مهدي عزيزي :: سينمای ما :: پايگاه خبری،تحليلی سينما:: سينمای ايران::The Best Iranian Movie News & Information
پنجشنبه 26 ارديبهشت 1387 - 7:50
اخبار:      • رضا رشيدپور درباره خبر حضور مسعود كيميايي در برنامه «مثلث شيشه‌اي» توضيح داد: / «مسعود كيميايي حق دارد اين خبر را تكذيب كند»      • فيلم ترسناك «آل» به کارگردانی بهرام بهرامیان و تهیه‌کنندگی علی معلم در ارمنستان جلوي دوربين مي‌رود: / «آل» فیلمی تعلیقی و ترسناک است؛ البته نه به معنی وفور صحنه‌های خشن و خونریزی!      • سخنان مهم وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي در جمع دانشجويان درباره سينما و تئاتر و مطبوعات: / «در طول دو سال گذشته 20 بار تذكر داده شده بود كه استفاده از عكس زنان روي جلد و در صفحه ممنوع است»      • مخملباف اين بار سراغ پیامدهای سقوط اتحاد جماهیر شوروی رفته است / «مردی که با برف آمد» به کارگردانی مشترک محسن مخملباف و همسرش مرضیه مشکینی در جشنواره ونيز      • «دايره‌زنگي» هم به باشگاه ميلياردي‌ها اضافه مي‌شود / گزارش اكران سينماها در هفته سوم ارديبهشت      


RSS مهدي عزيزي



دوشنبه 23 ارديبهشت 1387 - 10:47

« نامه به یک دزد » یا « آیا دزد‌ها هم کتاب می‌خوانند و فیلم می بینند؟»

لینک این مطلب

دزد عزیز؛ سلام
امیدوارم بعد از خوندن این نامه کمی از این کار بدی که کردی پشیمون بشی و کیف منو پس بیاری بدی ...خدا را چه دیدی شاید دوست‌های خوبی هم شدیم.
دزد عزیز؛ اول باید بگم واقعا شرمنده‌ام که پول زیادی در کیف نبود و تمام زحمت‌های تو بر باد رفت ... جز یک مشت کاغذ و یک کتاب (که آن هم صفحات‌اش جا‌به‌جا‌ست) و چند تا دی‌وی‌دی چیز به در بخور دیگری در آن کیف لعنتی نیست. تازه فکر کنم بعد از دیدن قبض تاریخ گذشته و پرداخت نشده موبایلم دلت هم برایم سوخته ... (اگه زحمت بکشی پرداخت کنی هم که دیگه خیلی حال دادی).
دفترچه حساب پس انداز‌ها را هم که دیدی ... امروز صبح رفتم حساب‌ها را مسدود کردم، گفتم که زحمت رفتن به بانک را نکشی. اما دزد عزیز حالا که چیز دندان‌گیری دستت را نگرفته باید بگویم برخی از محتویات آن کیف برای من خیلی ارزشمند هستند ... خیلی زیاد ...

کاغذ‌هایی که احتمالا دیدی، متن ترجمه 50 صفحه از کتابی است که مشغول ترجمه‌اش هستم (باور کن دیگه حس دوباره ترجمه کردن ندارم) ... می‌دونی، .. . واقعا سه هفته‌است تمام وقت روش کار کردم. لطفا فقط همین را بگردان!

اما خبر نداری که چند حال اساسی هم به تو داده‌ام. اول اینکه دی‌وی‌دی‌های «بیل را بکش 1 و 2» را حتما ببین. زیر‌نویس فارسی هم داره ... جزو ده فیلم برتر عمرم است (جدی می‌گم به خدا) تازه می‌تونی توی بخش ویژه‌های‌اش مراسم افتتاحیه فیلم رو هم ببینی که من عاشقشم. اون‌‌جا که رابرت رودریگوئز و گروه‌اش چندتا از آهنگ‌های فیلم رو زنده اجرا می‌کنن. حواست به تارانتینو و رقص جالبش هم باشه ... تارانتینو کیه؟ ... ای بابا! عکس به این بزرگی زده‌ام بالای صفحه همون که اسلحه رو گذاشته رو مغزش. در ضمن حواست باشه سکانس عروسی اما ترومن تو کلیسا، اولِ فیلم دوم ... آفرین ... آره، همون که سیاه و سفیده اون به نظرم بهترین سکانس فیلمه ... خوبه ! پس معلوم شد یه نگاهی به فیلم انداختی ...

