از نگاه شما

شما مخاطبان سایت سینمای ما مي توانيد عکس‌ها، فیلم و یا فایل‌های صوتی خود را از حوادث و رويدادهای جاري سینمای ایران با نگاهي طنز آميز و نقادانه به اين بخش ارسال كنيد


download block
برای نمایش ویدئو‌ها به صورت آنلاین روی گزینه play کلیک کنید
most disscusion
  • با فضاي مجازي فاصله‌ها را كم كنيد و درباره موفقيت بزرگ كارگردان «جدايي نادر از سيمين» نظر بدهيد
    اين‌جا فضايي براي تبريك و ابراز شادماني‌ كاربران سايت "سينماي ما" به اصغر فرهادي و سينماي ايران است

  • خبر اجراي محمدرضا شهید‌ی‌فر توسط دفتر جشنواره تاييد نشد
    مجری مراسم افتتاحیه جشنواره فیلم فجر هنوز انتخاب نشده است

  • اختصاصی "سینمای ما"؛ مغایرت با شئون اجتماعی ایران، بازیگر را منصرف کرد
    حامد بهداد بازی در فیلم آنگلوپولوس را قبول نکرد

  • افتخار سينماي ايران در حال تكامل است؛ به بخش اصلي اسكار هم رسيديم
    دو نامزدي براي يك جدايي؛ «جدايي نادر از سيمين» كانديداي دريافت اسكار فيلمنامه و فيلم خارجي‌زبان آكادمي علوم و هنرهاي سينمايي شد

  • واكنش صريح حامد بهداد به حرف‌هاي حسين ياري را هم به فهرست جوابيه‌هايش اضافه كنيد
    شما خود بازیگری را بلد نیستید نه قاعده آن را!/ عشق را خوب می‌شناسم اما نمی‌توانم نقش عاشق را خوب بازی کنم

  • يادداشت نيما حسني‌نسب درباره شرايط سينماي ايران پس از دريافت گلدن گلوب براي«جدايي نادر از سيمين»
    «زيره» را اگر مرغوب باشد، به «كرمان» هم مي‌شود بُرد!

  • تحليلي بر تنش و خشونت جاري در سريال‌هاي شبانه تلويزيون
    مخاطبان و انجمن سریال‌سازان دل‌مرده!

  • باز هم اولين بار در سايت "سينماي ما"؛ اصغر فرهادي از مردم صلح‌دوست‌ ايران مي‌گويد
    فیلم بخش اهداي گلدن گلوب بهترين فيلم خارجي‌زبان 2012 را اين‌جا تماشا كنيد

  • نگاه هفته؛ پنج‌شنبه‌ها با علیرضا خوانساری
    تهمت به جای مخالفت‌، توهین به جای نقد

  • پیام تبریک داریوش مهرجویی به اصغر فرهادی که برای سایت "سینمای ما" فرستاده شد
    همان طورکه طلسم جایزه نوبل شکسته شد...

  • لحظاتي پيش اتفاق افتاد؛ اصغر فرهادي هنگام دريافت گلدن گلوب بهترين فيلم خارجي‌زبان 2012 چه گفت؟
    فقط مي‌خواهم از مردم سرزمينم حرف بزنم كه حقيقتاً صلح‌دوست‌ هستند

  • واقعاً تبریک ویژه عادل فردوسی‌پور به اهالی سینما تنها واكنش رسانه ملي به اين اتفاق مهم هنري تا اين لحظه است؟!
    فردوسي‌پور در شروع برنامه «نود» از جایزه گلدن گلوب « جدایی نادر از سیمین» گفت/ برنامه «هفت» سكوت تلويزيون را جبران مي‌كند؟

  • فیلم فرهادی بر سه رقیب اسکاری پیروز شد + عکس اهدای جایزه در هالیوود پالادیوم لس آنجلس
    «جدایی نادر از سیمین» بهترین فیلم خارجی‌زبان انجمن منتقدان فیلم رسانه‌‌‌ای BFCA شد

  • با سايت "سينماي ما" در شصت و نهمين مراسم گلدن گلوب - 8
    اولين بار از "سينماي ما" بشنويد: «جدايي نادر از سيمين» گلدن گلوب فيلم خارجي را گرفت

  • مسعود كيميايي جايزه گلدن گلوب اصغر فرهادي را تبريك گفت
    روزگار ما با شما جان مي‌گيرد، جان كه خاموش نمي‌شود

  • پيام تبريك رخشان بني‌اعتماد و نامه محرمانه كمال تبريزي به اصغر فرهادي
    آخه عزیز دل برادر! الان هم وقت جایزه گرفتن بود؟! اونم از گلدن گلوب؟!

  • آیا دردمندي حاتمي‌كيا به معنای آن‌ست که بقیه اهل رفاه و لذت‌اند؟
    اندر احوالات ابراهيم حاتمی‌کیاي این روزها: دايي‌جان ناپلئون؟!

  • در ستايش بازي‌هاي ليلا حاتمي و حضور تماشايي هنرمندان زن سينماي ايران در «شيرين»
    هميشه پاي يك زن در ميان است

  • بلندترين گام اصغر فرهادي به سوي مجسمه اسكار برداشته شد
    «جدایی نادر از سیمین» نامزد دريافت گلدن گلوب فیلم غير انگليسی‌زبان شد

  • رويه بيهوده بايكوت خبري و پوشش رسانه‌اي تلويزيون در مراسم اسكار هم تكرار خواهد شد؟
    سرانجام تلويزيون پس از چهار روز در برنامه «هفت» جايزه اصغر فرهادي را اعلام كرد!

  • Live Content
  • 2012-02-10 23:25:20
    0 12
  • فیلم «صداي تيره» ساخته بهروز افخمي (از کشور كانادا) فردا 22 بهمن در سالن 2 برج میلاد نمایش خواهد داشت
  • 2012-02-10 23:25:01
    0 10
  • نزديك به دوبرابر ظرفيت سالن اصلي برج ميلاد براي تماشاي فيلم " قلاده هاي طلا" ساخته ابوالقاسم طالبي به برج ميلاد آمده اند
  • 2012-02-10 00:53:45
    0 58
  • … با توجه به ازدحام سالن ميلاد، فيلم " قلاده هاي طلا" با تاخيري نيم ساعته در ساعت يك بامداد روي پرده رفت
  • 2012-02-10 00:53:09
    0 20
  • شكل اداره جلسه و مديريت فضاي نشست رسانه باعث جنجال و ناتمام ماندن نشست " بيداري" شد
  • 2012-02-09 21:00:41
    0 8
  • مازيار فكري ارشاد در واكنش به اظهارات تند تهيه كننده "بيداري" سالن و تريبون را ترك كرد
  • 2012-02-09 20:50:37
    0 8
  • فضاي انتقادي شديد سينماي رسانه نسبت به فيلم "بيداري" ساخته فرزاد موتمن و نقدهاي صريح و منفي منتقد مهمان - مازيار فكري ارشاد - باعث واكنش تند و شديد سعيد حاجي ميري شد
  • 2012-02-09 20:48:14
    0 4
  • گفتگوي زنده چالشي جواد شمقدري و محمدرضا شهيدي فر در برنامه زنده پارك ملت شبكه1
  • 2012-02-09 01:27:17
    0 41
  • "برف روي كاجها" ساخته پيمان معادي، "بوسيدن روي ماه" ساخته همايون اسعديان، "نارنجي پوش" ساخته داريوش مهرجويي سه فيلم اول تا سوم بخش آراي مردمي جشنواره تا اين لحظه اعلام شدند
  • 2012-02-09 00:08:53
    0 25
  • نمايش فيلم "محرمانه تهران" ساخته مهدي فيوضي به دليل اشكال صدا و اعتراض كارگردان در سالن ميلاد نيمه كاره ماند و به سانس ديگري موكول شد
  • 2012-02-08 23:15:21
    0 5
  • فيلم مستند بلند «مهرجويي كارنامه چهل ساله» به كارگرداني «ماني حقيقي» امروز ساعت 14:30 در سالن ويژه برج ميلاد نمايش داده مي شود
  • 2012-02-08 14:50:19
    0 17
  • پيمان معادي در نشست رسانه اي "برف روي كاجها" درباره تاثيرپذيري از اصغر فرهادي گفت: از فرهادي ياد گرفتم كه بايد حرفي براي گفتن داشت و اين حرف را به زبان سينما زد
  • 2012-02-08 13:08:21
    1 36
    حامد :
    دوست دارم
    2012-02-09 16:23:04
    نام
    ارسال نظر
    جدول فروش هفتگی
    فروش کل روزهای نمایش نام فیلم
    741
    41 اسب حيوان نجيبي است
    664 36 اخلاقتو خوب كن
    281 29 در امتداد شهر
    18.5 15 پايان دوم
     
    • ارقام فروش به میلیون تومان است.
    گفت و گو
  • زانیار خسروی از اولین تجربه بازیگری‌اش می‌گوید:
    پیمان معادی ریسک کرد نه من!
  •  
  • ترانه علیدوستی از زندگی و سینما و بازیگری می گوید
    اسم همسرم را گذاشته‌اند تاجر ونیزی! / می‌گویند خاک بر سرت «ابله» را می‌گذاری کنار؟!
  •  
  • واكنش عليرضا سجادپور به بي‌توجهي رسانه ملی و وزارت ارشاد به جايزه گلدن گلوب
    اگر حمایت‌های معاونت سینمایی نبود، فرهادی و فیلمش این همه جایزه خارجی نمي‌گرفت/ سینما به ‌اندازه ورزش و حوزه های دیگر طرفدار ندارد
  •  
  • حمید نعمت‌الله از شرایط پیچیده انتخاب فیلم برای مسابقه جشنواره فجر می گوید
    برای حضور تعدادی از فیلم‌ها خیلی بحث کردم و چانه زدم/ اداره نظارت و ارزشیابی باید پاسخگوی غیبت فیلم‌هایی باشد که مشکل نظارتی دارند
  •  
  • گفت‌وگو با بازيگر توانا و پر كار اين روزهاي سينما و تلويزيون
    مهران احمدی از تجربه دو جنسی شدن می گوید
  •  
  • واكنش اصغر فرهادي به شايعه مهاجرت، فيلمسازي در خارج و داستان فيلم تازه‌اش در فرانسه
    اولين بار خبر مهاجرتم را پشت چراغ قرمز ميدان هفت تير تهران شنيدم
  •  
  • ناگفته‌هاي عطاران از زندگي، تلويزيون، سينما و خيلي چيزهاي ديگر
    زندگي خصوصي، مهران مديري، مرگ و زندگي، دستمزد، ويژگي‌هاي اخلاقي، كلاه، مشهدي‌ها... و زندگی به سبک خیام!
  •  
  • واكنش صريح حامد بهداد به حرف‌هاي حسين ياري را هم به فهرست جوابيه‌هايش اضافه كنيد
    شما خود بازیگری را بلد نیستید نه قاعده آن را!/ عشق را خوب می‌شناسم اما نمی‌توانم نقش عاشق را خوب بازی کنم
  •  
  • گفت‌وگوي مسعود فراستي با سايت اصوالگراي "رجا نيوز" درباره وضعيت سينما و نشر ايران
    برگمان را از هفده سالگي دوست داشتم، هيچكاك بعدها توجه مرا جلب كرد!/ تفاوت حق‌التاليف 13درصد پشت جلد كتاب با دستمزد ميلياردي فلان بازيگر سينما شوخي غم‌انگيزي است
  •  
  • حرف‌هاي تازه محمدرضا گلزار درباره سينما و زندگي خصوصي‌ پر دردسرش
    اگر من نبودم، «شيش و بش» اصلاً ساخته نمي‌شد/ جوانان ایرانی روزبه روز هم دارند خوشگل تر وخوش تیپ تر می شوند
  •  
    آرشيو
    Popular News
  • نيمه شب 25 دي بر اثر برخورد اتومبيل با درخت مقابل حسیینیه ارشاد
    بازيگر زن جوان سينما و سريال «خط قرمز» درگذشت

  • باز هم اولين بار در سايت "سينماي ما"؛ اصغر فرهادي از مردم صلح‌دوست‌ ايران مي‌گويد
    فیلم بخش اهداي گلدن گلوب بهترين فيلم خارجي‌زبان 2012 را اين‌جا تماشا كنيد

  • واکنش مادر و پدر گلشیفته فراهانی به انتشار عکس‌ دخترشان روي جلد مجله فيگارو
    من گلشیفته را بزرگ کردم و بهتر از هر کس مي‌دانم دخترم اهل این خودنمایی‌ها نیست/ يک آدم مریض عکس فتوشاپي را در داخل اینترنت قرار داده است

  • پيام تبريك رخشان بني‌اعتماد و نامه محرمانه كمال تبريزي به اصغر فرهادي
    آخه عزیز دل برادر! الان هم وقت جایزه گرفتن بود؟! اونم از گلدن گلوب؟!

