سينمای ما - بخشی از گفتگوی مصطفی جلالی‌فخر با آیدین آغداشلو درباره سینمایی‌نویسان جوان و سینماگران هم‌نسل‌‌اش؛ / نه کیمیایی روشنفکر است، نه مهرجویی و نه کیارستمی
يکشنبه 14 تير 1388 - 5:47
• در شرایطی که حدود دو هفته تا نخستین سالگرد درگذشت هامون سینمای ایران باقی مانده؛ / امشب تماشای آخرین حضور تصویری شکیبایی فقید را از دست ندهید      • تکلیف تماشاگران فراوان این برنامه تلویزیونی مشخص نیست؛ / گزارشی درباره احتمال تعطیلی برنامه «90»      • سازنده «هفت‌تیرهای چوبی» و «بگذار زندگی کنم» تنهای‌مان می‌گذارد؟ / شاپور قریب اعلام کرد که اگر این فیلم‌اش را بسازد دیگر کاری با سینما ندارد      • دو خبر از امین حیایی؛ / 1- فیلم تازه‌اش روز جمعه 29 میلیون فروخت 2- برای پروژه تازه‌اش به مالزی می‌رود      • در باشگاه فیلم تهران؛ / امیر قادری و مهرزاد دانش، درباره «شک» جان پاتریک شانلی گفتگو می‌کنند      





نظر سنجی

با توجه به برنامه هاي اعلام شده برنامه هاي فرهنگي كدام نامزد رياست جمهوري را براي آينده سينماي كشور مفيد مي دانيد ؟




سينماي جهان
معرفی کامل فیلم «بالا» - حامد مظفری
تبهكاري كه اسطوره شد -به پیشواز فیلم تازه مایکل مان- با چند عکس از فیلم
رايان رينولدز با «ددپول» از «مردان ایکس» مستقل می‌شود
ژاک ریوت برای شیر طلایی ونیز رقابت می‌کند
کارل مالدن، اسطوره سینمای کلاسیک درگذشت + عکس‌ها
بازنده‌ترین مرد اسکار این بار جا را برای اسکار «تغییرشکل دهندگان 2» باز کرده
معرفی کامل فیلم «پیشنهاد» - حامد مظفری
ديويد فينچر درباره شبکه اجتماعی فيس‌بوك فيلم مي‌سازد
ساترن جوایزش را به «شوالیه تاریکی» داد
اولين عكس‌های «آليس در سرزمين عجايب» تيم برتون
نسخه بلو ری «گلادیاتور» با 11 ساعت تصویر اضافی
ستارگان سینما در نقش حیوانات باغ وحش


درباره الي ...


  (602 رأي)

کارگردان:
اصغر فرهادي
-------------------------------------
پاتو زمين نذار


  (37 رأي)

کارگردان:
ايرج قادري
-------------------------------------
خروس جنگي


  (40 رأي)

کارگردان:
مسعود اطیابی
-------------------------------------
امشب شب مهتابه


  (31 رأي)

کارگردان:
محمدهادی کریمی
-------------------------------------
هرچي تو بخواي


  (12 رأي)

کارگردان:
محمد متوسلاني
-------------------------------------



بخشی از گفتگوی مصطفی جلالی‌فخر با آیدین آغداشلو درباره سینمایی‌نویسان جوان و سینماگران هم‌نسل‌‌اش؛
نه کیمیایی روشنفکر است، نه مهرجویی و نه کیارستمی
نه کیمیایی روشنفکر است، نه مهرجویی و نه کیارستمی


سینمای ما -... در باره‌ی سینمایی‌نویس‌های جوان نظری دارید؟ نوشته‌ها را دنبال می‌کنید؟

من همه را می‌خوانم. این‌ها خیلی زنده هستند. تعقیب‌شان می‌کنم. سینمایی نویس‌ها را عرض می‌کنم. اما هر کجا که می‌بینم در باره‌ی هنر قدیم ایران و هنرهای اسلامی می‌نویسند (چه جوان و چه پیر) مثلا در باره‌ی خوشنویسی، نگارگری، بافته‌ها، صنایع فلزی و... فقط و فقط انشاء و حرف‌های شاعرانه و احساساتی‌ست. کم‌تر نوشته یا تحلیلی به یاد دارم که به دردم خورده باشد. بعضی وقت‌ها اصلا نمی‌فهم این‌ها چه می‌گویند. در زمینه ی هنرهای تجسمی، جز سه نفر، اصلا کسی چیزی نمی‌نویسد. اما در روزنامه‌نگاری قضیه فرق می‌کند. جوان‌هایی هستند که روزنامه‌نگار درجه یک هستند. تحلیل‌ها و تفسیرها و نقطه‌نظرات و موضع‌های‌ آن‌ها زنده و ژورنالیستی به معنای خوب است. من از خاطره فرار می‌کنم اما مجبورم به این نکته اشاره کنم. در دوره‌ی من روزنامه‌نگاری مترادف بود با بی‌سوادی، کلی‌گویی، پرت‌گویی. نمونه‌ی زنده‌اش هم که تا امروز به کارش ادامه داده، دوست بسیار عزیز و نازنین من مسعود بهنود است. هر چه که در باره‌ی تاریخ نوشته، به عنوان یک روزنامه‌نگار، جای چون و چرا دارد. یک کتاب نوشت به نام " از سید ضیاء تا بختیار" در باره‌ی نخست وزیرهای ایران که هر کسی مقاله ای در باره‌اش نوشت، پنجاه تا غلط از بهنود گرفت. همچنان در حال نوشتن است. احساساتی می‌نویسد. نثر زیبایی... داشت، حالا دیگر ندارد. بهنود عادت کرده بود و همچنان این عادت را دارد که بی‌مسئولیت و ول بنویسد. به این که فکر کند روزنامه یک روز می‌ماند و اگر چیزی هم غلط بود اشکالی ندارد...در مقطع ما فقط دو سه تا روزنامه‌نگار باسواد بودند. مثلا عبدالرحمن فرامرزی. بقیه واقعا پرت و پلا می‌نوشتند. هر چی به ذهن‌شان می‌رسید می‌نوشتند. به هر کسی دل‌شان می‌خواست فحش می‌دادند؛ فحش‌های بی‌ربط، فحش‌های هولناک... کار جوان‌هایی که الان می‌نویسند فوق‌العاده است. کارشان را بلدند. یاد گرفته‌اند. حرف‌شان را می‌شود خواند و پای حرف‌شان می‌ایستند.

