سينمای ما - چون غم و شادی جهان در گذرند / نگاهی به فیلم آواز گنجشک ها
شنبه 28 ارديبهشت 1387 - 11:39







نظر سنجی

بهترین فیلم اکران نوروزی 1387 کدام است؟



تلافی


  (160 رأي)

کارگردان:
سعید اسدی
-------------------------------------
پابرهنه در بهشت


  (268 رأي)

کارگردان:
بهرام توکلی
-------------------------------------
به همین سادگی


  (410 رأي)

کارگردان:
رضا میرکریمی
-------------------------------------
مجنون لیلی


  (332 رأي)

کارگردان:
قاسم جعفری
-------------------------------------
زن دوم


  (341 رأي)

کارگردان:
سیروس الوند
-------------------------------------
دایره زنگی


  (777 رأي)

کارگردان:
پریسا بخت آور
-------------------------------------


عناوین خبرها
 یادداشت امیر قادری درباره افشین قطبی و اهمیت بازی امروز / سرتان را بچرخانید، این بالا ما را می‌بینید آقای قطبی...
 مهدی سلوکی در دبی / گزارشی از مراحل تولید فیلم «زادبوم»...
 پولاد که هست / فروتن، بهداد یا سعید راد؟ مسعود کیمیایی انتخاب می‌کند...
 پرستویی در سریال هنرمند یا فیلم مقدم؟ / امین حیایی در «سن‌پترزبورگ»...
 تدوین «خروس جنگی» در مراحل آخر / زن و شوهری که جای‌شان را عوض می‌کنند!...
 مسعود ده‌نمکی، تهیه‌کننده زیاد دارد / از فهرست هشتاد نفره، چهل‌تای‌شان را انتخاب می‌کنیم...
 بهرام بیضایی اعلام کرد / فیلمبرداری فیلم‌ام دو ماه طول می‌کشد...
 چارچنگولی کلید خورد...
 در روز فیلمنامه‌نویس / فیلمنامه‌نویسان برای کیارستمی كارت عضويت افتخاري صادر کردند...
 بهروز افخمی درباره آخرین پروژه‌های سینمایی‌اش / انیو موریکونه را از ما ترساندند / کار صدای آمریکاست...
 مجیدی در اجتماع سازندگان فیلم کوتاه / امروز صدای پای ابتذال را در سینما با تمام قوت‌اش می‌شنویم...
 «دايره‌زنگي» هم به باشگاه ميلياردي‌ها اضافه مي‌شود / گزارش اكران سينماها در هفته سوم ارديبهشت...
 فيلم اول شهرام مكري در مرحله صداگذاري است / احتمال نمايش «اشكان، انگشتر متبرك و چند داستان ديگر» در جشن خانه سينما...
 گفت‌وگو با ترانه‌سراي آثار محسن چاووشي و «سنتوري»: / «محسن [چاوشي] هم رفته‌رفته به شناخت رسیده و علم و آگاهی‌اش بیشتر شده»...
 تلاش‌هاي جمال شورجه براي جذب سرمايه ساخت فيلم «نفوذي» با شكست مواجه شد: / «سرمايه‌گذاري‌ها به سوي فيلم‌هاي دختر پسري ، آثار فمنيستي يا ديگر موضوعات ناپسند مي‌رود»...
 حسام نواب‌صفوي در نقش يك بازيگر سينما در «وقتي همه خوابيم» بازي مي‌كند / گزارشي از بازسازي شهر تهران براي ساخته جديد بهرام بيضايي...
 گفت‌وگو با پريسا بخت‌آور، پس از موفقيت «دايره‌زنگي» در گيشه: / يک اجراي اشتباه مي تواند بهترين فيلمنامه ها را تبديل به فيلمي ضعيف کند...
 گپی با ایرج کریمی درباره فیلم‌ به نمایش درنیامده‌اش / می‌خواهیم با یک پخش کننده معتبر قرارداد ببندیم...
 يادداشتي بر "به همين سادگي" ساخته رضا ميركريمي / به همین سادگی از کنارش نگذریم...