  • ویدئوی گفت‌و‌گوی اصغر فرهادی و پیمان معادی پس از جايزه منتقدان لوس آنجلس + متن حرف‌هاي كارگردان و بازيگر
    ادعا نمي‌كنم كه فيلم تصوير كاملي از ايران است، ولي سعي كردم تصويرم از يك بخش جامعه شهري صادقانه و بدون اغراق باشد/ اين روزها متاسفانه تصوير نه‌چندان درستي از ايران بيرون از كشور وجود دارد

  • ترانه علیدوستی از زندگی و سینما و بازیگری می گوید
    اسم همسرم را گذاشته‌اند تاجر ونیزی! / می‌گویند خاک بر سرت «ابله» را می‌گذاری کنار؟!

  • عکس ها: محسن هردان
    گزارش تصویری اختصاصی سایت سینمای ما از افتتاحیه سی امین جشنواره فیلم فجر - 1

  • 10 عكس از «خوابم مي‌آد» ساخته رضا عطاران/ اکبر عبدی در نقش مادر رضا!
    اکبر عبدی در فهرست بازيگران زن سينماي ايران به جشنواره فیلم فجر می‌آيد

  • عکس های محسن هردان از نشست پرسش و پاسخ فیلم «پذیرایی ساده» ساخته مانی حقیقی
    مانی حقیقی و ترانه علیدوستی در برج میلاد حاضر شدند

  • با فضاي مجازي فاصله‌ها را كم كنيد و درباره موفقيت بزرگ كارگردان «جدايي نادر از سيمين» نظر بدهيد
    اين‌جا فضايي براي تبريك و ابراز شادماني‌ كاربران سايت "سينماي ما" به اصغر فرهادي و سينماي ايران است

  • لحظاتي پيش اتفاق افتاد؛ اصغر فرهادي هنگام دريافت گلدن گلوب بهترين فيلم خارجي‌زبان 2012 چه گفت؟
    فقط مي‌خواهم از مردم سرزمينم حرف بزنم كه حقيقتاً صلح‌دوست‌ هستند

  • عکس ها: محسن هردان
    گزارش تصویری اختصاصی سایت سینمای ما از افتتاحیه سی امین جشنواره فیلم فجر - 2

  • متن و تصوير پيامك‌هاي هنرمندان سينما و تلويزيون و تئاتر + پيشنهاد مديرعامل فارابي درباره اصغر فرهادي
    وقتي اصغر فرهادي به ايران آمد، همه به استقبال او برويم و از نزديك تبريك بگوييم

  • آخرين وضعيت يكي از فيلم‌هايي كه هنوز پشت سد مميزي جشنواره گرفتار مانده است
    تصوير شخصيت زن كه گريمش برای «پریناز» مشکل‌ساز شد! با نمایش نسخه اصلاح‌شده هم موافقت نشد

  • عکس ها: محسن هردان
    در نشست نقد و بررسی فیلم سینمایی «دوباره با هم» چه خبر بود؟

  • عکس ها: سعید عبداللهی
    گزارش تصویری از جلسه پرسش و پاسخ فیلم «گشت ارشاد»

  • واقعاً تبریک ویژه عادل فردوسی‌پور به اهالی سینما تنها واكنش رسانه ملي به اين اتفاق مهم هنري تا اين لحظه است؟!
    فردوسي‌پور در شروع برنامه «نود» از جایزه گلدن گلوب « جدایی نادر از سیمین» گفت/ برنامه «هفت» سكوت تلويزيون را جبران مي‌كند؟

  • يادداشت نيما حسني‌نسب درباره شرايط سينماي ايران پس از دريافت گلدن گلوب براي«جدايي نادر از سيمين»
    «زيره» را اگر مرغوب باشد، به «كرمان» هم مي‌شود بُرد!

  • حاشیه برای همکاران و مهمانان زن در برج میلاد
    کارت ورود به سالن نمایش برج میلاد به دلیل پوشش نامناسب و بدحجابی ابطال شد

  • پروژه پر بازیگر سینمای ایران در شعبه 113 دادگاه کیفری استان تهران
    عوامل فیلم «هیس! دختران فریاد نمی‌زنند» به دادگاه رفتند

  • News
  • عکس ها: محسن هردان
    گزارش تصویری از جلسه پرسش و پاسخ فیلم «برف روی کاجها»
  •  
  • عکس ها: محسن هردان
    گزارش تصویری از جلسه پرسش و پاسخ فیلم «ملکه»
  •  
  • فیلم گفت و گوی اختصاصی سایت «سینمای ما» با مهناز افشار را این جا ببینید:
    مهناز افشار از حضور چشمگیر در جشنواره سی ام برای کاربران «سینمای ما » می گوید.
  •  
  • زانیار خسروی از اولین تجربه بازیگری‌اش می‌گوید:
    پیمان معادی ریسک کرد نه من!
  •  
  • برنامه "پرانتز باز" دوشنبه 17 بهمن ماه
    هر شب برنامه سینمایی «پرانتز باز» را اختصاصا در سایت «سینمای ما» بشنوید
  •  
  • موسیقی پایانی فیلم را از اینجا دانلود کنید؛
    دنگ شو با «ضد گلوله» آمد
  •  
  • عکس ها: محسن هردان
    گزارش تصویری از جلسه پرسش و پاسخ فیلم «من همسرش هستم»
  •  
  • عکس ها: محسن هردان
    گزارش تصویری از جلسه پرسش و پاسخ فیلم «یکی میخواد باهات حرف بزنه»
  •  
  • گزارش تصویری محسن هردان از نشست پرسش و پاسخ فیلم سینمایی «پل چوبی»
    دغدغه ساخت یک رمانس عاشقانه داشتیم
  •  
  • گزارش تصویری محسن هردان از نشست پرسش و پاسخ فیلم سینمایی «چک»
    تو را دعوت می‌کنم که با هم فیلم‌های بی‌نام ببینیم، بی آن که بدانیم «روبربرسون» آن را ساخته یا «قدرت الله صلح میرزایی».
  •  
  • گزارش تصویری محسن هردان از نشست پرسش و پاسخ فیلم سینمایی «آمین خواهیم گفت»
    حرف مشترک دور ماندن انسان‌های معاصر از یکدیگر است
  •  
  • آیین اختتامیه سی امین جشنواره بین المللی فیلم فجر برگزار شد + فهرست کامل برگزیدگان
    داریوش مهرجویی برای «نارنجی‌پوش» دو جایزه برد/ شیرین یزدان بخش برای «بوسیدن روی ماه» و پریوش نظریه برای «در انتظار معجزه» دیپلم افتخار گرفتند
  •  
  • عکس های محسن هردان از نشست پرحاشیه «بوسیدن روی ماه»
    تشکر اسعدیان از دبیر جشنواره و حمایت از نماینده اسکار و خانه سینما
  •  
  • گزارش تصویری محسن هردان از نشست پرسش و پاسخ «زندگی خصوصی» ساخته حسین فرحبخش
    فیلمنامه نویس: به شباهت داستان با نمونه‌های شاخصی مانند «شوکران» آگاه بودم/ کارگردان: فیلم من هیچ ربطی به «شوکران» ندارد
  •  
  • مژده به کاربران سایت سینمای ما: با شرکت در مسابقه «پرانتز باز» و «سینمای ما» مهمان سینمای رسانه در برج میلاد شوید؛
    هر شب برنامه سینمایی «پرانتز باز» را اختصاصا در سایت «سینمای ما» بشنوید
  •  
  • عکس های محسن هردان از نشست پرسش و پاسخ فیلم «پذیرایی ساده» ساخته مانی حقیقی
    مانی حقیقی و ترانه علیدوستی در برج میلاد حاضر شدند
  •  
  • گزارش تصویری محسن هردان از نشست پرسش و پاسخ «ضدگلوله» ساخته مصطفی کیایی
    کارگردان «ضد گلوله» شباهت فیلمش به «لیلی با من است» و سه گانه «اخراجی‌ها» را رد کرد
  •  
  • حاشیه برای همکاران و مهمانان زن در برج میلاد
    کارت ورود به سالن نمایش برج میلاد به دلیل پوشش نامناسب و بدحجابی ابطال شد
  •  
  • عکس ها: محسن هردان
    گزارش تصویری از جلسه پرسش و پاسخ فیلم «بی خداحافظی» با حضور رضا صادقی
  •  
  • عکس ها: محسن هردان
    در نشست نقد و بررسی فیلم سینمایی «دوباره با هم» چه خبر بود؟
  •  
    I تبلیغات متنی I
    موسسه سینمایی پاسارگاد
    به تعدادی آقا و خانم جهت بازی در فیلم‌های سینمایی و سریال نیازمندیم
    09121468447
    ----------------------------
    روزنامه تفاهم
    اولین روزنامه کارآفرینی ایران
    ----------------------------
    پارسيس
    مشاوره،طراحي و برنامه نويسي  پورتال‌های اینترنتی
    ----------------------------

    موسسه سینمایی پاسارگاد
    ارائه هنرور و بازیگر به پروژه‌ها
    09121468447
    search

    خبر عكس
    I نظرسنجی I

    مایل به تماشای کدامیک از نسخه‌های فیلم «جرم» (مسعود کیمیایی) در سینما هستید؟

    amar
    بازديد امروز: 1124064
    بازديد ديروز: 802247
    متوسط بازديد هفته گذشته: 1078115
    بیشترین بازدید در روز ‌پنجشنبه 6 بهمن 1390 : 1035278
    مجموع بازديدها: 361932202

    natije nazarsanji
       
    jorm-redcaroet
    jashn
    bottom banner


    fajr posters 30

    fajr film 29


    این بخش به زودی تکمیل خواهد شد
    fajr cinema 30
     
    fajr video
      صحنه هایی از فیلم «پله آخر» (علی مصطفا)
      صحنه هایی از فیلم «بیداری» (فرزاد موتمن)
      صحنه هایی از فیلم «روزهای زندگی» (پرویز شیخ طادی)
      صحنه هایی از فیلم «در انتظار معجزه» (رسول صدرعاملی)
      صحنه هایی از فیلم «بیخود و بی جهت» (عبدالرضا کاهانی)

    asrejomeadv
    tablighat











    adv
    در صورت علاقه به درج آگهي در پايگاه خبري تحليلي سينماي ما می توانید با شماره تلفن های دفتر سایت تماس بگیرید.
    تلفن: 88535305 (داخلی 109)
           09386503357 
    آدرس: تهران - خيابان شهيد بهشتي (عباس آباد) - نرسیده به خیابان میرزای شیرازی - ساختمان پارسه - واحد 12
    پست الكترونيكي: info@cinemaema.com

    > برای مشاهده تعرفه آگهی‌ها اینجا کلیک کنید
    Oscar count down
    lg3d

    Nokia

    i news
    سینمای ما- کاربران سایت سینمای ما شرکت کنندگان ویژه مسابقه اس ام اس پرانتز باز هستند. قرعه کشی از میان شرکت کنندگان در مسابقه این برنامه برگزار شد و 2 برنده ی مسابقه روز 21 بهمن میهمان سالن رسانه های برج میلاد بودند.
    سینمای ما - فیلم سینمایی «پله آخر» ساخته علی مصطفا امروز 22 بهمن ماه  در سالن برج میلاد تهران برای خبرنگاران و اهالی رسانه روی پرده رفت. عکس های محسن هردان همچنین صحنه هایی از فیلم نشست رسانه ای این فیلم را  اینجا ببینید ...
    سینمای ما - فیلم سینمایی «تهران 1500» ساخته بهرام عظیمی امروز 22 بهمن ماه  در سالن برج میلاد تهران برای خبرنگاران و اهالی رسانه روی پرده رفت. عکس های محسن هردان همچنین صحنه هایی از فیلم نشست رسانه ای این فیلم را  اینجا ببینید ...
    goldiran
    Main News
     
    سینمای ما- کاربران سایت سینمای ما شرکت کنندگان ویژه مسابقه اس ام اس پرانتز باز هستند. قرعه کشی از میان شرکت کنندگان در مسابقه این برنامه برگزار شد و 2 برنده ی مسابقه روز 21 بهمن میهمان سالن رسانه های برج میلاد بودند.
     
