دانلود

 «گوزن ها» و «سرگیجه»؛ بهترین فیلم های تاریخ سینمای ایران و جهان : بهترین فیلم های زندگی منتقدان ایرانی :: سينمای ما ::

   






«گوزن ها» و «سرگیجه»؛ بهترین فیلم های تاریخ سینمای ایران و جهان
بهترین فیلم های زندگی منتقدان ایرانی

سینمای ما- شماره 400 ماهنامه سینمایی فیلم به سنت ده ساله خود فهرستی از بهترین فیلم‌های زندگی منتقدان ایرانی را منتشر کرد. این نظرخواهی که به سنت قبل به همت بهزاد رحیمیان انجام شده، به انتخاب نام های زیر انجام شده است:
محسن آزرم، بهداد آوند امینی، آیدین آغداشلو، محمد آقازاده، بابك احمدی، جمشید ارجمند، لیلا ارجمند، مازیار اسلامی، بیژن اشتری، محمد اطبایی، ملك‌منصور اقصی، مینا اكبری، سعید الیاسی، محمدرضا باباگلی، محمد باغبانی، عباس بهارلو، محسن بیگ‌آقا، مانی پتگر، امیر پوریا، عبدالله تربیت، بهروز تورانی، رضا تهامی، مسعود ثابتی، محمد جعفری، شهرام جعفری‌نژاد، مصطفی جلالی‌فخر، عزیزالله حاجی‌مشهدی، نیما حسنی‌نسب، حسن حسینی، محمد حقیقت، سعید خاموش، احسان خوش‌بخت، آرش خوش‌خو، مهرزاد دانش، رضا درستكار، پرویز دوائی، شاهرخ دولكو، خسرو دهقان، اشكان راد، هوشنگ راستی، شادمهر راستین، شهزاد رحمتی، بهزاد رحیمیان، بهرنگ رجبی، تورج زاهدی، محمد سلیمانی، محسن سیف، آنتونیا شركا، محمد شكیبی، ایرج صابری، روبرت صافاریان، حمیدرضا صدر، ناصر صفاریان، تهماسب صلح‌جو، احمد طالبی‌نژاد، جواد طوسی، بهزاد عشقی، شاپور عظیمی، ابوالحسن علوی طباطبایی، مسعود فراستی، امیر قادری، رحیم قاسمیان، سعید قطبی‌زاده، زاون قوكاسیان، سعید كاشفی، رضا كاظمی، كیوان كثیریان، ایرج كریمی، پیروز كلانتری، هوشنگ گلمكانی، حسین گیتی، كامیار محسنین، محمدسعید محصصی، محمد محمدیان، علیرضا محمودی، سعید مستغاثی، داود مسلمی، مجید مصطفوی، علیرضا معتمدی، حسین معززی‌نیا، مسعود مهرابی، احمد میراحسان، امید نجوان، اصغر نعیمی، حمید نفیسی، خسرو نقیبی، جهانبخش نورایی، یاشار نورایی، پرویز نوری، عباس یاری، صفی یزدانیان، اصغر یوسفی‌نژاد

نتایج این نظرسنجی در بخش سینمای ایران و جهان به این قرار است:

گوزنها؛ فیلم‌های برگزيده‌ی ایرانی

1. گوزنها (مسعود كیمیایی، 1354)/ 2. باشو، غریبه‌ی كوچك (بهرام بیضایی، 1368)/ 3. سوته‌دلان (علی حاتمی، 1356)/ 4. درباره‌ی الی... (اصغر فرهادی، 1388)/ 5. هامون (داریوش مهرجویی، 1369)/ 6. تنگنا (امیر نادری، 1352)/ 7. گاو (مهرجویی، 1348)/ 8. ناخدا خورشید (ناصر تقوایی، 1366)/ 9. ناصرالدین‌شاه آكتور سینما (محسن مخملباف، 1371)/ 10. آرامش در حضور دیگران (ناصر تقوایی، 1352)/ كندو (فریدون گله، 1354)
و
قیصر (كیمیایی، 1348)/ خشت و آینه (ابراهیم گلستان، 1344)/ دونده... (امیر نادری، 1364)/ اجاره‌نشینها (مهرجویی، 1366)/ بودن یا نبودن (كیانوش عیاری، 1377)/ زیر درختان زیتون (عباس كیارستمی، 1373)/ رگبار (بیضایی، 1351)/ خانه‌ی دوست كجاست (كیارستمی، 1367)/ طعم گیلاس (كیارستمی، 1378)

سرگیجه؛ فیلم‌های برگزيده‌ی خارجی

1. سرگیجه (آلفرد هیچكاك، 1958)/ 2. همشهری كین (اورسن ولز، 1941)/ 3. داستان توكیو (یاسوجیرو اوزو، 1953)/ - كازابلانكا (مایكل كورتیز، 1942)/ 5. هفت سامورایی (آكیرا كوروساوا، 1954)/ 6. دزدان دوچرخه (ویتوریو دسیكا، 1948)/ 7. جاده (فدریكو فلین/ - سینما پارادیزو (جوزپه تورناتوره، 1988)/ - قاعده‌ی بازی (ژان رنوار، 1939)
و
پدرخوانده (فرانسیس فورد كوپولا، 1972)/ گروه خشن (سام پكین‌پا، 1969)/ جویندگان (جان فورد، 1956)/ هشت‌ونیم (فلینی، 1963)/ آواز در باران (استنلی دانن و جین كلی، 1952)/ آینه (آندری تاركوفسكی، 1975)/ اوگتسو مونوگاتاری (كنجی میزوگوچی، 1953)/ بیلیاردباز (رابرت راسن، 1961)/ آگراندیسمان (میكل‌آنجلو آنتونیونی، 1966)/ جانی گیتار (نیكلاس ری، 1954)/ عصر جدید (چارلی چاپلین، 1936)/ مهر هفتم (برگمان، 1957)




  • منبع : ماهنامه فیلم

    به روز شده در : پنجشنبه 2 مهر 1388 - 15:14

    چاپ این مطلب |ارسال این مطلب |

    نظرات

    حسین جوانی
    پنجشنبه 2 مهر 1388 - 17:52
    12
    موافقم مخالفم
     
    بهترین فیلم های زندگی منتقدان ایرانی

    جدید ترین فیلم سینما پارادیزو است 1988

    بابا دمتون گرم

    میترسم یه چیزی بنویسم بی ادبی بشه...ولش کن


    پنجشنبه 2 مهر 1388 - 19:4
    -1
    موافقم مخالفم
     
    بهترین فیلم های زندگی منتقدان ایرانی

    بچه ها جایی رو سراغ ندارید بشه این فیلم های ایرانی رو خرید؟

    maryam
    پنجشنبه 2 مهر 1388 - 19:5
    20
    موافقم مخالفم
     
    بهترین فیلم های زندگی منتقدان ایرانی

    mahname shomare 400...ashkam dar omad... hamin dirooz bood engar shomarehaye 200, 211, 212.....

    ژ.گ
    پنجشنبه 2 مهر 1388 - 20:56
    -17
    موافقم مخالفم
     
    بهترین فیلم های زندگی منتقدان ایرانی

    لیسته جالبیه ولی جای خیلی از فیلمهای خارجی دربین فیلمهای اول خالیه مثل:تحقیر .ژول وژیم .m.فهرست شیندلر.طناب.ایرما.

    علیرضا
    پنجشنبه 2 مهر 1388 - 23:0
    12
    موافقم مخالفم
     
    بهترین فیلم های زندگی منتقدان ایرانی

    همیشه بخش بزرگی از نتیجه ی حاصله از نظرسنجی از منتقدان، برایم قابل هضم نبوده. در شاهکار و ماندگار بودن اجاره نشینها شکی نیست. اما چگونه است که شاهکارهای دایره مینا و لیلا و درخت گلابی در لیست 20 تایی قرار نمی گیرند و اجاره نشینها قرار می گیرد؟ چرا فیلمشناسی منتقدان از مهرجویی انقدر عجیب است؟(هر چند که خوشحالم که باز هم داریوش مهرجویی بیشترین تعداد فیلم را در بین 20 تای برتر دارد. با هر سلیقه و متر و معیاری و در هر لیستی همواره بیشترین حضور را دارد و همین است که این اجازه را می دهد تا او را درخشان ترین کارگردان تاریخمان بدانیم). چگونه است که دو فیلم زیر درختان زیتون و خانه دوست کجاست که تنها مناسب خود کیارستمی و دهه شصت و اوایل هفتاد بودند تا فقط از جشنواره های خارجی به خاطر نشان دادن تصویری نکبت از ایران جایزه بگیرند، در این لیست حضور دارند؟

    چگونه است که باشو غریبه کوچک که البته در شاهکار و ماندگار بودنش شکی نیست، یکدفعه سر از رتبه ی دوم در می آورد و یا به سوت دلان توجه توجه خاصی می شود؟

    چگونه است که پدرخوانده به رتبه ده می رود و داستان توکیو به رتبه ی سوم می آید و اسمی از بر باد رفته نیست و انقدر هم به آثار کلاسیک تاریخ سینما توجه افراطی می شود؟ چگونه است که مثلا از منتقدی چون پرویز دوایی که گمان کنم چندین سال است که سینمای روز(به خصوص ایران) را چندان دنبال نمی کند، در این نظرسنجی دعوت به عمل می آید و در واقع به نوعی در جهت همان تایید سینمای قدیم عمل می شود؟

    سوالهای زیادی هست که علاقمندم روزی به آنها پاسخ داده شود.

    Hamid
    جمعه 3 مهر 1388 - 6:2
    9
    موافقم مخالفم
     
    بهترین فیلم های زندگی منتقدان ایرانی

    درود

    آرشیو 10 ساله مجله فیلم واگذار میشود

    اگر تمایل دارید به aarinn_k att yahoo ایمیل بزنید

    محسن
    جمعه 3 مهر 1388 - 13:13
    1
    موافقم مخالفم
     
    بهترین فیلم های زندگی منتقدان ایرانی

    خیلی خوشحال شدم

    من عاشق و دیوانه فیلم گوزن ها هستم

    مرسی از این انتخاب

    فرنوش معراجي
    جمعه 3 مهر 1388 - 13:56
    1
    موافقم مخالفم
     
    بهترین فیلم های زندگی منتقدان ایرانی

    اصغر نعيمي و محمد محمديان هستند اون وقت آدمايي مثل سعيد عقيقي و فرزاد هومن نيستن...جالبه به خدا..از همه جالب تر حضور آدماييه كه نه تنها منتقد نيستن كه ...

    کیانا
    جمعه 3 مهر 1388 - 18:49
    8
    موافقم مخالفم
     
    بهترین فیلم های زندگی منتقدان ایرانی

    دست اندر کاران سینمای ما چرا دیالوگ جدیدی به بخش دیالوگ های ماندگار سایت اضافه نمیکنید؟؟؟؟


    جمعه 3 مهر 1388 - 19:17
    7
    موافقم مخالفم
     
    بهترین فیلم های زندگی منتقدان ایرانی

    اگر ممکنه بگید سایت جوزان فیلم را اندازی شده یا نه و این سایت واقعا متعلق به کیست

    محمود
    جمعه 3 مهر 1388 - 19:59
    3
    موافقم مخالفم
     
    بهترین فیلم های زندگی منتقدان ایرانی

    واقعا فکر میکنم که منتقدان در کوران حوادث دچار قراموشی نسبی شدند که هیچ اسمی از حاتمی کیا و آژانس شیشه ای نیست


    جمعه 3 مهر 1388 - 20:52
    -15
    موافقم مخالفم
     
    بهترین فیلم های زندگی منتقدان ایرانی

    هامون را عشق است...


    جمعه 3 مهر 1388 - 22:27
    -15
    موافقم مخالفم
     
    بهترین فیلم های زندگی منتقدان ایرانی

    سلام. چرا نظرات ثبت نمیشود

    با بازیگران سریال شمس العماره گفتگو کنید عکس هم بیشتر بزارید

    فلاحتی
    شنبه 4 مهر 1388 - 3:22
    5
    موافقم مخالفم
     
    بهترین فیلم های زندگی منتقدان ایرانی

    گفت‌وگو با حميد فرخ‌نژاد دربارة فيلم‌هاي نمايش داده‌نشده‌اشدر واقع مدام با خود دعوا مي‌كنم!˜ حميد فرخ‌نژاد در ميان بازيگران مطرح سينماي ايران و در چارچوب موضوع اين شماره، يكي از بدشانس‌ترين‌هاست. چهار فيلمش نمايش داده نشده (به رنگ ارغوان، آتشكار، پوست موز و پوسته) و يك فيلم اكران‌نشده هم به عنوان كارگردان دارد (سفر سرخ) كه البته آن را براي تلويزيون ساخته است. براي سينماگري با روحية او، اين يك صدمة حرفه‌اي بزرگ است. با او در همين زمينه گفت‌وگو كرده‌ايم تا تأثير نمايش داده نشدن اين فيلم‌ها را بر روند كارش جست‌وجو كنيم.هوشنگ گلمكاني•

    Ebrahim
    شنبه 4 مهر 1388 - 5:3
    6
    موافقم مخالفم
     
    بهترین فیلم های زندگی منتقدان ایرانی

    1) پستچی(داريوش مهرجويي)

    2)گاو(داريوش مهرجويي)

    3)کلاغ(بهرام بيضايي)

    4)درباره ی الی(اصغر فرهادی)

    5)بچه های آسمان(مجيد مجيدی)

    6)سوته دلان(علی حاتمی)

    7)باد مارا خواهد برد(عباس کيارستمی)

    8)دايره(جعفر پناهی)

    9)رگبار(بهرام بيضايي)

    10)خيلی دور، خيلی نزديک(رضا ميرکريمی)

    اميدوارم فيلمی بعداً يادم نياد

    ایزدی
    شنبه 4 مهر 1388 - 5:40
    12
    موافقم مخالفم
     
    بهترین فیلم های زندگی منتقدان ایرانی

    گوزن ها اول از همه؟!!

    هامون بعد از درباره الی؟فکر نمی کنین زیادی جو گیر شدین؟

    هامون بعد از 20 سال هنوز سرپاست. درباره الی فیلم

    فوق العاده ایه. اما در گذر زمان هنوز جواب پس نداده.

    شاهد
    شنبه 4 مهر 1388 - 8:43
    -1
    موافقم مخالفم
     
    بهترین فیلم های زندگی منتقدان ایرانی

    کمی تا مقداری مضحک است.هم در مورد فیلمهای ایرانی و هم در مورد فیلمهای خارجی.در بین نظر دهندگان - با صاحبنظران اشتاه نشود - نام کسانی دیده میشود که شاید ده در صد این فیلمها را هم ندیده باشند .

    نازی
    شنبه 4 مهر 1388 - 12:9
    -2
    موافقم مخالفم
     
    بهترین فیلم های زندگی منتقدان ایرانی

    فقط هامون-

    ناصرالدین شاه...

    درباره الی

    شاید وقتی دیگر

    كورش
    شنبه 4 مهر 1388 - 12:51
    12
    موافقم مخالفم
     
    بهترین فیلم های زندگی منتقدان ایرانی

    راننده تاكسي ( مارتين اسكورسزي )

    قاتلين بالفطره ( اليور استون )

    مرثيه براي يك رويا ( دارن آرونوفسكي )

    مردم عليه لري فلينت ( ميلوش فورمن )

    زندگي شيرين ( فدريكو فليني )

    شبح آزادي ( لوئيز بونوئل )

    شب آمريكايي ( فرانسوا تروفو )

    پرسونا ( اينگمار برگمان )

    زن زن است ( ژان لوك گدار )

    جي اف كي ( اليور استون )


    شنبه 4 مهر 1388 - 15:26
    23
    موافقم مخالفم
     
    بهترین فیلم های زندگی منتقدان ایرانی

    کامران ملکی را فراموش کردید بنویسید.!


    شنبه 4 مهر 1388 - 21:0
    -15
    موافقم مخالفم
     
    بهترین فیلم های زندگی منتقدان ایرانی

    چه منتقدانی وچه اظهار نظر هایی.«دستفروش» کجاست؟ «کلوزآپ» کجاست؟ «مادیان» کجاست؟« چهارشنبه سوری»کجاست؟«لات جوانمرد» کجاست؟ «طبیعت بیجان»کجاست؟

    ناصر
    يکشنبه 5 مهر 1388 - 13:22
    6
    موافقم مخالفم
     
    بهترین فیلم های زندگی منتقدان ایرانی

    سلام ...بزار بدون مقدمه برم سر اصل مطلب یه جمله : چرا top 10 سایت خیلی وقته به روز نشده میدونین فقط دو فیلم از این فیلم های لیسستون الان باید باشن وبقیه اینجا جایی ندارن چرا؟!

    احسان
    يکشنبه 5 مهر 1388 - 17:14
    -7
    موافقم مخالفم
     
    بهترین فیلم های زندگی منتقدان ایرانی

    به ليست سرگيچه و گوزن ها فيلم تاوان رو هم اضافه مي كنم

    جعفر - گ
    يکشنبه 5 مهر 1388 - 21:19
    5
    موافقم مخالفم
     
    بهترین فیلم های زندگی منتقدان ایرانی

    کمتر نامی از فیلمهای ایرانی معرفی شده به اسکار یا برندگان سیمرغ جشنواره فجر در بهترین های منتقدین وفیلم شناسان ایرانی به چشم می خورد.این همه تفاوت سلیقه از چه چیز یا از کجا ناشی میشود؟

    ابراهیم
    سه‌شنبه 7 مهر 1388 - 22:28
    2
    موافقم مخالفم
     
    بهترین فیلم های زندگی منتقدان ایرانی

    کسی نمیدونه این فیلمها رو از کجا میشه گیر اورد؟

    تنگنا

    کندو

    آرامش در حضور ديگران

    خشت و آينه

    بودن يا نبودن

    ناخدا خورشید

    شیلا
    چهارشنبه 8 مهر 1388 - 6:23
    15
    موافقم مخالفم
     
    بهترین فیلم های زندگی منتقدان ایرانی

    هامون اوله بعد درباره الی.دیگه زیادی جو گیر شدین.گوزن ها کجا هامون کجا

    سید
    چهارشنبه 8 مهر 1388 - 22:15
    18
    موافقم مخالفم
     
    بهترین فیلم های زندگی منتقدان ایرانی

    گویا عزیزان منتقدآژانس شیشه ای رو فراموش کرده اند -ایا واقعا این فیلمو میشه با بعضی از این فهرستها مقایسه کرد.اخه انصافم خوبه/روبان قرمز چی/مارمولک چی

    سایت persianhub یه سر بزنید شاید داشته باشه فیلمارو

    سید
    چهارشنبه 8 مهر 1388 - 22:17
    4
    موافقم مخالفم
     
    بهترین فیلم های زندگی منتقدان ایرانی

    آژانس شیشه ای

    MASOUD
    جمعه 10 مهر 1388 - 7:55
    6
    موافقم مخالفم
     
    بهترین فیلم های زندگی منتقدان ایرانی

    پس آژانس شیشه ای ومادر کو؟بربادرفته چرا نیست؟بچه های آسمان چی شد؟

    افشین
    جمعه 10 مهر 1388 - 14:9
    9
    موافقم مخالفم
     
    بهترین فیلم های زندگی منتقدان ایرانی

    1-درباره ی الی... (اصغر فرهادی)

    2-سنتوری (داریوش مهرجویی)

    3-چهارشنبه سوری (اصغر فرهادی)

    4-مارمولک (کمال تبریزی)

    5-مهمان مامان (داریوش مهرجویی)

    6-لیلی با من است (کمال تبریزی)

    7-خون بازی (رخشان بنی اعتماد)

    8-تردید (واروژ کریم مسیحی)

    9-گاو (داریوش مهرجویی)

    10-اجاره نشین ها (داریوش مهرجویی)

    و(خواهران غریب(کیومرث پور احمد)-مادر(علی حاتمی)-بید مجنون(مجید مجیدی)-کنعان(مانی حقیقی)-دایره زنگی(پریسا بخت آور)-کافه ستاره(سامان مقدم)-پستچی 3 بار در نی زند(حسن فتحی)و...) خیلی مشتاقم نظر شما دوستان خوبم را هم بدونم بی صبرانه منتظرم

    کورش
    جمعه 10 مهر 1388 - 20:59
    13
    موافقم مخالفم
     
    بهترین فیلم های زندگی منتقدان ایرانی

    مردم ما کی میخوان یاد بگیرند هرکس نظر خودش را بگه ؟!

    بعضی ها انگار آفریده شدند بدون استدلال و منطق فقط به نظرات دیگران پرخاش کنند !

    مگه همه نظرها و سلیقه ها باید یکی و یکجور باشه ؟؟!


    شنبه 11 مهر 1388 - 11:31
    -3
    موافقم مخالفم
     

    علیرا جان کوتاه بیا بابا

    تو این لیست هیچ فیلمی از بهترین کارگردان معاصر جهان و یکی از 3 کارگردان برتر تاریخ که در تمامی رای گیریهای جهانی حداقل 3 فیلمش در صدر لیست قرار میگیرند مارتین اسکورسیزی فیلمی ازش نیست از شاهکار راننده تاکسی تا گاو خشمگین و رفقای خوب

    تو حالا داری از مهرجویی و گلابی و هالو میگی؟ بیخیال بابا

    باشو غریبه کوچک صد برابر از اجاره نشینها و فیلمهای مهرجویی بهتره

    کلا تو لیست ایرانیهاش مشکلی خیلی نیست و باید گوزنها بالاتر از همه میموند اگر چه قیصر هم جاش در 10 تا بود و جای سرب و دندان مار هم خالی هست.

    ولی خارجی ها اشکال داره اساسی هر کس میخواست پز روشن فکری و خاص بزنه!

    خارجی ها را همون خارجیها استناد کنیم بهتره! رده بندی ضایعی بود در خارجی

    در ضمن مهرجویی هیچوقت فیلماش نمیتونه بهترین فیلم و شاهکار اندر شاهکار که بگیم این بهترین فیلم تاریخ باشه قرار بگیره اما بیضایی باشو غریبه کوچک یا کیمیایی گوزنها این شخصیت را دارند

    saye
    سه‌شنبه 14 مهر 1388 - 14:5
    -20
    موافقم مخالفم
     

    گوزن ها را هر بار که میدیدم احساس غریبی و جذابیتی شگرف برایم داشت،همه آنچه را که در ذهن داشتم در این فیلم می دیدم.

    تا قبل از دیدن درباره الی این احساس در من کمرنگ شده بود و بعد از دیدنش این حس دوباره در من زنده شد.

    اشتباه نکنید من فقط 21 سالم هست.

    آفرین بر انتخاب منتقدان


    يکشنبه 19 مهر 1388 - 7:59
    -7
    موافقم مخالفم
     

    واقعا متاسفم که منتقدان محترم به این زودی شاهکار جاودانه ای به نام: آژانس شیشه ای را فراموش کردند. همچنین سگ کشی و ارتفاع پست و بسیاری فیلمهای بهتر از آثار نامبرده را.


    يکشنبه 19 مهر 1388 - 8:7
    2
    موافقم مخالفم
     

    آقای علیرضا از صمیم قلب برایت متاسفم که برای آثار فلسفی و انسانی و معنوی کیارستمی، کلمه ی زشت و سخیف "نکبت" را به کار می بری. واقعا متاسفم. به عمرم چنین واژه ی کریهی را درباره ی آثار استاد مسلم سینما، چه از منتقدان ایرانی و چه خارجی حتی مخالف، نخوانده و نشنیده بودم. با عرض معذرت اما کسی که درباره ی شاهکاری چون زیر درختان زیتون که جزء 6 اثر برتر دهه ی نود میلادی انتخاب شده، چنین نظر سخیفی دهد، افکار خودش نکبت و سیاه است که حتی کوچکترین پیام فیلمی چنین بزرگ را درک نمی کند.

    هنردوست
    شنبه 25 مهر 1388 - 22:13
    0
    موافقم مخالفم
     

    با احترام:

    فیلم‌های برگزيده‌ی ایرانی:

    1) گوزن ها

    2) فرار از تله

    3) ناصرالدین شاه آکتور سینما

    4) زیر درختان زیتون

    5) بچه های آسمان

    6) طعم گیلاس

    7) آژانس شیشه ای

    8) سگ کشی

    9) نیمه ی پنهان

    10) ارتفاع پست

    ---------------------------------

    فیلم‌های برگزيده‌ی خارجی:

    1) جادوگر شهر از

    2) دزد دوچرخه

    3) کازابلانکا

    4) دوزن (ویتوریو دسیکا)

    5) السید

    6) آوای موسیقی (اشکها و لبخندها)

    7) پرواز بر فراز آشیانه ی فاخته (دیوانه ای از قفس پرید)

    8) آشوب (آکیرا کوروساوا)

    9) ملکه مارگو

    10) دلاور (مل گیبسون)


    يکشنبه 26 مهر 1388 - 23:29
    -4
    موافقم مخالفم
     

    از کی تا حالا اسکورسیزی آدم شده راننده تاکسی گاو خشمگین رفقای خوب... فکرشه بکن دزد دوچرخه بره کنار رفقای خوب بیاد جاش

    در ضمن هیچ کس از تقوایی ننوشت . آرامش... بهترین فیلم تاریخ سینمای ماست ... چه میشه کرد وقتی اسکورسیزی بهترین کارگردان جهان باشه کیمیایی هم بهترین توی ایرانه گوزنها ... یارو میگه پز روشنفکری ... تو سواد نداری چرا به بقیه گیر میدی بشین تارانتینو ته نگاه کن چه کار داری به بهترین فیلمای تاریخ سینما تو نمی خوای فکر کنی فکر نکن بشین فینیچر نگاه کن چه کار به اوزو و برسون و ولز داری

    كورش
    دوشنبه 27 مهر 1388 - 10:41
    -1
    موافقم مخالفم
     

    چند روز قبل بعد از سال ها دوباره نگاهي به "سرگيجه" استاد هيچكاك انداختم.

