دانلود

 نسل نو، نقد نو؛ : اگر فکر کنیم «درباره الی» از «ماجرا»ی آنتونیونی فیلم بهتری است یک گناه کبیره است؟ / شب و شوالیه تاریکی :: سينمای ما ::

   







سینمای ما - سیدآریا قریشی:

1) پس از نمایش درباره ی الی، بحث های زیادی در مورد شباهت این فیلم با ماجرا، اثر معروف آنتونیونی فقید درگرفته است و عده ی زیادی به مقایسه ی این دو فیلم پرداخته اند. بحث، بحث مقایسه ی دو فیلم نیست (بماند که به شخصه فیلم فرهادی را ترجیح می دهم!) اما در این میان رفتار عده ای که سعی می کنند به زور از درباره ی الی ایراد بگیرند جای تعجب دارد. نه این که درباره ی الی هیچ عیب و ایرادی نداشته باشد. ولی ایراد گرفتن بی خود و بی جهت هم جای فکر دارد. این دوستان غالباً از درباره ی الی ایراد نمی گیرند که عیب و ایرادهای آن را هویدا کنند. آن ها به فکر این هستند که ارزش فیلم ماجرا را بالاتر جلوه دهند. یعنی در بعضی از گفته ها و نوشته هایی که به بهانه ی درباره ی الی نوشته شده است، بیشتر به بررسی فیلم ماجرا پرداخته شده تا درباره ی الی! حالا سعی می کنم به بررسی رفتار دو دسته از این گونه افراد و مشکلی من با آن ها دارم بپردازم.

2) چند ماه قبل، یک شب هندزفری تلفن همراهم را در گوشم کرده و مشغول آهنگ گوش کردن بودم که یکی از دوستانم را دیدم. با دیدن من گفت: "چه گوش می کنی"؟ صادقانه گفتم: "ساسی مانکن"! به من پاسخ داد: "تعجب می کنم! سلیقه ی موسیقاییت با سلیقه ی سینماییت اصلاً قابل مقایسه نیست". و پس از لحظاتی مورد عنایت قرار دادن خواننده ی مذکور، از آن جا رفت! خب! این ها گروه اول هستند. کسانی که دیدگاهی کاملاً تک بعدی دارند و فکر می کنند کسی که مثلاً فیلم پدرخوانده را دوست دارند، نباید به موسیقی ساسی مانکن گوش دهد. چرا که در سطح پدرخوانده نیست یا موسیقی Cheap ی است یا... از نگاه این عزیزان، کسی که پدرخوانده یا آگراندیسمان نگاه می کند، فقط باید مثلاً سوزان سونتاگ و کافکا بخواند. سؤال این جاست که پس سلیقه و غریزه ی شخصی ما چه می شود؟ آیا وقتی از آهنگ های ساسی مانکن و این دست خواننده ها لذت می برم و در خلوتم به آن ها گوش می کنم (البته نه همیشه!)، باید آن را انکار کنم؟

3) اتفاقی که الآن ذکر می کنم، همین تازگی ها رخ داده است. چند روز قبل یکی از دوستانم لیست فیلم های مورد علاقه ام را که در پروفایلم در اینترنت قرار داده بودم خواند و بعد با لحنی بین شوخی و جدی از من انتقاد کرد که چرا نام فیلم شوالیه ی تاریکی را در این لیست قرار داده ام. و به من گفت: "زشت است که نام این فیلم را در کنار فهرست شیندلر و بعضی ها داغشو دوست دارن قرار داده ای". حالا به گروه دوم رسیده ایم. شاید این جمله در ظاهر شبیه آن چه رفیقم درباره ی آهنگی که گوش داده بودم گفت، باشد. اما یک تفاوت عمده بین این دو حرف وجود دارد. حرف دوست قبلی ام این بود که اصلاً چرا باید چنین آهنگی گوش کنم. ولی این دوستم می گوید که اگر می خواهی، شوالیه ی تاریکی را ببین. حتی اگر از آن خوشت آمد هم اشکالی ندارد. ولی نباید اعتبار این فیلم را در حد فهرست شیندلر و شاهکار وایلدر قرار دهی! این دوستان گویا شرایط خاصی برای ورود فیلم ها به لیست محبوب ترین هایشان قائلند که ظاهراً علاقه به آن فیلم ها و تأثیرگذاری آن ها در میان این شرایط قرار ندارد! و لابد چون شوالیه ی تاریکی یک فیلم تخیلی به همراه یک داستان هیجان انگیز و جذاب است، پس نباید وارد این لیست شود. حتی اگر به شدت ما را جذب هم بکند!
4) همه ی این حرف ها به نظرم نشان دهنده ی یک خطر مهم برای ماست. خطری که به نظر من بیش از هر جا در جامعه ای به چشم می خورد که مراحل گذر از سنت به مدرنیته را طی می کند و هنوز نمی تواند روی پای خود بایستد. در چنین جامعه ای است که مردم از همنوعانشان بت می سازند، اسطوره سازی می کنند و دیگر کار به جایی می رسد که هیچ کس جرأت نمی کند به آن ها حتی نگاه چپ بیندازد! بدیهی است این مسأله در مورد افرادی که خارج از آن جامعه قرار دارند، تأثیری نخواهد گذاشت. ولی امان از روزی که یک نفر در داخل آن جامعه بخواهد از ساختار اسطوره گونه ی ایجاد شده انتقاد کند یا ذره ای خلاقیت به خرج دهد. احتمال موفقیت او خیلی کم خواهد بود. به همین دلیل است که همیشه و در همه ی جوامع مرحله ی گذار به سمت مدرنیته بسیار طولانی و طاقت فرسا است.

5) حالا برمی گردم سر بحث اولمان. این مشکل در مورد سینما هم متأسفانه در کشورمان ایجاد شده است. در دوره ای، عده ای از سینماگران و نقدنویسان، برخی از کارگردانان (از جمله بعضی از کارگردانان هنری اروپا) را تا حدی مورد ستایش قرار دادند که نه تنها این کارگردانان برای آن ها اسطوره شدند، بلکه یک نسل (و حتی بیشتر) این قامت اسطوره گونه را در ذهن شان ثبت کردند. بنابراین به نظر می رسد از دید این دوستان، حتی امروز هم همان ساختاری که امثال فلینی و برگمان ایجاد کردند، نهایت سینما به شمار می آید. این عزیزان، امثال کوئنتین تارانتینو، رابرت رودریگوئز، برادران کوئن، هال هارتلی، کریستوفر نولان و... را به دیده ی تحقیر می نگرند. چرا؟ چون آن ها را درک نمی کنند و احساس می کنند مشکل از کارگردانان است و نه از آن ها. چرا؟ چون این کارگردانان ساختارها را تغییر دادند و شیوه ای نوین برای بیان حرف هایشان به وجود آوردند. بنابراین گرچه بسیاری از مفاهیمی که این کارگردان ها (و بسیاری از کارگردان های دیگر) به دنبال انتقال آنند، مشابهت زیادی با آن چیزی دارد که هنری سازان اروپا از اواسط دهه 50 تا دهه 70 به دنبال آن بودند، اما شیوه ی انتقال مفاهیم است که تغییر کرده است. نمی خواهم به سینمای آن دوره توهین کنم. بسیاری از فیلم های آن ده بیست سال را بسیار می پسندم. ازنفس افتاده ی گدار هنوز ساختارشکن و جسورانه به نظر می رسد، توت فرنگی های وحشی برگمان کنکاشی عمیق در درون آدمی است و آگراندیسمان آنتونیونی مفهومی فوق العاده تأمل برانگیز از تنهایی به انسان ارائه می کند. همه ی این ها را قبول دارم و به هیچ وجه آن را انکار نمی کنم. اما این که چشم بسته آن ها را منزه از هر عیب و نقصی بدانیم و بگوییم سینمای آن دوره بی چون و چرا و بی برو برگرد بهتر از سینمای امروز است، نه! به نظر من کاملاً اشتباه است.