    سینمای ما - فیلم سینمایی «پله آخر» ساخته علی مصطفا امروز 22 بهمن ماه  در سالن برج میلاد تهران برای خبرنگاران و اهالی رسانه روی پرده رفت. عکس های محسن هردان همچنین صحنه هایی از فیلم نشست رسانه ای این فیلم را  اینجا ببینید ...
     
    سینمای ما - فیلم سینمایی «تهران 1500» ساخته بهرام عظیمی امروز 22 بهمن ماه  در سالن برج میلاد تهران برای خبرنگاران و اهالی رسانه روی پرده رفت. عکس های محسن هردان همچنین صحنه هایی از فیلم نشست رسانه ای این فیلم را  اینجا ببینید ...
     
    سینمای ما - نمایش و دانلود بخش هایی از نشست رسانه ای فیلم «روزهای زندگی» ساخته پرویز شیخ طادی را اینجا ببینید...
     

    + سکانس هایی از 3 فیلم صدر نشین فهرست کاندیداها را اینجا ببینید

    سینمای ما - کاندیداهای بخش نگاه نو (مسابقه فیلم های اول) در بخش های بهترین کارگردانی، بهترین فیلم، بهترین بازیگر مرد، بهترین بازیگر زن، بهترین فیلمنامه و بهترین دستاورد هنری یا فنی به شرح زیر اعلام شد:

     
    سینمای ما - فیلم سینمایی «یک روز دیگر» ساخته (حسن فتحی) دیروز 21  بهمن ماه  در سالن برج میلاد تهران برای خبرنگاران و اهالی رسانه روی پرده رفت. عکس های محسن هردان از نشست رسانه ای این فیلم را  اینجا ببینید ...
     
    + صحنه هایی از فیلم را اینجا تماشا کنید
    سینمای ما - فیلم سینمایی «روزهای زندگی» ساخته (پرویز شیخ طادی) دیروز 21  بهمن ماه  در سالن برج میلاد تهران برای خبرنگاران و اهالی رسانه روی پرده رفت. عکس های محسن هردان از نشست رسانه ای این فیلم را  اینجا ببینید ...
     
    سینمای ما - اسامی کاندیداهای بخش نگاه نو (مسابقه فیلم های اول) سی امین دوره جشنواره فیلم فجر اعلام شد. اسامی کاندیداهای مسابقه فیلم های اول اعلام شدکاندیداهای بخش نگاه نو (مسابقه فیلم های اول) در بخش های بهترین کارگردانی، بهترین فیلم، بهترین بازیگر مرد، بهترین بازیگر زن، بهترین فیلمنامه و بهترین دستاورد هنری یا فنی به شرح زیر است:
     
    سینمای ما - فیلم سینمایی «بیخود و بی جهت» ساخته عبدالرضا کاهانی امروز 20  بهمن ماه  در سالن برج میلاد تهران برای خبرنگاران و اهالی رسانه روی پرده رفت. عکس های محسن هردان همچنین صحنه هایی از نشست رسانه ای   این فیلم را  اینجا ببینید ...
     
    سینمای ما - فیلم سینمایی«در انتظار معجزه» دیروز در سالن برج میلاد تهران برای خبرنگاران و اهالی رسانه روی پرده رفت. نمایش و دانلود قسمتهای از نشست رسانه ای «در انتظار معجزه»  (رسول صدرعاملی) را اینجا ببینید ...        
     
    + گزارش - تهیه کننده «بیداری» نتوانست توجیه کند؛ توهین کرد
    سینمای ما - فیلم سینمایی«بیداری» دیروز در سالن برج میلاد تهران برای خبرنگاران و اهالی رسانه روی پرده رفت. فیلم کامل نشست رسانه ای «بیداری» که به جنجال کشیده شد را اینجا ببینید ...
     
    دو برنده امشب، فردا  20 بهمن مهمان ویژه ی سینمای ما و پرانتزباز در سالن برج میلاد خواهند بود
    سینمای ما - چهار قسمت از برنامه ی رادیویی «پرانتز باز» که به پوشش جشنواره فیلم فجر اختصاص دارد، تا به حال روی سایت سینمای ما قرار گرفته و قابل شنیدن است. کاربران سایت سینمای ما تا ساعت 12 نیمه شب امشب (19 بهمن) فرصت دارند با پاسخگویی به سوال مسابقه ی این چهار برنامه در بخش کامنت های سایت (پایین لینک برنامه پرانتزباز) در قرعه کشی ویژه ی سایت ...
     
    سینمای ما - نمایش و دانلود قسمتهای از نشست رسانه ای «آزمایشگاه» را اینجا ببینید ...    
     
    سینمای ما-  نشست پرسش و پاسخ فیلم سینمایی «خوابم می آد» با حضور رضا عطاران (کارگردان)، مریلا زارعی (بازیگر)، هومن بهمنش (مدیر فیلمبرداری)، نیما حسنی نسب (منتقد) و با اجرای محمود گبرلو در سالن کنفرانس سعدی مرکز همایش ها برگزار شد. در ابتدای نشست رضا عطاران درباره چگونگی ساخت اولین فیلم خود گفت: ابتدا باید از این وضعیت مریض گونه خودم عذرخواهی کنم. من در گوشه ای از سالن به دلیل مریضی خوابم برد. بالاخره زمانی باید فیلم سینمایی ام را می ساختم، پس از تجربیات متعددی که در زمینه تلویزیون داشتم این تجربه باید انجام می شد. سال گذشته فیلمنامه ای از نعمت الله و همسرش...
     
    سینمای ما - فیلم گفت و گوی دو نفره مریلا زارعی و رضا عطاران را اینجا ببینید
     
    سینمای ما-  نمایش و دانلود نشست فیلم «برف روی کاجها»
     
    سینمای ما - فیلم سینمایی «آزمایشگاه» ساخته حمید امجد امشب 19 بهمن ماه  در سالن برج میلاد تهران برای خبرنگاران و اهالی رسانه روی پرده رفت. عکس های محسن هردان را از نشست پرسش و پاسخ این فیلم  اینجا ببینید ...
     
    + تا ساعاتی دیگر: فیلم گفتگو اختصاصی دو نفره رضا عطاران و مریلا زارعی در سایت «سینمای ما»

    سینمای ما -
    صابر ابر از کیفیت حضورش در نقش های متنوع برای کاربران «سینمای ما» می گوید.
     
     
    + صحنه هایی از فیلم «خوابم میاد» و بازی اکبرعبدی در نقش مادر رضا عطاران را اینجا ببینید
    سینمای ما -
    فیلم سینمایی خوابم میاد امروز در سالن برج میلاد تهران برای خبرنگاران و اهالی رسانه روی پرده رفت. عکس های محسن هردان را از نشست پرسش و پاسخ این فیلم را اینجا ببینید ...
    reportpic

                                                                                               

    toptitle
                از سال 1384
    TopFilm
    کارگردان : شهرام اسدی
    (12 رأي)
    کارگردان : علی عطشانی
    (119 رأي)
    کارگردان : مسعود اطيابي
    (81 رأي)
    کارگردان : مهدی صباغ زاده
    (13 رأي)
    کارگردان : يعقوب غفاري
    (89 رأي)
    کارگردان : جميل رستمي
    (16 رأي)
    کارگردان : عبدالرضا کاهانی
    (396 رأي)
    VIDEO BANNER

    bank
    جهت مشاهده تيزر ها به صورت آنلاين نياز به برنامه Flash Player 9 داريد --- Download Flash Player 9 ---
    بخش بانك تيزر سايت مناسب كاربراني است كه از اينترنت پر سرعت استفاده مي كنند

    سينما و ادبيات در گفت‌وگوي گروهي با مسعود كيميايي؛ نوشتن دغدغه نسل ماست


    رويكرد به ادبيات در سال‌هاي اخير در ميان بسياري از هنرمندان و به ويژه سينماگران بيش از هر زمان ديگري به چشم مي‌خورد. در اين ميان، مسعود كيميايي با انتشار يك رمان و يك مجموعه شعر و آماده چاپ كردن رمان دومش ثابت كرده كه شايد بيش از هر فيلمساز ديگري دغدغه ادبيات دارد. تجديد چاپ‌هاي متعدد رمان <جسدهاي شيشه‌اي> و زمزمه‌اي كه درباره انتشار قريب‌الوقوع رمان جديد كيميايي بر سر زبان‌ها افتاده است، ما را بر آن داشت تا در ميزگردي با حضور خود كيميايي به بررسي دلا‌يل رويكرد اين فيلمساز به ادبيات و تأثيرات متقابل ادبيات و سينما بر يكديگر بپردازيم. در اين ميزگرد علا‌وه بر كيميايي، پگاه احمدي (شاعر)، عليرضا بهنام (شاعر و مترجم)، شاهين امين (منتقد فيلم) و سپيده جديري (شاعر) حضور داشتند.

    ***‌

    سپيده جديري:‌ در اين ميزگرد قصد داريم به ويژگي‌هاي رمان <جسدهاي شيشه‌اي> بپردازيم و دلا‌يل رويكرد يك فيلمساز باسابقه به نوشتن رمان را بررسي كنيم. آقاي كيميايي، شما جداي از نوشتن اين رمان نيز فيلمساز مؤلف محسوب مي‌شويد چون فيلمنامه فيلم‌هايتان را خودتان مي‌نويسيد. تا آنجا كه اطلا‌ع دارم، مجموعه شعري نيز منتشر كرده‌ايد. چطور مي‌شود يك فيلمساز كه فيلم‌هاي زيادي را هم در كارنامه خود دارد، به كار ادبيات رو مي‌آورد و به خلق رمان دست مي‌زند؟ ‌ در عين حال، بد نيست در اين ميزگرد تأثيرات متقابل ادبيات و سينما بر يكديگر را نيز بررسي كنيم. شما سه فيلم <خاك>، <داش آكل> و <غزل> را با اقتباس از آثار ادبي ساخته‌ايد كه خود مي‌تواند بيانگر نوع خاصي از تأثير ادبيات بر سينما محسوب شود. درباره تأثير سينما بر ادبيات نيز به نظر من، خود رمان <جسدهاي شيشه‌اي> را مي‌توان مثال زد كه در آن برخي از عناصر سينمايي را مي‌توان مشاهده كرد؛ از جمله اينكه ديالوگ‌هاي اين رمان شباهت زيادي به ديالوگ‌هاي فيلم‌هاي آقاي كيميايي دارد و در عين حال، رمان بسيار تصويري است و حتي از اشاره‌هايي كه در آغاز فصل‌ها به مكان و زمان رويدادهاي آن فصل مي‌شود، مي‌توان به شباهت بين اين رمان و ژانر فيلمنامه پي برد.

