چهارشنبه 21 بهمن 1388 - 3:41













-

I تبلیغات متنی I
فروش نقد و اقساط بلند مدت
فروش لپ تاپ و تلویزیون های ال سی دی در مدل های مختلف
----------------------------
پی سی آنلاین
بازی و سرگرمی، دانلود، اخبار، اطلاعات بورس و فتوگالری
----------------------------
روزنامه تفاهم
اولین روزنامه کارآفرینی ایران
----------------------------
پارسيس
مشاوره،طراحي و برنامه نويسي  پورتال‌های اینترنتی
----------------------------





دوشنبه 14 مرداد 1387 - 13:29

18 ساله تا دم مرگ



اين درست همان صفحه موسيقي اي است كه هميشه آرزوي اش را داشته ام. اين كه بتواني خوب و به موقع و با توجه به شرايط موجود در مطبوعات، نسبت به وقايع اطرافت و آلبوم هايي كه مي شود به شان پرداخت و مرتب دارند منتشر می شوند و دوست شان داری واكنش نشان بدهي. البته اين را هم به خوبي مي دانم كه اين فرصت، پايداري ندارد اما اين كه مي شود طي 7 شماره يك هفته نامه توي شرايط فعلي و تمام سؤتفاهم هايي كه هنوز نسبت به موسيقي وجود دارد، درباره رولينگ استونز، كولد پلي و برايان آدامز (اين يكي را تا لحظه اي كه شماره 177 همشهري جوان نيامد بيرون باورم نمي شد چاپ بشود) نوشت و پرونده هاي جمع و جوري راجع به شان درآورد، بايد خدا را شكر كرد، هنوز زنده ايم و نفس مي كشيم.
این 2 صفحه موسیقی راجع به برایان آدامز و به خاطر انتشار یازدهمین آلبومش- با عنوان 11- را با هم کاری و مطالب رفیق عزیزم جواد رهبر، درآورده ایم و اگر با خواندن اش به یاد وی اچ اس های قدیمی تان بیفتید که کلیپ های دهه نود را روی اش ضبط می کردید، بی شک من و جواد به هدف مان رسیده ایم. فعلا که حکایت تیم دو نفره جواد و من برای این صفحه بخصوص شده عین ماجرای ویدئو کلیپ «Re-Offender» از گروه آلترناتیو و اسکاتلندی Travis، دیده ایدش؟ حکایت کار کردن و تداوم تور و کنسرت های یک گروه راک است که اگر از آسمان سنگ هم ببارد باید انجام شود و ادامه پیدا کند؛ مثلا حتی اعضای گروه هم که با هم اختلاف پیدا می کنند و یک دل سیر هم دیگر را کتک می زنند، بازهم با سر و روی زخمی و اعصاب درب و داغان روی استیج می آیند و می زنند و می خوانند، آن هم فقط به این خاطر که Show must go on.




ضمن این که پرونده شسته رفته اما غافل گیر کننده ای هم برای «پارک پارانوید»، برای اعتماد این هفته درآورده ایم که به نظرم یک اتفاق به حساب می آید؛ برای این که در عین ناباوری، جواد توانست یک یادداشت جمع و جور از بلیک نلسن- نویسنده رمان پارک پارانوید که او هم در پورتلند اورگون زندگی می کند- درباره فیلم ون سنت بگیرد که مطمئنا مکمل ارزشمندی برای سایر مطالب آن صفحه می شود. آنونس پرونده دیگرمان برای «شوالیه سیاه پوش» در شماره آینده همشهری جوان باشد برای روزنوشت بعدی! گفتم که Show must go on.

بازگشت به روز نوشت‌هاي نويد غضنفري

نظرات

جواد رهبر
دوشنبه 14 مرداد 1387 - 22:24
-1
موافقم مخالفم
 

پسر انگار فقط مي خواستي ما رو نابود کني که کردي! آن هم با يادآوري اين کليپ طلايي (آخه کدام يک از کليپ هاي ترويس نازنين طلايي نيست؟) يکي از محبوب ترين گروههاي عمرم. ايشالا روزي واسشون يه پرونده ناز دربياريم.

حقيقتش خيلي خوشحالم که فعلا به آنجا که در ابتدا قصد داشتيم برسيم رسيده ايم و اميدوارم همين طور جلو برويم... (منسن و فلسطين که يادته؟ نگرش من همينه!)

راستش وقتي کليپ حدس زدم به show must go on ربطي داره. اشتباه نکرده بودم رفيق.

هنوز اميدواريم رفيق...يادته سر بليک نلسون گفتم اين رو...

"بايد خدا را شكر كرد، هنوز زنده ايم و نفس مي كشيم."

مخلص!

