوکی" بر مبنای خشم آنی،عصبیت انتقام جویی،واکنش هیستریک در برابر تجاوز ویا خصلت هایی است که هر انسان معمولی در شرایط مورد تجاوز و حمله بروز می دهد.همانطور که در ابتدای فیلم "سوزوکی" ناموس پرست با اوباش درگیر میشود در انتها نیز برای ناموس وطن قداره می کشد!این سطحی ترین و خام ترین برداشت از "دفاع مقدس" است.بر این اساس تمامی جنگجویان و یا مدافعین در تمامی اعصار "شهید" محسوب میشوند.این در جای خود محفوظ اما آیا مسئله "دفاع مقدس" این است؟؟

اگر در فیلمهای "حاتمی کیا"و"تبریزی" قهرمان از کشتن دشمن بی سلاح رویگردان است و در پی ارزشهای آسمانی و ملکوتی می رزمد تا آرمان هایش پایمال نشود.اگردر"روایت فتح" انسان دوستی و عشق موج میزند و نگاه زلال است؛این طرز تفکر در دوران پس از جنگ نبز ادامه می یابد. اما جنگیدن "ده نمکی" و یارانش از سر خشم ونفرت،پس ازجنگ در جبهه خودی و غیر خودی داخلی ظاهر میشود تا مفهوم "جهاد" زنده بماند!!

رزمنده های فداکار و ایثارگر"اخراجی ها" که که کپی برداری از آثار ارزشمند این ژانر است، آنقدر تخت و کلیشه ای هستند که نه اسم دارند و نه دوربین به آنها نزدیک میشود!چرا که کارگردان به درستی آنها را نشناخته حتی اگر تمام هشت سال را در جبهه بوده باشد.اطرافیانش را امثال "سوزوکی ها" پر کردند یا افرادی چون برادر نیوشا ضیغمی.!

آنچه درنقدونظرات مختلف تلویحاَ اشاره شده آنست که از دیدگاه ده نمکی "هدف"،"وسیله" را توجیح می کند؛حال این وسیله بنابر مقتضیات میتواند خشونت فیزیکی،روزنامه رادیکال،پرده دری فساد اجتماعی ویا لودگی در راستای انتقال ارزش ها باشد.دراینجا است که دیگر لودگی،لمپنیسم ،عاشقانه های فیلم فارسی،رقص وسازوآواز و خندیدن تماشاگربه هر ترفندی (که زمانی منجر به "جهاد خیابانی" فیلم ساز بود) به نفع 10دقیقه پایانی موجه جلوه میکند!!

اما بحثی که از آن غفلت شده و تاثیر مخربتری دارد؛خود "هدف" است.این تلقی سطحی و باسمه ای از "جهاد"،"دفاع"و"شهادت" که تنها در همان لحظه درگیری با مهاجم معنا دارد.براین اساس "جهاد با نفس اماره"و"جهاد فی سبیل الله" و مفاهیمی از این دست رنگ می بازد.

"اخراجی ها" فارغ از تمام ضعف های ساختاری ،به وضوح بیانگر عقاید باطل سازنده اش است.جهاد با مخالف به هر وسیله و در همه جا." جهاد خیابانی"

مهدی پورامین
سه‌شنبه 7 فروردين 1386 - 9:36
جهاد خیابانی

دوستان عزیز سینمای ما،نمیدانم یادداشتی که دیشب برایتان ارسال کردم(جهاد خیابانی)،چه ایراد واشکالی داشت که آنرا چاپ نکردید!؟امروز دوباره آنرا مرور کردم اما واقعاَ جایی برای حذف نیافتم فقط برای ارائه منظورم چند خط به آن اضافه کردم؛که امیدوارم مقبول افتد.با این وجود اگر فکر میکنید با اصلاح و اغماض مقدور است انتشار دهید.

امیدوارم با این جریانات اعتراضی دو سویه که بر مبنای فیلم "اخراجی ها" براه افتاده؛رسالت رسانه ای و وجدان انسانی خود را بیش از پیش مدنظر قرار دهید.من طی یکسال گذشته مخاطب دائمی سایت شما بودم اما برای اولین بار بصورت رسمی وجدی درآن یادداشت نوشتم که امیدوارم با مناعت طبع و بلند نظری مواجه شود.

مصطفي انصافي
سه‌شنبه 7 فروردين 1386 - 10:13

يادداشتي بسيار كوتاه بر اخراجي ها

آفتابه لگن هفت دست... شام و ناهار هيچي!

احسان رحيم پور
سه‌شنبه 7 فروردين 1386 - 13:29

البته دراينكه اخراجي ها فيلم ضعيف ومزخرفييه حرفي نيست

ولي بعضي ازمنتقدهاهم خيلي نقنقواند

کوچه ما
چهارشنبه 8 فروردين 1386 - 12:16
بدرود آقای ده نمکی

جناب آقای ده نمکی من نتوانستم فیلم شما را در جشنواره فیلم فجر ببینم وقتی که در اختتامیه جشنواره شاهد آن عکس العمل های بی سابقه از شما بودم کنجکاو شدم که این فیلم را ببینم هفته گذشته در سینما عصر جدید به اتفاق خانواده به تماشای این فیلم نشستم و به راستی در پایان از کرده خود پشیمان شدم اخراجی ها به واقع هیچ چیز خاصی برای گفتن نداشت اخراجی ها به واقع بزرگترین دروغ سینمای ایران در طی سالهای اخیر است.