آرشيو...



پربیننده ترین اخبار هفته
 در گفت و گوی مفصل اخیرش با ماهنامه فیلم / مهران مدیری بالاخره به حملات علیه مجموعه «مرد هزارچهره» پاسخ داد...
 شما سر چه فیلمی اشک ریختید؟ / از کرخه تا راین، سینما پارادیزو، زیر پوست شهر و......
 عکس جدیدی از «دعوت» / حاتمی‌کیا: فضا را برای ساخت فیلم‌هایی مثل «به همین سادگی» فراهم کنیم...
 آخر بهار / مهران مدیری بالاخره کلید می‌زند؟!...
 مهناز افشار مستند می‌سازد...
 پژمان بازغی از فیلم حاتمی‌کیا حذف شد...
 کارگردان «همخانه» امیدوار است که فیلم‌اش رکورد فروش را بزند...
 اعتراض کمال تبریزی به حذفیات سریال «شهریار» / رئیس صدا و سیما پسندیده اما سیما فیلم سانسور می‌کند...
 «دايره‌زنگي» هم به باشگاه ميلياردي‌ها اضافه مي‌شود / گزارش اكران سينماها در هفته سوم ارديبهشت...


چون غم و شادی جهان در گذرند / نگاهی به فیلم آواز گنجشک ها
چون غم و شادی جهان در گذرند / نگاهی به فیلم آواز گنجشک ها