6) به نظرمن درباره ی الی فیلم بهتری از ماجرا است. کاملاً بدیهی است که این نظر شخصی من است و هر کس که مخالف حرف من بیندیشد، قطعاً نظرش به طور کامل قابل احترام است. اما می خواهم این حرف را تعمیم دهم. نه تنها درباره ی الی را فیلم بهتری از ماجرا می دانم، بلکه سینمای امروز هم به عقیده ی من برتر از سینمای کلاسیک است. شاید از لحاظ تعدد مضمون و ایده دچار مشکل شده و افت کرده باشد، ولی علاوه بر مسائل فنی، از نظر نحوه ی پرداخت به مضمون و اثرگذاری روی بیننده هم پیشرفت قابل ملاحظه ای کرده است. ماجرا فیلم بسیار قابل احترامی است. به خصوص وقتی آن را از دریچه ی "تاریخ سینما" بنگریم. چرا که آغاز یک زبان جدید و شروع پیشرفت قابل ملاحظه ای برای سینما بود. چیزی که داوران جشنواره ی کن آن را دریافتند و به همین دلیل جایزه ی ویژه ی هیئت داوران را به این فیلم اعطا کردند (و نه جایزه ی بهترین فیلم و بهترین کارگردانی را). اما باید توجه کنیم زبانی که آنتونیونی از این فیلم به بعد، با آن به فیلم ساختن پرداخت، در این فیلم هنوز عیب و نقص دارد. وقتی این زبان کامل تر و پخته تر شد، منجر به ساخت شاهکارهایی چون آگراندیسمان و حرفه:خبرنگار شد. فیلم هایی که هردو به نظرم فوق العاده زیبا (و البته نه بی نقص) هستند. در طول تماشای ماجرا و پس از پایان آن به این فکر می کردم که آنتونیونی آن قدر سعی کرده با نمایش دریای خروشان و صخره های سرد و آسمان گرفته و نشان دادن بی احساسی شخصیت های فیلم به همدیگر (که البته گاهی با بازی مکانیکی، یکنواخت و حتی زجر آور بازیگران همراه می شد)، از بین رفتن احساس و ایجاد بی تفاوتی انسان مدرن نسبت به حوادث اطرافش (حتی مرگ نزدیک ترین یارش) را به تماشاگر القا کند که دچار افراط می شود. او کارش را به خوبی انجام می دهد. چون من به عنوان تماشاگر احساس کردم این بی تفاوتی و پوچی شخصیت های فیلم به من هم منتقل شده است.اما زیاده روی آن جایی بود که من حتی نسبت به سرنوشت ساندرو و کلودیا هم احساس بی تفاوتی می کردم. این بزرگ ترین آفت برای یک فیلم سینمایی است. دیگر هیچ حسی نسبت به این افراد نداشتم و احساس می کردم سرنوشت هیچ کدام از آن ها برای من مهم نیست. بنابراین مهم ترین انگیزه ام برای دیدن فیلم از بین رفت. وقتی تماشاگر هیچ احساسی نسبت به کاراکترهای فیلم نداشته باشد، با چه حس و حالی می خواهد فیلم را دنبال کند؟ علت این که تماشاگران جشنواره ی کن سال 1960، هنگام جایزه گرفتن آنتونیونی این فیلم را هو کردند، شاید همین بود. به هر حال، این افراط در فیلم های بعدی آنتونیونی کمتر شد تا این که در آگراندیسمان به تعادلی باورنکردنی رسید.

7) اما یک نکته ی دیگر این جاست که آنتونیونی 50 سال قبل دست روی نکته ی درست گذاشته بود.مشکلات بشری که او در فیلم هایش مطرح می کرد، هنوز هم از معضلات مهم انسان به شمار می آیند. همین باعث می شود فیلم های او هنوز هم چندان کهنه نباشد (در مورد بعضی از فیلم هایش حتی می توان این لفظ چندان را هم برداشت). اما امروزه شیوه ی نمایش این پوچی و تنهایی بشر تغییر کرده است. شاید مقایسه ی شوالیه ی تاریکی با فیلم های آنتونیونی باعث خشم عشاق سینه چاک سینمای هنری و کلاسیک شود. اما می خواهم این را بگویم که این دو فیلم در بطن خود یک مسأله را بررسی می کنند. (وارد جزئیات نمی شوم که خود مقاله ای جدا می طلبد). بحث من فقط سر کلیات است. آن چه در فیلم های آنتونیونی و شوالیه ی تاریکی مشترک است، نمایش ناامیدی، تنهایی و پوچی انسان مدرن است. اما اگر در فیلم های آنتونیونی، همه چیز در خدمت نمایش این تنهایی و سرگشتگی است (محیط گرفته، عدم حضور موسیقی، خلوت بودن محیط، نورپردازی با عمق کم، فضا و داستانی بی هیجان و تعلیق و...)، در شوالیه ی تاریکی و امثال آن، تنهایی شخصیت در تقابل با محیط اطرافش قرار می گیرد. موسیقی هیجان انگیز و پرحجم، داستان پر و پیمان و پرتعلیق، نورپردازی شدید و پر از رنگ های تند و... همگی در مقابل ضمیر شخصیت های اصلی قرار می گیرند و به برجسته شدن پوچی و بی کسی آن ها می انجامند. این گونه می توان تناقضات جامعه ی نوین بشری را هم پررنگ کرد. کاری که آنتونیونی نخواست یا نتوانست (چه فرقی می کند؟!) انجامش دهد. به هر حال من (با عرض معذرت!) حالت دوم را بیشتر می پسندم. شاید اقداماتی که در مورد فیلم شوالیه ی تاریکی ذکر کردم، باعث شود این فیلم سطحی تر از فیلم های آنتونیونی به نظر برسد، ولی تأثیری که تنهایی زوج اصلی فیلم شوالیه ی تاریکی می گذارد، از تأثیری که مثلاً تنهایی زوج فیلم شب می گذارد، بیشتر است.

8) من نمی خواهم بگویم سینمای نوین از سینمای کلاسیک بهتر است. این یک نظر شخصی است و باید توجه داشته باشیم اگر آن سینما وجود نداشت، امروزه سینما به این جا نمی رسید. خیلی از فیلم های آن دوره نسبت به زمان خود پیشرو هستند و بسیار قابل احترام. ولی این که سعی کنیم با کوبیدن سینمای امروز، نشان دهیم که سینمای کلاسیک از سینمای امروز بهتر است، کاری عبث به نظر می رسد. باید اسطوره سازی چشم بسته را کنار بگذاریم. همه این حرف را زیاد شنیده ایم که این روزها سینما افت کرده و رو به زوال است و... ولی خوب خاطرم هست وقتی یک نشریه از منتقدان و همکاران سینماییش درخواست کرد 10 فیلم برتر هزاره ی جدید میلادی را از دید خودشان انتخاب کنند، بسیاری از آن ها در پاسخ با تعجب اظهار داشتند برخلاف انتظار، فیلم های خوب بسیار زیادی در سال های اخیر ساخته شده، به طوری که انتخاب فقط ده تا از بین آن ها کار بسیار مشکلی است. اگر ما بتوانیم نگاهی بی طرفانه و به دور از غرض ورزی به سینمای امروز داشته باشیم، بی شک عجائب زیادی در آن خواهیم یافت و نکته ها از آن خواهیم آموخت. این جمله ی معروف را فراموش نکنید: "هیچ چیز عوض نمی شود. شما دیدگاهتان را عوض کنید".