ممکن است نام ببرید؟

بله... همه‌شان تقریبا. همین محمد قوچانی. نمونه‌ها زیادند. یکی دو تا نیست. مهم نیست که من با نقطه‌نظرش موافق باشم یا نه. و مثلا با قوچانی کم موافقم. ولی نسبت به پروراندن فکر و پختن کلام‌اش متعهد است. حیا دارد. رکیک نیست. دیگران را احمق فرض نمی‌کند. مثل مسعود بهنود از بالا نگاه نمی کند. بهنود فکر می‌کند چون سن و سالی به هم زده، پس حرف‌هایی که می‌زند، فی‌نفسه حرف‌های قابل قبولی‌ست. یک روزنامه‌نگار خوب تا 90 سالگی هم که بنویسد، باز هم باید برای حرف خودش حجت بیاورد. در زمینه سینما هم جوان‌ها موفق بوده‌اند. بعضی از این نقدها خیلی خواندنی‌اند. تقریبا همه‌شان خوب می‌نویسند و البته با عقیده‌ی همه‌شان هم مخالفم. مثلا هر چه که در باره‌ی سینمای معاصر ایران می‌نویسند، به نظرم یک جور وطن‌پرستی الکی و آب دوغ خیاری‌ست. در مملکت ما که کسی فیلم خوب نمی‌سازد. گاهی می‌بینم که همین مجله فیلم در باره‌ی یک فیلم مزخرف و پرت و رکیک و فیلمفارسی به معنای واقعی، پرونده درست می‌کند. ده تا منتقد مجله هم هر کدام یک صفحه می نویسند که فلان جایش این جوری بود و بهمان جایش اون جوری بود!...

منظورتان کدام فیلم است که این جوری‌ست و مجله فیلم در باره‌اش پرونده‌ای تدارک دیده؟




من فیلم خوبی نمی‌بینم... طرف فیلم بد ساخته، مماشات معنا ندارد. باید فیلمش را پاره پاره کنند. شوخی ندارد. چون این‌جا مسئله فرهنگ مملکت در میان است. تا این که مبادا دل فلانی بشکند. چند وقت پیش سنتوری مهرجویی را دیدم حالم بد شد. یکی از بدترین چیزهایی بود که من دیدم. هیچ جا هم تا به حال نظرم را نگفتم. چون بلافاصله متهم می‌کنند که بله!... این هم با مخالفین این فیلم هم‌داستان شده؛ این یک توطئه است. یک بار یک مقاله‌ای نوشتم که در مجله فیلم چاپ شد به نام "مقاله‌هایی که باید می‌نوشتم و ننوشتم" . در باره‌ی این که چه قدر حرف درست دل را زدن و اعتقاد را گفتن سخت است. چون باید صد جور ملاحظه را رعایت کرد. وقتی استاد من (مهندس محسن فروغی) مرد، فقط نه نفر بودیم که رفتیم و ایشان را دفن کردیم. به نظرم او یکی از بزرگ‌ترین شخصیت‌های هنری پنجاه سال اخیر ایران بود. اما من در باره‌اش ننوشتم چون در قبل از انقلاب سمتی دولتی داشت و ملاحظه کردم که نکند متهم به طاغوت‌پروری شوم. در عین حال، دو جوان در کوچه‌ی ما بودند که من مثل پسرم دوست‌شان داشتم. خیلی باحیا و نازنین بودند و هر دو بسیجی بودند و در جبهه شهید شدند. در باره‌ی این دو هم ننوشتم؛ با این که خیلی دوست داشتم بنویسم. گفتم ممکن است بنویسم و فردایش رفقا زنگ بزنند که بله!... داری حق و حقوق می‌گیری. تو را هم خریدند. گرچه من اصلا نمی‌دانم که خریدن من به درد چه کسی می‌خورد!...حرف دل و راست گفتن خیلی مشکل است.