    با اينكه سو‍ژه و شيوه روايت فيلم در زمان خودش بسيار تازه و خلاقانه بوده اما در مقابل فيلم هاي مابعداش اندكي پيش پا افتاده و بي رمق به نظر مي رسيد !

    حمیدرضا و کاوه
    پنجشنبه 30 مهر 1388 - 9:38
    4
    موافقم مخالفم
     
    بهترین فیلم های زندگی ما

    1- اینک آخرالزمان

    2-راننده تاکسی

    3-آخرین تانگو در پاریس

    4-سینما پارادیزو

    5-دکتر زیواگو

    6-پدرخوانده1

    7-مهر هفتم

    8-شمال از شمال غربی

    9-بیل را بکش ( جلد1و2)

    10-هزار توی پن


    جمعه 1 آبان 1388 - 21:53
    0
    موافقم مخالفم
     

    از کی تا حالا اوزو و برسن ولز با اون اسمهای ناشناختشون آدم شدند با اون فیلمهای تک و توک و بیشتر ساخته یه مشت آدم اقلیت و با پز!

    فکرشو بکن راننده تاکسی و گاو خشمگین و رفقای خوب و یا پدرخوانده و کازابالانکای همیشه در صدر منتقدین و بزرگان سینمای جهان برند کنار و فیلمهای ناشناخته و حتی بیشتر مهجور مثل دزد دوچرخه و داستان توکیو و یکی دو جین از این جور فیلما برن جاش!شبیه همون فیلمهای مزخرف و خسته کننده همیشه جشنواره ای و جایزه بر سینمای خودمانند که لقب فرهنگی و معنوی و از این جور چیزها میزنند و بینندگانش هم محدود و انگشت شمارند!

    ناصر تقوایی و آرامش در بهترین فیلم!!! خندمون گرفت! چه کنیم وقتی بهترین کارگردان جهان یه مشت افراد ناشناخته با کارنامه فیلمسازی تک و توک مثل اوزو ولز و برسن و این اسمهای عجیب غریب باشند حتما بهترین کارگردان ایران هم تقوایی و فیلم معمولی آرامش میشه که اتفاقا اون هم جز همون تک و توک مثل ناخدا خورشید دیگه فیلمی به آن شکل نساخته یا نخواست و یا نتونست بسازه!

    درسته بعضی دوستان که درک درستی از سینما ندارند و سینما را نمیفهمند و فکر ارزشمند در پس فیلمهای درست حسابی تو سرشون نیستند میتونند همون آشغالهایی که دوست دارند ببینند! اینها را چه به دیدن فیلمهای بهترین کارگردان جهان عالیجناب مارتین اسکورسیزی کبیر و یا خلاقان و مستعدین پرطرفداری مثل فینچر و تارانتیو! همینجوری هست که فیلمها و کارگردانهای محبوبشون را جز خودشون 7 یا 8 یا 10 نفر کسی نمیبینه! و فکر میکنند در عین بیسوادی سواد دارند و اینکه ژست و پز روشنفکری ورشون داشته! خدا شفاشون بده که گوزنهای کیمیایی را نیز درک نمیکنند اما ادعا دارند!

    ایوان کارامازوف
    شنبه 2 آبان 1388 - 0:35
    10
    موافقم مخالفم
     

    درباره‌ی الی... (اصغر فرهادی، 1388) در رده‌ی چهارم خیلی عجیب است. درباره‌ی الی... فیلم خیلی خوبی است. اما فکر می‌کنم مانند اکثر آثار سینمایی از پس قضاوت زمان بر نخواهد آمد.

    بعضی از منتقدان مانند آقای «سعید قطبی زاده» پس از دیدن سنتوری داریوش مهرجویی آن را جزو بهترین فیلم‌های تاریخ سینمای ایران به شمار آوردند

    این موضوع برای سگ‌کشی بهرام بیضایی هم رخ داد

    کلاً منتقدان ایرانی زود جوگیر می‌شوند

    از دلایلی که باعث شد پس از 15 سال خواندن مجله‌ی فیلم از خواندن آن دست بکشم آن بود که نمی‌خواستم نظرات کسانی را بخوانم که مطمئن بودم پس از چند سال برای خودشان هم کهنه و ناشی از ذوق‌زدگی محسوب می‌شود.


    چهارشنبه 6 آبان 1388 - 18:14
    1
    موافقم مخالفم
     

    ازو و برسون و ولز مهجور هستن ... چه جالب ... آقای بیسواد گفتی ولز جشنواره پسنده !!! یعنی تو ولز رو نمیشناسی بعنی تو برسون رو نمیشناسی اینا جشنواره پسند هستن .... تارانتینو و فینیچر ... واقعا که خیلی بی سوادی .... یعنی هیچی از سینما نمی فهمی هیچی

    تقوایی بعد از ... واقعا که ... هنوز نمیدونه نخواست و نذاشتن چه فرقی میکنه ... جالبه گوزنها فیملمیه که ما درکش نمی کنیم ... چه قدر این فیلم پیچیده س ...خود آنتونیونیه ... بی سواد یه وقتی اینا رو جایی نگی ها .. دو نفر بیشتر اینا رو نمیشناسن اینکه تو نمیشناسی دلیل نمیشه کسی هم نشناسشون ... بی سواد


    دوشنبه 11 آبان 1388 - 7:9
    -2
    موافقم مخالفم
     

    واقعا بی سواد شمایی که مارتین اسکورسیزی کبیر را که تمام اقشار و مردم و عام و خاص و تمام منتقدین دنیا از شرق و غرب و اروپا و آمریکا دوسش دارند را درک نمیکنی! و چسبیدی به اوزو و دارو دسته اقلیت پسندش!

    تارنتینو و فینچر را اسمشون رامینویسی کنار ازون بورون و اینا نیار که اونا شرف دارند و طرفدراان پرشمارشون ناراحت میشن!. که تارانتینو با پاپ فیکشنش سینما را دگرگون کرد و فینچر با فایت کلاب و سون و... دنیا را مجذوب خودش. واقعا بی سوادی و هیچی از سینما نمیفهمی که تاانتینو و فینچر و بالاتر از همه اسکورسیزی کبیر را خورده میگیری!

    وای به حالت که گوزنها را که به قول خودت پیچیده نیست را درک نمیکنی باز میخوای بری الکی پز و ادعا کنی اسم یه مشت مهجور تر از قبلیها آنتونیونه را میاری که بگی آره ما اینیم و مثلا حالیمونه که واقعیت جز بیسوادی چیزی نیست! ای بیچاره های بیسواد!

    در ضمن آقا یا خانم بیسواد شما این حرفهایی که درباره اسکورسیزی و تارنتینو و فینچر و گوزنها و کیمیایی و... به خصوص حرفهای مضحک تقوایی که اتفاقا نتونست دیگر فیلم بسازه میترسید شاید سه کنه را! و اوزون بورون و دارو دسته اش زدی را جایی نگو که خیلی عظیمی جز خنده برات و راه درمانش چیزی عایدت نمیکنند!

    مطمین باش اون مهجورینی که نام بردم بیش از 2 نفر اونارو میشناسند و اتفاقا من هم با اسامی ناشناختشون(اغلبشون) و اون تک و توک کار قابل دفاعشون آشنا هستم اما چه کنیم که اکثریت اصلا اسمشون هم به گوششون نخوره چه برسه دیدن فیلمهاشون اما چون تو فکر میکنی فقط خودت و چند نفر دیگه مثل خودت اونارو میشناسند همه اونا ردو میشناسند که اما اینجوری نیست و باز خوشبختانه این اوزون بورونها ملقب میشن یه مشت مهجور و ناشناخته و... بیسواد.


    جمعه 15 آبان 1388 - 15:2
    -3
    موافقم مخالفم
     

    هر کسی که یه کم عقل داشته باشه می فهمه که چرا امثال تارانتینو مشهوران کار توی آمریکا اینجوریه مدتها قبل از تارانتینو مانچفسکی سینمای جدیدی رو بنیان نهاد اما کسی نفهمید اما این امریکایی ... این خیلی مشخصه که استالونه و آرنولد رو مردم بیشتر میشناسن تا فلینی و غیره حالا تو میگی اونا بهترن چون مشهورترن

    اصلا بحث درباره ی کارگردانایی که من میگم با اونایی که تو میگی مسخره اس هیچ جای دنیا همچین بحثی پیش نمی آد

    من آخرش نفهمیدم تو کدوم لیست رو دیدی که اولیش همشهری کین نبوده(شاید همین لیست مسخره ) و کدوم لیست درست و حسابی رو دیدی که اسکورسیزی توش حداقل جزو سه تا بوده ما هر چی لیست دیدیم کیارستمی توش بود و اسکورسیزی نبود

    معلومه که تو تقوایی رو نشناسی وقتی میگم آنتونیونی یه مثاله توی سینمای هنری وقتی پیچده اس ما میگیم هو حالا انگار آنتونیونیه چون درک سینماش یه جورایی سخته

    یه کم بیشتر بخون دست بردار از سینمای هالیوود یه کم اروپایی نگاه کن تا نگی یه چی تو مایه های جشنواره پسندای خودمون این نهایت بی سوادی رو میرسونه

    راستی بی سوادی تو هیچکدوم از کاگردانایی که گفتم رو نمیشناسی بعد چطور میگی تو بیسوادی حداقل بشناس ببین بعد بحث کن


    سه‌شنبه 19 آبان 1388 - 21:57
    8
    موافقم مخالفم
     

    خواهشا تایید کنید

    درسته هر کسی هم کمی عقل داشته باشه میفهمه چرا بسیاری از کارگردانهایی که مشهور نشدند دلیلش فقط فیلم ساختنشون در آمریکا نبود بلکه فیلم ساختن برای خودشون و یه مشت اقلیت به اصطلاع هنری و روشن فکرشون بود و تنها یک گروه خاص که شاید معدود کارهاشون را میپسندید نه عام و کلی! فیلمی که بتونه عام و خاص و نگاه هنری و البته موفقیت مردمی را توامان کسب کنه هنر والا و برتر هست نه فیلمی که خود کارگردانش هم بعضا نمیفهمه چی ساخته! یاد حسین علی لیالستانی و ایرج کریمی به خیر!

    واقعا هم بحث درباره کارگردانان ارزشمند و پرطرفدار عام و خاص و توامان منتقد و مردم پسندی که من میگم با اون مهجورینی که تو میگی بیش از اندازه مسخرس که هیچ جای دنیا جز امثال تو بحثش را وسط نمیکشن!

    و اون تفسیر عالی و شاهکارت که باید قاب کنند روی دیوار هم که میگی آرنولد و استاون که اولا (بازیگرن) را میایی با (کارگردان) اون هم از نوع فلینیش(یاد شاهکار 8/5 به خیر که چه فیلم معرکه ای بود) مقایسه میکنی باز خودش شعور و سطح سوادت را نشون میده و استدلال به یاد ماندنی هم میکنی چون مشهورتر تر بهترند! اولا بادمجون چه ربطی به کلم داره و دوما کی گفت هر کی مشهورتره بهتره!؟ این حرف که نه بهتر بگم گاف بزرگ از قیاس مع الفارغ و مغلطه در حد تیم ملی هم رد شده هست و در واقع مثالی کودکانه و زیر سطحی هست که میخوای ضعف خودت را به من ربط بدی!

    اما در مورد لیستت و همشهری کین(اولا این لیست که همون اول من گفتم مسخرس!) اما خب این هم لیست بود دیگه اما بازم لیست میخوای زیاد هست که همشهری کین اول نیست حتی خیلی پایین هست! هیچ شکی نیست همشهری کین از فیلمهای بدون شک شاهکار تاریخ سینماست و کسی روی آن حرفی نداره و من هم در کامنتهام اشاره کردم کارگردانان این جور کارها تک و توک آثار و کارهای قابل دفاع و خوبی دارند که معدودند و حرف من به کارگرداناشون بود نه فیلم خاصی مثل همشهری کین! اما دو مجله برتر و پرفروش سینمایی بریتانیا ایمپایر و توتال فیلم در 100 فیلم برتر تاریخ سینمای خود همشهری کین را اول نذاشتند که هیچ رفقای خوب در توتال فیلم اول شد و در ایمپایر هم فیلم محبوب من و تمام دنیا پدرخوانده و جالب بود همشهری کین در رده 26 پایینتر از فیلم بیلی وایلدر بعضی ها داغشو دوست دارند بود! به هر حال فیلم ساختن به این که تمام اقشار فیلمت را در یک سطح قبول داشته باشند عام و خاص اروپایی و آمریکایی و فرانسوی و... سخته دیگه حتی شاهکاری مثل کین هم یه وقت اینجوری کم میاره! وبهتر بود بگی لیستی هست که پدرخوانده اول نباشه تا همشهری کین! در ضمن همین اواخر هم بهترین فیلم دهه 40 در یکی از مجلات معروف فیلم مورد علاقه ام از مایکل کورتیز کازابالانکا شد نه همشهری کین ولز! از این لیستا و این که همشهری کین اول که هیچ حتی خیلی بالا مالا ها نیست بخوای زیاد دارم!

    راستی لیست درست حسابی نمیدونم از چه نظر میگی حتما لیستی که کارگردان یا بازیگر یا فیلم مورد علاقت اول باشه میخوای بگی اون لیست درست حسابی هست!؟

    اسکورسیزی را ندیدی جزو 3 تا باشه؟! جون من؟ این را بیرون نگی جوکه! از توتال فیلم تا ایمپایر تا مجله بزرگ تایم که حتی اسکورسیزی با 3 فیلم در 100 فیلم برتر تاریخ رکوردار بیشترین فیلم بود و از حتی جشنواره کن تا سایتهای معروف سینمایی و حتی نظرسنجیهای مردمی تا مجلات دیگر مثل گاردین و ده ها رده بندی دیگر که دارم اسکورسیزی اتفاقا تنها کارگردانی هست همیشه جزو 3 تاست و یک رکورد و افتخار عجیب هست! یا اول یا دوم یا سوم که این عظمت او را نشون میده! اما کارگردانی مثل هیچکاک یه جا میشه اول یه جا حتی ده تا هم نیست!

    از اون کارگردانان مورد علاقت متاسفم بگم دنبالشون زیاد نگرد یا نیستند یا پایین پاینان سخته پیداشون کنی و گم میکنی! راستی کیارستمی هست اسکورسیزی نیست؟ تو خیلی نوبری یا بی سوادی یا خودت را به کوری زدی یکیش همین توتال فیلم که نویسندگانش گفتند متاسف و معذوریم که نام کیارستمی جزو 100 کارگردان برتر تاریخ نیست و در این رده بندی هیچکاک اول و اسکورسیزی دوم شدند و فیلم رفقای خوب بهترین فیلم تاریخ شد! حالا تو برعکس میکنی میگی کیارستمی هست اسکورسیزی کبیر نیست! اگر چه کیارستمی را بعضا بالاتر از اون مهجوران مورد علاقت دیدم در بعضی لیستها!

    آره واقعا امیدوارم تو هم یک کم بیشتر بخونی و فکرت باز تر بشه و خودت را از حصارهای تنگ و تاریک بکشی بیرون و بری شاهکارهای هالیوود را در کنار شاهکار های فیلمهای اروپایی(البته واقعا شاهکارهاش نه هر کاریش) راببینی تا سواد بیسوادیت بیشتر بشه و از اون فیلمهای صرفا جشنواره پسند بیا بیرون که همون اروپات و مهمترین جشنوارش یعنی جشنواره قدیمی کن امسال فیلم راننده تاکسی مارتین اسکورسیزی را بهترین فیلم تاریخ جشنواره کن که برنده خرس طلایی شد و خود مارتین اسکورسیزی کبیر را از بهترین کارگردانان تاریخ و کارگردان برتر معاصر انتخاب کرد! من نمیدونم باز چی میخوای بگی!؟ حتما اینها درست حسابی نیستند و مال تو درست حسابی هست که البته اگه چیزی دشاته باشی و خشوحال میشم یکی دو لیست بدی که اسکورسیزی تو صدر نشیانان لیست نباشه!(اگه لیستی وجود داره اصلا!)

    در ضمن جدا از بی سوادی شما متاسفانه زبان نفهم هستی که اتفاقا من تمام کارگردانهایی که گفتی از ولز تا اوزون بورنهاش را میشناسم اما همیشه گفتم هم در بالا و هم این متن و باز هم جلوتر که جز تک و توک آثار قابل دفاع و معروف چیزی خاصی ندارند که اون هم باز کارهاش مهجور و اقلیت پسند میمونه. اگه شاهکار همشهری کین نبود که دیگه همین اسمشون هم نمیمون آقای بیسواد!

    برو پدرخوانده ها و راننده تاکسی و کازابالانکا و بر باد رفته و گاو خشمگین ها و شاهکارهای دیگر هالیوود را ببین بعد بیا حرف بزن!

    و برای اسکورسیزی دعا کن که با دایره المعارف سینمایی خودش برنامه های سینمایی و نقد و کتاب درباره فسلمزاان بیشتر مهجور و ناشناخته اروپایی مازراه که دنیا نیز اونها را بشناسند مثل سفر من به فیلمهای ایتالیایی و یا شاهکارهای قدیم سینمای هالیوود که بزرگرتین خدمت را با اون مستنداش به سینما کرد و بعد تو میایی از اسکورسیزی کبیر که با آمار خیره کننده نزدیک به 5 دهه همچنان مطرح و تو اوجه و یک رکورده تو تاریخ این شکلی حرف میزنی!

    بی سوادددددددددددددد


    دوشنبه 25 آبان 1388 - 14:44
    -1
    موافقم مخالفم
     

    تو اینقدر از مرحله پرتی که هنوز نمیدونی چرا در لیستی اسکورسیزی میاد اول و دوم و توی لیستی میاد آخر چرا توی لیستی پدرخوانده دوم و سومه و توی لیستی شصتم قبل از اینکه این لیستها رو بخونی بهتره ببینی منتقدای اروپایی چطور به آمریکایی ها نگاه می کنن و از سال هفتاد آمریکایی ها چطور به اونا وقتی کایه دو سینما انتخاب میکنه از اسکورسیزی هیچ فیلمی نمیذاره ولی پرش شده از برگمان و فلینی و اگه از آمریکا هست فقط همون چندتا فیلم سام پکین پا و ولزه ...

    آمریکایی ها هم که دهه هفتاد موجی راه انداختن با جان کسه وتیس و اسکورسیزی و غیره که همشون آخرای کار برگشتن توی هالیوود و همون چرندیات رو ساختن(کاسه وتیس بر نگشت) توی کارنامه ی اسکورسیزی فقط همون راننده تاکسی مهمه و اونها هم بهش توجه می کنن و از همین مسئله آمریکایی ها سواستفاده می کنن تا سینمای خودشون رو مهم جلوه بدن جایگاه امثال برگمان بسیار بالاتر از آدمایی مثل اسکورسیزیه ....

    شرط می بندم یه دونه فیلم از برگمان ندیدی ...

    اما من داشتم دلیل می اوردم برای شهرت آدمایی مثل تارانتینو و گفتم که آدمهای هالیوود الکی مطرح میشن ولی ذهن شما بود که همه چی رو با همدیگه قاطی کرد ... راستی استالونه خودشم کارگردانه ها ... ولی منظور من شهرتش بود ...

    فیلمسازی برای خودشون و یک اقلیت ... ولی همین اقلیت افرادی هستن که سینما رو درک می کنن به نظرت فیلمای اسکورسیزی چه تاثیری روی مردم میذاره کسایی که توی سینما اصلا حواسشون به فیلم نیست ولی پولش رو دادن در حالی که سینمای اروپا کسی نمی تونه فکرش رو خارج کنه از فیلم تا چند روز دست از سرت بر نمیداره ... سینمایی که گفته میشه همه ی مردم رو در بر میگیره چطور شده که اروپایی ها محلش نمیذارن و فقط عده ایی از مردم نگاش میکنن ... مثلا سینمای هیچکاک الان نه روشنفکر و نه عوام هیچ کدوم نگاهش نمی کنن اسکورسیزی هم داره همینطوری میشه ولی فیلمای برسون و بونوئل همیشه طرفدارای خودش رور داره

    وقتی برگمان مرد وودی آلن (اینم می خواد پز روشنفکری بده) گفت برگمان بزرگترین هنرمند تاریخ سینما بوده میدونی یعنی چی یعنی حتی فیلینی و آنتونیونی و دسیکا و گدار و برسون و... همه در حد اون نبودن ...

    بعد از راننده تاکسی راجر ایبرت به اسکورسیزی گفت ده سال دیگه شاید در حد فلینی بشی و اونم گفت یعنی ده سال طول میکشه ... بعد از ده سال اسکورسیزی فقط گاو خشمگین رو ساخته بود که مهم بود و در سال هشتاد و شش رنگ پول رو ساخت که افتضاح بود ... بعدشم فقط رفقای خوب رو ساخت ... که توی اروپا هم دو تا آخری رو اصلا قبول ندارن ...


    دوشنبه 25 آبان 1388 - 21:28
    -3
    موافقم مخالفم
     

    در ضمن مطالبی هم هست درباره ی همون کن که بهترینش شده راننده تاکسی که عده ایی اون رو مسخره کردن و عده ایی گفتن که این خیلی معلومه چون توی کن هیچوقت بهترین فیلمها برنده نمیشن و گفته بودن عده ایی از بزرگان سینما تا الان برنده ی کن نشدن و یا حداقل بهترین آثارشون برنده نشده


    شنبه 30 آبان 1388 - 2:46
    -11
    موافقم مخالفم
     

    راستی یادم رفت اگه در هر رده بندی اسکورسیزی جزو 3 تا نبود که محاله یعنی از هر 100 تا 99 تاش اسکورسیزی هست یا اول یا دوم یا سوم که خودم 30 تاشو دارمو واقعا عجب رکورد و افتخار عجیبیه! و الللا بدون اگه نبود مثل حرف بی ارزش خودت نه البته اینجا عده ای بلکه خیل عطیمی اون رده بندی را مسخره میکنند مثل یه رده بندی بود همون کایه دو(البته کایه دو فیلما رو گفته بود نه اسکورسیزی) که خیلی ها در دنیا مسخره کردند گفتند اسکورسیزی باید جزو 3 تا باشه خب معلومه راننده تاکسیش هم اول باشه.

    و در ضمن تناقض هم خیلی رنج میبری یه جا اروپا و کن را میگی عالیند و هر چی بگن درسته بعد همینها کارگردانای مورد علاقت را ضایع میکنند و تحویل نمیگریند و اتفاقا اسکورسیزی را تمجید و تحسین میکنند و بهترین میگن بهانه میاری مثل سوفیستا مغلطه و سفسطه میکنی! بابا دست خوش پیش قاضی و معلق بازی!

    راستی این روا دارم سینمای آلمان را میبینم و فوق العاده اند که اگه سینمای اروپا این روزها سینمای عالی دهه 2000 آلمان را نداشت بیچاره شده بود و همینش هم نداشت و به امید اینکه امسال اسکار خارجی را هم فیلم هانکه روبان قرمز بگیره که شاهکار بود.

    دم سینمای آلمان از اروپا گرم که این دهه 2000 و به خصوص باز این اواخر با فیلمای مستقل و هنری خودش دست هر چی سینمای فرانسه با این فاجعه ها و گندهای آخرش را از پشت گرفته تا گنداش بیشتر دیده نشه!


    يکشنبه 1 آذر 1388 - 1:4
    1
    موافقم مخالفم
     

    عزیزم اشتباه میکنی شما از از همه جا پرتو بیرونی! کجا اسکورسیزی نیست اصلا یا اخره الکی حرف میبافی؟ اون همیشه اول یا دوم یا سوم یا صدرنشین هست خلاصه(خودش را مخصوصا میگم از منظر کارگردانی) باز چیه بیخود حرف میزنی واقعا پرتی!

