News
  • بسته خبري پُرجزئیات "سينماي ما" از ماجراي پلمب پردیس‌هاي سینمایی به دليل پخش فوتبال براي بانوان
    ورود خانم‌ها ممنوع/ مجوز اكران عمومي يورو 2012 فقط مخصوص آقايان بود!
  •  
  • عادل فردوسي‌پور با صراحت از ويژگي‌هاي خودش و حواشي برنامه «نود» حرف زد
    براي «نود» هم تهدید شدم هم تحديد/ دوست ندارم قهرمان باشم/ بعضي هتاکی‌ و پرده‌دری‌ها را نمی‌شود در برنامه زنده کنترل كرد
  •  
  • كارشناسان در نشست نقد و بررسي «نود» درباره عادل فردوسي‌پور و برنامه‌اش چه گفتند؟
    عادل هر هفته برای عدالت و فرهنگ بندبازي می‌کند/ فردوسی‌پور یک ستاره پاپ است/شاکی با حکم جلب دم در اصلی صدا و سیما منتظر بود!
  •  
  • ‌عکس‌های متفاوت و تماشايي سعید عبداللهی از کنسرت مازیار فلاحی در برج ميلاد
    مازيار فلاحي ترانه‌هاي سريال «قلب یخی» و فيلم‌هاي «مجنون لیلی» و «پروانگی» را اجرا كرد
  •  
  • بسته خبري / تصويري سايت "سينماي ما" از حضور پلیس امنیت اخلاقی در برج ميلاد و دستگري بازيگر زن
    حاضران در کنسرت مازیار فلاحی و بازدیدکنندگان از برج با گشت ارشاد برخورد كردند
  •  
  • نامه نگاری حسین فرحبخش کار دست تولید جدید پویافیلم داد
    ائتلاف حوزه هنری و شهرداری مانع اکران فیلم «پس کوچه‌های شمرون» شد
  •  
  • «خوابم میاد» به نمایش عمومی رسید
    فیلم رضا عطاران از صبح چهارشنبه روی پرده سینماها
  •  
  • مریلا زارعی در فیلم جدید ابراهیم حاتمی‌کیا بازی می‌کند
    سرانجام نام بازیگر نقش شهید چمران در «چ» اعلام شد: فریبرز عرب‌نیا
  •  
  • سردار احمدرضا رادان خبر داد
    یک هنرپیشه زن سینما به علت بدحجابی در برج میلاد دستگیر شد
  •  
  • ماموران اماکن وسط پخش فوتبال سینما را پلمب کرده بودند
    دو پردیس سینمایی رفع پلمپ شد
  •  
  • کانون فیلم «هشت و نیم» با همکاری سایت "سینمای ما" برگزار می‌کند؛ پانزدهمين نشست «فيلم ديدن با ...»
    ناگفته‌هاي «بوتیک» یکی از فيلم های برگزیده دهه 1380 با حضور حمید نعمت الله و هادی مقدم دوست
  •  
  • نوشته نيما حسني‌نسب درباره كارنامه بازيگري هنگامه قاضياني؛ به بهانه نمايش عمومي «روزهاي زندگي»
    به همين سادگي‌ هم نيست!
  •  
  • ناگفته‌هاي حضور ستاره‌ها در بازار نمايش خانگي؛ دستمزدها، درصد فروش، شرايط كار و چيزهاي ديگر
    بي‌رونق تولید سینما + دردسرهاي اکران = تغيير مسیر ستاره‌هاي سينما
  •  
  • صحنه‌هاي حذف‌شده اكران عمومي را در خانه تماشا كنيد!
    «اسب حیوان نجیبی است» بدون سانسور (!) در شبکه نمایش خانگی
  •  
  • گفت‌وگوی نيما حسني‌نسب با عباس كيارستمي، درباره سینما و زندگی و خیلی چیزهای دیگر - قسمت دوم
    جگر شير نداري سفر عشق مرو/ تجربۀ زندگی تماشاگران کار سینماگران را ساده می‌کند
  •  
  • عباس رافعی از ناملايمات آخرين روزهاي زندگي شاپور قریب مي‌گويد
    وقتی یک کمک یک میلیون تومانی هم از شاپور قریب دریغ شد!/ نگران قطع حقوق 180 هزار توماني بود
  •  
  • سردار احمدي‌مقدم معتقد است تجربه‌هاي قبلي پخش فوتبال در سینماها اصلاً‌ خوشایند نبود
    نمایش مسابقات یورو 2012 در سینماها فعلاً منتفی شد
  •  
  • به دليل قانون جدايي مجري زن و مرد در برنامه‌هاي سيما
    احسان عليخاني «ماه‌عسل» امسال ماه رمضان را اجرا نمي‌كند
  •  
  • تشييع پيكر شاپور قريب سوت و كور برگزار شد
    همسر قريب: به مهمانی شاپور خوش آمدید!/ همايون اسعديان: افسوس که مراسمی برای این هنرمند برگزار می‌شود که در شان او نیست
  •  
  • نوشته بهمن فرمان‌آرا درباره ري بردبري: روزي كه بر ترس‌هايم پيروز شدم
    «بچه رزمري» رومن پولانسكي، «موبي‌ديك» جان هيوستن و همينگوي به روايت ري بردبري
  •  
     


     



       




    متن پاسخ مدعي نقض كپي‌رايت توسط كمپاني ديزني به سايت "سينماي ما"
    مشکل من در دادگاه امریکا تامین حق‌الوکاله سنگین وکلاست، نه مطالب بی‌اساس و سطحی شما!