نظرتان در باره‌ی مسعود کیمیایی چیست؟

دوست سالیان دراز من است. یکی از دوست‌داشتنی‌ترین و شیرین‌ترین آدم‌هایی‌ست که در زندگی دیده‌ام. محضرش فوق‌العاده است. هوش فوق‌العاده‌ای دارد. او هم مثل من به یمن هوش‌اش زنده مانده. حضورش برای من مغتنم است؛ هر چند که در این اواخر کم‌تر از حضورش بهره‌مند شده‌ام. به عنوان فیلم‌ساز، مثل اغلب فیلم‌سازهای دهه‌ی چهل به بعد، صاحب سبک و سیاق و روش خودش شد. تقریبا از هیچ‌کدام‌شان هم خیلی خوشم نمی‌آید. فقط از سهراب شهیدثالث خوشم می‌آید. تحسین و تاختن‌های زیادی که در باره‌ی کیمیایی هست، بی‌خودی‌ست. او هم مثل بقیه فیلم‌سازهای مطرحی‌ست که در این سال‌ها فیلم ساخته‌اند؛ با محدودیت‌ها و بارقه‌های نبوغ. این‌ها بلد نیستند فیلم تمام و کمال بسازند. یا فیلمی که بر مبنای سینمای قصه‌گو یا متکی بر ادبیات باشد. ولی عموماْ در فیلم های آن‌ها لحظه‌های درخشان وجود دارد؛ مثل آن صحنه‌ای از گوزن‌ها که سید در حال التماس به فروشنده‌ی مواد مخدر است. من موفق شدم که چیزی در باره‌ی کیمیایی نگویم؟!



تقریبا!...اما دوست دارم نظرتان را در باره‌ی روشنفکر بودن – یا نبودن ـ کیمیایی بدانم

نه!.. روشنفکر نیست. مسعود کیمیایی دوست عزیز من است. موجود بسیار نازنینی‌ست. اما سواد چندانی ندارد.

داریوش مهرجویی؟

نه!

عباس کیارستمی؟

نه!...این‌ها اصلا به مرتبت روشنفکری نزدیک نمی‌شوند. برای این که احاطه‌ی وسیع و معاصر به خرد دوره‌ی خودشان ندارند. شهیدثالث با همه‌ی تعاریف مختلف هم روشنفکر محسوب می‌شد.



منبع خبر : سایت تخته خاکستری
پنجشنبه,7 آذر 1387 - 17:48:26

اين مطلب را براي يک دوست بفرستيد صفحه مناسب براي چاپگر
آرشيو
اخبار مرتبط:

نظرات

مسافران
پنجشنبه 7 آذر 1387 - 18:14
1
موافقم مخالفم
 

یکی روشن فکر را تعریف کنه...............

به من سر بزنید

salmanmosafer.blogfa.com

pouyan
پنجشنبه 7 آذر 1387 - 20:23
0
موافقم مخالفم
 

حتما فقط خودت و خانوادت تو اين دنيا روشنفكرين.....كسي استاد مهرجويي رو نميتونه انكار كنه

روشن
پنجشنبه 7 آذر 1387 - 20:33
1
موافقم مخالفم
 

درباره مهرجویی این قضاوت درستی نیست.هامون حدیث نفس مهرجویی است که دردش درک نشدن از سوی روشنفکرنما هایی مثل شماست .

m.s
جمعه 8 آذر 1387 - 0:48
-4
موافقم مخالفم
 

حالا آقای نه شرقی و نه غربی نظرتان راجع به خودتان چیست ؟

آیا منورالفکر هستی یا نه ؟

آیا چهارتا رو تربیت کردی تا خوب راجع به خوشنویسی و ... بنویسن که موقعی که مردی ( بعد 100000000000سال) 9 نفر پیدا شن واسه ... .

Bita
جمعه 8 آذر 1387 - 4:41
1
موافقم مخالفم
 

Dar hich jaye donya shoma hich adame kameli nemibinid. vaghti ishon nazareshon nesbat be Ostadan cinemaye IRAN in bashad! pas darbareye digaran che mikhahand begoyand?!! j

رضا
جمعه 8 آذر 1387 - 7:41
-1
موافقم مخالفم
 

جالب است! آقاي آغداشلو ! باور كنيد من و دوستان و تمام جوانان اين مملكت و اصلا تمامي اساتيد نشسته ايم كه شما.... بله خود خود خود شما بياييد براي ما روشنفكري را معني كنيد! بياييد بهمان بگوييد كي روشنفكر است و كي نيست! واقعا خداوند يك در دنيا و صد در آخرت نصيبتان كند!

من نمي دانم مملكت ما دارد به كجا پيش مي رود. يكي از كساني كه مثلا به اصطلاح جزو گنده نويسان اين مملكت است، كل صحبتهايش سراسر بيراه، ژست و آروغ هاي روشنفكري، توهين و جفنگيات مغرورانه است!

باز هم جالب است! آقاي آغداشلو عنوان مي دارد كه واي ما چقدر نويسنده خوب در اين مملكت داريم! واي قربانشان بروم اين جوانان سينمايي نويس عجب شاهكارهاييند! يكي از يكي ديگر پنجه طلاتر! چه نقدها و تحليل هاي فوق العاده اي كه در اين سالها ننوشته اند! مرحبا! از طرفي ايشون بيان مي كند كه اصلا مگر در اين مملكت ما فيلمساز خوب داريم و كسي فيلم خوبي ميسازد؟!