بعد فیلم برو سراغ کتابه؛ «سینمای کوئینتین تارانتینو» ، هنوز خودم نخوندمش ... یعنی می‌خواستم بخونم ولی چون صفحاتش جا‌به‌جا بود باید می‌بردم عوض می کردم ... حالا دیگه خودت زحمتش را بکش (راستی مگر دزد‌ها هم کتاب می‌خوانند یا فیلم می بینند؟)

اما می رسیم به اصل مطلب؛ 30 تا دی‌وی‌دی موزیک ویدئو و اجرا‌های زنده موسیقی تو کیف هست که یه عمر می‌تونی باهاشون زندگی کنی. اول از همه برو سراغ اون یکی که روش نوشته "Queen" Live in WEMBLEY  می دونی این به نظرم بزرگترین، با شکوه‌ترین و پر‌هیجان‌ترین کنسرت موسیقی تاریخه ... مطمئنم هیچ‌کی اونجا نمی‌‌فهمه داره چی‌کار می‌کنه حتی خود فردی مرکوریِ خدا بیامورز. با اون ژست میکروفون گرفتن‌هاش. (راستی دقت کردی اون‌ها حتی تو کلیپ‌هاشون هم دست‌شون میکروفون دارند!)
توی یک شب به یاد ماندنی- که واقعا خوش به حال آنها که آنجا بودند-  کوئین ها برنامه را این‌طورتمام می کنند.... دیگه شب داره به صبح می‌رسه و زیر نم نم بارون فردی می ره پشت پیانو و . . .
I've paid my dues / Time after time /I've done my sentence / But committed no crime /And bad mistakes / I've made a few / I've had my share of sand kicked in my face / But I've come through
We are the champions - my friends
حالا می‌تونی بری سراغ دی‌وی‌دی پشت صحنه این کنسرت که اونم یه شاهکار دیگه‌ است. مخصوصا یه بخش هست که تکه‌های حذف شده کنسرت رو نمایش می‌دهد، واقعا عجیب و جالبه ...

 

اما بعدی؛ روی هشت‌تا از دی‌وی‌دی‌ها نوشته Live8، راجع به این یکی حتما قبلا یه چیزهایی شنیدی اما شنیدن کی بود مانند دیدن! ... مستقیم برو سراغ دی‌وی‌دی شماره 3A ؛
زود باش Play کن ...
آره تعجب کردی ؟ نه خودشه دیوید بکهامه داره خواننده بعدی رو معرفی می‌کنه: ... و حالا یکی از بهترین دوستانم رابی ویلیامز.
می‌بینی میکروفونو عین فردی مرکوری دستش گرفته ... اِ ... داره We Will Rock You می‌خونه؟! ببین چه کرد با مردم! همه‌اش ازتماشاگرا می پرسه: حواستون به من هست! یعنی نمی‌دونه اون‌جا چه خبره؟!!!
من عاشق آهنگ Feel اش هستم. اونم می‌خونه ... که البته بیشترشو جمعیت می‌خونن. خوب حالا که انرژی گرفتی ... دی‌وی‌دی3B رو بذار ... از توی لیست خواننده‌ها Pink Floyd رو انتخاب کن.
فکر شو بکن، ساعت 2:30 نصف شب 200 هزار نفر اون‌جا و میلیون‌ها بیننده تلویزیونی بیدار نشسته‌اند تا دوباره گروه از هم پاشیده شده پینک فلوید رو کنار هم ببینند ... می‌بینی نصف شبی توی لندن هم به افتخارشون دارن آتش بازی می‌کنن. واقعا چه شب بزرگیه ...
آهنگ اولشون که تمام می‌شه، راجر واترز (همون که شلوار لی و پیراهن آبی داره و همه‌جای ترانه‌ها رو حتی اون‌جاهایی که قسمت خوندن خودش نیست رو هم زیر لب می خونه) می‌گه: توی این شب ... حالا که ما دوباره کنار هم جمع شدیم جای «سید» خالیه ..... وبعد  انگشت‌های قدرتمند دیوید گیلمور روی گیتارش می‌رقصه‌ و Wish You Were Here.
... آره تو هم فهمیدی ... اصرار کارگردان و فیلمبردار‌ها برای قاب‌های بسته که صورت اعضای گروه می‌گیرن بی‌دلیل نیست ... همه متوجه چشم‌های خیس‌شون شدن. .... و آخر سر هم راجر همه رو جمع می‌کنه و ... (بد نیست آخر دی‌وی‌دی یک نگاهی به پشت صحنه‌اش هم بندازی مخصوصا اون‌جا که گروه دارند سرِ نحوه پایان‌بندی همین آهنگ با هم بحث می‌کنن ... راستش نمی دونم چرا همه‌اش می‌ترسیدم الان دعواشون بشه! )

