آقای ده نمکی، برای یک بار هم که شده، عوض شلوغ کاری گوش کن ( یادداشت امیر قادری درباره فیلم اخراجی ها و ادعای اخیر ده نمکی راجع به سایت سینمای ما ) :: سينمای ما :: پايگاه خبری - تحليلی سينمای ايران :: Iranian Movie News & Information
چهارشنبه 17 مهر 1387 - 10:38







آقای ده نمکی، برای یک بار هم که شده، عوض شلوغ کاری گوش کن ( یادداشت امیر قادری درباره فیلم اخراجی ها و ادعای اخیر ده نمکی راجع به سایت سینمای ما )

مسعود ده نمکی. این دفعه بیا شلوغ نکنیم. این دفعه بیا سر فرصت حرف بزنیم. در رابطه با یادداشت دوستم نیما حسنی نسب، جملاتی در وبلاگ ات نوشته ای که باید پایش بایستی. یادداشت نیما که اتفاقا انتقادی نبود. او به چند دلیل فروش اخراجی ها اشاره کرده بود که در جای خودش بسیار خواندنی و قابل بحث است و عوض جوسازی، هر وقت دل ات خواست بنشینیم و درباره تک تک این دلایل بحث کنیم. قرار شد شلوغ نکنیم.
بحث درباره بایکوت و این ها هم که شوخی است. زودتر از این بخش رد شویم. دوران جشنواره یادم هست آن قدر از فیلم ات خبر و عکس رفته بودیم که چند نفر از کاربران سایت، اعتراض کرده بودند که سایت همه اش شده: « اخراجی ها ». همین حالا هم که این جا نشسته ایم و داریم حرف می زنیم، در بخش ویژه جشنواره ی سایت، می توانی تعدادی از این عکس ها و خبرها را پیدا کنی. البته هیچ مزد و منتی در کار نیست. به دلیل بازتاب های رسانه ای و توجه برانگیز بودن اخراجی ها در دوران جشنواره، وظیفه داشتیم این بازتاب ها را انتقال دهیم، چه از فیلم خوشمان بیاید، چه نه. که فکر می کنیم وظیفه چنین رسانه ای، انتقال چنین بازتاب هایی، به شیوه ای امانت دارانه است. اگر هم خبر رکوردشکنی فیلم ات را نرفتیم ( که به به این نکته در یادداشت ات اشاره کرده بودی )، به این خاطر بود که قرار گذاشته ایم سایت تا پایان تعطیلات عید خبر نرود و به برنامه های ویژه ای بپردازد که امیدواریم از فردا تا روز سیزده عید، دوباره به سمت آن برگردد. اگر هم دم از مردم می زنی که خب، اگر اخراجی ها پرفروش ترین فیلم سینمای این مملکت است، سینمای ما هم پرمخاطب ترین رسانه این سینما حداقل در حوزه اینترنت به حساب می آید. تعدادی از برخوردهای منفی مخاطبان سایت ( که از مشتری های فیلم خودت هستند ) را این چند روزه در کامنت ها خوانده ای. آن تعدادی را هم که سانسور کرده ایم و آن لاین نکرده ایم، پیش ما محفوظ است. اگر خواستی می توانی به دفتر سایت مراجعه کنی و بقیه را هم تحویل بگیری و بخوانی. این که از بازی گلزار و مدیری در فیلم های بیضایی و تبریزی هم حمایت کرده ایم یا حداقل چنین حضوری را می پسندیم، حرف بی پایه دیگری است که وسط کشیده ای. اتفاقا شاید بازی گلزار در آتش بس، از فیلمی که قرار است بهرام بیضایی بسازد، بهتر باشد و شاید اصلا بازی در این فیلم به ضرر گلزار باشد تا بیضایی. اول باید فیلم را ببینیم و بعد نظر بدهیم. شاید اصلا تنها نکته مثبت فیلم بیضایی، بازی محمدرضا گلزار در آن باشد یا برعکس نقطه ضعف آن. این ها همه جزئیاتی است که نمی شود جمع بست شان و در چارچوب حرف های کلی برای حمله به کسی یا نهادی قرارشان داد، و از چماق کلامی فراهم شده، استفاده کرد. این از این. بحث هایی هم که درباره پوپولیسم و مردم گرایی به اش اشاره می کنی، پیچیده تر از آن ای است که بخواهیم این جا به اش اشاره کنیم. نظریه های اجتماعی و البته هنری فراوانی درباره ارتباط بین نظر مردم و رای نخبه ها وجود دارد که می شود هر کدام اش را مبنا گرفت.
شخصا فکر می کنم با توجه به اعتقادات و آموخته ها و تجربه هایم، در هر لحظه باید مناسب ترین و البته صادقانه ترین واکنش را نسبت به پدیده ای که با آن رو به رو می شوم ( در این جا منظورم فیلم اخراجی هاست )، ابراز کنم. این که بقیه مردم ( که من هم یکی از آن ها هستم )، از این نظر استقبال می کنند یا نه، دیگر دغدغه من نیست. سنتوری داریوش مهرجویی را خیلی ها دوست داشته اند و من هم دوست داشته ام. میامی وایس مایکل مان را اما خیلی ها به عنوان یکی از بدترین فیلم های سال انتخاب کرده اند، اما من خیلی خیلی دوست اش دارم. پس من باید کار خودم را انجام دهم، به نظرم ته ته اش مردم آدم صادق را دوست داشته باشند، حتی اگر با نظرات اش موافق نباشند. و آقای مسعود ده نمکی، اخراجی ها به نظرم فیلم صادقانه ای نیست. قبل از آن که مثل دفعه قبل، ما را به ایستادن در برابر خدا متهم کنی ( یعنی دقیق تر بگویم، چنین تهمتی بزنی )، تحمل داشته باش تا دلایل ام را بگویم. من هم مسلمانم و خدایی دارم که شاید مرا بیش تر از تو دوست داشته باشد، شاید هم نه، اما همیشه به ام فرصت داده تا نظرم را، آن طوری که فکر می کنم درست است بگویم و البته پایش بایستم. فیلمی مثل اخراجی ها، همان طور که قبلا نوشته ام فیلم ریاکارانه ای است، چون آن چه به وسیله آن تماشاگرش را جلب و جذب می کند و آن چه درست و صحیح فرض می کند، دو تا هستند. همان ماجرای هدف، وسیله را توجیه می کند. آن چه با آن شوخی می سازی و تماشاگرت را سرگرم می کنی و بخش اعظم فیلم ات را تشکیل می دهد، تفاوت دارد با آن چه که تبلیغ می کنی درست است. در آثار هنری صادقانه، این هر دو، یکی هستند.
در اخراجی ها، چیزهایی نشان ملت می دهی به این امید که آخر کار بتوانی ثابت کنی این ها هیچ کدام اش درست نیست و خدا جای دیگری است. پس آن چه به نظرت درست و جذاب می رسد، همان چیزهایی نیست که فیلم ات را جذاب می کنند. ( یک نمونه اش شوخی درباره کمک های جنسی در جبهه ها ). در حالی که اگر بخواهی کاملا صادق باشی، آن چه به آن اعتقاد داری، آن قدر به نظرت زیبا و جذاب می رسد که از طریق همان چیز بتوانی تماشاگرت را جذب کنی. اتفاقی که مثلا در سنتوری ( که ما را به طرفداری از آن متهم! می کنی ) افتاده. نگفتم شلوغ نکن که ما هم برای خودمان دلایلی داریم؟ اتفاقا مهرجویی هم در آن فیلم ، به راحتی می توانست در دامی که تو افتاده ای بیفتد. یعنی از جذابیت های زندگی یک معتاد استفاده کند، و بعد اعتیاد را انکار کند. در حالی که در سنتوری این اتفاق نیفتاده. مهرجویی به معتاد نوازنده، حق زندگی، آن طوری که خودش می خواهد را بخشیده. فاصله بین صداقت و رد گم کردن، همین جاست. آخر چه طور می توانیم به چیزی اعتقاد داشته باشیم، بی این که بتوانیم با آن صفا کنیم؟ اگر نمی توانیم، خب لابد به این خاطر است که اعتقاد نداریم. با همه این حرف ها در نظرسنجی های بعد از جشنواره، اکبر عبدی و علی اوسیوند ( که به نظرم کارش دیده نشد ) و رضا بهارانگیز، تدوین گر فیلم ات را به عنوان چند تا از بهترین های جشنواره انتخاب کردم. قسمت هایی از فیلم ات را هم دوست داشتم، اما همه اش را امکان نداشت، چون به نظرم فیلم شرحه شرحه ای است که کلیت و همگونی مورد نیاز یک اثر هنری را ندارد. تو هم حق نداری ما را به ایستادن درباره مردم و خدا متهم کنی. کاری که ظاهرا آدم بدهای فیلم ات را به خاطر همین چیزها رد می کنی.
چون نمی فهمند آن هایی که به نظرشان اراذل و اوباش می رسند، شاید نزد خدا از آن ها محبوب تر باشند. می بینی که با نوشتن این یادداشت و متهم کردن ما به ایستادن در برابر خدا، همان کاری را کرده ای که در فیلم ات ظاهرا با آن مبارزه کرده ای. گفتم که اعتقاد به چیزی، پیچیده تر از این حرف هاست. در طول این سال ها، از روشنفکری قلابی، همان قدر ضرب خورده ایم که از چنین حرف ها و موضع گیری هایی، از همان نوعی که تو در یادداشت ات خطاب به سینمای ما و مقاله نیما، ابراز کرده ای. همه چیز که با شلوغ کردن رفع و رجوع نمی شود. ( به عنوان کامل کننده بحث، رجوع کنید به کامنت مفصل مهدی پورامین در مطلب نیما حسنی نسب که به نکته خیلی جالبی اشاره کرده است. )