    در ضمن به من چه اروپایی ها این نگاه را به آمریکا میندازند و آمریکا این نگاه را به اروپا؟! نکنه اروپا برای شما فقط فرانسه و کایه دو سینماست؟!

    آیا بریتانیا و ایمپایر و توتال فیلم و سایتهای معتبر اروپایی و مجلات دیگر آلمان و حتی شرق اروپا جزو اروپا نیستند؟! اگر چه گفتم فرانسه و جشنواره کن اون هم اسکورسیزی را در صدر قرار دادند نه اونهایی که شما میگی حالا آمریکا بماند که اسکورسییزی کجاست و باز دوستداران شما اصلا در لیست نیستند!

    برو بشین بابا اینقدر بیسوادی میگی اول میگفتی اسکورسیزی کجا فیلم درست حسابی داره؟ حالا میگی فقط راننده تاکسی فیلم مهمشه!؟ اتفاقا اسکورسیزی فیلم گاو خشمگین و رفقای خوبش خیلی بهتر و کامل تر از راننده تاکسی هست حالا فرانسوی ها دوست دارند راننده تاکسی ببینند دمشون گم ببینند اگر چه مارتی خوب با همون راننده تاکسی تو پوز تمام کارگردانای اروپایی با اون فیلمهای معلوم الحلشون زد که جشنواره کن بهترین فیلم تاریخ خودش راراننده تاکسی اعلام کرد! وااللا در آمریکا که گاو خشمگین و رفقای خوب یه چیز دیگه هستند و حتی بقیه جاهای دنیا... نکنه چون تو فرانسه و اروپا را دوست داری حرف حرفه اروپاست فقط دنیا؟! امثال برگمان با اون فیلمهای چترشون مثل فلینی و ولر و اوزون بورون ناخن کوچیکه اسکورسیزی با اون تنوع فوق العاده ژانرهای گوناگونش هم نمیشن که بخوان در حد مارتی باشند.

    خوبه رزومه دقیق ستاره های مورد علاقت مثل استالون راهم میدانی که کارگردانه که چون اصلا من برای اینا وقت نمیذارم که چی کارند یا نیستند! اگر چه همون گفتن آرنولد و جمعش با استالون منظورت همون اکتینگشون بود نه کارگردانی( یا نکنه آرنولد هم کارگردان تشریف دارند ما نمیدونیم!)

    در مورد اقلیت و فقط به قول خودت شما درک میکنید که جز خود بینی و اون پز مرخرف چیز دیگری نیست برای فرار از واقعیت! یاد ضر ب المثلی افتادم درست میگید دیوانه هام فقط خودشون، خودشون را درک میکنند! خدا شفا بده...

    در مورد سینما و پولش و کسی حواسش نیست هم حرف خنده دار میزنی! نکنه تو آمریکا همه مثل اون فیلم مسخره آمریکن پای یا اخراجی های خودمون میسازند مگه؟ یا اروپا همه اون خزعبلات به اصطلاح اقلیت پسند؟! بابا بیخیال اول اینکه سینما اولین وظیفش سرگرمی و صنعت هست که حالا هنر برتر را توامان کنی مثل فیلمهای فوق العاده مارتی کارت درسته و دوم اینکه تو اینقدر فیلمهای مارتی را درک نمیکنی نمیدونم چه طور میری ادعای اروپا میکنی؟ راننده تاکسی که چنان مردم و فکراشون را درگیر کرده یه نفر تحت تاثیر این فیلم رفت رونالد ریگان رییس جمهور آمریکا را ترور کرد که!؟ کاری که کل فیلمای اروپایی با اون ادعا و مثلا تاثیرشون نمیکنند! اول سواد و درکت از فیلمای مارتی را بیشتر کن بعد درباره اسکورسیزی حرف بزن که فیلماش پر از فکر و هنر و تاثیر گذاشتن هست والبته از خود سینما و جنبه سرگرمیش هم غافل نمیشه به همین علت هیچ وقت اقلیت نمیشه و تمام دنیا دوسش دارند چون همه هنر را توامان داره.

    راستی بابا تو اصلا معلوم نیست کدوم کره زندگی میکنی یا واقعا بیسوادی و اطلاعات نداری چی میگی تو؟ حالت خوبه؟ اروپایی ها نگاه نمیکنن و فقط عده ای مردم میبینن چیه مزخرف میگی و حرف بی منطق و خالی بندی؟! الان جدا از شاهکار سینمای آمریکا و فیلمهای اسکاریش فیلمای پرفروش سینماهای اروپا فیلمهای تخیلی و حزخرف هالیوودی هست که حتی از خود آمریکا هم بیشتر فروش میکنند! ترنسفورمرز و ترمیناتور و اسپایدر من و بتمن و گرگ و میش و حالا هری پاتره ها و ارباب حلقه ها و ... بماند! باز چی میگی الکی؟ تو اروپا که حرف میزنی تمام مردم و سینماهاش و فیلمهای رفروش و معروفش تازه خزعبلات هالیوودی هستند بعدش هم میرسیم به شاهکارهای هالیوودی مثل آثار اسکورسیزی و مارگردانان بزرگ دیگر فینچر و تارانتینو و... خود اروپای ها فیلمهای خودشون را نمیبینند بعد تو میگی تو اروپا کسی فیلمهای آمریکایی را محل نمیزاره؟! تحریف واقعیتت هرودت را از پشت بسته! در مورد هیچکاک هم ننگم میاد باهات بحث کنم که واقعا شرم باد که یه مشت گر گوری تر دیگر را مثل برسون و با با نویل را که جز خانواداش و این یکی دیگه اقلیت تو اقلیتشون هیچ کس نمیشناسه را میایی با هیچکاک کقایسه میکنی و بعد خنده دارتر میگی نه روشنفکرا هیچکاک میببینند نه عام! عجب چون خودت نمیبینی به این نتیجه رسیدی دیگه؟ در حالی که هر دو اینها هیچکاک را میبینند همین نظرسنجی ایرانش و روشن فکرا و دوستان با پزت هم اثبات کردند! اگر چه کلا هیچکاک در برابر اسکورسیزی به نظرم خیلی کارگردان معرکه ای نیست. هیچکاک و اسکورسیزی و امثالهم جدا از طرفدرای خاص خودشون در طول زمانهای مختلف همیشه نگاه عام و کلی را و طرفدراان پر شمار دیگر را نیز پشت خود دارند نه فک و فامیل و خانواده خودشون! و یه مشت مثل خودشون.

    در مورد وودی آلن هم که میایی نقل میکنی خوبه خودت میگی وقتی برگمان مرد! نخواست پز روشن فکری بده میدونی چی بود خواست الکی یه هنودونه ای حالا که مرد و همیشه از سر صدقه مرده تعریف و چاپلوسی گل میکنه و وای کی بود حیف شد رفت و... اینم از این جمله ها گفت واللا اگه برگمان را واقعا قبول داشت زنده بود حرفی میزد.

    راستی همین وودی آلن یه جمله و نقل قول معروف درباره اسکورسیزی داره که الان هم که مارتی زنده و سرحال و در حال فیلم ساختن و هم دوره خود وودی آللن هست گفته نه اینکه بمیره یا سن بابا بزرگش را داشته باشه و از نسل قبلتر و یا سینمای دیگر و اروپایی! بله گفته از هر سه فیلم خوبی که الان در سینمای دنیا میسازند یکی یا دوتاش را انگار قبلا دیدیم و تاثیر اسکورسیزی وردی که بر سینما گذاشته و تقلید از او در فیلمها و کارهای شاخص جدید مشخص هست که دست کم یک نسل از او دارند تاثیر میپذیرند و اون هم کارگرداانان بزرگ پر شمار از تارنتینو تا فینچر و گاس ون سنت و سم مندس و...!

    در مورد اون جمله آخرت وراجر ایبرت هم نمیدونم چه ربطی داشت و اصلا متوجه این تناقضی که میگی هستی یا نه؟ اول اینکه مارتین اسکورسیزی یکی از دلایلی که تمام دنیا جدا از کارهاش اون را بیشتر از همه دوست دارند شخصیت و کاراکتر متواضع و دوست داشتنی و خشوع و تواضع او هست که با وجود اینکه به تمام افتخارات رسیده حتی همین الان هم در هر برنامه و یا مصاحبه و چیزی که میشه در مورد فیلمسازان بزرگ که به کنار حتی در مورد فیلمسازان مهجور و ناشناخته و یا فیلمساازن تازه کار و جدید هم با بزرگی و نیکی بسیار یاد میکنه که نمیدونم چرا اینا را نمیفهمی و مثل بچه کوچیکا میخوای به اینها استناد کنی که واالا اگه میدونست اسکورسیزی سو استفاده کنانی مثل تو هستند برات طلب آمرزش میکرد! !چه این تعاریف و تواضع بخواد در برابر تاانتینو باشه چه فلینی و امثالهم...(اون حتی داشت اثر انگشت و دست و امضاش را در سنگ فرش هالیوود در تاریخ ثبت میکرد حرفهای ماندگار زیادی زد که گفت من از جای متوسط نشین نیویورک امدم و اصلا آیا لیاقت در این محل پرزرق و برق و پر از تجمل و افتخار را در کنار این همه برگ که از سینما هم فراتر رفتند دارم یا نه و... که همه او را تحسین کردند، صبح روز بعدش با این بزرگیش. در ضمن من نمیدونم راجر ایبرت را حالا خودت قبول داری یا نه؟ البته شما ها که بخشید راجر ایبرت و پالین کیل و... باید بیان پیش شما اجازه بگیرند نقد بنویسند.! اما همین راجر ایبرت نقدهاش بر اسکورسیزی و فیلماش تا همین کار آخری دارم که چه طور مارتی را تحسین کرد و اینکه مارتین اسکورسیزی یکی از سه فیلمساز برتر و مورد علاقش در تاریخ سینما هست و اتفاقا راننده تاکسی اولین فیلم مورد علاقه از مارتی برای او نیست و فیلم گاو خشمگین اسکورسیزی را یکی از 10 فیلم برتر تاریخ سینمای خودش جزو 3 تا یا چهارم فکر کنم دقیقا اعلام کرده!

    در مورد روند فیلمهای مارتی هم واالا دیگه ببخشید اسکورسیزی در دهه 80 ضعیفترین دهه تاریخ هالیوود داشت زندگی میکرد اما همون دهه 2 تا شاهکار بی بدیل در تاریخ سینما گاو خشمگین و طنز تلخ سلطان کمدی را ساخت که یاد نمیره نقدهای اتفاقا منتقدان فرانسوی که اسکورسیزی چه هنری داره و حتی همون دهه به علت اعتراض فیلم شبه زیرزمینی بعد از ساعتها هم ساخت که باز مورد تحسین قرار گرفت با بودجه زیر زمینی و ناچیز و درسته رنگ پول را هم ساخت به درخواست پل نیومن کبیر که اتفاقا هم فیلم خیلی بدی نبود که پل نیومن عزیز هم بالاخره اسکارش را گرفت و افتضاح نظر توست که این فیلم با تمام تحسینهاش اینقدر مارتی فیلم بزرگ و خوب داره دیده نمیشه و نقد هیمن فیلم در سی دی دوبله شدهرنگ پول هست که منتقدایی که دوست داری و پز روشن فکری میدند درباره این کار صحبت کردند و سخت بودن کار امثال اسکورسیزی در دهه فاجعه 80 که تهیه کننده ها هم سینما را دشاتند نابود میکردند. در ضمن خدا را شکر مارتی اون فیلم رنگ پول و موفقیتش را بیشتر برای ساخت فیلم آخرین وسوسه مسح خودش میخواست که بدوجش را تامین کنه که مطمینم یک درصد از اون فیلم هم اصلا نفهمیدی! و گفتم اگه کاری تو فیلمهای اسکورسیزی هم حد انتظار نبود در قیاس با کارهای خودش هست واللا برگمان و ولز و اوزون بورونها از این کارهای افتضاح دیده و ندیده شده زیاد دارند. بعد هم دهه 90 که اسکورسیزی باز شاهکار بی بدلی تاریخ سینما و بهترین کار تاریخ گانگستری بعد پدرخوانده بزرگ رفقای خوب را ساخت که اتفاقا تو اروپا(منظورک کل اروپاست نه فقط فرانسه) یعنی بریتانیا و اتریش و آلمان و... منتقدان و روشن فکران رفقای خوب را بهترین کار اسکورسیزی میدونند! حالا نگاه عام و کل مردم اروپا را که ببینیم مطمینا باز گاو خشمگین و رفقای خوب بالاتر از راننده تاکسی هستند از نظرون و این هنر اسکورسیزی هست که فیلمایی میاسازه که تمام اقشار دنیا دوست دارند فرانسه راننده تاکسی بریتانیا رفقای خوب و مردم گاو خشمگین و یا حتی دپارتد و... بابا خودت را به ندونستن نزن چی چیه بی سواد بازی در میاری میگی اروپا اروپا به حساب نمیاره؟ اروپا دارو دسته نیویورکی اسکورسیزی را از پسر چارلی چاپلین تا رییس جشنواره کن و روشن فکران اروپا میگن چه شاهکاری و تاج سرشون گذاشتند و نشان لژویون افتخار بعد این فیلم دادند بعد تو مزخرف میگی!؟ گاو خشمگین و رفقای خوب که جای خود داره.

    در مورد کن هم خوب خوبه حالا که ضایع شدی و حرفی واسه گفتن نداری و همون اروپا که پزش را میدادی و سنگش را به سینه میزدی اومده راننده تاکسی اسکورسیزی را بهترین کار تاریخ کرده حرفی واسه گفتن نداری و عرق شرمت گرفته و رو سفیدت کرد این جشنواره کن این خالی بندی ها و حرفهای دو زار نمی ارزه خودت را میزنی!؟ تو از پاراتزی های هالیوودی هم بدتری!

    در ضمن گفتی بهترین فیلمها برنده نمیشن هیچوقت، یاد اسکار افتادم که به قول تمام کارشناسان نه عده ای اگه اسکورسیزی ضد سیستم و نیویورکی نبود الان رکوردار اسکار بود و حداقل 4 تا 5 اسکار بهترین فیلم و کارگردانی داشت از رفقای خوب و تا گاو خشمگین و رااننده تاکسی و حتی دارو دسته نیویورکی و... خب این حرف را همه جا پیچیده و عرق شرم رو آکادمی هست اما حرف خالی بندی و پشیزی ارزش نداره تو بیخیال بابا

    مهم همونه مارتین اسکورسیزی تنها کارگردان بزرگ تاریخ که 5 دهه پرقدرت و در صدر به کارش ادامه میده و در تمام دنیا رتبه اول را داره از اروپا و کن فرانسه با راننده تاکسی تا باز اروپا و بریتانیا با رفقای خوب تا باز با اروپا و کل مردم و نگاه عام دپارتد و گاوخشمگین تا آمریکا و با سه گانه معروفش و مجموعه فیلمهای شاهکارش از راننده تاکسی تا کار آخرش تا آفریقا و آسیا و آمریکای جنوبی و... او پرافتخارترین کارگردان و بهرتین کارگردان زنده و معاصر جهان پس از جنگ جهانی دوم میباشد.

    درورد بر او...


    يکشنبه 1 آذر 1388 - 18:19
    9
    موافقم مخالفم
     

    البته هانکه کارگردان اتریشی هست اما هر جای اروپا رو که نگاه کنی دوره های مهمی داره اتفاقا مدتهاست سینمای آلمان مثل سابق نیست دوره ایی که سینمای اکسپرسیونیسم غوغا کرد گذشته و دوران فاسبیندر و هرتزوگ و وندرس هم تموم شده و از سینمای آلمان _تا اونجایی که میدونم _ چیزی نمونده .

    وودی آلن جالبه که کسی از وودی آلن صحبت می کنه که هنوز چیزی از رابطه ی او با برگمان نمیدونه و مصاحبه های اون _ به خصوص در زمان زنده بودن برگمان _ و همینطور صحبت هایی که در فیلم هایی مثل منهتن می کنن_ سال 79 _ نمیدونه

    اما باید بگم که اصولا اروپایی ها (همه ی اروپا ) از سینماگری خوششون می آد که طرح و فیلمنامه از خودش باشه اینکه هر فیلمنامه ایی که بهش دادن از کمدی تا اکشن بسازه نشونه ی بساز بفروش بودن کارگردان هست اینکه راننده تاکسی باعث یک ترور شده به هیچ وجه نشونه ی خوبی نیست ( هر چند اون آدم به دلیل جلب توجه دختر مورد علاقش که همون جودی فاستر بود همچین کاری کرد )

    در ضمن علاقه ی من به سینمای فرانسه فقط به این دلیل هست که همه جور فیلمی در سینمای فرانسه ساخته میشه از کمدی تا اکشن ولی پشت اکثر اونها حرف هست اسکورسیزی چه حرفی توی فیلمهاش هست یا اصلا اون حرفها از خودش هست یا نه ... که نیست ...

    ... تو هیچی فیلم ندیدی تو از وودی آلن میگی ولی فیلماش رو ندیدی از فلینی گفتی هنوز عقایدش رو نمیدونی از سینمای آلمان میگی ولی از فاسبیندر چیزی نمیدونی از آمریکا میگی ولی کلاسیکاش رو ندیدی از هیچکاک میگی ولی نمیدونی همین فرانسوی ها گندش کردن و بعد هم که منصرف شدن تو حتی اسکورسیزی رو هم نمیشناسی حتی نمیدونی راننده تاکسی تحت تاثیر موج نوی فرانسه بود تحت تاثیر آنتونیونی و برگمان بود ... میگی برگمان انگشت کوچیکه ... در حالی که بین صد فیلم برتر غیر انگلیسی زبان ده تاش مال برگمانه آخه تو کی هستی که از برسون بد بگی چرا وقتی از برسون هیچی ندیدی حرف میزنی ... این افراد بودن که سینما رو عوض کردن اینا بودن که سینما رو درست کردن تو نمیدونی که اگه جلوی یه اهل سینما از اینا بد بگی چه بلایی به سرت میاد ... نمیدونی ... همون منتقدای درست و حسابی آمریکا برگمان رو مهم ترین کارگردان تاریخ میدونن و همون برگمان حاضر نبود دو کلمه از کارگردانای آمریکایی حرف بزنه تو میگی اینا پزه روشنفکریه و سینما یه صنعته ... امروزه کارگردانای هالیوودی تحت تاثیر اسکورسیزی و دی پالما و اسپیلبرگ هستن چرا چون میخوان ببینن چطور میشه هم فروش کرد و هم منتقدا رو گول زد ... اما زمانی موج نویی ها تحت تاثیر درایر و برسون و ... بودن کسایی که تونستن سینما رو عوض کنن اما هالیوودی ها چکار کردن خود اسکورسیزی که کار جدیدی انجام نداد همون کارای فرانسوی ها رو انجام داد و ... برای همینه که وقتی از موج های مهم سینما نام میبرن از موج این دلقکا حرفی زده نمیشه شک ندارم که تو تا حالا یک فیلم از گدار و تروفو ندیدی از فاسبیندر و هرتزوک و رنوار و کوکتو تارکوفسکی و آنجلوپولوس ندیدی مطمئنم که ندیدی .... چند سال اومدی دنبال سینما حتما دو ساله ... به هر حال بحث به جایی نمیرسه چون تو اونایی که من دیدم رو ندیدی و فکر نمیکنم چیز زیادی هم خونده باشی پس بهتره بی خیال بشی با فحش دادن به همدیگه چیزی درست نمیشه ... راستی خیلی از لیستهایی که میدن بیشتر مال هالیوودی هاست مواظب باش اشتباه نکنی یعنی کارگردانای هالیوود رو انتخاب کردن من هم چندتاش رو خوندم اینکه ولز هاوارد هاکز و هیچکاک و ولی وایلدر توش اوایل هستن و بعد از ده تا به بعد کم کم اسکورسیزی و اسپیلبرگ هم پیداشون میشه با اینحال مهم نیست چون سینمای اروپا خیلی جلوتر و مهم تر از هالیووده و اصلا جای بحث توش نیست ...


    چهارشنبه 4 آذر 1388 - 8:52
    9
    موافقم مخالفم
     

    با تشکر از سایت خوب سینمای ما که این فرصت را میده به کاربراش در جهت گفتن حقیقت و واقعیت و بیان اطلاعات و سواد واقعی...

    بابا باز همین اول کار بی اطلاعی و نگاه تعصبی و اشتباهت را بی مقدمه نشون دادی چه برسه با اون تحلیلی آبکی و دره پیتت از سینمای جدید آلمان! میگی هانکه آلمانی نیست؟! عجب؟! اول اینکه هانکه متولد مونیخ آلمان و کشور آلمان هست دوم هم اینکه آبا اجداد هانکه هم از اون اتریشیهایی که زمانی قبل جنگ جهانی با آلمان یه کشور بودند هستند و خود هانکه هم که متولد جنوب آلمان شهر مونیخ هست البته اگه مونیخ اسمش را شنیده باشی! تازه هانکه ایرانی هم باشه که شک نکن آلمانی و حالا شاید با یه رگه اتریشی هم باشد فیلمسازی هست که برای سینمای آلمان بارها فیلم ساخته و نمونه آخرش همین روبان قرمز هست که بهعنوان نماینده سینمای آلمان در اسکار امسال بهترین فیلم خارجی شرکت خواهد کرد. باز هیچی نمیدونی بگو اتریش!

    اما در مورد سینمای آلمان واقعا ننگ هست و خجالت که سینمای دهه 2000 آلمان که الان هر مقاله و سایتی و روزنامه و اینترنت بری دارند تحسین میکنند که فیلمهای جدید آلمان این اواخر در تمام مراسمهای معتبر فستیوال و جایزه موفق و برنده جایزه میشوند و حتی در کنارش با فروش فوق العاده ای هم رو به رو میشوند یعنی همون توامان عام و خاص! جالبه چند سال اخیر جشنواره کن فقط چند فیلم آلمانی خیلی سر و صدا کردند و حتی برنه جوایز شدند و یا کاندید. اسکار هم که به همین شکل و آلمانها عقب افتادگیشون از ایتالیا و فرانسه را دارند جبران میکنند با کاندیداهای زیاد و حتی بردن اسکار مثل شاهکار زندگی دیگران که می ارزه به کل سینمای فرانسه دهه 2000. و در ضمن بهترین فیلم سال اروپا چند سال هست که مال آلمان میشه از خداحافظ لنین تا شاخ به شاخ و زندگی دیگران و احتمالا امسال روبان قرمز! جشنواره برلین هم که تقریبا همین شکل هست

    آلمان ها تمام جوایز را درو کردند(البته در مراسمهای معتبر نه جشنواره های معلوم ال حال) و تو میگی از سینمای آلمان چیزی نمونده! بابا خدا پدر ویم وندرس و اینارو بیارز که کوپن اینا مثل کارگردانایی که دوست داری تموم ده و سینمای آلمان تغیر مسیر داده و با کارگردانای جدید و با استعداد و فقط مثل زمان وندرس تک و توک فیلم نمیسازند که اتفاقا اون زمان وندرس کلیت سینمای آلمان آبکی و زرد یه جورایی بود اما الان فقط داره میترکونه. در ضمن سال پیش هم سینمای آلمان بهترین سینمای دنیا در ساخت فیلمهای سیاسی و اجتماعی در نیا شد که نمونش فیلمهای خداحافظ لنین/سقوط/عقده بادرماینهف و شاهکار زندگی دیگران و... شد فیلم فاتح اکین HEAD ON را هم حتما ببین.برو یک کم فیلم بین و اطلاعاتت را بالا ببر که سینمای آلمان بهترین و بیشترین رشد را در سینماهای دنیا داشته حتی به نظرم آمریکا.

    در مورد همه اروپایی ها که باز داری گاف میزنی و حرف توهم و خالی بندی! چرا؟ چون نمیدونم چه طور این همه اروپایی ها را متر میکنی؟ خودت رفتی از همشون رای گیری کردی و یا باز فقط مجله کایه دو را خوندی فکر کردی اون 10 تا شپل کل اروپان؟

    در ضمن در مورد راننده تاکسی باز گفتم هر وقت اطلاعاتت از مارتی و درکت از فیلمهای اسکورسیزی زیاد شد درباره اسکورسیزی و فیلماش حرف بزن باشه؟ در ضمن آقای کم اطلاع اون کسی که رفت رگان را ترور کرد قبل جودی فاستر خودش در اعترافش گفت تاثیری که فیلم راننده تاکسی و جامعه روز روش گذاشت باعث اون حرکت ترور شد به علاوه جودی فاستر! که متاسفم ایندر بی شهامت و ترسو و یا شاید مثل همیشه بیسوادی که جرات نداری حرف طرف را کامل بگی و فقط میایی جودی فاستر را اشاره میکنی. در ضمن کسی نگفت حرکت تروریست کار خوبی بود اما از تاثیر صحبت کردی خواستم حالیت کنم فیلمهای مارتی و راننده تاکسی 100 برابر کل فیلمهای اروپایی به مردم تاثیر میذاره و و گذاشت که عظمت تاثیرش هم جور دیگریست و بسایر بزرگ و انگشت نما و آدمی را واقعا به فکر فرو میبره که این تاثیر یک فیلم چه قدر زیاد هست که طرف به خاطر تاثیر اون فیلم میره رییس جمهور مملکتش را ترور میکنه!WOAAAAAAA!!!