امیر
چهارشنبه 8 فروردين 1386 - 20:9
اخراجی ها

آیا چنین کسانی به جبهه رفتند آیا مسعود ده نمکی؟

مرزبان
شنبه 11 فروردين 1386 - 2:28
دفاع مقدس (جنگ شوخي سرش نمي شه)

مي خواستم قبل از هر صحبتي كمي در مورد سينماي جنگ در ايران صحبت كنم.

ميشه تنها ژانري كه در سينما ايران وجود دارد ژانر دفاع مقدس است.ژانر كه اگر چه خيلي ضعيف به آن پرداخته شده است ولي حد اقل سعي شده كه در ارائه ويژگي هاي بصري كار بشه.

استفاده از عناصري مثل چفيه،پلاك،خاكريز،سنگر،چكمه هاي پاره و خاكي و خيلي چيز هاي ديگه.

ميشه گفت سينما دفاع مدس در ايران سه بخش كلي تقسيم مي شود

1)سينماي اكشن حسي كه در اين نوع كار مي شود ضمن اينكه حس و حال جنگ به صورت واقعي القا شود كه ضمن داشتن جذابيت براي مخاطب عام گونه هائي مفاهيم معنوي جبهها نيز القا شود.معمولا در اين نوع پرداخت اكثر كساني كه شهيد مي شوند و رزمنده مي شوند طوري روشن پرداخت مي شود كه آدم احساس مي كند كه سقف آسمون سوراخ شده و فط همين تعداد از آسمون ريختند.پرداخت بيش از حد اسطوري رويشخصيت هاي اول.كساني كه مثلا 10 تا تير بهشون مي خوره ولي اصلا چيزيشون نميشه.فرشته كردن يك شخصيت توسط دوبله نيز از ويژگي هاي اين نوع پرداخت است.معمولا در ان نوع پرداخت شاهد اغراق ها بيش از اندازه هستيم مثلا استفاده بيش از اندازه از كلماتي همچون حاجي و سيد كه حالا تبديل شده است به جك مردم.اين نوع كار نه توانست ميان مخاطبين هوادار پيدا كند و نظر منتقدين و سينما دوستان حرفه اي را جلب كند.

2)بيان ارزش هاي دفاع مقدس به شكلي نسبتا نا متعارف و در واقع پرداخت به صورت طنز.در اين نوع پرداخت ضمن استفاده از ويژگي هاي شاخص ژانر دفاع مقدس سعي مي شود فضاي جبهه را چيزي فرا تر از انچه در نگاه مردم عادي است نشان داده شود.يعني با استفاده از شوخي و تكه پراني هاي عاميانه تلاش مي گردد تا بيان شود هر كسي به ميزان سطح اگاهي از نظر اعتقادي مي تواند در جبهه ها شركت كند.

اين نوع پرداخت نسبت و سبك قبلي خيلي كم كار شده است و معمولا هم كار هاي نسبتا ضعيفي بوده است مگر "ليلي با من است "كه جز شاخص هاي اين گروه ار لقب كرد و تقريبا تبديل شد به يك كليشه.

3)حاشيه دفاع مقدس هميشه براي خيلي جذاب بوده است چه مخاطب عام و چه مخاطب خاص پرداختن به تغييرات اجتماعي پس از جنگ و تغيير تفكر عده اي از مردم در جبهه و كساني كه در جبهه ها شركت مي كنند.اين نوع پرداخت معولا جنبه اعتراضي دارد.نسبتا اين نوع پرداخت نسبتا قوي تر از دو پرداخت مذكور مي باشد.كه مي توان از اثر هاي بي نظيري همچون آژانس شيشه اي،ارتفاع پست و قارچ سمي نام برد.كه معمولا هم در جشنواره هاي دفاع مقدس نيز اين سبك كار ها بيشتر مقبول مي شوند

مسعود دهنمكي در اخراجي سعي كرده ويژگي هاي مثبت اين سه نوع پرداخت را گرد آوري و ب قرار دادن مرزي باريك بين انها ازش استفاده كند.ولي در بسياري جا ها نتوانسته بود اين امر محقق سازد.گاهي اوقات اين مرز از بين مي رفت و دقيقا در جائي مخاطب مي بايستي اندوه گين شود از ته دل مي خنديد.تدوين نسبتا ضعيف اينكار را نيز نمي وان نا ديده گرفت.گاهي اوقات شاهد بوديم كه با يك كات زمان فيلم به بسيار زيادي به شكل نا مربوطي جلو مي رفت در واقع معمولا در اين نوع تدوين سعي مي شود كه مخاطب دچار شك شود ولي اينگونه نبود.

نكته جالب اينجا بود كه كساني كه هنوز به طور كامل اموزش نديده اند اجازه دارند كه به خط مقدم جبهه برسند.نمي دون زمان جنگ كسي حق داشت كه توي جبهه گيوه بپوشه مثلا كسي كه به عنوان تخريب چي مين ها عمل مي كرد.

يكي از نقات ضعف اين كار تغيييرات ناگهاني بيش از حد در ساختار شخصيتي بازيگران بود.

استفاده از ويژگي هاي ژانر سنيماي مستند(مثلا نوع تصوير برداري)در بخش هاي كمدي كرا مخاطب را ازار مي دهد.استفاده از ديالوگ هاي اضافه را كه اصلا نميشه گذشت.همينطور مي شگه گفت تقريبا در اين كار دكو پاژ و ميزانسن شاخص هم وجود نداشت.

ولي با تمام اين عيب ها و مسائلي كه دوستان بهش اشاره داشتند از دو حيث قابل تشكر است.