    سينماي ما- پس از انتشار خبري درباره طرح شكايت به كمپاني ديزني مبني بر استفاده از طرح فيلم‌نامه‌ فريبرز روشنفكر در انيميشن «سيندرلا 3» در رسانه‌هايي از جمله سايت "سينماي ما"، يكي از كاربران سايت در بخش كامنت‌ها به اين موضوع با دلايل حقوقي پاسخ داد. ما ضمن انتشار اين توضيح‌ها از نويسنده طرح كه مدعي نقض كپي رايت توسط كمپاني ديزني شده، دعوت كرديم تا اگر مايل بودند به اين كاربر سايت پاسخ دهند و توضيحات خود را مطرح كنند. متن زير از طرف ايشان به سايت "سينماي ما" ارسال شد كه مي‌خوانيد:
    .....................................

    به نام خدا
     با سلام و احترام، قبل از هر چیز به عرض می‌رسانم بنده فقط یک سوم مدارکم را منتشر کرده‌ام تا نظر متولیان دولتی یا دیگران را برای حمایت از این پرونده جلب کنم. بدیهی است در دادگاه پیش رو می‌باید مدارک منتشر نشده خود را برای مواجهه با نمایندگان دیزنی به صورت حفاظت شده در دست داشته باشم تا به اقتضای حقوقی از آن‌ها در دادگاه استفاده کنم وگرنه در محافل حقوقی به انتشار اسناد و مدارک پیش از تشکیل دادگاه مدرک سوزی اطلاق می‌شود. مدارک بنده به رویت وکلای درجه اول کپی رایت رسیده و هیچ یک از آنان این ادعا را بی‌اساس تشخیص نداده‌اند. مشکل پیش روی من در دادگاه امریکا تامین حق الوکاله سنگین وکلاست نه مطالب بی‌اساس و سطحی که آقای علیرضا ب مطرح کرده است.

    متعاقب درج نظر مغرضانه و کذب آقای علیرضا ب مبنی بر بی‌پایه بودن ادعای سرقت فیلمنامه سیندرلا ۳ و دعوت سایت سینمای ما برای توضیح در این باره به اطلاع می‌رساند آقای علیرضا ب نظرات خود را در ۷ بند شماره گذاری کرده است و بی‌مهابا در مورد یمین و یسار اظهار نظرهای سطحی و عجولانه کرده که مجبورم به آن‌ها پاسخ دهم:

    در بند اول مدعی شده که من با دنباله نویسی بر سیندرلا کپی رایت متعلق به دیزنی را نقض کرده‌ام و توضیح آن اینکه بر حسب قانون حقوق مالکیت فکری آمریکا اگر من دنباله‌ای بر سیندرلا می‌نوشتم و آن را به صورت کتاب در ایران یا هر کجا به چاپ می‌رساندم و یا در مرکزی غیروابسته به دیزنی به صورت نمایشی به تولید می‌رساندم، این نقض کپی رایت محسوب می‌شد ولی من دنباله‌ای بر اثر مربوطه نوشته و به صورت منتشر نشده آن را به کمپانی والت دیزنی پیشنهاد کرده‌ام و این نقض کپی رایت محسوب نمی‌شود. پیشنهاد دنباله سازی بر آثار موفق یک امر متعارف در سینمای امریکاست.

    بند دوم آقای ب روند فیلمنامه نویس شدن در هالیوود را توضیح می‌دهد که معلوم نیست از کدام منبع چنین اطلاعات غلطی را به دست آورده است. مجرای رسمی و متعارف پیشنهاد فیلمنامه در هالیوود انجمن فیلمنامه نویسان امریکا موسوم به WGA است که هر نویسنده‌ای از هر کجای دنیا می‌تواند به آن فیلمنامه پیشنهاد کند و سپس شرکت‌های بازار یاب به عنوان زیر مجموعه‌های WGA در طول سه سال طی تعهد مکتوب فایل‌های ژانر بندی شده را به کمپانی‌های تولید فیلم پیشنهاد می‌کنند. در ادامه بنده را نکوهش کرده که چرا نامه‌ام خطاب به مدیر کمپانی دیزنی ارسال شده است و این کار اقدامی آماتورانه معرفی می‌شود.
    همین الآن هر کس می‌تواند نامه‌ای خطاب به مدیر هر کمپانی و شرکتی ارسال کند و این اتفاق مدام در حال وقوع است. نامه‌ها بنا بر موضوع به دست گیرنده مربوطه خود خواهد رسید و اینکه نامه خطاب به چه کسی نوشته شده است چندان اهمیتی ندارد. ضمن اینکه اگر به نسخه انگلیسی نامه ۱۹۹۹ من مراجعه شود می‌بینید که مترجم پیش از ارسال آن را اصلاح کرده است ولی آقای علیرضا کاری به واقعیت ندارند و هدف ایشان فقط تخریب هدفمند یک پرونده مالکیت فکری است.

