از نگاه شما

شما مخاطبان سایت سینمای ما مي توانيد عکس‌ها، فیلم و یا فایل‌های صوتی خود را از حوادث و رويدادهای جاري سینمای ایران با نگاهي طنز آميز و نقادانه به اين بخش ارسال كنيد


download block
برای نمایش ویدئو‌ها به صورت آنلاین روی گزینه play کلیک کنید
most disscusion
  • با فضاي مجازي فاصله‌ها را كم كنيد و درباره موفقيت بزرگ كارگردان «جدايي نادر از سيمين» نظر بدهيد
    اين‌جا فضايي براي تبريك و ابراز شادماني‌ كاربران سايت "سينماي ما" به اصغر فرهادي و سينماي ايران است

  • خبر اجراي محمدرضا شهید‌ی‌فر توسط دفتر جشنواره تاييد نشد
    مجری مراسم افتتاحیه جشنواره فیلم فجر هنوز انتخاب نشده است

  • اختصاصی "سینمای ما"؛ مغایرت با شئون اجتماعی ایران، بازیگر را منصرف کرد
    حامد بهداد بازی در فیلم آنگلوپولوس را قبول نکرد

  • واكنش صريح حامد بهداد به حرف‌هاي حسين ياري را هم به فهرست جوابيه‌هايش اضافه كنيد
    شما خود بازیگری را بلد نیستید نه قاعده آن را!/ عشق را خوب می‌شناسم اما نمی‌توانم نقش عاشق را خوب بازی کنم

  • افتخار سينماي ايران در حال تكامل است؛ به بخش اصلي اسكار هم رسيديم
    دو نامزدي براي يك جدايي؛ «جدايي نادر از سيمين» كانديداي دريافت اسكار فيلمنامه و فيلم خارجي‌زبان آكادمي علوم و هنرهاي سينمايي شد

  • يادداشت نيما حسني‌نسب درباره شرايط سينماي ايران پس از دريافت گلدن گلوب براي«جدايي نادر از سيمين»
    «زيره» را اگر مرغوب باشد، به «كرمان» هم مي‌شود بُرد!

  • تحليلي بر تنش و خشونت جاري در سريال‌هاي شبانه تلويزيون
    مخاطبان و انجمن سریال‌سازان دل‌مرده!

  • باز هم اولين بار در سايت "سينماي ما"؛ اصغر فرهادي از مردم صلح‌دوست‌ ايران مي‌گويد
    فیلم بخش اهداي گلدن گلوب بهترين فيلم خارجي‌زبان 2012 را اين‌جا تماشا كنيد

  • نگاه هفته؛ پنج‌شنبه‌ها با علیرضا خوانساری
    تهمت به جای مخالفت‌، توهین به جای نقد

  • پیام تبریک داریوش مهرجویی به اصغر فرهادی که برای سایت "سینمای ما" فرستاده شد
    همان طورکه طلسم جایزه نوبل شکسته شد...

  • لحظاتي پيش اتفاق افتاد؛ اصغر فرهادي هنگام دريافت گلدن گلوب بهترين فيلم خارجي‌زبان 2012 چه گفت؟
    فقط مي‌خواهم از مردم سرزمينم حرف بزنم كه حقيقتاً صلح‌دوست‌ هستند

  • واقعاً تبریک ویژه عادل فردوسی‌پور به اهالی سینما تنها واكنش رسانه ملي به اين اتفاق مهم هنري تا اين لحظه است؟!
    فردوسي‌پور در شروع برنامه «نود» از جایزه گلدن گلوب « جدایی نادر از سیمین» گفت/ برنامه «هفت» سكوت تلويزيون را جبران مي‌كند؟

  • فیلم فرهادی بر سه رقیب اسکاری پیروز شد + عکس اهدای جایزه در هالیوود پالادیوم لس آنجلس
    «جدایی نادر از سیمین» بهترین فیلم خارجی‌زبان انجمن منتقدان فیلم رسانه‌‌‌ای BFCA شد

  • با سايت "سينماي ما" در شصت و نهمين مراسم گلدن گلوب - 8
    اولين بار از "سينماي ما" بشنويد: «جدايي نادر از سيمين» گلدن گلوب فيلم خارجي را گرفت

  • مسعود كيميايي جايزه گلدن گلوب اصغر فرهادي را تبريك گفت
    روزگار ما با شما جان مي‌گيرد، جان كه خاموش نمي‌شود

  • پيام تبريك رخشان بني‌اعتماد و نامه محرمانه كمال تبريزي به اصغر فرهادي
    آخه عزیز دل برادر! الان هم وقت جایزه گرفتن بود؟! اونم از گلدن گلوب؟!

  • آیا دردمندي حاتمي‌كيا به معنای آن‌ست که بقیه اهل رفاه و لذت‌اند؟
    اندر احوالات ابراهيم حاتمی‌کیاي این روزها: دايي‌جان ناپلئون؟!

  • رويه بيهوده بايكوت خبري و پوشش رسانه‌اي تلويزيون در مراسم اسكار هم تكرار خواهد شد؟
    سرانجام تلويزيون پس از چهار روز در برنامه «هفت» جايزه اصغر فرهادي را اعلام كرد!

  • در ستايش بازي‌هاي ليلا حاتمي و حضور تماشايي هنرمندان زن سينماي ايران در «شيرين»
    هميشه پاي يك زن در ميان است

  • بلندترين گام اصغر فرهادي به سوي مجسمه اسكار برداشته شد
    «جدایی نادر از سیمین» نامزد دريافت گلدن گلوب فیلم غير انگليسی‌زبان شد

  • Live Content
  • سيمرغ بلورين فيلم برگزيده تماشاگران به برف روي كاجها تعلق گرفت
  • 2012-02-12 22:03:43
    5 137
    علی :
    تبریک میگم...............:::::::::::::::::::
    2012-02-12 22:17:52
    علی :
    تبریک میگم...............:::::::::::::::::::
    2012-02-12 22:17:58
    حسین :
    از اونجا که جامعه آماری پایینی داره خیلی انتخاب مناسبی از آب در نیومد
    2012-02-12 22:24:41
    حسن پرپشت :
    خیلی جالب بود. نزدیک 7 نفر نبودن جایزشون رو دیگران گرفتند. عجب جشنواره مهمیه!!!
    2012-02-12 22:30:11
    سارا :
    خيـــلي خوشحال شدم..خيلي مبارك خيلي. حق اين فيلم بيشتر از اينها بود. اما بهترين جايزه و بهترين كلام رو پيمان معادي زد.
    2012-02-12 23:46:47
    نام
    ارسال نظر
  • سیمرغ بلورین بھترین فیلم ویژه ھیات داوران؛ نارنجی پوش به کارگردانی داریوش مھرجویی
  • 2012-02-12 21:59:27
    2 49
    مهسا :
    are you kidding me?
    2012-02-12 22:14:47
    :
    به بدترین فیلم جشنواره! سیمرغ دادند! دستشوت درد نکنه!
    2012-02-13 00:11:25
    نام
    ارسال نظر
  • داريوش مهرجويي جايزه ويژه هيات داوران را براي كارگرداني نارنجي پوش دريافت كرد
  • 2012-02-12 21:58:04
    2 42
    :
    چرا!!؟
    2012-02-12 22:27:14
    :
    چرا!!؟
    2012-02-12 22:27:18
    نام
    ارسال نظر
  • پرويز شيخ طادي سيمرغ بلورين كارگرداني اش را به ابوالقاسم طالبي براي قلاده هاي طلا اهدا كرد
  • 2012-02-12 21:55:45
    4 36
    محسن :
    دستش درد نکنه
    2012-02-12 21:57:17
    محسن :
    دستش درد نکنه
    2012-02-12 21:57:58
    حسن کچل :
    معلومه باید هم این کار رو می کرد. نزدیک 5 سیمرغ به عنوان کادو به فیلمش داده شد، خوب یکی رو باید به کسی بده که این 5 تا رو ازش کادو گرفته.
    2012-02-12 22:27:36
    :
    هیچ کدومشون لیاقت سیمرغ نداشتن.
    2012-02-12 23:13:15
    نام
    ارسال نظر
  • جايزه بهترين فيلمنامه اقتباسي به علي مصفا براي فيلم پله آخر تعلق گرفت
  • 2012-02-12 21:51:56
    0 36
  • سيمرغ بلورين بهترين طراحي صحنه و لباس به عباس بلوندي براي ملكه سيمرغ بلورين بهترين فيلمبرداري بهوامير كريمي براي روزهاي زندگي سيمرغ بلورين بهترين تدوين به هايده صفي ياري براي نارنجي پوش
  • 2012-02-12 21:40:41
    3 22
    hamoon :
    خانم صفي ياري! مبارك‌تان باد!
    2012-02-12 21:42:09
    haniyeh :
    baraye aghaye abdi vaghean khoshhalam tabrik migam in jayeze zood tar az inha bayad be ishan dade mishod
    2012-02-13 00:36:05
    haniyeh :
    baraye aghaye abdi vaghean khoshhalam tabrik migam in jayeze zood tar az inha bayad be ishan dade mishod
    2012-02-13 00:36:29
    نام
    ارسال نظر
  • از سايت سينماي ما پيش از اعلام جوايز بخش مسابقه بشنويد: سيمرغ بلورين بازيگر مكمل مرد به اكبر عبدي براي خوابم ميياد سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش مكمل زن به يكتا ناصر براي يكي ميخواد باهات حرف بزنه
  • 2012-02-12 21:08:35
    2 69
    :
    آخ خ خ خ جــــووون اکبر عبدی واقــــعا حقش بود ...از معدود جوایزی بود که به حق به یکی رسید تو این جشنواره...
    2012-02-12 21:11:55
    محسن ظهرابی :
    مکمل زن به بیتا فرهی برای در انتظار معجزه!!!
    2012-02-12 21:14:07
    نام
    ارسال نظر
  • از سايت سينماي ما پيش از اعلام جوايز بخش مسابقه بشنويد: سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش اول مرد به فرهاد اصلاني براي مجموعه كارها سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش اول زن به هنگامه قاضياني براي روزهاي زندگي ديپلم افتخار به بهناز جعفري براي تفن همراه رييس جمهور
  • 2012-02-12 21:02:37
    8 57
    رضا :
    دوست داشتم فرخ نژاد بگیرم البته اصلانی هم خوبه شما از کجا خبر دارید زودتر؟! چرا پخش زنده نداره مراسم؟ :(
    2012-02-12 21:07:35
    سیاوش :
    از کجا میدونین آخه؟
    2012-02-12 21:13:15
    فريد :
    بيچاره فرخ ن‍ژاد! البته اصلاني هم به خصوص تو خرس خوب بود
    2012-02-12 21:16:51
    محمد :
    پس حمید فرخ نژاد چی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
    2012-02-12 21:22:35
    محمد :
    پس حمید فرخ نژاد چی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
    2012-02-12 21:22:40
    محمد :
    پس حمید فرخ نژاد چی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
    2012-02-12 21:22:45
    :
    بهناز جعفری؟!؟!؟!؟؟!؟؟!؟؟!؟!؟!چی بگم والا!!!!!!!!!!
    2012-02-12 22:09:24
    حميد :
    حق فرخ نژاد رو خوردند!
    2012-02-12 22:17:26
    نام
    ارسال نظر
  • از سايت سينماي ما پيش از اعلام جوايز بخش مسابقه بشنويد: بهترين فيلم: روزهاي زندگي - ضد گلوله بهترين كارگردان: پرويز شيخ طادي براي روزهاي زندگي بهترين فيلمنامه: مصطفي كياني براي ضد گلوله
  • 2012-02-12 20:59:50
    0 35
  • فيلم برگزيده تماشاگران در بخش بين الملل به ملكه اهدا شد
  • 2012-02-12 20:53:18
    1 21
    :
    ملکه عالی بووووووووووووووووووووووود
    2012-02-12 22:09:00
    نام
    ارسال نظر
  • بهترين فيلم از نگاه ملي: سيمرغ بلورين معاونت سينمايي به فيلم شور شيرين ساخته جواد اردكاني
  • 2012-02-12 20:49:44
    1 15
    فريد :
    واقعا از اين فيلم بهتر نداشتيم!؟!؟!؟!؟!؟
    2012-02-12 21:15:44
    نام
    ارسال نظر
  • تنديس ويژه اخلاق و اميد و آگاهي دبير جشنواره براي فيلم در انتظار معجزه به رسول صدرعاملي
  • 2012-02-12 20:47:06
    0 18
    جدول فروش هفتگی
    فروش کل روزهای نمایش نام فیلم
    741
    41 اسب حيوان نجيبي است
    664 36 اخلاقتو خوب كن
    281 29 در امتداد شهر
    18.5 15 پايان دوم
     