    در ضمن سینمای فرانسه هیچ حرفی واسه گفتن نداره! چه حرفی داره با اون فیلمای اکثرا معلوم الحالش و به درد خودشون؟ به خصوص این اواخر دهه 2000 فیلماش یکی از یکی دیگه آبکی تر و زردتر شده و کارگردانای خودشون هم از لوک بسون مابقی اومدند تو هالیوود دارند کار میکنند؟! در ضمن کسی انتظار نداره از شما حرف فیلمای اسکورسیزی را متوجه بشی گفتم باید یه بار دیگه راننده تاکسی را ببینی بعد بفهمی سینمای اسکورسیزی در کجاست و سینمای کل فرانسه کجاست! تو که راننده تاکسی و تاثیرش را درک نمیکنی و حرف مارتی را، چه طور میخوایی از اسکورسیزی به صحبتی؟بیخیال شما برو با همون فیلمای آبکی خودت خوش باش که حرف چیه که اتفاقا زیاده ولی جز مزخرف گویی توش نمیبینی.

    در ضمن بر پدر مادر اون کسی لعن و نفرین که بگه من هیچ چی فیلم ندیدم! من فیلمای وودی آلن راندیدم؟ (البته وودی الن که اینقدر فیلم ساخته به خصوص کار آخرش آبکی حوصله آدم را سر میبره ولی فیلم شاهکارش انی هال و منهتن و حتی امتیاز مسابقه این اواخر و... کارهای قابل تامل در حد خودش بودند.)از فلینی گتم و عقایدش را نمیدونم؟ جون من؟ کی گفته؟ اتفاقا خود مارتی برگی کرد به این فلینی مهجور و در برنامه ای اون را به مخاطب عام هم شناسوند و از فیلماش و طرز عقایدش گفت که اتفاقا راستش خیلی با اون جز تک و توک فیلماش مثل هم رفیقاش حال نکردم. از سینمای آلمان میگم چون بهترین و شاهکارترین فیلمای دهه 2000 را داره میسازه و امسال هم برنده جشنواره کن با فیلم هانکه شد و قرار هم هست اسکار را هم برنده بشه و باز هم میگن که افتخار سینمای اروپا هستند با اون برنامه ریزی که دارند میکنند ورد ضمن از لحاظ پروداکشن و عظمت سخت افزاری هم دارند نامبر وان میشند تا 2 سال دیگه در کنار هالیوود و فیلمای زیادی قراره اکشن و هنری و تخیلی و کمدی اونجا تولید بشه. چون سینمای آلمان الان حرف اول را میزنه نه سینناهای تاریخ مصرف گذشته ایتالیا و فرانسه.

    در ضمن تو خیلی عادت داری مزخرف و از روی هوا پرت کنی از آمریکا میگم و کلاسیکاش را ندیدم؟ میخوای به اندازه کل سینمای فرانسه از فیلمایی که فقط کلاسیک دیدم بهت بگم و البته دارمشون! فقط بدون تمام فیلمهای مارلون براندو کبیر و جیمز دین و پل نیومن را فقط تو خونه دارم! حالا حساب کن چه قدر به اندازه عمرت فیلم کلاسیک دیدم! هیچکاک هم آره خوه باز تناقضت گل کرد یه جا میگی کارگردان نیست فرانسوی ها نمیبیننش حالا میگی خود فرانسوی ها بزرگش کردند! درسته اتفاقا اون مجله کایه دو خودشون هم خیلی تاثیر داشت تو بزرگی هیچکاک ولی اینقدر خود هیچکاک با شایستگی بزرگ شد از کایه دو فرانسه و اروپا هم بالاتر رفت و کسی را هم تحویل نگرفت و فرانسوی ها درمقابلش ذره ای بیش نیستند! اگر چه گفتم در برابر اسکورسیزی هیچکاک خیلی چیز دندان گیر نیسنت!

    برو بابا من اسکورسیزی را نمیشناسم!؟ بیخیال باباا تو برگمان و فلینی و اینا رو با وجود اینکه الکی میخوای پز بدی و بگی من اینم! اما نمیشناسی حتی همون سینمای فرانسه و مجلتون کایه دو را هم نمیشناسی! کایه دویی که تمام فیلمهای دهه 80 اسکورسیزی را بهترین فیلمهای سال جهان در صدر قرار داد هر ساله که اینقدر بیوادی نمیدونی! همون سینمای فاجعه دهه 80 که اگه مارتی نبود باز چی میخواست بشه خدا میدونست! همین فرانسوی ها را تو خوب نمیشناسی که چه جوری مارتی را حلوا حلوا میکنند! اگه رانده تاکسی به قول حرف مزخرف تو از سینمای فرانسه و موج نوش و اون کارگردانای مزخرفی که تو میگی ساخته شد که پشیزی این حرف دو زاری و یک قرونی ارزش نداره بدون از اواخر دهه 70 تا الان 99 درصد فیلمای خوب سینمای فرانسه از بزرگ و کوچیکشون تحت تاثیر نگاه و تکنیکهای کارگدانی و سینمای اسکورسیزی دارند ساخته میشوند و یه کپی کار وتقلیدی شدند یادم نمیره همون برگمان و فلینی و امثالهم اروپاییها حسادتهاشون در روزنامه ها بود به کارگردانای هالیوودی از هیچکاک و وایلدر و... حالا همون زمان هم سینمای فرانسه تحت تاثیر ایلیا کازان و سیسیسل بی دومیل و جان فورد و جان هیوستون و از این دست ها بود بماند.

    صد بار دیگه هم میگم برگمان انگشت کوچیکه که سهله گفتم ناخن کوچیکه اسکورسیزی هم نمیشه برسون و اوزون بورون دارو دسته اش هم که هیچ دره پیت تر از بقیه! در ضمن گفتم من از تمام اینا فیلماشون را دیدم همون شاهکارهاشون اکثرش نشون داد به درد خودشون و یه مشت مرید ساده اندیش و اقلیت خودشون میخورد نه بیشتر که همیشه به این خاطر مهجور میمانند! در ضمن اینا اگه تونستند سینمای خودشون را عوض کنند و تو اروپا دمشون گم و در حد خودشون اما تاثیری ندارند بیچاره ها که تو سینمای جهان و مقبولیتی به یک اندازه بین عام و خاص ندارند(اگر چه خاصشون هم فقط یه مشت اقلیت هستند!) که مثلا مقایسه کن اینارو با اسکورسیزی آدم خندش میگیره همه را از برگمان و برسون و اوزون بورون و آلتمن و... جمع کنی تازه میشن سلطان کمدی اسکورسیزی! در ضمن تو که مارتی را نمیشناسی چیه هی از اسکورسیزی حرف میزنی؟ ها؟ تو اصلا میدونی این استاد با جدااز سینما و فیلمای شاهکارش که سینما و سبک جدیدی از فیلمسازی و موج نویی تحت تاثیر خودش به راه انداخت چه تکنیکها و هنری در سینما داره؟ تو یک ده هزارم تکنیکهای کارگردانی این را در اروپایی ها میبینی! ؟ نه. خلاقیت اسکورسیزی در فیلما از فیلمبردای و موسیقی فیلمها و تا حرکت دوربینهاش که به سلطان حرکت دوربین شهره هست و آدم با دیدن یک دیالوگ و هر سکانس و یه حرکمت دوربین میفهمه این فیلم ماله اسکورسیزی هست و این حسن و امضای مارتین هست که تمام دنیا در قبطه اش هستند! و خلق شاه سکانسهای مارتی را که نمیدونی چرا حرف میزنی؟ و در سوادت نیست! اسکورسیزی کسی که در 20 یا 30 فیلم برتر تاریخ سینما چه انگلیسی و چه غیر انگلیسی و منظور کل جهان حداقل و حداقل فقط 3 شاهکار رفقای خوب و گاو خشمگین و رااننده تاکسیش در 3 دهه مختلف در این لیست هستند که بی نظیره. تو نری در مورد اسکورسیزی جلوی اهالی فن و سینما این مزخرفات را درباره اسکورسیزی و اروپا ییها بگی که مطمین باش سرت را دیگه رو بدنت نخواهی دید و بلایی در حد قیامت رو سرت خالی میکنند(از منظر به خصوص تحقیر منظورمه)! در ضمن این برگمان پخ کیه و کجای سینماست که میخواد حالا ما ناراحت باشیم در مورد هالیوودی ها حرف بزنه یا نه؟ خب نزنه چیز خاصی از دست ندادیم و صحبت کردن احتمالا بلد نیست و در سوادش نیست! اگر چه این کارش هم شخصیت ضایعش را نشون میده. و یکی از دلایل دیگر که همه به این خاطر عشق اسکورسیزی هستند همین متواضع و بزرگ بودن و دوست داشتنی بودن هست که در مورد همه از کوچیک و بزرگ با روی باز صحبت و تحلیلی فوق العاده میکنه.

    در ضمن باز هم میگم اینا پز روشن فکریه واللا چون اصلا خودش و اون اصل و روشن فکری همون سینمای اسکورسیزی و دارو دسته اش هست و به همین خاطر هست دنیا از اسکورسیزی تقلید میکند نه البته دی پالما و اسپیلبرگ که اینقدر بیسوادی اونتا رو به اسکورسیزی میچسبونی! تو اصلا دی پالما را میشناسی یا اسپیلبرگ؟ فیلماشون را دیدی؟ اینا که رفقای خوب سینما معروفند و دهه 70 خودشون سینما را درست کردند و از سینمای آبکی دهه 60 نجات دادند بدون که اسپیلبرگش همیشه تحت تاثیر هنر اسکورسیزی هست و دیپالماش همن گفت هیچوقت منتقدان من را قبول نداشتند و بر عکس مارتین اسکورسیزی خدای سینماست که هم محبوب مردم هست هم محبوب منتقدان و من غبطه میخورم از این بابت! و دی پالما تنها پوین مثبتش ساخت چند فیلم مافیایی خوب بود و تمام! اگر چه همین اسپیلبرگ و دی پالما ها از 90 درصد کارگرانهای حاضر اروپا بهترند و شک نکن! بعد میایی میگی سینما صنعت و اینا نیست! بابا خیلی عقبی! پس چیه کارخونه هست؟ در ضمن باز دم اسکورسیزی و هم قطارانش گرم هم فیلماشون فروش میکنه و هم منتقدان را گول میزنند توامان! (البته اون هم از نگاه ضایع و بیسوادی توست) ولی اروزون بورون ها و برگمان و دارو دسته اش بیچاره ا نه فیلماشون دیده میشه و فروش میکنه و به درد خودشون و تی وی های خونه خودشون وزن بچه هاشون میخوره نه میتونند دنیا و منتقدان جهان را گول بزنند و فقط یه مشت اقلیت و عشق پز و مهجور مثل تو و محدود طرفدرااش را گول میزنند!

    هر وقت از مجو سینما جهان صحبت بشه نه اروپا و یا صرفا فرانسه از موج بزرگ سینمای دهه 70 اسکورسیزی و کوپولا و اسپیلبرگ و لوکاس و دیپالما که رفقای خوب بزرگان تاریخ کارگدانی هستند صحبت میشه نه از موج دلقکا و ناشناخته هایی مثل برسون و اونایی که تو نام میبری! موج اسکورسیزی و همقطارانش که شاهکارهای بی بدیل تاریخ سینما در ژانرهای گوناگون از پدرخوانده ها و راننده تاکسی ها و خیابانهای پایین شهر و آرواره هاو جنگ ستارگان و... خلق کرد. وای چه دهای بود دهه 70 سینمای دنیا با اسکورسیزی و دوستانش(آمذبکا و هالیوود که به هر حال تاثیرش بر دنیاست دیگه)

    اما سینمای فرانسه چی؟ هیچچی؟ همش داره همون مزخرفات خودش را کپی میکنه و الته جدیداهمون هم نمتونه بسازه و چیز جدیدی نداره و از اسکورسیزی و رفقاش کپی میکنه و تقلید! در ضمن نیاز ندارم بشیننم فیلمای باز یه مشت مهجور تر و ناشناخته تر از قبلی ها را ببینم که وقتم خیلی ارزش داره بشینم این دره پیتهایی که میگی را ببینم! همین که این همه ازشون اطلاعات دارم و میشناسمشون باور کن بهشون لطف کردم که یبش از 90 درصد عام اصلا اسمشون هم اینایی که میگی به گوش نخورد! حالا من اینقدر بیکار شدم برم فیلمای منتقدای مجله کایه دو که بعد رفتند از رو هیچکاک و اونایی که میپرستیدند حالا خودشون فیمساز شدم را ببینم که جز همون خنده دار خودشون و کایه دو که یه زمان اونجا قلم میزدند هیچکی نمیبینتشون و تحسین نمیکنه! خیلی خنده داره به روباه میگن شاهدت کیه میگه دمم! اینا هم از همون مجله برخواسند و فیلم ساختند بعد تو خود همون مجله بزرگشون کردند و به به چه چه! در ضمن این که میگی من برم فیلمای اینا رو ببینم اینه که به تو بگم تو هم برو فیلمای حسین علی لیالستانی و ایرج کریمی و رضا سبحانی و این کارگردانی مزخرف ایرانی را ببین! تا کیمیاای و مهرجویی و بیضایی و فرهادی ها و... هستند و اون طورف اسکورسیزی تارانتینووو ف فینچر و قبلتر کازان و هیچکاک و و... هستند کی میره اون اقلیتهای فقط خود گول زن و یه مشت ساده و محدود و انگشت شمار مثل شما را میبینه! برو دیوید لینچ ببین از همشون آدم را بیشتر به فکر فرو میبره اگه زیادی عشق فکری! در ضمن اون طور که من حدس میزنم احتمالا شما با این صحبتهات و اطلاعات الان کلاس اول دبیرستان تشریف داری و از پارسال یعنی فقط 1 ساله شاید هم 10 ماه دقیقا که دنبال سینما هستنی و به اقتضای سن بچگیت گول خوردی و راه را داری اشتباه میری و به جای اصل و سینمای معظم و برتر و فیلمسازان بزرگش رفتی داری یه مشت بنجل و اقلیت و ناشناخته و شکست خورده میبینی!

    در ضمن مطمینا بحث از همون اول به جایی نمریسید که تو متاسفانه گفتم هم سنت کمه هم فیلم اصلا ندیدی چون فقط تو دامنه یه مشت فیلم جشنواره ای موندی! در مورد سوادت هم که بارها سواد و اطلاعات پایین و ضعیفت را واقعا نشون داری که من از این جهت صد ها بار اخطار دادم و بهت درستش را گفتم و بهت پیشنهاد میکنم بیخیال سینما باش یا اطلاعاتت را بیشتر کن!

    در ضمن یه اشکال دیگه هم که خیلی بزرگه وبهت توصیه میکنم خودت را به جایی معرفی کنی برای درمانش تحریف واقعیت و خود گول زنی و حرف مفت گفتن هست! از همون لیستها!

    اینکه لیستها اکثرا هالیوودی هست به من ربطی نداره که چون من لیستهای زیادی دارم و گفتنم از توتال فیلم و ایمپایر و کن و سایتهای معتبر اروپایی و یا جاهای دیگه گاردین و تایم و... که اینا از تمام جای دنیا هستند نه فقط آمریکا اما به قول تو حالا هالیوودی انتخاب میکنند خب آخه هالیوودی ها بهترند دیگه و طبیعیه پس از ایران یا فرانسه انتخاب کنند! جوک میگی؟ هر لیستی هالیوودی ها اولند چون سینمای برتر ماله اوناست و دنیا را با اونا میشناسند.

    در ضمن چند تا نیستند من فقط تنهایی 30 تاش را دارم و باز حرف مفت نزن و اون بیماری که گفتم داری چون تمام این لیستها رتبه 1 تا3 اسکورسیزی قرار داره که واقعا رکورده و محشره! یعنی یه لیست اول هست یه لیست دوم و لیست دیگر سوم! از سوم پاینتر نمیاد این بشر! واقعا خدا و استاد بینظیریه

    جالب اینکه یه لیست که هیچکاک اول هست لیست دیگه اثلا تو لیست نیست!WOOAAAAAAAA اینه فرقه سکورسیسی با همکاراش!

    در ضمن اون لیستی که تو میگی ولز و هاوارد هاکز و هیچکاک و الدر و اینا اول اومدند و بعد اسکورسیزی و اسپیلبرگ آره شاید تو درست بگی چون اگه به ترتیب سن و کسوت و دهه ساخت فیلمهای این کارگردانان بریم دقیقا لیست همینجوری درست میشه! دمت گم یه جا یه چیز درست گفتی البته نیمچه چون غرضت یه چیز دیگه بود ولی آره هیچ شک نکن ولز و هاکس و هیچکاک قدیمیتری از اسکورسیزی هستند اونا دهه30 و 40 و 50 و اسکورسیزی 70 به بعد و خب جلوترند! اما اگه لیستی پیدا کردی برترین کارگردانای تاریخ که اسکورسیززی جلوی اونا نباشه من بهت شیرینی میدم! مخصوصا هاکس و ولز که اصلا تو لیست نمزارنشون باز شیطونی میکنی اونارو پیش اساتیدی مثل اسکورسیزی و هیچکاک میاری!

    با اینحا مهم نیست چون تمام دنیا میدونند سینمای اول وبرتر دنیا از کلاسیک تا الان سینمای هالیوود و شاهکارهاش هستند و این راخود اروپایی ها و مردمشون هم میدونند و سینماهاشون که امروزه پر شده از فیلمهای تخیلی و خزعبلات هالیوودی ترنسفورمرز و رتمیناتور! حالا چه برسه به شاهکارهاشون! و کی سینمای اروپا را تحویل نمیگیره! فقط سینمای آلمان هست که این سالها داره به تنهایی افتخار آفرینی و کسب اعتبار برای اروپا میکنه که اون هم باز به عظمت هالیوود مطمینا نمیرسه و این هیچ بحثی توش نیست! وقتی خود اروپا و مردمش بهرتینو پرفروش ترین فیلمای ترایخ را فیلمای آمریکایی و هالیوودی میکنند حالا یه پسره اول دبیرستانی ایرانی که میخواد برای خودش دلش خوشه پز میده حرفش چه اهمیتی داره! او هم به سرنوشت بتهای مهجورش تبدیل میشه!

    ولی بهت در آخرین کامنتم توصیه میکنم کمی فیلم و اسکورسیزی بیبن شناختت و کلاس و سوادت بالاتر بره!

    البته امیدوامر هم چون حرف خودت دیگه باز کامنت خنده دار نگی که اگه بدی مجبورم باز کامنت بدم

    ممنون از سایت بزرگ سینمای ما

    تولد اسکورسیزی کبیر که در 5 دهه فقط شاهکار ساخته را هم با دو روز تاخیر تبریک میگم.

    درود به استاد مسلم 67 ساله و بهرتین کارگردان معاصر و پس از جنگ حهانی دنیای سینما و یکی از 3 کارگردان برتر تاریخ.


    شنبه 7 آذر 1388 - 0:55
    -9
    موافقم مخالفم
     

    فیلم هانکه کارگردان اتریشی روبان سفید هست و اگه یه کم درباره ی اون بخونیم میفهمیم که فیلمهاش هم اتریشیست نه آلمانی ... اما سینمای کلاسیک آمریکا براندو نیست بلکه سینمای دهه بیست و سی و چهل هست و منظور من فیلمای وایلدر و والش و نوآر ها و وسترن هاش هست که میدونم ندیدی ... و جالبه که خودت اعتراف کردی اوج فیلم دیدنت همون فیلمای اسکورسیزی و فوردکاپولاست ... سینمای فرانسه فقط موج نو نیست و تو رنوار رو ندیدی ... راستی بونوئل رو میشناسی ... دیوید لینچ فیلماش رو از روی اون میزد البته لینچ توی هالیوود نیست سینمای مستقل کار میکنه ... من برگمان رو نمیشناسم و تو میگی من میشناسم و تو میشناسی در حالی که یه فیلم هم ازش ندیدی از آنی هال تعریف میکنی ولی نمیدونی وقتی آلن با کیتون میرن سینما میخوان فیلم برگمان ببینن که دیر میرسن و در فیلم منهتن وقتی کیتون از دلگیری فیلمای برگمان میگه آلن چقدر فحش بارش میکنه و میگه برگمان بزرگترین هنرمند سینما تا الانه ... سال 76 و بعد از مرگش هم همین رو گفت یعنی سی سال بعد ... و در عشق و مرگ پایان فیلم رو مثل مهر هفتم برگمان میکنه ... من چند بار خوندم که مارتی از برگمان تعریف کرده و تو هم میگی از فیلینی تعریف کرده کلا موج این دلقکا از روی موج نوی فرانسه اومده و خودشون بارها این رو گفتن و اینکه راننده تاکسی چقدر از آنتونیونی دزدیده ... همین نشون میده که اونها بیشتر از سینمای اروپا تاثیر گرفتن ... اتفاقا کلی نقد هم خوندم که میگفتم اینها فرم های سینمایشون رو از موج نویی ها گرفتن ولی هیچ وقت نتونستن به عمق آثار اونها برسن ... همون طور که خودت میگی این فیلمهایی که تو دیدی همه ی مردم دیدن و اسکورسیزی رو همه میشناسن ما به این فیلم دیدن نمیگیم فیلم دیدن منظور دیدن آثار مهم سینماست ... فقط میگی این شاهکار بود اون مزخرف بود و جالب اینجاست که هیچ کدوم رو ندیدی ... در ضمن اون آشغالایی که میبینی اسمش فیلم نیست سینمای آلمان زمانی سینمای بزرگی بود که هر سال کلی شاهکار توش ساخته میشد نه الان که میخواد هالیوود دوم باشه الان سینمای فرانسه هم جایزه میبره ولی مهم نیست چون در کل ضعیف شده ... کسی به کسی میگه داری پز میدی که خودشم چیزی بارش باشه از خودت بیشتر بفهمه نه کسی مثل تو ... اول دبیرستان اگه من اول دبیرستان باشم که تو باید اول ابتدایی باشی خودت نگاه کن چه چیزایی گفتی مثله بچه ها داری پافشاری میکنی بگی همه ی سینما هیچ مارتی جونم که میمیرم براش همه چی ... میگی کلاسیک دیدم پل نیومن ... بقیه رو هم ندیدم چون ارزش نداشتن ... هیچکاک خیلی هم بزرگ نیست اما خیلی بالاتر از اسکورسیزیه به این آدما میگن تکنسین فیلمنامه میگرن راحت میسازن راننده تاکسی رو کی نوشته بقیه فیلماش چطور ... اصلا فیلمنامه هایی که نوشته قوی بوده یا نه ...


    شنبه 7 آذر 1388 - 23:19
    6
    موافقم مخالفم
     

    از لیستهای هالیوودی منظورم لیستهایی بود که بهترین کارگردانای تاریخ هالیوود رو انتخاب کردن نه تاریخ سینما ... در ضمن همون سینمای آلمان هم میدونم چطور توی آلمان دعا می کردن تام تیکور به هالیوود نره و خودش رو بدبخت نکنه ... کلا سینمای هالیوود مدام دنبال کارگردانای اروپاست ... سینمای فرانسه هم هیچوقت تحت تاثیر کازان و ... نبوده بلکه یه مدتی از نیکلاس ری و چندتای دیگه خوششون می اومد که آخر سر هم منصرف شدن ... درباره تاثیر راننده تاکسی هم بهتره فیلم رویابین های برتولوچی رو ببینی تا بفهمی موج نوی فرانسه چه تاثیری بر انقلاب می 68 داشت ... سینمای آلمان هم جوایزش رو از همون جشنواره های معتبر اروپا برد و اگر هم اسکار بردن خب معلومه چون اسکار به غیر انگلیسی زبان ها جایزه میده ... اگر هم اسکار واسه ات اوج جایزه ست همون برگمان نه دفعه نامزد اسکار شده ... به هرحال کارگردانهایی که من گفتم توی تمام دنیا هم تائید شدن و هم جایزه بردن... درباره ی پز روشنفکری هم بگم که اتفاقا اونایی که میخوان پز بدن کسایی که من میگم رو نمیشناسن اونها هم مثل خودت اسکورسیزی و لینچ نگاه میکنن ولی یه کم از تو جلوترن مثلا کیشلوفسکی هم دیدن ... کوبریک هم هر از گاهی می بینن ...


    جمعه 13 آذر 1388 - 23:29
    11
    موافقم مخالفم
     

    با تشکر از سایت خوب سینمای ما...