منبع : سینمای ما

به روز شده در : جمعه 16 مرداد 1388 - 12:12

چاپ این مطلب |ارسال این مطلب | Bookmark and Share

اخبار مرتبط

نظرات

رسول میرزایی
جمعه 16 مرداد 1388 - 14:13
22
موافقم مخالفم
 
سرتیپی: اکران «درباره الی...» تا عید فطر ادامه دارد / علم‌الهدی: با این قیمت بلیت، فیلم یک میلیاردی تماشاگر زیادی نداشته است

وااااای!! چه عجب بالاخره یکی پیدا شد که حرف دل ما رو بزنه. این قدر از این و اون شنیدیم که سینمای امروز بده و افتضاحه و چرت و پرته دیگه خسته شدیم. خوبه که اینجور نظرا رو هم تو سایتتون بذارید. یه کم ما رو امید وار می کنه که تنها نیستیم.

شيوا
جمعه 16 مرداد 1388 - 14:21
-12
موافقم مخالفم
 
سرتیپی: اکران «درباره الی...» تا عید فطر ادامه دارد / علم‌الهدی: با این قیمت بلیت، فیلم یک میلیاردی تماشاگر زیادی نداشته است

دوسشت عزيز ميخواستم خواهش كنم نقد مجله ي شماره ي قبل صنعت سينما را بخواني البته اگر نخواندي.نقد منصفانه اي ست.ساير نقدهايي كه خواندم بيشتر تمجيد بودند. يك وقت فكر نكني از انهايي هستم كه دنبال عيب جويي اذ فيلمم.راستش شايد اشتباه ميكنم ولي نظر شخصي من است كه تمام خوبيهاي فيلم را قبول دارم ولي همانند نقدي كه به ان اشاره كردم ان را يك شاهكار تمام عيار نميدانم بلكه شايد فيلمنامه اي صادق ميدانم كه براي شاهكار شدن هنوز جا دارد؟بازهم ميگويم اين نظر شخصي من است . نميدانم راستش بعد از ان همه انتطاري كه براي فيلم كشيده بودم اولين بار كه ان را ديدم با ان همه تحسين وتمجيد گمان كردم قرار است شاهكاري بي همتا ببينم. بعد از اتمام فيلم بدون انكه نقدي خوانده باشم و باوجود انكه شايد عاشق كارهاي اصغر فرهادي ام ان هه ذوق واشتياقم پاسخ نگرفت.شايد من توقع بي جايي داشتم. نميدانم... تا به حال فيلم را3 با ديده ام و بيشتر نقدهايش را خوانده ام .باز هم ميگويم زيبايي و منتخب بودن فيلم را از نظر جشنواره هاي جهاني قبول دام اما شاهكار بودنش رازياد نه.احساس كردم تو دوست خوب ميتواني به من كمك كني. ؟؟؟البته اين را هم بگويم من شايدانقدرها هم از سينما سرم نشود و قصد هيچگونه اهانتي ندارم.فقط راهنمايي ميخواهم

کورش
جمعه 16 مرداد 1388 - 14:30
-7
موافقم مخالفم
 
سرتیپی: اکران «درباره الی...» تا عید فطر ادامه دارد / علم‌الهدی: با این قیمت بلیت، فیلم یک میلیاردی تماشاگر زیادی نداشته است

به نظرم اصلا" اشکالی ندارد که کسی بگوید "درباره الی" فیلم بهتری از "ماجرا" اثر آنتونیونی است ... چون در درجه اول اثبات می شود که بالاخره دوستان متعصب قبول دارند که "درباره الی" به هر حال تقلید یا برداشتی از آن فیلم بوده و از آسمان بر ذهن اصغر فرهادی نازل نشده است !

البته در مورد مقایسه فیلم ها بهتر است بگوییم که این شخص مثلا" "درباره الی" را به دلایل شخصی بیشتر از "ماجرا" دوست دارد ! چون به نظرم فیلم ها فقط از زاویه سلایق شخصی قابل مقایسه هستند و هر فیلمی دارای پیام و ارزش های خاص خودش است ...

اما چیزی که در مقایسه این دو فیلم اهمیت دارد اینست که "ماجرا" اثر آنتونیونی حدود پنجاه سال قبل ساخته شده و ریتم و فرم ساخت آن بر پایه ریتم زندگی و سینما در آن دوران پایه ریزی شده که با تفکرات اگزیستانسیالیستی و روشنفکری آن روزگار در اروپا همخوانی دارد ... بنابراین ممکن است بسیاری از افراد "ماجرا" را بدلیل ریتم آهسته و سبک داستان پردازی تا حدودی فلسفی آن در مقایسه با ریتم سریع و سرگرم کننده "درباره الی" نپسندند !

به هر حال نمیشود انکار کرد که "درباره الی" با توجه به ذائقه و سلیقه مخاطب ایرانی ساخته شده و بعید نیست اگر مخاطب عام و معمولی ایرانی "درباره الی" را بیشتر از "ماجرا" دوست داشته باشد...

گذشته از این قیاس شخصیت های فیلم "ماجرا" دارای جهان بینی و عمق هستند. حال اینکه در "درباره الی" افراد متعدد موجود در آن بجز تفاوت های ظاهری تمایز و عمق و جهان بینی مشخص و متمایزی از هم ندارند بلکه فیلم می کوشد بیش از هرچیزی از طریق معما قرار دادن یک رخداد بیننده را با خود همراه سازد ...

رضا پورديان
جمعه 16 مرداد 1388 - 14:35
-5
موافقم مخالفم
 
سرتیپی: اکران «درباره الی...» تا عید فطر ادامه دارد / علم‌الهدی: با این قیمت بلیت، فیلم یک میلیاردی تماشاگر زیادی نداشته است

نقد( اگر بتوانيم بگويم نفد كه به نظر من ريو يو هم نيست) شما را نه به خاطر محتوي ( كه با برخي استدلال هاي آن موافقم) بلكه به خاطر استراتژي آن جالب نديدم.

شما براي رسيدن به اين نتيجه كه شواليه تاريكي را دوست داريد و فعلا هم درباره ي الي فيلم محبوبتان است. روش جالبي را اتخاذ نكرديد.بياد بياوريد نقد آقاي اسلامي را بر نظر شميم بهار در مورد خشت وآينه يا مقاله اي كه ديويد بوردول در پاسخ به جاناتان روزنبام در مورد برگمان نوشته بود. شما فاصله بين آن فيلم را دوست ندارم چون (محیط گرفته، عدم حضور موسیقی، خلوت بودن محیط، نورپردازی با عمق کم، فضا و داستانی بی هیجان و تعلیق و...) و شواليه تاريكي را دوست دارم چون وسیقی هیجان انگیز و پرحجم، داستان پر و پیمان و پرتعلیق، نورپردازی شدید و پر از رنگ های تند و... همگی در مقابل ضمیر شخصیت های اصلی قرار می گیرند را به سرعت طي كرديد.

