رمانتيك كابوس زده :: سينمای ما :: پايگاه خبری - تحليلی سينمای ايران :: Iranian Movie News & Information
يکشنبه 14 تير 1388 - 5:57
module-htmlpages-display-pid-97.html

• در شرایطی که حدود دو هفته تا نخستین سالگرد درگذشت هامون سینمای ایران باقی مانده؛ / امشب تماشای آخرین حضور تصویری شکیبایی فقید را از دست ندهید      • تکلیف تماشاگران فراوان این برنامه تلویزیونی مشخص نیست؛ / گزارشی درباره احتمال تعطیلی برنامه «90»      • سازنده «هفت‌تیرهای چوبی» و «بگذار زندگی کنم» تنهای‌مان می‌گذارد؟ / شاپور قریب اعلام کرد که اگر این فیلم‌اش را بسازد دیگر کاری با سینما ندارد      • دو خبر از امین حیایی؛ / 1- فیلم تازه‌اش روز جمعه 29 میلیون فروخت 2- برای پروژه تازه‌اش به مالزی می‌رود      • در باشگاه فیلم تهران؛ / امیر قادری و مهرزاد دانش، درباره «شک» جان پاتریک شانلی گفتگو می‌کنند      











پنجشنبه 4 مهر 1387 - 17:39

رمانتيك كابوس زده




اين روزها نام كيانوش عياري به بهانه سريال روزگارقريب در مطبوعات و رسانه‌‌هاي سينمايي زياد ديده مي‌شود و گپ‌ و گفت‌هاي جالبي در مورد سينماي عياري راه افتاده است كه نمونه خوبش مصاحبه امير‌قادري با اين فيلمساز - فوق تجربه گرا و علاقه‌مند به فضاها و روابط به شدت استيليزه واقعي با نتايجي كاملا دراماتيك، جذاب وكمتر ديده شده - در هفته‌نامه شهروند بود .
............................................................................................................................
فيلم محبوبم در ميان مجموعه كارهاي عياري، شبح‌كژدم است . جواهري كه زمان خودش دست كم كه هيچ، ناديده گرفته شده و حالا بعد از 21 سال و در زمان فعلي پيشرو و دست نيافتني جلوه مي‌كند . داستان فيلم در سينماي ايران بي‌سابقه و در سينماي جهان با مشابهت‌هايي كم سابقه است . هنوز كه هنوز است پلات داستاني فيلم اعجاب‌انگيز و فراتر از استانداردها و معيارها جلوه مي‌كند . سال پيش به بهانه بيست سالگي فيلم، ريويويي در ويژه‌نامه روزنامه شرق نوشتم . بند بعدي اين نوشته، متن اين ريويو است.
.............................................................................................................................
1-كيانوش عياري از مهم‌ترين و با استعدادترين فيلمسازان بعد از انقلاب است كه هيچ‌گاه به جايگاه واقعي خود نرسيده است . اين قضيه دلايل مختلفي دارد . او نه مانند محسن مخملباف از جو و ذوق زدگي عمومي در دهه شصت برخوردار بود و نه مثل مجيد مجيدي و ابراهيم حاتمي‌كيا مي‌توانست از امكانات و مزاياي دولتي در سال‌هاي مياني دهه هفتاد بهره ببرد . فيلمسازتر و جدي‌تر از اين حرف‌ها هم بود كه بخواهد به سياق جعفر پناهي و بهمن‌قبادي اوايل دهه هشتاد دست به جار‌و‌جنجال بزند وبه اين وسيله خود را در مركز توجه قرار دهد . او كيانوش عياري است . فيلمسازي كه در هر فيلم خود دست از تجربه گري برنداشته و تسليم شرايط و خواست جمعي نشده است . او در تمامي اين سال‌ها كار خود را كرده و فيلم‌هاي خود را ساخته است، حتي به اين قيمت كه سال‌هاي زيادي بين ساخت هر كدام از فيلم‌هايش فاصله بيافتد و دو فيلم آخرش ( سفره ايراني و بيدارشو آرزو) رنگ پرده‌ را به خود نبينند . فيلم‌هاي عياري همگي واجد يك كيفيت مشترك هستند . كيفيتي كه به مولفه اصلي آثار او بدل شده و آن ديرياب بودن فيلم‌هاست . دليل اصلي اين ديرياب بودن، نوع كارگرداني پرده‌پوشانه‌ي عياري است كه بيشتر تمايل به مخفي كردن دارد تا نشان دادن .
از طرف ديگر فيلم‌هاي عياري در نگاه اول اينقدر ساده و معمولي به نظر مي‌رسند كه توجهي را جلب نكنند و با بي انصافي در ياد نمانند . اين سادگي دقيقا به دليل نوع كارگرداني او است كه سعي دارد همه چيز را راحت و طبيعي به شكل زندگي واقعي نشان تماشاگر دهد كه اوج اين نگاه فيلم بسيار خوب (بودن يا نبودن) است . همه اين‌ها را گفتم تا به فيلم (شبح كژدم) برسم . فيلمي كه بيست سال پيش به نمايش عمومي در آمد و به دلايلي كه چند خط قبل‌تر ذكر كردم، خيلي مورد توجه منتقدان قرار نگرفت و با فروش پاييني كه داشت در ميان فيلم‌هاي ديگر دهه شصت گم شد و به آنچه حق‌اش بود، نرسيد . اما بهترين داور يعني گذشت زمان ثابت كرد كه "شبح كژدم" فيلم ارزشمندي است و نكات بسيار زيادي براي توجه و بررسي دارد.