به روز شده در : چهارشنبه 8 فروردين 1386 - 15:50

چاپ این مطلب |ارسال این مطلب |

نظرات

علیرضا حسینی
سه‌شنبه 7 فروردين 1386 - 10:57

آقای قادری انقدر خوب و دقیق مسائل رو باز کردید که دیگه نیازی به اظهار نظر نمی بینم

مطنئن باشید حرفای صادقانه شما بسیار همسو و شبیه به عقاید و افکار ماست درود بر شما

کاوه اسماعیلی
سه‌شنبه 7 فروردين 1386 - 11:0
مخملباف vs دهنمکی

کاری به اخراجی ها ندارم.کارم به فرمایش اکبر عبدیه که ده نمکی رو با مخملباف مقایسه کرده بود.مقایسه ای که از نطفه غلطه.مخملباف کاملا فرزند زمانه خودش بوده.در هر دوره ای .خوب یا بد. درست یا غلط...جو شعار زده و تبلیغاتی اون سالها فیلمهایی به همون سبک رو میطلبید و مخملبافی که به قول خود عبدی در سینما مرگ بر حاتمی سر داده بود از همون نسل تهاجمی و احساساتی بود....مثل پدران خود ما...اما مخملباف با زمان جلو اومد.حتی در نحوه اعتراضش با فضای جامعه..فیلمهای او منطبق بر تمام دوره های سیاسی اجتماعی اون سالها بود و به نوعی یک منبع پژوهشی برای دریافت حال و هوای جامعه در سال ساخت فیلم.حتی در فیلمهای مثلا هنریش.

اما آقای دهنمکی زمانی به قول خودش برخورد سلبی میکرد که حتی مقامات حکومتی و اکثریت قریب به اتفاق مردم ما از اون منزجر بودند و حالا که یه قول خودشون مدیوم رو عوض کردند و به پرده پاک سینما تشریف آوردند هیچ نوع جسارتی نه در کلام ونه در تصویر از ایشون ندیدیم.تمایل همیشگی آقای ده نمکی به مظلوم نمایی چه در عرصه سیاسی و حالا در این جبهه....دیگر یک کلک قدیمی و نخ نما محسوب میشه.

آقای مسعود ده نمکی !خیلیها از اینکه شما به سینما آمده اید ناراحتند.ودلایل موجهی هم برای خودشان دارند.خاطرات تلخ آنها از برخوردهای آنچنانی شما و دوستانتان باایشان باعث شده از اینکه معشوق خویش(سینما) را در آغوش شما ببینند دلگیر باشند.من از آن دسته نیستم.به قول همان مخملباف در نوبت عاشقی" من عاشق عشقم."حرمت معشوقمان را بدارید.


سه‌شنبه 7 فروردين 1386 - 11:5

golzar akhe in vasat che gonahi dare,man nemedonam chera golzaro gati in masale kardan ,bechare golzar

امــــــید غیــــــائی
سه‌شنبه 7 فروردين 1386 - 14:50
نوشتن با دوربین(شما پشت کدام سپر هستید؟!)

اولین بار که مطلب آقای ده نمکی را خواندم نمی دانم چرا ناخودآگاه یاد کتاب"نوشتن با دوربین"اثر پرویز جاهد افتادم که در عنوان دیگری برای کتاب آمده است"رودررو با ابراهیم گلستان". در این کتاب آقای گلستان موضوعاتی را مطرح می کند که ،خوب برای کتابی با این عنوان که بیشتر در پی شناساندن شخص خود آقای گلستان بوده و نه اثبات یا رد ادعای ایشان در باب صحبتهایش، صحت و سقم آن برای نگارنده این متن از اهمیت ویژه ای برخوردار است. دلیل آن هم کاملا روزشن است. اتهامها و گهگاه جسارتهایی که به بعضی شخصیتهای فرهنگی مطرح در این وادی شده است برای من کاملا سئوال برانگیز جلوه کرده. حال بحث بر سر آقای ده نمکی را شروع میکنم و البته با حفظ ادب.