  

دیگه بقیه‌اش با خودت. همه مدله هست: از کنسرت‌های پاواروتی و دوستان که عاشقشم تا شو‌های تلویزیونی الویس. یه برایان آدامز معرکه ... یه جو ستریانی خدا .... یه کنسرت کلاپتون بی نظیر ... لعنتی ، چرا همه رو با هم گذاشتم توی کیف ...

اما دزد عزیز؛ نمی‌دونم در چه شرایطی هستی. شاید از سر احتیاج این کار را کردی که باز هم نباید می‌کردی (یاد دیالوگ پل نیومن در فیلم «لوک خوش‌دست» افتادم . در جواب دوستش که گفته بود: من مامورم و معذور اما باید خبر مرگ مادرت را می‌دادم، گفت: درسته ماموری و معذور اما بازم کارت درست نبود!) حالا واقعا بهتر نبود به جای خالی کردن صندوق ماشین ما می‌آمدی داخل استادیوم تو هم فریادی می‌زدی شاید دروازه‌بان حریف هول می‌شد یا یکی از موقعیت‌های نیکبخت می‌رفت تو دروازه یا این نصرتی لعنتی یک‌کم بیشتر می‌دوید. گل دوم را هم می‌زدیم و دیگر این‌قدر نگران روزهای آینده نمی‌شدیم ... بعدش هم با هم می‌رفتیم و تا آخر شب‌اش مهمان من بودی.

واقعا بهتر نبود ...


شما هم بنويسيد (11)...



چهارشنبه 18 ارديبهشت 1387 - 10:14

الویس موجود خطرناکی است

لینک این مطلب


الویس: آیا شما کسی را می‌شناسید که به یک خواننده نیاز داشته باشد؟
ماریان (منشی سام فیلیپس مدیر استودیو): شما چه نوع خواننده‌ای هستید؟
الویس: من همه چیز می‌خوانم.
ماریان: سبک خواندن شما بیشتر شبیه کیست؟
الویس: من شبیه به هیچکس نمی‌خوانم. 

* * *  

در عکس روبه رو طرفداران الویس را می بینید که در سرما ایستاده‌اند و سرهاشان را به شیشه چسبانده‌اند بلکه بتوانند نگاه کوتاهی به هنرمند محبوب‌شان که تازه از سربازی برگشته بیندازند. خیلی از طرفداران الویس ادعا می‌کنند که او هنوز زنده‌است و خودش را به مردن زده تا از شر آنها خلاص شود!
وقتی صحبت از الویس می شود شاید اولین چیزی که به ذهن می‌رسد شیوه اجراهایش و آن حرکات پرشور و رقص‌های جالبش است که اگر آن موقع خیلی نو و خاص بود،  حالا دیگر تبدیل به عنصرهای اصلی اجراهای راک اند رول شده. راک اند رولی که الویس خودش مبدا آن است.
در فرهنگ‌های مبادی آداب خاص گذشته آدمی مثل الویس، موجود خطرناکی بود. خیلی هم خطرناک! ... حتما شندیده‌اید که وقتی الویس برای بار اول در یک شوی تلویزیونی با میلیون‌ها بیننده ظاهر شد و شروع کرد به تکان دادن شانه‌ها و آن حرکات عجیب پاها و آن رقص منحصر به فردش کرد، همه‌ی پدر و مادرها تن‌شان از ترس شروع به لرزیدن کرد. تا جایی که در چندین برنامه بعدی فیلمبردارها قاب‌هایشان از این ستاره راک را طوری تنظیم می‌کردند که او را فقط از کمر به بالا نشان دهند.