    • ارقام فروش به میلیون تومان است.
    گفت و گو
  • زانیار خسروی از اولین تجربه بازیگری‌اش می‌گوید:
    پیمان معادی ریسک کرد نه من!
  •  
  • ترانه علیدوستی از زندگی و سینما و بازیگری می گوید
    اسم همسرم را گذاشته‌اند تاجر ونیزی! / می‌گویند خاک بر سرت «ابله» را می‌گذاری کنار؟!
  •  
  • واكنش عليرضا سجادپور به بي‌توجهي رسانه ملی و وزارت ارشاد به جايزه گلدن گلوب
    اگر حمایت‌های معاونت سینمایی نبود، فرهادی و فیلمش این همه جایزه خارجی نمي‌گرفت/ سینما به ‌اندازه ورزش و حوزه های دیگر طرفدار ندارد
  •  
  • حمید نعمت‌الله از شرایط پیچیده انتخاب فیلم برای مسابقه جشنواره فجر می گوید
    برای حضور تعدادی از فیلم‌ها خیلی بحث کردم و چانه زدم/ اداره نظارت و ارزشیابی باید پاسخگوی غیبت فیلم‌هایی باشد که مشکل نظارتی دارند
  •  
  • گفت‌وگو با بازيگر توانا و پر كار اين روزهاي سينما و تلويزيون
    مهران احمدی از تجربه دو جنسی شدن می گوید
  •  
  • واكنش اصغر فرهادي به شايعه مهاجرت، فيلمسازي در خارج و داستان فيلم تازه‌اش در فرانسه
    اولين بار خبر مهاجرتم را پشت چراغ قرمز ميدان هفت تير تهران شنيدم
  •  
  • ناگفته‌هاي عطاران از زندگي، تلويزيون، سينما و خيلي چيزهاي ديگر
    زندگي خصوصي، مهران مديري، مرگ و زندگي، دستمزد، ويژگي‌هاي اخلاقي، كلاه، مشهدي‌ها... و زندگی به سبک خیام!
  •  
  • واكنش صريح حامد بهداد به حرف‌هاي حسين ياري را هم به فهرست جوابيه‌هايش اضافه كنيد
    شما خود بازیگری را بلد نیستید نه قاعده آن را!/ عشق را خوب می‌شناسم اما نمی‌توانم نقش عاشق را خوب بازی کنم
  •  
  • گفت‌وگوي مسعود فراستي با سايت اصوالگراي "رجا نيوز" درباره وضعيت سينما و نشر ايران
    برگمان را از هفده سالگي دوست داشتم، هيچكاك بعدها توجه مرا جلب كرد!/ تفاوت حق‌التاليف 13درصد پشت جلد كتاب با دستمزد ميلياردي فلان بازيگر سينما شوخي غم‌انگيزي است
  •  
  • حرف‌هاي تازه محمدرضا گلزار درباره سينما و زندگي خصوصي‌ پر دردسرش
    اگر من نبودم، «شيش و بش» اصلاً ساخته نمي‌شد/ جوانان ایرانی روزبه روز هم دارند خوشگل تر وخوش تیپ تر می شوند
  •  
    آرشيو
    Popular News
  • نيمه شب 25 دي بر اثر برخورد اتومبيل با درخت مقابل حسیینیه ارشاد
    بازيگر زن جوان سينما و سريال «خط قرمز» درگذشت

  • باز هم اولين بار در سايت "سينماي ما"؛ اصغر فرهادي از مردم صلح‌دوست‌ ايران مي‌گويد
    فیلم بخش اهداي گلدن گلوب بهترين فيلم خارجي‌زبان 2012 را اين‌جا تماشا كنيد

  • واکنش مادر و پدر گلشیفته فراهانی به انتشار عکس‌ دخترشان روي جلد مجله فيگارو
    من گلشیفته را بزرگ کردم و بهتر از هر کس مي‌دانم دخترم اهل این خودنمایی‌ها نیست/ يک آدم مریض عکس فتوشاپي را در داخل اینترنت قرار داده است

  • پيام تبريك رخشان بني‌اعتماد و نامه محرمانه كمال تبريزي به اصغر فرهادي
    آخه عزیز دل برادر! الان هم وقت جایزه گرفتن بود؟! اونم از گلدن گلوب؟!

  • ویدئوی گفت‌و‌گوی اصغر فرهادی و پیمان معادی پس از جايزه منتقدان لوس آنجلس + متن حرف‌هاي كارگردان و بازيگر
    ادعا نمي‌كنم كه فيلم تصوير كاملي از ايران است، ولي سعي كردم تصويرم از يك بخش جامعه شهري صادقانه و بدون اغراق باشد/ اين روزها متاسفانه تصوير نه‌چندان درستي از ايران بيرون از كشور وجود دارد

  • ترانه علیدوستی از زندگی و سینما و بازیگری می گوید
    اسم همسرم را گذاشته‌اند تاجر ونیزی! / می‌گویند خاک بر سرت «ابله» را می‌گذاری کنار؟!

  • عکس ها: محسن هردان
    گزارش تصویری اختصاصی سایت سینمای ما از افتتاحیه سی امین جشنواره فیلم فجر - 1

  • 10 عكس از «خوابم مي‌آد» ساخته رضا عطاران/ اکبر عبدی در نقش مادر رضا!
    اکبر عبدی در فهرست بازيگران زن سينماي ايران به جشنواره فیلم فجر می‌آيد

  • عکس های محسن هردان از نشست پرسش و پاسخ فیلم «پذیرایی ساده» ساخته مانی حقیقی
    مانی حقیقی و ترانه علیدوستی در برج میلاد حاضر شدند

  • با فضاي مجازي فاصله‌ها را كم كنيد و درباره موفقيت بزرگ كارگردان «جدايي نادر از سيمين» نظر بدهيد
    اين‌جا فضايي براي تبريك و ابراز شادماني‌ كاربران سايت "سينماي ما" به اصغر فرهادي و سينماي ايران است

  • عکس ها: محسن هردان
    گزارش تصویری اختصاصی سایت سینمای ما از افتتاحیه سی امین جشنواره فیلم فجر - 2

  • لحظاتي پيش اتفاق افتاد؛ اصغر فرهادي هنگام دريافت گلدن گلوب بهترين فيلم خارجي‌زبان 2012 چه گفت؟
    فقط مي‌خواهم از مردم سرزمينم حرف بزنم كه حقيقتاً صلح‌دوست‌ هستند

  • متن و تصوير پيامك‌هاي هنرمندان سينما و تلويزيون و تئاتر + پيشنهاد مديرعامل فارابي درباره اصغر فرهادي
    وقتي اصغر فرهادي به ايران آمد، همه به استقبال او برويم و از نزديك تبريك بگوييم

  • آخرين وضعيت يكي از فيلم‌هايي كه هنوز پشت سد مميزي جشنواره گرفتار مانده است
    تصوير شخصيت زن كه گريمش برای «پریناز» مشکل‌ساز شد! با نمایش نسخه اصلاح‌شده هم موافقت نشد

  • عکس ها: محسن هردان
    در نشست نقد و بررسی فیلم سینمایی «دوباره با هم» چه خبر بود؟

  • عکس ها: سعید عبداللهی
    گزارش تصویری از جلسه پرسش و پاسخ فیلم «گشت ارشاد»

  • حاشیه برای همکاران و مهمانان زن در برج میلاد
    کارت ورود به سالن نمایش برج میلاد به دلیل پوشش نامناسب و بدحجابی ابطال شد

  • يادداشت نيما حسني‌نسب درباره شرايط سينماي ايران پس از دريافت گلدن گلوب براي«جدايي نادر از سيمين»
    «زيره» را اگر مرغوب باشد، به «كرمان» هم مي‌شود بُرد!