1)خب اينكه فيلم دوئل يكي از ضعيف ترين كار هاي سينماي ايران در عرصه جنگ است هيچ شكي درش نيست ولي مي تان گفت كه تا آن زمان دوئل تنها فيلمي بود كه تواسته بود خش هاي از حس و حال جنگ را به خوبي به مخاطب القا كند.اخراجي ها دقيقا به همين شكل است.به هر حال جنگ با كسي شوخي ندارد.دست قطع مي شود،پا زير تانك كي رود و خيلي چيز هاي ديگه.در واقع جنگ فقط ايستگاه صلواتي و نوحه خواني و سينه زني نيست.

براي اينكه در مورد مقوله دوم صحبت كنم يه ماجرا واقعي را مي خواسم تعريف كنم.

يكي از دوستان من كه اهل جبهه و جن بوده تعريف مي كرد:

زمان جنگ يك غواصي در منقطه بوده است كه جز لات هاي محله بوده ولي به هر دليل وارد جبهه مي شود و بعد از آموزش جز غواص هاي حرفه اي جبهه مي شود.او كسي بوده كه در دروان جاهليت هر كاري كرده بود آثار كار هاي مي شد با مشاهده به بدن پر از خالكوبي وي مشاهده كرد.در يكي از عمليات ها او بايد به آب مي رفت و لي در آن لحظه رختكني نبوده كه او لباس هاي خود را عوض كند خب مسلما خجالت مي كشيده كه ديگران بدن پر از خالكوبي در هر صورت ميره يه كناري و دل و مي زند به دريا كه لباس هايش را در همان جا عوض كند.

در همين لحظه خمپاره دقيقا در همان محل اصابت مي كت و خالكوبي با شهادت خالكوبي وي پاك مي شود

2)دقيقا اخراجي هم حرفش همين بود كه در واقع هر كس در هر جايگاه هاي با هر نوع اعتقادي مي تواند به درجات خيلي بالا برسد.

با تمام اين صحبت ها ديگر سينماي جان در حال حركت به سمت فرم است.يعني ديگر زمان پرداختن بيش از اندازه به استان و ديالوگ به سر رسييده هم اكنون سينما به اين سمت رفته است كه محتوا را از دل پرداخت و فرم بيرون بكشد ونه پرداخت را از دل داستان.

امير حسن صدر
يکشنبه 12 فروردين 1386 - 17:50
نقد اخراجيها

قسمت اول نقد فيلم جنجالي اخراجي ها

بالاخره وقت كردم اخراجي ها ساخته مسعود ده نمكي رو ببينم دست آقاي ده نمكي هم درد نكنه به خاطر اينكه اولين فيلم سينمايي رو با توجه به تجربه كمش دراين خصوص پرفروش ساخته. اما به گمانم براي نقد فيلم ( هركس با توجه به معلومات واطلاعات خودش حق داره درمورد چيزي كه لااقل بابتش پول داده نقد كنه) نمي دونم چرا وقتي دم سراغ كارهايي از دست آدمهايي مثل ده نمكي به ناچار بايد به خودش هم بپردازه شايد دليلش اينه كه اين جور آدمها اونقدر دچار تناقض هستند كه به راحتي با برهان خلف محكوم ميشن. بذارين بدون مقدمه از يه جايي، مثلاً اين نقدو شروع كنيم. اميدوارم نقد منصفانه اي از اب دربياد اخه اين نقد هم مثل فيلم سينمايي آقا مسعود اولين كاره.راستي يادم رفت بگم آقا مسعود جنجالي رو سالهاي زيادي هست كه ميشناسمش .

قرار بود خواهرم رو هم با خودم ببرم سينما تا فيلم اخراجي ها رو كه كمدي بود ببينه اما به دلايلي نتونستم ببرمش و البته وسط هاي فيلم بود كه خيلي خوشحال شدم كه با خودم نبردمش چون دريكي دو قسمت ابتذال زباني به حدي زياد بود كه به عنوان يه برادر بايد ازخجالت اب ميشدم( توي چند سطر پايين عرض ميكنم) خصوصاً اينكه سينما پربود از مرداي ديگه.

بگذريم سريع ميرم سراغ اصل مطلب و اول اين مثلاً نقد دلايل خودم رو در مورد فروش خوب فيلم عرض ميكنم و بعد ازاون عرائضم رو درمورد خودآقاي ده نمكي دنبال ميكنم. البته قبلش بگم اگر احياناً اسمي برده ميشه دليلي جهت تاييد يا تكفير نيست

دلايل موفقيت فيلم از لحاظ فروش:

1- علاقه مردم براي شاد بودن و خنديدن

2- جمع آوري اس ام اس ها و جوك هاي كوچه بازاري در كنار هم و تحت عنوان فيلم سينمايي

3- عبور از خط قرمزي كه خيلي جرات عبور از ان را ندارند و اگرهم جرات كنند باتوجه به تجارب قبلي ممكن است دربين راه از اكران آن جلوگيري شود مانند مارمولك.( سوابق آقاي ده نمكي مصونيت خوبي برايشان ايجاد كرد)

4- شهرت كارگردان با توجه به جنجالهايي صورت گرفته در چند سال اخير خصوصاً جنجالهايي كه جامعه روي آن حساسيت فوق العاده اي دارد.