آقاي آغداشلو ! جالب است بدانيد اتفاقا همين حرف را فيلمسازها برعكسش را مي گويند! آنها معتقدند به اصطلاح منتقدان و سينمايي نويسان ما آنقدر خزعبل مي نويسند كه براي ريشه كن كردن يك سينما كافي است! ماجراي همان است كه مي گويند سطح فوتبال ايران از سطح داوريش بالاتر است! حالا فيلمسازان معتقدند شماها نوشتن را بلد نيستيد و سطح فيلمهايمان از سطح نقدها بسيار بالاتر است! جايتان خالي اتفاقا همان استاد مهرجويي بزرگ يك جايي در جواب به اين سوال كه آيا نقدهاي بر سنتوري را خوانديد يا نه؟ گفت كه همه اش را كه نه. ولي بعضي از اين انشاها را خواندم! صرفا همچون ساير انشاها يك چيزهايي درباره كليت گفتند!! مي بينيد آقاي آغداشلو؟ مهرجويي به نوشته هاي امثال شما مي گويد انشا! مشق شب! حال قضاوت با مردم است كه حرف امثال استاد مهرجويي را تاييد كنند يا حرف امثال شما را!

جالب تر شد! جديدا ملاك روشنفكر بودن، تاييديه ي شما شده! يادمان باشد بعدا اگر خواستيم روشنفكر شويم، بياييم سبيل مباركتان را چرب كنيم تا بگوييد ايشون روشنفكر است! نمي دانم والا! لابد چون بعضي ها بعضي مواقع جاي خداوند مي نشينند و به جاي او درباره درستي و بدي بندگان خدا حكم مي كنند، حالا هم شما از طرف خودتان مسئوليت اعطا يا عدم اعطاي عنوان روشنفكر را به ديگران گرفته ايد! چقدر جالب هستيد و چقدر آقاي جلالي فكر تاسف آور عمل كرده كه آمده از شما درباره اينكه اساتيد بزرگي چون مهرجويي روشنفكر هستند يا نه، مي پرسد! مگر شما در چه جايگاهي هستيد كه درباره او و حتي كيارستمي نظر دهيد؟!

داريوش مهرجويي از فلسفه بگيريد تا زيبايي شناسي، از ادبيات بگيريد تا سينما، از اجتماع بگيريد تا.....، در همه اشان سر رشته دارد و مهمتر از همه عنوان برازنده ايست كه همه مهرجويي را سالها با آن نام مي شناسند ؛ يك فيلمساز روشنفكر. كسي كه از همان 40 سال قبل با ساخت گاو ذهن پوياي خودش را نشان داد. آن موقع شما چه شاهكاري را خلق كرديد؟ آهان ببخشيد داشتيد آن موقع انشا مي نوشتيد! عجب!

حال شما شدي روشنفكر ما! لابد روشنفكر مردمي هم هستيد! عجب! شما اگر ادعاي روشنفكري در زمينه ادبيات و سينما و... را داريد، اگر مي توانيد بياييد يك پلان از هامون را بسازيد. يك پلان از پري. يك پلان از درخت گلابي. يك پلان از همان سنتوري عزيز كه اوج مفاهيم فلسفي مهرجويي در لايه هاي عميقش است. خب شما كدام يك از اينكارها را كرديد؟ شما كه اوج روشنفكري اتان به كار بردن چند كلمه ي قلمبه و چند يادداشت است كه در آنها مقداري ادا در آورده اي و مثلا گفته ايد سواد دارم! خب تا حالا توانستيد يك پلان فيلم بسازيد كه هم محكم باشد، هم با مردم ارتباط برقرار كند و هم روشنفكرانه باشد؟ نه نتوانسته ايد. ولي مهرجويي بارها اين كار را در هامون، پري، درخت گلابي، سنتوري و... كرده است. پس حال از طنز روزگار است كه شما نه فقط دم از روشنفكري مي زنيد، بلكه بزرگان هنر و سينماي اين كشور را كه مردم دوستشان دارند و جزو روشنفكران حقيقي اند را هم تعيين مي كنيد كه آيا روشنفكر هستند يا نه!!

گفتيد وقتي فيلم بدي ساخته شد، منتقدها بايد آن فيلم را پاره پاره كنند و بيندازند دور! اول يكي بايد طرز درست حرف زدن را به منتقد بزرگ ما آموزش دهد! طرز برخوردشان با يك فيلم و حاصل زحمات يك گروه را ببينيد و فقط آرام بخنديد كه بهمان انگ بي فرهنگي نزنند! مگر فيلم اصلا براي منتقدان ساخته شده و فيلمساز وظيفه اي در قبال آنها دارد كه حالا اينها بخواهند بيندازنش دور؟!! منتقداني كه اكثرا چيزي از سينما به معناي حقيقي نمي دانند، مي آيند و به زور درباره يك فيلم نظر مي دهند و عملا طلبكار هم مي شوند!

بنده معتقدم سطح فيلم هاي ما هر چند در اين سالها نزول يافته، ولي كماكان از سطح نقدها بسيار بالاترند! شما يك نگاه به مطبوعات بيندازيد تا اوج بحران را درك كنيد! بزرگان اين عرصه هم لابد همان جواد طوسي ها هستند كه كار و زندگي اش شده در وصف كيميايي نوشتن و در پرونده سينما و اعتياد مجله فيلم هم درباره كيميايي نوشته!

بنده معتقدم براي مثال سطح فيلمي چون 4 شنبه سوري بسيار از سطح نقدهايي كه بر آن نوشته شد بالاتر است. سطح سنتوري. سطح بسياري ديگر از فيلمها. سطح فيلمهاي متوسط هم از سطح نقدهايي كه بر آنها نوشته مي شود بالاتر است. ما كه به قول مهرجويي بزرگ، چيزي جز انشا در اكثر مطبوعات نمي بينيم! سينمايي نويسان ما اكثرا انشا بنويس ها و ميرزا بنويس هاي خوبي هستند! من كاملا در اين بين حق را به فيلمسازان مي دهم. چون بحران نويسندگان سينمايي را كه آقاي آغداشلو قربان صدقه اشان مي رود را به عينه شاهد هستم!