* * *  

audio file Love me tender  به نظر من یکی از بهترین آهنگ الویس است. با یک هارمونی ساده و آرام که خیلی دوست داشتنی است...  گفتم لذت چندباره شنیدنش را هم با شما قسمت کنم ...


پی نوشت: پیشنهاد دو کتاب از نمایشگاه: کتاب «سینمای کوئینتین تارانتینو» / انتشارات چشمه و کتاب «خالق راک اند رول که بود؟ » الویس پریسلی / مترجم :شهناز بنو نام ، که بهانه نوشتن این روزنوشت هم شد. البته این دومی خیلی هم جدید نیست.


شما هم بنويسيد (1)...



يکشنبه 15 ارديبهشت 1387 - 10:20

خدا هم پرسپولیس را دوست دارد ...

لینک این مطلب

 دیروز بعد از بازی پرسپولیس به بچه‌ها گفتم خدا هم می‌خواست ما برنده شویم.
امروز در وبلاگ مازیار ناظمی جمله‌ی جالبی خواندم: ... وقتی بعد از شکست سایپا، قطبی گفت: خدا پرسپولیس را دوست داره. یاد جمله پله در جام جهانی ۱۹۸۶ افتادم (مفسر تلویزیون بود) بعد از برد با شکوه چهار بر صفر برزیل مقابل لهستان (گل به‌ یاد ماندنی دکتر سوکراتس ...ضربه پنالتی بدون دور خیز .. یادش بخیر) گفت: درسته که پاپ رهبر کاتولیکهای جهان، لهستانی است ولی با این برد معلوم شد خدا برزیلیه!


شما هم بنويسيد (7)...



سه‌شنبه 10 ارديبهشت 1387 - 9:47

آهنگ‌های محبوب جو ساتریانی

لینک این مطلب

جو ستریانی در مجله  Guitar World آهنگ‌های مورد علاقه‌اش را انتخاب کرده و درباره‌اش را توضیحاتی داده است که خواندنش خالی از لطف نیست .... جالب است نه؟ البته من این مطلب را در سایت harmonytalk دیدیم.  انتخاب‌های استاد هم خیلی جالب است از Machine Gun  جیمی هندریکس تا We Are The Champions  کوئین ... بد نیست شما هم از بین این انتخاب‌ها آهنگ مورد علاقه‌تان را  انتخاب کنید؟

نام آهنگ: audio file Machine Gun
نام نوازنده: Jimi Hendrix
نام آلبوم: Band of Gypsys 1970
"این آهنگ به نظر من بزرگترین اجرای گیتار الکتریک تا کنون بوده است و عجیب این که تنها با یک گیتار Stratocaster ، چند تا پدال و سه تا بلندگوی Marshall اجرا شده است. جیمی هندریکس در این آهنگ مجموعه کاملی از تکنیک هایی را به نمایش گذاشت که امروزه جزو تکنیک های اساسی نوازندگی محسوب می شوند و این کار را بر روی آهنگی انجام داد که مخاطبانش تا قبل از آن نشنیده بودند. این آهنگ از یک طرف نشان دهنده تاریخ موسیقی راک است و از طرف دیگر جهشی بزرگ به سوی فردا است. از تمام جهات فوق العاده است: از نظر ریتم، سولو، فیربک، ویبراتو... از هر نظر فوق العاده است."