    بند سوم مربوط به نامه ۱۹۹۹کمپانی والت دیزنی است که آقای ب توضیح می‌دهد فقط اسم فریبرز روشنفکر و آدرس وی نوشته شده است و طرح را رد کرده‌اند.
    مگر من غیر از این گفته‌ام من در تمام مصاحبه‌هایم گفتم طرح من را در سال ۱۹۹۹ رد کرده‌اند. نامه ۱۹۹۹ دیزنی به صورت پستی برای من ارسال شد و طرح من رد شد.

    بند چهارم به طرز مغرضانه تری می‌گوید: در این نامه هیچ چیزی جز رد ادعای نویسنده وجود ندارد. منظور علیرضا ب نامه ۲۰۰۹ کمپانی والت دیزنی است که در این نامه بطور تلویحی دریافت طرح در سال ۱۹۹۹ مطرح شده و عدم شباهت دو اثر مطرح می‌شود. جنیفر کولمن می‌نویسد این بار طرح شما را نگه می‌دارم این یعنی من دفعه قبل آن را بایگانی نکرده بودم. دفعه قبل یعنی رجوع به نامه ۱۹۹۹ خود کمپانی دیزنی.

    بند پنجم علیرضا به نیابت از دیزنی و یا به عنوان کسی که در آن زمان بالای سر طرح فیلمنامه من حضور داشته می‌گوید چون از بخش حقوقی دیزنی برای فلانی نامه ارسال کرده‌اند پس طرح فیلمنامه وارد بخش‌های دیگر کمپانی دیزنی نشده است. چه استدلال عجیبی. لااقل‌ای کاش چند تا قسم می‌خوردند. بعد هم توضیح می‌دهد که نوشته من فیلمنامه نیست.
    من در چهل پنجاه مصاحبه همه جا حرف از طرح فیلمنامه زدم. به اطلاع این دوست دانشمندم می‌رسانم فیلمنامه مقاطع تعریف شده‌ای دارد مثل ایده، سوژه، خلاصه طرح، سیناپس و فیلمنامه کامل که همگی می‌توانند اثر خلاقه ادبی به حساب آمده و مشمول قانون کپی رایت شوند.

    در بند ششم توضیحاتی کاملا غلط درباره روش تولید انیمیشن در دیزنی می‌دهد که علاقمندان می‌توانند جهت اخذ اطلاعات معتبر به سایت کمپانی مراجعه کنند. در آخر بند ششم در جمله‌ای عجیب‌تر این عبارت را می‌آورد «این فیلم ۸ فیلمنامه‌نویس دارد که به این معنی است که کسی یادش نمی‌آید که کدام ایده مال چه کسی بوده»
    اینطور به نظر می‌آید که ایشان به دیزنی رفته و با فیلمنامه نویسان سیندرلا مصاحبه کرده و آن‌ها یادشان نمی‌آمده ایده فیلم از کجا آمده.  من نمی‌دانم بر این بند چه جوابی بنویسم.

    در بند هفتم ترجمه‌ای ماشینی و غیر قابل فهم از نامه دادگستری امریکا به مخاطب عرضه می‌کند که علاقمندان می‌توانند خودشان نامه را در تارنمای مستندات من ببینند. ضمن اینکه من ۱۷ نامه از دادگستری امریکا دارم که اگر لزومی به انتشار آن‌ها احساس کنم حتما این کار را خواهم کرد.

    در آخر به طوری مغرضانه شروع به تشریح عدم شباهت‌ها می‌کند. در حالیکه بحث سر شباهت هاست نه عدم شباهت‌ها. گاهی هم از قول من ادعاهایی را مطرح کرده که به هیچ وجه نقطه نظرات من نیست. نقطه نظرات من به شفافیت در پی آمده است. بر اساس یک صفحه منتشر شده از طرح فیلمنامه‌ام مدعی ۸ شباهت هستم. البته‌‌ همان طور که در ابتدا عرض کردم من یک سوم از همه مدارکم را منتشر کرده‌ام یعنی تعداد زیادی از نامه‌های دیزنی و سه صفحه باقیمانده از طرح فیلمنامه‌ام منتشر نشده است.
     آقای علیرضا اذعان می‌کند که فیلم سیندرلا ۳ را ندیده است و بعد در کمال حیرت قاضی القضات وار درباره عدم شباهت فیلمنامه به فیلم توضیح و تشریح آشفته ارائه می‌کند.
    مقایسه دو اثر را با دعوت به مطالعه متون زیر به قضاوت علاقمندان می‌گذارم:

    طرح فیلمنامه سیندرلا ۳ که در فیلم شاهدیم:

    سیندرلا در ابتدای فیلم رو به تماشاچیان دلیل موفقیت خود را دخالت فرشته عنوان می‌کند و داستان با آواز سیندرلا و سپس صحنه کوتاهی از زندگی مشترک شاهزاده و سیندرلا ادامه می‌یابد.
    ناخواهری‌های سیندرلا در حال کار در یک کارگاه ظرفشویی و رختشویی هستند و با یکدیگر دعوا می‌گیرند. نامادری سر و کله‌اش با مقداری لباس‌های چرک پیدا می‌شود و دوقلو‌ها را بخاطر نزاع ملامت می‌کند. آناستازیا بطور تصادفی متوجه شاهزاده و سیندرلا می‌شود که در حال اسب سواری به سوی جنگل می‌تازند. او با حسرت به خوشبختی آن دو می‌نگرد و سپس در حال خواندن آواز به سویی که شاهزاده و سیندرلا رفته‌اند، راهی می‌شود.
    در مکانی در دل جنگل فرشته با عصای سحرآمیزش در حال آماده کردن محل پذیرایی شاهزاده و سیندرلا ست. همزمان شاهزاده و سیندرلا از اسب‌هایشان پیاده می‌شوند و فرشته و موش‌ها و پرندگان به استقبال آنان می‌روند. در این حین آناستازیا نیز به محل مورد نظر رسیده است. فرشته با قدرت عصای سحرآمیز لباس سوارکاری شاهزاده و سیندرلا را به لباس‌های فاخر و زیبا تبدیل می‌کند و آناستازیا بطور پنهانی این صحنه را می‌بیند و گویی که رازی را کشف کرده باشد می‌گوید پس سیندرلا با جادوی فرشته به موفقیت دست یافته است! فرشته عصای خود را به گوشه‌ای پرت می‌کند و آناستازیا آن را برمی دارد و به نزد مادرش بازمی گردد و به مادرش می‌گوید که سیندرلا به کمک عصای سحرآمیزفرشته توانسته است به موفقیت دست یابد. مادر و خواهرش حرفهای او را باور نمی‌کنند و قصد رفتن دارند که فرشته که در جستجوی عصای خود است به آناستازیا نزدیک می‌شود و از او می‌خواهد تا عصا را زمین بگذارد ولی آناستازیا که نمی‌خواهد عصای سحرآمیز را به فرشته بازگرداند با او درگیر می‌شود و در حین کشمکش فرشته و آناستازیا، نوری از عصای سحرآمیز شلیک شده و به لوسیپر گربه نامادری اصابت می‌کند و او را به موجودی نیمه غاز نیمه گربه تبدیل می‌کند. نامادری و گرزیلا شگفت زده می‌شوند. کشمکش فرشته و آناستازیا ادامه می‌یابد و آناستازیا با توسل به زور عصای سحرآمیز را از فرشته می‌گیرد. نامادری و گرزیلا با حیرت به ماجرای در حال وقوع می‌نگرند. آناستازیا در شلیک بعدی عصای سحرآمیز، فرشته را به مجسمه تبدیل می‌کند و در عین حال از این عمل خود پشیمان و مضطرب است. فرشته از این صحنه تا آخر داستان در این زندان محبوس می‌ماند. آناستازیا همچنان در حال اظهار تاسف و پشیمانی است که نامادری جلو می‌آید و با گرفتن عصای سحرآمیز از آناستازیا، می‌گوید: پس سیندرلا با عصای سحرآمیز به موفقیت رسیده است.
     نامادری عصای سحرآمیز را به عنوان عاملی برای قدرت و ثروت و انتقام معرفی می‌کند. نامادری با توجه به اینکه عصای سحرآمیزاز خدا انرژی می‌گیرد و نمی‌تواند آرزوهای شیطانی را برآورده سازد، رو به آسمان کرده و از نیروهای خبیث و شیطانی استمداد می‌کند. ناگهان رعد و برق درمی گیرد و نور عصا از نقره‌ای به سبز تغییر می‌کند و این تغییر رنگ نور عصا به معنی این است که نیروهای شیطانی به تقاضای کمک نامادری، جواب مثبت داده‌اند و از این پس نور سبز عصای سحرآمیز نماد ورود شیطان به داستان است وخواسته‌های شیطانی نامادری برآورده می‌شود.
    نامادری به کمک عصای سحرآمیز، شاهزاده و سیندرلا را از زمان خوشبختی به زمان پیش از خوشبختی بازمی گرداند.
    نامادری با جادوی شیطانی عصای سحرآمیز، لنگه کفش به جا مانده سیندرلا را اندازه پای آناستازیا می‌کند و آناستازیا به عنوان محبوب شاهزاده به قصر وارد می‌شود. نامادری باز به کمک عصای سحرآمیز ذهن شاهزاده را دچار توهم می‌کند طوری که آناستازیا را به عنوان محبوب خود بپذیرد و سیندرلا را فراموش کند. شاهزاده تصمیم می‌گیرد با آناستازیا برقصد ولی برخلاف انتظاراز لمس دست آناستازیا احساس عاشقانه‌ای ندارد. شاهزاده با کسالت خاطر و بی‌میلی با آناستازیا می‌رقصد. در پی ماجراهایی سیندرلا موفق می‌شود بدون کمک فرشته و حتی عصای سحرآمیز، با نیروی عشق، شاهزاده را تحت تاثیر قرار داده و دوباره خوشبختی از دست رفته را بازگرداند..
    در آخر داستان فرشته از زندان مجسمه‌ای خود بیرون می‌آید و از اینکه سیندرلا و شاهزاده بدون کمک او دوباره به خوشبختی رسیده‌اند خوشحال می‌شود.