5- براي اولين باربود كه كارگرداني با طرزفكر آقاي ده نمكي از اين طريق وارد عرصه ميشد ( شايد به جرات بتوان آنرا با استقبال كم نظير ازكنسرت فائقه آتشين قياس كرد و مطمئناً اين فيلم درآن سوي آبها نيز با استقبال مواجه خواهد شد )

6- ايفاي نقش چند بازيگر كميك در كنارهم

7- صحبتهاي كارگردان درروز اختتاميه جشنواره فيلم فجر كه آگاهانه يا نا آگاهانه باعث شد توجه بسياري رابه خود جلب كند و همين توجه كردن از جانب برخي از دوستان سينمايي و پس از اختلاف زماني كم جريان به وجود آمده با اكران فيلم

8- مصادف شدن ساخت فيلم با انتهاي سالي كه به عقيده سينمايي ها سال آشتي سينما بامردم بود.

آقاي ده نمكي كه در مصاحبه با نشريه آفتاب عنوان مي كنند ورود زنان به استاديوم باعث شكستن حرمت آنان ميشود چگونه است همان حرمت شكني را ازتوع مرموزتر و به شدت مخرب ترش توسط ايشان به داخل خانه ها آورده ميشود . اگربخواهم با زبان آشناي آقاي ده نمكي سخن بگويم اين نوع حرمت شكني همانند خمپاره 60عمل ميكند بيخبر و بدون هيچ گونه صدايي مي آيد و قرباني ميگيرد و جاي بسي افسوس است كه خمپاره انداز خودي نيز هست. اين حقيرحقيقتاً از درك حال وهواي ايشان در زماني كه به همراه خواهرخود( يا درآينده با دختر خود) مشغول تماشاي آن قسمت از فيلم را كه براي جيگر معادل سازي مي كنند عاجزم. آيا اين همان مسعود ده نمكي پرمدعاست؟ آيا اين همان جوانك مغروري است كه زمين وزمان را به نقد ميكشيد و بسياري را سلاخي شخصيتي ميكرد؟شخصاً معتقدم اين نوع نگرش از نبود بينش نه حتي سالم بلكه ثابت حكايت ميكند. زماني استفاده كردن از عبارات ركيك به دليل جامعه ي كاملاً مردانه ، متدوال بود(حتي در سروده هاي بزرگاني چون مولانا، ناصر خسرو ،عبيد زاكاني ازاين دست بسيار است) اما در دهه هاي اخير با ورود انبوه زنان درس خوانده و باسواد به اجتماع، جامعه مرد سالار ايراني به انفعال واداشته شد و اين انفعال نبود جز توفيق اجباري تكريم زنان توسط مردان. انفعالي كه به مرور به صورت يك عرف در آمد و تمدن امروزي ايران را شكل داد. عرف امروزيني كه جناب مسعود خان نسبت به آن سهواً ياعمداً كاملاً بي توجهي نشان داده و متاسفانه به خاطرشهرت و سابقه شان بدواً به سمت مغز ديني و ديندار نشانه رفته اند.

آقاي ده نمكي آمده نيامده انتظار دارند جوايز جشنواره را درو كنند. بايداز ايشان پرسيد آياواقعاً با اين طرزتفكر قصد ايجاد مدينه فاضله را داشته ايد؟ شايد اگردر اين فيلم لايه مذهبي البته به زعم خودشان برداشته شود، با بسياري از فيلم فارسي هاي نازل دهه 50 هم تراز شود كه البته كاملاً قابل توجيه براي منتقدين حرفه اي و غير حرفه اي سينما كاملاً ً قابل توجيح است چرا كه اولين فيلم كارگردان بوده است و شايد ازاين نظر تاحدودي قابل ستايش نيزباشد. حتي اگر در بسياري ازقسمتهاي فيلم تقليدي آشكارو فوق العاده شبيه به اصل را شاهد باشيم و حتي اگر قسمت هايي زيادي از فيلم فقط نمايش اس ام اس و جوكهاي كوچه بازاري باشد و به عقيده خيلي ها لمپن باشد ونه در سينما. باور كنيد باورش سخت است اينكه ازمعدود معترضان اجتماعي ما دردودهه اخير اينچنين ساده انگارانه مي انديشند. عجيب است كه ايشان تصور ميكنند رضايت مردم عادي كم اطلاع از لحاظ تكنيك ها و مفاهيم سينمايي ازيك فيلم بايد به معني رضايت متخصصان عرصه نقد سينما باشد. چه قدرزود فراموش كرده اند انتخاب با اكثريت آراء سيدمحمد خاتمي را و چقدر زود فراموش كرده اند اعتراضات خشن خودرا به اين انتخاب مردم. چه طور ميشود آنجا انگونه اعتراض كرد واينجا اينگونه. سوالم را دوباره از زاويه اي ديگر مطرح مي كنم . آيا براستي اين نوع برخورد دو گانه بر عدم بينش صحيح و عقل منصف و عادل درايشان دلالت نمي كند؟

امير حسن صدر
يکشنبه 12 فروردين 1386 - 18:0
نقد اخراجيها

قسمت اول نقد فيلم جنجالي اخراجي ها

بالاخره وقت كردم اخراجي ها ساخته مسعود ده نمكي رو ببينم دست آقاي ده نمكي هم درد نكنه به خاطر اينكه اولين فيلم سينمايي رو با توجه به تجربه كمش دراين خصوص پرفروش ساخته. اما به گمانم براي نقد فيلم ( هركس با توجه به معلومات واطلاعات خودش حق داره درمورد چيزي كه لااقل بابتش پول داده نقد كنه) نمي دونم چرا وقتي دم سراغ كارهايي از دست آدمهايي مثل ده نمكي به ناچار بايد به خودش هم بپردازه شايد دليلش اينه كه اين جور آدمها اونقدر دچار تناقض هستند كه به راحتي با برهان خلف محكوم ميشن. بذارين بدون مقدمه از يه جايي، مثلاً اين نقدو شروع كنيم. اميدوارم نقد منصفانه اي از اب دربياد اخه اين نقد هم مثل فيلم سينمايي آقا مسعود اولين كاره.راستي يادم رفت بگم آقا مسعود جنجالي رو سالهاي زيادي هست كه ميشناسمش .