در كل، آقاي آغداشلو نمي شود حالا يه تخفيفي قائل شويد كه مهرجويي هم روشنفكر به حساب بيايد؟ تو رو خدا! خواهش مي كنم! شما را به جان آن تور گسترده اي كه اخيرا براي مراسم بزرگداشت آثارتان در دانشگاه هاي ايالت هاي مختلف آمريكا رفته ايد قسم، يك تخفيفي قائل شويد!

به خاطر آن شاهكارهايي هم كه ساختيد، سنتوري را ببخشيد! تو رو خدا!

سهند
جمعه 8 آذر 1387 - 12:7
-1
موافقم مخالفم
 

کیمیایی عقب مونده و روشن فکری؟ حرفایی می زنین ها!

فرهاد
جمعه 8 آذر 1387 - 13:31
3
موافقم مخالفم
 

و نه آغداشلو !!!!!!!!!!!!!!

محمد رضا
جمعه 8 آذر 1387 - 13:44
3
موافقم مخالفم
 

چرا کامنت منو نمی ذارین؟


جمعه 8 آذر 1387 - 15:23
2
موافقم مخالفم
 

من کاملا با نظرات و حرفهای آقای آغداشلو موافقم و از اینکه جدا از رابطه دوستی نظرشان را بیان کردند جالب بود. چیزی که این روزها در جامعه ما کمتر اتفاق می افتد.

amir
جمعه 8 آذر 1387 - 15:42
1
موافقم مخالفم
 

این آقای جلالی فخر عجب آدم روشنفکرو باسوادیه...!

کسی با دیدن سنتوری حالش بد میشه کسی که به کیمیایی میگه بی سواد خوب حتما خیلی میفهمه دیگه...

من میگم شما حیفی چرا عمر خودت رو بی خودی تو ایران تلف میکنی؟ برو یه جا که قدرتو رو بدونندو بتونی یه چندتا روشن فکر واقعی و آدم باسواد ببینی.مجبورم نباشی که فیلمهای تهوع آور ببینی.واقعا حیفی...


جمعه 8 آذر 1387 - 18:49
0
موافقم مخالفم
 

به نظر من روشنفکر در معنای حقیقی کلمه در بین کارگردانان ایرانی فقط حسن فتحی است. کسی که از همان سریال پهلوانان نمی میرند شیفته ی افکارش شدم... با شب دهم فهمیدم که این شیفتگی اتفاقی نبوده است... و با مدارصفر درجه که یک شاهکار واقعی و کم نظیر بود 100% پی بردم که حسن فتحی یک انسان نمونه و حقیقی است. انسانی که پله های کمال را دارد طی می کند. وقتی ایشان را درچند برنامه ی زنده دیدم به شدت عشق و اعتمادم افزوده شد. مدارصفر درجه تنها فیلم یا اثر هنریی بود که کاملا آن را پسندیده و درک کردم. انگار آینه ای در مقابل چشمانم بود که کاملا آن را حس و لمس می کردم. سریالی که چه زیبا سیاست و تاریخ و عشقهای پاک ، و مسائل اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی و فلسفی و مذهبی و روان شناسی و جامعه شناسی را در کنار هم با لطافتی قابل تحسین بیان کرده بود. این سریال در جهان نیز مورد توجه بیشتر مردم پاک ضمیر و روشن فکر قرار گرفت. از جمله در سوئد و بسیاری دیگر از کشورهای اروپایی. و بسیاری از دولتمردان اسرائیلی را به دلیل طرح واقعیات انکارناپذیر چگونگی شکل گیری کشور اسرائیل بسیار عصبانی کرد. من در بین کارگردانان ایرانی باشخصیت تر و باسوادتر و روشنفکرتر از استاد عزیزم جناب حسن فتحی نمی یابم.

حسین عصاران
جمعه 8 آذر 1387 - 20:12
4
موافقم مخالفم
 

استاد بی خیال.تکه ای که کیمیایی سال 68 در مجله فیلم در باره گیتار به شما گفت را یادم نمیره. ولی عاشق اون نقاشی پوستر رد پای گرگ هستم اثر شما .رضای اون فیلم خود کیمیایی ایه. شما درکش نکنی کی بفهمتش؟ زنده باد تریبون که به همه چی می ارزه.اون نوشته شما در شماره 1 هنر هفتم نمونه همین رابطه تریبون و به اصطلاح روشنفکره.آخه اگه مهرجویی روشنفکر نیست پس ...لا اله الی الله....آقا تریبون رو عشقه...

ali
شنبه 9 آذر 1387 - 9:0
1
موافقم مخالفم
 

آقا رضا گل.اين لايه های فلسفی در فيلم سنتوری کجا هاش هست ؟مرسی

مهدي
شنبه 9 آذر 1387 - 10:45
-3
موافقم مخالفم
 

البته بايد يادمون باشه كه نسل تازه هميشه از نسل قبل از خودش چند گام جلوتره. براي مثال كودكان 30 سال قبل چندين گام از كودكان 50 سال قبل جلوتر بودند. كودكان 15 سال قبل كه ما باشيم از كودكان 30 سال قبل بسيار جلوتر بوديم و اكنون كودكان حالا از ما كودكان آن زمان بسيار جلوترند. اين كلا به علت حركت رو به جلوي جهان هست و اينكه نسلهاي تازه خود به خود برخي چيزهايي كه نسلهاي قبلي براي بدست آوردن و فهميدنشون كلي تلاش كردن و زمان صرف كردن رو به طور طبيعي در خود دارن و حالا وقتشون رو صرف كشف چيزهاي جديد و بدست آوردن اطلاعات وسيع تر مي كنن. اين يك قانونه و در نسلهاي بعد هم تكرار خواهد شد.