در سالهای پیش که فکر کنم دوران دبیرستان و پیش دانشگاهی ام را میگذراندم با نشریاتی که آقای ده نمکی اقدام به چاپ آنها می کرد آشنا شدم و به علت جو حاکم در آن زمان و عضویتم در انجمن اسلامی مدرسه و رقابتی که با بسیج همانجا بود اجبارا به خواندن همان نشریات می پرداختم. به چه علت؟ شاید برای آنکه فکر می کردم می توانم با خواندن آنها، احساسی که نسبت به خیل عظیمی از جوانان آن موقع که برای دفاع از ناموس این مرز و بوم که به بدترین شکل ممکن در اثر اخیر ایشان به نمایش گذاشته شده است و برای آن قمه میکشند، به صحنه رفته اند را پاسخی بیابم. ولی همان موقع فهمیدم که نه این نشریه ها آنهایی نیستند که من را مجاب کنند. بیشتر بر تبعات فقدان نبود قهرمانهای آن موقع متمرکز بودند. حال بعد از گذشت سالها و دیدن مستندهایی از مرحوم آوینی(که مطمئن باشید در آینده ای نه چندان دور دینم را به او ادا میکنم) و خواندن مطالبی هر چند کوتاه و ارتباطی مستقیم با همان جوانانی که هم اکنون یا شیمیائی هستند و جانباز و یا سالم، فهمیدم که اینهمه حرف و حدیث را دیگر نمی توانند با نشان دادن صحنه های خداحافظی های عاشقانه و عارفانه فرمانده ها و رزمنده ها و یا روی مین پریدنهای بی حساب آنها به خوردمان بدهند. حال وقت آن رسیده بود که آدمهایی با خصلتهای آقای ده نمکی که آقای حسنی نسب با عنوانی در خور "موجودی بي‌قرار و پرکار و اين‌كه ذاتاً اهل شلوغي و جنجال و حاشيه است و اين كار را از همه‌ي اطرافيان و همفكرانش بهتر بلد است " از ایشان یاد کرده وارد میدان بصری شوند و امر به معروف و نهی از منکر را گونه ای دیگر تحقق بخشند و از قلم فرسایی به نگاتیو فرسایی برسند و با مستندهایی هر چند ضعیف و سر هم بندی شده ولی تاثیر گذار که آن هم به خاطر جسارت بر پرداختن به مسائلی که آنها را تابو می خواندند و هم اکنون به آن اذعان می کنند، سرچشمه می گرفت و نه اصول کار مستند سازی قدم در عرصه جادویی دست نیافتنی بگذارند. حال ایشان با بر انداز کردن موقعیت و تحلیل آن پا را مقداری فراتر گذاشتند و اقدام به ساخت فیلمی 35 میلیمتری نمودند که بسیاری از فارغ التحصیلان رشته سینما در حسرت داشتن 1 روز آن هستند. در مورد حواشی ساخت فیلم که به اعتقاد نگارنده هیچ فیلمی را بدون در نظر گرفتن سابقه و پیشینه ی کاری، حرفه ای و اعتقادی سازنده و حواشی دور و اطراف آن نه می شود به چالش مثبت یا منفی کشاند و نه باید، می گذاریم به وقتی که سر و صداهای آن خوابید و ازمنابع موثقی پرس و جو کردیم. و به همان حسرت آقای ده نمکی دچار نشویم که اگر آن موقع می دانستیم آن حرفها را نمی زدیم. دانستن پس زمینه فکری هر هنرمندی در خلق اثرش بیشترین تاثیر را دارد. اگر ندانیم که مثلا ایشان در حادثه کوی دانشگاه دخیل بوده اند و یا در جنجالهای خیابانی نقشی هر چند کوتاه را ایفا می کرده اند که به علت ندانستن موقعیت ایشان و بودنشان در گروهی مصطلح به لباس شخصی ها در همان حوادث از پرداختن بیشتر به آن خودداری میکنم، دیگر نمی توان نگرش ایشان را به شخصیتهای دانشجو در فیلمها و یا حس ایشان را به شخصیت های اراذل و اوباشی که در آخر به رستگاری می رسند و بالاخره از همان شربت می نوشند فهمید و درک کرد. در مورد شوخی های تان در فیلم بهتر است به حرف زدن دو نفر در اتوبوسی که شما را به سر کارتان می برد گوش کنید.(می دانم گوش کردن به حرفهای دیگران عیب است ولی یک نظر حلال است.راستی شما با اتویوس به سر کار می روید یا مترو یا شاید هم ماشین شخصی دارید!در هر حال گوش کنید.) فکر نمی کنید شوخی هایتان بیشتر شبیه لوس بازی های دختر و پسری است که در پارک برای گذراندن وقت کلاس زبان شناسی یا شیمی آلی یا فیزیک اتمی شان کنار هم یا نه روبروی هم نشسته اند؟ به نظر شما می شود این همه شخصیت را در یک جا جمع کرد و فقط به چند نفر پرداخت؟ نوشتن جمله هایی از قبیل"این فیلم بر اساس یک داستان واقعی است" یا "این فیلم متاثر از یک حادثه واقعی است" و یا گفتن آن بعد از اکرانهای آن و مورد قبول واقع نشدنش از طرف منتقدین و برخی فیلم بین های حرفه ای این مملکت فکر نمی کنید برای توجیه سوراخهای فیلمنامه ای و احیانا گافهای آن است؟ یک فیلمساز برای خنداندن تماشاچی اثرش تا چه حد حق تاخت و تاز را دارد؟ آیا تا به حال از یکی، فقط یکی، از تماشاچی هایتان بعد از فیلم خواسته اید تا یکی و ،فقط یکی، از شوخیهای فیلمتان را برایتان بازگو کند؟ من این کار را کرده ام. از بیشر از یکی و درخواست فقط یک شوخی را کرده ام. ولی جواب منفی بود. کاملا نا امید کننده است، نه؟ هر فیلم کمدی یا حتی طنزی بیشترین بارش را بر دوش فیلمنامه و بعد از آن اجرای آنها توسط بازیگرانش می داند. اگر عنوان می شود که بداهه است به خاطر پیش زمینه فکری تماشاچی از شخصیتهای فیلمتان است. چرا من با همان اکبر عبدی قبلی روبرو هستم یا با همان امین حیائی؟ آیا این همه ضعف فیلمنامه را می توان با اجرا حبران کرد؟ نه نمی شود. همان گونه که نمی توان فیلمنامه خوب را با بازیهای بد تحمل کرد. حال مسئله ی تخریب اخراجی ها. آیا واقعا نگاهی به خبر های قبلی در سایت انداخته اید یا همین طور بی پشتوانه عنوان می کنید که در جهت تخریب آن پیش می روند؟ کدام تخریب و کدام ساختن؟ بر چه اساسی زحمات کادری را زیر سئوال می برید که صداقتشان بر خواننده معلوم است. شما با کدام آسمان و ریسمان بافتن روبرو شده اید که خوانندگان آن را ندیده اند؟ این چند جمله را به عنوان نقدی مخرب می دانید که جهت تخریب فیلمتان نوشته شده است؟ اگر منتقدین در جشنواره اثرتان را می ستودند، باز هم اقدام به نشان دادن آن عکس و سعی در توجیه فیلمتان می کردید؟ چرا همیشه ما باید به حرفهای شما گوش کنیم؟ بیائید به قول نگارنده مطلب اصلی این صفحه: آقای ده نمکی، برای یک بار هم که شده، عوض شلوغ کاری گوش کن. کدام خدا را شمابه ما شناسانده اید که در آثار دیگران از آن خبری نبود؟ کدام حاجی و فرمانده را به ما معرفی کردید که ما ندیده بودیم؟ کدام مردم را سپر ضعف فیلمتان میکنید که ما ندیده ایم؟ همانهایی که به آنها تا چند سال پیش می تاختید و آنها را مفسد می خواندید و در جواب به سئوال اینکه حال چرا با آنها کار می کنید عنوان می کنید تا کور شوذ هر آنکه نتوان دید؟ کدام چشمی فیلمتان را دید و چیزی نگفت؟ آیا بودجه هنگفت فیلمتان و درب و داغان کردن بیت المال را می توان ندید و به اثر شما نگریست؟ هر انسانی حق این را دارد که از فیلمی خوشش بیاید یا نه.این قضیه برای منتقدین از نقش دیگری برخوردار است چرا که بسیاری با دیدن فیلم در پی دانستن نظرات موافق یا مخالف آنها هستند. مقداری وقت بگذارید و سری به مطالب ضد و نقیض در مورد یک فیلم از نگاه منتقدین بیاندازید تا متوجه تفاوت سلیقه آنها بشوید. مردم را به قضاوت وا مدارید که همانها سریال پر طرفدارشان معلوم الحال است و مجری محبوبشان معلوم الحال و حال فیلمشان مورد علاقه شان معلوم الحال. سپر آتشینی ساخته اید و این بار پشت آن مخفی شده اید. این هم از هوش بالایتان در شناخت موقعیت است.احسنت بر روشنگریتان. اجرتان با خدا.

امــــــید غیــــــائی.

هفتم فروردین ماه یکهزار و سیصد و هشتاد و شش خورشیدی.

m_n_a_art
سه‌شنبه 7 فروردين 1386 - 18:42
300 رو ول کن اخراجی ها رو بچسب

فکر کنم کم کم تعداد اظهار نظرها در مورد فیلم اخراجی ها و کارگردانش از تعداد کامنت هایی که در مورد فیلم 300 گذاشته می شود، بیشتر شود. شاید اصلا روزی را به نام روز اخراجی ها نام گذاری کردند. و یا شاید هم همایش آسیب شناسی اخراجی ها هر ساله همزمان با روز آخر جشنوارۀ فیلم فجر برگزار شود. و شاید هم....وشاید هم روزی آقای ده نمکی دیگر شلوغ کاری نکند (راستی اگر ده نمکی اینقدر شلوغ کار نبود باز هم اینگونه مورد توجه بود؟!).

بنفشه
چهارشنبه 8 فروردين 1386 - 1:21
اخراجی ها

آقای ده نمکی ، فیلم ضعیفی ساختی که به نظر من از حد استانداردهای معمول سینما هم پایین تر هست. نمیدانم چرا با ساخت یک کمدی ضعیف از عالم و آدم طلبکار هستید، من وقتی این فیلم را در سینما دیدم انگشت به دهان موندم چطور این فیلم ضعیف سیمرغ بهترین فیلم را از نگاه تماشاگرها به خود اختصاص داده، اما امروز که مطلب آقای قادری را خوندم دلیلش را پیدا کردم، آقای قادری راست می گویند"فیلم ریاکارانه ای را ساخته اید که به راحتی می تونه خوشایند مخاطب عام باشه و برای چند دقیقه آنها را به خنداند ، آنهم به هر قیمتی، با به کار بردن هر گونه شوخی مسخره و سخیفی

sara
چهارشنبه 8 فروردين 1386 - 2:48

آقای امیر قادری واقعا حق مطلب را بیان کرده اید و نوشته تان عالی است . اما فکر میکنم آقای ده نمکی گوش شنوا ندارد. با فروش بالای این فیلم بازاری و عامه پسند آنچنان جو گیر شده که هیچ اعتراضی را بر نمی تابد .پس خودتان رابیش از این خسته نکنید.

باتشکر از متن خوب شما

khatereh
چهارشنبه 8 فروردين 1386 - 6:14
paeybaste in virane

az gadim goftand khane az paeybast viran ast .shoma ozae jashnvararo bebinid va ahvale delesho beporsid dar rabete ba in aghaye dehnamaki ham fekr mikonam 2matlab vojud dashte bashe AVAL inkein aghaye dehnamaki bedune tajrobeye cinemaeeye hefeei va hata bedune tahsilate daneshgahi dar in zamine boland shodan umadan toye jashnvare un ham ba koli edea va taze be khodeshun ejazeye tohine be baghiye ro ham midan DOVOM in ke agha fekr kardan koja daran filmeshun ro namayesh midan yoye mamlekati ke filme shalatan jozve por forushtarin filmaye sal mishe fekr kardan ke chon por darafdare dige kheili aliye vali man fekr mikonam daghighan barax bashe

سحر
چهارشنبه 8 فروردين 1386 - 6:56
اخراجی ها

سلام آقای قادری عزیز

بسیار عالی بود...حرف دل من رو (حداقل) زدی

مرسی


چهارشنبه 8 فروردين 1386 - 17:45

جلب توجه کردن که شاخ ودم ندارد من فکر میکنم این آقا هرز چندگاهی با تناسب جو عمومی در یک جبهه قرار می گیرد وفکر کنم سعی دارد بگوید که آدم بسیار نخبه ای هستم که دیده نشده

سعید
پنجشنبه 9 فروردين 1386 - 2:55
ریاکاری

امیر آقا بهترین واژه را در توصیف اخراجی ها بکار بردی " ریاکارانه "واقعا توضیح دیگری لازم نیست.