    ‌ مسعود كيميايي:‌ به نظر من متولدين سال‌هاي 1315، تا 1330 اگر هيچ كاري هم نمي‌كردند يا فقط كاسبي مي‌كردند، نمي‌توانستند به دليل موضوع بسيار مهم روزنامه از ادبيات دور باشند. ببينيد در سال‌هاي 1325 تا 1330 چقدر روزنامه داشتيم. اگر به جريان روزنامه‌نگاري نگاه كنيم، مي‌بينيم كه چقدر داستان‌نويسي ما مرهون روزنامه‌نويسي است. بسياري از آنهايي كه روزنامه‌ها را پديد آوردند، همان‌هايي بودند كه قصه هم ترجمه مي‌كردند. البته رمان‌هايي كه در آن سال‌ها به وجود آمدند، بيشتر عاشقانه و رمانتيك به سبك فرانسوي بودند و نگاه همان كساني را بيان مي‌كردند كه براي تحصيل به فرانسه و خارج از كشور رفته بودند. دو رمان در آن دوره بسيار مهم بودند. يكي از آنها <تهران مخوف> بود كه آقاي مشفق كاظمي آن را با رفتن توي شهر، سربازخانه و كافه نوشت و زنان در آن نقش مهمي داشتند. اولين نگاه اجتماعي در حيطه هنر ايران را از آنجا داريم. اينها اصلا‌ً نمي‌توانست بي‌تأثير باشد. تهران داشت عوض مي‌شد، لباس‌ها عوض مي‌شدند، معماري عوض مي‌شد، پس قطعاً زبان عوض مي‌شد يا به عبارت بهتر، تعمير مي‌شد. در سال 1312 كشمكشي سخت در زبان فارسي - عربي به وجود آمد. در سال 1314 آن گروه خيلي معروف عبدالعظيم قريب، فروزانفر و هدايت دستي به سر و گوش زبان خيابان و زبان ادبيات كشيدند و هنوز تأثير آن بر بسته‌بندي زبان نظامي باقي مانده است؛ مثل پادگان، سرلشكر، سرهنگ، ارتش. در زبان بازار، زبان كاسبي، زبان خرده صنعت و صنعت هم تغييرات زيادي به وجود آمد. وقتي برق مي‌آيد، با خودش خيلي چيزها را مي‌آورد؛ با خودش خواندن را مي‌آورد يعني شب‌ها مي‌شود روزنامه خواند؛ در واقع وقتي روزنامه به خانه آمد كه برق آمد. اين خيلي مهم است. ‌ راديو هم با خودش ادبياتي را آورد كه روي گويش تهران آن دوره خيلي مؤثر بود. زباني كه هم‌اكنون هست، پايه‌هايش آنجاست. اين را بارها گفته‌ام؛ آقايي به نام محسن فريد توي راديوي نيروهوايي نمايشنامه‌هاي راديويي مي‌نوشت، اينها روي نوار ضبط نمي‌شد يعني توي سالن كه مي‌رفتي، مستقيم پخش مي‌شد؛ اين يك ادبيات يا اصلا‌ً يك زبان ساخت است. بعدها محسن فريد در لا‌له‌زار تئاترهايي گذاشت كه اصطلا‌حاً مي‌توان آنها را تئاترهاي خليفه‌اي ناميد. تأثير زبان اين تئاترها هنوز هم باقي مانده است؛ به خصوص روي زبان سريال‌هاي تاريخي كه هم اكنون مي‌بينيد. اينها هنوز همان بافت زماني و بافت زباني را دارند. حتي در <روز واقعه> هم اين زبان مسلط بود. ‌ روزگاري بود كه سر هر كوچه‌اي يك انفجار بود، در هر خياباني دار و دسته‌اي راه مي‌افتاد؛ مثل حزب مليون، حزب توده، حزب پان ايرانيست، حزب سومكا، حزب آريا كه فعال بودند و ملا‌قات حزب‌ها هم در خيابان بود، بحث و حتي كتك‌كاري‌شان هم به خيابان مي‌كشيد. آنها هيچ وقت پشت ميزهاي حزبي صحبت نكردند، به همين دليل است كه در دوره‌اي كه احزاب زياد بودند، ما تربيت حزبي پيدا نكرديم. هر كسي در آن دوره زندگي مي‌كرد، اگر شاخك‌هايش كمي هوشيار بودند، نمي‌توانست روزنامه نخواند، فيلم نبيند. هنوز تلويزيون نبود و معماري شهر به سرعت داشت عوض مي‌شد. ماجراي آپارتمان‌نشيني هم با خودش زبان خودش را آورد. در اولين آپارتمان در سال 1334 خانواده‌اي از ارامنه ساكن شدند. اين آپارتمان در خيابان نادري بود. زبان آپارتمان‌نشيني خيلي با زبان كوچه و محله فرق مي‌كند. همان‌طور كه گفتم، روزنامه و راديو تأثير زيادي روي مردم داشتند. صاحبان مغازه‌هاي خياطي، كفاشي، دوچرخه‌سازي و... راديوهايشان را بيرون مغازه مي‌گذاشتند و ساعت 2، محله جلوي اين راديوها جمع مي‌شدند و خبرها را از راديو مي‌گرفتند: سقوط مصدق، اطلا‌عيه‌هاي 28 مرداد، سكوت فرضاً چپ در آن بزنگاه تاريخي... خيلي از آنها را يادم هست... كسي كه در خانه‌اش مثلا‌ً <باختر امروز> مي‌خواند، از اينكه تفكر خودش را با روزنامه‌اي كه مي‌خريد بگويد، ابايي نداشت. روزنامه را جوري تا مي‌كرد و در جيبش مي‌گذاشت كه اسم روزنامه ديده شود. وقتي در چنين جاده‌اي بيفتي، تأثير مي‌گيري. بنابراين هيچكدام از افراد نسل ما از ادبيات و شعر دور نيست. انفجار نيما هم در آن دوران خيلي مهم بود. بعد از اين همه سال هنوز نيما جزو انفجارات است. تصور كنيد آن سال‌ها چقدر اين انفجار تازه بود، يعني دعوايي كه بر سر شعر شكسته و شعر وزن‌دار بود و خود اين بحث با خودش يك فرهنگ مي‌آورد. در آن دوره، خرازي‌هايي بودند كه علا‌وه بر اينكه مدادتراش و پاك‌كن مي‌فروختند، يك ديوار مغازه‌شان هم پر از كتاب بود و شبي يك ريال مي‌دادي، كتاب اجاره مي‌كردي. ببينيد چقدر با الا‌ن فرق داشت. ‌اينگونه بود كه وقتي اولين مقاله از جوان خانواده در روزنامه چاپ مي‌شد، هيچ جاي تعجب نداشت. ‌ <جسدهاي شيشه‌اي> به دليل اينكه در اين دوره مشكل، داستاني را هم تعريف مي‌كند و بافت داستاني خودش را نگه مي‌دارد، كار مرا بسيار مشكل كرده بود. اولين باري بود كه رمان مي‌نوشتم، آن هم رمان قطور. بايد مشخصات همه شخصيت‌ها را مي‌نوشتم، چه كسي هستند، چه سالي به دنيا آمده‌اند... بايد در جدولي اينها را مي‌نوشتم كه داشته باشم. البته با تجربه به اين روش رسيدم، نه اينكه از اول اين كار را انجام داده باشم. وقتي در رمان جلو مي‌رفتم، مشخصات بعضي از شخصيت‌ها را فراموش مي‌كردم و مجبور بودم برگردم و براي هر كدام شناسنامه‌اي درست كنم و مشخصاتشان را در جدولي بنويسم. اين رمان از سال 1328 تا بعد از انقلا‌ب را در بر مي‌گيرد كه دوره مشكلي براي نوشتن است. تازه بايد جوري مي‌نوشتم كه مميزي و تحريف نشود. به هر حال، نوشتن اين رمان براي من كه در اين زمينه تجربه كافي هم نداشتم، كار مشكلي بود.

    شاهين امين:‌ اينكه نسل شما نسل كتابخواني بوده و به نوعي نسبت به نسل جديد، عميق‌تر بوده را قبول دارم، هر چند ممكن است نسل جديد حجم اطلا‌عاتش بيشتر باشد. سوال من اين است كه چطور فيلمسازي مثل شما كه خودش ابزار بياني سينما را دارد و در سينما شناخته شده است، از ابزار ديگري مثل ادبيات استفاده مي‌كند؟ اين اتفاق به نوع ديگري براي افراد ديگري هم افتاده است. مثلا‌ً عباس كيارستمي هايكوهايش را منتشر مي‌كند يا اينكه روي حافظ شرح مي‌نويسد، شرح سعدي را هم قرار است بنويسد. احتمالا‌ً افراد ديگري هم از هم دوره‌هاي شما چنين علا‌يقي دارند. دليل اين علا‌يق براي كساني كه خودشان ابزار بياني ديگري دارند و شناخته شده هم هستند، چيست؟ ‌

    ‌ مسعود كيميايي:‌ اصلا‌ً دغدغه نسل ما نوشتن هم هست، يعني نوشتن از سينما دور نيست. نسل ما حتي سينما را كمي متجاوزتر مي‌داند. سينما براي آن نسل تازه بود، در خانواده به سختي پذيرفته مي‌شد، در محله اگر مي‌فهميدند داري به سينما مي‌روي، منفور مي‌شدي... نسل ما و سينما با هم آمدند. همان‌طور كه سينما گرامر خودش را پيدا مي‌كرد، ما هم گرامر خودمان را پيدا مي‌كرديم. سينما گرامر خودش را در دنيا پيدا مي‌كرد و ما در بخشي از شهر.

    ‌ سپيده جديري: آقاي كيميايي، بحث ما بر سر اين است كه دليل اينكه در دهه 70 به نوشتن رمان، آن هم رماني با اين حجم رو آورده‌ايد، به رغم اينكه خود شما ابزاري را براي بيان حس، هنر و نگاه‌تان داريد، چيست؟ دليل آن فقط علا‌قه‌مندي‌تان به ادبيات بوده يا نظرتان اين بوده كه از اين طريق با مخاطب‌هاي ديگري ارتباط برقرار كنيد؟ ‌

    ‌ مسعود كيميايي:‌ چون در <جسدهاي شيشه‌اي> تمام جزئيات نوشته شده، ابتدا به نظر مي‌رسد كه تصويري است. در حالي كه اين تصوير از جنس تصوير سينما نيست. يعني از اين رمان نمي‌توان فيلم يا سريال ساخت، اصلا‌ً غيرممكن است. به همين دليل بايد نوشته مي‌شد. ‌

    سپيده جديري:‌ درست است كه بعضي تصويرهاي اين رمان تصويرهاي ذهني‌اند و نمي‌توان آنها را تبديل به فيلم كرد اما چون اتفاق‌هاي داستاني زيادي دارد و در واقع رماني پرماجرا است، امكان دارد بتوان از آن فيلم هم ساخت. مسلماً در فيلم به همه جزئيات رمان پرداخته نمي‌شود اما اتفاق‌ها را مي‌توان تبديل به فيلم كرد. آقاي كيميايي خودشان اثري از محمود دولت‌آبادي را تبديل به فيلم كرده‌اند و با توجه به شناختي كه از آثار آقاي دولت‌آبادي دارم، مي‌دانم كه بسياري از قسمت‌هاي داستان‌ها و رمان‌هاي او در ذهن و با توصيف مي‌گذرد كه مسلماً در سينما نمي‌توان آنها را نشان داد. در اقتباس سينمايي لزومي ندارد كه جزء به جزء يك رمان به تصوير كشيده شود. مسلماً تمام جزئيات رمان آقاي دولت‌آبادي هم در <خاك>، به فيلم درنيامده است. رويدادها و بخش‌هاي تصويري داستان به فيلم درآمده است. كمااينكه در اقتباس سينمايي بسياري از آثار ادبي جهان هم اين آثار با تمام جزئيات به فيلم تبديل نمي‌شوند. اما صحبت آقاي كيميايي را كاملا‌ً قبول دارم كه اگر واقعاً بخواهيم چيزهايي را نشان دهيم كه در ذهن مي‌گذرد و در سينما بيان نمي‌شود، مسلماً بهترين وسيله رمان است.