    توضیح منطق شباهت دو اثر فقط از صفحه اول طرح من:

    ۱. در طرح فیلمنامه من، شیطان با گردباد جادویی زمان، سیندرلا و شاهزاده را از زمان خوشبختی به زمان پیش از خوشبختی بازمی گرداند.
    ۱. در فیلم سیندرلای سه نامادری با گردباد جادویی زمان، سیندرلا و شاهزاده را از زمان خوشبختی به زمان پیش از خوشبختی بازمی گرداند.
    ۲. اسم فیلم سیندرلا ۳ «A Twist In Time» از شباهت توضیح داده شده شماره ۱ گرفته شده است.
    ۳. در طرح فیلمنامه من، شیطان عصای سحرآمیز را به زور از فرشته می‌گیرد.
    ۳. در فیلم سیندرلا ۳، آناستازیا عصای سحرآمیز را به زور از فرشته می‌گیرد.
    ۴. در طرح فیلمنامه من فرشته در قصر شیطان زندانی می‌شود.
    ۴. در فیلم سیندرلای ۳ فرشته در شکل مجسمه زندانی می‌شود.
    ۵. در طرح فیلمنامه من فرشته آرزو از ماجراهای داستان حذف می‌شود.
    ۵. در فیلم سیندرلا ۳ فرشته آرزو از ماجراهای فیلم حذف می‌شود.
    ۶. در طرح فیلمنامه من شخصیت جدیدی به نام شیطان در اعتراض به دخالت‌های فیزیکی فرشته وارد داستان می‌شود تا دخالت‌های فرشته را تلافی کند.
    ۶. در فیلم سیندرلا ۳ از آنجا که عصای سحرآمیز از خدا نیرو می‌گیرد و نمی‌تواند آرزوهای شیطانی را برآورده کند، نامادری برای تحقق آرزوهای شیطانی خود با استمداد از نیروهای شیطانی، موفق به جذب نیروهای شیطانی می‌شود و نور عصای سحرآمیز از نقره‌ای به سبز تغییر می‌کند. نور سبز عصای سحرآمیز نماد ورود شیطان به سیندرلای سه است.
    ۷. در طرح فیلمنامه من شاهزاده با آناستازیا و گرزیلا می‌رقصد.
    ۷. در فیلم سیندرلا ۳ شاهزاده با آناستازیا می‌رقصد.
    ۸. در طرح فیلمنامه من شیطان این استدلال را مطرح می‌کند که دخالت‌های فیزیکی فرشته باعث موفقیت و خوشبختی سیندرلا شده است و تلاش می‌کند تا این دخالت را تلافی کند.
    ۸. در فیلم سیندرلا ۳ در چهار صحنه مشخص شده در فایل پی دی اف شخصیت‌های مختلف فیلم همین استدلال را به روشنی تکرار می‌کنند.

    در فیلم کوتاه ۷ دقیقه‌ای، مقاطع مورد دعوای انیمیشن سیندرلای سه در کنار بریده‌هایی از طرح فیلمنامه ارسالی همزمان در معرض مقایسه و قضاوت مخاطب قرار داده شده است. این فیلم کوتاه در کنار نامه‌های کمپانی دیزنی و سایر مدارک در تارنمای زیر در دسترس قرار داده شده است
    http: //cinderellaiii. blogfa. com/

    از مسئول محترم سایت تقاضا می‌کنم یک وکیل مالکیت فکری را به سایت دعوت کنند تا اظهارات من و آقای علیرضا را مطالعه کند و نظر نهایی خود را به اطلاع مخاطبین شما برساند.
    از کارفرمای آقای علیرضا ب هم تقاضا می‌کنم حق الزحمه ماموریت را از ایشان پس بگیرند چون ماموریت خود را بسیار آماتورانه انجام داده‌اند.
    با احترام
    فریبرز روشنفکر