  • واقعاً تبریک ویژه عادل فردوسی‌پور به اهالی سینما تنها واكنش رسانه ملي به اين اتفاق مهم هنري تا اين لحظه است؟!
    فردوسي‌پور در شروع برنامه «نود» از جایزه گلدن گلوب « جدایی نادر از سیمین» گفت/ برنامه «هفت» سكوت تلويزيون را جبران مي‌كند؟

  • پروژه پر بازیگر سینمای ایران در شعبه 113 دادگاه کیفری استان تهران
    عوامل فیلم «هیس! دختران فریاد نمی‌زنند» به دادگاه رفتند

  • News

  • نمایش و دانلود قسمتهای از نشست رسانه ای «آزمایشگاه»
  •  
  • نمایش و دانلود قسمتهای از نشست رسانه ای «خوابم میاد» را اینجا ببینید + گزارش نشست
    رضا عطاران: متعلق به سینمای سخیف کمدی ام/ مشکل جدی خودم هستم
  •  
  • اختصاصی سایت «سینمای ما»:
    فیلم گفت و گوی دو نفره مریلا زارعی و رضا عطاران را اینجا ببینید
  •  
  • نمایش و دانلود قسمتهای از نشست رسانه ای «برف روی کاجها» را اینجا ببینید + گزارش نشست
    معادی: سیاه و سفید بودن «برف روی کاج ها» ریسک بزرگی بود
  •  
  • عکس ها: محسن هردان
    گزارش تصویری از جلسه پرسش و پاسخ فیلم «آزمایشگاه»
  •  
  • فیلم گفت و گوی اختصاصی سایت «سینمای ما» با صابر ابر را این جا ببینید
    صابر ابر از کیفیت حضورش در نقش های متنوع برای کاربران «سینمای ما» می گوید.
  •  
  • اختصاصی سایت «سینمای ما»: فیلم گفت و گوی دو نفره مهناز افشار و صابر ابر درباره بازیگری سینما و تئاتر
    حضور مهناز افشار در تئاتر یک اتفاق است
  •  
  • عکس ها: محسن هردان
    گزارش تصویری از جلسه پرسش و پاسخ فیلم «خوابم میاد»
  •  
  • عکس ها: محسن هردان
    گزارش تصویری از جلسه پرسش و پاسخ فیلم «برف روی کاجها»
  •  
  • عکس ها: محسن هردان
    گزارش تصویری از جلسه پرسش و پاسخ فیلم «ملکه»
  •  
  • فیلم گفت و گوی اختصاصی سایت «سینمای ما» با مهناز افشار را این جا ببینید:
    مهناز افشار از حضور چشمگیر در جشنواره سی ام برای کاربران «سینمای ما » می گوید.
  •  
  • زانیار خسروی از اولین تجربه بازیگری‌اش می‌گوید:
    پیمان معادی ریسک کرد نه من!
  •  
  • برنامه "پرانتز باز" دوشنبه 17 بهمن ماه
    هر شب برنامه سینمایی «پرانتز باز» را اختصاصا در سایت «سینمای ما» بشنوید
  •  
  • موسیقی پایانی فیلم را از اینجا دانلود کنید؛
    دنگ شو با «ضد گلوله» آمد
  •  
  • عکس ها: محسن هردان
    گزارش تصویری از جلسه پرسش و پاسخ فیلم «من همسرش هستم»
  •  
  • عکس ها: محسن هردان
    گزارش تصویری از جلسه پرسش و پاسخ فیلم «یکی میخواد باهات حرف بزنه»
  •  
  • گزارش تصویری محسن هردان از نشست پرسش و پاسخ فیلم سینمایی «پل چوبی»
    دغدغه ساخت یک رمانس عاشقانه داشتیم
  •  
  • گزارش تصویری محسن هردان از نشست پرسش و پاسخ فیلم سینمایی «چک»
    تو را دعوت می‌کنم که با هم فیلم‌های بی‌نام ببینیم، بی آن که بدانیم «روبربرسون» آن را ساخته یا «قدرت الله صلح میرزایی».
  •  
  • گزارش تصویری محسن هردان از نشست پرسش و پاسخ فیلم سینمایی «آمین خواهیم گفت»
    حرف مشترک دور ماندن انسان‌های معاصر از یکدیگر است
  •  
  • آیین اختتامیه سی امین جشنواره بین المللی فیلم فجر برگزار شد + فهرست کامل برگزیدگان
    داریوش مهرجویی برای «نارنجی‌پوش» دو جایزه برد/ شیرین یزدان بخش برای «بوسیدن روی ماه» و پریوش نظریه برای «در انتظار معجزه» دیپلم افتخار گرفتند
  •  
    I تبلیغات متنی I
    موسسه سینمایی پاسارگاد
    به تعدادی آقا و خانم جهت بازی در فیلم‌های سینمایی و سریال نیازمندیم
    09121468447
    ----------------------------
    روزنامه تفاهم
    اولین روزنامه کارآفرینی ایران
    ----------------------------
    پارسيس
    مشاوره،طراحي و برنامه نويسي  پورتال‌های اینترنتی
    ----------------------------

    موسسه سینمایی پاسارگاد
    ارائه هنرور و بازیگر به پروژه‌ها
    09121468447
    search

    خبر عكس
    I نظرسنجی I

    مایل به تماشای کدامیک از نسخه‌های فیلم «جرم» (مسعود کیمیایی) در سینما هستید؟

    amar
    بازديد امروز: 183134
    بازديد ديروز: 1490465
    متوسط بازديد هفته گذشته: 1001216
    بیشترین بازدید در روز ‌پنجشنبه 6 بهمن 1390 : 1035278
    مجموع بازديدها: 364340796

    natije nazarsanji
       
    jorm-redcaroet
    jashn
    bottom banner


    fajr posters 30

    fajr film 29


    این بخش به زودی تکمیل خواهد شد
    fajr cinema 30
     
    fajr video
      صحنه هایی از فیلم «پله آخر» (علی مصطفا)
      صحنه هایی از فیلم «بیداری» (فرزاد موتمن)
      صحنه هایی از فیلم «روزهای زندگی» (پرویز شیخ طادی)
      صحنه هایی از فیلم «در انتظار معجزه» (رسول صدرعاملی)
      صحنه هایی از فیلم «بیخود و بی جهت» (عبدالرضا کاهانی)

    asrejomeadv
    tablighat











    adv
    در صورت علاقه به درج آگهي در پايگاه خبري تحليلي سينماي ما می توانید با شماره تلفن های دفتر سایت تماس بگیرید.
    تلفن: 88535305 (داخلی 109)
           09386503357 
    آدرس: تهران - خيابان شهيد بهشتي (عباس آباد) - نرسیده به خیابان میرزای شیرازی - ساختمان پارسه - واحد 12
    پست الكترونيكي: info@cinemaema.com

    > برای مشاهده تعرفه آگهی‌ها اینجا کلیک کنید
    Oscar count down
    lg3d

    Nokia

    i news
    سینمای ما- بازیگران زن و مرد سینمای ایران داز نسلها و طیفهای مختاف بازیگری امسال در بخشهای مختلف جشنواره فجر برنده دیپلم افتخار و سیمرغ بلورین شدند. گزیده حرفها و جمله های بازیگران روی صحنه و هنگام دریافت جایزه جشنواره سی ام فجر را اینجا بخوانید: ...
    سینمای ما- ... پیمان معادی پس از دریافت سیمرغ بلورین این بخش، گفت: صحبت خاصی ندارم، من برای ده سال آینده‌ام از شما مردم خوبم سیمرغ بلورین، جایزه و انرژی گرفتم. برای همین لحظه ها به سینما آمدم و در این سینما می‌مانم. نمیدانم چرا، اما ...
    سینمای ما- «هنگامه قاضیانی» پس از دریافت سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن سی‌امین جشنواره فیلم فجر به شهدای کشور ادای احترام کرد. قاضیانی پس از دریافت سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن سی‌امین جشنواره بین‌المللی فیلم فجر، گفت: سلام به همه هم‌قبیله‌های عزیزم. مردم سرزمینم که فکر می‌کنم...
    goldiran
    Main News
     
    سینمای ما- وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي در مراسم اختتاميه سي‌امين جشنواره بين‌المللي فيلم فجر، تاکيد کرد: فکر و انديشه، جوهرة سينماست! فيلمي که پايه‌هايش بر فکر استوار نباشد، تصاويري متحرک است. متن کامل سخنراني سيد محمد حسيني در مراسم اختتاميه سي‌امين جشنواره بين‌المللي فيلم فجر به شرح ذيل است:...
     
    سینمای ما- در ابتداي مراسم پاياني جشنواره سی ام فیلم فجر که ـ 23 بهمن ماه ـ در تالار وحدت برگزار شد، محمد خزاعي ـ دبير سي‌امين جشنواره بين‌المللي فيلم فجر ـ با اشاره به كليپي كه پيش ازسخنراني‌اش پخش شد، گفت: مي‌خواستم ابتدا گزارشي از كارهاي جشنواره بدهم اما احساس كردم كه بايد در برابر عظمت و شكوه دفاع مقدس كه در اين كليپ به نمايش درآمد، سكوت كنم...
     
    سینمای ما- بازیگران زن و مرد سینمای ایران داز نسلها و طیفهای مختاف بازیگری امسال در بخشهای مختلف جشنواره فجر برنده دیپلم افتخار و سیمرغ بلورین شدند. گزیده حرفها و جمله های بازیگران روی صحنه و هنگام دریافت جایزه جشنواره سی ام فجر را اینجا بخوانید: ...
     
    سینمای ما- رضا عطاران که در بخش نگاه نو سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی را دریافت کرد، پس از گرفتن جايزه‌اش ضمن تشكر از هيات داوران گفت:‌ خوب است! البته دوست داشتم در بخش مسابقه سينماي ايران فيلم...
     
    سینمای ما- ... پیمان معادی پس از دریافت سیمرغ بلورین این بخش، گفت: صحبت خاصی ندارم، من برای ده سال آینده‌ام از شما مردم خوبم سیمرغ بلورین، جایزه و انرژی گرفتم. برای همین لحظه ها به سینما آمدم و در این سینما می‌مانم. نمیدانم چرا، اما ...
     
    سینمای ما- «هنگامه قاضیانی» پس از دریافت سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن سی‌امین جشنواره فیلم فجر به شهدای کشور ادای احترام کرد. قاضیانی پس از دریافت سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن سی‌امین جشنواره بین‌المللی فیلم فجر، گفت: سلام به همه هم‌قبیله‌های عزیزم. مردم سرزمینم که فکر می‌کنم...
     
    سینمای ما- ... جایزه‌ام را بارها و بارها از مردم گرفته‌ام اما این جایزه را باید برای «آدم برفی» می‌گرفتم که اصلاً در بخش مسابقه نبود.سالی که من در «هنرپیشه» کاندیدا شدم، در آن سال جایزه را به فرامرز قریبیان دادند برای یک فیلم الکی یعنی «بندر مه آلود» و نه فیلم اصلی اش یعنی فیلم استاد مسعود کیمیایی که باید برای این یکی میگرفت...
     
    سینمای ما - مراسم اختتامیه سی امین دوره جشنواره فیلم فجر یکشنبه شب در حضور سینماگران و مدیران سینمایی و حضور پر شور مردم سینمادوست در تالار وحدت تهران برگزار شد و برگزیدگان چهار بخش مسابقه سینمای ایران، فیلم‌های اول، مستندهای بلند و مواد تبلیغی جوایز خود را دریافت کردند. اسامی برگزیدگان و نامزدهای بخشهای مختلف سی‌امین جشنواره فیلم فجر به این شرح است: ...
     
    سینمای ما- کاربران سایت سینمای ما شرکت کنندگان ویژه مسابقه اس ام اس پرانتز باز هستند. قرعه کشی از میان شرکت کنندگان در مسابقه این برنامه برگزار شد و 2 برنده ی مسابقه روز 21 بهمن میهمان سالن رسانه های برج میلاد بودند.
     