    ‌ پگاه احمدي: تصور مي‌كنم خيلي از دغدغه‌هاي ذهني و زيبايي‌شناسانه هستند كه فقط مي‌توان با مديومي خاص به آنها پاسخ داد. فرضا گاهي فقط مديوم ادبيات. ‌

    (در شكل نوشتاري آن، چون ادبيات بصري هم داريم فرض بفرماييد مثلا‌ در شعري موسوم به ‌slam poetry كه ژانر شناخته‌شده‌اي است در شعر فرامدرن امروز دنيا و اساسا شاعران اين سبك، هيچ اعتقادي به مكتوب كردن و انتشار آثارشان ندارند. اين شعر، صرفا به صورت زنده و با حس‌آميزي‌ها و القائات بدني و بياني شاعرش به مخاطب ارائه مي‌شود و گرچه تكيه آن بر اجراست، اما به لحاظ قدرتمند بودن عناصر شاعرانه و ملزومات شعري مثل زبان، لحن، موسيقي، فرم و درونمايه واقعاً هيچ تفاوتي با نمونه‌هاي مكتوب امروزي ندارد.) به هر حال غرضم اين بود كه مؤلف و مخاطب، بر اساس دغدغه‌ها و نيازهاي دروني و حساسيت‌هاي ذهني‌شان كه بر اثر هزار و يك عامل مختلف در طول زمان شكل گرفته، مي‌روند و آن مديوم مورد نظرشان را انتخاب مي‌كنند. اما در عين حال اين مساله هم وجود دارد كه هر يك از مديوم‌هاي ادبيات، سينما، هنرهاي تجسمي و... با همه زيرشاخه‌هاي‌شان، به لحاظ قالب و نوع، امكان پرداختن به هر نوع بيان و دغدغه‌اي را ندارند. مثلا‌ واقعا يكسري حس‌ها و ذهنيت‌ها وجود دارد كه صرفا به شكل بصري مي‌شود طرح‌شان كرد. اصلا‌ نمي‌شود به نوشتار در بيايند و برعكس‌اش هم البته صادق است. بسياري از چيزهايي را كه تبديل به شعر يا داستان مي‌شود، نمي‌توانيد نقاشي كنيد يا بر اساس آن مجسمه‌اي خلق كنيد. بعضي از چيزها ذاتاً و به خاطر ماهيتي كه دارند، ظرفيت تصويري‌شدن در سينما و بعضي از چيزها ظرفيت تصويري‌شدن در نوشتار را دارند. به نظر من آنچه آقاي كيميايي به آن اشاره كردند، كاملا‌ً درست است. تصويرهاي اين رمان از جنس تصويرهاي سينمايي نيست. فضاسازي‌ها و تصويرسازي‌ها كاملا‌ روايي و قصوي ا‌ست. نكته ديگر اينكه اين رمان را بيشتر يك چندصدايي تاريخي مي‌بينم، نه يك قصه. درست است كه روايت دارد اما اين روايت از نوع روايت‌هاي معمول داستاني يا رمان‌هاي خطي نيست. فكر مي‌كنم در جسدهاي شيشه‌اي قصه بيشتر روساخت است، يعني قصه بهانه‌اي براي پرداختن به دغدغه‌هاي فراتر است. چون به لحاظ معرفتي هم رمان وارد بسياري از حوزه‌ها به شكل مشخص مي‌شود. حوزه‌هايي مثل سياست، تاريخ، مناسبات اجتماعي - فرهنگي آن دوران، موسيقي، سينما و... قصه در واقع بهانه‌اي براي تعريف و يادآوري اينهاست. 

    عليرضا بهنام:‌ اگر كسي سير سينمايي آقاي كيميايي را دنبال كرده باشد، به طور قطع اين را مي‌داند كه آقاي كيميايي دغدغه زبان دارند. اين از شكل ديالوگ‌نويسي‌شان كه خودش به سبك خاصي در ديالوگ‌نويسي تبديل شده گرفته تا اشاره‌هاي گاه و بيگاهي كه در آثارشان به پاره‌اي از مسائل ادبي شده پيداست. جايي كه اين دغدغه زبان خودش را به خوبي نشان مي‌دهد، همين رمان <جسدهاي شيشه‌اي> است، چرا كه بسياري از اتفاق‌هايي كه دوراني از زندگي يك ملت را نشان مي‌دهد، در اين رمان افتاده است و اينها هر كدام بخشي از زبان ما را ساخته يا چيزي به زبان ما اضافه كرده است. در قسمت‌هاي مختلف رمان به كرات مي‌بينيد كه آقاي كيميايي به فراخور موضوع، از لحن، دايره واژگاني و شكل خاص برخورد يك تيپ خاص اجتماعي يا يك خرده‌فرهنگ استفاده مي‌كند. ما در اين رمان دست‌كم سه يا چهار تيپي را كه در سال‌هاي بعد از كودتا تا بعد از انقلا‌ب ساخته شد، مي‌بينيم. نوع حرف زدن آدم‌هاي قصه بعد از انقلا‌ب با نوع حرف زدن يك نسل قبل‌تر از آنها تفاوت دارد. اين تفاوت‌ها فقط در يك رمان مي‌توانسته درآيد. شايد سينما جنبه‌هاي ديگري از اين ماجرا را مي‌توانسته حفظ كند. فكر مي‌كنم آقاي كيميايي بالا‌خره به آن دغدغه زبان با نوشتن اين رمان توانسته‌اند پاسخ بدهند. ‌ 

    پگاه احمدي: در ادامه صحبت‌هاي آقاي بهنام، به مساله چندلحني اشاره مي‌كنم كه در اين رمان خيلي شاخص است. چيزي كه ما به ويژه در شعر و ادبيات امروز هم زياد به آن برمي‌خوريم. به مقتضاي تغيير تيپ‌ها يا شخصيت‌هاي مختلف يا به موازات تغيير دوره‌هاي تاريخي در يك داستان، لحن‌ها تغيير مي‌كند. در اين رمان هم مدام با لحن‌هاي متفاوت رو به رو مي‌شويم كه روايت را به شكلي موازي پيش مي‌برند. شخصا معتقدم امكان بروز چندلحني در رمان و متن مكتوب به مراتب بيشتر از فيلم است.

    ‌ شاهين امين:‌ آقاي كيميايي به نظر شما اين چندلحني از ادبيات به سينما آمده يا از سينما به ادبيات؟ من بر خلا‌ف خانم احمدي، تصوري برعكس دارم. به نظر من اتفاقاً چندلحني از سينما به ادبيات آمده است.

    مسعود كيميايي:‌ نه اين‌طور نيست. وقتي به خودم رجوع مي‌كنم مي‌بينم زماني كه در هفده سالگي اولين فيلم نوشت خودم را نوشتم، اين دغدغه زبان در من بسيار زياد وجود داشت. يعني از قبل وجود داشت، از سينما نيامد. اين چندلحني را اگر در دايره بگذاريم، خود دايره يك لهجه مي‌شود. چند لحني اگر در رمان من آمده باشد، از آن دوره آمده است.

    شاهين امين:‌اگر مسعود كيميايي به عنوان نويسنده رمان، بيست و شش، هفت فيلم نساخته بود و مي‌خواست <جسدهاي شيشه‌اي> را بنويسد، همين‌ها را مي‌نوشت؟

    مسعود كيميايي: بله، همين را مي‌نوشت. اين درست‌ترين اشاره‌اي است كه كرديد. ‌

    شاهين امين:‌ يعني شما در درون خودتان مسعود كيميايي نويسنده را از مسعود كيميايي فيلمساز تفكيك كرده‌ايد؟

    ‌ مسعود كيميايي:‌ بله، اينكه گفتم چيزهايي كه در اين رمان نوشته‌ام، در سينما تصوير نمي‌شوند هم به همين دليل است. يعني جنس خاصي از ادبيات در اين رمان هست كه شخصيت‌پردازي مي‌كند، فضاسازي مي‌كند و روحيه خاص آدم‌ها را نيز نشان مي‌دهد. ‌

    شاهين امين:‌ منظور من اين است كه شما، بعد از ساختن بيست و شش، هفت فيلم، بالا‌خره يك زبان روايي داريد. اين زبان روايت فقط مختص فيلم‌هايتان بوده است؟ آيا اين تجربيات را در سينما جا گذاشته‌ايد و از آن در نوشتن رمانتان استفاده نكرده‌ايد؟

    ‌ مسعود كيميايي:‌ به نظر خودم نه. 

    عليرضا بهنام:‌ به نظر من در اين رمان، ترجمه يكسري تكنيك‌هاي سينمايي را به شكل و شيوه و تكنيك داستان‌نويسي داريم. مثلا‌ً در فصلي كه قهرمان داستان از خانه بيرون مي‌آيد و تازه فهميده كه در زيرزمين جسدي وجود ندارد. در اين قسمت داستان كه او دارد در پياده‌رو راه مي‌رود، شخصيت در واقع دارد روايت مي‌شود و روايت هم از زاويه ديد سوم شخص است. ناگهان در ميانه اين قسمت در يك پاراگراف، زاويه ديد راوي داستان به ذهن شخصيت مي‌رود و اول شخص مي‌شود. اگر مشابه اين را بخواهيم در سينما دنبال كنيم، انگار در اين لحظه دوربين در ‌point of view آدمي قرار گرفته كه تاكنون داشته او را نشان مي‌داده است. تمهيدهاي اين چنيني كه از رسانه سينما وارد رسانه داستان‌نويسي شده است، در اين رمان به چشم مي‌خورد. ‌

    ‌ مسعود كيميايي:‌ به نظر من شما در هيچ كجاي <جسدهاي شيشه‌اي> فيلم قيصر يا گوزن‌ها و سرب و... نمي‌بينيد. ‌

    ‌ عليرضا بهنام:‌ منظور من هم سينماي خاصي نبود. ‌ 

    مسعود كيميايي:‌ بله، مي‌تواند با خودش يك سينما را بياورد كه البته خيلي از قسمت‌ها در آن حذف خواهد شد. در واقع اگر اين رمان بخواهد فيلم شود، بايد انواع سينما در آن فيلم باشد. شايد من خودم دوست داشته باشم يك نويسنده مستقل باشم، يعني دوست دارم اين طور باشد. شايد به همين دليل دنبال چيزهايي در اين رمان مي‌گردم كه نشان دهم اين سينما نيست يعني نويسنده اينها را نوشته، سينماگر ننوشته. البته خودم مثالي زدم كه قصه‌نويسي امروز بسيار تحت‌تأثير سينماست، اگر از اين ديد نگاه كنيم، بله، ممكن است به اين نتيجه برسيم.