سبا
پنجشنبه 9 فروردين 1386 - 6:11
فراموشی

این حرف ها رو در وبلاگ شخصی توکلی هم نوشتم، اما به نظرم نوشتن آنها در اینجا هم پربیراه نباشد:مردم ما نیاز به خنده دارند, همین..حال می خواهد این خنده در اثر شنیدن دبالوگ چندشناک(فحش های ک دار رو نگو) باشد , یا در اثر بوی بد در فضا و توهم گاز شیمیایی... همین مردمی که توی تاکسی و اتوبوس سال 78-79 بحث مهم شان کوی دانشگاه بود و قبل تر ها قضیه سینما قدس, امروز در جشنواره ی فجر برای اسم ده نمکی بیشتر از عبدی و مابقی دست می زنند...ما مردم متاسفانه حافظه ی تاریخی معیوبی داریم.. من اما آن روزهای شلمچه و آق عزت و آژانس گيشه ای و حمله به سينمايی که تحفه ی هند نمايش می داد را خوب يادم هست. از هرگونه تغيير آدمی هم استقبال می کنم. اما گمانم ايشان يک عذر خواهی را فراموش کرده اند و تماشاچيان چند سال از تاريخ را بی عذر خواهی به فراموشی سپرده اند. آقای ده نمکی مثل همه حق دارند فيلم بسازند اما مخاطب فیلمش بی شک مردمان فراموش کرده ی این سرزمین اند ...

مصطفی
پنجشنبه 9 فروردين 1386 - 13:50
شگفتی در کجاست؟

خیلی دوست داشتم این مطلب رو بنویسم اما بهانه ای پیدا نمی شد تا اینکه فیلم اخراجی ها این بهانه رو ایجاد کرد. البته بحثم کلی تر و گسترده تره و به این فیلم محدود نمی شه.اما این فیلم نمونه خوبی برای این مسئله است.

قبل از اینکه به بحث اصلی برسم باید بگم به نظرم فیلم اخراجی ها یه فیلم معمولی با بازیهای معمولی و تکراری از بازیگرهاشه.اگر بخواهیم از دیدگاه کارگردان فیلم به فیلم نگاه کنیم به نظرم به بیراهه رفتیم. چون نظرات ایشون باهیچ چسبی به فیلم نمی چسبه.امادر هر حال ازفیلم بدم نیومد. به همون دلیل که بارها شنیده شده و اون هم اینه که این توانایی رو داره که تماشاگر رو بخندونه.حتی اگر شوخی های فیلم از نظر برخی , در حد تعریف کردن جوک باشه.به عقیده من کمدی موقعیت هیچ ارجحیتی نسبت به کمدی های کلامی نداره وحتی همون تعریف کردن جوک نیاز به تبحر داره.حتما همگی این رو تجربه کردید که بعضی از لطیفه های با مزه به دلیل اینکه با تبحر بیان نمیشن , نمک خودشون رو از دست میدن.به نظرم در سال قحطی فیلم خوب به خصوص در زمینه کمدی توی جشنواره, این فیلم تونسته بود کمترین وظیفه خودش رو که خندوندن تماشاگر بود به خوبی انجام بده.کافیه این فیلم رو با "قاعده بازی" مقایسه کنید.فکر نمی کنم کسی می تونست یه لشکر بازیگر با استعداد رو به این شکل حروم کنه.باز هم مقایسه کنید حضور اکبر عبدی رو توی این دوفیلم.

اما اگر بخواهیم به دنبال مفاهیم عمیق فلسفی و اجتماعی و انسانی و....توی فیلم بگردیم فکر نمی کنم غیر از سکانسهای شعاری پایانی که وصله ناجوری برای فیلمه, چیز دیگه ای پیدا کنیم.

اما برسیم به بحث اصلی.

همونطور که همگی می دونیم فیلم "اخراجی ها" همراه با "سنتوری" به عنوان بهترین فیلم از دیدگاه تماشاگران انتخاب شدند.تا اونجایی که یادمه توی جدول نتایج که بولتن جشنواره در شماره نهم منتشر کرده بود , هردو فیلم بادرصد 88 و با اختلاف صدم درصد در جدول دیده می شدند که البته توی شماره آخر بولتن, نتایج نهایی اعلام نشد و حتی برای جلوگیری ازبروز نارضایتی(زهی خیال باطل!!)جایزه به هردو فیلم داده شد.از اونجایی که من حدود ده ساله که جشنواره رو دنبال میکنم , فکر می کنم تا حدودی تماشاگرها رو می شناسم و معتقدم بخش اعظم اونها کسانی هستند که تقریبا هرسال در اون حضور دارن و به طور جدی سینما رو دنبال می کنن.چون تماشاگرانی که گاهی در طول سال به دیدن فیلمها میرن معمولا حاضر نیستن که برای دیدن یه فیلم چندین ساعت توی صفهای طویل بایستند.بنابراین , من وشما هستیم که بخش اعظم تماشاگران رو تشکیل می دیم.البته می دونم که گروههای دیگه ای هم جزء تماشاگران هستند اما تعداد اونها به قدری نیست که بتونن روی اکثریت آرا موثر باشن.در طول جشنواره امسال با هر کسی که در مورد فیلم اخراجی ها صحبت می کردم به شدت از فیلم انتقاد می کرد وشروع به صحبت در مورد سوابق و نشریات کارگردان فیلم می کرد.من که این نشریات رو حتی روی پیشخون روزنامه فروشی ها هم ندیدم چه برسه به اینکه اونها رو خونده باشم.اما ظاهرا همه تماشاگران از ابتدا تا انتها اونها رو مطالعه کرده بودند.این چند روز هم که کامنتها رو می خوندم متوجه شدم فقط یکی دومورد از کامنتها از فیلم تعریف می کنن.

به نظرم نقد فیلم وابراز نظر درباره فیلم بیشتر ازاونکه وضعیت فیلم رو روشن کنه , درونیات منتقد و صاحب نظر رو بروز می ده.متأسفانه به همین دلیل عده ای(که تعدادشون کم نیست) وقتی با نظرات منفی روشنفکران درمورد یک فیلم روبرو می شن, یا دیدگاه خودشون رو همسو با نظر اونها می کنن ویا ترجیح می دن که نظر خودشون رو بیان نکنن.چون نگرانند که انگ هایی نظیر سطحی بودن رو به اونها بچسبونن.یادمه سالی که فیلم تایتانیک توی سینماهای جهان اکران شده بود یکی از دوستانم قبل از اینکه فیلم به فروش میلیاردی برسه و سرو صدا کنه , اون رو دیده بود و با آب و تاب فراوون از صحنه های غرق شدن کشتی و جذابیت های فیلم تعریف می کرد.اما همین که تب فیلم عالم گیر شد وحتی به بقال وقصاب محل هم رسید نظریاتش رو 180 درجه تغییر داد.فکر میکنم این دوست ما کارگرهای ساختمونی رو که تی شرتهایی با تصاویر دی کاپریو و وینسلت به تن کرده بودن , ندیده بود وگرنه دیدن فیلم رو هم انکار می کرد.

البته امیدوارم این شائبه به وجود نیاد که بیایم از فیلم تعریف کنیم.هرکسی مختاره هر نظری داره بیان کنه, حتی اگه همه نظریات در تأیید یا مخالفت با یک فیلم باشه. اما کافیه به نظریاتی که درباره "سنتوری"(رقیب فیلم اخراجی ها) توی همین سایت منعکس شد مراجعه کنید. اگر انتقادهای شدیدی از فیلم شد , در مقابل کسانی هم بودند که فیلم رو پسندیده بودند.اما ظاهرا جز یکی دونفر کس دیگه ای این فیلم رو نپسندیده.

بیشتر دوستان از این تعجب می کنند که چطور این فیلم به عنوان بهترین فیلم از دیدگاه تماشاگران انتخاب شده . اما به نظر من تعجب در اینه که این 88 درصد , نامرئی هستند و هیچکجا دیده نمی شن. به نظر شما عجیب نیست؟

bahman
پنجشنبه 9 فروردين 1386 - 18:28
yek tahlilgare herfeei

dorood bar to amire ghaderi.

az haman ebteda ke dar majale film matlab mineveshti esas kardam yek montaghed va tahlilgare herfeei va khosh fekr ke az zaviyeye motefavet be filmha negah mikone pa be arse gozashte.va behtarin tahlil hayat dar bareye asare tahsin shodeye parviz shahbazi,nafase amigh bood.hal ba tahlili ke az deh namaki va filmash mikoni va darse akhlaghe hooshmandanei ke be oo midahi imanam be yaghin tabdil shod ke ba yek montaghed va tahlilgare herfeei cinema tarafam.tabrik be khatere ghalame zibayat.

محمد مظفری
جمعه 10 فروردين 1386 - 2:40

آقای قادری به نکته ی فوق العاده ای اشاره کردید که شاید فکر اکثر تماشاگران به طرف اون نرفته بود ( از جمله خود من )

چه خوب می شه اگه آقای ده نمکی هم بیان و تو این صفحه یه کامنت بزارن ( یا در یک نوشته ی جدا ) و در مورد این مسئله نظرشون رو بگن . چون نوشته ی آقای قادری هم منطقی بود هم خیلی محترمانه .