    سینمای ما - فیلم سینمایی «پله آخر» ساخته علی مصطفا امروز 22 بهمن ماه  در سالن برج میلاد تهران برای خبرنگاران و اهالی رسانه روی پرده رفت. عکس های محسن هردان همچنین صحنه هایی از فیلم نشست رسانه ای این فیلم را  اینجا ببینید ...
     
    سینمای ما - فیلم سینمایی «تهران 1500» ساخته بهرام عظیمی امروز 22 بهمن ماه  در سالن برج میلاد تهران برای خبرنگاران و اهالی رسانه روی پرده رفت. عکس های محسن هردان همچنین صحنه هایی از فیلم نشست رسانه ای این فیلم را  اینجا ببینید ...
     
    سینمای ما - نمایش و دانلود بخش هایی از نشست رسانه ای فیلم «روزهای زندگی» ساخته پرویز شیخ طادی را اینجا ببینید...
     

    + سکانس هایی از 3 فیلم صدر نشین فهرست کاندیداها را اینجا ببینید

    سینمای ما - کاندیداهای بخش نگاه نو (مسابقه فیلم های اول) در بخش های بهترین کارگردانی، بهترین فیلم، بهترین بازیگر مرد، بهترین بازیگر زن، بهترین فیلمنامه و بهترین دستاورد هنری یا فنی به شرح زیر اعلام شد:

     
    سینمای ما - فیلم سینمایی «یک روز دیگر» ساخته (حسن فتحی) دیروز 21  بهمن ماه  در سالن برج میلاد تهران برای خبرنگاران و اهالی رسانه روی پرده رفت. عکس های محسن هردان از نشست رسانه ای این فیلم را  اینجا ببینید ...
     
    + صحنه هایی از فیلم را اینجا تماشا کنید
    سینمای ما - فیلم سینمایی «روزهای زندگی» ساخته (پرویز شیخ طادی) دیروز 21  بهمن ماه  در سالن برج میلاد تهران برای خبرنگاران و اهالی رسانه روی پرده رفت. عکس های محسن هردان از نشست رسانه ای این فیلم را  اینجا ببینید ...
     
    سینمای ما - اسامی کاندیداهای بخش نگاه نو (مسابقه فیلم های اول) سی امین دوره جشنواره فیلم فجر اعلام شد. اسامی کاندیداهای مسابقه فیلم های اول اعلام شدکاندیداهای بخش نگاه نو (مسابقه فیلم های اول) در بخش های بهترین کارگردانی، بهترین فیلم، بهترین بازیگر مرد، بهترین بازیگر زن، بهترین فیلمنامه و بهترین دستاورد هنری یا فنی به شرح زیر است:
     
    سینمای ما - فیلم سینمایی «بیخود و بی جهت» ساخته عبدالرضا کاهانی امروز 20  بهمن ماه  در سالن برج میلاد تهران برای خبرنگاران و اهالی رسانه روی پرده رفت. عکس های محسن هردان همچنین صحنه هایی از نشست رسانه ای   این فیلم را  اینجا ببینید ...
     
    سینمای ما - فیلم سینمایی«در انتظار معجزه» دیروز در سالن برج میلاد تهران برای خبرنگاران و اهالی رسانه روی پرده رفت. نمایش و دانلود قسمتهای از نشست رسانه ای «در انتظار معجزه»  (رسول صدرعاملی) را اینجا ببینید ...        
     
    + گزارش - تهیه کننده «بیداری» نتوانست توجیه کند؛ توهین کرد
    سینمای ما - فیلم سینمایی«بیداری» دیروز در سالن برج میلاد تهران برای خبرنگاران و اهالی رسانه روی پرده رفت. فیلم کامل نشست رسانه ای «بیداری» که به جنجال کشیده شد را اینجا ببینید ...
     
    دو برنده امشب، فردا  20 بهمن مهمان ویژه ی سینمای ما و پرانتزباز در سالن برج میلاد خواهند بود
    سینمای ما - چهار قسمت از برنامه ی رادیویی «پرانتز باز» که به پوشش جشنواره فیلم فجر اختصاص دارد، تا به حال روی سایت سینمای ما قرار گرفته و قابل شنیدن است. کاربران سایت سینمای ما تا ساعت 12 نیمه شب امشب (19 بهمن) فرصت دارند با پاسخگویی به سوال مسابقه ی این چهار برنامه در بخش کامنت های سایت (پایین لینک برنامه پرانتزباز) در قرعه کشی ویژه ی سایت ...
    reportpic

                                                                                               

    toptitle
                از سال 1384
    TopFilm
    کارگردان : شهرام اسدی
    (14 رأي)
    کارگردان : علی عطشانی
    (120 رأي)
    کارگردان : مسعود اطيابي
    (82 رأي)
    کارگردان : مهدی صباغ زاده
    (13 رأي)
    کارگردان : يعقوب غفاري
    (89 رأي)
    کارگردان : جميل رستمي
    (17 رأي)
    کارگردان : عبدالرضا کاهانی
    (405 رأي)
    VIDEO BANNER

    bank
    جهت مشاهده تيزر ها به صورت آنلاين نياز به برنامه Flash Player 9 داريد --- Download Flash Player 9 ---
    بخش بانك تيزر سايت مناسب كاربراني است كه از اينترنت پر سرعت استفاده مي كنند

    نقد دقیق و جزء به جزء نویسنده «سینمای ما» بر فیلم «آتش سبز» - این بار یک نگاه مثبت؛
    ببین مرا، چنان که منم!
    ببین مرا، چنان که منم!