حالا اينكه آقاي آغداشلو مياد و به فيلمي كه محبوب جوونهاست و بيشترين طرفدارانش (چه بين عوام و چه حرفه اي ترها) بين نسل سوم هستند فحاشي ميكنه و عنوان فيلمفارسي و ركيك و چرت و پرت رو ميده حكايت همون 19، 20 سال قبله كه وقتي هامون اكران شد نسلهاي جوان به بالا اكثريت به فيلم پريدن و به شدت فيلم رو كوبيدن. ولي اون موقع مردم و جوونها بودن كه از اين فيلم خوششون اومد و ازش حمايت كردن و حالا همون نسل جوان اون موقع به ميانسالي رسيده و همچنان طرفدار فيلمه و نسلهاي جوان جديد كه طبيعتا از نسل جوان قبل از خودش چند گام به همون دلايل بالا جلوتره، فيلم رو حتي بيشتر از اون نسل هم دوست داره و به همين دليل دو نسل قوي پشت اين فيلم قرار گرفتن و سالهاي بعد نسلهاي ديگر هم اضافه ميشن و اينطوري يك فيلم در تاريخ سينما ماندگار ميشه. سنتوري هم حالا توسط نسل جوان كه چندين گام از افرادي چون آقاي آغداشلو كه متعلق به 3 نسل قبلترند، جلوترند، حمايت ميشه. باز هم فيلمي پيروز خواهد بود و فيلمي بزرگ است كه جوانان پشتش باشن. وقتي جوانان پشت يك فيلم هستن بدونيد علت داره. حالا اين نسل از سنتوري حمايت ميكنه، ‌وقتي اين نسل به ميانسالي رسيد، همچنان مثل كوه پشت فيلم هست و نسلهاي جديدتر كه از اين نسل چند گام جلوترند، دو چندان عاشق فيلم خواهند شد و اين فيلم هم همچون هامون و ده ها فيلم ديگه با حمايت چند نسل به يكي از ماندگارهاي تاريخ تبديل ميشه.

كلا اينها رو گفتم تا بگم كاش آقاي آغداشلو همچنان نظرشون رو كه چقدر هم نظر بي ادبانه اي بود رو جايي درز نمي دادند. چون اون موقع در گذر زمان، سالها بعد مي تونستند جزو شرمساراني كه نسلهاي آتي به نظرات اون موقع اينها مي خندن نباشن و سرشون رو بالا بگيرن! جوانان در عين جواني و احساسات و گاهي ناپختگي، چيزهايي رو در آثار هنري مي بينن كه هيچ چشم و دل فرسوده اي قادر به ديدن اونها نيست!!

من متن كامل مصاحبه رو خوندم و آقاي آغداشلو چقدر مغرورانه صحبت كردن. بدا به حال ما اگر ايشون روشنفكر ما باشه!! بنده شخصا معتقدم كه فيلمسازي چون داريوش مهرجويي كه از گاو تا كنون با 4 نسل حركت كرده و همچنان مرد زمانه خودش هست، عشق رو مي شناسه، خانواده ايراني رو ميشناسه، جامعه رو ميشناسه، روشنفكر رو ميشه و... يك روشنفكر واقعي هست. مهرجويي ميدونه كه نسلش چي ميخواد. جامعش از چي ميناله. يك روز اجاره نشينها يك روز هامون. يك روز ليلا يك روز سنتوري. به هر حال مهرجويي اولين و بهترين كارگردانيه كه مفاهيم عميق فلسفي رو با سينما پيوند زد. اكثرا در اينكار به توفيقي نرسيدند. در حالي كه مهرجويي با هامون چند نسل رو تكون داد. به هر حال به نظرم امثال مهرجويي كه با جامعه خودشون حركت ميكنن, المانهاي بيشتري براي روشنفكر بودن دارنن تا عزيزاني چون آغداشلو كه فقط پشت ميز ميشينن و بلدن بنويسن و ديگران رو تحليل كنن! كساني كه به انداز همون چند نسل از جامعه خودشون عقب هستن. چون مثل مهرجويي با جامعه خودشون حركت نكردن و اون رو به تصوير نكشيدن. مهرجويي در 70 سالگي هنوز هم ميتونه با نسلهاي جديد و جوونها ارتباط برقرار كنه و اين رمز موفقيتشه.

بهار
شنبه 9 آذر 1387 - 17:46
1
موافقم مخالفم
 

فقط یه سوال دارم از دوستای عزیزی که هر چی خواستن به اقای اغداشلو گفتن

وقتی که نمیدونین ایدین اغداشلو چی کاره ست، چرا نظر میدین؟!

مگه اغداشلو منتقد سینماست که در مورد نقدهاش اظهار نظر کردین؟!!!

احیانا محض تنوع هم که شده یکی از کارهاش رو دیدین؟!

بیشتر از بعضی حرفهای اقای اغداشلو از اظهار نظرهای عجولانه شما تعجب کردم!