منگ
جمعه 10 فروردين 1386 - 8:19
به نظرم....شاتر از نان خوشمزه تر است...

کلاً از وقتی برای چاپلین خندیدم ،دیگر فقط به چاپلین نیشم باز شد ، یعنی غیر از چاپلین به هیچ کس دیگر نخندیدم، وقتی اخراجی ها را دیدم دوباره خندیدم ،اما یک جور دیگر خندیدم ، مانند بقیه ی آدمها نخندیدم ،می دانید هم بیشتر از آنها خندیدم و هم ناهماهنگ با آنها خندیدم ! اصلا به فیلم نخندیدم ، یا شاید هم به فیلم خندیدم ! ، اصلا وقتی اخراجی ها را دیدم به همه چیز خندیدم ، به خودم خندیدم به شما خندیدم به سینما خندیدم به زمانه خندیدم به خنده خندیدم ، اما این را مطمئنم که مانند دیگر حاضران در سینما نخندیدم ، کمی هم به خود فیلم خندیدم که البته به خود فیلم که نمی شود گفت به کارگردان و فیلمنامه نویس خندیدم نه به اکبر آقا آکتور ناکجا آباد ،جایتان خالی کلاً خوب خندیدم ! ، ولی انصافاً جدا از اخراجی ها و چاپلین و کمدی و طنز و سینما ... هر وقت بنده این مسعود خان ده نمکین را می بینم جداً می خندم ، حتی بیشتر از اخراجی ها(با تمام وجوه خنده دارش!) و حتی بیشتر از فیلم های چاپلین می خندم ، یعنی خود به خود می خندم ، به خدا قصد جسارت ندارم ، چه کنم که خنده و گریه خواستنی نیست ، خود می آید و خود می رود ، در حال حاضر آمده و نمی رود !

پیشنهاد می کنم مسعود خان خود را فیلم کند و اسمش را بگذارد مردودی ها آن وقت است که کلیت سینمای ایران با تمام مستغلاتش حتی همراه با این سینمای ما منفجر می شود .

ولی خداییش دست آخر اصلا فهمیدید من به چه چیز خندیدم ، به اختصار می گویم : اول از همه خیلی نورمال به چاپلین خندیدم ، بعد به اخراجی ها خندیدم که نورمال نبود ، بعد به مسعود خان ده نمکی خندیدم که کلاً نوع این خنده ی سومی برایم هنوز مجهول است ، اصلا همین مجهول بودن خنده من را دوباره می خنداند ،

آخ که چقدر خندیدم ، دمت گرم مسعود خان ...

آذری زبان ها می گویند ( شاتر از نان خوشمزه تر است) به نظر شما مسعود خان خوشمزه نیست ؟!

مهدی پورامین
شنبه 11 فروردين 1386 - 3:53
جمع بندی "اخراجی ها"