قرار بود خواهرم رو هم با خودم ببرم سينما تا فيلم اخراجي ها رو كه كمدي بود ببينه اما به دلايلي نتونستم ببرمش و البته وسط هاي فيلم بود كه خيلي خوشحال شدم كه با خودم نبردمش چون دريكي دو قسمت ابتذال زباني به حدي زياد بود كه به عنوان يه برادر بايد ازخجالت اب ميشدم( توي چند سطر پايين عرض ميكنم) خصوصاً اينكه سينما پربود از مرداي ديگه.

بگذريم سريع ميرم سراغ اصل مطلب و اول اين مثلاً نقد دلايل خودم رو در مورد فروش خوب فيلم عرض ميكنم و بعد ازاون عرائضم رو درمورد خودآقاي ده نمكي دنبال ميكنم. البته قبلش بگم اگر احياناً اسمي برده ميشه دليلي جهت تاييد يا تكفير نيست

دلايل موفقيت فيلم از لحاظ فروش:

1- علاقه مردم براي شاد بودن و خنديدن

2- جمع آوري اس ام اس ها و جوك هاي كوچه بازاري در كنار هم و تحت عنوان فيلم سينمايي

3- عبور از خط قرمزي كه خيلي جرات عبور از ان را ندارند و اگرهم جرات كنند باتوجه به تجارب قبلي ممكن است دربين راه از اكران آن جلوگيري شود مانند مارمولك.( سوابق آقاي ده نمكي مصونيت خوبي برايشان ايجاد كرد)

4- شهرت كارگردان با توجه به جنجالهايي صورت گرفته در چند سال اخير خصوصاً جنجالهايي كه جامعه روي آن حساسيت فوق العاده اي دارد.

5- براي اولين باربود كه كارگرداني با طرزفكر آقاي ده نمكي از اين طريق وارد عرصه ميشد ( شايد به جرات بتوان آنرا با استقبال كم نظير ازكنسرت فائقه آتشين قياس كرد و مطمئناً اين فيلم درآن سوي آبها نيز با استقبال مواجه خواهد شد )

6- ايفاي نقش چند بازيگر كميك در كنارهم

7- صحبتهاي كارگردان درروز اختتاميه جشنواره فيلم فجر كه آگاهانه يا نا آگاهانه باعث شد توجه بسياري رابه خود جلب كند و همين توجه كردن از جانب برخي از دوستان سينمايي و پس از اختلاف زماني كم جريان به وجود آمده با اكران فيلم

8- مصادف شدن ساخت فيلم با انتهاي سالي كه به عقيده سينمايي ها سال آشتي سينما بامردم بود.

آقاي ده نمكي كه در مصاحبه با نشريه آفتاب عنوان مي كنند ورود زنان به استاديوم باعث شكستن حرمت آنان ميشود چگونه است همان حرمت شكني را ازتوع مرموزتر و به شدت مخرب ترش توسط ايشان به داخل خانه ها آورده ميشود . اگربخواهم با زبان آشناي آقاي ده نمكي سخن بگويم اين نوع حرمت شكني همانند خمپاره 60عمل ميكند بيخبر و بدون هيچ گونه صدايي مي آيد و قرباني ميگيرد و جاي بسي افسوس است كه خمپاره انداز خودي نيز هست. اين حقيرحقيقتاً از درك حال وهواي ايشان در زماني كه به همراه خواهرخود( يا درآينده با دختر خود) مشغول تماشاي آن قسمت از فيلم را كه براي جيگر معادل سازي مي كنند عاجزم. آيا اين همان مسعود ده نمكي پرمدعاست؟ آيا اين همان جوانك مغروري است كه زمين وزمان را به نقد ميكشيد و بسياري را سلاخي شخصيتي ميكرد؟شخصاً معتقدم اين نوع نگرش از نبود بينش نه حتي سالم بلكه ثابت حكايت ميكند. زماني استفاده كردن از عبارات ركيك به دليل جامعه ي كاملاً مردانه ، متدوال بود(حتي در سروده هاي بزرگاني چون مولانا، ناصر خسرو ،عبيد زاكاني ازاين دست بسيار است) اما در دهه هاي اخير با ورود انبوه زنان درس خوانده و باسواد به اجتماع، جامعه مرد سالار ايراني به انفعال واداشته شد و اين انفعال نبود جز توفيق اجباري تكريم زنان توسط مردان. انفعالي كه به مرور به صورت يك عرف در آمد و تمدن امروزي ايران را شكل داد. عرف امروزيني كه جناب مسعود خان نسبت به آن سهواً ياعمداً كاملاً بي توجهي نشان داده و متاسفانه به خاطرشهرت و سابقه شان بدواً به سمت مغز ديني و ديندار نشانه رفته اند.