    سینمای ما - مهدی طیوری: در مواجهه‌ی نخست با آتش سبز شاید تصور شود با تکه‌هایی پراکنده (و در ظاهر بی‌ارتباط با یکدیگر) از تاریخ ایران طرفیم و افسانه‌ی سنگ صبور هم بهانه‌ای برای روایت ِ پی در پی همین داستان‌های تاریخی قرار گرفته است؛ و گویا ناآشنایی ِ ما با تاریخ سرزمین‌مان، انتخاب بخش‌هایی کمتر روایت شده از تاریخ و ناتوانی از درک ارتباط این داستان‌ها با یکدیگر و ارتباط‌شان با افسانه‌ی سنگ صبور در ساختار روایی فیلم هم باعث شده آتش سبز در نظر تماشاگرش هر چه بیشتر دشوار و نافهمیدنی جلوه کند. اما آتش سبز نه قصد ِ افسانه پردازی دارد و نه تاریخ سرایی؛ و این از ساختار روایی ِ قصه گریزش پیداست. فیلم به سراغ تاریخ و افسانه‌ای کهن می‌رود، اما نه افسانه‌اش را به شکلی روشن و متعارف تعریف می‌کند و نه از وقایع تاریخی قصه می‌سازد؛ بلکه تفسیر شخصی ِ سازنده‌اش را از افسانه و تاریخ به دست می‌دهد. در مقدمه‌ی کتاب «خاتون هفت قلعه»، نوشته‌ی مورخ خستگی ناپذیر ِ خطه‌ی کرمان، دکتر باستانی پاریزی، درباره‌ی رویکرد باستانی پاریزی در تاریخ نگاری به قلم زنده یاد دکتر عباس زریاب خویی آمده: "به نظر من تاریخ برای او [باستانی پاریزی] فی نفسه چندان اهمیتی ندارد، و اهمیت‌اش آن‌گاه است که نمایانگر وضع حاضر و مبین دنیای معاصر باشد. تمام گذشته‌ها با همه دور و درازی و تفصیلات‌اش مقدمه حال و آبستن حوادث معاصر است... این ترجیع بند ِ تاریخ است که تکرار خواهد شد، اما تعیین دقیق سال و ماه و روز واقعه و جزئیات حادثه مشکلی اساسی را از میان برنمی‌دارد. آن‌چه برای باستانی اهمیت دارد عکس‌العمل یکسان یا متفاوت انسان‌ها در برابر حوادث مشابه است... تاریخ اگرچه به ظاهر نقش موضوعی و اساسی دارد، در عمل جز این‌که نقش «شاهد» را بازی کند کاری دیگر ندارد...". (تأکید ِ کلمه‌ی شاهد از من است) به گمانم اگر سخن ِ دکتر زریاب خویی را درباره‌ی رویکرد فیلم آتش سبز به تاریخ هم به کار بریم چندان بی‌راهه نرفته‌ایم. در آتش سبز هم روایت‌گری در درجه‌ی اول اهمیت قرار دارد، و این تنها به فرم روایی کل اثر هم ختم نمی‌شود، که به روایت‌گری ِ همه‌ی نماهای فیلم گسترش می‌یابد؛ از این روست که حرکات پیچیده و به دقت طراحی شده‌ی دوربین با خلق میزانسن‌های متحرک ِ روایت‌گر، به هویت جدایی ناپذیر ِ اثر بدل می‌شود و تفسیرهای شخصی خالق اثر از تک تک ِ تصاویر را به دست می‌دهد؛ در ادامه‌ی چنین تفکری است که حرکات دوربین به درستی اغلب به چشم می‌آیند (و چه چشم‌نواز هم هستند). در این شیوه‌ی روایت‌گری رخدادها تا حد امکان از روایت‌های تاریخی فیلم حذف شده و یا شکلی تمثیلی و تا حدودی آبستره یافته‌اند؛ بدین معنا که از «حادثه بودن» تهی و برای پرهیز از برانگیختن قضاوت عاطفی تماشاگر غیر دراماتیک شده‌اند. در عوض فیلم با رویکرد زیبایی شناختی ویژه‌اش درام را به ذات تصاویرش راه داده است. به عبارتی زیبایی شناسی ِ فیلم در بن‌مایه‌ی راهبردی‌اش مبتنی بر سینمای مدرن (به ویژه سینمای مدرن اروپا) است و اگرچه محمدرضا اصلانی مانند بسیاری از آثار پیش‌تر (و البته هم‌چنان پیشرو)اش سراغ فرهنگ و هنر و تاریخ سرزمین‌اش، و حتی شیوه‌ی روایی برخی متون کلاسیک آن، رفته، این کار را (باز به مانند ِ شیوه‌ی دیرین‌اش) با رویکردی مدرنیستی انجام داده؛ و این بینش ِ زیبایی شناختی و اندیشمند، به تمام کارهای به ظاهر متفاوت او لحنی تداومی بخشیده است. آتش سبز روایتی است غمگنانه از سرنوشت ِ مدام تکرارشونده‌ی مردمان ِ خطه‌ای از جغرافیا که ماییم، و هر دم به نظاره نشستن ِ ویرانی و تباهی. این سرنوشت به پهنای تاریخ آن قدر تکرار شده که گویی تقدیر ِ ازلی-ابدی و محتوم ِ این مردمان بوده است. متناسب با چنین درونمایه‌ای زبان روایی ِ فیلم نیازمند ِ زمانی تداومی و ازلی است، که آتش سبز با تمهیدات فراوان و چند بعدی‌اش به ظرافت و به بهترین نحوی از پس‌اش برآمده است. پیش از هر چیز سراغ نوع ویژه‌ای از روایت می‌رود که سرخط ِ آن به «هزار و یک شب» و داستان‌های عطار و مولانا برمی‌گردد؛ این شیوه‌ی روایی چند پاره و در-هم-رونده، با ارجاع‌های فراوان به خودش (سوای ارجاعات فرامتنی ِ متعددش)، امکان تبدیل ِ جزءهایی به ظاهر بی‌ارتباط به یکدیگر را به روایتی واحد فراهم می‌آورد، و زمان‌های متفاوت و دور از هم را به زمانی واحد (ازلی-ابدی) و تداومی تبدیل می‌کند. حتی می‌توان گفت در این شیوه‌ی روایت، که متکی به فلسفه‌ی وحدت وجود است و نشانه‌ای از کمال‌خواهی ِ هنر کلاسیک ایرانی، اجزاء روایت نه تنها به سمت روایت ِ کلی واحدی میل می‌کنند، که هر کدام بدل به همان روایت ِ کلی واحد می‌شوند، و در پیوستن به یکدیگر روایت نهایی اثر را کمال می‌بخشند. با توجه به این‌که این سبک روایی به غایت متکی به فرم است، اکنون شاید دلیل تکرارها و قرینه سازی‌های فراوان، ارجاعات درون-متنی و فرامتنی متعدد، موتیف‌های بصری و ساختار در-هم-رونده‌ی فیلم آتش سبز روشن‌تر شده باشد. در راستای چنین بینشی است که بازیگرانی یکسان نقش آدم‌هایی متفاوت را در زمان‌هایی متفاوت بازی کرده‌اند؛ ظاهر شدن ِ چهره‌های یکسان در زمان‌های متفاوت هم به کار ِ ساختن زمانی تداومی آمده و هم آدم‌هایی متفاوت از دل تاریخ را نه چندین تن، که تبلوری از یک تن (پیکر) ِ واحد ساخته است. بنابراین هم‌چنان که خرده روایت‌های فیلم در انتها به روایتی واحد، منسجم و بخش ناپذیر می‌رسند، آدم‌ها نیز در نهایت به تمثیلی از انسان‌های محصور در تاریخ بدل می‌شوند و سرنوشت مشابه‌شان در حقیقت سرنوشت همه‌ی انسان‌های این بخش از جغرافیا را یادآوری می‌کند. در سطح دیگری از روایت فیلم با افسانه‌ی سنگ صبور مواجه‌ایم. شاید گمان برده شود این افسانه به سادگی دستاویزی برای پیوند ِ روایت‌های چند پاره‌ی فیلم قرار گرفته و کارکرد دیگری ندارد؛ اما به هیچ وجه چنین نیست. فیلم همان اندازه که برداشت شخصی سازنده‌اش را از تاریخ با خود همراه دارد، حاوی تفسیر شخصی او از این افسانه هم هست. اگرچه سنگ صبور در خوانش ِ افسانه‌وارش پایان ِ خوشی متناسب ِ اغلب قصه‌های پریان می‌یابد، اما در ذاتش قصه‌ی به غایت تلخی است؛ تلخی‌ای برآمده از تلخی ِ سرنوشت ِ مکرر ِ دوران‌های متمادی ِ جغرافیای رواج ِ افسانه. خوانش ِ محمدرضا اصلانی هم از این افسانه خوانش ِ تلخی است؛ چرا که خوانشی است تحلیل‌گر. در واقع می‌توان گفت تعبیر اصلانی از سنگ صبور، تعبیری انضمامی نیست؛ بلکه او این تعبیر را در ذات خود ِ این قصه «کشف» کرده است. از طرفی مفهوم افسانه در ساختار آتش سبز جایگاه بسیار مهمی دارد. روایت فیلم پس از پایان خرده روایت‌های تاریخی‌اش در انتها به افسانه بازگشته و گویی برای یافتن ِ التیامی برای این همه درد و تباهی و ویرانی، چاره‌ای جز دلخوشی به افسانه‌ها نیافته است. چنین است که از افسانه برای خاتون‌اش طلب ِ سنگ صبور و آینه‌ی دق می‌کند؛ اما هم‌چنان که شمایل ِ خاتون ِ روایت‌های تاریخی جای ناردانه‌ی قصه‌ی سنگ صبور پای به این افسانه می‌گذارد، حقیقت هم جای خوش خیالی ِ افسانه‌وار می‌نشیند. اگر در افسانه‌های کهن چنین سنگی وجود دارد، در تعبیر ِ آتش سبز از این افسانه خبری از سنگ صبور نیست. برداشت بسیار تلخی است؛ اما حقیقی. در هماهنگی کامل با جایگاه افسانه در منطق روایی اثر، تاریخ و افسانه در هم تنیده می‌شوند و ساختار در-هم-رونده‌ی روایت‌ها به روایت افسانه‌ی سنگ صبور هم گسترش می‌یابد. بنابراین افسانه هم جزئی از روایت ِ واحد ِ نهایی می‌شود و رجعت پایانی به افسانه، نه تنها داستان سنگ صبور که روایت کلی اثر را تکمیل می‌کند. ناردانه‌ی قصه‌ی سنگ صبور در ظاهر ِ دختری مدرسه‌ای داخل قلعه‌ی قصه می‌شود، اما پس از بالا رفتن از پلکانی، در شمایل یک خاتون ظاهر می‌شود؛ و این از اولین نشانه‌های تداخل تاریخ و افسانه در آتش سبز است، که در سرتاسر فیلم به شکلی چند بعدی و چند لایه گسترش می‌یابد. به عنوان مثال ناردانه در کودکی مشق خط می‌کند و خاتون حدیث دوم هم خوشنویسی است زبردست؛ و یا در موتیف گذر هفتواد، خاتون و لطفعلی بر ویرانه‌های قلعه، همواره ناردانه‌ی کودک هم (در صورت همان کودکی ِ قصه) حضور دارد. نتیجه‌ی چنین ارجاع‌های ظریفی است که وقتی آن نوای سوگ‌وار و دردمند پس از ورود ناردانه به قلعه به گوش می‌رسد، می‌فهمیم نه تنها سرنوشت او را که گویی سرنوشت همه‌ی خاتون‌های آتش سبز را به سوگ نشسته است. این نوا که به گفته‌ی محمدرضا درویشی، آهنگساز فیلم، بر اساس آوازهای هوره، مور و سیاه چمانه (از آوازهای کهن و محلی کرمانشاه) خوانده شده یک بار هم در سکانس نبرد لطفعلی در میدان خالی شنیده می‌شود. این آوازها، آن چنان که درویشی گفته، از کهن‌ترین نواهای این سرزمین‌اند؛ و چه انتخاب دقیقی‌ است بر نمای ناردانه پس از ورودش به قلعه؛ گویی سوگی است همیشگی و از دل تاریخ، و برای خود ِ تاریخ. و چه تعبیر زیبایی دارند نویسندگان کتاب «هفت اورنگ» از آواز سیاه چمانه، که "سیاه چمانه از الحان پاییزی و خزانی است". («هفت اورنگ، مروری بر موسیقی سنتی و محلی ایران»؛ نوشته‌ی بهمن بوستان و محمدرضا درویشی) از طرفی در تناسب با هم-سرنوشتی ِ خاتون ِ تاریخ و ناردانه‌ی سنگ صبور، خیانت کنیز به خاتون در شکل موتیفی مضمونی-بصری در روایت‌های تاریخی ظاهر شده و به تمثیلی از خیانت و تباهی در تاریخ درآمده است. چنان‌که اگر به تاریخ رجوع شود در داستان اردشیر ساسانی و یا لطفعلی خان زند، کنیزی آن چنان که در آتش سبز می‌بینیم نبوده، و کنیز تمثیلی است که از افسانه به وقایع تاریخی فیلم آمده است؛ و این گواه دیگری است برای آن‌که ما در آتش سبز با تاریخ مواجه نیستیم و با تفسیر فیلمساز از تاریخ طرف‌ایم. شاهزاده‌ی افسانه‌ی سنگ صبور هم از دل تاریخ به این افسانه قدم گذاشته؛ چنان‌که هنگام خواندن هفت حدیث کتاب، علاوه بر ناردانه، صدای قاضی (راوی/ناظر) و خود شاهزاده هم شنیده می‌شود. ساختار چند لایه‌ی فیلم حتی بیش از این هم گسترش می‌یابد. حدیث ششمی که ناردانه باید برای بیرون کشیدن تیر ششم بخواند، همان حدیث خیانت کنیز به ناردانه است و حدیث هفتم نیز در زمانی متعلق به آینده می‌گذرد؛ و گواه دیگری است بر زمان تداومی و ازلی ِ روایت فیلم. اگر آشنایی چندانی با تاریخ نداشته باشیم، شاید هدف از روایت چهار حدیث اول که ارجاع‌های مشخصی به وقایع تاریخی می‌دهند، چندان دستگیرمان نشود و تصور کنیم از میان ِ حوادث تاریخی به دلخواه و به تصادف انتخاب شده‌اند. اما گذشته از آن‌که این خرده روایت‌ها همگی در جغرافیای وقوع‌شان، کرمان، مشترک‌اند، هر کدام ویژگی‌هایی منحصر به فرد دارند، و انتخاب‌شان از میان همه‌ی رخدادهای تاریخی بالقوه‌ای که می‌توانستند سر از روایت آتش سبز درآورند، تسلطی شگفت‌انگیز بر تاریخ این سرزمین را می‌طلبد. به سبب همین ویژگی‌های منحصر ِ خرده روایت‌ها مناسب می‌دانم مختصری به زمینه‌ی تاریخی‌ای که چهار حدیث اول به آن ارجاع می‌دهند (و تأکید می‌کنم که تنها ارجاع می‌دهند و بازسازی تاریخ در کار نیست) اشاره کنم. حدیث اول ارجاعی است به داستان شکل‌گیری کرمان و تصرف قلعه‌ی آن به دست اردشیر ساسانی، که دست کم دو روایت ِ آن را می‌توان در «شاهنامه» و «کارنامه‌ی اردشیر بابکان» خواند. روایت آتش سبز البته به روایت شاهنامه نزدیک‌تر است و متناسب با لحن شاهنامه و زمان وقوع‌اش فرمی بیشتر اساطیری دارد. پس از فائق آمدن اردشیر ساسانی بر خاندان اشکانی، قلعه‌ی کرمان آخرین پایگاه اشکانیان بود که اردشیر پس از چند شکست مقابل سپاه هفتواد، در نهایت تنها با نیرنگ توانست بر آن مسلط شود. اهمیت این انتخاب تاریخی در ویژگی کم نظیر حکومت خاندان اشکانی نهفته است. آن چنان که در تاریخ آمده در میان دوره‌های پیش از اسلام ِ تاریخ ایران از منظر آزادی ادیان و مذاهب، دوران حکمرانی خاندان اشکانی دوره‌ای است بی‌نظیر در تاریخ ما. در ناهمگونی کامل با این خصلت، ساسانیان برای نخستین بار آیین زرتشت را دین رسمی اعلام کردند و موبدان نیز جایگاه رفیعی در دستگاه حکومت یافتند. از چنین زمینه‌ی تاریخی‌ای است که آتش سبز تعبیری غم‌گنانه از این روایت را در دل افسانه‌ی سنگ صبور جای می‌دهد، و اصلاً اتفاقی نیست که در تمام سکانس ورود اردشیر ساسانی به قلعه و تصرف آن نوای اوستاخوانی به