چون حتي سطح اين دو فيلم (يكي مدرن و ديگري براساس كميك ها) فرق دارند. وحتي قابل مقايسه نيستند. در اين شكي نيست كه ماليخولياي دوران ما با گذشته فرق كرده همانطور كه كامبيز كاهه زماني نوشته بود كه حال و هواي دهه نود را روزهاي عجيب و شهر تاريك بهتر از احياي مردگان اسكورسيزي تصوير كردند. اما كاهه حواسش بود كه فيلم هاي مورد مقايسه اش در يك دهه ساخته شدند نه با فاصله ي چهل سال.

منطق تشويش آميز وسرد حذف در كار آنتونيوني براي باج ندادن به شخصيتها است اما آقاي فرهادي در فيلمش شايد بي آنكه بخواهد هواي نامزد الي را دارد ما به عنوان مرد دوست داريم الي باشد تا دور هم باشيم و خدا مي داند در اين دور هم بودن ايراني به هر قيمت چقدر بدتر از آن حذف است.

سطح واقعيت در كميك ها وفيلم هاي براساس آن با سطح واقعيت در زندگي روزمره كه ادبيات و سينماي مدرن مدرن هميشه قصد دارد به ابعاد آن نزديك شود فرق دارد.همانطور كه ما در زندگي روزمره مانند ژوكر زندگي نمي كنيم. از سوي ديگر بياد بياور پايان فيلم نولان را آيا محافظه كارانه نبود آنها نمي دانستند با شخصيتي كه خلق كردند چه كار بايد بكنند.

نمي دانم از كميك آهاي آلن مور (با شاهكارهاي چونkilling joke) خوشتان مي آيد يا نه ولي آيا زندگي روزمره ي ما شبيه اين كميك است( حواسم هست كه به هر حال اين يك اثر تخيلي است) منظور مقايسه ميان دو اثر از دو ژانر متفاوت است.زماني مي توانيم اينكار را انجام دهيم كه هر دو اثر ساختار تخيلي يا به موضوعي مشابه بپردازند.

امروزه ميراث دار آنتونيوني كساني مانند گاس ون سنت هستند. خوب آيا روزهاي واپسين يا شاهكاري چون آيداهوي خصوصي من كه اتفاقا به تنهايي و پوچي حتي به شكل بسيار افراطي تري ( اگر بخواهيم فيلمي مانند جري را ناديده بگيريم )مي پردازند را مي توان في المثل با شواليه تاريكي مقايسه كرد؟

کیانا
جمعه 16 مرداد 1388 - 15:13
-8
موافقم مخالفم
 
سرتیپی: اکران «درباره الی...» تا عید فطر ادامه دارد / علم‌الهدی: با این قیمت بلیت، فیلم یک میلیاردی تماشاگر زیادی نداشته است

موافقم

اصلا تصور کنیم که درباره الی شبیه ماجراست ... مگر استفاده از تجربه دیگران که بعضی ها متاسفانه اسمشو گذاشتن تقلید چه عیبی داره؟؟؟؟؟ کما اینکه آقای فرهادی تا به امروز اصلا ماجرا رو ندیدن

کورش
جمعه 16 مرداد 1388 - 19:2
8
موافقم مخالفم
 
سرتیپی: اکران «درباره الی...» تا عید فطر ادامه دارد / علم‌الهدی: با این قیمت بلیت، فیلم یک میلیاردی تماشاگر زیادی نداشته است

قرار نیست همه کسانی که عاشق آنتونیونی و ژان لوک گدار و فلینی هستند هیچوقت ساسی مانکن گوش نکنند !!

اما موضوع اینست که تکلیف انسان یا آرمان ها و عقاید خودش و تفکراتش روشن باشد.

گوش کردن موسیقی پاپ سطح پایین مثل ساسی مانکن اشکالی ندارد اما خوبست بدانیم به نظر می رسد جریانی در هنر و موسیقی وجود دارد که به اسم سرگرمی و "مردم پسند" بودن سخیف بودن را توسعه داده و سطح توقعات و سلیقه مخاطبان هنر را تا این اندازه پایین بیاورد ...

چه بسا این جریان سعی دارد توجه مخاطبان را از مسایل اصلی نوع بشر و جامعه انسانی منحرف کرده و خواسته یا ناخواسته بسوی بیان سطحی ترین عواطف انسانی مانند موسیقی پاپ رایج ببرد ...

بهرحال برای طرفداران جدی موسیقی و سینمای سطح بالا و باصطلاح "روشنفکری" هم شاید لازم باشد گاهی برای سرگرمی و تفریح به چنین موسیقی های هم گوش بدهند ...

کورش
جمعه 16 مرداد 1388 - 19:10
-13
موافقم مخالفم
 
سرتیپی: اکران «درباره الی...» تا عید فطر ادامه دارد / علم‌الهدی: با این قیمت بلیت، فیلم یک میلیاردی تماشاگر زیادی نداشته است

هرچند "درباره الی" تقلید یا برداشتی از "ماجرا" اثر آنتونیونی بود اما به نظر می رسد مقایسه این دو فیلم قیاس بی موردی باشد...

چون این دو فیلم به دو زمان و مکان جداگانه و دو اقلیم و شرایظ کاملا" جداگانه فرهنگی و اجتماعی و تاریخی تعلق دارند ...

"ماجرا" به دوران بعد از جنگ جهانی در یک کشور اروپایی و در دوران مابعد سینمای "نئورئالیسم" ایتالیا تعلق دارد که مباحث اگزیستانسیالیستی و مارکسیستی در تقابل با کلیسا و کاتولیک ایتالیایی در آن موج می زد ...

حال اینکه "درباره الی" از لحاظ ترسیم شرایط فرهنگی و اجتماعی مکان و زمان روی دادن قصه خود اندکی بی توجه و تا اندازه زیادی از این لحاظ بی هویت است ...

مهسا
جمعه 16 مرداد 1388 - 19:30
6
موافقم مخالفم
 
سرتیپی: اکران «درباره الی...» تا عید فطر ادامه دارد / علم‌الهدی: با این قیمت بلیت، فیلم یک میلیاردی تماشاگر زیادی نداشته است

این قدر غر غر نکنین شمایی که این قدر اشکال می گیرید که درست هم هست میتونید 2 صفحه از یک فیلم نامه رو بنویسید؟؟؟؟

آریان.گ
جمعه 16 مرداد 1388 - 19:55
1
موافقم مخالفم
 
سرتیپی: اکران «درباره الی...» تا عید فطر ادامه دارد / علم‌الهدی: با این قیمت بلیت، فیلم یک میلیاردی تماشاگر زیادی نداشته است

در مورد اون قسمت از نوشته ات که میخواهی بگی نباید دایره لذتهایمان را محدود کنیم (که واقعا آفتیست خانمان سوز ) کاملا موافقم آریا . معلومه که هم میشه ساسی مانکن گوش داد و هم پدرخوانده دید و از هر دو لذت برد .

اما مقایسه ماجرا و درباره الی کاملا بیهوده است . این دو فیلم تنها شباهت هایی در خط داستانی و فضای کلی دارند و اصلا حرفی که میخواهند بزنند متفاوت است . این دو فیلم اصلا در شرایطی نیستند که ما بخواهیم آنها را با هم مقایسه کنیم ( حالا اینکه بیاییم حکم صادر کنیم که کدام بهتر است بماند )

در مورد مقایسه سینمای کلاسیک و امروز هم همین نظر را دارم . چه اجبار است که بیاییم بین تارانتینو و جان فورد یکی را انتخاب کنیم یا بگوییم کدام بهتر است . چیزی که مشخص است این است که سینما افت نکرده . فقط تغییر لحن داده است . پس ما باید برای لذت بردن آدم انعطاف پذیری باشیم . حالا فیلم مورد نظر میخواهد قدیمی باشد یا جدید .