    ‌ شاهين امين:‌ ما هم از آن ديد نگاه كرده بوديم. ‌ 

    پگاه احمدي: به نظر من صرف‌نظر كردن از چيزهايي كه دروني آدم شده، سخت است. مثلا‌ً من شاعرم. وقتي داستاني مي‌نويسم، به من مي‌گويند زبان داستانت شاعرانه است، يا مي‌گويند اين شعر است و داستان نيست. حالا‌ ممكن است روايت، شخصيت و اتفاق داستاني هم داشته باشد اما به طور ناخودآگاه شعر روي من اثر خودش را مي‌گذارد. با اين حال، خود من سعي كردم اين رمان را بدون پيش‌زمينه بخوانم. فكر مي‌كنم اگر اين پيش‌فرض‌ها را كنار بگذاريم و اثر را به صورت مستقل ببينيم، بهتر است. ضمن اينكه در بسياري از رمان‌ها و داستان‌هاي امروز كه مي‌خوانيم، از شگردهاي سينمايي زيادي استفاده مي‌شود. ‌ ‌ شاهين امين:‌ خود آقاي كيميايي در يكي از مصاحبه‌هايشان مثالي زده بودند و به <خداحافظ گري كوپر> رومن گاري اشاره كرده بودند كه رماني سينمايي است. رومن گاري فيلمساز هم نبوده و فقط نويسنده بوده است. ‌ 


    عليرضا بهنام:‌ پاك‌كن‌هاي آلن رب گريه هم سينمايي است. 

    پگاه احمدي: بعضي از نكاتي كه در رمان <جسدهاي شيشه‌اي> با آن برخورد كرده‌ام و بد نيست به آنها اشاره شود، يكي جملا‌ت توصيفي يا توصيف‌واره‌هايي است كه در روايت به كار رفته است و اينكه آقاي كيميايي بنا به عادت فيلمنامه‌نويسي در اين توصيف‌ها هم از جملا‌ت خبري كوتاه استفاده مي‌كنند كه قابل تامل است. نكته ديگر، چرخش روايت است كه آقاي بهنام هم اشاره كردند، يعني زاويه ديد روايت از سوم شخص به اول شخص تبديل مي‌شود. همچنين رويكرد راوي به زبان شعر و شاعرانگي نثر اثر از نكات مهمي است كه در اين رمان ديده مي‌شود. بسياري، اين زبان شاعرانه را نشانه قوت داستان يا رمان نمي‌دانند اما به اعتقاد من، رويكرد شاعرانه به نثر آن هم نثري كه بايد بار يك روايت اجتماعي - تاريخي را با منطق زباني مشخص پيش ببرد و حالا‌ مي‌آيد اين منطق زباني متداول را در تلفيق با زبان شاعرانه به اجرا مي‌گذارد، بدون شك هم شاخصه‌‌اي قابل‌تامل و هم خيلي دشوار است. رويكرد به زبان شاعرانه در اين رمان خيلي جاها كاملا‌ پررنگ مي‌شود مثلا‌ در عناوين سرفصل‌ها و در نمونه‌هايي از اين دست: <هواپيمايي كه متانت داشت> يا <طلعت در حرم گل، گلا‌ب شد> يا <بهترين رفيق دهن دوخته‌ام.> اين خودش مي‌تواند يك اثر انگشت شخصي باشد چون چنين رويكردي كمتر در روايت‌هاي داستاني به چشم مي‌خورد. 

    عليرضا بهنام:‌ به نظر من وجه ديگر قضيه اين است كه آقاي كيميايي از زبان زنده، از زباني كه با آن صحبت مي‌شود، براي نوشتن رمان استفاده كرده‌اند. غير از اين فرازهايي كه دوستان اشاره كردند كه بيشتر در ديالوگ‌ها يا عناوين فصل‌ها به چشم مي‌خورد. در تاريخ داستان‌نويسي ما يك گرايش وجود دارد كه زياد هم دنبال نمي‌شود. در واقع يك بخش غالب داريم كه زبان گلشيري و ادامه‌دهندگان آن نوع نگاه در ادبيات داستاني را در بر مي‌گيرد. يك سنت ديگر هم داريم كه ادامه‌دهنده سنت هدايت است، مخصوصاً زبان او در <بوف كور.> اما يك راه سوم هم وجود دارد كه سنت داستان‌نويسي غلا‌محسين ساعدي و بهرام صادقي است. به نظر من، <جسدهاي شيشه‌اي> به لحاظ نوع نثر و فضاسازي مي‌تواند ادامه اين سنت در ادبيات ما باشد. به اعتقاد من، اين تنها سنتي است كه به ادبيات كلا‌سيك ما و ماقبل ورود رمان‌هاي خارجي هم نگاه مي‌كند. به ساختار قصه‌هاي عاميانه ما مثل حسين كرد شبستري يا حتي به ترجمه‌هاي قديمي <كليله و دمنه> نگاه مي‌كند. اين نوع خاص نگاه به پيرنگ داستان كه از خلا‌ل روايت‌هاي مختلف شكل مي‌گيرد، در اين رمان وجود دارد. هميشه در آن راوي‌اي وجود دارد كه اين راوي دارد قصه را براي شخص ديگري روايت مي‌كند و مخاطب اين روايت هم برداشتي از آن دارد كه براي شخص ثالثي آن را روايت مي‌كند. <جسدهاي شيشه‌اي> به نظر من، از دل روايت‌هاي آدم‌هاي مختلف شكل مي‌گيرد و به نوعي اين ادامه همان سنتي است كه ما پيش از آن كه داستانمان تحت‌تأثير رمان‌نويسي غربي قرار بگيرد، داشتيم. اين به نظر من ويژگي بسيار مهمي است. ‌

    ‌ مسعود كيميايي:‌ در اين رمان خشونت هم وجود دارد اما آيا اين خشونت با انتخاب واژه يا زبان تيز نشان داده شده است؟

    ‌ شاهين امين:‌ اتفاقاً نكته همين است كه خشونت فقط در محتواست. چطور براي اين خشونت محتوايي يك زبان شاعرانه انتخاب شده است؟ در فيلم‌هايتان هم همين‌طور است. يعني فيلم ممكن است از نظر محتوايي بسيار خشن باشد اما زبان شخصيت‌ها زبان تيزي نيست و اتفاقاً نرم است. 

    مسعود كيميايي:‌ وقتي مي‌گوييم به اين دوره تاريخي عادت كرده‌ايم يا اين دوره تاريخي روي ما خيلي تأثير گذاشته است، 99/99 درصد از ما به دوره تاريخي سياسي نگاه مي‌كنيم. در حالي كه دوره تاريخي چيزهايي را از معماري، شهرنشيني و حاشيه‌نشيني شهر مي‌گيرد. دوره تاريخي را خيلي چيزها تشكيل مي‌دهند، از جمله سانسور در آن دوره تاريخي. يك حكومت نمي‌تواند خودش را توضيح دهد، نه اينكه نخواهد خودش را توضيح دهد، سلا‌يق سانسورش آن را توضيح مي‌دهد. مثلا‌ً سلا‌يق سانسور در دهه 40 يا اوايل دهه 50 طوري بود كه اصلا‌ً نبايد حرفي از چريك و اسلحه وجود داشته باشد، يعني مي‌خواست خود موضوع را پاك كند. اين خشونت است، نه به اين دليل كه سانسور در آن وجود دارد. اين زبان مستقيم ترجمه نمي‌شود، هميشه در حكومت آن دوره‌ها نوعي فلويي مي‌بيني، تار مي‌بيني. براي اينكه اصلا‌ً نمي‌تواند خودش را توضيح دهد.

    شاهين امين:‌ ماهيت قدرت اين است كه سعي مي‌كند خودش را فلو نشان دهد تا قدرتمندتر جلوه كند. 

    مسعود كيميايي:‌ نه، نمي‌تواند جور ديگري باشد. نمي‌تواند خودش را توضيح دهد. حال براي نشان دادن خشونت در يك اثر ادبي، اگر نويسنده دست در انبان واژگاني‌اش ببرد و به سرعت واژه‌هايي را بيرون بياورد و بعد بخواهد دوباره فكر كند، مثل فيلم‌هايي مي‌شود كه روي ميز مونتاژ ساخته مي‌شود. واژه اولي كه ذهنت از انبان واژگانت در مي‌آورد، درست‌ترين است. با بزك كردن و ساختن نثر براي نشان دادن خشونت، اتفاق ديگري مي‌افتد، يعني از ماجرا دور مي‌شوي. اين است كه خشونت خودش در همان لحظه انتخاب، نشان داده مي‌شود. ‌ 

    عليرضا بهنام:‌ اتفاقاً شباهت آثار شما با آثار بهرام صادقي هم در همين است. چون در آنجا هم زبان غريزي است و شهودي اتفاق مي‌افتد. 

    پگاه احمدي: يكي از نكاتي كه در اين رمان دوست دارم به آن بپردازم، استحاله شخصيت زن است. يعني از ثريا به عنوان شخصيت زن‌محوري كه در اين داستان آغازگر است، به سيمين، طلعت، طاووس و شخصيت‌هاي زن ديگر مي‌رسيم كه با وجود همه تفاوت‌هاي تيپيكال و گاه طبقاتي‌اي كه با هم دارند، در نهايت انگار همگي وجوه متكثري از يك <زن ازلي> را به نمايش مي‌گذارند. همه زن‌هاي قصه، انگار در يك نقطه با هم به وحدت و اشتراك مي‌رسند و آن همان نقطه نقش‌مندي تاريخي است كه اگر از اندك تفاوت‌هاي فردي و شخصيتي اين زن‌ها صرف‌نظر كنيم، انگار تاريخ پيشاپيش همه‌شان را به شكل يكساني تعريف كرده است. يعني به تعبيري همه اين كاراكترهاي زن، زن هستند يا مي‌توانند باشند كه حتي در شرايط همانند، امكان دارد واكنش‌هاي يكساني را هم از خودشان بروز بدهند اما اين شرايط زيستي و فرهنگي مختلف بوده كه روي شيوه‌هاي رفتاري و واكنش‌هايشان اثراتي متفاوت از هم گذاشته است. ‌ 

    مسعود كيميايي:‌ ثريا به نظر من ترسيم زن واقعي ايراني از نگاهي خاص است. يعني ويژگي‌هاي دوست‌داشتني و شرارت‌هاي خودش را دارد. اما اگر از كمي دورتر به او نگاه كنيم، مي‌فهميم كه او به ناچار اين است. يعني تن به بدون چارگي نداده و خودش دارد اين چاره را مي‌سازد. پس اين شخصيت كاملا‌ً منفي نيست. ثريا نسبت به طلعت سخت‌تر زندگي مي‌كند.

    ‌ پگاه احمدي:‌ به نظر من هم شخصيت‌هاي اين رمان كاملا‌ً منفي يا كاملا‌ً مثبت نيستند. رمان به اعتقاد من، رمان موقعيت است يعني در موقعيت‌هاي مختلف كنش‌ها و واكنش‌ها تعريف مي‌شود.

    ‌ شاهين امين:‌ آقاي كيميايي، نكته‌اي كه براي من جالب است اين است كه در هم‌دوره‌هاي شما مراوده اهل هنر و ادبيات بيشتر بوده و خيلي روي هم تأثير مي‌گذاشته‌اند. چرا آن اتفاق آن موقع رخ داد، اما در دهه 60، 70 و 80 رخ نمي‌دهد؟ 

    مسعود كيميايي:‌ به نظر من، مخدوش شدن هويت‌ها باعث شده كه الا‌ن افراد به يكديگر اطمينان نداشته باشند و طبيعتاً نمي‌توانند با يكديگر مراوده‌اي هم برقرار كنند. ‌

    شاهين امين:‌ تصور من اين است كه يك همراهي هم در آن دوره وجود داشته است. مثلا‌ً شما در دهه 40 و 50 يك گروه همراه بوده‌ايد اما اين همراهي در هنرمندان نسل‌هاي بعد شكل نگرفت و براي همين روي هم اين تأثير را نداشتند.