رضا
يکشنبه 10 آذر 1387 - 10:28
-3
موافقم مخالفم
 

آيدين آغداشلو يكي از نقاشان برجسته است. در برخي حوزه هاي ديگر هم سر رشته دارد. مثل ادبيات. اينها را ما مي دانيم. ولي صحبتهاي ما خطاب به آغداشلوي نقاش نيست كه اصلا ربطي به ما ندارد. بحث ما درباره كسي است كه آمده درباره روشنفكري ميان سينماگراني كه بعضي هايشان در حوزه هاي گوناگون سواد بالايي دارند حكم عدم روشنفكري داده! اگر او منتقد فيلم نيست پس با چه حقي درباره فيلم يكي از كارگردانان بزرگ نظر داده و راحت به آن توهين كرده؟ اگر ادعاي روشنفكري ندارد پس چرا درباره روشنفكري حكم مي دهد؟ نه دوست عزيز اين نظر شماست كه عجولانه است. آقاي علي عزيز لايه هاي فلسفي فيلم فيلمساز بزرگ فلسفه خوانده ايران به گونه اي هست كه قطعا مخاطبان سطحي نگر متوجه نخواهند شد!


يکشنبه 10 آذر 1387 - 14:23
0
موافقم مخالفم
 

آقا مهدی

کجای نظر ایشان بی ادبانه بود؟چون از فیلم خوشش نیامده و نظرش را گفته بی ادب است؟در میان جوانها هم همه از این فیلم خوششان نیامد .ای کاش از دریای بی انتهای سواد و دانایی این آدم اطلاع داشتید.

مائده
يکشنبه 10 آذر 1387 - 14:38
1
موافقم مخالفم
 

از بیشتر کامنت هایی که اینجا گذاشته شده مشخص است که اصلا آقای آغداشلو را نمی شناسند و حتی نمی دانند او منتقد نیست و کارش چیز دیگریست.

ولی اقای آغداشلو آن طراحی جلدی که برای کتاب جسدهای شیشه ای کردید خیلی بد بودو آدم را یاد جلد کتابهای فهیمه رحیمی می انداخت.

مسعود
يکشنبه 10 آذر 1387 - 19:35
4
موافقم مخالفم
 

اينكه بگوييم سنتوري يكي از بدترين چيزهاييست كه ديده ام و مهرجويي روشنفكر نيست خودش يكجور ژست روشنفكري تصنعي است! در واقع برخي ها مي توانند ادعا كنند سنتوري فيلم بزرگي نيست. اما اينكه يكي از بدترين چيزهايي باشد كه ديده اند(معادل فيلم افتضاح و بي ارزش) گل درشت و خنده دار مي شود و اين اغراق صرفا براي اين به كار مي رود كه اين فيلم را مهرجويي ساخته و در نتيجه هر چه بيشتر كوبيدنش يكجور اعتبار نصيب نگارنده خواهد كرد و معادل ژست روشنفكري است! همچنين اينكه كسي را كه همه روشنفكر مي دانند اگر غير روشنفكر بدانيم خودش مي تواند يك ژست روشنفكري باشد! ركيت آقاي آغداشلو در قبال مسعود كيميايي و به خصوص چند دوستشان(كه البته در متن كامل مصاحبه موجود است) بيش از آنكه نشانه صداقت باشد رنگ و بوي اهانت مي داد!

آرش
يکشنبه 10 آذر 1387 - 21:50
3
موافقم مخالفم
 

آيدين آغداشلو تيرت درست به هدف خورد و عده اي چه خوب چه بد در باره ات نوشتند .به زيرکي ات حسادت ميکنم. اين همان معناي «بکشيد وخوشکلم کنيد»است.موفق باشي

سحر
دوشنبه 11 آذر 1387 - 7:3
-2
موافقم مخالفم
 

ببخشيد بهار جان ! چرا وقتي نمي دوني آيدين آغداشلو چيكارست نظر ميدي؟!!!!

عزيزان مي دونن كه ايشون تخصص اصليشون نقاشي هست و از بد روزگار ايشون هم در زمينه سينما خودشو صاحب نظر ميدونه!!!!

ديگه كمتر كسي هست كه ندونه ايشون ادعاي فهم سينمايي بالايي داره!!!

همين الان يه يادداشت مرتبط با سينما و فيلمسازي از اين عزيز تو اين سايت قرار گرفته!!!!

ببخشيد ! يا ايشون به قول شما منتقد سينما نيست, كه اون موقع پس چرا درباره سينما انقدر نظر ميده؟!!!! يا اينكه ايشون منتقد سينماست, كه پس اون موقع سوادش رو از كجا آورده و اصلا شما چي ميگي؟!!!!

حالا جدا يعني نقاشي انقدر به سينما ربط داره كه ايشون كه استاد نقاشيه اومده درباره استاد سينما نظر ميده؟!!! مگه مهرجويي رفت تابلوهاي اونو نقد كنه؟!!!!!

واقعا راست ميگن قشر فيلمساز خيلي مظلومن!!! همه قشرهاي جامعه تو كارشون دخالت مي كنن ولي اونا حق دخالت تو كار كسي رو ندارن!!!!

بايد اعتراف كنم مصاحبه آيدين آغداشلو يكي از بدترين چيزهايي بود كه تا حالا ديدم!!!!!!!!