به نظرم ما فقط میتوانیم بین درباره الی و ماجرا بگوییم کدام را بیشتر دوست داریم نه اینکه بیاییم بررسی کنیم کدام فیلم بهتریست .

مهرداد
جمعه 16 مرداد 1388 - 23:3
6
موافقم مخالفم
 
سرتیپی: اکران «درباره الی...» تا عید فطر ادامه دارد / علم‌الهدی: با این قیمت بلیت، فیلم یک میلیاردی تماشاگر زیادی نداشته است

من اصلا نمی تونم این " ماجرا " رو درک کنم. در اینکه کار فوق العاده ای هست به خصوص در غلبه ی تصویر به کلام ولی اینکه همه ی منتقدها این فیلم رو این قدر تحویل می گیرند دلیلش رو نمی فهمم.

می شه لطف کنید یه نقدی یا چند تا کلید راهگشای فهم این فیلم رو بگذارید یا آدرس بدهید که ما هم بخونیم.

كورش
شنبه 17 مرداد 1388 - 5:22
-4
موافقم مخالفم
 
سرتیپی: اکران «درباره الی...» تا عید فطر ادامه دارد / علم‌الهدی: با این قیمت بلیت، فیلم یک میلیاردی تماشاگر زیادی نداشته است

بله ما فيلمنامه هم مي نويسيم

اصلا" چرا هركسي يك فيلم را نقد مي كنه بايد به "غرغر" كردن و هزار چيز ديگه متهم بشه ؟؟؟

فكر كنم در دوراني هستيم كه انگار هركس فكر كنه "درباره الي" هم مثل هر فيلم ديگري قابل نقد هستش گويا دچار گناه كبيره شده است !!

سعید
شنبه 17 مرداد 1388 - 9:2
-5
موافقم مخالفم
 
سرتیپی: اکران «درباره الی...» تا عید فطر ادامه دارد / علم‌الهدی: با این قیمت بلیت، فیلم یک میلیاردی تماشاگر زیادی نداشته است

کلاً مقایسه ی درباره ی الی و ماجرا رو کار درستی نمی دونم. ولی در کل با مقالتون موافقم. به خصوص این که سینمای امروز هم کلی حرف واسه گفتن داره.

رضا پورديان
شنبه 17 مرداد 1388 - 9:31
-12
موافقم مخالفم
 
سرتیپی: اکران «درباره الی...» تا عید فطر ادامه دارد / علم‌الهدی: با این قیمت بلیت، فیلم یک میلیاردی تماشاگر زیادی نداشته است

ژاسخ به مهرداد

در يكي از شماره هاي آخر ماهنامه مرحوم و در عين حال وزين هفت مارتين اسكور سيزي مقاله كوتاهي در مورد ماجرا نوشته (به تر جمه مجيد اسلامي) كه بسيار دقيق است و تشريح احساس در روند ژيشرفت فيلم است.

كورش
شنبه 17 مرداد 1388 - 9:46
14
موافقم مخالفم
 
سرتیپی: اکران «درباره الی...» تا عید فطر ادامه دارد / علم‌الهدی: با این قیمت بلیت، فیلم یک میلیاردی تماشاگر زیادی نداشته است

راستي

در مورد سكانس "پانتوميم" درباره الي:

شايد جناب اصغر فرهادي تجربه اين شكل از بازي پانتوميم را نداشته اند هرچند پيشينه حرفه اي ايشان در زمينه تئاتر است !

اين شكل از بازي پانتوميم معمولا" توسط دو گروه مجزا اجراء مي شود ... بدين صورت كه افراد گروه مقابل هم در جريان رمز ( كلمه رمز ) هستند و شخص اجراء كننده نمايش پانتوميم را براي افراد گروه خودش به اجراء در مي آورد تا با اجراي او اشخاص هم گروه خودش بتوانند به جواب پي ببرند. بدين ترتيب شخص اجراء كننده نمي تواند تا قيام قيامت اشخاص مقابل را سر كار بگذارد و تمام جواب هاي آنان را مردود و اشتباه اعلام كند !! ( بدين دليل ساده كه افراد ديگري هم بجز خودش از رمز پانتوميم اطلاع دارند )...

در حاليكه در سكانس پانتوميم "درباره الي" شاهد آن هستيم كه هر بار فقط و فقط يك فرد از جواب مورد نظر كه خودش هم آنرا انتخاب كرده آگاه است و خود همان شخص هم آنرا براي ديگران اجراء مي كند... به همين دليل آن شخص مي تواند مثلا" بدجنسي به خرج دهد و تا مدت زيادي ( يا شايد هم براي هميشه ) حتي جواب هاي درست ديگران را نيز مردود و نادرست اعلام كند !! كه البته در اين سكانس چنين اتفاقي نمي افتد ...

نمي دانم شايد اصغر فرهادي مخصوصا" سكانس پانتوميم را اينگونه اجراء كرده تا شايد نشان دهد اگر حقيقت و رازي فقط در ذهن و اختيار يك نفر باشد هم او خواهد توانست به هر طريق كه بخواهد در آن كلمه رمز دخل و تصرف كرده و شايد هم تا ابد ديگران را از دانستن آن حقيقت يا راز محروم نگاه دارد !!

رضا جوانروح
شنبه 17 مرداد 1388 - 10:15
-10
موافقم مخالفم
 
سرتیپی: اکران «درباره الی...» تا عید فطر ادامه دارد / علم‌الهدی: با این قیمت بلیت، فیلم یک میلیاردی تماشاگر زیادی نداشته است

جناب اقاي حسني نسب و امير قادري سلام من جوانروح كه در نقد فيلم در باره الي.. هم جلسه شما و هم جلسه ارسباران بودم . در گفتگوي بيرون سالن ارسباران با اقاي فرهادي به اقاي حسني نسب عرض كردم كه در نقد فيلم لايه هاي زيرين اجتماعي و سياسي و روانشناسي و فلسفي و ... بايد طرح شوند و قول دادم كه نقدي بر فيلم بنويسم . اگر مايل ايد ايميل اتان را بدهيد نقد نوشته شده را كه براي اقاي فرهادي هم فرستادهام را بفرستم . با تشكر.