    درسته فیلم هانکه کارگردان آلمانی اسمش روبان سفید هست و اگه یک کم درباره او بخوانیم و تحقیق کنیم میفهمیم که او اکثر فیلمهای مهمش را مثل همین روبان سفید برای سینمای آلمان و به نماینگی از سینمای آلمان و حمایت رسانه های آلمان میسازد و این فیلمش هم درباره روستایی آلمانی در خلل جنگ جهانی هست که نماینده سینمای آلمان برای اسکار هم انتخاب شده و برنده جایزه جشنواره کن که افتخاری باز برای سینمای آلمان شد.

    عجیبه سینمای کلاسیک براندو نیست؟ پس براندو کیه؟ مال موج نوی سینمای اروپاست؟! اگه منظور تو از کلاسیک اون کارگردانهای مهجور هست درسته چون اونا اینقدر زمانشان باستانی هست که خواسته نخواسته اون ها هم کلاسیک و قدیمی خطاب میشوند اما اوج سینمای کلاسیک دوران مارلون براندو و همفری بوگارت و دارو دسته اشان هست که اوج فیلمسازی و شاهکار سازی بود نه اون فیلمهای صامت مصوت ابتدایی!

    اتفاقا محدود فیلمهای وایلدر و اون وسترنهای مزخرف و سطحی را دیدم و یاد فریدون گله مرحوم به خیر چه اردتی بهش داشت! اما نمیدونم تو چرا عادت داری ندونسته حرف بزنی؟ مطمینم اتفاقا تو وایلدر و والش و نوآر و امثالهم را اصلا نمیشناسی و احتمالا فقط مثل همیشه فکر میکنی داری پز میدی و اسمشون را احتمالا صرفا در یه برنامه سینمایی ویژه شاید صدای آمریکا شنیدی و الان ازشون داری الکی صحبت میکنی! و مطمینا اعتراف میکنم و همیشه هم میگم اوج فیلم دیدنم با شوق و علاقه اسکورسیزی هست که بیشترین لذت و عشق سینما را اون زمان میبرم(حرف غیب زدی مگه؟) و خوشحالم تو هم اعتراف میکنی نهایت اوج شناختت از سینما و درکت و دیدن فیلماش(البته همونم فقط ادعا) سینمای دهه 20 و 30 هست و فیلمهای صامت مصوت سطحیش! بابا برو فیلمهای اواخر دهه 40 و دهه 50 و دهه 60 و 70 و 80 و 90 هالیوود را بیبن حتی دهه 2000! را ببین تا بفهمی سینما یعنی چی!

    سینمای هالیوود و آمریکا فقط سینمای کلاسیک دهه 20 و 30 نیست. تو هیچکاک و فلمینگ و کورتیز و کارازان را نمیشناسی. راستی بیلی وایلدر و جان هیوستون را میشناسی؟

    در مورد لینچ هم اون چنان سبکی را به وجود آورد و خودش خبره کرد که همه او را به نام سبک لینچی میشناسند نه اون مهجوری که تو میگی در ضمن لینچ سیک کاریش کاملا بسیاری جاها تحت تاثیر استاد هیچکاک قرار میگیره که خودش هم بعضا بعضی جاها در مصاحبه هاش اشاره کرد و مطمینا لینچ کارگردان سینمای آمریکاست و در اوجا فیلم میسازه و در مراسمهای آمریکا من جمله اسکار حاضر میشه حالا مستقل کار میکنه تصمیم خودش هست آیا این باعث میشه بگیم اون کارگردان سینمای ایران هست!؟ نخیر کارگردان سینمای آمریکاست چه هالیوودی باشه و تحت تاثیر هالیوود و چه غیر هالیوودی و مستقل! مهم آمریکایی بودن سینماش هست که به عنوان یک سینما گر آمریکایی او را نام میبرند اگر چه تو باز نخوای مثل هانکه تحریف واقعیت کنی و ملیت هانکه آلمانی را که تغییر میدی لینچ را هم تغییر بدی و این را مثلا فرانسوی خطاب کنی!

    در مورد برگمان و دارو دسته اش دیگه مطمین شدم یه فیلم هم ازشون ندیدی و نمیشناسی و فقط بی خود اسمشون را میاری! اون داستان آلن و کیتن هم داستان و سناریو و فیلمنامه خنده دار و قشنگی بود برای خودت! بده برگمان و امثالهم یه فیلم مزخرف دیگه واسه خودشون بسازند! نه بده وودی آلن مثل ده ها فیلم زرد و آبکیش اش فیلمنامه اش را دستکاری کنه و یه فیلم جدید زرد بسازه!

    همه جا مشخص هست جمله معروف وودی آلن که گفت:(اون هم نه زمان مرگ بلکه الان و درباره یک کارگردان هم دوره ای و حتی کوچکتر از خودش!!!) امروز از هر 3 فیلم خوبی که در سینما ساخته میشه یک یا دوتاش را انگاری قبلا دیدیم و مال اسکورسیزی بوده که کاملا تاثیر و تقلید و رد مارتی در فیلمهای جدید مشخص هست!

    مارتین اسکورسیزی از همه تعریف میکنه جدیدترین تعریفش هم از یه کارگردان زن جوان آرژانتینی بود که فیلم مستقلش را دید و گفت در این سالهای اخیر یه فیلم متفاوت با نگاه تازه بود و این تواضع و ارادت او هست که همین زن را به مدد همین فیلمش به عنوان دستیار خودش در فیلم آخرش استاد شاتر آیلند قرار میده تا افتخار همنشینی با مارتین را پشت دوربین این زن داشته باشه. و یا یه فیلم از سینمای مالی و آفریقا دیده این آخریها و گفته این فیلم این کارگردان تو 20 یا 30 سال اخیر من را اینقدر تحت تاثیر قرار داد که جرقه ساخت فیلم جدید خود مارتی واسه انگیزه و تحرک شد! پس تعریف از فلینی و برگمان هم چیز غریبی نیست! که گفتم بگردی استاد و دایره المعارف سینما از تارانتینو و اسپایک لی و خیلیهای دیگه هم به نیکی سخن گفت.

    پس سو استفاده نکن باریکللا. مخصوصا که استاد به ممد همین شناختش و تحلیلهاش از بزرگان سینما به یک دایره المعراف و فرهنگ لغات جاندار و متحرک شهره هست.

    و بارها هم گفتم موج دلقکایی مثل برگمان و آنتونیونی و فلینی و این امثالهم ذره ای ارزش نداره در برابر موج انقلابگر سینمای جهان که سینمای برتر و معظم هالیوود و آمریکا و به تبع دنیا را دردهه 70 با اساتیدی چون اسکورسیزی و کوپولا و اسپیلبرگ و لوکاس و دی پالما و شرایدر و... تغییر داد و از اون فیلمهای ضعیف و آبکی دهه 60 سینما را نجات دادند که سبب شد فیلمهای جاودانه با اسمهای ماندگاری چون راننده تاکسی پدرخوانده گاو خشمگین اینک آخر زمان و فهرست شیندلر و... ساخته بشه.

    در مورد راننده تاکسی و آنتونیونی هم واللا اگه آنتونونی برای خودش لالایی بلد بود کاری واسه خودش انجام میداد!

    آنتونیونی چی داره که مارتی فیلمش را از اون بگیره! باز میگفتی هیچکاک که راننده تاکسی شاید یه تریلر دهه 70 هم وزن تریلرهای هیچکاک دهه 50 با اون تشابه به خصوص موسیقیش بود میشد یک کم بحث کرد! که البته متاسفانه اینقدر سواد نداری. که البته اون هم استادی هر دو استاد بزرگ مسلم تاریخ سینما اسکورسیزی و هیچکاک هست که برتین فیلمهای تاریخ را ساختند و این تربلر هم که میگم از منظر سینمایی حرف زدم نه اینکه از روی اون ساخته شد که تو نخواهی فهمید! که مطمینا راننده تاکسی تاثیر و عظمت بیشتری از اکثر کارهای دلهره آور و تریلر هیچکاک داره.

    خواهشا آنتونیونی را کنار اسکورسیزی نیار که همون اسم فقط یکی از فیلمهای مارتی یعنی راننده تاکسی ارزشی چند برابر از لحاظ بزرگی و شهرت در برابر آنتونیونی داره. البته اینکه گفتم این دلقکاری موج مزخرف فرانسه از کارهای کلاسیک هالیوود تقلید میکردند و کپی هیچ شکی نیست.

    و اینقدر دنبال این نباش کی از کی بیشتر تاثیر گرفت و من نمیدونم چه جوری این تاثیر را و با چه خط کشی متر میکنی!؟ و خلاصه به جای این حرفای خاله زنکی برو بیبن کی با سواد و استعداد و خلاقیتهاش فیلم بزرگتر و ماندگار تر و شاهکار تر ساخت. هیمن الان هم تمام دنیا گفتم به قول وودی آلن دارند از اسکورسیزی تقلید میکنند و کپی پیست! اما اگه یه شاهکاری ساختند دم خودشون گرم که باز شاید منبع الهام و تاثیر اسکورسیزی بود اما خودشون به هر حال شاهکار ساختند.

    در مورد اون نقدهای تخیلیت هم احتمالا مثل لیستهای خالی بندیت و یا ملیتهای واهی کارگردانهاست! و یا شاید هم نقدهات ماله کشورهای جهان سوم هست که از همه لحاظ با هالیوود و آمریکا سر دشمنی و جنگ چه سیاسی چه فرهنگی سینمایی دارند هست که به هر حال یه جوری مثل خود فرانسوی ها عقده هاشون را نسبت به سینمای آمریکا باید نشون بدند دیگه!

    البته این که ما کلی نقد از اروپایی ها خوندیم که اونها اسکورسیزی و تاثیر موج دهه 70 او را که پا به اروپا گذاشت که به یک باره با راننده تاکسی و خیابانهای پایین شهر و سلطان کمدی و گاو خشمگین دنیا را از جمله اروپا زیر و رو کرد به کنار! که البته هیچوقت نتونستند به عمق درک آثار و یا ساخت فیلمهای مثل اسکورسیزی برسند و به صورت سطحی موندند!

    پس چی که همه اسکورسیزی را میشناسند؟! مگه قرار نبود بشناسند؟ من یه چیز میگم 100 درصد پشت حرفم هستم عین اینه که دنیا آلپاچینو و رابرت دنیرو و مارلون براندو را نشناسه!؟ طرف(اسکورسیزی) بهترین و تاثیر گزارترین کارگردان دنیاست بعد نشناسنش؟ یا مارلون براندو بهترین و با استعداد ترین بازیگر دنیا بود نشناسنش؟ حرفهای خنده دار باز میزنی؟

    مطمینا فیلم دیدن خوب یعنی نگاه آثار مهم سینما مثل سینمای دهه 40 و 50 هالیوود و یا شاهکارهای اسکورسیزی و اسپیلبرگ و کوپولا و... از راننده تاکسی تا پدر خوانده ها... که همه این راتایید میکنند.

    تو هنوز فیلم ندیدی و ما به اون چیزایی که تو میبینی فیلم دیدن نمیگیم که چون اون بنجل و مزخرف دیدنه که خودت و وقتت را صرف دیدنش کردی نا بین بنجلها و کارهای حال به هم زن بگی من اینا رو دیدم که هیچکی ندید! خب معلومه هیچکس جز خودت و یه مشت انگشت شمار اقلیت حوصله دیدن بنجل و مزخرف نداره(منظور به خصوص بینندگان جدی سینما)

    همین بالا نوشتم تو اون آشغالها و بنجلهایی که میبینی فیلم و سینما نیست سینمای آلمان الان سینمای بزرگ و قابل تحسینی شده که هر ساله فقط چند فیلم شاهکار در حد و استاندارها و برابری و حتی بزرگتر از سینمای آمریکا و هالیوود میسازه. این که بخواد هالیوود دوم باشه و مثل هالیوود شاهکار بسازه و یا فیلمهای پر خرج و با استاندارد و با کیفیت اکشن و یا تخیلی هالیوودی بسازه مشکل نداره که دنیا هر کاری کنه سینمای برتر سینمای آمریکاست که تاثیر هالیوود در دنیا یه چیز وصف نشدنی هست! و سینمای آلمان این اواخر با شاهکارهای هنریش مثل زندگی دیگران که یکی از 5 فیلم برتر دهه 2000 بنا بر گفته خیلی از منتقدان شده و چه فیلمهای بزرگ تخیلی و اکشن اش راه درست را نشونه گرفته که در دنیا و به خصوص حداقل اروپا این دهه 2000 نامبر وان شده با تلفیق سینمای هنری خاص استعدادهای خودش و سینمای پر خرج هالیوودی اش.

    اتفاقا این که خودت اعتراف میکنی سینمای فرانسه ضعیف شده خب خدا را شکر اعتراف میکنی بالاخره. که البته باید بگم ضعیف نشده بلکه آبکی شده و اون زمان ها هم چیز خیلی مالی نبود و سینماهای دیگه اروپا از جمله ایتالیا مثل خود فرانسه در اون غالب و فرمت فیلم میساختند و یا بعضی سینماها مثل سینمای آلمان حرفی خیلی در گذشته نداشتند که اون زمانهای گذشته آلمان به ساخت فیلمهای ضعیف و سطحی و آبکی(به جز تک و توک استثناها و شاهکارهاشون) معروف بود اما الان که در دهه 2000 سینمای آلمان با انقلاب نوین و جدید خودش که به سینمای نوین دنیا مشهور شده این فیلمهای با کلاس و سطح بالا و شاهکار را هر ساله را در حد بزرگی سینمای هالیوود و آمریکا میسازه و وقتی هم در کنار سینمای ضعیف و تکراری و فرسوده فرانسه قرار بدی خب معلومه خنده دار میشه مقایسشون! و سینمای آلمان را انتخاب میکنند. در ضمن سینمای فرانسه خیلی وقته جایزه خیلی نگرفته و یا آمارش نزولی عجیب کرده و نمونش همون فقط جشنواره کن خودشون که نمیدونم 20 یا 30 سال بود جایزه نگرفتند!(بر عکس فیلمهای جور واجور آمریکایی که طی این سالها از راننده تاکسی تا قصه های عامه پسند جایزه بردند!(چشم حسود کور بشه) و این اواخر هم که سینمای آلمان به خصوص امسال با روبان سفید هانکه در حال برد جایزه جشنواره کن هست!

    برای اولین بار محدود حرف درستی زدی! و واقعا کسی به کسی میگه پز میدی که خودش واقعا سواد و اطلاعاتش بالا باشه و از طرف مقابل چیز بیشتری حالیش باشه وچند تا فیلم خوب و واقعا شاهکار هم دیده باشه نه البته بنجل! که من به همین خاطر دارم این نصیحت را بهت میکنم که دیگه جلوی من یکی که مطمیمنا هم از باب سینمای درست و خوبش از تو اطلاعاتم بیشتره و هم مدرک تحصیلی شخصی که مطمینم از تو بالاترم پس دیگه پز نده! باشه بچه خوب!(چون تو هنوز گفتم که بچه ای و مدرک سیکل هم نگرفتی!)

    در ضمن اعتراف میکنم یه حرفم را باید پس بگیرم اون هم اینکه شما اول دبیرستان نیستی بلکه احتمالا مهد کودکی!(و شاید هم هنوز البته مهد کودکت را شروع نکردی!)

    در ضمن خودت هم به نوشته هات یه نگاه بنداز واقعا مثل بچه ها هم نه(باز دم بچه کوچیکا گرم!)که در واقع مثل نینی کوچولوهایی که پستونکشون را از دهنوشن میگیرند داری گریه زاری میکنی و اصرار که همه سینما هیچ و ولز و اوزون بورونها که میمیریم براشون و کبابشون میکنم و احتمالا ایشاللاه میخورمشون همه چیز!(با احترام به جامعه نینی ها!)

    در ضمن کی میگه کلاسیک دیدم فقط پل نیومن!؟ باز از خودت در میاری؟! اتفاقا سینمای کلاسیک دهه 40 و 50 هالیوود خیلی بیشتر از پل نیومن ها ارزش داره اما خب به علت بازیگری پل نیومن و نوستالژی اش خیلی از فلیمهای نیومن را دارم!(مغلطه میکنی ها؟!)

    واقعا یاد بوچ کسیدی و بیلیارد باز و نیش و رنگ پول و... به خیر که بازی و فیلمای نیومن می ارزید به سینمای اروپا!(ایراد داره به جای بنجلها این فیلمهای خاطره انگیز را در آرشیوم داشته باشم!)؟

    اون بقیه ای که میگی که البته نه فقط من بلکه خیل عظمیی اونا رو ندیدند( واتفاقا باز من بعضی هاش را دیدم تا واقعا بفهمم چه قدر بنجل و حال به هم زن و ضعیف هستند در قیاس با سینمای دهه 40 و 50 هالیوود) اون فیلمها و کارگردانهای مزخرف و بنجل و مهجور و اقلیت پسندی هست که شما تحت موج دلقکا نام میبرید!

    اتفاقا اکثر فیلمهای هیچکاک از ربه کا تا سرگیجه و روانی و پرنده و یا فیلم با پل نیومنش و حتی آخرین فیلم ساخته شده اش و خیلی از فیلمهای دیگرش را باز جدا از دیدن فقط دارم چون کار من فیلم بازی و عشق فیلمهای کلاسیک سینمای برتر یعنی آمریکاست و مطمین باش سواد و اطلاعاتم در این زمینه ده ها برابر توست!

    اتفاقا هیچکاک خیلی هم بزرگه به خصوص در برابر و قیاس با دلقکایی مثل گدار و تروفوآ و این امثالهم اقلیت پسند مهجور! ولی خب در قیاس با اساتیدی مثل اسکورسیزی مطمین باش خیلی دندان گیر نیست.

    البته تو که برای مقایسه با اسکورسیزی نمیتونی به اورزون بورون و گودار دل ببندی باید هم از هیچکاک که علی الرغم میلت کارگردان سینمای آمریکا و هالیوودی هست مایه بزاری باز اون خدا راشکر(هیچکاک را میگم) ارزش بحث کردن داره.

    در ضمن آها رفتی فیلمنامه نویسی! گفتم خودم تو دلم! چون و اللا حتی هیچکاکم با تمام بزرگیش در قیاس با اسکورسیزی نباید در کارگردانی خیلی قرار داد که اسکورسیزی خدای تکنتیک و خلاقیت های کارگردانی هست که یه چیزی فراتر از یک تکنیسین در این عرصه هست! در بحث کارگردانی که نتونستی حرفی بزنی رفتی جای دیگه.

    اما خیلی راحت یه جمله بهت میگم. یادم نمیاد جایی گفته باشم مارتین اسکورسیزی بزرگترین فیلمنامه نویس دنیاست که از فیلمنامه میحرفی؟! من همیشه گفتم و بازم میگم به مانند بسیاری از مقالات و رده بندی های معتبر دنیا که مارتین اسکورسیزی بهترین و بزرگترین کارگردان زنده معاصر و پس از جنگ جهانی دوم و البته یکی از 3 کارگردان برتر تاریخ بشریت هست نه فیلمنامه نویسی.

    پس بیخود از بحثی به بحث که ربطی نداره نپر اگر چه همین اسکورسیزی بزرگ در کارگردانی البته نه فیلمنامه نویسی! خودش در اقتباس از کتابها فیلمنامه های شاهکار رفقای خوب و کازینو و البته قبلتر ها عصر معصومیت و یکی از فیلمهای موج اندازش خیابانهای پایین شهر را خودش نوشته و یا سال بعد فیلم سکوت. و اتفاقا نگو که چه جایزه ها و کاندیدهایی بابت همین فیلمنامه های اقتباسی که نوشت برنده و نامزد نشد! از اسکار آمریکا تا بافتا اروپا در کنار جوایز فراوان و گوناگون رنگی کارگردانیش که تحسین همگان را در این زمینه هم بر انگیخت!

    فکر کنم مارتین اسکورسیزی رکوردار کسب جایزه در یک سال برای جشنواره بافتای انگلیس که ارزش جهانی زیادی همچون اسکار آمریکا پیدا کرده میباشد.

    یعنی مارتی در سال 1990 برای فیلم رفقای خوب در 3 رشته اصلی جوایز رکورد زد و توامان تمام جوایز را درو کرد یعنی اون سال هم بهترین فیلم سال هم بهترین کارگردان سال و هم بهترین فیلمنامه اقتباسی سال را برای رفقای خوب برنده شد! حالا فرق اسکورسیزی با دیگر هنرمندان سینما را اینجا متوجه شو!

    لاز نیست بگم که اون سال اسکورسیزی با رفقای خوب جشنواره ونیز ایتالیا را هم زیر و رو کرد و برنده اصلی جشنواره ایتالیا با اون فیلم بود.

    تو جشنواره کن و فرانسه هم شرکت نکرد و اللا اون جا هم راحت برنده میشد. اگر چه تا همونجاش هم در اروپا با یه فیلم آمریکایی به اندازه کافی خاک بلند کرد و همه جا را زیر رو کرد با شاهکار گالنگستریش و یکی از 3 فیلم برتر دهه 90 یعنی رفقای خوب.

    اگر چه همین جا میگم پدر سینما و دایره المعارف متحرک سینما استاد مارتین اسکورسیزی کبیر تخصص و استادیش در کارگردانیست نه فیلمنا مه نویسی. و قیاس مع الفارغ نکن که بخوای کارگردان را رو در روی فیلمنامه نویس قرار بدی نینی جان!

    کارگردان با کارگردان فیلمنامه نویس با فیلمنامه نویس!

    اریک راث را با پل شرایدر مقایسه کنی به عنوان دو فیلمناامه نویس بزرگ و تحسین شده از دو سبک و دو دوره مختلف باز یه چیز.

    اگر چه فکر نکنم اونا رو اصلا بشناسی؟

    راستی در جواب سوالت بگم که راننده تاکسی را پل شرایدر نوشت و اتفاقا فیلمنامه بسیار قوی و جونداری بود که انقلاب و تحولی در سینما به مدد کارگردانی محشر مارتی و بازی عالی باب(دنیرو) به وجود آورد. و اتفاقا یکی از نقدهایی که به اسکورسیزی میشه اینه که شاهکار کارگردانی و استعداد مارتی همین هست که اگر فیلمنامه یه فیلمش هم مثلا ضعیف یا متوسط باشه این هنر اسکورسیزی هست که از اون فیلمنامه متوسط با جادوی کارگردانیش یه فیلم شاهکار و عالی و یا حداقل خوب و خیلی خوب میسازه!

    لیست هالیودی غیر هالیوودی نداریم که؟(مگه اینکه همین باشه و کارگردانهای اروپایی در لیست هایی که فقط مخصوص کارگردانهای خودشون (یعنی اروپایی) و غیر آمریکایی ها و غیر هالیودی هاهست در صدر یا حتی در جدول رویت شوند!) (خنده)

    یه لیست میدهند و حقیقتا کارگرداناهای هالیوودی طبیعتا و مطمینا همیشه در صدر هستند و بعد از این که از کارگردانهای بزرگ و شاهکار هالیوودی و آمریکایی مثل اسکورسیزی و هیچکاک و ... رد شدیم اون آخرا شاید یه چند مهجور اروپایی در این لیست 100 تایی تا رتبه های آخر شاهد باشم!

    در مورد سینمای آلمان هم به اندازه کافی گفتم که اگه این سینما افتخار آمیز و برتر دهه 2000 آلمان موسوم به سینمای نوین نبود معلوم نبود تکلیف سینماهای اروپا چی میشد؟! و در تناقضت یه جا میگی سینمای آلمان شده هالیووده دوم بعد میگی چرا کارگردانش رفته سینمای هالیوود! خب خودت میگی هالیووده دیگه و خب میره اونجا! در ضمن آلمانی ها دعا نمیکردند نره تو احتمالا دعا میکردی نره و این گله توست! مثل کارگردانهای فرانسوی که با اون همه پز و ادعا آخر سر از هالیوود در آوردند!(همه آرزوها و آرمانهای خودشون را در هالیود و سینمای آمریکا میبینند) حالا بدبخت شدند یا خوشبخت با خودشونه و فیلماشون. مهم همون ساخته های خودشون در غالب سینمای کشور خودشون در آلمان یا فرانسه و در چهارچوب سینمای اروپا هست. و اللا تو هالیوود و آمریکا تا اسکورسیزی و بزرگان دیگر از برادران کوین و یا فینچر و... هستند به همین راحتی یه اروپایی نمیتونه فیلم عالی و یا خوب و شاهکار در حد سینمای آمریکا و دنیا بسازه و شاید باید برگرده همون سینمای خودش در اروپا حالا هر جا هست فرانسه یا ایتالیا و یا آلمان و...

    سینمای هالیوود دنبال کارگردانهای اروپایی نیست بلکه کارگردانهای اروپایی و کلا تمام دنیا عقده و آرزوی کار در سینمای آمریکا و هالیوود را کلا دارند و منتظر یه پیشنهاد از اونجا هستند!