نام آهنگ: audio file Voodoo Child - Slight Return
نام نوازنده: Jimi Hendrix
نام آلبوم: Electric Ladyland 1968
"در این آهنگ نه Overdubbing انجام شده و نه اینکه گیتار ریتم و سولو به صورت تراک های جداگانه ضبط شده اند؛ یک قطعه واحد است. اما نمی توان ریتم، ملودی و سولو را از هم جدا کرد چون جیمی هندریکس همیشه خوب می دانست چگونه فضاهای خالی را در آهنگ هایش پر کند. وقتی در یک گروه سه نفره (شامل گیتار، بیس و درامز) نوازنده گیتار بخواهد یک سولو اجرا کند، نبودن گیتار ریتم در گروه به این می ماند که ناگهان زیر پای گیتاریست گروه خالی شود. این آهنگ مهارت باورنکردنی جیمی را در جابجا شدن بین ریتم و سولو نشان می دهد. این که جیمی هندریکس چطور موقع نواختن، آن جملات طولانی به فکرش می رسید و می توانست آنها را به خوبی جمع و جور کند و بعد دوباره بر اساس همان ساختار آکوردی، مسیر کاملا متفاوتی را در پیش بگیرد، همیشه برای من جالب و شگفت انگیز بوده است."

نام آهنگ: audio file Are You Experienced
نام نوازنده: Jimi Hendrix
نام آلبوم: Are You Experienced? 1967
"درست در وسط یک آهنگ سبک Psychedelic که راجع به یک تجربه دیوانه وار روان پالایی (catharsis) است، جیمی هندریکس سولویی می نوازد که شنونده را به گریه می اندازد. او این سولو را با تمام وجودش می نوازد. بقیه گیتاریست های آن دوره صرفا دنبال این بودند که خود را داخل سبک Psychedelic کنند اما جیمی هندریکس همیشه از جان و دل مایه می گذاشت."

نام آهنگ: audio file May This Be Love
نام نوازنده: Jimi Hendrix
نام آلبوم: Are You Experienced? 1967
"یقین دارم که خوانندگان این سطور از دیدن این تعداد آهنگ از جیمی هندریکس در لیست من تعجب خواهند کرد. اما او زبانی جدید خلق کرد که تمام ما آن را برای بیان احساساتمان از طریق موسیقی به کار می گیریم. خیلی از نوازندگان گیتار سعی داشتند آهنگ های پرهیجان و پرشوری به سبک بلوز بنوازند ولی عده معدودی از آنها تلاش کردند قطعه هایی به زیبایی آهنگ های سبک Jazz یا موسیقی کلاسیک بسازند. درست همان هنگام که جیمی هندریکس داشت برخی از دیوانه وار ترین آهنگهای زمان خود را می ساخت، در این آهنگ بسیار زیبا سبک کاریش را به کلی تغییر داد و به نظر من این تغییر بسیار خلاقانه بود. او به زیبایی نابی در نواختن گیتار رسید که برای آهنگی به این سادگی دستاورد بزرگی است. از آن کارهایی است که ارزش وقت گذاشتن و بررسی کردن بشتر را دارد."

نام آهنگ: audio file Crossroads
نام نوازنده: Eric Clapton (از گروه Cream )
نام آلبوم: Wheels of Fire 1968
"این آهنگ شیوه ای بسیار نیرومند، مردانه، بلند و پر سر و صدا برای نواختن بلوز بود. اریک کلاپتون توانایی فوق العاده ای برای بداهه نوازی در اجراهای زنده دارد و در این آهنگ کل اعضای گروه حضور پرشوری دارند. این یک آهنگ ساده بلوز است اما کلاپتون در بداهه نوازی چنان طبیعی و ذاتی عمل می کند که گویی این آهنگ را تا قبل از این نشنیده است و همان جا (در صحنه اجرای زنده) از سرانگشتانش بر روی گیتارش جاری می شود. این آهنگ بلافاصله به نمونه و معیاری شاخص برای نواختن سبک بلوز – راک توسط گروه های سه نفره درآمد. این آهنگ هم مانند آهنگ Machine Gun نمونه ای از یک اجرای زنده کاملا خوش ساخت و منسجم است."