سینمای ما -به این نشانی بفرستید: ghaderi_68@yahoo.com

کاربر
شنبه 17 مرداد 1388 - 20:12
-10
موافقم مخالفم
 
چه کسی فکر می‌کرد الی بی‌گناه است؟

1)با بیشتر قسمت هایی که نوشتی و سفت چسبیدیشون موافقم. من میگم آنتونییونی هر چقدر هم که فیلم رو میشناخت و درکی که نسبت بهش داشت رو , درست قالب ِ فیلم هاش می کرد و اینکه می تونست این کار رو کنه قبول. اما تمام فیلمهاش بی ایراد که نیستن؟ ما همیشه کوبیدن و نقد ِ حسابی کردن و دوست داریم و بیشتر ِ

نقد هامون به عادت همیشه تند ِ تند ِ .درست , اما در کنار نقص هایی که گرفته می شه حتما باید تعریفی از قسمت هایی که روشون کار شده هم کرد نه اینکه اگه چون فقط و فقط درباره ی الی فیلمی با مضمون ِ ماجرا هست و چون کارگردان ِ ماجرا آنتونیونی ِ تکرار میکنم, (آنتونیونی), و چون به نظر, آقای فرهادی امکان نداره کاری در حد ماجرا بسازن پس متاسفانه تیرهای ِ انتقادی( که منصفانه هم نیست) و به سمت این فیلم خواهند آمد بیشتر میشه.چرا؟؟ چون برای ِ ما ا ُفت ِ کلاس ِ به خصوص اگه دوستان ِ سینمایی داشته باشیم..نزدیکایی که سینما سرشون میشه و بگیم که میشه درباره ی الی رو در حد ماجرا ببینیم (نه بالاتر چون آنتونیونی که اصغر فرهادی نمیشه!!). نظر من اینه که کارگردانی این فیلم جدا فرمی تازه در سینما ی ما داشت و جای تبریک داره به آقای فرهادی. و شکل ِ دیگری از ماجرا رو نشون داده , البته در کنار ِ نقد های افراد سینمایی مون که با خوندن نقدشون میشه فهمید که راه ِ درست نقد کردن رو خوب نمی دونند(اما نظراتشون محترم). و کم هستند کسانی که به شیوه ی درست نقد می کنند.

2) دوم اینکه با اسطوره ای که ازش گفتی موافقم.

راستی من نمی دونم که چرا ما علایقمون رو پنهان می کنیم؟؟ چه اشکالی داره وقتی منی که آناتما باب دیلن پینک فلوید ساتریانی و ...و... خیلی هایی که همیشه برام دوست داشتنی اند رو به خودم بر چسب می زنم بگم که بعضی اوقات شنیدن صدای اندی هم برام دوست داشتنیه.

یادمه وقتی کوچیک تر بودم و پدر خوانده رو ندیده بودم برادرم به من گفت هر وقت ازت پرسیدن بهترین فیلمی که دیدی چی بوده , تو بگو پدر خوانده.

کیانا
يکشنبه 18 مرداد 1388 - 5:37
4
موافقم مخالفم
 
چه کسی فکر می‌کرد الی بی‌گناه است؟

آقای رضا جوانروح میتونم بپرسم نقدتون رو به چه آدرسی برای آقای فرهادی فرستادید؟؟؟

سید آریا قریشی
يکشنبه 18 مرداد 1388 - 16:15
1
موافقم مخالفم
 
چه کسی فکر می‌کرد الی بی‌گناه است؟

0)در پی قرار گرفتن مطلبی از بنده در سایت سینمای ما با عنوان "اگر فکر کنیم «درباره الی» از «ماجرا»ی آنتونیونی فیلم بهتری است یک گناه کبیره است؟ "، عده ای از عزیزان بازدید کننده، نظراتی را درباره ی این نوشته و مطالب ذکر شده در آن بیان کردند که بسیاری از آن ها برای من بسیار مفید واقع شد. چرا که به من کمک کردند تا بیشتر درباره ی مفاهیمی که به آن ها بیندیشم. هر چند تفکر بیشتر در مورد این مفاهیم، باعث شد اعتقاد من به آن ها راسخ تر از قبل شود، ولی در عین حال متوجه یک ضعف مهم در مقاله ام شدم. ضعفی که به نظرم بزرگترین مشکلی است که می تواند برای یک نوشته به وجود بیاید و آن هم این است که نویسنده نتواند حرفش را به درستی منتقل کند. آن مقاله ی من هم متأسفانه ظاهراً دچار همین مشکل بود و گویا عده ای از عزیزان گمان کردند که من می خواهم ارزش های سینمای کلاسیک را تکذیب کنم و سینمای امروز را با سینمای آن دوره مقایسه کنم یا بگویم شوالیه ی تاریکی فیلمی به مراتب بهتر از ماجراست و... در حالی که به واقع این گونه نبود. دوست دارم درباره ی بعضی از جملاتی که کاربران عزیز نگاشته بودند، توضیحاتی بدهم و حرفی که نتوانستم در مقاله ی قبلی به خوبی انتقال دهم را در این جا به طور دقیق ذکر کنم. بنابراین ضمن تشکر از همه ی عزیزانی که نوشته ی قبلی من را خواندند و آن را لایق نظر گذاشتن دانستند، در ادامه تعدادی از جملات ذکر شده توسط بازدیدکنندگان و توضیحاتم را درباره ی آن ها ذکر می کنم:

1)"به نظرم اصلا" اشکالی ندارد که کسی بگوید "درباره الی" فیلم بهتری از "ماجرا" اثر آنتونیونی است ... چون در درجه اول اثبات می شود که بالاخره دوستان متعصب قبول دارند که "درباره الی" به هر حال تقلید یا برداشتی از آن فیلم بوده و از آسمان بر ذهن اصغر فرهادی نازل نشده است!"

من اصولاً سعی می کنم در مورد هیچ فیلمی متعصب نباشم. قبول هم دارم که ایده ی اولیه ی درباره ی الی به ایده ی اولیه ی ماجرا شباهت دارد. ولی به نظرم کمال بی انصافی است که درباره ی الی را تقلیدی از ماجرا بدانیم. شباهت این دو فیلم به نظرم منحصر به ایده ی کلی آن و یک سری ایده های بصری مثل نمایش دریا محدود می شود. حتی نحوه ی نمایش دریا هم در دو فیلم متفاوت است. در ماجرا از همان ابتدا دریا طغیانگر است و بحران زا و تنش آفرین. ولی در درباره ی الی، تا زمان غرق شدن آرش و الی، دریا اتفاقاً کاملاً آرامش بخش و زیبا به تصویر کشیده می شود. اما همزمان با پیدایش بحران، ناگهان انگار دریا هم فقط خروش و امواج سنگینش را نثار ما می کند. از نظر مفاهیم منتقله هم که این دو فیلم کاملاً متفاوت با هم عمل می کنند. ماجرا تنهایی، پوچی و بی تفاوتی انسان مدرن را به ما منتقل می کند و درباره ی الی بحران قضاوت و اخلاقیات در دوره ی ما را نشان می دهد. حتی داستان فیلم هم فقط تا زمان سکانس ناپدید شدن آنا و الی به هم شبیه است و پس از آن هر کدام مسیری جداگانه را طی می کنند. پس چگونه می توان گفت درباره ی الی تقلید یا برداشتی از ماجراست؟ صرف شباهت ایده ی کلی دو فیلم باعث این نتیجه گیری شده است؟

2)"به هر حال نمیشود انکار کرد که "درباره الی" با توجه به ذائقه و سلیقه مخاطب ایرانی ساخته شده و بعید نیست اگر مخاطب عام و معمولی ایرانی "درباره الی" را بیشتر از "ماجرا" دوست داشته باشد..."

آن چه که مرا آزار می دهد، همین است. همین فاصله گذاری و طبقه بندی که معیارش هم مشخص نیست. "مخاطب عام و معمولی" یعنی چه؟ پس یعنی اغلب کسانی که ماجرا را از درباره ی الی بیشتر دوست داشته اند، مخاطبان خاص و فرهیخته اند و بیشتر کسانی که درباره ی الی را می پسندند، مخاطب عام و معمولی؟

3)"شما فاصله بين آن فيلم را دوست ندارم چون (محیط گرفته، عدم حضور موسیقی، خلوت بودن محیط، نورپردازی با عمق کم، فضا و داستانی بی هیجان و تعلیق و...) و شواليه تاريكي را دوست دارم چون موسیقی هیجان انگیز و پرحجم، داستان پر و پیمان و پرتعلیق، نورپردازی شدید و پر از رنگ های تند و... همگی در مقابل ضمیر شخصیت های اصلی قرار می گیرند را به سرعت طي كرديد."