    مطمین باش سینمای فرانسه و یا اروپا از اون گودار و تروفوآ که عاشق هیچکاک و فیلمهای او بودند وقتی قلم میزدند! تحت تاثیر کازان و هیچکاک از همون گذشته بودند تا دهه 70 که تحت تاثیر رانده تاکسی و فیلمای اسکورسیزی و غولهای کارگردانی چون اسپیلبرگ و کوپولا و ... موج دهه 70 امریکا شدند و همین الان هم که ساخته هاشون جدا از تاثیر و تقلید و کپی کاری کارهای اسکورسیزی الهام و تاثیر گرفته از برادران کوین و فینچز و ترانتینو و فیلمهای معروف و حتی ریزو کوچیک هالیوودی حتی جونو هست که یکی از فیلمهای مطرح پارسال اروپا از روی جونو ساخته شد!!!(باز سازی مظورم نیست و یا کپی تمام نه که اشتباه نگیری) یه فیلم به اصطلاح مستقل و شاهکارشون را ببینی میفهمی همش همون جونوی خودمونه!

    در مورد کازان و به خصوص نیکلاس ری هم خیلی جالب بود به خصوص وقتی میگی اول خوششون می اومد بعد یه دفعه منصرف شدند( خیلی خنده داره اینجوری حرف میزنی!) (فقط منصرف شدنشون احتمالا بعد 1000 تا فیلمی که از روی فیلماشون ساختند بود!) (قضیه هیچکاک بود قبولش داشتند بعد هیچکاک تحویلشون نگرفت گفتند دیگه از این به بعد هیچکاک کارگردان نیست و عشق هست گودار و تروفواآ واین دست مهجورین! که تو همون مجلات خودمون ابتدا قلم میزند و خودی هستند بیایید بزرگشون کنیم!!!)

    در باره موج نوی فرانسه هم گفتم بهتره فیلمهای کازان و هیچکاک و حتی بیلی وایلدر و...را ببینی بعد ببینی چه تاثیری به اروپا و فرانسه گذاشت. مخصوصا سرگیجه هیچکاک و اوتوبسی به نام هوس کازان و سانست بلوار و آپارتمان وایلدر که این دومی موجی از این دست فیلما در سینمای فرانسه راه انداخت که از روی آپارتمان ساخته شد!

    در ضمن آره گفتم تاثیر راننده تاکسی را دیدم مخصوصا موجی که در سینمای آمریکا و جهان این فیلم و فیلمنامه عالیش راه انداخت و اون داستان عجیب ترور واقعی ی ریگان را تحت تاثیر این فیلم راه انداخت! چیه برتولوچی هم تحت تاثیر راننده تاکسی فیلم ساخت مگه؟ دمش گرم! همه میکردند این که چیزی غریب نیست. حداقل یک تا دو نسل از فیلمسازان الان از اسکورسیزی و راننده تاکسی که هیچ خیابان های پایین شهر اسکورسیزی تاثیر و الهام میگیرند و فیلم مورد علاقشونه.

    پس چی سینمای آلمان جوایزش را از جشنواره های معتبر اروپا برد(اگه بگیم ونیز و و برلین و کن) و در کنارش مطمینا دو جایزه بسیار مهم دیگر بافتا و اروپا اواردز(همون بهترین فیلم اروپا)

    و البته اسکار خارجی که معلومه فقط به غیر انگلیسی ها میدند کی بهت کمک کرد اینو گفتی؟...

    آلمان جایزه هاش را از این جشنواره ها و جایزه های بزرگ برد اون هم نه فقط با یک یا دو کارگردان بلکه فیلمهای مختلف با کارگردانهای مختلف آلمانی. ضمن اینکه آلمان جایزه هاش همونطور که گفتم تو جشنواره های معلوم الحال و اقلیت پسند و حتی سیاسی که مختص به خصوص بردن جوایز ایرانیها مخملباف و کیارستمی و حتی مجیدی اینا هست و البته فرانسوی ها و فیلماشون هم که ید طولانی در بردن این جوایز که پشیزی ارزش نداره در جشنواره های درجه 10 و 20! که واسه خودشون درست کردند نبرد( همون درست حسابی ها که نام بردم برد و اینکه جدیدا و دهه 2000 هم داره پشت سر هم این جایزه ها را میگیره نه قرون وسطا و عصر حجر)

    ایکاش به مستندی که در باب درخشش و بهترین بودن سینمای نوین آلمان در دهه 2000 و برتری آن به سینماهای دیگر اروپا مثل فرانسه و ایتالیا در این دهه اتفاقا شبکه خود یورو نیوز فرانسه درست کرد و نشون داد توجه میکردی که بعد دویچه ووله آلمان هم تکرار و دوبله آلمانی اش را دو بار پخش کرد! خود فرانسوی ها و اروپایی ها میگن آلمان کولاک کرده سینماش و این دهه بهرتین بوده در دنیا! حالا یه نینی کوچولوی بنجل فقط ببین میگه نه!ایراد نداره نینیه دیگه و عادت داره بنجل ببینه مثل نینی های دیگه که عادت دارند با وسایل اسباب بازی هر چند مزخرف الکی ور برند و سرشون را گرم کنند!

    مطمینا اسکار اوج جایزه هست مگه غیر اینه؟ بزرگترین و معروفترین جایزه سینمایی جهان که دنیا و یه بچه کوچیک 2 ساله هم میدونه که تو هم با اقتضای سنت(که نینی هستی!) پس باید طبیعتا بدونی که احتمالا البته اعترافش میکنی.

    هیچ جایزه ای مثل اسکارسینمایی و نوبل ادبی در جهان ارزش و شهرت نداره.

    اتفاقا کارگردانهایی که نام بردی جدا از اینکه جز بین خودتون مهجورین و اقلیت پسندها خیلی تایید شده نیستند اصلا خیلی هم جایزه ندارند! (خنده) به خصوص در قیاس با اسکورسیزی؟! چه جایزه ای دارند!؟ برو یه سرچ و تحقیقی تو IMDB یا Wickipedia کن ببین اسکورسیزی کبیر چه تعداد جایزه برده و کاندید شده و بالعکس اونایی که تو میگی چه جوایزی بردند!(البته اگه برده باشند و بیشتر همون نهایت فقط کاندید نباشه!)

    و البته ارزش جوایز و جشنواره هایی که اسکورسیزی و تعدد آن و گوناگونی آن از منتقدین های مختلف جهان تا فستیوالها که جایزه برده کجاست اون مهجورین تو کجاست!؟ اسکورسیزی ارزش و تعداد جوایزش طلاست اونایی که تو نام بردی مس هم نیست!

    اتفاقا برگمان فقط 3 بار کاندید اسکار شد نه 9 بار بچه جان! اون 6 تا دیگش هم مال فیلمنامه نویسی بود نه کارگردانی(آها بگو چرا خواستی فیلمنامه نویسی را به کارگردانی بچسبونی!) و اللا وودی آلن هم فکر کنم نزدیک به 20 کاندیدی اسکار داره با فیلمنامه نویسی!(woooaaaa)

    کسی که معروفترین فیلماش چشمه باکرگی و توت فرنگی های وحشی باشه!!! معلومه فقط راننده تاکسی اسکورسیزی محبوبیت و عظمت و شهرتی به عظمت تمام فیلمای برگمان خواهد داشت!

    اگر چه برگمان بیچاره و بدبخت آخر همون اسکارش را هم چه کارگردانی که فقط 3 بار کاندید شد و چه فیلمنامه نویسی نبرد! (خنده) و مجبور شد فیلماش را هر ساله در جشنواره برلین و کن و جشنواره های دره پیت دیگه و خلاصه همون اروپا و بین یه مشت گر گوری رقابت بده و شرکت کنه تا اونجا حداقل جوایز را درو کنه! کاری که اسکورسیزی وقتی با دو یا سه فیلم اولش چند بار برنده و کاندید نخل طلای کن و سایر جشنواره ها و جوایز اروپایی شد و کولاک کرد دیگه بیخیال شد و دیگه اصلا شرکت هم نکرد و تحویل نگرفت! حساب کن تو جشنواره کن و امثالهم اسکورسیزی با فیلمهای کمتر معروفش مثل سلطان کمدی و دیر وقت و آلیس دیگر اینجا زندگی نمیکند تمام جوایز اروپا را میبرد بعد می اومد شاهکارهاش مثل گاو خشمگین و رفقای خوب و... دیگر فیلمهاش را هم شرکت میداد چه میشد؟! اون وقت هر سال فقط به مارتی باید جایزه میدادند!

    در ضمن مارتین اسکورسیزی فقط 20 تا فیلم ساخته این همه جایزه و کاندیدا و ارزش پیدا کرده حساب کن اگه مثل برگمان این همه فیلم نمیدونم از دستم در رفت چه قدر بود دقیقا ؟ تا40 یا 50 تا شاید هم یک کم کمتر یا بیشتر فیلم میساخت چی میشد! البته بعضی ها میگن برگمان 60 یا 70 تا هم ساخته! البته خیلی مهم نیست مثل اسکورسیزی که فیلماش ارزش نداره و هر فیلمش مهم نیست که هر فیلمش را با دقت و کنکاش بررسی کرد و احترام قایل شد. و 90 درصد فیلمای برگمان مزخرف هستند اینقدر زیادند که خیلیهاشون برای خیلی ها اهمیت نداره حتی طرفدرااشون! و کسی هم یادش نیست و نمیدونه این را هم ساخته یا نه!(خنده)

    هیچ کارگردانی مثل اسکورسیزی نتونست 5 دهه در صدر و بزرگ و قابل احترام باشه که هر فیلم جدیدی که میسازه را میگن یه اتفاقا مهم سینمایی هست. مارتی این کار را در دهه 70 و 80 و 90 و 2000 کرد و حالا به دهه دوم دهه 2000 رفته 2010 که برای فیلمهای جدیدش در هالیوود سر و دست میشکونند و دعواست مثل پروژه سیناترا که حتما شنیدید.

    نهایت عزیزم برگمان وقتی مرد و یا حتی زمانی که زنده بود همه جا گفتند کارگردان بزرگ و معروف سوید و نهایت اروپا مرد نه بیشتر(حالا با یک کم آب و تاب و یه چیزهای اضافی) و احتذام و بزرگیش در همین حد بود. اما وقتی اسکورسیزی هنوز زنده هم هست میگن بزرگترین و معروفترین و بهترین کارگردان زنده جهان و اگه متاسفانه بمیره همین الان هم که میگن یکی از سه کارگردان برتر تاریخ و مطمین باش اون زمان که خدای ناکرده بمیره میگن شاید بهترین کارگردان تاریخ خدای نکرده مرد!

    یه کارگردان و بازیگری اونجا میتونه ادعا کنه که همه جا تایید شده هست و همه جور جایزه داره که شهرت و عظمیت و بزرگی و مقبولیت و محبوبیتش در همه جا و جوایز و افتخاراتش یه چیزی مثل اسکورسیزی و یا مارلون براندو و آلپاچینو باشه.

    نه یکی مثل اون مهجورینی که تو میگی حتی خیلی ها اسمشون را هم نشنیدند!

    درباره پز روشنفکری هم که آره بازم میگم تو پزش هستی و یا دقیقتر روشنفکرنما هستی!

    در مورد اسکورسیزی هم که واللا همه و اونایی که هنر و سینما را دوست دارند و درک میکنند اسکورسیزی را میبیند و میشناسند و اگه نشناسند تعجبه و درکشون از سینما ناقص! و در مورد لینچ هم واللا همون لینچ دنیاش و فیلم بلوار مایلهلندش می ارزه به تمام کارگردانهای مهجور و اقلیت پسند تو که اینقدر دنبال فکری فکر کردن را یاد میده به ببیننده! که چه طور فیلم بسازه و سبک لینچی به وجود اورد.

    و کسی اتفاقا پز روشنفکری میده که حتما اسکورسیزی و هیچکاک و سینمای لینجچ و این امثالهم را دیده باشه و به عنوان یک بزرگ و اسطوره به خصوص در بیان اسکورسیزی ازشون نام میبره و البته این روشنفکران کسانی هستند که جدا از مهجورین و اقلیت پسندهای تو مطمینا سینمای کازان و بیلی وایلدر و مایکل کورتیز و جان فورد هیوستون و فلمینگ و... اسطوره های کلاسیک سینمای دهه40 و 50 و حتی 60 هالیوود و آمریکا را نه هر از گاهی که حتما و همیشه میبینند و تحسین میکنند نه مثل تو که با این تفاسیر تمام مردم دنیا از تو جلوترند که اصلا این بزرگان را ندیده و نمیشناسی نفی هم میکنی! و بعد در کمال تعجب پز هم میدی که یه مشت مهجور و بنجل را به عوض دیدی! که البته برای شما که هنوز بچه و نینی هستی خیلی تعجب نداره.

    راستی یاد کلیشوفسکی و فیلم سه رنگش به خیر که البته همون معدود فیلمش هم مارتی در بزرگ کردنش در بین سینما دوستان خیلی نقش داشت!(میفهمی منظورم را که چرا؟)

    کوبریک هم که از خودمونه بابا. دم فیلم پرتغال کوکی و آخرین غلاف تمام فلزی و اسپارتاکوس و درخشش و ... گرم. اگر چه آخرین فیلمش که همزمان مردش یعنی چشمان کاملا بسته مزخرف بود و پایان خوشی نداشت دوران کم نوسان و کم کاری فیلمسازی اش. و با تمام گلایه ها و فشارهایی که همیشه میگفت در هالیوود تحمل میکنه ولی باز در سینمای آمریکا فیلم میساخت!

    اگر چه فکر نکنم همون کوبریک هم بشناسی یا فیلماش را دیده باشی حتی اودیسه فضایی! از تو بعید بود این کارگردان محبوب سینمای آمریکا و هالیوود را اسمش را بیاری! توبورو همون مهجورهای خودت را ببین.

    در آخر امیدوارم بری سینمای معظم آمریکا و شاهکارهای چه هالیوودیش و چه مستقلش را ببینی که بفهمی اصل لذت فیلم و سینما و دیدن سکانس های ناب و دیالوگهای فراموش نشدنی و کارگردانی و پشت صحنه حرفه ای آن یعنی چی؟ و بازی های جاودانه از بازیگران و و و و... هزاران چیز دیگر.

    من نمیدونم اون یه مشت فیلم مهجور و بنجلی که میبینی چه طوری بدون یک عوامل حرفه ای و کارگردان و بازیگران خبره و ماندگار جهانی بدون خلق شاه سکانسها و دیالوگهای محشر لذت میبری؟!

    یعنی آدم پدر خوانده را میبینه درکنار کارگردانی به یک اندازه از سکانسها و دیالوگهای محشر مثل یه پیشنهادی میکنم که نتونه رد کنه و... و بازی اعجوبه های بازیگری مارلون براندو و آلپاچینو لذت میبره و تا ابد تحسین میکنه و یا راننده تاکسی میبینه و دیالوگ فراموش نشدنی رابرت دنیرو با من صحبت میکنی؟ یا با منی؟ با بازی خیره کنندش که تا ابد جاودانه شده هست.

    و همیشه این بازی های بازیگران و این دیالوگ

    های فراموش نشدنی هالیوود هستند که همچون خود فیلمها و کارگرداناشون در صدر بهترین لیستهای رده بندی تاریخ سینما قرار میگیرند.

    هالیوود یعنی همین پر از بازیگر و کارگردان و سکانس و دیالوگ و فیلمهای شاهکار تاریخ و پشت صحنه و عوامل حرفه ای از تدوین تا فیلمبردار که دنیا در حسرتشه و همه میاند در هالیوود و سینمای آمریکا کار میکنند! اصلا از همون اول مقایسه کارگردانهای بزرگ آمریکایی و یا هالیوودی مثل اسکورسیزی و هیچکاک با یه مشت مهجور اروپایی مقایسه خنده داره مثل اینکه بازیگران بزرگ هالیوودی حالا چه اصالتا آمریکایی و یا غیر آمریکایی که در هالیوود کار میکنند مثل بزرگانی چون بوگارت و پل نیومن و براندو و پاچینو و دنیرو را با بازیگرانی که در سینمای اروپا کار میکنند و اونها هم البته تا معروف میشوند میاند تا در هالیوود چهره و جاودانه بشوند مقایسه کنی!

    شما برید آلن دلونتون را ببینید بهتره یا مونیکا بلوچی!؟ که اونام آخر میاند هالیوود و در خدمت سینمای آمریکا کار کنند! شما را چه به دیدن مارلون براندوی جاودانه و آلپاچینو و رابرت دنیرو و جک نیکلسون و فیلمای این بزرگان!؟ یا کارگردانان بزرگ مثل اسکورسیزی و هیچکاک و کازان و ...

    راستی یه خبر تاسف آور جدید برای تو که سینمای مهجور اروپا را دوست داری و به خصوص سینمای دره پیت حال حاضر ایتالیا...

    سهم فروش فیلمهای آمریکایی و هالیوودی از سینمای ایتالیا امسال بیشتر از سال قبل 65 درصد شد پارسال 61 درصد بود اما سهم خود فیلمهای ایتالیایی از سینماهای خودشون 20 درصد بود!!!!(خنده داره)

    واقعا تاسف داره کشورهای اروپایی مردمشون خودشون فیلمای خودشون را نمیبینند و فقط 20 درصد فروش سینماهاشون از فیلمای کشور خودشون هست و هر سال هم بدتر! و ما بقی اکثرش از فروش فیلمای آمریکاییست! مردم اروپا میرند دنبال فیلمهای آمریکایی و هالیوودی که اگه این فیلمهای هالیوودی و آمریکایی نبودند فیلم و سینما در ایتالیا و فرانسه و کشورهای اروپایی به کلی تعطیل میشد!

    عزیز از هالیوود و آمریکا تشکر کن حداقل باعث شده چیزی به نام سینما در اروپا با فروش فیلماش زنده باشه که یه چند تا فیلم مهجور و بنجل که فقط خودت و یه مشت اقلیت دوست داره این سینماگرهای مورد علاقت بسازند و تو هم گول بخوری و فقط این مزخرفات رو ببینی و وقت و زندگیت را تلف شده ببینی و مطمین باش که ضرر میکنی!

    باز هم با تشکر از سایت خوب سینمای ما...


    دوشنبه 16 آذر 1388 - 23:16
    -2
    موافقم مخالفم
     

    خواهشا این دو کامنتم را تایید کنید به عنوان ختم الکلام کامنتهام در این بحث که بعد این دو کامنت، دیگر به این صفحه و بحث مربوطه دیگر سر نخواهم زد که بخواهم کامنتی بدهم و یا حتی که بخوام کامتی را حتی بعد از خودم ببینیم.

    با تشکر از سایت خوب سینمای ما...

    درسته فیلم هانکه کارگردان آلمانی اسمش روبان سفید هست و اگه یک کم درباره او بخوانیم و تحقیق کنیم میفهمیم که او اکثر فیلمهای مهمش را مثل همین روبان سفید برای سینمای آلمان و به نماینگی از سینمای آلمان و حمایت رسانه های آلمان میسازد و این فیلمش هم درباره روستایی آلمانی در خلل جنگ جهانی هست که نماینده سینمای آلمان برای اسکار هم انتخاب شده و برنده جایزه جشنواره کن که افتخاری باز برای سینمای آلمان شد.

    عجیبه سینمای کلاسیک براندو نیست؟ پس براندو کیه؟ مال موج نوی سینمای اروپاست؟! اگه منظور تو از کلاسیک اون کارگردانهای مهجور هست درسته چون اونا اینقدر زمانشان باستانی هست که خواسته نخواسته اون ها هم کلاسیک و قدیمی خطاب میشوند اما اوج سینمای کلاسیک دوران مارلون براندو و همفری بوگارت و دارو دسته اشان هست که اوج فیلمسازی و شاهکار سازی بود نه اون فیلمهای صامت مصوت ابتدایی!

    اتفاقا محدود فیلمهای وایلدر و اون وسترنهای مزخرف و سطحی را دیدم و یاد فریدون گله مرحوم به خیر چه اردتی بهش داشت! اما نمیدونم تو چرا عادت داری ندونسته حرف بزنی؟ مطمینم اتفاقا تو وایلدر و والش و نوآر و امثالهم را اصلا نمیشناسی و احتمالا فقط مثل همیشه فکر میکنی داری پز میدی و اسمشون را احتمالا صرفا در یه برنامه سینمایی ویژه شاید صدای آمریکا شنیدی و الان ازشون داری الکی صحبت میکنی! و مطمینا اعتراف میکنم و همیشه هم میگم اوج فیلم دیدنم با شوق و علاقه اسکورسیزی هست که بیشترین لذت و عشق سینما را اون زمان میبرم(حرف غیب زدی مگه؟) و خوشحالم تو هم اعتراف میکنی نهایت اوج شناختت از سینما و درکت و دیدن فیلماش(البته همونم فقط ادعا) سینمای دهه 20 و 30 هست و فیلمهای صامت مصوت سطحیش! بابا برو فیلمهای اواخر دهه 40 و دهه 50 و دهه 60 و 70 و 80 و 90 هالیوود را بیبن حتی دهه 2000! را ببین تا بفهمی سینما یعنی چی!

    سینمای هالیوود و آمریکا فقط سینمای کلاسیک دهه 20 و 30 نیست. تو هیچکاک و فلمینگ و کورتیز و کارازان را نمیشناسی. راستی بیلی وایلدر و جان هیوستون را میشناسی؟

    در مورد لینچ هم اون چنان سبکی را به وجود آورد و خودش خبره کرد که همه او را به نام سبک لینچی میشناسند نه اون مهجوری که تو میگی در ضمن لینچ سیک کاریش کاملا بسیاری جاها تحت تاثیر استاد هیچکاک قرار میگیره که خودش هم بعضا بعضی جاها در مصاحبه هاش اشاره کرد و مطمینا لینچ کارگردان سینمای آمریکاست و در اوجا فیلم میسازه و در مراسمهای آمریکا من جمله اسکار حاضر میشه حالا مستقل کار میکنه تصمیم خودش هست آیا این باعث میشه بگیم اون کارگردان سینمای ایران هست!؟ نخیر کارگردان سینمای آمریکاست چه هالیوودی باشه و تحت تاثیر هالیوود و چه غیر هالیوودی و مستقل! مهم آمریکایی بودن سینماش هست که به عنوان یک سینما گر آمریکایی او را نام میبرند اگر چه تو باز نخوای مثل هانکه تحریف واقعیت کنی و ملیت هانکه آلمانی را که تغییر میدی لینچ را هم تغییر بدی و این را مثلا فرانسوی خطاب کنی!

    در مورد برگمان و دارو دسته اش دیگه مطمین شدم یه فیلم هم ازشون ندیدی و نمیشناسی و فقط بی خود اسمشون را میاری! اون داستان آلن و کیتن هم داستان و سناریو و فیلمنامه خنده دار و قشنگی بود برای خودت! بده برگمان و امثالهم یه فیلم مزخرف دیگه واسه خودشون بسازند! نه بده وودی آلن مثل ده ها فیلم زرد و آبکیش اش فیلمنامه اش را دستکاری کنه و یه فیلم جدید زرد بسازه!

    همه جا مشخص هست جمله معروف وودی آلن که گفت:(اون هم نه زمان مرگ بلکه الان و درباره یک کارگردان هم دوره ای و حتی کوچکتر از خودش!!!) امروز از هر 3 فیلم خوبی که در سینما ساخته میشه یک یا دوتاش را انگاری قبلا دیدیم و مال اسکورسیزی بوده که کاملا تاثیر و تقلید و رد مارتی در فیلمهای جدید مشخص هست!

    مارتین اسکورسیزی از همه تعریف میکنه جدیدترین تعریفش هم از یه کارگردان زن جوان آرژانتینی بود که فیلم مستقلش را دید و گفت در این سالهای اخیر یه فیلم متفاوت با نگاه تازه بود و این تواضع و ارادت او هست که همین زن را به مدد همین فیلمش به عنوان دستیار خودش در فیلم آخرش استاد شاتر آیلند قرار میده تا افتخار همنشینی با مارتین را پشت دوربین این زن داشته باشه. و یا یه فیلم از سینمای مالی و آفریقا دیده این آخریها و گفته این فیلم این کارگردان تو 20 یا 30 سال اخیر من را اینقدر تحت تاثیر قرار داد که جرقه ساخت فیلم جدید خود مارتی واسه انگیزه و تحرک شد! پس تعریف از فلینی و برگمان هم چیز غریبی نیست! که گفتم بگردی استاد و دایره المعارف سینما از تارانتینو و اسپایک لی و خیلیهای دیگه هم به نیکی سخن گفت.

    پس سو استفاده نکن باریکللا. مخصوصا که استاد به ممد همین شناختش و تحلیلهاش از بزرگان سینما به یک دایره المعراف و فرهنگ لغات جاندار و متحرک شهره هست.