نام آهنگ: audio file Since I've Been Loving You
نام نوازنده: Jimmy Page (از گروه Led Zeppelin )
نام آلبوم: Led Zeppelin 1970
"این تراک به وضوح نشان می دهد که چرا گروه Led Zeppelin گروه بی همتایی است. این آهنگ، یک آهنگ ساده بلوز است اما با افزودن عناصری غیرمعمول به ساختاری بی نهایت پیچیده تبدیل شده است. هیچ یک از اعضای گروه هراسی از خطر کردن ندارند و از نظر تکنیکی دست به تجارب بی سابقه ای زده اند. شاید این بهترین اجرای Robert Plant (خواننده گروه) باشد. کیبورد John Paul Jones فوق العاده است و گیتار Jimmy Page عجیب و غیر عادی است! ریتمش خیلی آزادانه است و طوری از فواصل سوم مرکب (Compund Thirds) استفاده می کند که تا قبل از آن هیچ کس این کار را نکرده بود. سولوی این آهنگ پاساژهای ملودیک فوق العاده زیبا و دلنشینی دارد."

نام آهنگ: audio file Red Alert
نام نوازنده: Allan Holdsworth (از گروه Tony Williams' Lifetime )
نام آلبوم: Believe It 1975
"با شنیدن این سولو از Allan Holdsworth بود که من فهمیدم یک نوازنده گیتار راک با بهره بردن از دانش موسیقی در حد بزرگانی چون John Coltrane و Miles Davis چه کارهایی می تواند انجام دهد. او به جای این که بخواهد تکنیک باورنکردنیش را به رخ بکشد، آن را برای چنگ انداختن در احساسات شنونده به کار می بندد. با این که از مجموعه نسبتا پیچیده ای از mode های مختلف استفاده می کند، اما اصل آهنگ یک riff ساده و مشابه آهنگ "The Immigrant Song" (از گروه Led Zeppelin ) است که با عناصری از سبک Fusion ترکیب شده است. شروع سولو به طرز عجیبی ملودیک است اما اما همین طور که آهنگ جلوتر می رود و آکوردها عوض می شوند او هم با به کار بستن Chromaticism دائم گام آهنگ را عوض می کند. این کاری دشوار و پیچیده است اما او چنان آرام و راحت می نوازد که گویی در حال اجرای یک گام ساده پنتاتونیک مینور است. هر وقت ایت آهنگ را می شنوم ضربان قلبم بالا می رود؛ انگار که دارم در فضا پرواز می کنم. جالب این که پایان سولو با یک نت Suspended است که همین قضیه من را در هر بار شنیدن آهنگ غافلگیر می کند."

نام آهنگ: audio file Birds of Fire
نام نوازنده: John McLaughlin (با گروه Mahavishnu Orchestra )
نام آلبوم: Birds of Fire 1972
"اولین عکس العمل من به این آهنگ این بود: "این دیگه چه جورشه؟!" John McLaughlin از آکوردهایی استفاده می کند که در هیچ کتابی پیدا نمی کنید و اعضای گروهش نیز فوق العاده اند. هر آکوردی که در این آهنگ می شنوید انگار نت های اضافی دارد و احساسات پرشور و ناب نهفته در گیتار مک لافلین خارج از حد تصور است."

نام آهنگ: audio file Tomorrow Never Knows
نام نوازنده: George Harrison (از گروه The Beatles )
نام آلبوم: Revolver 1966
"اولین باری که آن را شنیدم به این فکر افتادم که این آهنگ هیچ ارتباطی با گذشته ها ندارد. از نظر من این نخستین آهنگ واقعی راک بود که تا آن زمان ضبط شده بود. اصلا نمی توانستم بفهمم که این آهنگ را چطوری می توانم بنوازم؛ حتی یک آکورد در این آهنگ نبود! بی شک این سولوی گیتار تأثیر عظیمی بر جیمی هندریکس داشته است."

