چهارشنبه 21 بهمن 1388 - 8:17













-

I تبلیغات متنی I
فروش نقد و اقساط بلند مدت
فروش لپ تاپ و تلویزیون های ال سی دی در مدل های مختلف
----------------------------
پی سی آنلاین
بازی و سرگرمی، دانلود، اخبار، اطلاعات بورس و فتوگالری
----------------------------
روزنامه تفاهم
اولین روزنامه کارآفرینی ایران
----------------------------
پارسيس
مشاوره،طراحي و برنامه نويسي  پورتال‌های اینترنتی
----------------------------



                       



بخشی از یک گفتگوی خواندنی با مجید جلالی درباره مشکلات امروز فوتبال ایران؛
از مهران مدیری ممنونم

سینمای ما - شما به عنوان یک مربی حرفه‌ای شاغل در این فوتبال نظرتان راجع به بخش فوتبالی مرد دوهزارچهره چه بود؟


طنز، یکی از بهترین زبان‌هایی است که می‌توان با استفاده از آن، واقعیت‌های تلخ را بیان کرد. من فکر می‌کنم این برنامه هرچه نشان داد، عین واقعیت بود.احساس مشترک ما این است که فکر می‌کنیم این یک تلنگر به فوتبال ما بود. همین مردم بارها و بارها در تماس‌های مختلف از من می‌پرسیدند آیا این چیزهایی که مدیری دربرنامه‌اش نشان داد حقیقت دارد؟ من ازمهران مدیری ممنونم، چون پس از نشان دادن این واقعیت‌ها، جامعه ما خیلی هوشیارتر شد. شما نمی‌توانید آلودگی‌ها را پاک کنید، وقتی آنها را نمی‌بینید. کاری که مدیری کرد، نشان دادن آلودگی‌های فوتبالمان بود و حالا می‌توان باچشم باز برای پاک کردنش اقدام کرد. من از خود تو می‌پرسم که آیا واقعا این آلودگی‌ها درفوتبال ما نیست؟


دستگیری عوامل این کار البته درجامعه مطبوعات توسط وزارت اطلاعات شروع خوبی برای این کار به نظر می‌رسد.


اصلا من می‌توانم بگویم که تازه قرار است پس از 30 سال، انقلاب وارد فوتبال ما شود! اینها کارهایی است که باید شروع شود تا فوتبال به آن چیزی تبدیل بشود که شایسته‌ آن است. فوتبال باید به سرعت پاک شود، چون جامعه دارد با آن زندگی می‌کند. ما داریم مهم‌ترین مسائل روزمان را با فوتبال درجامعه جا می‌اندازیم.


رختکنی که مهران مدیری نشان داد، چقدرشبیه رختکن تیم‌های ملی و باشگاهی ما است؟


زبان طنز همیشه زبان اغراق است اما شمای کلی رختکن تیم‌های ما اینگونه است. البته در برخی تیم‌ها کمتر و در برخی بیشتر.


آیا نشان دادن این واقعیت‌ها مردم را فوتبال زده نمی‌کند؟ اصلا بهترنیست مردم فوتبال را همین طوری که هست دوست داشته باشند؟


خاطره‌ای دارم که همیشه مرا اذیت کرده اما باید بگویم تا مردم هم بدانند. ما دراصفهان بازی داشتیم. نمی‌گویم درچه سالی و چه تیمی. درهتل نشسته بودیم که یک دختر حدودا 18-17 ساله با پدرش جلوی در هتل آمد. این دختر خیلی متین و معصوم بود، پدرش هم همینطور. پدراین دختر پیش من آمد و گفت، دخترش دوست دارد با فلان بازیکن تیم عکس بگیرد، چون خیلی او را دوست دارد. من به آن دختر گفتم، شما این فوتبالیست‌ها را ازهمین دور دوست داشته باش و اصلا به آنها نزدیک نشو. چون دیدم که ذهن این دختر چقدرپاک است، اما همان‌جا هم متوجه شدم که او با حرف من متقاعد نشد. من به او هشداردادم که این حرف‌ها را برای خودش می‌گویم و رفتم. فردای آن روز و پس از پایان بازی که به هتل برگشتیم وسایلمان را برداریم و به فرودگاه برویم، دیدم که پدر آن دختر درگوشه‌ای ازهتل ایستاده. من را صدا کرد و گفت، چند دقیقه‌ای با من کار دارد. به من گفت:«آمده‌ام از شما عذرخواهی کنم، من به حرف شما گوش نکردم. دخترم از دیشب دراتاقش را به روی خودش بسته و فقط گریه می‌کند.» گفتم مگر چه اتفاقی افتاد؟ گفت: دخترمن به حرف شما گوش نداد و اصرارکرد که باید حتما این بازیکن را ببیند. به هرترتیبی که بود بازیکن شما پایین آمد و چنان برخوردی با دختر من داشت که او از دیروز تابه حال در اتاقش را به روی خودش بسته و فقط گریه می‌کند. من فهمیدم که تمام آن چیزهای پاکی که آن بچه برای خودش ساخته بود، دریک لحظه فروریخته. این را گفت و رفت. حرف من این است که شاید اگر مردم فوتبال را از دور دوست داشته باشند بهتر باشد اما آنها هم باید بدانند که درفوتبال مسائل اینچنینی هم وجود دارد.