    منبع : سينماي ما

    به روز شده در : دوشنبه 18 ارديبهشت 1391 - 16:13

    نظرات

    محمد
    سه‌شنبه 19 ارديبهشت 1391 - 1:2
    1
    موافقم مخالفم
     

    من اكثر پاسخهايي را كه آقاي روشنفكر به منتقدان خود مي دهد مطالعه كرده ام . لحن ايشان در اكثر مواقع پرخشاشگرانه ، لجبازانه و هتاكانه است . ايشان به محض كوچكترين انتقادي چنان برمي آشوبند و زمين و زمان را به هم مي دوزند كه انگار شاخ غول را شكسته اند . لحن ايشان گاهي آنقدر زننده است كه در مخاطب دافعه ايجاد مي كند . هربار كه كسي كوچكترين انتقادي مي كند ايشان بلافاصله به او تهمت و افتراهاي بسيار زده و وي را كارگر و خدمتكار و تي كش كمپاني ديزني معرفي مي كند . جالب اينجاست كه ايشان هنوز جايگاه چندان مقبولي هم ندارد و هنوز برادري خود را ثابت نكرده است . كاش كمي در رفتارشان تجديدنظر كنند و دست از اين لحن به شدت هتاكانه بردارند . در پايان اميدوارم ايشان بتواند به حق و حقوق خود دست يابد و از عهده ي هزينه هاي وكيل هم بربياد . برايشان آرزوي سلامتي و موفقيت مي كنم .

    علیرضا ب
    سه‌شنبه 19 ارديبهشت 1391 - 1:10
    2
    موافقم مخالفم
     

    من واقعاً حوصله نکردم که این متن را تا ته بخوانم.فقط چند نکته با همین نگاه سرسری به متن به نظرم رسید:

    1.این که در این متن سه باز از واژه‌ی «مغرضانه» استفاده شده ،خودش انگیزه‌خوانی است ولی آقای روشنفکر گویا تردید داشته که مبادا مخاطبان این سایت کنایه‌ را خوب درک نکنند و در پایان متن‌ش نوشته:

    "از کارفرمای آقای علیرضا ب هم تقاضا می‌کنم حق الزحمه ماموریت را از ایشان پس بگیرند چون ماموریت خود را بسیار آماتورانه انجام داده‌اند."

    یا اگر ساده‌ش کنیم،مرا-یک کاربر ساده‌ی سایت با استدلال‌هایی متفاوت از ایشان-مزدور و مواجب‌بگیر خوانده‌ند.چنین تهمت سنگین ،فاقد مدرک و بچگانه‌ای(یعنی مرا «دیزنی» مامور کرده؟!)خیلی بیشتر اعتبار ادعای آقای روشنفکر در مورد سرفت فیلم‌نامه را زیر سوال می‌برد تا نظر یک کاربر مخالف.

    2.ایشان در همین متن مدعی شده:

    " اگر من دنباله‌ای بر سیندرلا می‌نوشتم و آن را به صورت کتاب در ایران یا هر کجا به چاپ می‌رساندم و یا در مرکزی غیروابسته به دیزنی به صورت نمایشی به تولید می‌رساندم، این نقض کپی رایت محسوب می‌شد ولی من دنباله‌ای بر اثر مربوطه نوشته و به صورت منتشر نشده آن را به کمپانی والت دیزنی پیشنهاد کرده‌ام و این نقض کپی رایت محسوب نمی‌شود "

    یعنی به عبارت دیگر خود شما در همین نوشته،قصه‌ی فرستاده شده را در حد یک «پیشنهاد» تقلیل داده‌اید.باید پرسید این «پیشنهاد» چه میزان بار حقوقی دارد؟شما یا قصه‌‌تان را به صورت بین‌المللی ثبت کرده‌اید که این می‌تواند علیه شما بار حقوقی داشته باشد یا نکرده‌اید و عملاً خود کمپانی«دیزنی» را به عنوان مرجع پذیرفته‌اید که در این صورت در حقیقت هم از «دیزنی» به عنوان یک مرجع بی‌طرف(و صاحب اثر) طلب کمک دارید و هم به دنبال تعقیب قضایی این کمپانی به عنوان طرف دیگر دعوا(و سارق اثر) هستید.چگونه چنین تناقضی امکان‌پذیر است؟

    3.ابخش اصلی متن دو نامه‌ی اول «کمپانی» با امضای خانم جنیفر دی. کولمن:

    «این نامه همراه با سپاس،دریافت نامه‌ی شما رابه کمپانی دیزنی در ارتباط با داستانی که به تشخیص شما ممکن است مورد توجه ما باشد تایید می‌کند.متاسفانه،خط مشی-سال‌ها تثبیت‌شده‌ی-کمپانی ما،اجازه‌ی پذیرش(accept)و بررسی(review)ایده‌ها(ideas)،پیشنهاد‌ها(suggestions) و یا مصالح خلاقه‌‌ای(creative materials)که از سوی ما و از سوی کمپانی‌‌های جانبی‌مان درخواست نشده را نمی‌دهد.نیت ما اجتناب از سوءتفاهم‌هایی است که بر اثر شباهت‌های احتمالی بین پروژه‌های داخلی کمپانی و تقاضاهای ثبت‌شده‌ی خارج از کمپانی پیش می‌آید.ما متوجه هستیم که این خط مشی گاهی اوقات برای آدم‌هایی نظیر شما که با بهترین انگیز‌ه‌ها فقط قصد دارید که که افکار خلاقه‌تان(creative thoughts)از طرف کمپانی مورد توجه قرار بگیرد،خیلی سخت است.ولی تجربه به ما یاد داده اگر خط مشی برای یک نفر تغییر کند،به زودی دیگر خط مشی‌ی برای کمپانی باقی نمی‌ماند.بنابراین،مقتضی است که نامه‌ی شما را همراه با مصالح همراه آن بدون بررسی(unexamined) و بدون نگه‌داری هرگونه کپی(without retaining any copies)به شما بازگردانیم»

    فقط در نامه‌ی سوم و بعد از ادعای آقای روشنفکر است که خانم کولمن به دلیل اتهام‌های زده شده،اشاره‌ می‌کند که نامه‌ی آقای روشنفکر را بایگانی می‌کند.

    این یعنی نامه‌هایی که کمپانی دیزنی به آقای روشنفکر فرستاده احتمالاً به عنوان مدارکی علیه مدعی استفاده خواهد شد چرا که کمپانی پیش‌آمدهای احتمالی بعدی را در نظر گرفته و هرگونه مسئولیت حقوقی را از همان ابتدا از خودش سلب کرده است.

    4.در پایان فقط می‌خواهم به آغاز نامه‌ی آقای روشنفکر اشاره کنم:

    «بنده فقط یک سوم مدارکم را منتشر کرده‌ام تا نظر متولیان دولتی یا دیگران را برای حمایت از این پرونده جلب کنم. »

    شما،آقای روشنفکر به هیچ عنوان حق ندارید از سرمایه ملی و اعتبار ملی برای دعواهای شخصی خودتان بهره‌کشی کنید.بر فرض اگر ادعای شما هم صحیح باشد،این دعوای شخصی شما است.کاملاً مشخص است که یک نویسنده‌ی کاملاً غیرحرفه‌ای هستید و همان‌طور که در صورت تایید دو پاراگراف متن‌تان،دستمزد دلاری‌تان به حساب خودتان می‌رفت و نه به حساب آن جوانی که در شهرستان قصد دارد با امکانات ناچیز انجمن سینمای جوان سینماگر شود،در حال حاضر هم حق ندارید امکانات دولتی را با غوغاسالاری و موج‌سواری رسانه مصادره کنید.

    Afshin
    سه‌شنبه 19 ارديبهشت 1391 - 11:41
    2
    موافقم مخالفم
     

    آقای روشنفکر، شما که آدم خلاقی هستی. به جای شکایت بازی بشین یک فیلم نامه دیگه بنویس.

    Payam
    سه‌شنبه 19 ارديبهشت 1391 - 11:53
    5
    موافقم مخالفم
     

    طبیعیه که آدم در دعوای بین یک هـموطن و یک کمپانی عظیم خود بخود طرفدار هـموطنش میشه، ولی با خوندن این نوشته آقای روشنفکر احساس می کنم ایشون یه هـوا توهـم زده. دیزنی هـم شانس آورده که گرفتن ویزای امریکا راحت نیست وگرنه آقای روشنفکری که من می بینم تا الان شیشه هـای کل دیزنی و پیکسار و بقیه وابستگان رو آورده بود پایین و روی ماشین خانم جنیفر هـم خط انداخته بود.

    بعد از تحریر: من مشکل شخصی با آقای روشنفکر ندارم. یک فرد ناشناسی که صورتش رو پنهـان کرده بود و فارسی رو با لهـجه امریکایی حرف میزد در یک پارکینگ عمومی چکی به مبلغ هـفتاد و چهـار دلار و نود و پنج سنت به من داد تا آقای روشنفکر رو تخریب کنم. شما خبر ندارید قیمت دلار امروز چنده؟ 

    روزبه
    پنجشنبه 21 ارديبهشت 1391 - 21:46
    3
    موافقم مخالفم
     

    من دقیقا با کامنت های بچه ها موافق هستم که مطالب و جوابیه های آقای روشنفکر به شدت حالت تهاجمی و دارای یک حس و دید بسیار منفی هستند و حتی یک جمله در نقد و یا حتی سوال رو تحمل نمیکنند. از این جور آدم ها در جامعه امروز زیاد داریم.من خودم به شخصه روزانه ده ها نفر در موقعیت های مختلف شغلی میبینم که حتی اگه یه جوک یا خبر جدید براشون جور دیگه تعریف کنی حاضر هستند کل روز باهات شاخ به شاخ بشن و کل کل کنند تا ثابت کنند همه دشمن و مغرض هستند و اونها بر حق.