    و بارها هم گفتم موج دلقکایی مثل برگمان و آنتونیونی و فلینی و این امثالهم ذره ای ارزش نداره در برابر موج انقلابگر سینمای جهان که سینمای برتر و معظم هالیوود و آمریکا و به تبع دنیا را دردهه 70 با اساتیدی چون اسکورسیزی و کوپولا و اسپیلبرگ و لوکاس و دی پالما و شرایدر و... تغییر داد و از اون فیلمهای ضعیف و آبکی دهه 60 سینما را نجات دادند که سبب شد فیلمهای جاودانه با اسمهای ماندگاری چون راننده تاکسی پدرخوانده گاو خشمگین اینک آخر زمان و فهرست شیندلر و... ساخته بشه.

    در مورد راننده تاکسی و آنتونیونی هم واللا اگه آنتونونی برای خودش لالایی بلد بود کاری واسه خودش انجام میداد!

    آنتونیونی چی داره که مارتی فیلمش را از اون بگیره! باز میگفتی هیچکاک که راننده تاکسی شاید یه تریلر دهه 70 هم وزن تریلرهای هیچکاک دهه 50 با اون تشابه به خصوص موسیقیش بود میشد یک کم بحث کرد! که البته متاسفانه اینقدر سواد نداری. که البته اون هم استادی هر دو استاد بزرگ مسلم تاریخ سینما اسکورسیزی و هیچکاک هست که برتین فیلمهای تاریخ را ساختند و این تربلر هم که میگم از منظر سینمایی حرف زدم نه اینکه از روی اون ساخته شد که تو نخواهی فهمید! که مطمینا راننده تاکسی تاثیر و عظمت بیشتری از اکثر کارهای دلهره آور و تریلر هیچکاک داره.

    خواهشا آنتونیونی را کنار اسکورسیزی نیار که همون اسم فقط یکی از فیلمهای مارتی یعنی راننده تاکسی ارزشی چند برابر از لحاظ بزرگی و شهرت در برابر آنتونیونی داره. البته اینکه گفتم این دلقکاری موج مزخرف فرانسه از کارهای کلاسیک هالیوود تقلید میکردند و کپی هیچ شکی نیست.

    و اینقدر دنبال این نباش کی از کی بیشتر تاثیر گرفت و من نمیدونم چه جوری این تاثیر را و با چه خط کشی متر میکنی!؟ و خلاصه به جای این حرفای خاله زنکی برو بیبن کی با سواد و استعداد و خلاقیتهاش فیلم بزرگتر و ماندگار تر و شاهکار تر ساخت. هیمن الان هم تمام دنیا گفتم به قول وودی آلن دارند از اسکورسیزی تقلید میکنند و کپی پیست! اما اگه یه شاهکاری ساختند دم خودشون گرم که باز شاید منبع الهام و تاثیر اسکورسیزی بود اما خودشون به هر حال شاهکار ساختند.

    در مورد اون نقدهای تخیلیت هم احتمالا مثل لیستهای خالی بندیت و یا ملیتهای واهی کارگردانهاست! و یا شاید هم نقدهات ماله کشورهای جهان سوم هست که از همه لحاظ با هالیوود و آمریکا سر دشمنی و جنگ چه سیاسی چه فرهنگی سینمایی دارند هست که به هر حال یه جوری مثل خود فرانسوی ها عقده هاشون را نسبت به سینمای آمریکا باید نشون بدند دیگه!

    البته این که ما کلی نقد از اروپایی ها خوندیم که اونها اسکورسیزی و تاثیر موج دهه 70 او را که پا به اروپا گذاشت که به یک باره با راننده تاکسی و خیابانهای پایین شهر و سلطان کمدی و گاو خشمگین دنیا را از جمله اروپا زیر و رو کرد به کنار! که البته هیچوقت نتونستند به عمق درک آثار و یا ساخت فیلمهای مثل اسکورسیزی برسند و به صورت سطحی موندند!

    پس چی که همه اسکورسیزی را میشناسند؟! مگه قرار نبود بشناسند؟ من یه چیز میگم 100 درصد پشت حرفم هستم عین اینه که دنیا آلپاچینو و رابرت دنیرو و مارلون براندو را نشناسه!؟ طرف(اسکورسیزی) بهترین و تاثیر گزارترین کارگردان دنیاست بعد نشناسنش؟ یا مارلون براندو بهترین و با استعداد ترین بازیگر دنیا بود نشناسنش؟ حرفهای خنده دار باز میزنی؟

    مطمینا فیلم دیدن خوب یعنی نگاه آثار مهم سینما مثل سینمای دهه 40 و 50 هالیوود و یا شاهکارهای اسکورسیزی و اسپیلبرگ و کوپولا و... از راننده تاکسی تا پدر خوانده ها... که همه این راتایید میکنند.

    تو هنوز فیلم ندیدی و ما به اون چیزایی که تو میبینی فیلم دیدن نمیگیم که چون اون بنجل و مزخرف دیدنه که خودت و وقتت را صرف دیدنش کردی نا بین بنجلها و کارهای حال به هم زن بگی من اینا رو دیدم که هیچکی ندید! خب معلومه هیچکس جز خودت و یه مشت انگشت شمار اقلیت حوصله دیدن بنجل و مزخرف نداره(منظور به خصوص بینندگان جدی سینما)

    همین بالا نوشتم تو اون آشغالها و بنجلهایی که میبینی فیلم و سینما نیست سینمای آلمان الان سینمای بزرگ و قابل تحسینی شده که هر ساله فقط چند فیلم شاهکار در حد و استاندارها و برابری و حتی بزرگتر از سینمای آمریکا و هالیوود میسازه. این که بخواد هالیوود دوم باشه و مثل هالیوود شاهکار بسازه و یا فیلمهای پر خرج و با استاندارد و با کیفیت اکشن و یا تخیلی هالیوودی بسازه مشکل نداره که دنیا هر کاری کنه سینمای برتر سینمای آمریکاست که تاثیر هالیوود در دنیا یه چیز وصف نشدنی هست! و سینمای آلمان این اواخر با شاهکارهای هنریش مثل زندگی دیگران که یکی از 5 فیلم برتر دهه 2000 بنا بر گفته خیلی از منتقدان شده و چه فیلمهای بزرگ تخیلی و اکشن اش راه درست را نشونه گرفته که در دنیا و به خصوص حداقل اروپا این دهه 2000 نامبر وان شده با تلفیق سینمای هنری خاص استعدادهای خودش و سینمای پر خرج هالیوودی اش.

    اتفاقا این که خودت اعتراف میکنی سینمای فرانسه ضعیف شده خب خدا را شکر اعتراف میکنی بالاخره. که البته باید بگم ضعیف نشده بلکه آبکی شده و اون زمان ها هم چیز خیلی مالی نبود و سینماهای دیگه اروپا از جمله ایتالیا مثل خود فرانسه در اون غالب و فرمت فیلم میساختند و یا بعضی سینماها مثل سینمای آلمان حرفی خیلی در گذشته نداشتند که اون زمانهای گذشته آلمان به ساخت فیلمهای ضعیف و سطحی و آبکی(به جز تک و توک استثناها و شاهکارهاشون) معروف بود اما الان که در دهه 2000 سینمای آلمان با انقلاب نوین و جدید خودش که به سینمای نوین دنیا مشهور شده این فیلمهای با کلاس و سطح بالا و شاهکار را هر ساله را در حد بزرگی سینمای هالیوود و آمریکا میسازه و وقتی هم در کنار سینمای ضعیف و تکراری و فرسوده فرانسه قرار بدی خب معلومه خنده دار میشه مقایسشون! و سینمای آلمان را انتخاب میکنند. در ضمن سینمای فرانسه خیلی وقته جایزه خیلی نگرفته و یا آمارش نزولی عجیب کرده و نمونش همون فقط جشنواره کن خودشون که نمیدونم 20 یا 30 سال بود جایزه نگرفتند!(بر عکس فیلمهای جور واجور آمریکایی که طی این سالها از راننده تاکسی تا قصه های عامه پسند جایزه بردند!(چشم حسود کور بشه) و این اواخر هم که سینمای آلمان به خصوص امسال با روبان سفید هانکه در حال برد جایزه جشنواره کن هست!

    برای اولین بار محدود حرف درستی زدی! و واقعا کسی به کسی میگه پز میدی که خودش واقعا سواد و اطلاعاتش بالا باشه و از طرف مقابل چیز بیشتری حالیش باشه وچند تا فیلم خوب و واقعا شاهکار هم دیده باشه نه البته بنجل! که من به همین خاطر دارم این نصیحت را بهت میکنم که دیگه جلوی من یکی که مطمیمنا هم از باب سینمای درست و خوبش از تو اطلاعاتم بیشتره و هم مدرک تحصیلی شخصی که مطمینم از تو بالاترم پس دیگه پز نده! باشه بچه خوب!(چون تو هنوز گفتم که بچه ای و مدرک سیکل هم نگرفتی!)

    در ضمن اعتراف میکنم یه حرفم را باید پس بگیرم اون هم اینکه شما اول دبیرستان نیستی بلکه احتمالا مهد کودکی!(و شاید هم هنوز البته مهد کودکت را شروع نکردی!)

    در ضمن خودت هم به نوشته هات یه نگاه بنداز واقعا مثل بچه ها هم نه(باز دم بچه کوچیکا گرم!)که در واقع مثل نینی کوچولوهایی که پستونکشون را از دهنوشن میگیرند داری گریه زاری میکنی و اصرار که همه سینما هیچ و ولز و اوزون بورونها که میمیریم براشون و کبابشون میکنم و احتمالا ایشاللاه میخورمشون همه چیز!(با احترام به جامعه نینی ها!)

    در ضمن کی میگه کلاسیک دیدم فقط پل نیومن!؟ باز از خودت در میاری؟! اتفاقا سینمای کلاسیک دهه 40 و 50 هالیوود خیلی بیشتر از پل نیومن ها ارزش داره اما خب به علت بازیگری پل نیومن و نوستالژی اش خیلی از فلیمهای نیومن را دارم!(مغلطه میکنی ها؟!)

    واقعا یاد بوچ کسیدی و بیلیارد باز و نیش و رنگ پول و... به خیر که بازی و فیلمای نیومن می ارزید به سینمای اروپا!(ایراد داره به جای بنجلها این فیلمهای خاطره انگیز را در آرشیوم داشته باشم!)؟

    اون بقیه ای که میگی که البته نه فقط من بلکه خیل عظمیی اونا رو ندیدند( واتفاقا باز من بعضی هاش را دیدم تا واقعا بفهمم چه قدر بنجل و حال به هم زن و ضعیف هستند در قیاس با سینمای دهه 40 و 50 هالیوود) اون فیلمها و کارگردانهای مزخرف و بنجل و مهجور و اقلیت پسندی هست که شما تحت موج دلقکا نام میبرید!

    اتفاقا اکثر فیلمهای هیچکاک از ربه کا تا سرگیجه و روانی و پرنده و یا فیلم با پل نیومنش و حتی آخرین فیلم ساخته شده اش و خیلی از فیلمهای دیگرش را باز جدا از دیدن فقط دارم چون کار من فیلم بازی و عشق فیلمهای کلاسیک سینمای برتر یعنی آمریکاست و مطمین باش سواد و اطلاعاتم در این زمینه ده ها برابر توست!

    اتفاقا هیچکاک خیلی هم بزرگه به خصوص در برابر و قیاس با دلقکایی مثل گدار و تروفوآ و این امثالهم اقلیت پسند مهجور! ولی خب در قیاس با اساتیدی مثل اسکورسیزی مطمین باش خیلی دندان گیر نیست.

    البته تو که برای مقایسه با اسکورسیزی نمیتونی به اورزون بورون و گودار دل ببندی باید هم از هیچکاک که علی الرغم میلت کارگردان سینمای آمریکا و هالیوودی هست مایه بزاری باز اون خدا راشکر(هیچکاک را میگم) ارزش بحث کردن داره.

    در ضمن آها رفتی فیلمنامه نویسی! گفتم خودم تو دلم! چون و اللا حتی هیچکاکم با تمام بزرگیش در قیاس با اسکورسیزی نباید در کارگردانی خیلی قرار داد که اسکورسیزی خدای تکنتیک و خلاقیت های کارگردانی هست که یه چیزی فراتر از یک تکنیسین در این عرصه هست! در بحث کارگردانی که نتونستی حرفی بزنی رفتی جای دیگه.

    اما خیلی راحت یه جمله بهت میگم. یادم نمیاد جایی گفته باشم مارتین اسکورسیزی بزرگترین فیلمنامه نویس دنیاست که از فیلمنامه میحرفی؟! من همیشه گفتم و بازم میگم به مانند بسیاری از مقالات و رده بندی های معتبر دنیا که مارتین اسکورسیزی بهترین و بزرگترین کارگردان زنده معاصر و پس از جنگ جهانی دوم و البته یکی از 3 کارگردان برتر تاریخ بشریت هست نه فیلمنامه نویسی.

    پس بیخود از بحثی به بحث که ربطی نداره نپر اگر چه همین اسکورسیزی بزرگ در کارگردانی البته نه فیلمنامه نویسی! خودش در اقتباس از کتابها فیلمنامه های شاهکار رفقای خوب و کازینو و البته قبلتر ها عصر معصومیت و یکی از فیلمهای موج اندازش خیابانهای پایین شهر را خودش نوشته و یا سال بعد فیلم سکوت. و اتفاقا نگو که چه جایزه ها و کاندیدهایی بابت همین فیلمنامه های اقتباسی که نوشت برنده و نامزد نشد! از اسکار آمریکا تا بافتا اروپا در کنار جوایز فراوان و گوناگون رنگی کارگردانیش که تحسین همگان را در این زمینه هم بر انگیخت!

    فکر کنم مارتین اسکورسیزی رکوردار کسب جایزه در یک سال برای جشنواره بافتای انگلیس که ارزش جهانی زیادی همچون اسکار آمریکا پیدا کرده میباشد.

    یعنی مارتی در سال 1990 برای فیلم رفقای خوب در 3 رشته اصلی جوایز رکورد زد و توامان تمام جوایز را درو کرد یعنی اون سال هم بهترین فیلم سال هم بهترین کارگردان سال و هم بهترین فیلمنامه اقتباسی سال را برای رفقای خوب برنده شد! حالا فرق اسکورسیزی با دیگر هنرمندان سینما را اینجا متوجه شو!

    لاز نیست بگم که اون سال اسکورسیزی با رفقای خوب جشنواره ونیز ایتالیا را هم زیر و رو کرد و برنده اصلی جشنواره ایتالیا با اون فیلم بود.

    تو جشنواره کن و فرانسه هم شرکت نکرد و اللا اون جا هم راحت برنده میشد. اگر چه تا همونجاش هم در اروپا با یه فیلم آمریکایی به اندازه کافی خاک بلند کرد و همه جا را زیر رو کرد با شاهکار گالنگستریش و یکی از 3 فیلم برتر دهه 90 یعنی رفقای خوب.

    اگر چه همین جا میگم پدر سینما و دایره المعارف متحرک سینما استاد مارتین اسکورسیزی کبیر تخصص و استادیش در کارگردانیست نه فیلمنا مه نویسی. و قیاس مع الفارغ نکن که بخوای کارگردان را رو در روی فیلمنامه نویس قرار بدی نینی جان!

    کارگردان با کارگردان فیلمنامه نویس با فیلمنامه نویس!

    اریک راث را با پل شرایدر مقایسه کنی به عنوان دو فیلمناامه نویس بزرگ و تحسین شده از دو سبک و دو دوره مختلف باز یه چیز.

    اگر چه فکر نکنم اونا رو اصلا بشناسی؟

    راستی در جواب سوالت بگم که راننده تاکسی را پل شرایدر نوشت و اتفاقا فیلمنامه بسیار قوی و جونداری بود که انقلاب و تحولی در سینما به مدد کارگردانی محشر مارتی و بازی عالی باب(دنیرو) به وجود آورد. و اتفاقا یکی از نقدهایی که به اسکورسیزی میشه اینه که شاهکار کارگردانی و استعداد مارتی همین هست که اگر فیلمنامه یه فیلمش هم مثلا ضعیف یا متوسط باشه این هنر اسکورسیزی هست که از اون فیلمنامه متوسط با جادوی کارگردانیش یه فیلم شاهکار و عالی و یا حداقل خوب و خیلی خوب میسازه!

    لیست هالیودی غیر هالیوودی نداریم که؟(مگه اینکه همین باشه و کارگردانهای اروپایی در لیست هایی که فقط مخصوص کارگردانهای خودشون (یعنی اروپایی) و غیر آمریکایی ها و غیر هالیودی هاهست در صدر یا حتی در جدول رویت شوند!) (خنده)

    یه لیست میدهند و حقیقتا کارگرداناهای هالیوودی طبیعتا و مطمینا همیشه در صدر هستند و بعد از این که از کارگردانهای بزرگ و شاهکار هالیوودی و آمریکایی مثل اسکورسیزی و هیچکاک و ... رد شدیم اون آخرا شاید یه چند مهجور اروپایی در این لیست 100 تایی تا رتبه های آخر شاهد باشم!

    در مورد سینمای آلمان هم به اندازه کافی گفتم که اگه این سینما افتخار آمیز و برتر دهه 2000 آلمان موسوم به سینمای نوین نبود معلوم نبود تکلیف سینماهای اروپا چی میشد؟! و در تناقضت یه جا میگی سینمای آلمان شده هالیووده دوم بعد میگی چرا کارگردانش رفته سینمای هالیوود! خب خودت میگی هالیووده دیگه و خب میره اونجا! در ضمن آلمانی ها دعا نمیکردند نره تو احتمالا دعا میکردی نره و این گله توست! مثل کارگردانهای فرانسوی که با اون همه پز و ادعا آخر سر از هالیوود در آوردند!(همه آرزوها و آرمانهای خودشون را در هالیود و سینمای آمریکا میبینند) حالا بدبخت شدند یا خوشبخت با خودشونه و فیلماشون. مهم همون ساخته های خودشون در غالب سینمای کشور خودشون در آلمان یا فرانسه و در چهارچوب سینمای اروپا هست. و اللا تو هالیوود و آمریکا تا اسکورسیزی و بزرگان دیگر از برادران کوین و یا فینچر و... هستند به همین راحتی یه اروپایی نمیتونه فیلم عالی و یا خوب و شاهکار در حد سینمای آمریکا و دنیا بسازه و شاید باید برگرده همون سینمای خودش در اروپا حالا هر جا هست فرانسه یا ایتالیا و یا آلمان و...

    سینمای هالیوود دنبال کارگردانهای اروپایی نیست بلکه کارگردانهای اروپایی و کلا تمام دنیا عقده و آرزوی کار در سینمای آمریکا و هالیوود را کلا دارند و منتظر یه پیشنهاد از اونجا هستند!

    مطمین باش سینمای فرانسه و یا اروپا از اون گودار و تروفوآ که عاشق هیچکاک و فیلمهای او بودند وقتی قلم میزدند! تحت تاثیر کازان و هیچکاک از همون گذشته بودند تا دهه 70 که تحت تاثیر رانده تاکسی و فیلمای اسکورسیزی و غولهای کارگردانی چون اسپیلبرگ و کوپولا و ... موج دهه 70 امریکا شدند و همین الان هم که ساخته هاشون جدا از تاثیر و تقلید و کپی کاری کارهای اسکورسیزی الهام و تاثیر گرفته از برادران کوین و فینچز و ترانتینو و فیلمهای معروف و حتی ریزو کوچیک هالیوودی حتی جونو هست که یکی از فیلمهای مطرح پارسال اروپا از روی جونو ساخته شد!!!(باز سازی مظورم نیست و یا کپی تمام نه که اشتباه نگیری) یه فیلم به اصطلاح مستقل و شاهکارشون را ببینی میفهمی همش همون جونوی خودمونه!

    در مورد کازان و به خصوص نیکلاس ری هم خیلی جالب بود به خصوص وقتی میگی اول خوششون می اومد بعد یه دفعه منصرف شدند( خیلی خنده داره اینجوری حرف میزنی!) (فقط منصرف شدنشون احتمالا بعد 1000 تا فیلمی که از روی فیلماشون ساختند بود!) (قضیه هیچکاک بود قبولش داشتند بعد هیچکاک تحویلشون نگرفت گفتند دیگه از این به بعد هیچکاک کارگردان نیست و عشق هست گودار و تروفواآ واین دست مهجورین! که تو همون مجلات خودمون ابتدا قلم میزند و خودی هستند بیایید بزرگشون کنیم!!!)

    در باره موج نوی فرانسه هم گفتم بهتره فیلمهای کازان و هیچکاک و حتی بیلی وایلدر و...را ببینی بعد ببینی چه تاثیری به اروپا و فرانسه گذاشت. مخصوصا سرگیجه هیچکاک و اوتوبسی به نام هوس کازان و سانست بلوار و آپارتمان وایلدر که این دومی موجی از این دست فیلما در سینمای فرانسه راه انداخت که از روی آپارتمان ساخته شد!

    در ضمن آره گفتم تاثیر راننده تاکسی را دیدم مخصوصا موجی که در سینمای آمریکا و جهان این فیلم و فیلمنامه عالیش راه انداخت و اون داستان عجیب ترور واقعی ی ریگان را تحت تاثیر این فیلم راه انداخت! چیه برتولوچی هم تحت تاثیر راننده تاکسی فیلم ساخت مگه؟ دمش گرم! همه میکردند این که چیزی غریب نیست. حداقل یک تا دو نسل از فیلمسازان الان از اسکورسیزی و راننده تاکسی که هیچ خیابان های پایین شهر اسکورسیزی تاثیر و الهام میگیرند و فیلم مورد علاقشونه.


    دوشنبه 16 آذر 1388 - 23:18
    8
    موافقم مخالفم
     

    اما کامنت دومم

    اما کامنت دومم

    پس چی سینمای آلمان جوایزش را از جشنواره های معتبر اروپا برد(اگه بگیم ونیز و و برلین و کن) و در کنارش مطمینا دو جایزه بسیار مهم دیگر بافتا و اروپا اواردز(همون بهترین فیلم اروپا)

    و البته اسکار خارجی که معلومه فقط به غیر انگلیسی ها میدند کی بهت کمک کرد اینو گفتی؟...

    آلمان جایزه هاش را از این جشنواره ها و جایزه های بزرگ برد اون هم نه فقط با یک یا دو کارگردان بلکه فیلمهای مختلف با کارگردانهای مختلف آلمانی. ضمن اینکه آلمان جایزه هاش همونطور که گفتم تو جشنواره های معلوم الحال و اقلیت پسند و حتی سیاسی که مختص به خصوص بردن جوایز ایرانیها مخملباف و کیارستمی و حتی مجیدی اینا هست و البته فرانسوی ها و فیلماشون هم که ید طولانی در بردن این جوایز که پشیزی ارزش نداره در جشنواره های درجه 10 و 20! که واسه خودشون درست کردند نبرد( همون درست حسابی ها که نام بردم برد و اینکه جدیدا و دهه 2000 هم داره پشت سر هم این جایزه ها را میگیره نه قرون وسطا و عصر حجر)

    ایکاش به مستندی که در باب درخشش و بهترین بودن سینمای نوین آلمان در دهه 2000 و برتری آن به سینماهای دیگر اروپا مثل فرانسه و ایتالیا در این دهه اتفاقا شبکه خود یورو نیوز فرانسه درست کرد و نشون داد توجه میکردی که بعد دویچه ووله آلمان هم تکرار و دوبله آلمانی اش را دو بار پخش کرد! خود فرانسوی ها و اروپایی ها میگن آلمان کولاک کرده سینماش و این دهه بهرتین بوده در دنیا! حالا یه نینی کوچولوی بنجل فقط ببین میگه نه!ایراد نداره نینیه دیگه و عادت داره بنجل ببینه مثل نینی های دیگه که عادت دارند با وسایل اسباب بازی هر چند مزخرف الکی ور برند و سرشون را گرم کنند!

    مطمینا اسکار اوج جایزه هست مگه غیر اینه؟ بزرگترین و معروفترین جایزه سینمایی جهان که دنیا و یه بچه کوچیک 2 ساله هم میدونه که تو هم با اقتضای سنت(که نینی هستی!) پس باید طبیعتا بدونی که احتمالا البته اعترافش میکنی.

    هیچ جایزه ای مثل اسکارسینمایی و نوبل ادبی در جهان ارزش و شهرت نداره.

    اتفاقا کارگردانهایی که نام بردی جدا از اینکه جز بین خودتون مهجورین و اقلیت پسندها خیلی تایید شده نیستند اصلا خیلی هم جایزه ندارند! (خنده) به خصوص در قیاس با اسکورسیزی؟! چه جایزه ای دارند!؟ برو یه سرچ و تحقیقی تو IMDB یا Wickipedia کن ببین اسکورسیزی کبیر چه تعداد جایزه برده و کاندید شده و بالعکس اونایی که تو میگی چه جوایزی بردند!(البته اگه برده باشند و بیشتر همون نهایت فقط کاندید نباشه!)