سینمای ما – ندا میری: پیش داوری عادت بدی ست. اما خیلی ازعادت های بد هستند که نتایج بدی ندارند. یا حداقل حاصل شان یک حال اساسی است. اتفاقا از سر همین عادت بد پیش داوری مان، سر آخرین کار مجید مجیدی یک غافلگیری حسابی و تمام و کمال نصیب بردیم. هنوز تیتراژ نیامده بود و با یکی از دوستان مشغول گپ و گفت بودیم و اینکه حالا خیلی هم اشکالی ندارد که آبی نخورده ایم و گرما و تشنگی کلافه مان کرده. احتمالا کار مجیدی این فرصت را می دهد که سری به راهرو ها بزنیم و رفع عطشی کنیم و برای تحمل باقی کار انرژی بگیریم! خب نگارنده اتفاقا از دسته کسانی ست که نه تنها هیچ وقت سینمای مجید مجیدی را دوست نداشته، بلکه همیشه از فضای تحمیلی و برچسب های اجباری و اضافی فیلمهای اش احساس انزجار کرده است. به دوست خوب کنار دستی ام در حالیکه حتی خودم هم بیشتر فکر می کردم شوخی می کنم، گفتم حالا چه می دانیم شاید این یکی آنقدر ها هم بد نباشد که نبود و نبود و نبود.
آواز گنجشک ها برشی ست از زندگی و تمام نکته همین جاست. برشی از زندگی یک کارگر مزرعه نه. برشی از زندگی. می تواند جای کریم هر کس دیگری بنشیند. من، شما و .... از هر قبیله ای و هر جنسیتی و هر سن و سالی. می تواند خانه اش بجای آنکه در حاشیه شهر باشد، طبقه آخر یک پنت هاوس هزار متری در بهترین نقطه شهر باشد. عوض آن موتور درب و داغان یک ماشین مدل بالای مجهز داشته باشد. می شود بجای کارگر یک مزرعه، مدیر عامل فلان شرکت بزرگ تجاری باشد. تنها بستر و پوسته حادثه های داستان تفاوت می کند و دیگر هیچ. ته ته آنچه هست، یکی ست. اینجاست که حس می کنیم در عمق داستان یک ویژگی عمده نشسته است. قشری نیست. زمان خاصی ندارد. در هر لحظه ای از تاریخ می تواند جاری باشد. هیچ بستگی با دوره های خاص اجتماعی و سیاسی ندارد. هرچند که فضا و شخصیتی که آواز گنجشک ها برای تعریف قصه اش گزیده است، انتخاب بسیار دلنشینی ست. آن چیزی که در آواز گنجشک ها، در تک تک سکانس های اش جاری ست چیزی جز این نیست که زندگی تنها یک شوخی ساده است. یک مسیر ساده.
کادر دوربین مجیدی ما را وارد زندگی آدم ساده ای می کند که از سر همین سادگی مفرط، بی نهایت دلچسب و تماشایی ست. کارگری از سر حادثه ای از کار اخراج می شود و به همسرش می گوید این کار به درد من نمی خورد. باید یک کار بهتر پیدا کنم. کاملا اتفاقی به یکی از این مسافر کش های موتوری در خیابان های تهران تبدیل می شود و درآمد بدی هم ندارد. هی دچار سانحه می شود و هی بی خیال از تمام سانحه ها عبور می کند. اول ماجرا تمام وقت و انرژی اش را صرف حل کردن مشکلات می کند و کم کم یاد می گیرد خیلی سخت نگیرد. می بینید دوباره بر می گردیم به همان نقطه اول که زندگی تنها و تنها یک شوخی ساده است. جان کندن نمی خواهد. تمام آن چه می توان در طول عمر آموخت این است که زندگی را زندگی کرد. زور زدنی نیست. کریم مسیر این تکامل را با کلی ماجراهای کوتاه دوست داشتنی می گذراند که هر کدام به نحوی تماشاچی را به وجد می آورند. فیلم مجیدی به سه بخش تقسیم می شود و ریتم یک دست فیلم در هر سه بخش علی رغم تفاوتهای عمده در هر سه فضا و همچنین حال و هوای شخصیت اصلی فیلم از دست نمی رود. شخصیت کریم پرداخت بسیار استادانه ای دارد و بازی رضا ناجی در نقش یکی از جذاب ترین کاراکترهای این سالها دلچسب، روان و تحسین برانگیز است. معاشقه های ساده کریم و همسرش برای مان آه و حسرتی در پی دارد که نگو و نپرس. آنقدر که جهان مان از این جنس بی پیرایگی ها تهی شده اند. در سراسر آواز گنجشک ها با یک فضای پارادوکسیکال غم و شادی توامان روبرو هستیم. نه تنها از صحنه های اشک و آه غلو شده هیچ خبری نیست، بلکه سکانس های اندوهگین فیلم با یک طراوت درونی پیش می روند و در زمان کوتاهی به شادی و شور سوئیچ می کنند. همانقدری که در زندگی غم و شادی در هم تنیده است و موازی حرکت می کند.
یکی دیگر از نقاط قوت آخرین کار مجیدی، تعلیق سرحالی است که در نیمه دوم کار که کریم در شهر مشغول کسب و کار است، به ظرافت اعلی لحاظ شده است. به محض اینکه کریم پا به تهران می گذارد، هر لحظه در ترس این به سر می بریم که خب آنهمه صحنه های شیرین و نکته سنجی های بجا به آنی می توانند جای خود را به شعارزدگی و سطحی نگری بدهند و لب و لوچه هایمان را آویزان کنند. چیزی شبیه اینکه کریم با ورود به شلوغ و پلوغی شهر و موقعیت های مهیای اضمحلال و سقوط، فرو بریزد و فیلم را هم به ورطه نابودی بکشاند و دوباره کلی سمبل و نمونه و مثال اجتماعی و قالبی به حلقمان بریزد. حتی در یکی از بهترین سکانس های فیلم که یکی از همین کودکان کار(که از قضا یک دختر بچه به شدت دوست داشتنی ست) برای کریم اسپند دود می کند، ضربان قلبمان می زند که آها الان قرار است به دام معناگرایی و درس اخلاق بیافتیم و مجیدی تمام پیش فرض های مان را می شکند و خیال مان را به کل راحت می کند. او این بار مدام ما را تا لب مرز سقوط کاراکتر اش و فیلم اش برده است و به سلامت باز آورده است.
در نیمه سوم فیلم، کریم زخمی باند پیچی شده یک گوشه ای افتاده است و زندگی هم کما فی السابق در جریان است و همه سرخوشانه می روند و می آیند. حتی تاول های دست پسر کریم دلمان را نمی سوزاند، چرا که در مقابل به کف آوردن آن فرحبخشی و سرور مثال زدنی اش از همین کار شاید سخت، خیلی جدی و سنگین به نظر نمی رسند. می خواهد اضافه کاری هم بکند و سر مادر را با 700 تومان عایدی مضاعف شیره می مالد و در ادامه می بینیم که برای این بچه ها کار و پول و سرگرمی و لذت و خوشگذرانی همه یکی هستند. تازه اگر سرگرمی و سرخوشی جدی تر نباشند. انتخاب تک تک بچه ها بسیار بجا و شایسته است. در چهره همه شان شکوه کودکی هست و ته چشمهای شان شادی و اندوه کودکانه.
یکی از بهترین سکانس ها جایی ست که یک عالمه نقطه درخشنده در یک بک گراند سورمه ای روبروی مان گسترده می شود. تا می آییم به خودمان بجنبیم و معما را حل کنیم دستهایی به تناوب وارد کادر می شوند و سهم خود را از این ستاره باران می برند. حیف است که اینهمه بگوییم و اشاره ای به فیلمبرداری درخشان تورج منصوری و موسیقی دلنشین حسین علیزاده نکنیم. به علاوه آواز گنجشک ها یک پایان بندی بی نظیر و مجلل دارد که شتر مرغ رقصانی جلوه گری فیلم مجید مجیدی را کامل می کند. به عنوان تمثال آن ارزش هایی که در درون کریم نهفته اند و او را به سلامت از تمام راه ها و بیراه ها عبور داده اند.
با دیدن آخرین کار مجیدی احساس خوبی دارم. نمی دانم اینهمه تحول از کجا ناشی شده است. تمام چیزهایی که در دیگر اثر های مجیدی شبیه نمونه های الصاقی پر رنگی بودند که اصلا انگار فیلم را ساخته اند تا آنها را نشان مان دهند، اینجا جزئی از ذات آواز گنجشک ها هستند. زور چپان نشده اند. در هر حال یک بلوغ و جا افتادگی موقر در سینمای او نشسته است که آدم را منتظر دیدن کار بعدی اش می کند. زندگی را می بینید؟ حتی فکر نمی کردم که روزی برسد که انتظار کار بعدی مجید مجیدی را بکشم. گفتم که زندگی یک شوخی ساده است.