دوشنبه 11 آذر 1387 - 14:29
1
موافقم مخالفم
 

بچه ها به نظر شما رضا و مهدي یه نفر نیستند؟؟؟!! کامنتهاشونو خوب بخونین. نه تنها محتوای کامنتهاشون بلکه طرز نوشتاری کاملا یکساني دارند!!! خب دو کامنت بفرست به یه اسم. مگه چطور میشه؟؟

20
سه‌شنبه 12 آذر 1387 - 15:10
1
موافقم مخالفم
 

استاد بهرام بیضایی

استاد عباس کیارستمی

استاد ابراهیم حاتمی کیا

و

استاد حسن فتحی

تنها روشن فکران سینما در ایران هستند.

آرش
پنجشنبه 14 آذر 1387 - 10:59
3
موافقم مخالفم
 
نه کیمیایی روشنفکر است، نه مهرجویی و نه کیارستمی

فکر می کنم آیدین آغداشلو یکی از "باحال ترین"هنرمندای این مملکته واصولاًحرف نداره! درمورد روشنفکری هم که همیشه روی تعریف ومصداقش دعوا بوده...من نمیدونم چیه ولی به قول مهرجویی ( درجواب کسی که ازش دربارۀفمینیسم پرسیده بود:) "اگه خوبه اسم ماروهم توش بنویسین!!"


دوشنبه 18 آذر 1387 - 22:11
1
موافقم مخالفم
 
نه کیمیایی روشنفکر است، نه مهرجویی و نه کیارستمی

من تاحال معني يكي از فيلم هاي كيميايي رو هم نفهميدم به عنوان يك جوون.ايشون هر چي داره ميگه احتمالا فقط خودش مي فهمه.....حالا شما از چي دفاع مي كنيد من نمي دونم.كارگردان هاي خوب زياد داريم.ولي به نظر من مجيدي .فتحي وحاتمي كيا زيباتر از بقيه مفاهيم دلخواهشون رو بيان ميكنن

هاله
سه‌شنبه 19 آذر 1387 - 2:29
-5
موافقم مخالفم
 
نه کیمیایی روشنفکر است، نه مهرجویی و نه کیارستمی

این داد و قالها از جادوی سینما میاد که همه رو سحر کرده...وگرنه آقای ایکس که فلان فیلم رو ساختن معنای انسانیت رو هم نمیدونن...روشنفکری جای خود!!

و آیدین آغداشلو نمیخواد کسی رو با جادو یا به قولی جوگیر کردن به سمت خودش جذب کنه!

دقیقا مشکل از جایی شروع میشه که عقل و منطق در برابر جادوی سینما کم میاره!

منم یه سری از این اساتیدی رو که نام بردن(در مصاحبه ی اصلی اسامی دیگری هم هست) به شدت دوست دارم اما حرفهای آیدین آغداشلو سیلی محکمی بود تا مبادا سحر بشم!!!

ازشون ممنونم و دستشون رو میبوسم به خاطر همین سیلی!


چهارشنبه 20 آذر 1387 - 19:17
-5
موافقم مخالفم
 
نه کیمیایی روشنفکر است، نه مهرجویی و نه کیارستمی

حرفهای خوبی زده آقای آغداشلو .در باره سنتوری هم درست میگه .کی گفته کیمیایی روشنفکره؟ معلومه که نیست. پشت کدوم فیلم ایشون چهره یک آدم روشنفکر رو دیده اید؟


پنجشنبه 21 آذر 1387 - 1:42
2
موافقم مخالفم
 
نه کیمیایی روشنفکر است، نه مهرجویی و نه کیارستمی

سنتوری واقعا فیلم تهوع آوری بود. برعکس سارا و بانو و درخت گلابی و لیلا که فوق العاده زیبا بودند.

تا به حال بهترین فیلمی که در ایران راجع به اعتیاد ساخته شده گوزنهاست. شاهکاری که کارگردانش حتی نتوانست در آثار بعدیش یک دهم زیبایی و ملموسی و جذابیت و تلخی آن را خلق کند.

محسن
جمعه 22 آذر 1387 - 3:36
-3
موافقم مخالفم
 
نه کیمیایی روشنفکر است، نه مهرجویی و نه کیارستمی

چرا اینجا همه فکر میکنن که کیمیائی و مهرجوئی و... تقدس دارن و هیچ کس نمیتونه مخالفشون باشه؟ البته حق داریم ... انقدر تو این سالها انجوری با ما برخورد کردن و میکنن یاد نگرفتیم...

اضافه کردن نظر جدید
:             
:        
:  



module-htmlpages-display-pid-97.html



             

استفاده از مطالب و عكس هاي سايت سينماي ما فقط با ذكر منبع مجاز است | عكس هاي سایت سینمای ما داراي كد اختصاصي ديجيتالي است

كليه حقوق و امتيازات اين سايت متعلق به گروه مطبوعاتي سينماي ما و شركت پويشگران اطلاع رساني تهران ما  است.

مجموعه سايت هاي ما : سينماي ما ، موسيقي ما، تئاترما ، دانش ما، خانواده ما ، تهران ما ، مشهد ما

 سينماي ما : صفحه اصلي :: اخبار :: سينماي جهان :: نقد فيلم :: جشنواره فيلم فجر :: گالري عكس :: سينما در سايت هاي ديگر :: موسسه هاي سينمايي :: تبليغات :: ارتباط با ما
Powered by Tehranema Co. | Copyright 2005-2008, cinemaema.com
Page created in 1.43705606461 seconds.