البته من نگفتم که ماجرا را دوست ندارم. ولی خیلی هم به آن علاقه مند نیستم. علت این که خیلی آن را دوست ندارم این نیست که داستانش بی هیجان است و موسیقی ندارد و... بلکه مشکل من افراط در نمایش بی احساسی است که توضیح دادم.

اما قبول دارم که سریع این مسیر را طی کردم. به خاطر این که اصلاً هدف من این نبود که بگویم شوالیه ی تاریکی را دوست دارم یا فلان فیلم را دوست ندارم. هدف اصلی من از نوشتن این مقاله این بود که بگویم هیچ گاه نباید با تعصب به چیزی اندیشید. سینمای کلاسیک بسیار عالی است. چند تا از فیلم های محبوب تمام عمر من، صامت هستند! ولی سینمای امروز هالیوود هم حرف های زیادی برای گفتن دارد. ماجرا و درباره ی الی و شب و ... همه بهانه است.

4)"در اين شكي نيست كه ماليخولياي دوران ما با گذشته فرق كرده همانطور كه كامبيز كاهه زماني نوشته بود كه حال و هواي دهه نود را روزهاي عجيب و شهر تاريك بهتر از احياي مردگان اسكورسيزي تصوير كردند. اما كاهه حواسش بود كه فيلم هاي مورد مقايسه اش در يك دهه ساخته شدند نه با فاصله ي چهل سال."

حرف شما را صد در صد قبول دارم. ماجرا در قیاس با دوره ی خودش فیلم بسیار زیبایی است و بسیار هم نزدیک به شرایط جامعه ی آن روز. حرف من در پاسخ به کسانی است که به زور می خواهند بگویند که سینمای آن دوره زیباتر از سینمای امروز است. ولی من می گویم این طور نیست. دقیقاً به دلیل این که ماليخولياي دوران ما با گذشته فرق كرده است. اگر کسی این دید را داشته باشد که هر فیلم را در ابتدا با توجه به دوره ای که در آن ساخته شده مورد قضاوت قرار دهد، کار من هم خیلی راحت تر می شود. چون من هم همین را می خواهم. بیرون آوردن مردگان در واقع یک فیلم دهه ی هفتادی است که در دهه 90 ساخته شده و برای همین هم که خیلی مورد توجه قرار نگرفته است. ماجرا و شب و... در زمانی ساخته شده اند که جامعه به چنین فیلم هایی احتیاج داشت. روشنفکران تجلی باورهای خود را در زبانی جدید که آنتونیونی آفرید مشاهده می کردند. ولی این که بخواهیم بگوییم الآن دیگر فیلم ها اصلاً به درد نمی خورند و... را به هیچ وجه نمی پسندم و نمی پذیرم.

5)" سطح واقعيت در كميك ها وفيلم هاي براساس آن با سطح واقعيت در زندگي روزمره كه ادبيات و سينماي مدرن مدرن هميشه قصد دارد به ابعاد آن نزديك شود فرق دارد."

باز هم آفرین. علت این که در مقایسه ی شوالیه ی تاریکی و ماجرا وارد جزئیات نشدم همین است. فقط می خواستم بگویم مفهوم کلی دو فیلم به نظرم یکی است. ولی شیوه ی نمایش آن تفاوت کرده و فرق سینمای دهه ی 60 و سینمای هزاره ی سوم همین است و به نظرم شیوه ی نمایشی که در شوالیه ی تاریکی یا مثلاً در بروژ و... به کار گرفته شده، به نظرم به دنیای حال حاضر نزدیک تر است. وگرنه در جزئیات، این دو فیلم خیلی با هم متفاوتند.

6)” قرار نیست همه کسانی که عاشق آنتونیونی و ژان لوک گدار و فلینی هستند هیچوقت ساسی مانکن گوش نکنند !!

اما موضوع اینست که تکلیف انسان یا آرمان ها و عقاید خودش و تفکراتش روشن باشد."

واقعیت این است که اصلاً از این بعد به ماجرا نگاه نکرده بودم! ساسی مانکن + آرمان ها و عقاید آدم؟! به شخصه فقط هنگامی به موسیقی ساسی مانکن و امثال او گوش می دهم که حسابی سرخوش و سرحال باشم و بخواهم به قول معروف عیشم کامل شود! اصولاً به نظر من موسیقی ساسی مانکن چیزی نیست که قرار باشد روی آن فکر بکنیم! چه برسد به این که بخواهد آرمان ها و تفکرات آدم را تغییر بدهد. موسیقی ساسی مانکن برای این است که به آن گوش دهیم و صفا کنیم! همین. همان طور که شما هم در انتهای کامنتتان اشاره کردید، بهرحال برای طرفداران جدی موسیقی و سینمای سطح بالا و باصطلاح "روشنفکری" هم شاید لازم باشد گاهی برای سرگرمی و تفریح به چنین موسیقی های هم گوش بدهند ... و به نظر من هم چنین است. اصلاً در جمله ی شما، فکر کنم به جای شاید حتی می توان "باید" گذاشت.

7) " هرچند "درباره الی" تقلید یا برداشتی از "ماجرا" اثر آنتونیونی بود اما به نظر می رسد مقایسه این دو فیلم قیاس بی موردی باشد...

چون این دو فیلم به دو زمان و مکان جداگانه و دو اقلیم و شرایظ کاملا" جداگانه فرهنگی و اجتماعی و تاریخی تعلق دارند ..."

البته من موافقم نیستم که درباره ی الی تقلید یا برداشتی از ماجرا بود. تفاوت ها بیشتر از آن است که به راحتی یکی را برداشتی از آن یکی بنامیم. ولی حرف من هم که اصلاً همین خط آخر شماست. باز هم تأکید می کنم فیلم هایی که از آن ها نام بردم، فقط بهانه ای بودند برای ذکر این نکته که سینمای هر دوره متعلق به آن دوره است. هر چند بی شک درس های زیادی برای انسان های دوره ی ما هم دارند، ولی قابل پذیرش نیست که عده ای از سینمای یک دوره برای خود بت بسازند و سینمای امروز را یکسره مبتذل بنامند. همین! حالا برای این که توضیحاتی هم درباره ی این حرفم بدهم، چند مثال زدم فقط برای این که بگویم فیلم های امروز به جهان این دوره نزدیک ترند تا فیلم های چهل سال قبل. نمی خواهم بگویم کدام سینما "بهتر" است.

8) " این قدر غر غر نکنین شمایی که این قدر اشکال می گیرید که درست هم هست میتونید 2 صفحه از یک فیلم نامه رو بنویسید؟؟؟؟"

من که نفهمیدم منظور شما من بودم یا کسانی که از درباره ی الی ایراد گرفتند. ولی با این فرض که شما به من اشاره کرده اید:

شما فرض کنید نه! نمی توانم مقاله بنویسم. ولی چه ربطی به قضیه دارد؟ کلاً با استراتژی شما مشکل دارم. مقاله ای نوشته ام و این مقاله در سایتی چون سینمای ما قرار گرفته است. پس یعنی سطح این نوشته از دید دست اندرکاران سایت (که آن ها می توانند 2 صفحه فیلم نامه بنویسند) از حد صفر و کاملاً آماتور بالاتر بوده است. حالا دیگر چه فرقی می کن این مقاله را چه کسی نوشته است؟!