دوستان عزیز سینمای ما(خصوصاَ امیر قادری) از اینکه نسبت به درج یادداشتم("جهاد خیابانی") الطفات نظر داشتید بسیار سپاسگذارم.(خیلی رسمی بود!؟).مقاله ای طولانی بر آنچه در این جریان "اخراجی(ها)" گذشت، نوشته ام که برای شما و دوست مشترکمان "مسعود خان ده نمکی" میفرستم.فکر میکنم طرح بحث(یا ختم بحث) مناسبی باشد.از آنجا که جمع بندی ودید عمومی در این مقاله لحاظ شده، نمیدانم توقع بیجایی است اگر از شما بخواهم بعنوان یک مقاله جداگانه در صفحه ای از سایت به آن اختصاص دهید.با توجه به آنکه در این ایام از ترافیک خبری پائین تری برخوردارید.اما در غیر اینصورت خواهشمندم نسبت به درج این مقاله به نحوی که درخور است اقدام نمائید.بیش از آن خوشحال میشوم نظر شما وسایر دوستان را در این مورد پذیرا باشم. مهدی پورامین جمع بندی "اخراجی ها" لزوم بحث ومناظره بر سر "اخراجی ها" بعنوان یک فیلم ویا "ده نمکی" بعنوان یک فعال سیاسی،مذهبی،مطبوعاتی،سینمایی،ورزشی(رزمی)و...شاید کاری عبث بنظر برسد.اما مقصود من از این یادداشت طویل امری فراتر از یحث و جدل سلیقه ایست.در ابتدای یادداشت نمیتوانم هدفم را به اختصار بیان کنم؛چون هرچه بنویسم و هر عنوانی که بر آن قرار دهم؛یاد شعارهای دوران اصلاحات ، تعامل دوجانبه،گفتگوی تمدن ها و... در شما زنده میشود.پس لطفآ تا انتها با من باشید و بعد نظر مکتوب ارائه دهید. دسته بندی دیدگاهای مخالف طرح شده از زمان جشنواره تا اکران عمومی و درتریبون های مختلف، مطلبی است که میتواند برای درک بهتر فیلم،دیدگاههای فیلم ساز،نقد منتقدان و عکس العمل های مردمی (استقبال یا تخریب ) راهگشا باشد. 1-برخی (از جمله خود فیلمساز) بحث را در در "دو سطح کلی" تقسیم میکنند.از جمله مردم-منتقدین ، مخاطب عادی-مخاطب خاص ، روشنفکر-متحجر و... . اینگونه رویکرد در هر مقوله ای امریست منسوخ که ما را از قضاوت و روشن بینی دور میکند.هر چند خود دهنمکی در اینگونه خط کشی ها(خودی-غیر خودی) ید طولایی دارد؛شاید درجناح بندی سیاسی و ژورنالیسم از این مرزبندی ها برای ارائه مقصود استفاده شود، اما در واقعیت رنگ می بازد.( نتایج و رویکرد های غیر قابل پیش بینی مردم در تمامی "انتخابات ها" شاهد این مدعا است.) در عالم هنر و جامعه شناسی نیز این مرزها ما را از رسیدن به اصل و غایت هر بحثی دور میکند.(شبهاتی چون "اختلاف سلیقه" نیز کمکی به تعامل فکری نمیکند.) 2-گروهی (از جمله سیاسیون ویا دانشجویان زخم خورده) از سوابق و عملکردهای رادیکال فیلمساز(یا همقطارانش) آنقدر زخم دیده اند که تاب تحمل نام او را هم ندارند؛ چه آنکه شاهد استقبال مردم از اثر ریاکارانه اش باشند.در نظر آنها ده نمکی فقط جلد عوض کرده وگرنه افکار و اعمال خشونتگرا و عصبیت بر موضع تک جانبه در لایه های زیرین هر اثرش موج میزند.آنها فیلم سازی دهنمکی را یک بازی سیاسی جدید میدانند که اینبار در قالب "فیلم کمدی" (شما بخوانید لودگی) ذهن سطوح گسترده مردم را نشانه رفته است.اشاره دوستی(ندا میری) به مفهوم "عروسک خیمه شب بازی" طنزی است تلخ به این ماجرا:( ...ما هام که انگار عروسک خیمه شب بازی ایم ... فقط یکی باشه این نخ ها رو بکشه...) 3-نسل جوان سینما و بسیاری از دانشجویان و فیلمسازان جوان؛ "اخراجی ها" را به منزله یک "حق خوری" بزرگ میدانند.این امکانات بسیار ،هزینه هنگفت و حمایت های مادی و معنوی (که از چشم تماشا گر عادی بیرون است) برای سینماگران پرسابقه نیز رویایی دست نیافتنی است.جوانان و فیلم اولی ها که بخواب نیز نخواهند دید.مثال زنده در این مورد "امیرشهاب رضویان" است؛ که در اولین دوره جشنواره فیلم فجر،اولین فیلم کوتاهش تقدیر شد.بعد از 20 سال کار مداوم اولین فیلم بلندش را ساخت.وحال در جشنواره بیست وپنجم تازه به زیارت "سیمرغ" نائل می شود. اشاره "ناصر صفاریان" در این باره خواندنی است: ( ...گذشته از اين ، گمان مي‌كنم برخورد سرشار از توقع شما در اختتاميه و جلسه مطبوعاتي فيلم‌تان، ريشه در حمايت‌ها و بزرگ‌نمايي پيشاپيش فيلم‌تان دارد. آقاي ده‌نمكي، شما بدون ساخت حتي يك فيلم داستاني 30 ثانيه‌اي، همه‌جور امكاناتي در اختيارتان قرار گرفت تا فيلم بلند سينمايي با بودجه‌اي چندصد ميليون توماني بسازيد. مي‌دانيد اين بخش ماجرا برخلا‌ف آيين‌نامه‌هاي همان وزارت ارشادي ست كه وزيرش چند ساعتش را به بازديد از صحنه فيلم شما اختصاص مي‌دهد؟ بزرگوار، در كدام دوره و كدام زمان، بالا‌ترين مقام رسمي فرهنگي به سر صحنه يك فيلم سينمايي رفته، كه اين امتياز شامل حال شما شد؟ ) 4-منتقدین و مخالفین سینمائی نیز در نقد و رد این اثر از یک جبهه مشترک برخوردار نیستند: 4-1:"داوران جشنواره" بحکم وظیفه باید فیلم را بدور از زمینه های شکل گیری،سوابق غیر سینمایی فیلم ساز و یا حواشی جانبی فیلم مورد قضاوت قرار دهند و به فیلم بعنوان یک اثر مستقل هنری بنگرند و معیار ارزیابی اصول سینمایی باشد.اولین سو تفاهم برای دهنمکی در اینجا شکل گرفت؛که فکر میکند ارزش های هنری فیلم (!!!!) نادیده گرفته شده است.حتی اگر "بازیگرانش" باشند.غلط های املایی و ساختار پراز ایراد سینمائی فیلم آنقدر واضح است که به هیچ وجه آنرا در رده کاندیدای برتر هیچ مجمع سینمائی قرار نمیدهد.اتفاقاَ راحترین و سهل الوصول تترین راه حل برای رفع این بخش از دعوا؛در حوزه تخصصی-سینمائی قرار دارد.دهنمکی میتواند با هرگروه منتخب(اما بی غرض) کارشناس سینمائی اشکالات فیلم را فهرست کند.نقد های تخصصی بلند بالای برخی از منتقدین -با حوزه های فکری نزدیک به شما(خودی ها!!)- به این قضاوت کمک میکند. 4-2:برخی از منتقدین،روزنامه نگارن و یا مسئولین با اغماض از ساختار ضعیف سینمایی و غلط های املایی چشم پوشی کرده و نقد خودرا متوجه دستمایه ها و عوامل جذابیت کاذب فیلم میکنند.در نظر آنان برای انتقال هر پیام ارزشی همراه با استقبال عمومی نباید اصول و ارزشهای دیگر مستمسک قرار گیرد؛ویا پرده دری اخلاقی-کلامی صورت گیرد.نماینده این نگرش دبیرسینمائی روزنامه کیهان"محمد تقی فهیم" است.مقالات او در این باب در تریبون های مختلف(ازجمله همشهری نوروز) مشهود است:(....این رویکرد نیز مانند مسائل جنسی مخاطب را حریص میکند تادر هرگام جلو،بی پروایی بیشتری طلب کند.... ) 5-رویکردی دیگر برخوردی است انفعالی و بی تفاوت نسبت به فیلم ویا فروشش از سوی منتقدین یا روزنامه نگارن .آنچه دهنمکی را با شبهه "بایکوت" روبه رو کرده است.که خود میتواند منشا های متفاوتی داشته باشد.از جمله دیدگاه " مصطفی جلالی فخر" که این جریان را موجی زودگذر و خاطره عمومی چند ماهه میداند: (...همه اين ها يك بازي ست و شك نكنيد كه ده سال ديگر جز خاطره اي از اين فيلم باقي نمي ماند. مثل همه فيلم ها. مردم ايران تب شان تند است و زود هم يخ مي كند. يادتان هست براي سريال نرگس چه مي كردند. چند ماه گذشته؟ اصلا كسي يادش هست. الان شب ها با ترش و شيرين حال مي كنند.... ) اگر به نظرات و یادداشت های مختلف در این جریان (ویا هر چالش دیگری در ایران) نگاه تحلیلی کنیم؛به این آنارشیسم نظری خواهیم رسید.به جای آنکه نقدونظرات نگاه همه جانبه و همگون به مسئله داشته باشد؛یک نظر چندخطی از مغلطه و پراکندگی موضوعی حکایت میکند.ویا آنکه دیدگاهی(هر چند درست) تکبعدی و یکجانبه نگر طرح میشود.و زمانی این جریان به جنجال کشیده میشود که یک طرف ماجرا استادی چون "ده نمکی" باشد.! نگارش نقد تحلیلی و برشمردن دیدگاههای مختلف در این حوزه، میتواند بیش از این نیز ادامه یابد.از سوی دیگر میتوان گروه بندی های موافقین اثر،موافقین صاحب اثر،منتفعین از اثر و... را نیز دسته بندی نمود.که اگر "آقای ده نمکی" با خویشتنداری وارد تعامل دوجانبه با مخاطبینش گردد؛برای هر کدام از طرفین روشنگر خواهد بود.شاید اگرهرکدام ازما قبل از اظهار نظر در هر امری،ابتدا ساحت و حوزه مورده مباحثه را مشخص کرده(منظور "سطح" آن نیست:خاص یاعام،... )و سپس با نگاهی عمقی تر مقصودمان را بیان کنیم؛ آنگاه به این افتخار نائل شویم که تازه "حرف یکدیگر را بفهمیم".حال آنکه تا چه میزان نظرات یکدیگر را قبول کنیم،سالیانی" گفتگو" لازم است!!(این آخرش خیلی مدل "خاتمی" شد!!) پس از این همه قلمفرسایی من هنوز نظر و سوال خود را باز نکرده ام.هر چند در یادداشت قبلی ("جهاد خیابانی") اشاره ای به آن شد.اما از سوی "ده نمکی" جوابی ندیدم و دوستان دیگر نیز دچار سوء تفاهم شدند،که نیاز به شرح و بسط موضوع دارد.منوط به آنکه جوابیه ای در خور مخاطبین(سایت سینمای ما یا وبلاگ ده نمکی) برای این یادداشت ارائه شود.که سخن ها بسیار دارم شرحه شرحه...!!! جهاد خیابانی در مورد فیلم اخراجی ها از زمان جشنواره تا اکران عمومی ،نقد و نظرات مختلفی مطرح شد.از ضعف های ساختاری تا فیلم نامه متکی بر شوخی های نخ نما شده کلامی.ازکارگردانی ضعیف،تیپ های تکراری ولودگی به جای کمدی.از منظر دیگر برخی سابقه و فعالیتهای جنجالی فیلم ساز را مورد نقد و بعضاَ حمله قرار دادند؛طوربکه اسم "ده نمکی" از فیلمش مهمتر جلوه کرد.اما من میخواهم نوع نگاه و تفکرات فیلم ساز را به دور از پیش داوری های مغرضانه با کمک سه پارامتر اصلی زیر مختصراَ بیان کنم.اما از آنجا که این تنها یک یادداشت کوتاه است و شرح موارد مطروحه در ذیل، بطور مجزا در تریبون ها و نظریات مختلف کالبد شکافی شده،من تنها خط پیوند آنها را در شکل گیری مضمونی "اخراجی ها" بیان میکنم. 1-تفکرات و جهانبینی فیلم ساز نسبت به مقوله جنگ،جهاد،دفاع مقدس و خصوصاَ "شهادت" 2-سابقه و نوع فعالیت های عملی او در راستای انتقال دیدگاه و نظراتش 3-شکل گیری شخصیت های فیلم نامه ، سیر حوادث و رسیدن به اوج داستان برای انتقال پیام اثر اگر مبارزه وشهادت "مجید سوزوکی" را یعنوان قهرمان فیلم- که به گفته کارگردان از شخصیت های واقعی برگرفته شده -از عوامل اصلی فیلم محسوب کنیم؛ وآنرا پایه شکلگبری اثربر مبنای دیدگاه صاحب اثر بدانیم. تا جائیکه ده نمکی عنوان میکند:"اگر کس دیگری این فیلم را می ساخت،من وارد این حوزه نمی شدم…" مبارزه وشهادت "مجید سوزوکی" بر مبنای خشم آنی،عصبیت انتقام جویی،واکنش هیستریک در برابر تجاوز ویا خصلت هایی است که هر انسان معمولی در شرایط مورد تجاوز و حمله بروز می دهد.همانطور که در ابتدای فیلم "سوزوکی" ناموس پرست با اوباش درگیر میشود در انتها نیز برای ناموس وطن قداره می کشد!این سطحی ترین و خام ترین برداشت از "دفاع مقدس" است.بر این اساس تمامی جنگجویان و یا مدافعین در تمامی اعصار "شهید" محسوب میشوند.این در جای خود محفوظ اما آیا مسئله "دفاع مقدس" این است؟؟ اگر در فیلمهای "حاتمی کیا"و"تبریزی" قهرمان از کشتن دشمن بی سلاح رویگردان است و در پی ارزشهای آسمانی و ملکوتی می رزمد تا آرمان هایش پایمال نشود.اگردر"روایت فتح" انسان دوستی و عشق موج میزند و نگاه زلال است؛این طرز تفکر در دوران پس از جنگ نبز ادامه می یابد. اما جنگیدن "ده نمکی" و یارانش از سر خشم ونفرت،پس ازجنگ در جبهه خودی و غیر خودی داخلی ظاهر میشود تا مفهوم "جهاد" زنده بماند!! رزمنده های فداکار و ایثارگر"اخراجی ها" که که کپی برداری از آثار ارزشمند این ژانر است، آنقدر تخت و کلیشه ای هستند که نه اسم دارند و نه دوربین به آنها نزدیک میشود!چرا که کارگردان به درستی آنها را نشناخته حتی اگر تمام هشت سال را در جبهه بوده باشد.اطرافیانش را امثال "سوزوکی ها" پر کردند یا افرادی چون برادر نیوشا ضیغمی.! آنچه درنقدونظرات مختلف تلویحاَ اشاره شده آنست که از دیدگاه ده نمکی "هدف"،"وسیله" را توجیح می کند؛حال این وسیله بنابر مقتضیات میتواند خشونت فیزیکی،روزنامه رادیکال،پرده دری فساد اجتماعی ویا لودگی در راستای انتقال ارزش ها باشد.دراینجا است که دیگر لودگی،لمپنیسم ،عاشقانه های فیلم فارسی،رقص وسازوآواز و خندیدن تماشاگربه هر ترفندی (که زمانی منجر به "جهاد خیابانی" فیلم ساز بود) به نفع 10دقیقه پایانی موجه جلوه میکند!! اما بحثی که از آن غفلت شده و تاثیر مخربتری دارد؛خود "هدف" است.این تلقی سطحی و باسمه ای از "جهاد"،"دفاع"و"شهادت" که تنها در همان لحظه درگیری با مهاجم معنا دارد.براین اساس "جهاد با نفس اماره"و"جهاد فی سبیل الله" و مفاهیمی از این دست رنگ می بازد. "اخراجی ها" فارغ از تمام ضعف های ساختاری ،به وضوح بیانگر عقاید باطل سازنده اش است.جهاد با مخالف به هر وسیله و در همه جا." جهاد خیابانی" دوستان عزیز سینمای ما،نمیدانم یادداشتی که دیشب برایتان ارسال کردم(جهاد خیابانی)،چه ایراد واشکالی داشت که آنرا چاپ نکردید!؟امروز دوباره آنرا مرور کردم اما واقعاَ جایی برای حذف نیافتم فقط برای ارائه منظورم چند خط به آن اضافه کردم؛که امیدوارم مقبول افتد.با این وجود اگر فکر میکنید با اصلاح و اغماض مقدور است انتشار دهید. امیدوارم با این جریانات اعتراضی دو سویه که بر مبنای فیلم "اخراجی ها" براه افتاده؛رسالت رسانه ای و وجدان انسانی خود را بیش از پیش مدنظر قرار دهید.من طی یکسال گذشته مخاطب دائمی سایت شما بودم اما برای اولین بار بصورت رسمی وجدی درآن یادداشت نوشتم که امیدوارم با مناعت طبع و بلند نظری مواجه شود. مهدی پورامین