آیا این وضعیت درفوتبال تمام کشورها وجود دارد؟


همه جا نه، فقط دربعضی کشورها. شما فکر می‌کنید ایتالیایی‌ها، یوونتوس را دوست ندارند؟ چرا! اما فوتبال و پاکی آن برای آنها در اولویت است. آنها به احساسات جوانانشان توجه می‌کنند و پس از پاک کردن آن می‌بینید که تیمشان می‌رود و قهرمان جام جهانی هم می‌شود. من خنجرتمام این آلودگی‌ها را خورده‌ام. علنا به من می‌گویند که فلان درصد به ما بده تا فلان تیم را به تو بدهیم. من قبول نمی‌کنم، می‌گویند، برو درخانه‌ات بنشین. من هم ماه‌ها خانه‌نشین می‌شوم. شما نگاه کنید که هرکس دراین فوتبال یک نصفه جام گرفت سرمربی تیم ملی شد اما به من که هرچه جام کوچک و بزرگ دراین فوتبال بوده گرفته‌ام، می‌گویند بیا و مشاور تیم ملی نوجوانان شو! چرا؟ چون با آن گروه‌هایی که درمدرسه ابوریحان می‌آمدند و 4 ساعت به من می‌گفتند که تو با ما باش تا ما همه کاربرایت بکنیم، معامله نکردم. گفتم که می‌خواهم خودم باشم، آنها هم گفتند، پس برو و خودت باش! من هیچ اطلاعات نابی نمی‌دهم و اینها چیزهایی است که همه آن را می‌دانند.



منبع : وطن امروز

به روز شده در : دوشنبه 24 فروردين 1388 - 2:39

چاپ این مطلب |ارسال این مطلب |


Bookmark and Share

اخبار مرتبط

نظرات


سه‌شنبه 25 فروردين 1388 - 3:10
0
موافقم مخالفم
 
یک اتفاق غریب: این زوج جوان می‌خواستند مهران مدیری را بدزدند

nemigidarash borhani ro ke

سوال
پنجشنبه 27 فروردين 1388 - 1:32
-1
موافقم مخالفم
 
یک اتفاق غریب: این زوج جوان می‌خواستند مهران مدیری را بدزدند

ایا افرادی که خود در فساد دست و پا میزنند و در قبال گرفتن یا نگرفتن 300 هزارتومان از یک فیلم خوب یا بد مینویسند میتوانند در مورد ریشه دواندن فساد در عرصه هایه دیگر قلم بزنند یا اظهار نظر کنند

امیدوارم این سوال رو کسایی مثل امیر قادری یا امیر پوریا پاسخ بدهند

اضافه کردن نظر جدید
:             
:        
:  
:       









  سینمای ما   سینمای ما   سینمای ما   سینمای ما      

استفاده از مطالب و عكس هاي سايت سينماي ما فقط با ذكر منبع مجاز است | عكس هاي سایت سینمای ما داراي كد اختصاصي ديجيتالي است

كليه حقوق و امتيازات اين سايت متعلق به گروه مطبوعاتي سينماي ما و شركت پويشگران اطلاع رساني تهران ما  است.

مجموعه سايت هاي ما : سينماي ما ، موسيقي ما، تئاترما ، دانش ما، خانواده ما ، تهران ما ، مشهد ما

 سينماي ما : صفحه اصلي :: اخبار :: سينماي جهان :: نقد فيلم :: جشنواره فيلم فجر :: گالري عكس :: سينما در سايت هاي ديگر :: موسسه هاي سينمايي :: تبليغات :: ارتباط با ما
Powered by Tehranema Co. | Copyright 2005-2010, cinemaema.com
Page created in 1.27549886703 seconds.