آقاي ده نمكي آمده نيامده انتظار دارند جوايز جشنواره را درو كنند. بايداز ايشان پرسيد آياواقعاً با اين طرزتفكر قصد ايجاد مدينه فاضله را داشته ايد؟ شايد اگردر اين فيلم لايه مذهبي البته به زعم خودشان برداشته شود، با بسياري از فيلم فارسي هاي نازل دهه 50 هم تراز شود كه البته كاملاً قابل توجيه براي منتقدين حرفه اي و غير حرفه اي سينما كاملاً ً قابل توجيح است چرا كه اولين فيلم كارگردان بوده است و شايد ازاين نظر تاحدودي قابل ستايش نيزباشد. حتي اگر در بسياري ازقسمتهاي فيلم تقليدي آشكارو فوق العاده شبيه به اصل را شاهد باشيم و حتي اگر قسمت هايي زيادي از فيلم فقط نمايش اس ام اس و جوكهاي كوچه بازاري باشد و به عقيده خيلي ها لمپن باشد ونه در سينما. باور كنيد باورش سخت است اينكه ازمعدود معترضان اجتماعي ما دردودهه اخير اينچنين ساده انگارانه مي انديشند. عجيب است كه ايشان تصور ميكنند رضايت مردم عادي كم اطلاع از لحاظ تكنيك ها و مفاهيم سينمايي ازيك فيلم بايد به معني رضايت متخصصان عرصه نقد سينما باشد. چه قدرزود فراموش كرده اند انتخاب با اكثريت آراء سيدمحمد خاتمي را و چقدر زود فراموش كرده اند اعتراضات خشن خودرا به اين انتخاب مردم. چه طور ميشود آنجا انگونه اعتراض كرد واينجا اينگونه. سوالم را دوباره از زاويه اي ديگر مطرح مي كنم . آيا براستي اين نوع برخورد دو گانه بر عدم بينش صحيح و عقل منصف و عادل درايشان دلالت نمي كند؟

امير حسن صدر
يکشنبه 12 فروردين 1386 - 19:21
نقد اخراجيها

دوستان عزيز به دليل كمبود وقت كه داشتم نوشته بالا رو بدون بازبيني مجدد برايتان ارسال كردم. لطفا در صورت امكان بازبيني فرموده و مواردي را كه لازم ميدانيد اصلاح بفرماييد.باتشكر صدر

انيس
سه‌شنبه 14 فروردين 1386 - 14:28
همه چي در يك فيلم

من اين فيلم را 2 بار ديديم و هر 2بار هيجان وصف ناپزير مردم را ديدم و ديدم كه سانسهاي سينما به طور باور نكردني تا 3 بامداد رزرو شده بود و جاي شكرش باقي است كه وجدان هاي بيدار هنوز هم نفس مي كشند.

در يك جمله اين فيلم فوق العاده بود و به نظر من تمام جايزه هاي جشنواره باير براي اين فيلم مي شد . به نوبه ي خود از تمام عوامل اين فيلم به خصوص جناب آقاي دهنمكي قدر اني ميكنم .

سهیل
سه‌شنبه 14 فروردين 1386 - 15:43

جناب انیس عزیز شما که اخراجی ها را اینقدر فوق العاده می دانید در قبال فیلمهایی مثل خیلی دور خیلی نزدیک، بیدمجنون، چهارشنبه سوری، خون بازی و .... چه واکنشی نشان می دهید

واقعاً برایتان که اینقدر بی سلیقه هستید متاسفم

پوريا
سه‌شنبه 14 فروردين 1386 - 23:58

اين را هم خوب است نقل قول گنم:

اما هنوز برخي به كارگردان اخراجيها ،اندكي خوشبين هستند كارگردان بسيار مشهوري درباره او گفته است .

حضور كارگردان اخراجيها در سينما را بايد به فال نيك گرفت :چون همين كه پشت دوربين قرار گرفته غنيمت است.

--
چهارشنبه 15 فروردين 1386 - 13:57
---

اميدوارم حريم سينما بيش از اين به سخره گرفته نشود كه هر كسي از راه برسد تمام امكانات در اختيارش قرار گيرد به خود لقب كارگردان دهد و تازه مدعي هم باشد.

متاسفم از ساخت اين فيلم در سينماي ايران.

جاي آن است كه خون موج زند در دل لعل

زين تغابن كه خزف مي شكند بازارش.

شرايط فيلمسازي را براي كساني فراهم كنيد كه سالهاست فيلم كوتاه مي سازند و خود را اثبات كرده اند.

احسان یزدانی
چهارشنبه 15 فروردين 1386 - 15:17
اخراجیها فیلم بدی است

نمی دونم چرا نوشته ام رو قرار ندادید ولی حتما دلیلی داشته.از همه شما متشکرم.

با آدمهای سیاسی مثل ده نمکی باید سیاسی رفتار کرد.اخراجی ها فیلمی برای سینمای سیاسی ایران است.فیلمی که در منجلاب سیاست غرق می شود!

اخراجیها فیلم بدی است.

خواهش می کنم نوشته قبلی ام را مجددا مطالعه کنید.

با تشکر از همه مسئولین سایت سینمای ما

رها آزاد
پنجشنبه 16 فروردين 1386 - 4:55
" تجربه اي " به اسم فيلم اخراجي ها ديدن

شرمنده من اينطور ميگم ... ولي بعضيهاتون فكر كرديد سينماي ايران ارث باباي كسي است كه هر كسي حق ندارد پا به آن بگذارد .