گوش می‌رسد. تصرف قلعه با نیرنگ در این حدیث در شکل همان موتیف خیانت کنیز به خاتون، که از افسانه راه خود را به خرده روایت‌ها باز کرده، شکل بصری یافته است. این نقش‌مایه‌ی مشابه نه تنها در سطح مضمونی-روایی که در فرم بصری‌اش هم تکرار می شود. سکانس عبور کنیز از دالان گوسفندان، در نوع حرکت بازیگر، حرکت دوربین و ترکیب‌بندی قاب‌ها مشابه سکانس عبور کنیز از میان راهروهای قلعه، پیش از رسیدن‌اش به اتاق جادوی شاهزاده، در حدیث ششم اجرا شده و قرینه‌ی بصری فوق‌العاده‌ای با آن یافته است. حدیث دوم اشاره‌ای است به پادشاه خاتون، یکی از حاکمان کرمان در دوره‌ی حکمرانان مغول، که بر سر حکمرانی کرمان با برادرش، جلال‌الدین سیورغتمیش (البته اسامی اهمیت چندانی ندارند)، درگیری دیرین داشت و در نهایت هم دستور قتل برادر را صادر کرد. مدتی کوتاه پس از این واقعه، داماد برادر، حاکم اعظم می‌شود و به تحریک همسر و مادرزن‌اش (دختر و همسر سیورغتمیش) پادشاه خاتون را عزل و در نهایت به قتل می‌رساند. این حدیث نیز ویژگی یگانه‌ای دارد که باید آن را در ویژگی منحصر به فرد آن دوره‌ی خاص تاریخی جست. این حدیث به دوره‌ای از تاریخ ارجاع می‌دهد که زنان از آزادی و قدرت بی‌نظیری در تاریخ این سرزمین برخوردار بودند، و از معدود دوران‌هایی است که زنان پرشماری به مناصب بلندمرتبه‌ی حکومتی رسیدند. این زنان اغلب زنانی عادل، دوستدار ِ آبادانی و اهل ادب و هنر بودند؛ هم‌چنان که پادشاه خاتون زنی شاعر، خوشنویس و اهل ادب و اندیشه بود. این دوره ویژگی دیگری نیز دارد و دوره‌ی شکوفایی نقاشی ایرانی است. متناسب با چنین پس زمینه‌ای، زیبایی شناسی ِ بصری این حدیث بسیار نزدیک به زیبایی شناسی نقاشی ایرانی است، و با میزانسن‌هایی تخت و بدون عمق و نورهایی تخت مواجه‌ایم. در حدیث خاتون ِ خطاط به موازات داستان خواهر و برادر،‌ حکایت صرافی دزد زده هم روایت می‌شود. حکایت صراف از طرفی به عدل، یکی از ویژگی‌های بارز خاتون، اشاره می‌کند و از طرفی امکان بیان دیالوگ‌هایی پر کنایه و چند پهلو را فراهم می‌آورد. به عنوان مثال خاتون رو به صراف می‌گوید: "کاش زر نمی‌خواستی و زن جوان می‌خواستی"،‌ که صرفاً جمله‌ای زیبا نیست، و هم‌زمان به دسیسه‌های همسر برادرش هم اشاره می‌کند. این سبک گفت‌وگونویسی ِ کاربردی و چند پهلو یکی از شاخصه‌های آتش سبز است و در سرتاسر فیلم هم گسترش می‌یابد. حدیث سوم اشاره‌ای است روشن به میرزا محمد مشتاق (معروف به مشتاقعلی شاه)، که عارف مسلکانه قرآن را با نوای سه‌تارش می‌خواند. اصلاً سیم چهارم سه‌تار از یادگارهای اوست و سیم مشتاق هم خوانده می‌شود. سلوک عارفانه‌ی او در آتش سبز در شکل عشق مشتاق به ناردانه معادل تصویری یافته، و سنگسار او به جرم عشق ورزیدن به فرزندخوانده تمثیلی شده از سنگسار او به حکم ظاهرپرستان شهر به جرم دیگرگونه خواندن قرآن. فصل سنگسار مشتاق با آغاز آوازخوانی همایون شجریان (که آوازی برگرفته از مقام سحری کرمانشاه است) و حرکت دشوار دوربین در فضای تودرتوی شبستان، به راستی چون غزلی بصری سروده شده؛ در تناسب با سرودن غزل آخر مشتاق؛ که باید گفت فیلمساز برای او از آن غزل-آخرین‌های ستایش‌آمیز سروده است. در نماهای داخل شبستان مشتاق را بر منبری در حال نواختن می‌بینیم، شاید اشاره‌ای به این حقیقت که او را "دیگرگونه خدایی می‌بایست". در کنار نقش‌مایه‌ی خیانت کنیز به خاتون و موتیف‌های بصری ِ فراوان دیگر، در انتهای خرده روایت‌های تاریخی موتیفی از ویرانه‌های یک قلعه می‌بینیم که سرنوشتی غم‌بار و تکرارشونده را یادآور می‌شود. مکمل ِ حرکت تداومی ِ دوربین بر این ویرانه‌ها، که خالق پلان-سکانس‌هایی کمتر دیده شده در سینمای ایران است، مونولوگ‌هایی است به غایت کاربردی و دقیق. بار اول از هفتواد می‌شنویم: "من که هفتواد نیستم، چوپانم. من که چوپان نیستم، خارکش‌ام..." و یا از خاتون می‌شنویم: "من که خاتون هفت قلعه نیستم، من خاتون هفت‌خطم". اولین چیزی که جلب توجه می کند، ناهمخوانی ِ ظاهری مونولوگ‌ها با تصاویری است که می‌بینیم. در تفکر ِ نمایشی فیلمی مانند آتش سبز (که از تفکر نمایشی سینمای مدرن جدا نیست)، گفت و گوها نقش اطلاع‌رسان ندارند، و یا دست کم تنها نقش اطلاع‌رسان ندارند. بلکه گفت و گوها نیز بخشی از فرم کلی اثر هستند. در فرم مونولوگ‌هایی که از موتیف ویرانه‌های قلعه در آتش سبز شاهد آوردم، نوعی بازگشت به خود وجود دارد؛ با توجه به این مفهوم می‌توان گفت نه تنها جملات آدم‌ها در امتداد تصاویر و همگون با آن‌ها قرار می‌گیرد، که به بخشی از فرم کلی تصاویر بدل می‌شود، و به نماهای ویرانه‌ها، هماهنگ با روایت کلی فیلم، معناهایی متکثر می‌بخشد، و این پلان-سکانس‌ها را ترجمان بصری ِ "این ارگ ویران منم" می‌سازد. به عنوان اشاره‌ای فرامتنی، بد نیست به این نکته هم توجه کنیم که «خاتون هفت قلعه» اشاره‌ای است به قلعه دخترهای ایران که به باور برخی (از جمله دکتر باستانی پاریزی در کتابی به همین نام) منسوب به آناهیتا، ایزدبانوی آب و باروری، هستند؛ بدین ترتیب می‌تواند تأکید چند باره‌ای باشد بر این‌که خاتون حدیث دوم هم ارجاعی است به «پادشاه خاتون» و هم تنها پادشاه خاتون نیست؛ که می‌تواند تمثیلی از ایزدبانوی این سرزمین هم باشد. موتیف گذر بر ویرانه‌ها در پایان سه خرده روایت ِ هفتواد، خاتون و لطفعلی تکرار می‌شود اما حدیث مشتاق فاقد چنین موتیفی است؛ چرا؟ پاسخ به این پرسش می‌تواند ظریفه‌ی دیگری از ظرایف ِ ساختار پروسواس ِ آتش سبز را عیان‌مان کند. در دو بار نخستی که نقش‌مایه‌ی گذر بر ویرانه‌ها را می‌بینیم، هفتواد و خاتون از سوی بچه‌هایی به سنگ رانده می‌شوند؛ حدیث مشتاق اگرچه فاقد این موتیف است، سنگ زدن بچه‌ها در آن قرینه‌ی عظیمی چون سنگسار مشتاق می‌یابد. با چنین تمهیدی نه تنها حدیث سوم بی‌نیاز از موتیف ویرانه‌ها می‌شود، که مفهوم ویرانه به ذات و عمق آن راه می‌یابد. مگر مشتاق بر جایی غیر از ویرانه قدم گذاشته بود؟! حدیث چهارم احتمالاً حکایت آشناتری است برای تماشاگر؛ داستان آخرین خان زند، لطفعلی خان، و حکایت خیانت‌های بسیاری که دید (از وزیرش در شیراز تا حاکم ارگ بم)، و پایمردی‌اش مقابل خان قاجار. لطفعلی خان به سبب سرگذشت تراژیک‌اش (که تنه به درام‌های نمایشی شکسپیر می‌زند) در تاریخ فولکلوریک، جایگاهی هم‌پای ِ مشهورترین پهلوانان این سرزمین یافته است. قصه‌ی او هم قصه‌ای است پرغصه؛ سرداری که بسیاران خیانت دید و تنها ماند. به روایت تاریخ تا پای اسب مشهورش، غران، را قطع نکردند از پای درنیامد. تمام این حکایت در حدیث چهارم ِ آتش سبز به قالب ِ قصه‌ی خیانت کنیز درآمده، و شمشیر هم‌چنان در دستان کنیز است. شاید نیاز به تکرار نباشد که تداخل افسانه و تاریخ و ساختار پی‌ریزی شده‌ی اولیه در هیچ لحظه‌ای از فیلم به دست فراموشی سپرده نمی‌شود؛ و لحن یک‌دست، واحد و مؤثر فیلم نتیجه‌ی تبعیت پروسواس از چنین بینشی است. حدیث چهارم یکی از بهترین قاب‌های آتش سبز را هم در خود جای داده؛ آن جا که سردار در میدان نبرد تنهاست و کمی بالاتر قاب بر نمایی از مردمی نظاره‌کنان لحظه‌ای ثابت می‌ماند. در مرکز قاب کنیز میان طاقی خشتی ایستاده و کمی بالاتر ماه شاهد و ناظر صحنه است. آواز سوگ‌مند آغاز فیلم بر صحنه‌های نبرد شنیده می‌شود و نماهای کور کردن خان زند با قطع پی در پی بر نمای ویرانه‌های قلعه شکلی آبستره یافته است. حدیث پنجم به زمان معاصر می‌آید، اما تاریخ هم حضور دارد؛ و در دل زمان حال هم‌چنان جریان دارد. منطق نمایشی آتش سبز بر پرهیز از داوری‌های عاطفی استوار شده؛ با این حال در حدیث هفتم نیز دادگاهی را به تصویر کشیده که پرونده‌ی هفتواد را گشوده است. اما قاضی دادگاه، که پیش از آن او را در نقش راوی و ناظر بی‌طرف خرده روایت‌های تاریخی دیده‌ایم، پرونده را بدون حکمی می‌بندد؛ کنایه‌ای از آن که برای تاریخ، با همه‌ی حکایت‌های تلخ‌اش، قضاوتی نمی‌توان کرد. حدیث هفتم تأکیدی است بر این‌که در آتش سبز، نیت از مواجهه‌ی با تاریخ، داوری آن نیست؛ اما آیا به باور فیلم با تاریخ چه باید کرد؟ داوری نکردن به معنای رها کردن تاریخ نیست؛ که به باور فیلم رها کرده‌ایم که اسیر سرنوشتی مکرر شده‌ایم. اصلاً چنان که در حدیث پنجم می‌بینیم آتش سبز باور دارد که تاریخ در حال هم جریان دارد. پس می‌توان این‌طور نتیجه گرفت که فیلم دعوتی است نه به داوری که به اندیشیدن. از این روست که به باورش باید تاریخ را روایت کرد و شناخت تا شاهزاده در هیأت سربازی از دنیای کهن بیدار شود، تا بتواند پس از آن به ظاهر مردی از دنیای معاصر درآید. حدیث هفتم به قدر کافی حاوی گفت و گوهایی مؤثر هست؛ به عنوان مثال با این‌که پیش از آن شاهد عبور از تلخی‌های تاریخی و ریاضت کشیدن‌های ناردانه بوده‌ایم و نوایی که سرنوشت ِ تاریک‌اش را خبر می‌داد، شنیده‌ایم، از زبان او می‌شنویم که من به ازدواجم رضایت دارم. با این حال حدیث هفتم تأثیری دوچندان می‌یابد وقتی به نمای ناردانه در اتاق شاهزاده قطع می‌شود، و او را پس از مکثی کم و بیش طولانی بر نمای شاهزاده و کنیز (با طراحی جامه‌هایی بسیار مؤثر)، خشک و بی‌حرکت و زبان-بند-آمده می‌بینیم. این میزان طراحی و چیده‌شدگی، همان‌طور که پیش از این هم اشاره کردم، در طراحی حرکات دوربین و میزانسن‌ها هم کاملاً به چشم می‌آیند؛ و البته که تمامی طراحی‌ها از منطقی متناسب با ویژگی‌های سکانس‌ها تبعیت می‌کنند. به عنوان مثال در سکانس رقص، که مقدمه‌ای است در ذهن کنیز برای عملی کردن خیال‌اش، در تناسب با نمایش‌گری ِ رقص، دوربین لحظه‌ای از حرکت بازنمی‌ایستد، و در هماهنگی با وزن حرکات رقص، و حتی به جای بازیگر، مدام بر مسیرهای دایره‌ای شکل و منحنی مانند حرکت می‌کند. در تقابل با این سکانس فصل گفت و گوی ناردانه و کنیز بر بام بدون دخالت حرکات دوربین اجرا شده؛ و دوربین تنها مانند ناظری بی‌طرف عمل کرده است. با دقت در مضمون دیالوگ‌ها بیشتر به درستی منطق این رویکرد پی می‌بریم. ناردانه و کنیز درباره‌ی دایره‌های قسمت سخن می‌گویند، این که کنیز می‌خواهد پا از دایره‌اش بیرون بگذارد، و دایره‌ی بزرگ‌تری که همه‌ی ما محاط در آنیم. در هماهنگی با چنین مضمونی و در تناسب با وجود دایره‌ای که محیط بر ماست، دوربین از دخالت بازمی‌ایستد. در عوض این خود بازیگران هستند که بر مسیرهای دایره‌ای شکل حرکت می‌کنند، و دوربین تنها نظاره می‌کند. از طرفی در سکانس بام، هماهنگ با درون‌مایه‌ی گفت و گو‌ها این کنیز است که مدام حرف‌های ناردانه را قطع می‌کند و خود ادامه می‌دهد؛ بنابراین فرم بیانی ِ گفت و گوها نیز به جزئی از درون‌مایه‌ی آن تبدیل می‌شود. در پایان، روایت آتش سبز به افسانه‌ی سنگ صبور بازمی‌گردد تا روایت کلی تکمیل شود (تعبیر بازگشت به افسانه را برای تحلیل بخش نهایی، به مجاز، به کار برده‌ام؛ وگرنه فیلم در هیچ بخشی از افسانه جدا نمی‌شود). همان‌طور که در ابتدا اشاره کردم، به خلاف ِ افسانه در آتش سبز خبری از سنگ صبور نیست. اما آینه‌ای هست که حقیقت کنیز را بازمی‌تاباند. این آینه از افسانه‌ها نیامده، که آینه‌ی خود ِ فیلمساز (در جایگاه هنرمندی اصیل) است. شاید همان «تنها کار»ی است که از هنرمندی هنوز امیدوار و دلواپس ِ فرهنگ و هنر برمی‌آید؛ و دل‌خوش است به آنان که نظر به این آینه می‌اندازند (البته اگر بازتاب حقیقت دق‌شان ندهد!). در پایان تصاویر معوج کنیز به تصویر شفاف آدم‌های فیلم می‌رسد که گویی در آینه‌ای افتاده. بدین ترتیب آتش سبز آینه‌ای می‌شود پیش چشم تماشاگرش؛ و قاضی و تاریخ و افسانه و هنر هم در جایگاه «شاهد»، حاضر. تا دیگر چه ببینیم، و چه بخواهیم ببینیم!، ما تماشاگران در این آینه؟ بر تصاویر واپسین شعری از مولانا به آواز خوانده می‌شود، که انتخاب ظریفی است؛ قرینه‌ای فوق‌العاده برای جملات پیشین (مثل "این ارگ ویران منم"). بهتر است با هم بخوانیم: آه چه بی‌رنگ و بی‌نشان که منم کی ببینم مرا چنان که منم کی شود این روان من ساکن این‌چنین ساکن روان که منم بحر من غرقه گشت هم در خویش بوالعجب بحر بی‌کران که منم این جهان وان جهان مرا مطلب کین دو گم شد در آن جهان که منم می‌شدم در فنا چو مه بی‌پا اینت بی‌پای پادوان که منم بانگ آمد چه می‌دوی بنگر در چنین ظاهر نهان که منم