اگر هم منظورتان کسانی بوده اند که با درباره ی الی مشکل دارند، جوابتان با خودشان!

9) ". چه اجبار است که بیاییم بین تارانتینو و جان فورد یکی را انتخاب کنیم یا بگوییم کدام بهتر است . چیزی که مشخص است این است که سینما افت نکرده . فقط تغییر لحن داده است . پس ما باید برای لذت بردن آدم انعطاف پذیری باشیم . حالا فیلم مورد نظر میخواهد قدیمی باشد یا جدید ."

فکر می کنم در مقاله ی قبل نتوانستم حرفم را به خوبی منتقل کنم و این مشکل مقاله ی قبلی من بود. بسیاری از کسانی که در مقاله ی قبلی نظر داده بودند، همان حرفی را زدند که من می خواستم بزنم، ولی گویا احساس کرده بودند مقاله ی من دارد حرف دیگری می زند. به هر حال اگر در مقاله ی قبلی نتوانستم حرفم را بزنم، حرف اصلی را این جا می گویم. حرف اصلی من همین است که سینمای امروز و سینمای کلاسیک هر دو قابل احترام هستند و تماشای هر فیلمی لذت بخش. حالا نظر شخصی هر کس یک چیز است و این کاملاً طبیعی است. ولی نمی توان هیچ کدام از آن دو را نفی کرد.

کورش
جمعه 23 مرداد 1388 - 15:41
-3
موافقم مخالفم
 
عکس‌های نازنین ولی‌محمد از نشست کاربران سینمای ما با سازندگان «درباره الی...»

دوست عزیز جناب قریشی

از بذل توجه شما به نظرات من درباره مقاله و مطلب قبلی تان سپاسگذارم اما خواهشمندم توجه داشته باشید که شما اصلا" مسوول توضیح و تفسیر نظرات ما نیستید بلکه هرکس خودش مسسول نظراتی است که ارائه می کند !

اما به هر حال از توضیحات متین و جالب شما ممنونم و از آن ها استفاده کردم.

موضوع اینست که در دورانی هستیم که متاسفانه آنقدر یک فیلم را تبدیل به یک امر مقدس می کنند که گویا اصلا" گفتن هیچ حرف یا نوشتن هیچ مطلبی بجز تعریف و تمجیدهای مبالغه آمیز و جانبدارانه مجاز نیست و بلکه هرکس بخواهد فیلم مورد علاقه این دوستان را به بوته نقد بکشد باید به هزار و یک بیماری روانی و چیزهای دیگر متهم شود !!

در این میان باید گفت این همان فاصله میان مخاطب عام و مخاطب حرفه ای و سینما شناس است که اجازه اظهار نظرهای مخالف و منتقدانه را به فیلم های مورد علاقه اش می دهد و کورکورانه همه نقد ها را به کینه شخصی و موضع گیری های خصمانه تعبیر نمی کند !

اما در مورد اینکه "درباره الی" با ملاحظات تجاری و در نظر گرفتن ذائقه و سلیقه مخاطب عام ایرانی ساخته شده باید از شما بپرسم اگر شما با این نظر مخالفید آیا با این نظر هم مخالفید که اگر فیلمی مانند "ماجرا" اثر آنتونیونی در شرایط فعلی با همان ریتم و شکل بیانی در سینماهای ایران به نمایش در می آمد حتما" دچار شکست تجاری می شد ؟؟

بنا براین اگر چنین اصلی را بپذیریم مطمئنا" اگر کسی از فیلم "ماجرا" یا هر فیلم خارجی دیگر برداشت کند مسلما" آنقدر هوشمند خواهد بود که آنرا با ذائقه و سلیقه امروز مخاطب عام ایرانی همساز و همخوان کند تا در وضعیت حال حاضر سینمای ایران با شکست تجاری و عدم استقبال مخاطب مواجه نشود !

اما چیزی که مسلم است فیلمسازان محترمی مانند جناب فرهادی که در تیتراژ فیلمشان هیچ یادی از فیلم اصلی نکرده اند هیچگاه نیز در مصاحبه ها و گفتگوهای دیگر نیز به این واقعیت اشاره نخواهند نمود چراکه اصل را بر این گذاشته اند که مخاطب عام قاعدتا" اطلاع چندانی از تاریخچه سینمای روشنفکری اروپا ندارد و کمتر امکان دارد به واقعیت تقلید آمیز بودن فیلم هم پی ببرد !

اما این هم کاملا" به دور از انصاف هست که بگوییم حال که "درباره الی" برداشت یا تقلیدی از "ماجرا" بوده دیگر فاقد هرگونه ارزش هنری است !

اما درباره تمایل روشنفکران و مخاطبان سطح بالای هنری به گوش دادن به موسیقی هایی مانند "ساسی مانکن" و تقابل آن با ارزش ها و آرمان های فکر ی ایشان عرض کنم که گوش کردن این نوع موسیقی هم مانند تماشا کردن فیلم های سطح پایین و تجاری برای تفنن و تفریح و وقت گذرانی حتما" لازم است اما خود من شخصا" گاهی در این قبیل موارد دچار تردید می شوم اگر بدانم احتمالا" جریان خاصی وجود دارد که سعی در رواج ساده پسندی و ابتذال و منحرف کردن افکار آدمی از مسایل جدی و مهم انسانی می گردد !

این مساله زمانی جدی تر می شود که شما بدانید افرادی بعنوان الگوی فکری به سلایق و علایق شما چشم دوخته اند و متاسفانه همیشه هم قادر به تمایز قایل شدن میان مرز تفریح و تفنن با موضوعات جدی در ارتباط با هنر اندیشمندانه و مترقی نیستند !

و مطلب آخر اینکه به نظر می رسد این قبیل موسیقی پاپ سطح پایین بیش از آنکه یک نوع موسیقی سرگرم کننده و تفریحی معمولی باشد بیشتر زاییده محدودیت ها و محرومیت های سالیان گذشته در زمینه موسیقی و تفنن و شادی های معمول نوع بشر باشد !

با سپاس مجدد از همه دوستان مخصوصا" جناب قادری که تا حد امکان اجازه درج مطالب تحلیلی و بحث های آموزنده و سالم را در وب سایت شان فراهم کرده اند .

hoda
دوشنبه 25 مرداد 1389 - 17:25
-4
موافقم مخالفم
 

موافقم با نظراتتون و چقدر خوشحالم که یه نفر حرفایی رو زد که ما دلمون می خواد بزنیم...الی به خیلی لحاظ ها بهتر و خوب شاید ما ایرانی ایم و نگاه ایرانی رو می پسندیم...و اینکه شاید اگه آنتونیونی هم زمان با الی ماجرا رو می ساخت په بسا سینمای نوین به قول شما گریبانشو می گرفت و خوب یه کار متفاوت و بهتر می ساخت.این خاصیت زمانه...

اضافه کردن نظر جدید
:             
:        
:  
:       




mobile view
...ǐ� �� ���� ����� ������� �?���?�


cinemaema web awards



Copyright 2005-2011 © www.cinemaema.com
استفاده از مطالب سایت سینمای ما فقط با ذکر منبع مجاز است
کلیه حقوق و امتیازات این سایت متعلق به گروه سینمای ما و شرکت توسعه فناوری نوآوران پارسیس است

مجموعه سایت های ما: سینمای ما، موسیقی ما، تئاترما، فوتبال ما، بازار ما، آگهی ما

 




close cinemaema.com ژ� ��� �?��� ��� ���?���