    پگاه احمدي: يك دليلش مي‌تواند تكثر در اين دوران باشد. مگر در دوره آغاز كار شما چند سينماگر يا شاعر يا نقاش شاخص داشتيم؟ تعدادشان انگشت‌شمار بود. الا‌ن فرضا مي‌بينيم كه در هر شهرستان دور و نزديكي تعداد زيادي كتاب شعر با هزينه‌هاي گزاف منتشر مي‌شود و تعداد شاعران و هنرمندان روز به روز در حال افزايش است ولي متاسفانه فقط تعداد بسيار كمي از اين تلا‌ش‌ها ديده مي‌شود و اصلا‌ امكان و مجال ديده‌شدن پيدا نمي‌شود. ‌

    شاهين امين: چرا همان شاخص‌ها هم الا‌ن با يكديگر ارتباط ندارند؟به نظر من يك احساس نياز به يكديگر در هنرمندان آن دوره وجود داشته است كه امروز وجود ندارد.

    ‌ سپيده جديري:‌ همان طور كه آقاي كيميايي در ابتداي صحبتشان گفتند، سينما با آن نسل متولد شده بود و به نظر من، چون سينما يا هنرهاي ديگر در آن دوره هنرهاي جواني محسوب مي‌شدند، نياز داشتند كه روي يكديگر تأثير بگذارند. پس من هم با آقاي امين موافقم كه احساس نياز به همراهي و تأثيرگيري در آن دوره وجود داشته است.

    ‌ شاهين امين:‌ آقاي كيميايي،شما كتاب‌هاي رمان‌نويسان جوان را مي‌خوانيد؟ كدام را مي‌پسنديد؟

    ‌ مسعود كيميايي:‌ رمان‌ها خيلي تغيير كرده‌اند و واقعاً تصور من اين طور نبود. به نظر من، مثلا‌ً رمان <با من به جهنم بيا> اثر ناتاشا اميري بافت خوبي دارد.

    ‌ شاهين امين: مراوده بين اين نويسنده‌ها و فيلمسازهاي نسل جديد مي‌تواند به اتفاقي بينجامد؟

    ‌ مسعود كيميايي:‌ شايد 10 سال ديگر.

    ‌ شاهين امين:‌ اين بحث را به اين دليل پيش كشيدم كه در دنيا مراوده بين ادبيات و سينما بسيار مرسوم است، چه ادبيات تجاري با سينماي تجاري و چه ادبيات جدي با سينماي جدي. پيش از آنكه كتاب‌هاي استفن كينگ در بيايد، فيلمنامه‌اش را خريده‌اند. ‌

    مسعود كيميايي: اصلا‌ً نمي‌توان شرايط ما را با شرايط آنها مقايسه كرد. هيچ فيلمساز و نويسنده‌اي را از اينجا با آنجا نمي‌توان منطبق كرد.

    ‌ شاهين امين: در دهه 40 و 50 اين اتفاق به نوعي به شكل مراوده سينه به سينه رخ داد. اما الا‌ن چنين منشي تعطيل است. اينكه ما هيچ تشكل، هيچ صنف يا هيچ نشستي نداريم، به شدت به چشم مي‌خورد. اين مراوده به شكل ابتدايي‌اش در دهه 40 و 50 رخ داده بود اما الا‌ن شما چند فيلمساز مي‌بينيد كه از رمان اقتباس كنند؟ تازه در رمان‌هايي كه كاملا‌ً هم قابل‌اقتباس هستند، اين اتفاق نمي‌افتد؛ خطوط ارتباطي قطع است. ‌

    ‌ سپيده جديري: به نظر من يك دليلش اين است كه كتاب‌ها اصلا‌ً آنگونه كه بايد معرفي نمي‌شوند.

    ‌ پگاه احمدي: مشكل ديگري كه وجود دارد و من بارها در زمينه شعر به آن اشاره كرده‌ام، وجود مافياي پدرسالا‌ر در هنر و ادبيات است. فرض كنيد يك سينماگر مطرح و صاحب سبك به نويسنده‌اي از مجموعه دوستان و هم‌نسلا‌نش مراجعه مي‌كند. اين نويسنده معمولا‌ سعي نمي‌كند نويسندگان جوان، مستعد و حتي شناخته‌شده را به آن فيلمساز معرفي كند، بلكه غالبا از همان دايره مسبوق به سابقه نسل خودش اقدام به معرفي مي‌كند چون خاطراتش با آن دوره و آدم‌هاي آن نسل شكل گرفته است. اصلا‌ فرصت تامل در آثار نسل نو را به خودش نداده است. اصلا‌ خودش را به روز نمي‌كند. بنابراين بخش عمده‌اي از شعر و داستان پوياي امروز كه شايد خيلي خلا‌ق‌تر و پيشنهاددهنده‌تر از آثار دهه‌هاي آغازين باشد را شايد اصلا‌ نشناسد و اين، معضل كوچكي نيست. ‌

    ‌ شاهين امين: شايد خطوط ارتباطي آن نويسنده هم با نويسندگان نسل بعد از خودش قطع باشد.

    ‌ عليرضا بهنام:‌ نه، منظور اين است كه آن نويسنده، نويسندگان نسل بعد را مي‌شناسد اما نمي‌خواهد آنها را معرفي كند.

    ‌ مسعود كيميايي:‌ الا‌ن دوره‌اي است كه روشنفكران و هنرمندان كمر به حذف همديگر مي‌بندند. ‌ 

    سپيده جديري: آقاي كيميايي به نكته بسيار مهمي اشاره كردند؛ قضيه حذف هنرمند توسط هنرمندان ديگر كه در ادبيات هم ما به شكل مافياي ادبي با آن دست به گريبان هستيم. مثلا‌ً حتي اگر اثري بخواهد معرفي هم شود، اگر احساس كنند آن اثر كمي بهتر از آثار ديگران است، همه عليه آن بلند مي‌شوند تا همه يك شكل شوند و تقريباً يك جور نخبه‌كشي در ادبيات وجود دارد كه در هنر هم به شكل ديگري وجود دارد و حتماً آقاي كيميايي بيشتر درباره آن اطلا‌ع دارند. ‌

    شاهين امين:‌ پس اينجا همه معتقدند كه ظرفيت اين مراوده وجود ندارد.

    ‌مسعود كيميايي: يك مثال در اين زمينه مي‌زنم. اين اولين جلسه‌اي است كه براي نقد <جسدهاي شيشه‌اي> برگزار شده است. شش سال از چاپ اول اين كتاب گذشته اما يك خط نقد درباره‌اش چاپ نشده است. با اين حال، الا‌ن دارم رماني را با نگاهي به عين‌القضات مي‌نويسم. شايد به تئاتر يا سينما بتواند نزديك باشد اما باز هم خودش است و خودش. يك رمان است و زبان دشواري هم دارد.

    ‌ شاهين امين: پس، مسعود كيميايي اگر فيلمساز نبود، احتمالا‌ً نويسنده مي‌شد؟

    ‌ مسعود كيميايي:‌ بله، همان طور كه گفتم، دغدغه همه ما نوشتن است.



    منبع خبر : روزنامه اعتماد ملي
    پنجشنبه,29 آذر 1386 - 16:24:54

    اين مطلب را براي يک دوست بفرستيد صفحه مناسب براي چاپگر
    آرشيو

    نظرات

    كابوكي
    پنجشنبه 29 آذر 1386 - 17:33
    0
    موافقم مخالفم
     

    كاشكي كيمياي رمان مشهور "وقايع نگاري يك جنايت از پيش اعلام شده" ماركز را بسازد اين رمان انگ اوست. كاشكي!

    نازنین
    پنجشنبه 29 آذر 1386 - 22:55
    -2
    موافقم مخالفم
     

    و استــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــاد مسعـــــــــــــود کیمیِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِـــــــــــــــــــــــــــــایــــــــــــــــــــــــــــی...

    مجتبی
    جمعه 30 آذر 1386 - 10:59
    -2
    موافقم مخالفم
     

    فیلم خوب از کیمیایی دیدن هم حق نسل ماست !!!

    علی سینما
    جمعه 30 آذر 1386 - 18:37
    -2
    موافقم مخالفم
     

    فیلم دیدن دغدغه نسل ماست

    اما کو ؟کجاست فیلم خوب؟

    كابوكي
    شنبه 1 دي 1386 - 8:48
    2
    موافقم مخالفم
     

    كاشكي كيميايي روزي فصل "چمدان سياست" در رمان "جسدهاي شيشه اي" را بسازد. اين فصل خود خود سنما ست. كاشكي!

    میثم
    يکشنبه 2 دي 1386 - 1:51
    3
    موافقم مخالفم
     
    احترام و قدر دانی از زحماتی که کیمیایی برای سینمای ما کشیده بر همه واجبه. ولی حقیقت اینه که فیلم های کیمیایی(به خصوص بعد از مرسدس) تماما" درام های خیابانی هستن که اصلا" بیننده نمیتونه با کاراکترهای فیلم و داستان اون ارتباط برقرار کنه. کیمیایی داره مدام خودش رو تکرار می کنه و فراموش کرده که دوران قیصر و گوزنها و داش آکول و و اون لات بازیها و کلاه مخملی ها تموم شده. کیمیایی فراموش کرده که الان چه سالیست. تمام فیلم هایش درام های خیابانیند. حالا یکی بدتر(سربازهای جمعه) و یکی بهتر(حکم). کیمیایی از ارتباط برقرار کردن با جوانان عاجزه. کیمیایی کار خودش رو هم راحت کرده. اسم فیلم جدیدش محاکمه در <<خیابان>> است. کیمیایی اینبار لطف کرده و کار ما رو راحت کرده و کلمه خیابان رو برای راهنمایی بر روی بخشی از اسم فیلم گذاشته. تا مشتاقان سینما منتظر فیلم متفاوتی از او نباشند. مثل اینکه اصغر فرهادی هم مطابق میل کیمیایی کار کرده. کیمیایی بد جور به بیراهه رفته. به خدا رئیس و حکم مربوط به جامعه ی ما نیستند. بیشتر نوعی فیلم تخیلیند. آقای کیمیای لطفا" برای ما فیلم بسازید!!!
    Shaghayegh
    يکشنبه 2 دي 1386 - 19:44
    3
    موافقم مخالفم
     

    من با مجتبی موافقم:"فیلم خوب از کیمیایی دیدن هم حق نسل ماست !!!