    منبع خبر : سینمای ما
    پنجشنبه,26 دی 1387 - 15:37:26

    اين مطلب را براي يک دوست بفرستيد صفحه مناسب براي چاپگر
    آرشيو

    نظرات

    موحد
    پنجشنبه 26 دي 1387 - 19:47
    7
    موافقم مخالفم
     
    ببین مرا، چنان که منم!

    این نقد بود یا قصه حسین کرد شبستری؟برداشتی واسه من رمان چاپ کردی.وسطاش خوابم برد درست مثل فیلم اتش سبز.لطفا یکی خلاصشو برام بنویسه!!!!!!!!!!11

    سمیه
    پنجشنبه 26 دي 1387 - 21:14
    -14
    موافقم مخالفم
     
    ببین مرا، چنان که منم!

    پس بالاخره به سیصد هزار تومن رضایت دادند و شما نقد مثبت نوشتید. به سلامتی!


    پنجشنبه 26 دي 1387 - 23:31
    10
    موافقم مخالفم
     
    ببین مرا، چنان که منم!

    واقعا احساس لذت بخشی ِ ، وقتی می بینی منتقد اون قدر نگاه تیز بینی داره که کوچک ترین سوالاتی که ممکنه برای مخاطب پیش بیاد رو در نظر گرفته

    وقتی می بینی که منتقد اون قدر باسواده که می تونه برای کوچکترین ِ سوالات مخاطب پاسخی منطقی و در خور بده

    واقعا حس لذت بخشیه وقتی می بینی بعد از این همه روز که به این پایگاه سینمایی سر می زنی کسی هست که به شعورت احترام گذاشته و تو رو ساده فرض نکرده

    این نقد با تعریف ِ من از یک نقد ِ خوب همخوانی داشت

    موفق باشید

    سبا
    جمعه 27 دي 1387 - 1:26
    -1
    موافقم مخالفم
     
    ببین مرا، چنان که منم!

    من این فیلمو واقعا دوست داشتم و به اندازه دوست داشتنم و حتی بیشتر از ندیده شدنش ناراحت شدم!

    هیچ ادعایی در زمینه شناخت سینما و علمی که بتونم نقد کنم ندارم اما چون این فیلم رو خیلی دوست داشتم و خیلی خاص دیدمش یه چیزایی هرچند غیرحرفه ای براش نوشتم اگه دوست داشتین بخونین!

    http://my-blueberry-night.blogfa.com/post-39.aspx

    سانسور چی
    جمعه 27 دي 1387 - 1:41
    38
    موافقم مخالفم
     
    ببین مرا، چنان که منم!

    نظر شما برای بررسی نگه داشته شد و به زودی بررسی خواهد شد

    پویان
    جمعه 27 دي 1387 - 10:25
    -17
    موافقم مخالفم
     
    ببین مرا، چنان که منم!

    متاسفانه سندروم خطرناکی این روزا محافل سینمایی ما رو در بر گرفته است.اکثرا یا به فیلمی فحش میدن یا به به چه چه راه میندازن.خبری از نقد نیست.جای استدلال و منطق واقعا خالیه..در این مدتی که آتش سبز رو پرده است،انشا نویس های منتقدنمای مملکتمون داِیم دارن جوابیه صادر می کنند و به کارگردان محترم و دوست داشتنی این فیلم بد و بیراه میگن.جدا نمیدونم چرا این آقایون که این همه هم ادعا دارن به جای لوده بازی!!!! در نشست مطبوعاتی فیلم در زمان جشنواره و بد بیراه گفتن در زمان اکران،چرا نمیشن یه نقد درست و حسابی بنویسن و فیلم رو تحلیل کنن!!!! من از آقای قادری تعجب میکنم.ایشان از خودشون نمی پرسن که تماشاگر بخت برگشته نباید بفهمه چرا فیلم بده!!!!سوال من از ایشون اینه که چرا خودشونو بی نیاز از نقد نوشتن روی این فیلم، میدونن؟آیا وقتش نرسیده فیلمو تحلیل کنن و دلایل خودشونو در یک نقد جانانه اعلام کنن؟اینجوری هم به رشد و اعتلای سینمای ایران کمک می کنند، هم جواب دندان شکنی به منتقداشون می دن که ایشون رو به بیسوادی متهم می کنند.