abbas
شنبه 11 فروردين 1386 - 4:30
ناگفته های 20 ساله (اخراجی ها)

اخراجی ها را می توان نگاهی متفاوت به دفاع مقدس نامید که تا کنون این نگاه به پدیده جنگ نشده بود. کارهای زیادی در مورد سینمای جنگ و حتی با نگاه طنز گونه به آن انجام شده بود. ولی هیچکدام ناگفته های جنگ را که می توان گفت بیش از 20 سال ناگفته بوده بیان نکردند. آقای ده نمکی در بعضی از صحنه ها واقعا سنگ تمام گذاشته اند. مثلا در صحنه ای که رزمندگان روی میدان مین می روند یا صحنه ای که نیروهای دشمن به یک بیمارستان حمله می کنند. می توان گفته تا کنون این صحنه ها این گونه صریح و مستقیم نشان داده نشده بود. یا می توان از صحنه ای یاد کرد که کودکان شیمیایی را نشان می دهد.

نکته ی دیگر در مورد این فیلم سبک فیلمبرداری آن است که گویی دنبال بازیگر می دود که این خود، بیننده را درگیر می کند. یا مثلا کاراکتر آقای شریفی نیا که من فکر می کنم از این دست از آدم ها در جنگ ما کم نیستند که بخاطر منافع خودشان در جنگ شرکت کردند.

اما در بعضی از صحنه ها هم من فکر می کنم آقای ده نمکی حق مطلب را ادا نکرده اند شاید هم بخاطر این باشد که فیلم برای اکران عمومی کمی سانسور شده است. مثلا هیچ پیوستگیی در مناطق جنگی دیده نمی شود. رزمندگان ناگهان به میدان مین می رسند، ناگهان به مناطق شیمیایی می رسند.

نکته ی دیگری که هنر آقای ده نمکی را نشان می دهد. یکی صحنه ای که از بالا ناظر بشین پاشو سید مرتضی است، دیگری تناقض گویی در صحنه هاست که وقتی فیلم کاملا عاطفی می شود و احساس نشست قطرات اشک بر روی گونه هایت داری ناگهان خنده بر لبانت می نشیند نمیدانی این را ادامه دهی یا آن را .

به نظر من در مورد این فیلم کمی بی انصافی شده. کسانی که شمشیر انتقاد را کشیده اند و حاضر نیستند کمی آن را غلاف کنند بیایند بدون چشم داشت بنشینند و فیلم را ببینند. به نظر بنده سینمای جنگ در حال حاضر از این دست فیلم ها کم دارد. دیگر دوران آن فیلم هایی که رزمندگان را فرشته نشان می داد و فرماندهان جنگ را اسطوره می ساخت تمام شده . نسل حاضر با این گونه فیلم ها ارتباط بیشتری برقرار می سازد تا فیلم های دهه 70. (ببخشید سرتونو درد آوردم)

ستاره
شنبه 11 فروردين 1386 - 6:55

بر خلاف نظر خیلی از اطرافیان که معتقد بودند فیلمی که ده نمکی بسازه دیدن نداره من رفتم و فیلم رو دیدم .

خب راستش اصلا انتظار نداشتم فیلم به این ضعیفی جزو فیلمهای منتخب جشنواره بشه(آره جون خودش!)و تازه بعدشم انقدر بفروشه! من دیگه مثل سابق مردمو به بدسلیقگی در امر فیلم دیدن متهم نمیکنم بلکه متهمان ما برخی از فیلمسازان بی تجربه و سطحی نگر هستن که با احساسات و اعتقادات ما به راحتی بازی می کنن! کسانیکه هنوز خودشونم نمی دونن چی می خوان و دنبال چی هستن!

جناب آقای ده نمکی با تمام وجود از شما خواهش می کنم(وحتی التماس می کنم!) که این سینما رو دیگه بی خیال شین!

مرزبان
شنبه 11 فروردين 1386 - 13:30
افزایش مخاطب عام در ایران=فیلم فارسی

آقای قادری صحبت شما را در مورد نا همگون بودن فیلم به شدت تائید می کنم.

به نظر اگر فیلم به صورت تکه تکه ببینیم ممکن است بتونیم از میان ایتنها تکه های خوبی انتخاب کنیم.

حتی شاید همه این تکه به تنهائی ارزشمند باشند ولی نه هنگامی که در کنار هم قرار می گیرند.

در مورد فروش بالا تقریبا با شما موافقم

به نظر من نه تنها در ایران بلکه در همه دنیال میزان فروش یک فیلم دلیل بر ارزشمند بودن اثر نیست.

نمی دونم پارسال بود یا سال قبلش ممی گفتند که فیلم شارلاتان یکی از پر فروش ترین فیلم های سال شده است.

و این در حالی است که حتی کسانی که عاشق فیلم فارسی بوبدند از این فیلم متنفر شدند.

ولی با همه این اوصاف یک چیزی را نباید فراموش کنیم.

خب در جامعه سطوح آگاهی متفاوت است پس بنابر این برای القای مفاهیم عمیق به هر مخاطبی باید با زبان خوشایند او این کار را انجام دهیمی.

در واقع از هر ابزاری می توان برای انتقال یک مفهوم والا استفاده کرد به شرطی که خود اون ابزار ضعیف نباشد.

البته این امر نباید سبب شد که مسئله ای به نام تقویت سلیقه را فراموش کنیم.یعنی در همین حوزه سینما هر کارکردانی می تواند با فیلم خود باعث تقویت سلیقه مخاطب شودکه دیگر مخاطبان ما خود به خود به سمت فیلم فارسی نروند.

که متاسفانه اخراجی حتی در این زمینه تلاشی هم نکرد

مهدی صالح پور
شنبه 11 فروردين 1386 - 15:36
چرا این قدر بد بین؟

نمی دونم چرا؟ واقعا چرا؟

در عجبم که چرا ما عادت کردیم که همیشه یک عده ریشو و خیلی خیلی خشک و حزب اللهی (بخونید مذهبی) باید توی فیلم های جنگی در نقش راکی و آرنولد و بوروسلی و ...

بیایند و تمام عراقی ها را بکشند و همچون بزرگان و در اوج عرفان شهید! شوند.

آقای قادری!

شما که جنگ رو فقط در ریش می بینی و مذهبی بودن هنوز نمی دونی که چقدر جوان ساده و صاحب دل رفتند و مردانه از کشورشون جنگیدند.

آقای قادری!

شما جز جنجال به چیزی فکر نمی کنید.اون از مطلب های دروغ در مورد دستمزد بازیگران و به هم ریختن جو هنری مملکت و این هم از اختلاف با مردم فهیم ایران در مورد اخراجی ها.