صوفیا نصرالهی
سه‌شنبه 15 مرداد 1387 - 3:47
3
موافقم مخالفم
 

نویدجان مشکل اینه که من همیشه با کمی تاخیر فیلمهایی رو که تو درباره شون می نویسی میبینم!اینه که هنوز پارانویید پارک رو ندیدم(هرچند وصفش رو خیلی از دوستان شنیدم که می گن شاهکاره) اما تازه "once" رو دیدم که به لطف تو و جواد در پرونده ی اعتماد تصمیم گرفتم برم سراغش و الان نمی تونم بگم حالم از دیدنش چقدر خوبه!اما اول صفحه ی موسیقی همشهری جوان که اتفاقا این دو دفعه خوندم و می دونم با وجود فضایی که هست چقدر تو و جواد دارین زحمت می کشین. هر دو تون خسته نباشین. کارتون واقعا خوبه.

و حالا "once"! راجع به فیلمی که انقدر دوستش دارم چی می تونم بگم؟این دومین باره که با شناختی که از خودم دارم قبل از این که فیلمی رو ببینم و فقط با خوندن درباره ش مطمئن بودم که عاشقش میشم. اولین بار پرونده ای بود که امیرقادری توی ماهنامه فیلم درباره ی پیش از طلوع و پیش از غروب درآورده بود.هرچی بیشتر پرونده و به خصوص مطلب امیر رو میخواندم بیشتر مطمئن می شدم که این فیلمها جزو فیلم های محبوب همه ی عمرم می شوند. توی اعتماد هم وقتی مطلب جواد و تو رو خوندم(به خصوص اون جمله ی اولی که نقل قولی درباره ی عشق بود) می دونستم که بی بروبرگرد این فیلم منه. امشب دیدم و فهمیدم اشتباه نکردم. اولین صحنه ای که فیلم کاملا به درونم نفوذ کرد جایی بود که دختره و پسره(راستی این گلن هنسارد تا حالا کجا بود؟چهره اش معرکه س.)می رن تو مغازه تا دختره پیانو بزنه. من همیشه عاشق مغازه هایی بودم که ادوات موسیقی می فروشند.(هنوزم هستم). یکی از بزرگترین لذت های زندگیم اینه که با دوستانم که میخوان ساز بخرند برم و همه ی راسته ی خیابان جمهوری یا لارستان رو بگردم.یه عیش بزرگ دیگه هم اینه که توی سازفروشی بین اون همه ساز پشت پیانوهای رویال بشینی و هر قطعه ای که دلت میخواد رو بزنی.این اولین جرقه بود که منو پرت کرد به دنیای فیلم. بعد چهره ی گلن هنسارد بود و دختره. بعد صحنه ای که پسره رفته خونه دختره تا شام بخوره و همسایه های دختره میان تو تا تلویزیون ببینن.(این صحنه رو واقعا نمی دونم چرا انقدر دوست داشتم.خیلی ساده بود. هیچ چیز خاصی نداشت ولی یکدفعه به نظرم اومد چه موقعیت دلپذیر و جمع دوستداشتنی هستند).از اینجا به بعد دیگه نمیدونم تاثیر تصاویر بود یا موسیقی فوق العاده ش یا قدم زدن روی سنگفرش های پیاده رو(اصلا یکی از دلایلی که من عاشق اروپا هستم پیاده روهاشه!) که اصلا نفهمیدم فیلم چه طور گذشت. تا به خودم اومدم تموم شده بود و من انقدر کیف کرده بودم که آرزو می کردم کاش یه آلبوم دیگه هم با هم درمی آوردن!وحید درست گفته که این فیلم سهل و ممتنع هست.

یه دفعه دیگه جدیتر راجع به فیلم حرف می زنم. الان فقط مرسی به خاطر معرفیت(و ممنون که اسم آهنگ مندلسون رو هم نوشتی. چون خودم نمیدونستم کدوم اثر استاده.)

برای من فیلم رویایی بود. از اون فیلم ها که میتونم مدت ها در موردش خیالپردازی کنم. و برای کشف این لذت باید از تو و جواد به خاطر پرونده ی اعتماد تشکر می کردم. تا بعد...

(راستی گیتار شکسته پسره...عالی بود)

اضافه کردن نظر جدید
:             
:        
:  
:       









  سینمای ما   سینمای ما   سینمای ما   سینمای ما      

استفاده از مطالب و عكس هاي سايت سينماي ما فقط با ذكر منبع مجاز است | عكس هاي سایت سینمای ما داراي كد اختصاصي ديجيتالي است

كليه حقوق و امتيازات اين سايت متعلق به گروه مطبوعاتي سينماي ما و شركت پويشگران اطلاع رساني تهران ما  است.

مجموعه سايت هاي ما : سينماي ما ، موسيقي ما، تئاترما ، دانش ما، خانواده ما ، تهران ما ، مشهد ما

 سينماي ما : صفحه اصلي :: اخبار :: سينماي جهان :: نقد فيلم :: جشنواره فيلم فجر :: گالري عكس :: سينما در سايت هاي ديگر :: موسسه هاي سينمايي :: تبليغات :: ارتباط با ما
Powered by Tehranema Co. | Copyright 2005-2010, cinemaema.com
Page created in 1.09527802467 seconds.