2-"شبح كژدم" مانند يك فيلم در فيلم است . محمود (جهانگير الماسي) كه در آغاز فيلم نمي‌تواند نظر تهيه كننده را براي توليد فيلمش (فيلمي به نام شبح كژدم) جلب كند، تصميم مي‌گيرد آن را در واقعيت و در دل زندگي روزمره به اجرا در آورد. عين سناريو و مو‌به‌مو . پس طبق نقشه پيش مي‌رود و سكانس مهمي از فيلمش كه همانا سرقت از بانك است را در زندگي واقعي مي‌سازد . چهره محمود بعد از ديدن خبر دزدي در روزنامه، به كارگرداني مي‌ماند كه از ساخت فيلم خود راضي است و حالا با خيال راحت دارد نقد آن را در روزنامه با آب و تاب دنبال مي‌كند . به همين خاطر است كه قسمت مربوط به خبر دزدي را از روزنامه مي‌برد و درون دفتر قرار مي‌دهد . دفتري كه به منزله دكوپاژش است و او بعد از گذشتن از هر مرحله جلوي سكانس مشابه در فيلمنامه، جمله معروف "گرفته شد" را مي‌نويسد . در اين بين برادر محمود(ناصر آقايي) و حسن(حسن رضايي) شبيه تماشاگراني هستند كه فيلمساز موفق شده آن‌ها را عقب‌تر از خود نگه دارد و به دنبال داستان بكشد(عياري از علاقه‌مندان آلفرد هيچكاك است ) اولين ديالوگ محمود بعد از دزدي به حسن اين است(:با اين‌كه جون به لب شدم، خيلي سينمايي بود، نه؟)
3-محمود كژدم يك شخصيت رمانتيك است . شخصيتي كه براي خود آرمان دارد و مي‌خواهد به آن دسترسي پيدا كند . به همين خاطر است كه وقتي آرمان خود را از دست رفته مي‌بيند به سياق رمانتيك‌ها به ذهنيت‌اش پناه مي‌برد و از آن ياري مي‌جويد . نگاه حسرت‌بار و غمخوارانه‌ او به كارگردان نابلد فيلم تاريخي اثبات اين نكته است كه در واقعيت راهي براي محمود وجود ندارد و تنها انتخاب برايش خزيدن در ذهن است . ذهني كه او را وا مي‌دارد تا سناريو‌اش را در دل زندگي واقعي به اجرا در آورد . از اينجاست كه ور ديگر شخصيت رمانتيك محمود بروز مي‌كند كه آن ميل به تخريب و خودويرانگي است . محمود تنها وقتي مي‌تواند آرمان از دست رفته‌اش را احيا كند كه دست به تخريب خود و بقيه بزند. او از دل نابودي به خلق اثرش مي رسد . خلقي كه به او فرصت جلوه‌گري و خودنمايي مي‌دهد . نكته اساسي اينجاست كه همه اين چيزها در نا‌خودآگاه محمود او را در نهايت به جايي مي‌رساند كه ديگر هيچ كاري نمي‌تواند بكند و راهي براي بازگشت ندارد . او در سكانس پاياني فيلم در قبري به شكل تله‌كابين گير مي‌افتد و كل مسير آمده در نظرش به شكل يك كابوس جلوه مي‌كند. به همين دليل محمود به آدم كابوس زده‌اي شبيه مي‌شود كه دستش به هيچ‌جا بند نيست . هر چه نباشد او محبوبه‌اش را از دست داده و جان دادن بهترين دوستش را روبه‌روي چشمانش به سختي نظاره كرده است . بيراه نيست كه بگوييم اين فرجام تلخ تمام شخصيت‌هاي رمانتيك است .
4-((شبح كژدم)) از لحظات و صحنه‌هاي خيلي خوبي تشكيل شده كه نشان از توانايي بسيار بالاي كارگردانش دارد . لحظاتي مانند تنهايي محمود در چنبره‌ي پوسترهاي آلفرد هيچكاك، همفري بوگارت، كرك داگلاس و گريگوري پك در خانه‌اش كه از دل اين تنهايي تصميم مي‌گيرد، ذهنيتش را عملي مي‌كند . سكانس سه دقيقه‌اي پر تنش در جواهر فروشي كه از پنج پلان تشكيل شده است و پلان اضافي ندارد . پايين آمدن ماشين از روي پلكان كه هنوز نوع گرفتنش بعد از بيست سال شگفت‌انگيز جلوه مي‌كند . پنج دقيقه بي‌ديالوگي كه صرف آوردن ساك طلاها از خانه در دل برف مي‌شود . زومي كه روي صورت حسن مي‌شود؛ جايي كه تصميم گرفته تله‌كابين را متوقف كند . تقابل سه آدم با كوه‌هاي پر از برف، صداي زوزه باد در يك محيط وسيع و محمودي كه به سيم تله‌كابين آويزان است و بالاخره آخر فيلم، جايي كه چهره‌ي بي‌جان و يخ زده‌ي حسن بخشي از قاب را پر كرده و صداي حركت تله‌كابين روي صورت او به گوش مي‌رسد . در پشت تمامي اين لحظات و صحنه‌ها شور و شعور وجود دارد و اين چيزي است كه باعث شده بعد از بيست سال فيلم كهنه به نظر نرسد و تاثيرگذار جلوه كند .