ده نمكي به كنار , اگر فردا كس ديگري پيدا شد و همچين فيلمي ساخت ؟ واكنش شما اينگونه خواهد بود ؟

ببينيد رفقا ! علت اينكه اين فيلم اينگونه خون بعضي ها را به جوش آورده اين است كه " اولين " فيلم از اين نوع است . دومي و سومي هم ميرسد .. آنوقت ياد ميگيريم چگونه بايد با اين مساله كتار بياييم . خيلي دوست دارم روزي را ببينم كه مجوز در آغوش گرفتن دو جنس مخالف در سينما آزاد شود .. " اولين فيلم " با اين مضمون ساخته شود ... 1 ميليارد بفروشد و باز هم خون بعضي ها به جوش بيايد .

بخواهيم يا نخواهيم چون تا كنون با شوخي هايي از جنس " اخراجي ها " غريب بوده ايم براي اولين بار دركش مشكل است و اينگونه مي خروشيم ... مگر چقدر جذابيت دارند كه در فيلم هاي بعدي اينچنيني مردم دوباره به آن توجه كنند ؟

منتقدان عزيز ... مردم فقط آمده اند سينما كه اخراجي ها را " تجربه " كنند ... انقدر نگوييد پرده سينما كثيف شد فلان شد . سينما بايد تمامي فضاها را تجربه كند تا پيشرفت داشته باشد .

حالا بگذاريد ده نمكي خوش باشد و ذوق كند كه اينهمه مورد توجه است ! در صورتي كه 70 % كساني كه اخراجي ها را ميبينند اصلا شخصي به نام ده نمكي را نميشناسند !

پس خواهشا بحثي كه اينجا در گرفته را به مردم ايران كليت ندهيد كه ماجرا چيز ديگري است و ده نمكي فراموش خواهد شد ... ارزش و هنر است كه ميماند آقايان و خانومهاي منتقد

بابک زنگنه
پنجشنبه 16 فروردين 1386 - 14:23

من هم با میثم موافقم.نمیدونم چند نفر از اقایون و خانومها رییس دیدند؟من سینمای کیمیایی رو دوست دارم ولی هنوز باورم نمیشه که روزی رسیده که کیمیایی همچین فیلمی ساخته!!ولی چرا کسی اینجا حرفش نمیزنه؟؟؟

صد رحمت به اخراجی ها

انيس
پنجشنبه 16 فروردين 1386 - 15:57
آقا سهيل

اولا جناب نه و خانم 1

دوما من همه ي اين فيلما رو ديدم و فيلم خيلي دور و خيلي نزديك هم فوق العاده بود.


شنبه 18 فروردين 1386 - 12:15
تخم مرغ بلورين

يك پيشنهاد.

به جاي زرشك طلايي، در سينماي ايران (تخم مرغ بلورين) را ابداع نموده و به آقاي ده نمكي و فيلمشان تقديم نمائيد. چون شايد كسي كه نه مرغ مي خواهد و نه سيمرغ به تخم مرغ راضي شود.

سهیل
يکشنبه 19 فروردين 1386 - 16:3
تشابه اخراجی ها با خیلی دور و نزدیک

شمایی که هم خیلی دور خیلی نزدیک و هم اخراجی ها را فوق العاده می دانید بی زحمت تشابه این دو را برای من هم بیان کنید شاید من متوجه نشده باشم که با چه شاهکاری از آقای دهنمکی طرفم

سهیل
سه‌شنبه 21 فروردين 1386 - 16:38
چند کلام با مسعود ده نمکی

هر شب ساعت 9 از شبکه 5 سیما برنامه ای به نام شب شیشه ای با اجرای رضا رشید پور پخش می شود دیشب مسعود ده نمکی میهمان این برنامه بود و در باره اخراجی ها حرف میزد بعد از آن نمایش بینظیر در اختتامیه جشنواره فیلم فجر مسعود ده نمکی اینبار از تریبون صدا و سیما و شبکه 5 تهران استفاده کرد و به بهترین وجه ممکن مظلوم نمایی کرد به صورتی که دل همه را آب کرد او طوری صحبت می کرد که انگار بزرگترین فیلم تاریخ سینمای ایران را ساخته است. برادر عزیز مسعود ده نمکی اگر از فیلم شما استقبال شده است به خاطر فوق العاده بودن آن نیست بلکه سطح انتظارات مردم ما متاسفانه از سینما پایین آمده است . امروزه دیگر مردم ایران حال و حوصله دیدن فیلمهای جدی و فکر کردن به آنها را ندارند و ترجیح می دهند ساعتی در سینما خوش باشند و بخندند چیپس و تخمه میل کنند برادر عزیز بهتر است بیخودی ادای آدمهای روشفکر را در نیاورید به نظر من فیلم شما هیچ چیز خاصی برای عرضه به مخاطب نداشت و تنهاوقت مخاطب را تلف کرد ای کاش سلیقه مخاطب اینقدر پایین نیامده بود تا فیلم خوبی مثل خون بازی اینقدر مهجور باقی نمی ماند


چهارشنبه 22 فروردين 1386 - 15:10

اخراجی ها فیلمی بسیار معمولی است و در کل نسبت به لیلی بامن است و مارمولک قطره ای دربرابر دریاست. اخراجی ها دیدن ندارد.باورکنید.

انيس
پنجشنبه 23 فروردين 1386 - 14:25
جواب آقا سهيل

ببينيد اين دو فيلم با هم قابل مقايسه نيستند . نه اين كه بگم اين از اون بهترهنه ولي اين دو فيلم كاملا در دو محوريت جدا ساخته شده اند.