نام آهنگ: audio file We Are The Champions
نام نوازنده: Brian May (از گروه Queen )
نام آلبوم: News of The World 1977
"این آهنگ یکپارچه جواهر است. قطعه ای مانند این، جایگاه شما را به عنوان یک موسیقی دان تثبیت می کند. Brian May برای نواختن این آهنگ از جان و دل مایه گذاشته است. وقتی که او شروع به نواختن سولو می کند هر چیز دیگری از نظر محو می شود. این آهنگی است ناب، زیبا و دراماتیک."

نام آهنگ: audio fileLoaded
نام نوازنده: Billy Gibbons (از گروه ZZ Top )
نام آلبوم: Rhythmeen 1996
" Billy Gibbons در آلبوم های آخر گروه ZZ Top نشان داده که در سبک Delta Blues به مراتب جلوتر از سایر نوازندگان است و حداقل یک دهه طول می کشد تا ما بتوانیم خودمان را به او برسانیم. من واقعا نمی دانم او چطور توانسته به چنین صدای شگفت انگیزی دست یابد. وقتی هم که از او پرسیدم موضوع صحبت را زیرکانه عوض کرد! واقعا او چطوری به این صدا رسید؟ جواب ساده است: او بیلی گیبونز است و قدرت او هم در همین است."

نام آهنگ: audio file Hurt
نام نوازنده: Adrian Belew
نام آلبوم: The Downward Spiral 1994
"این آهنگ تأثیر عمیقی بر من داشته و شاید بهترین آهنگی باشد که در دهه 1990 نوشته شده است. با اینکه سبک کارهای من هیچ شباهتی به آن ندارد اما برای من به منزله نوعی راهنما بود. ساختار آهنگ بسیار ظریف است و من را به یاد یکی از آهنگ های عجیب و فراموش شده موتسارت می اندازد. ساختار آهنگ در عین ظرافت و زیبایی، خطرناک و تهدید کننده به نظر می رسد. عاشق ضربات کوبنده درامز و متن آشفته ترانه اش هستم. به نظر من این آهنگ نشانه ارتقا به سطح جدیدی از آهنگسازی بود."


شما هم بنويسيد (3)...



دوشنبه 9 ارديبهشت 1387 - 6:39

وقت بردن

لینک این مطلب

1- سکوتی مرا فرا گرفته
انگار نمی توانم درست فکر کنم
در گوشه ای می نشینم
هیچ کس نمی تواند مزاحم من شود
فکر می کنم که حالا باید حرف بزنم ...

2- فراغت از دانشگاه وقت‌آزاد آدم را به شدت زیاد می‌کند آن‌قدر که دوست‌داری دوباره برگردی! ... تصمیم گرفتم این وقت آزاد را با ترجمه یک کتاب پر کنم ... این هم یک تجربه است دیگر. امیدوارم موفقیت‌آمیز باشد. عنوان و محتوای کتاب هم فعلا سکرت است. فقط می توانم بگویم تارانتینو روی جلدش نوشته: I love it

3- احوال فوتبالی این روزهایم یک حس و حال برزخی است. هر شب با رویای قهرمانی پرسپولیس می‌خوابم و کابوس سپاهان می‌بینم! یا High hope گوش می‌دهم و به فکر «پرتوهایی روشنایی در دل تاریکی» هستم اما این شیرین‌فراز لعنتی 3-2 می‌بازد و باز هم اختلاف را به هفت می‌رسد. تیم ما هم که مساوی کرد. کاش یکی پیدا می‌شد به این بازیکنن پرسپولیس می‌فهماند که برای شکست خوردن و مساوی دادن فرصت بسیار است، الان فقط و فقط وقت بردن است ... بعضی وقت‌ها فکر می‌کنم کاش این‌قدر متعصبانه طرفدار نبودم اما مگر می‌شود زندگی بدون طرفدار بودن و البته طرفداری بدون تعصب ...