فقط به عنوان یک برادر کوچک این عینک بد بینی را از جلوی چشمتان بردارید.

به امید واقع بینی تمام منتقدین هنر ایران

محمد
يکشنبه 12 فروردين 1386 - 17:18

عالی بود


يکشنبه 12 فروردين 1386 - 19:0
متاسفم...!

man fekr mikonam in agha kargardani ro kheili ason gereftan ke enghadar karshono bi naghs midonan

aghaye deh namaki

cinema iran kargardanhaye bozorgi dare va hich kodomeshon yek shabe be inja naresidan va inghadar dar arezoye gereftan jayeze va in jor chizha nabodan na parti dashtan na kasi yo dashtan ke barashon sarmaye gozari kone ona tanha sarmayashon poshtkar va sabri bode ke to in kar dashtan ke benazare man shoma in sabr va poshtkaro nadarin va mikhayn ye shabe rahe sad salaro berin hamin mishe ke filmi be in zaefi ro misazin filmi ke dar sath baghi monde va hich jazabiyati nadare.

shoma hata tahamol yek enteghade sadaro nadarin

inhame kargardanhaye bozorg in mamlekat filmhaye khobi misazan ke dide nemishe vali bazam saboran na dad mizanan na jashnvararo beham mirizan!!!

shoma ye film sakhti khodaro bande nisty tahamole ye harf khalafe meyletonam nadari vaghean adam nemidone chi bege...

تلخ زبون
دوشنبه 13 فروردين 1386 - 5:53
همه برای یکی..

سلام

تا کی شو نمیدونم ولی از کی شو بخواید بدونید بر میگرده به دوره انسان شکارگر .منظورم معنی کامل این جمله است که هر کی زور داره شریک(صاحب) مال ...جان....عقیده....و...همه چیزه مردمه.

حالا با گذشت سالها قضیه فرق زیادی نکرده یعنی اصلا فرقی نکرده

مسعود ده نمکی وامثال او باید پذیرفته و مدح شوند هر چیز خوبی متعلق به آنهاست .

کدام منتقدی جرات کرده و اولین فیلم این فرد را در کنار فیلم استادان مسلمی چون مهرجویی وکیمیای قرار نداده .خوب فیلم آبکی بوده که بوده .چه ربطی دارد.

اعتراض ده نمکی به فراموشی تاریخ است ....به از یاد بردن این نکته در دنیای سیاست است که همه چیز باید در اختیار قدرت باشد .چه به حق چه به ناحق.

در دنیای این افراد یک قانون وجود دارد همه برای یکی ...و این وسط گور بابای دمکراسی

تلخ زبون

mr lonely
سه‌شنبه 14 فروردين 1386 - 15:11
امیر خان از ریا میگویید

1- اخراجی ها طبل توخالیست و خیلی هم تو خالی. مسعود ده نمکی هم اگر انقدر پز فروش فیلمش را میدهد جرئت دارد با بودجه ی "خودش" فیلم غیر کمدی بسازد تا بفهمد فروش فیلم از هنر ایشان نبوده از چیزهای دیگر بوده.

2- امیر خان از ریا میگویی .... بگو چه شد به این راحتی منتقد شدی فیلم ساختی و ....

3- راستی چه خبر از سنتوری؟

محسن
سه‌شنبه 14 فروردين 1386 - 16:41
منتقد رفیق باز

قادری بی انصاف من به چند دلیل نقدهای شما رو جدی نمیگیرم چون پراز پارتی بازی است شما با دفاع همه جانیه از یک فیلمساز درجه دو مثل کیمیایی سطح فکری پایین خودت رو نشون میدی وقتی بهترین فیلمساز تاریخ ایران ابراهیم حاتمیکیای عزیز شاهکاری مثل روبان قرمز رو میسازه ازاون رد میشی ولی وقتی کیمیایی که همه فیلماش مزخرف ودرجه دواست را چنان بالا میبری که نگو وهمین باعث میشود که من حرفاتو جدی نگیرم فکر میکنم بین تووکیمیایی خبرهایی هست ریاکار هم خودتی

امین
سه‌شنبه 14 فروردين 1386 - 21:11

واقعا که اقای دهنمکی باید برن کتاب بنویسن و در تخصصشون کار کنند

امید غیائی
سه‌شنبه 14 فروردين 1386 - 21:42
حضرت مستطاب محسن خان بی ریا:

آقای محسن. بهتر نیست نگاهی به کارنامه فیلمساز مورد علاقه تان بیندازید و بعد به مقایسه با مسعود کیمیایی بپردازید که چند تا از فیلمهایش جریان ساز سینمای درپیت و درب و داغان قبل از انقلاب بودند. با کدامین پیش زمینه فیلمهای کیمیایی را درجه دو میخوانید و کارهای بهترین فیلمساز تاریخ سینمای ایران!!!!!!!!! (با همین یک جمله علمتان ثابت شد.احیانا خدایی ناکرده علی حاتمی و بیضایی و مهرجویی و تقوایی را میشناسید؟؟؟ خب، عجیب نیست)حاتمی کیا را اینگونه میبینید؟؟؟؟!!!! گوشتان از این همه داد وبیداد و فریاد و خداخدا کردن در کارهای او درد نگرفته؟ کیمیایی هم کارهای ضعیف دارد ولی اینگونه به سابقه هنری یکی از تاثیرگذار ترین سینماگران ایران اهانت میکنید! میدانی کیمیایی و امیرقادری بر سر چه موضوعی با هم بیشتر آشنا و رفیق شدند؟؟؟؟ نقد تند و تیز امیرخان بر روی یکی از فیلمهای کیمیایی.حرفهای شما را باید چقدر جدی گرفت؟! راستی خبرها را از کجا میگیری که ما ها نه دیدیم و نه شنیدیم؟؟!!!


سه‌شنبه 14 فروردين 1386 - 21:59
kargardan

اخراجی ها را دیدم ان هم توی سینما افریقا! ولی به دلم ننشست اقای ده نمکی ببخشند من سوادم در حدشان نیست ولی در رابطه با ساختار فیلم زیاد خواندم واقعا زیاد باید ببخشید فیلمتان ((((کارگردان)))) نداشت اگر میخواهید مفهوم کارگردان را که می گویم متوجه شوید سنتوری مهرجویی یا خون بازی بنی اعتماد را یک بار تماشا کنید.مطمئا باشید فیلم به خاطر رادان یا گل شیفته فراهانی یا باران کوثری نیست که تماشاگر را به خود میکشد به خاطر کارگردان است(((کارگردان))

علي عالمي
چهارشنبه 15 فروردين 1386 - 13:32

سينما خيلي بيشتر از بيان چند جوك مبتذل در قالب محتواي يك فيلم است. اخراجي ها نه فيلم است و نه سينما. لطفا دست از سر سينما برداريد و برويد جايي كه بوديد. بي شك مخاطبان با ديدن آن بر راي داوران بسيار احترام خواهند گذاشت.

امید غیائی
چهارشنبه 15 فروردين 1386 - 14:24
اشتباه شد، ببخشید.

سلام.امیر خان ممنون که راهنمائی کردی.من یکی که خیلی به این راهنمائی ها چشم امید بستم.پس طبق راهنمائی امیر خان کارگردان اون فیلمه ال گور نیست.فقط متنش رو گفته.ولی بقیه حرفهام همچنان به قوت خودشون باقیست.بازهم ممنون.

کاوه
چهارشنبه 15 فروردين 1386 - 22:30

من اخراجیها را دیدم و اتفاقا کلی هم خندیدم و حال کردم و از اینکه آقای ده نمکی برای بهتر شدن فیلمش از آدمهای حرفه ای و سابقا غیر خودی استفاده کرده خوشحال شدم، چون نشان از انعطاف پذیری و دگم نبودنش میده.اما متاسفم از اینکه فروش این فیلم چماقی شده برای نفی نظر دیگران و منکوب کردن منتقدین و همینطور مبارزه با روشنفکران قلم بدست مزدور و وابسته!!

آقای ده نمکی من اگر حدس می زدم شما از سینما رفتن ما تلقی حمایت از شما و طرز فکرتون می کنید عمرا نمی رفتم و اون 8 نفر دیگه که اصلا شما را نمی شناسن را هم با خودم نمی بردم

حنانه سلطانی
چهارشنبه 15 فروردين 1386 - 22:31

آقا محسن همه باید نظر شما را تایید کنند تا آدم نکته سنج و باانصاف و البته بی ریایی باشند؟!به قول امید غیائی مهرجویی،بیضایی،تقوایی،حاتمی را بی خیال شدی و صاف رفتی سراغ حاتمی کیا؟!هر چند از کرخه تا راین و آژانس شیشه ای اش را خیلی دوست دارم اما حاتمی کیا اصلا در این حد نیست که لقب بهترین فیلمساز تاریخ سینمای ایران را به او نسبت دهیم.چه کیمیایی را دوست داشته باشیم چه نه نمی توانیم نقش اش را در سینمای ایران انکار کنیم.راستی از کی تا حالا روبان قرمز شاهکار شده؟!