فؤاد
جمعه 24 فروردين 1386 - 0:47
جواب رها

رها جان اینکه شوخی‌های اخراجی‌ها تازه است و خط قرمز را رد می‌کند مشکلی نیست مشکل اینجاست که خیلی از کارگردانان حرفه‌ای و بزرگ ما خواسته‌اند بسازند و نگذاشته‌اند، عاشقانه‌ی دو جنس مخالف حق سینماست در همه جای دنیا هم هست ولیینکه تنها ده‌نمکی آن را بتواند بسازد توهین‌آمیز است در ضمن غیر از تیکه‌های کلامی فیلم اخراجی‌ها که شاهکار محسوب نمی‌شود آیا فیلم چیز تازه‌ای داشت و درخور؟ آن تیکه‌ها را مهران مدیری هم می‌تواند در مجموعه‌هایش کار کند اگر اجازه داده شود...


جمعه 24 فروردين 1386 - 22:28

من فقط و فقط اخراجي ها رو براي اين كه خيلي كنجكاو بودم ديدم...فقط ميخواستم ببينم از اين ده نمكي با اين همه هارت و پورتش چي در مياد...من خيلي خيلي با نيما موافقم و خيلي خيلي با ميثم و انيس و اونايي كه اخراجيها رو فيلم خوبي ميدونن مخالفم...واقعا چه حرفي داشت واسه گفتن؟درسته كه واقعا يه جاهايي آدم خندش ميگرفت ولي اين كه دليل خوب بودن فيلم نيست

يه چيزي كه منو خيلي متعجب كرده اينه كه چطور ممكنه كه سنتوري ( واي از اين سنتوري واي از اين مهرجويي و به قول نيما واي از اين هامون!!!) و اخراجيها با هم بهترين فيلم از نگاه تماشاگر ها بشه؟ سنتوري كجا و اخراجيها كجا؟ مهرجويي كجا و ده نمكي كجا؟(البته معذرت ميخوام كه استاد رو با ده نمكي مقايسه كردم)

پريسا
جمعه 24 فروردين 1386 - 22:30
...

من فقط و فقط اخراجي ها رو براي اين كه خيلي كنجكاو بودم ديدم...فقط ميخواستم ببينم از اين ده نمكي با اين همه هارت و پورتش چي در مياد...من خيلي خيلي با نيما موافقم و خيلي خيلي با ميثم و انيس و اونايي كه اخراجيها رو فيلم خوبي ميدونن مخالفم...واقعا چه حرفي داشت واسه گفتن؟درسته كه واقعا يه جاهايي آدم خندش ميگرفت ولي اين كه دليل خوب بودن فيلم نيست

يه چيزي كه منو خيلي متعجب كرده اينه كه چطور ممكنه كه سنتوري ( واي از اين سنتوري واي از اين مهرجويي و به قول نيما واي از اين هامون!!!) و اخراجيها با هم بهترين فيلم از نگاه تماشاگر ها بشه؟ سنتوري كجا و اخراجيها كجا؟ مهرجويي كجا و ده نمكي كجا؟(البته معذرت ميخوام كه استاد رو با ده نمكي مقايسه كردم)

انيس
چهارشنبه 29 فروردين 1386 - 16:5
...?

ببينيد اين طوري نميشه نظراتمونو خوب بگيم و از اون دفاع كنيم. 1: پيشنهاد : يه روز همه بياييم كنفرانس.{ در ضمن من پايه ي هر نوع بحثي هستم.} پس من منتظرم .

doste aloche khanoom
پنجشنبه 30 فروردين 1386 - 12:47

momkene ekhrajia vaghean dar andazei nabashe ke enghadr forosh dashte bashe vali bayad ghabol kard bad az in hame modat sinamaye iran filmira did ke hame no mokhatabi mipasandidanesh man fekr nemikonam omdeye tavajohi ke besh shod bekhatere kargardan va hashiash bashe ...!

khili az sahnehaye delkharashi ke toye in film bod modathast hija nadidim

رضا
جمعه 31 فروردين 1386 - 14:35

خيلي شعارگونه و هجو بود.

کوچه ما
دوشنبه 3 ارديبهشت 1386 - 10:12
تحریم اخراجی ها

با مطالاعه نظرات منعکس شده در باره فیلم های مختلف در سایت سینمای ما مشخص می شود که با کمال خرسندی بازدیدکنندگان سایت سینمای ما به خوبی فرق میان فیلم خوب و فیلم بد را می دانند به نظر من بهتر است که هر کدام از مخاطبان این سایت در اعتراض به ساخته شدن فیلمهای ضعیفی مانند اخراجی ها این فیلم ها را به نوعی تحریم کنند. به طور مثال اگر هر کدام از ما تنها اطرافیان خود را از دیدن فیلم اخراجی ها و میهمان در سینما و خریدن cd این فیلمها منصرف کرده و به دیدن فیلم خوب خون بازی ترغیب کند به سهم خود می تواند قدمی در راه اعتلای سینمای کشورمان بردارد

به امید روزی که بازهم شاهد ساخته شدن آثاری فاخر و مطرح در سینمای کشورمان باشیم

اضافه کردن نظر جدید
:             
:        
:  




             

استفاده از مطالب و عكس هاي سايت سينماي ما فقط با ذكر منبع مجاز است | عكس هاي سایت سینمای ما داراي كد اختصاصي ديجيتالي است

كليه حقوق و امتيازات اين سايت متعلق به گروه مطبوعاتي سينماي ما و شركت پويشگران اطلاع رساني تهران ما  است.

مجموعه سايت هاي ما : تهران ما ، مشهد ما ،  سينماي ما ، تئاترما ، خانواده ما ، داشن ما

 سينم