بازگشت به روزنوشت هاي پويان عسگري

نظرات

farshid
يکشنبه 7 مهر 1387 - 1:13
0
موافقم مخالفم
 

این فرجام تلخ تمام ادم های رمانتیک نیست!! مطمئن هستم عیاری هرگز قصد نداشته رمانتیک بودن یک ادم را این جور به بازی بگیرد .شبح کژدم اگر به نظر شما در نکوهش تخیل و رمانتیک بودن ادم ها باشد به نظرم فیلم بدی است ان قدر بد که سینما را هم به بازی گرفته .ولی به نظرم شبح کژدم فیلمی فراتر از این حرفهاست عیاری فیلمساز باهوشی هست که هرگز با رمانتیک بودن بیگانه نیست نقد عیاری از دیدن واقعیت های واقعی به جای توهم هایی که گاهی جایگزین واقعیت های فردی و اجتماعی یا سیاسی می شوند فرق زیادی با نقد شخصیت رما نتیک و احساسی دارد .کیانوش عیاری شبح کژدم را در چه سالهایی ساخته؟کاش فیلم را در شرایط ان موقع هم می دیدیم !!مثل این که یکنفر بانی وکلاید را تحلیل شخصیت کند و در نظر نگیرد فیلم محصول چه دهه ای از امریکا ست .قبول دارم بانی کلاید فیلم امروز هم هست می شود دید و بی خیال این روده درازی ها شد و فقط گفت عجب شاهکاری!!به نظرم شبح کژدم هم از ان فیلمهایی است که نمی شود به این راحتی نقد کرد.

farshid


دوشنبه 8 مهر 1387 - 14:40
-3
موافقم مخالفم
 

چرا نوشتی سرقت از بانک؟ همون جواهر فروشی درسته. اصلا حضور نامزدش هم برای همینه. که تو نقشه میخواد برای طلا بخره و بعد دعوا میکنن و بعد سرقت و بعد ...


سه‌شنبه 30 مهر 1387 - 9:49
-1
موافقم مخالفم
 

کیانوش عیاری بهترینه

اضافه کردن نظر جدید
:             
:        
:  









  سینمای ما   سینمای ما   سینمای ما   سینمای ما      

استفاده از مطالب و عكس هاي سايت سينماي ما فقط با ذكر منبع مجاز است | عكس هاي سایت سینمای ما داراي كد اختصاصي ديجيتالي است

كليه حقوق و امتيازات اين سايت متعلق به گروه مطبوعاتي سينماي ما و شركت پويشگران اطلاع رساني تهران ما  است.

مجموعه سايت هاي ما : سينماي ما ، موسيقي ما، تئاترما ، دانش ما، خانواده ما ، تهران ما ، مشهد ما

 سينماي ما : صفحه اصلي :: اخبار :: سينماي جهان :: نقد فيلم :: جشنواره فيلم فجر :: گالري عكس :: سينما در سايت هاي ديگر :: موسسه هاي سينمايي :: تبليغات :: ارتباط با ما
Powered by Tehranema Co. | Copyright 2005-2008, cinemaema.com
Page created in 2.52476215363 seconds.