    ایکاش مسعود کیمیایی همون طور که برای نسل قبل فیلمای موندگار و خوش ساختی رو در زمان خودشون ساخته برای نسل ما هم فیلمای خوبی بسازه که بتونیم به نسل بعد از خودمون نشون بدیم و افتخار کنیم.

    x
    يکشنبه 2 دي 1386 - 22:30
    1
    موافقم مخالفم
     

    chera ?chera az aghaiie kimiaiii naporsiidiin chera poolaad maage hich bazigaarii ke bahashoon kaar mikone del nadare ke harchii naghshe khoobe be poolad mide chera?????????chera poolad hagh dare bezane too dahane ezatollahe entezaami??mishe javab bediin naamardaa vasat moteasefam ostad masood kimiaii


    دوشنبه 3 دي 1386 - 13:27
    -3
    موافقم مخالفم
     

    مسعود کیمیایی


    دوشنبه 3 دي 1386 - 17:50
    3
    موافقم مخالفم
     

    با میثم موافقم

    نازنین
    دوشنبه 3 دي 1386 - 19:5
    -1
    موافقم مخالفم
     

    چرا؟چرا ما هنوز عادت نکردیم که دخالت بی مورد نکنیم؟چرا ما هنوز یاد نگرفتیم که اظهار نظر درست و حسابی بکنیم؟چرا ما هنوز یاد نگرفتیم که وقتی طرفدار یه بازیگر خاص هستیم به بازیگرای دیگه گیر ندیم؟چرا ما زورمون میگیره که بازی خوب پولاد کیمیایی رو تو حکم و رئیس ببینیم؟چرا مسعودخان وقتی می بینه که پولاد عالی بازی میکنه بره سراغ یه نفر دیگه؟مگه مسعود خان باید مواظب دل اینو اون باشه؟اصلا مگه پولاد دل نداره؟!(به قول خودتون)کی بهتر از پولاد میتونست نقش محسن تو حکم یا سیامک تو رئیس رو بازی کنه؟چرا ما باید به حال استاد سینمای ایران تاسف بخوریم؟چرا برای خودمون متاسف نباشیم؟چرا ما نمی تونیم به استادمون احترام بذاریم؟چرا چرا بدون داشتن هیچ علمی به خودمون اجازه میدیم تو انتخاب بازیگر دخالت کنیم؟

    راستی چرا...؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

    رضا
    سه‌شنبه 4 دي 1386 - 13:49
    1
    موافقم مخالفم
     

    با دیدن (حکم)دوباره با سینمای کیمیایی آشتی کردم.به نظرم کیمیایی آدمهای روزگار ما را خیلی خوب و درست می بیند و اتفاقا بیشتر و بهتر از همه جوانان را.واقعا مصداقهای عینی جوانان سربازهای جمعه و حکم را هر روز دارم از نزدیک می بینم.شخصیت های فیلم های اخیر کیمیایی خیلی از شخصیت های بیضایی و مهرجویی پیچیده تر هستند و چند بعدی تر و معاصر تر و به همین دلیل به تیپ شدن تن نمی دهند (که بعدا مثل هامون منفعل تبدیل به مضحکه و اسباب خنده ی خلایق شوند.)

    رضا
    سه‌شنبه 4 دي 1386 - 14:15
    -1
    موافقم مخالفم
     

    دلم میخواد یه بار مسعود کیمیایی مفصل راجع به بیژن الهی و رفاقت و خاطراتشون بنویسه.

    سحر
    سه‌شنبه 4 دي 1386 - 20:39
    3
    موافقم مخالفم
     

    سينماي كيميايي زبان خودش را دارد ، فروش فيلمهاي كيميايي مي گويد مخاطب اين زبان را بلد است . حالا بگذار منتقدي كه هنوز الفباي سينما را نمي شناسد ، حقارت خود را پشت نام بزرگ كيميايي پنهان كند. قصد ندارم راه نقد را بر آثار فيلمساز محبوبم ببندم اما كسي كه اخراجيها را نقد مي كند حق دارد دلخور باشد كه زبان كيميايي هنوز گوش شنوا فراوان دارد.مسعود كيميايي خود خود سينماست...

    میثم
    چهارشنبه 5 دي 1386 - 4:57
    -2
    موافقم مخالفم
     

    رضا:

    اگر شما به فروش 250 میلیونی می گویید فروش خوب. که دیگه حرفی نیست. شما مطمئن باش هر کارگردان دیگه فیلم رئیس رو با اون همه بازیگر ساخته بود هم همون قدر فروش می کرد. کیمیایی دیگر محبوبیتش رو از دست داده.

    اتفاقا" یکی از مشکلات فیلم هایش ارتباط برقرار نکردن با جوانان است. اگر شما به گانگستر بازی و شخصیت های کارتونی حکم و رئیس که متعلق به ایران نیستند و فیلمنامه هایشان خیلی وقت است که به انقضا رسیده اند می گویید برقراری ارتباط با جوانان, که بهتره کمی بیشتر تامل کنید.

    سربازهای جمعه یک فیلم بسیار بد است. من را یاد فیلم های پوران درخشنده انداخت که فقط به فکر گفتن مشکلات معلولان و جوانان است و معمولا" به گونه ای سطحی آنها را بیان می کند.

    اگر فیلم های قبل از انقلاب کیمیایی را کنار بزاریم او در بعد از انقلاب جزو فیلمسازان متوسط ماست.

    متاسفانه طرفداران کیمیایی احساس می کنند باید با مهرجویی دشمن باشند

    مهرجویی بهترین شاهکارها را می سازد. سالی که کیمیایی مرسدس(یک فیلم بی ارزش به تمام معنا) را ساخت مهرجویی درخت گلابی را ساخت. حالا که کیمیایی سالهاست به بن بست رسیده و از روی دست خودش کپی می کند مهرجویی بزرگ باز هم خلاق و نو آور است. نمونه اش مهمان مامان و سنتوری.

    هامون که شما اشاره کردی همواره در نظرسنجی از منتقدان بهترین فیلم بعد از انقلاب لقب گرفته. و درخت گلابی هم در همون رتبه ها.حالا شما هامون را منفعل می دانی!!!

    کیمیایی سالهاست مانند آتشفشان خاموش است. در هر فیلمش دوستدارانش منتظرند که فوران کند. ولی میسر نمی شود. در این سالها فقط کمی فیلم حکم بهتر از بقیه بود. همین!

    شقایق
    چهارشنبه 5 دي 1386 - 23:52
    0
    موافقم مخالفم
     

    فروزنده : به خدا اگه بذارم یکی از اون گوشوارها رو گوشت کنی

    رضا
    پنجشنبه 6 دي 1386 - 9:34
    4
    موافقم مخالفم
     

    میثم عزیز: من همه فیلم های بعد از انقلاب کیمیایی را تائید نکردم و نوشتم بعد از حکم.در ثانی ضمن احترام عمیق برای تمام منتقدان سینمای ایران من معتقدم ما نباید استقلال فکری خود را بی چون و چرا محبوس نظرات از پیش تعیین و تایید شده بکنیم(همان بلایی که اتفاقا این گونه بر سر کیمیایی آمد و دیگر کسی نپرسید که چرا پرویز دوایی بعد از داش آکل نقد و حمایتش را از کیمیایی دریغ کرد و کلا از همه ی سینمای ایران.)هامون هم الان تبدیل به یک کالت مووی شده و بار آشنایی زدایانه اش را از دست داده است.در نتیجه برای من یکی خواب آور است و راستی آن رابطه مرید و مرادانه بین او و علی عابدینی چه معنایی میدهد؟علی عابدینی ها به شهادت همین فیلم زن و بچه خودشان را نتوانستند نگه دارند.و واقعا چرا همیشه روشنفکر ایرانی(تو بخوان چپ ایران)از گوزنها گرفته تا هامون ماوا و ملجا خود را باید در دامان لمپنیسم و مذهب و عرفان گرایی پیدا کند؟

    نازنین
    پنجشنبه 6 دي 1386 - 10:29
    -3
    موافقم مخالفم
     

    خواهشا دست از سر مسعود خان بردارید.اگه از سبک ایشون خوشتون نمیاد یا به قول شما استادان عزیز اماتور هستن خب فیلماشون رو دنبال نکنید!

    در ضمن من از طرفدارای متعصب استاد کیمیایی هستم و برای اقای مهرجویی احترام خاصی قائلم و دشمنی خاصی با ایشون ندارم(بعد از مسعود خان کیمیایی مهرجویی،بیضایی و کیارستمی).اگه در مورد مساله ای اطلاعات ندارین در موردش پافشاری نکنین برای مثال بنده تو وبلاگم از استاد مسعود کیمیایی و استاد بابک بیات حمایت می کنم اما برای سالروز تولد اقای مهرجویی عزیز هم اپ کردم(کوچکترین کاری که میشد برای این بزرگوار انجام داد).

    به هر حال بهتره که قدر اساتید عزیزمون رو در زمان حیاتشون بدونیم،نه اون موقعی که...

    زهرا
    شنبه 8 دي 1386 - 21:43
    -6
    موافقم مخالفم
     

    والا نمیدونم چی بگم.به نظر خود من استاد کیمیایی هم خوب در حد خودش فیلم می سازد.

    ولی با این حال حکم از کل فیلم های دیگرش قابل تحمل تر است.

    با گفته ی آخر میثم موافقم.

    به امید روزی که فیلم های بهتری از استاد کیمیایی ببینیم.

    kia marzban
    چهارشنبه 12 دي 1386 - 21:32
    -5
    موافقم مخالفم
     

    kimiyayi tamoom shod dige velesh konin.

    amin.haghighat
    جمعه 14 دي 1386 - 18:48
    3
    موافقم مخالفم
     

    man vase felmash mimiram faghat e khahesh az hamaton daram eltemas mikonam age misheh e adresy ia telfon ya hata emil aghai kimiyai rooo be mane haghir bedid man emil va hechy zyad vared nistam faght e sms ham razym .omidvaram harkasi ke komakam kone emem reza komakesh kone 0936.436.2708 in mobail mane montazerton hastam nooookaretonam ya aliii

    نادر
    شنبه 15 دي 1386 - 9:19
    -3
    موافقم مخالفم
     

    lطمينان دارم هيچيك از افراد فوق كه اظهار نظر فرموده اند هنوز جسد هاي شيشه اي را نخوانده اند. همان حرفهاي كليشه اي هميشگي را ميزنند و ديگر هيچ.

    امین
    سه‌شنبه 18 دي 1386 - 0:47
    6
    موافقم مخالفم
     

    سلام

    "مسعود کیمیایی" کیمیای سینمای ایران است

    او تاثیر گذارترین فیلمساز این آب و خاک است

    یک فیلمساز فکور

    مولف کبیر سینمای ایران

    کاشف بازیگران اسطوره ای چون:

    بهروز وثوقی ( او قبل از قیصر به دنبال شمایل فردین گونه بود اما استاد او را احیا کرد)

    "فرامرز قریبیان/ خسرو شکیبایی/ فرامرز صدیقی/ امین تارخ/ هدیه تهرانی/ فریبرز عرب نیا

    و...

    اخریاشم اندیشه فولادوند و پسر پولادین خودش

    چه کسی این همه بازیگر به سینمای ما تقدیم کرده ؟

    به نظر من کسی که یک فیلم مثل قیصر و گوزنها به سینمای ما تحویل دهد باید صاحب سه دنگ سینمای ایران شود.

    متاسفانه اینجا جایی نیست که حق ایشان باشه منتقدانی که به جای نقد فیلمهایش خودش را نقد کردند بیشترین تاثیر را در حال کنونی او داشته اند

    ولی مشکلی نیست مگر پور احمد بعد از دو فیلم ضعیف به اوج باز نگشت؟

    پس لطفا دوستانی که کیمیایی را تمام شده میدانند سکوت کنند چون ما عاشقان کیمیایی منتظر جوابی دندان شکن از جانب مبصرمان هستیم

    نازنین
    سه‌شنبه 18 دي 1386 - 16:30
    1
    موافقم مخالفم
     

    اندکی صبر سحر نزدیک است.

    درسته اقای امین...

    ن.ج
    پنجشنبه 16 اسفند 1386 - 18:10
    4
    موافقم مخالفم
     

    یک معادله این جا هست . فیلم های کیمیایی برای انسان های خنگ . ظاهربین .کمبود دار .بی تفکر .بچه = فیلم بد و لات بازیو خیابانیو ضعیف و.... خوب حالا فیلمهای کیمیایی برای بقیه ی اقشار که البته کمبود نداشته باشن = یا عالی یا شاهکار

    اضافه کردن نظر جدید
    :             
    :        
    :  
    :       




    mobile view
    ...اگر از تلفن همراه استفاده می‌کنید


    cinemaema web awards



    Copyright 2005-2011 © www.cinemaema.com
    استفاده از مطالب سایت سینمای ما فقط با ذکر منبع مجاز است
    کلیه حقوق و امتیازات این سایت متعلق به گروه سینمای ما و شرکت توسعه فناوری نوآوران پارسیس است

    مجموعه سایت های ما: سینمای ما، موسیقی ما، تئاترما، فوتبال ما، بازار ما، آگهی ما

     




    close cinemaema.com عکس روز دیالوگ روز تبلیغات