منبع خبر : سینمای ما
شنبه,20 بهمن 1386 - 12:37:18

اين مطلب را براي يک دوست بفرستيد صفحه مناسب براي چاپگر
آرشيو

نظرات

محسن
شنبه 20 بهمن 1386 - 14:54

به خدا یه شاهکار بود .با یه فیلم برداری معرکه بازیهای عالی به خصوص رضا ناجی وکارگردانی عالی .اواز گنجشکها بهترین فیلم جشنواره است

sanaz
شنبه 20 بهمن 1386 - 15:1

ham az naghde khoobe shoma va ham az filme hooshmandane majidi lezat bordam

اضافه کردن نظر جدید
:             
:        
:  



module-htmlpages-display-pid-97.html



             

استفاده از مطالب و عكس هاي سايت سينماي ما فقط با ذكر منبع مجاز است | عكس هاي سایت سینمای ما داراي كد اختصاصي ديجيتالي است

كليه حقوق و امتيازات اين سايت متعلق به گروه مطبوعاتي سينماي ما و شركت پويشگران اطلاع رساني تهران ما  است.

مجموعه سايت هاي ما : تهران ما ، مشهد ما ،  سينماي ما ، تئاترما ، خانواده ما ، اينترنت ما

 سينماي ما : صفحه اصلي :: اخبار :: سينماي جهان :: نقد فيلم :: جشنواره فيلم فجر :: گالري عكس :: سينما در سايت هاي ديگر :: موسسه هاي سينمايي :: تبليغات :: ارتباط با ما
Copyright 2005-2008, cinemaema.com
Page created in 0.812273025513 seconds.