    اگه من جای این آقای فیلم نامه نویس بودم (که در اون صورت حتما باید یه خورده هوش و سیاست داشتم..) سعی میکردم همه مردم رو یه جوری با خودم همراه کنم و پشتیبانی اونها رو برای خودم به دست بیارم و ضمن اینکه همه حرفهام و دفاعیاتم رو میگفتم کماکان جوری رفتار میکردم که همه خودشون رو در این ماجرا سهیم معنوی بدونن و احساس کنن از استعداد و دارایی های ملی شون سو استفاده شده. در اون صورت حتی میتونستم هزینه وکالت ماجرا رو به صورت کمک های داوطلبانه از مردم دریافت کنم و از توجه و نمرکز اونها برای تبلیغ و معرفی مشکلم در سطح بین المللی استفاده کنم و بیشتر به دیزنی فشار بیارم و..

    ولی این آقا فقط خودشو تنها تر میکنه. نمیدونه مردم به این حساس شدن که با کوچکترین انتقادی برچسب دشمن و مزدور و وطن فروش بهشون بخوره. همین آدمها در صورت رفتار خوب شما میتونن داستان مشکل شما رو در جمع دوستانشون تعریف کنن و همینطور براتون مجانی تبلیغ کنن و اروم اروم تبدیلش کنن به یه ماجرای ملی مثل قضیه نام خلیج فارس. یادتون نره حمایت و تبلیغ دهن به دهن مردم چه قدرتی داره.

    ولی خوب... ایطور که این مدت من شاهد بودم اون جوک قدیمی راست میگفت که نام فامیلی ایرانی ها همیشه برعکس واقعیت درونیشون و در واقع در جهت جبران اون کمبوده.

    امیدوارم به هر حال موفق باشن و به حق و حقوقشون برسن. مبلغی گه در صورت برنده شدن در همچین دعوایی هست میتونه زندگی نوه نتیجه های آدمرو هم عوض کنه!

    ارادتمند: روزبه

    (دریافتی چک شماره 43/56762 صادره بانک آو امریکا شعبه دیزنی لند به مبلغ نود و نه دلار و هشتاد سنت)

    ز.ج
    شنبه 23 ارديبهشت 1391 - 0:47
    0
    موافقم مخالفم
     

    من اعتقاد دارم حق هر چقدر هم کوچیک باشه،گرفتنش حق و ظلمم هر چقدر کوچیک باشه دردناک!

    مسلما آدم هیچ وقت نمی تونه خودش جای کسی که بهش ظلم شده بذاره ولی به نظر صحبت های آقای روشنفکر یکم که خیلی دچار بزرگ بینی شده....

    من فکر نمی کنم برای کمپانی دیزنی یک فیلمنامه انیمیشن این قدر مهم باشه که بخواد به یک نفر پول بده بیاد یک مدعی تخریب کنن،مگه اصلا شما کی هستی؟یا اصلا نمی دونی والت دیزنی کجاست....احتمالا!!!

    من واقعا در مقامی نیستم که قضاوت کنم که شما درست می گی یا نه،هر چند حتی اگه هم درست بگین فکر نمی کنم به لحاظ مالی و زمان واقعا بتونید به حقتون برسید.

    و البته آدمی که حقش گرفته باشه دوست داره حقش پس بگیره ،پس نمی شه منعش کرد از تلاش

    ولی فکر می کنم بهتره زندگیتون فقط صرف گرفتن این حق نکنید ،دنیا عظیم تر و فرصت ها بیشمار هستن.

    مهران
    شنبه 30 ارديبهشت 1391 - 16:8
    2
    موافقم مخالفم
     

    من فکر می کنم علیرضا ب خود فریبرز روشنفکر است که با ایرادات ضعیف و نقد ناشیانه خواسته تا توجهات مسئولین رو متوجه مدارکش کنه هر کسی متوجه میشه که مدارک روشنفکر از لحاظ حقوقی معتبره

    اضافه کردن نظر جدید
    :             
    :        
    :  
    :       






    خبرهای سینمای ما را در صندوق پستی خود دریافت کنید.
    پست الکترونيکی (Email):

    mobile view
    ...اگر از تلفن همراه استفاده می‌کنید
    بازديد امروز: 227229
    بازديد ديروز: 294035
    متوسط بازديد هفته گذشته: 236318
    بیشترین بازدید در روز ‌یکشنبه 23 بهمن 1390 : 1490465
    مجموع بازديدها: 408840090



    cinemaema web awards



    Copyright 2005-2011 © www.cinemaema.com
    استفاده از مطالب سایت سینمای ما فقط با ذکر منبع مجاز است
    کلیه حقوق و امتیازات این سایت متعلق به گروه سینمای ما و شرکت توسعه فناوری نوآوران پارسیس است

    مجموعه سایت های ما: سینمای ما، موسیقی ما، تئاترما، فوتبال ما، بازار ما، آگهی ما

     




    close cinemaema.com عکس روز دیالوگ روز تبلیغات