    و البته ارزش جوایز و جشنواره هایی که اسکورسیزی و تعدد آن و گوناگونی آن از منتقدین های مختلف جهان تا فستیوالها که جایزه برده کجاست اون مهجورین تو کجاست!؟ اسکورسیزی ارزش و تعداد جوایزش طلاست اونایی که تو نام بردی مس هم نیست!

    اتفاقا برگمان فقط 3 بار کاندید اسکار شد نه 9 بار بچه جان! اون 6 تا دیگش هم مال فیلمنامه نویسی بود نه کارگردانی(آها بگو چرا خواستی فیلمنامه نویسی را به کارگردانی بچسبونی!) و اللا وودی آلن هم فکر کنم نزدیک به 20 کاندیدی اسکار داره با فیلمنامه نویسی!(woooaaaa)

    کسی که معروفترین فیلماش چشمه باکرگی و توت فرنگی های وحشی باشه!!! معلومه فقط راننده تاکسی اسکورسیزی محبوبیت و عظمت و شهرتی به عظمت تمام فیلمای برگمان خواهد داشت!

    اگر چه برگمان بیچاره و بدبخت آخر همون اسکارش را هم چه کارگردانی که فقط 3 بار کاندید شد و چه فیلمنامه نویسی نبرد! (خنده) و مجبور شد فیلماش را هر ساله در جشنواره برلین و کن و جشنواره های دره پیت دیگه و خلاصه همون اروپا و بین یه مشت گر گوری رقابت بده و شرکت کنه تا اونجا حداقل جوایز را درو کنه! کاری که اسکورسیزی وقتی با دو یا سه فیلم اولش چند بار برنده و کاندید نخل طلای کن و سایر جشنواره ها و جوایز اروپایی شد و کولاک کرد دیگه بیخیال شد و دیگه اصلا شرکت هم نکرد و تحویل نگرفت! حساب کن تو جشنواره کن و امثالهم اسکورسیزی با فیلمهای کمتر معروفش مثل سلطان کمدی و دیر وقت و آلیس دیگر اینجا زندگی نمیکند تمام جوایز اروپا را میبرد بعد می اومد شاهکارهاش مثل گاو خشمگین و رفقای خوب و... دیگر فیلمهاش را هم شرکت میداد چه میشد؟! اون وقت هر سال فقط به مارتی باید جایزه میدادند!

    در ضمن مارتین اسکورسیزی فقط 20 تا فیلم ساخته این همه جایزه و کاندیدا و ارزش پیدا کرده حساب کن اگه مثل برگمان این همه فیلم نمیدونم از دستم در رفت چه قدر بود دقیقا ؟ تا40 یا 50 تا شاید هم یک کم کمتر یا بیشتر فیلم میساخت چی میشد! البته بعضی ها میگن برگمان 60 یا 70 تا هم ساخته! البته خیلی مهم نیست مثل اسکورسیزی که فیلماش ارزش نداره و هر فیلمش مهم نیست که هر فیلمش را با دقت و کنکاش بررسی کرد و احترام قایل شد. و 90 درصد فیلمای برگمان مزخرف هستند اینقدر زیادند که خیلیهاشون برای خیلی ها اهمیت نداره حتی طرفدرااشون! و کسی هم یادش نیست و نمیدونه این را هم ساخته یا نه!(خنده)

    هیچ کارگردانی مثل اسکورسیزی نتونست 5 دهه در صدر و بزرگ و قابل احترام باشه که هر فیلم جدیدی که میسازه را میگن یه اتفاقا مهم سینمایی هست. مارتی این کار را در دهه 70 و 80 و 90 و 2000 کرد و حالا به دهه دوم دهه 2000 رفته 2010 که برای فیلمهای جدیدش در هالیوود سر و دست میشکونند و دعواست مثل پروژه سیناترا که حتما شنیدید.

    نهایت عزیزم برگمان وقتی مرد و یا حتی زمانی که زنده بود همه جا گفتند کارگردان بزرگ و معروف سوید و نهایت اروپا مرد نه بیشتر(حالا با یک کم آب و تاب و یه چیزهای اضافی) و احتذام و بزرگیش در همین حد بود. اما وقتی اسکورسیزی هنوز زنده هم هست میگن بزرگترین و معروفترین و بهترین کارگردان زنده جهان و اگه متاسفانه بمیره همین الان هم که میگن یکی از سه کارگردان برتر تاریخ و مطمین باش اون زمان که خدای ناکرده بمیره میگن شاید بهترین کارگردان تاریخ خدای نکرده مرد!

    یه کارگردان و بازیگری اونجا میتونه ادعا کنه که همه جا تایید شده هست و همه جور جایزه داره که شهرت و عظمیت و بزرگی و مقبولیت و محبوبیتش در همه جا و جوایز و افتخاراتش یه چیزی مثل اسکورسیزی و یا مارلون براندو و آلپاچینو باشه.

    نه یکی مثل اون مهجورینی که تو میگی حتی خیلی ها اسمشون را هم نشنیدند!

    درباره پز روشنفکری هم که آره بازم میگم تو پزش هستی و یا دقیقتر روشنفکرنما هستی!

    در مورد اسکورسیزی هم که واللا همه و اونایی که هنر و سینما را دوست دارند و درک میکنند اسکورسیزی را میبیند و میشناسند و اگه نشناسند تعجبه و درکشون از سینما ناقص! و در مورد لینچ هم واللا همون لینچ دنیاش و فیلم بلوار مایلهلندش می ارزه به تمام کارگردانهای مهجور و اقلیت پسند تو که اینقدر دنبال فکری فکر کردن را یاد میده به ببیننده! که چه طور فیلم بسازه و سبک لینچی به وجود اورد.

    و کسی اتفاقا پز روشنفکری میده که حتما اسکورسیزی و هیچکاک و سینمای لینجچ و این امثالهم را دیده باشه و به عنوان یک بزرگ و اسطوره به خصوص در بیان اسکورسیزی ازشون نام میبره و البته این روشنفکران کسانی هستند که جدا از مهجورین و اقلیت پسندهای تو مطمینا سینمای کازان و بیلی وایلدر و مایکل کورتیز و جان فورد هیوستون و فلمینگ و... اسطوره های کلاسیک سینمای دهه40 و 50 و حتی 60 هالیوود و آمریکا را نه هر از گاهی که حتما و همیشه میبینند و تحسین میکنند نه مثل تو که با این تفاسیر تمام مردم دنیا از تو جلوترند که اصلا این بزرگان را ندیده و نمیشناسی نفی هم میکنی! و بعد در کمال تعجب پز هم میدی که یه مشت مهجور و بنجل را به عوض دیدی! که البته برای شما که هنوز بچه و نینی هستی خیلی تعجب نداره.

    راستی یاد کلیشوفسکی و فیلم سه رنگش به خیر که البته همون معدود فیلمش هم مارتی در بزرگ کردنش در بین سینما دوستان خیلی نقش داشت!(میفهمی منظورم را که چرا؟)

    کوبریک هم که از خودمونه بابا. دم فیلم پرتغال کوکی و آخرین غلاف تمام فلزی و اسپارتاکوس و درخشش و ... گرم. اگر چه آخرین فیلمش که همزمان مردش یعنی چشمان کاملا بسته مزخرف بود و پایان خوشی نداشت دوران کم نوسان و کم کاری فیلمسازی اش. و با تمام گلایه ها و فشارهایی که همیشه میگفت در هالیوود تحمل میکنه ولی باز در سینمای آمریکا فیلم میساخت!

    اگر چه فکر نکنم همون کوبریک هم بشناسی یا فیلماش را دیده باشی حتی اودیسه فضایی! از تو بعید بود این کارگردان محبوب سینمای آمریکا و هالیوود را اسمش را بیاری! توبورو همون مهجورهای خودت را ببین.

    در آخر امیدوارم بری سینمای معظم آمریکا و شاهکارهای چه هالیوودیش و چه مستقلش را ببینی که بفهمی اصل لذت فیلم و سینما و دیدن سکانس های ناب و دیالوگهای فراموش نشدنی و کارگردانی و پشت صحنه حرفه ای آن یعنی چی؟ و بازی های جاودانه از بازیگران و و و و... هزاران چیز دیگر.

    من نمیدونم اون یه مشت فیلم مهجور و بنجلی که میبینی چه طوری بدون یک عوامل حرفه ای و کارگردان و بازیگران خبره و ماندگار جهانی بدون خلق شاه سکانسها و دیالوگهای محشر لذت میبری؟!

    یعنی آدم پدر خوانده را میبینه درکنار کارگردانی به یک اندازه از سکانسها و دیالوگهای محشر مثل یه پیشنهادی میکنم که نتونه رد کنه و... و بازی اعجوبه های بازیگری مارلون براندو و آلپاچینو لذت میبره و تا ابد تحسین میکنه و یا راننده تاکسی میبینه و دیالوگ فراموش نشدنی رابرت دنیرو با من صحبت میکنی؟ یا با منی؟ با بازی خیره کنندش که تا ابد جاودانه شده هست.

    و همیشه این بازی های بازیگران و این دیالوگ

    های فراموش نشدنی هالیوود هستند که همچون خود فیلمها و کارگرداناشون در صدر بهترین لیستهای رده بندی تاریخ سینما قرار میگیرند.

    هالیوود یعنی همین پر از بازیگر و کارگردان و سکانس و دیالوگ و فیلمهای شاهکار تاریخ و پشت صحنه و عوامل حرفه ای از تدوین تا فیلمبردار که دنیا در حسرتشه و همه میاند در هالیوود و سینمای آمریکا کار میکنند! اصلا از همون اول مقایسه کارگردانهای بزرگ آمریکایی و یا هالیوودی مثل اسکورسیزی و هیچکاک با یه مشت مهجور اروپایی مقایسه خنده داره مثل اینکه بازیگران بزرگ هالیوودی حالا چه اصالتا آمریکایی و یا غیر آمریکایی که در هالیوود کار میکنند مثل بزرگانی چون بوگارت و پل نیومن و براندو و پاچینو و دنیرو را با بازیگرانی که در سینمای اروپا کار میکنند و اونها هم البته تا معروف میشوند میاند تا در هالیوود چهره و جاودانه بشوند مقایسه کنی!

    شما برید آلن دلونتون را ببینید بهتره یا مونیکا بلوچی!؟ که اونام آخر میاند هالیوود و در خدمت سینمای آمریکا کار کنند! شما را چه به دیدن مارلون براندوی جاودانه و آلپاچینو و رابرت دنیرو و جک نیکلسون و فیلمای این بزرگان!؟ یا کارگردانان بزرگ مثل اسکورسیزی و هیچکاک و کازان و ...

    راستی یه خبر تاسف آور جدید برای تو که سینمای مهجور اروپا را دوست داری و به خصوص سینمای دره پیت حال حاضر ایتالیا...

    سهم فروش فیلمهای آمریکایی و هالیوودی از سینمای ایتالیا امسال بیشتر از سال قبل 65 درصد شد پارسال 61 درصد بود اما سهم خود فیلمهای ایتالیایی از سینماهای خودشون 20 درصد بود!!!!(خنده داره)

    واقعا تاسف داره کشورهای اروپایی مردمشون خودشون فیلمای خودشون را نمیبینند و فقط 20 درصد فروش سینماهاشون از فیلمای کشور خودشون هست و هر سال هم بدتر! و ما بقی اکثرش از فروش فیلمای آمریکاییست! مردم اروپا میرند دنبال فیلمهای آمریکایی و هالیوودی که اگه این فیلمهای هالیوودی و آمریکایی نبودند فیلم و سینما در ایتالیا و فرانسه و کشورهای اروپایی به کلی تعطیل میشد!

    عزیز از هالیوود و آمریکا تشکر کن حداقل باعث شده چیزی به نام سینما در اروپا با فروش فیلماش زنده باشه که یه چند تا فیلم مهجور و بنجل که فقط خودت و یه مشت اقلیت دوست داره این سینماگرهای مورد علاقت بسازند و تو هم گول بخوری و فقط این مزخرفات رو ببینی و وقت و زندگیت را تلف شده ببینی و مطمین باش که ضرر میکنی!

    باز هم با تشکر از سایت خوب سینمای ما...


    چهارشنبه 18 آذر 1388 - 22:1
    0
    موافقم مخالفم
     

    من حوصله ام نشد که کامل بخونم تیکه تیکه خوندم ولی همین که رفتی درباره ی برگمان خوندی بازم خیلی خوبه در ضمن برگمان چهار تا از فیلمهاش اسکار بردن یعنی بهترین فیلم خارجی زبان شدن و یک اسکار برای فعالیت هنریش گرفت اما تحقیقت رو کامل نکردی چون برگمان سال 97 در جشنواره ی کن با تمام آرا (انتخاب بزرگترین کارگردانای زنده بوده که متاسفانه اسکورسیزی و فورد کوپولا و خوشبختانه وودی آلن هم به برگمان رای دادن) بزرگترین کارگردان تاریخ شد و سال 2005 هم بزرگترین کارگردان زنده دنیا ... بله برگمان شاید 60 تا فیلم ساخت اما تا تو فیلمهاش رو نبینی نمیتونی درک کنی این کارگردان چه کاره بود اکثر فیلمهای برگمان به همدیگه پیوسته بود برای همین بزرگترین کارگردان مولف به حساب میاد تمام کارهای فیلمهاش رو خودش می کرد از فیلمنامه تا تدوین رو خودش کار می کرد ... البته شاید اگه بیشتر مطالعه کنی بیشتر ازش خوشت بیاد چون برگمان از ولز و گدار و کلا موج نویی ها خیلی بدش می اومد ولی خب از هالیوودی ها هم حالش بهم می خورد ..اتفاقا برگمان خیلی مغرور بود به جز خودش فقط چند تا رو قبول داشت مثلا فلینی رو خیلی قبول داشت یه کمم از آنتونیونی خوشش می اومد ...

    در ضمن من با سینمای آمریکا مشکلی ندارم با موج این دلقکا مشکل دارم من از هیچکاک و جان فورد و ولز وایلر وایلدر و پکین پا و آلتمن و ... خوشم میاد اما مثل اینکه تو بیشتر عشق بازیگرا رو داری تو عاشق پل نیومن و براندویی خسته نباشی کسی هست که خوشش نیاد ... اصلا تو خیلی گیجی من میگم سینمای کلاسیک تو میگی مگه پل نیومن کلاسیک نیست خب اون بازیگر اون فیلمهاس من کارگرداناش رو میگم... سینمای دهه سی آخه صامت بود ....دهه ی سی یکی از اوج های سینما بود در ضمن یه کم بیشتر درباره ی سینمای صامت بخون و تماشا کن ...

    برتولوچی فیلمی داره درباره ی تاثیر موج نوی فرانسه روی انقلاب 68 ... چه ربطی به اسکورسیزی داره من دارم تاثیر راننده تاکسی رو با تاثیر موج نوی فرانسه مقایسه می کنم بعد تو میگی همه از اسکورسیزی می دزدن ... اونم برتولوچی کسی که فورد کاپولا گفته بود اگه دنباله رو اثر برتولوچی نبود هیچ وقت پدرخوانده ساخته نمی شد ... تو که اینهمه از فورد کوپولا خوشت میاد چرا آخرین مصاحبه هاش رو نمیخونی .... که چی می خواست بشه و هالیوود چطور بدبختش کرد ...

    درباره ی پل شرایدر هم بخون تا ببینی چطور دیوونه ی برگمانه ... درباره ی تب برگمان هم بخون که چطور همه ی اروپا و آمریکا رو گرفته بود ...

    امیر عزتی هم نقدی داره درباره ی موج این دلقکا که بهتره خودت اون رو بخونی ... به خصوص جایی که میگه اونها میخواستن متفاوت باشن اما نتونستن و جایی که میگه کارنامه اسکورسیزی از همشون آشفته تره و اونها سعی کردن با مرعوب کردن تماشاگران با تکنیک های روز واسه ی خودشون جایی دست و پا کنن ولی نتونستن ...و درباره ی اعتراف خود اسکورسیزی هم هست که گفته فیلمسازان جوان مانند فیگیس و تامس اندرسون از نسل ماها خیلی بهتر فیلم می سازن ...

    درباره ی سینمای مستقل آمریکا هم باید گفت که مستقل کارها آدمایی هستن که حاضر نمیشن خودشون رو به هالیوود بفروشن(مثل کاری که اسکورسیزی کرد و خودش رو فروخت) پس فیلمهای کم خرج کار می کنن و اکثرا تحت تاثیر سینمای اروپا هستن ...

    آلن دلون هم فقط چند تا کار توی آمریکا انجام داد و تویی که از نیکلسون میگی مگه نمیدونی اون توی فیلم آنتونیونی بازی کرده .. مگه نمیدونی براندو و دنیرو توی فیلمهای برتولوچی بازی کردن ... اگه فیلمهای نوآر و وسترن آشغالن پس چرا از دهه ی چهل و پنجاه دفاع میکنی بیشتر فیلمهای بوگارت نوآر بودن مگه نمیدونی بیلی وایلدر و جان فورد آبروی اون دوران آمریکا هستن ...پس تو از کدوم دوره صحبت میکنی از کدوم فیلمهای اون دوران میگی الیا کازان کارگردان خوبی بود ولی نه زیاد ...پس تو فقط اسکورسیزی و یکی دوتا دیگه رو دوست داری پس چرا از هالیوود دفاع میکنی اگه واقعا طرفدار اسکورسیزی بودی میدونستی که طرفداراش لعنت می فرستن به هالیوود چون میگن کمپانیا مارتی رور بدبخت کردن ....


    جمعه 7 اسفند 1388 - 8:28
    1
    موافقم مخالفم
     

    این لیستها و نظرها همش الکیه هرچند سال یکبار به خاطر ارادت به یکی میبرنش بالا به خاطر غرض ورزی میارنش پایین


    يکشنبه 16 خرداد 1389 - 15:34
    -1
    موافقم مخالفم
     

    خیلی جالبه

    این نشریه فیلم از زمان تاسیس

    چشم دیدن آقای کیمیائی رو نداشته

    حالا چه جوریه که فیلمش رو به عنوان بهترین فیلم انتخاب کردن؟

    ریحان
    سه‌شنبه 15 تير 1389 - 7:46
    7
    موافقم مخالفم
     

    دلم می گیرد هی

    یاد دوپاییانی می افتیم

    با هم خوب

    عالی

    ادب

    همه با حسن نیت

    اما همه ی اینها بماند قبل صف اتوبوس

    اگه از درباره ی الی خوشتون اومده پس چرا یه نیگا به رفتارتون نمی کنید؟همین نظر ندیم بهتره از صف بیاین بیرون اگه اعصابتون نمیکشه

    esi
    يکشنبه 28 شهريور 1389 - 11:25
    -1
    موافقم مخالفم
     

    با سلام من كاري با ترتيب فيلم هاي برگزيده ايراني ندارم ولي جاي سگ كشي خيلي خيلي خاليه درباره الي فيلم خوبيه گوزنها هامون باشو قيصر همين طور ولي سوته دلان بااين كه فيلم خيلي زيباييست ولي جايگاهش سوم نيست ولي بازم ميگم سگ كشي بايد حتما باشه.

    godfader
    شنبه 11 دي 1389 - 10:54
    7
    موافقم مخالفم
     
    بهترین فیلم های زندگی منتقدان ایرانی

    عجب زندگی داشتن این منتقدهای ایرانی که رستگاری در شاهوشنگ -ساعتها-آنی هال-بجه های آسمان رو ندیده اند نه

    حسام
    چهارشنبه 15 دي 1389 - 21:57
    2
    موافقم مخالفم
     
    خیلی جالبه

    منم با نظر شیلا موافقم زیادی جو کیر شدن منتقدا گوزنها رتبه اول! آزانس شیشه ای کو یا بچه های آسمان یعنی گوزنها از بچه های آسمان قشنگتره بعد هامون و طعم گیلاس پاییینتر از گوزنها فکر کنم اینطور بخوان پیش برن سال بعداینا بشن 10 فیلم برتر 1-چارچنگولی 2-اخراجیها 2 3- خروس جنگی 4- زندگی شیرین 5- یه جیب پرپول 6-کلاهی برای باران 7-افراطیها 8-دلداده 9- حلقه های ازدواج 10- شاخه گلی برای عروس و... لیمو ترش و کلاه گیسو آخرین مجرد و ...

    آبتینم
    جمعه 4 آذر 1390 - 11:56
    1
    موافقم مخالفم
     
    جالب

    آخه خداییش؟هامون فیلمه؟

    چرا فکر میکنید هر فیلمی گنگ باشه و مثل پتک بخور تو سرتون و هیچی ازش نفهمید رو بگین قشنگه یعنی شما روشن فکرید؟؟؟؟؟

    مثل هیچکس
    دوشنبه 12 دي 1390 - 21:21
    5
    موافقم مخالفم
     

    اگه به فیلم های بعد از انقلاب مهرجویی باشه یک سکانس فیلم درخت گلابی می ارزه به تمام فیلمهای دیگش علی الخصوص همین هامون چون اگه فیلم روشنفکرانه! نبود ولی حداقل پر از ادعا و تظاهر و ریا هم نیست

    جالبه هر کسی هم که فرق نوار متحرک رو با فیلم نمیدونه فکر کرده چون هامون فیلم محبوبشه آدم روشنفکریه یادش بخیر یه زمانی همینا میومدن مدعی میشدن فیلم گاو بهترین فیلم سینمای ایران هست حالا این پافشاری و اصرار رو سر هامون دارن!

    رضا
    جمعه 11 فروردين 1391 - 15:9
    3
    موافقم مخالفم
     

    خیلی واسه من جالبه... خیلی خیلی جالبه که هیچ فیلمی از شاهکارهای جاودان نابغه تاریخ سینما استاد الاساتید استنلی کوبریک کبیر تو لیست نیست. که هر کدوم از فیلمها به قول اسکورسیزی ارزش 10 تا فیلم خوب رو داره شاهکارهایی به تمام معنا مثل 2001 : یک ادیسه فضایی و پرتقال کوکی و درخشش و دکتر استرنج لاو و اسپارتاکوس و غلاف تمام فلزی و چشمان کاملا بسته و بری لیندون ... واقعا جالبه... واقعا جالبه . همینه وضع سینمای ما اینه دیگه و البته وضع نقد و منتقدین در کشور. بهشون بر نخوره ولی خیلی جای تعجب داره. من که واقعا متعجبم.

    aaa
    جمعه 29 ارديبهشت 1391 - 18:29
    1
    موافقم مخالفم
     

    پس فیلم چپ دست چی شد؟؟؟

    منکه وقتی دیدم عاشقش شدم

    sasy
    دوشنبه 1 خرداد 1391 - 21:30
    1
    موافقم مخالفم
     

    من هم به نوبه خودم باید یگم متاسفم.......

    آثار ماندگار بهمن قبادی که حتی نامزد اسکار شدن کو؟؟؟؟؟؟؟؟ زمانی برای مستی اسبها... لاک پشتها پرواز میکنند....... آوازهای سرزمین مادری......و...

    یا ازانس شیشه ای کجاست؟مادر کجاست؟ جدایی نادر از سیمین ؟؟؟؟؟؟ حتی سعادت آباد

    در بخش خارجی هم وقتی برباد رفته وجود نداره دیگه سکوت بهترین نقد از منتقدینه!!!!!!!

    ali
    دوشنبه 29 خرداد 1391 - 9:11
    -2
    موافقم مخالفم
     

    پس اخراجی ها چی

    الهام
    سه‌شنبه 13 تير 1391 - 1:36
    1
    موافقم مخالفم
     

    پاپیون 1973 فرانکلین جی شافنر

    زوربای یونانی 1964 مایکل کاکویانیس

    راننده تاکسی 1976 مارتین اسکورسیزی

    رستگاری از شاوشنگ 1994 فرانک دارابونت

    زندگی زیباست 1997 روبرتو بنینی

    فهرست شیندلر 1993 استیون اسپیلبرگ

    اسپارتاکوس 1960 فرانسیس فورد کاپولا

    خوب بد زشت 1966 سرجیو لئونه


    چهارشنبه 8 شهريور 1391 - 13:33
    1
    موافقم مخالفم
     

    جایی رو سراغ ندارید بشه این فیلم های ایرانی رو خرید؟

    اضافه کردن نظر جدید
    :             
    :        
    :  
    :       




    mobile view
    ...ǐ� �� ���� ����� ������� �?���?�


    cinemaema web awards



    Copyright 2005-2011 © www.cinemaema.com
    استفاده از مطالب سایت سینمای ما فقط با ذکر منبع مجاز است
    کلیه حقوق و امتیازات این سایت متعلق به گروه سینمای ما و شرکت توسعه فناوری نوآوران پارسیس است

    مجموعه سایت های ما: سینمای ما، موسیقی ما، تئاترما، فوتبال ما، بازار ما، آگهی ما

     




    close cinemaema.com ژ� ��� �?��� ��� ���?���