 4- این خبر را هم که دارید: بعد از قطعی شدن حضور جانی دپ در سین‌سیتی‌های بعدی، حالا استاد قرارداد بازی در فیلم جدید مایکل مان را هم امضا کرده است.

فیلم هایی که تازگی ها دیدم ام:

Into the wild [  ]
 مسحور کننده! (این کلمه مالِ راجرت ایبرت است ) ... این فیلم همه چیزش خوب است، از فیلم‌برداری شاهکارش که واقعا با هر نمای فیلم می‌شود کارت پستال درست کرد تا موسیقی‌ بی‌نظیر مایکل بروک. تلفیق موسیقی راک از جنس پینک فلویدی با تم‌های شرقی، شاهکار‌هایی ساخته که فقط باید بشنوید. البته شنیدنش روی تصاویر زیبای فیلم چیز دیگریست. و دیالوگ هایی که انگار شون پن از میان کتاب‌های بزرگ فلسفی و جامعه شناسی پیدا کرده است. ایده داستان فیلم هم که حرف ندارد (هر چند بر اساس یک داستان واقعی است) .... گفتم فیلم همه چیزش خوب است جز ... جز اینکه فکر می‌کنم فیلم، بیش از حد در سطح همین تصویر و موسیقی خوب می‌ماند و به قدر کفایت به عمق شخصیت کریس وارد نمی‌شود. توضیحش باشد برای بعد. اما باید اعتراف کنم لحظه‌ای که یکباره کریس را با قایق روی رودخانه خروشان دیدم یک لحظه نهایت آزادی یک انسان را حس کردم. و بلند داد زدم: ایول ....
... حیف شد، به همان دلیل که گفتم در یک قدمی یک شاهکار تمام عیار توقف می کند... با من موافقید؟

بلوند و بلوندتر [  ]
اگر جزو فیلم‌بین‌های حرفه‌ای باشید، حتما حد پایینی برای بد بودن فیلم در ذهن دارید ... این فیلم این حد را می‌شکند. شک نکنید! ... حتما می‌پرسید چرا این فیلم را دیده‌ام خوب معلوم است دیگر فقط به خاطر پاملا اندرسونش ... اما چیز خاصی عایدتان نمی‌کند قول می‌دهم ... بی خیالش شوید!

رویای کاساندرا [  ]
خیلی تصادفی است که بن مایه یک داستان دستمایه ساخت دو فیلم شده‌اند که یکی رویای کاساندرا نام دارد و دیگری قبل از آنکه شیطان بداند تو مرده‌ای ... اما این کجا و آن کجا! ... تازه با وجود بازی خوب، ولی کالین فارل را در این نفش باور نکردم.

او مرد آرامی بود [  ]
خیلی بد است که بعضی فیلم‌های خوب زیاد مشهور و مطرح نمی‌شوند ... این فیلم یکی از آن‌هاست.

قبل از آنکه شیطان بفهمد تو مرده‌ای [  ]
 شاید بشود گفت می رود کنار بعد ظهر سگی ... اون بالا‌ها می‌دانید که کجا را می‌گویم.



پی نوشت: راستی امروز تولد پنه‌لوپه کروز است ...


شما هم بنويسيد (2)...

 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 > >|




             

استفاده از مطالب و عكس هاي سايت سينماي ما فقط با ذكر منبع مجاز است | عكس هاي سایت سینمای ما داراي كد اختصاصي ديجيتالي است

كليه حقوق و امتيازات اين سايت متعلق به گروه مطبوعاتي سينماي ما و شركت پويشگران اطلاع رساني تهران ما  است.

مجموعه سايت هاي ما : تهران ما ، مشهد ما ،  سينماي ما ، تئاترما ، خانواده ما ، اينترنت ما

 سينماي ما : صفحه اصلي :: اخبار :: سينماي جهان :: نقد فيلم :: جشنواره فيلم فجر :: گالري عكس :: سينما در سايت هاي ديگر :: موسسه هاي سينمايي :: تبليغات :: ارتباط با ما
Copyright 2005-2008, cinemaema.com
Page created in 1.01112914085 seconds.