    خوشحالم که در این جو مسموم دوست عزیزمون آاقای طیوری بدون پرداختن به حاشیه ها فقط خود فیلم رو تحلیل کردند.زمان جشنواره شنیدم که سعید عقیقی (یکی از معدودترین منتقدای با سوادمون) گفته بود یک فریم از این فیلم به ده سال سینمای ایران می ارزه.شخصا بعد از پنج بار دیدن فیلم به حرفشون ایمان آوردم.واقعا تو شرایطی که ژورنالیستهای سینما دوستمون" به همین سادگی" فیلمهای زباله ای مثل "سنتوری" رو روی سرشون میذارنو به "آواز شتر مرغها" گوش میدن، چنین فیلمی حکم کیمیا داره.خوشحالم که هنوزم آدمایی هستن که گوش و چشم و فکرشون لیاقت دیدن و لذت بردن از فیلمی مثل "آتش سبز" رو داراست .فیلمهایی که هر 30 سال یکبار توسط یکی از نوادر انگشت شمار این مرز و بوم ساخته می شوند.


    جمعه 27 دي 1387 - 18:27
    9
    موافقم مخالفم
     
    ببین مرا، چنان که منم!

    امیر قادری یاد بگیر .

    رضا
    جمعه 27 دي 1387 - 19:21
    -1
    موافقم مخالفم
     
    ببین مرا، چنان که منم!

    پویان جان دمت گرم. کلی خندیدیم. ایولا. شما چقدر بیکاری که رفتی همچین زباله فرهنگی ای رو 5 بار دیدی! خسته نباشی برادر. خدا قوت!

    اجازه بده من و جوونای این مملکت و بیشتر منتقدها بریم سنتوریمون رو ببینیم. شما و همین چند نفر روشنفکر هم برید تصاویر شبه سینمای موسوم به آتش سبز رو ببینید! انقدر ببینید که از این شاهکار 30 سال اخیر سینمای ایران(!!) سیراب بشید. شما را چه به زباله هایی مثل سنتوری؟ لیاقت امثال تو سوپر شاهکارهای فرهیخته و میهن پرستانه ای مثل آتش سبزه. دیدن اون خزعبلات رو بسپار به ما بی سوادها. شما وقت خودت رو با این چیزا نگیر. حیف شما نیست؟!!!

    راستی حالا که 5 بار به دیدن آتش سبز رفتی و دیوانه وار این یگانه فیلم سینمای ایران رو دوست داری، بهت پیشنهاد می کنم در ادامه حرکت های حمایتیت از آقای اصلانی و این تصاویر متحرکشون، بری دم درب سینماهای نمایش دهنده این فیلم(مگه اصلا سینمایی الان اینو نشون میده؟ آهان سینما فرهنگ یه تک سانس رو به این تصاویر اختصاص داده!)، و برای جذب مخاطب، مردم رو به صرف ساندیس و کلوچه در حین تماشای این فیلم، به طور رایگان، دعوت کنی. یا بگی بین مخاطبان، آخر نمایش فیلم قرعه کشی میشه و یه دستگاه زانتیا به برنده اهدا میشه. یا مثلا ام پی تری پلیر رایگان اهدا کنی تا مخاطبانی که وسط فیلم قصد چرت زدن داشتن، به جای اینکه وقتشون رو با خواب بگذرونن، سرگرم انجام کار فرهنگی دیگه ای بشن و به موسیقی های فرهنگی و کلاسیک گوش فرا بدن. یا مثلا میتونی تو سالن کیشیک بدی و هر کسی که میخواست بخوابه رو با یه کف زدن بغل گوشش از خواب بپرونی. یا چراغ قوه مراقب سالن رو بگیری و نور بدی تو چشمهاشون! تا ادب بشن و بفهمن که نباید وسط یک اثر فرهنگی و عمیق به خواب بپردازن!

    به هر حال راه و روش های کمکت به شاهکار جناب اصلانی خیلی زیاده. ما هم حمایتت می کنیم. عزیزان بی سواد، منتقدان نفهم که آتش سبز را دوست ندارید و برای دیدن سنتوری مهرجویی آب از لب و لوچتون میریزه، همینجا رسما اعلام کنید پویان جان حمایت.... حمایت....

    امیر خان راستی شنیدم جناب اصلانی هم تو این گیر و دار که هیچ کسی فهم آنالیز شاهکارشان را ندارد، چند نفر از سر سپرده های خود را با برنامه ای خاص، به مکانهای مختلف، از جمله سایت سینمای ما فرستاده تا بیایند و برای فیلمش تبلیغ کنند! بعید نیست جناب پویان الان با اسکانس های آقای اصلانی که در جیبش قرار گرفته، آمده و این اظهارات را می کند!

    وقتی انقدر همه چیز کشک شده که جناب اصلانی می آید و انقدر راحت و پا در هوا تهمت می زند، خب شما هم برو و این ادعا را مطرح کن. اون موقعست که ایشون می فهمند نباید بی جهت دهان مبارک را به دروغ گویی و تهمت زنی در جهت حمایت از خزعبلاتی آشفته باز کنند! آتش سبز نیز به نظر من بیشتر به اینصورت می ماند که یکفردی بعد از دیدن یک کابوس وحشتناک عصرانه که در حین دیدنش، مدام در حال هذیانگویی بوده، بیاید و سریع تصمیم به ساخت فیلمی بگیرد و طرح فیلم را همان موقع بنویسد! آتش سبز تنها به اصنصورت برای بنده قابل توجیه است. آخ راستی حواسم نبود که ما بی سوادها نباید درباره این شاهکار نظر بدهیم. شرمنده....

    به رضا
    شنبه 28 دي 1387 - 19:20
    -2
    موافقم مخالفم
     
    ببین مرا، چنان که منم!

    رضا که همه جا فقط دنبال دعوا راه انداختن می گردی اگر گلشیفته در سنتوری بازی نمی کرد باز هم اینقدر روی این فیلم تعصب نشان می دادی؟ البته که نه. گویا هرگز قصد نداری دست از بد و بیراه گفتن به افرادی که نظرشان باب میل تو نیست برداری.

    واقعا دوست دارم بدانم تو چند سال داری چون با عرض معذرت واکنش هایت به نظر های دیگران بدجوری بچگانه است.البته نظرهایی که با مال تو همسو نیست.اگر مثل همیشه قصد حمله داری که می دانم داری لطفا مثل همیشه طومار ننویس خواهشا خلاصه بنویس


    شنبه 28 دي 1387 - 23:53
    -11
    موافقم مخالفم
     
    ببین مرا، چنان که منم!

    عالی بود.

    رنگين كمان
    دوشنبه 30 دي 1387 - 8:55
    -3
    موافقم مخالفم
     
    ببین مرا، چنان که منم!

    آقاي طيوري

    فوق العاده بود.خسته نباشيد.

    به رضا
    دوشنبه 30 دي 1387 - 13:35
    -8
    موافقم مخالفم
     
    ببین مرا، چنان که منم!

    هر کسی به اندازه فهمش می نویسه.هر کسی هم برای منظوری فیلم مینیبه.امیدوارم شما هم تو یکی از همین فیلمهایی که به خاطر دیدن بازیگران مونثش میروی زانتیا یا ام پی تی پلیر ببری یا حداقل جیبت پر پول بشه تا به جای حرف زدن از روی عقده کمی هم از روی منطق حرف بزنی.

    بابک
    دوشنبه 30 دي 1387 - 14:0
    8
    موافقم مخالفم
     
    ببین مرا، چنان که منم!

    چقدر خوبه که فارغ از اینکه کارگردان اصلانی هست یا حاتمی کیا یا قدرت الله صلح میرزایی!!! فیلم درست دیده بشه و نقد درست نوشته بشه.اونوقت تماشاگر تصمیم بگیره که از فیلم خوشش میاد یا نه.نه اینکه طبق معمول مرز بندی های رایج جامعه خودمون، وارد گروه بازی و دسته بندی بشیم و خیلی وقتها بی اینکه فیلم رو ببینیم یا درست ببینیم بخوایم رد یا تائیدش کنیم.

    مهدی جان ممنون

    رضا جان: تو جامعه ای که مربی تیم ملی فوتبال رو پسر رئیس سازمان تربیت بنی تعیین میکنه و کل سازمان، همه کارشون رو ول میکنن تا جلوی موفقیت و محبوبیت یک برنامه ورزشی رو بگیرن، دیدن برخوردهایی مدل برخورد شما اصلا تعجب نداره.پس به همین رویه ادامه بده که کم کم همه داریم به همون سمت میریم.

    شيرين
    دوشنبه 30 دي 1387 - 14:46
    -13
    موافقم مخالفم
     
    ببین مرا، چنان که منم!

    آقايون آآآآآقايون!

    دعوا نكنيد! صلوات بفرستيد

    با هم دوست باشيد! در جانعه مدني كه همه ماشينا بيمه دارن كه كسي دعوا نمي كنه! وايسين يه كنار افسر مياد كروكي ميكشه هر كي مقصر باشه بيمه اش پول اون يكي رو مي ده! شما جوانيد حيفه با هم دعوا كنيد بابا!!!!

    فرشاد
    يکشنبه 6 بهمن 1387 - 18:59
    5
    موافقم مخالفم
     
    ببین مرا، چنان که منم!

    بد نبود

    تينو
    شنبه 12 بهمن 1387 - 22:19
    -9
    موافقم مخالفم
     
    ببین مرا، چنان که منم!

    نقد كه نبود... توضيح واضحات بود... منتقد (منتقد!!!؟؟؟) و فيلمساز عجيب به هم شبيهند: متحجر، سطحي نگر و ملال آور... طفلكيا هر دوشون يه چيزي شنيدن ...

    اضافه کردن نظر جدید
    :             
    :        
    :  
    :       




    mobile view
    ...اگر از تلفن همراه استفاده می‌کنید


    cinemaema web awards



    Copyright 2005-2011 © www.cinemaema.com
    استفاده از مطالب سایت سینمای ما فقط با ذکر منبع مجاز است
    کلیه حقوق و امتیازات این سایت متعلق به گروه سینمای ما و شرکت توسعه فناوری نوآوران پارسیس است

    مجموعه سایت های ما: سینمای ما، موسیقی ما، تئاترما، فوتبال ما، بازار ما، آگهی ما

     




    close cinemaema.com عکس روز دیالوگ روز تبلیغات