سينمای ما - ده نکته درباره فیلم «دل‌شکسته»؛ / «قربون جهان سوم برم»!
چهارشنبه 21 بهمن 1388 - 7:26

I نظرسنجی I

بهترین فیلم جشنواره 28 را انتخاب کنید




سينماي جهان
من تسلیم شده‌ام
همه چیز با فیلمنامه آغاز می‌شود و به پایان می‌رسد
جورج كلوني این بار واقعا روانه بيمارستان شد
مریل استریپ امسال هم گزینه اصلی اسکار است
جیم شرایدن برای فیلم تازه‌اش دنیل کریگ را انتخاب کرد
سایت‌اند ساند 50 فیلمساز نامتعارف سینما را معرفی كرد
معرفی کامل فیلم «جی آی جو: ظهور کبرا» - حامد مظفری
سال‌هایِ از دست رفته (یادداشت گِئورگ ویلیامسون بر فیلم «تابستان» ترجمه پیمان جوادی)
گفتگویی با استاد ژاپنی انیمیشن جهان به بهانه نمایش فیلم تازه‌اش
قسمت‌های پنجم و ششم «اسپایدرمن» را نویسنده «زودیاک» می‌نویسد
فرار بزرگ (یادداشت برایان لوری –ورایتی- بر مجموعه تلویزیونی «فرار از زندان: فصل اول» ترجمه پیمان جوادی)
معرفی کامل «آدم‌های بامزه» - حامد مظفری


استشهادي براي خدا


  (36 رأي)

گارگردان :
علیرضا امینی
ماجراهای اینترنتی


  (22 رأي)

گارگردان :
حسین قناعت
تنها دوبار زندگی می‌کنیم


  (137 رأي)

گارگردان :
بهنام بهزادی
صداها


  (93 رأي)

گارگردان :
فرزاد موتمن
محاكمه در خيابان


  (322 رأي)

گارگردان :
مسعود کیمیایی
آقای هفت رنگ


  (71 رأي)

گارگردان :
شهرام شاه حسینی
نیش و زنبور


  (100 رأي)

گارگردان :
حميدرضا صلاحمند
کتاب قانون


  (350 رأي)

گارگردان :
مازیار میری
دو خواهر


  (1343 رأي)

گارگردان :
محمد بانکی



ده نکته درباره فیلم «دل‌شکسته»؛
«قربون جهان سوم برم»!
«قربون جهان سوم برم»!


سینمای ما - امیررضا نوری‌پرتو:



1- كم¬تر از يك سال پيش، در جريان جشنوارة فيلم فجر، دل¬شكسته اولين ساختة سينمايي علي رويين¬تن بدون آن¬كه نامش در فهرست برنامة اولية جشنواره باشد، در سالن منتقدان و نويسندگان مطبوعات و نيز چند سالن نمايش سينماهاي مردمي اكران شد. به دليل ساعت نه چندان مناسب نمايش دل¬شكسته در سالن منتقدان، فيلم در ميان نويسندگان سينمايي كم¬تر ديده شد و سواي سطح كيفي¬اش، به نوعي مهجور ماند و در لابلاي نقدهاي پس از جشنواره نيز كم¬تر يادداشتي را مي¬شد در مورد آن پيدا كرد.



2- علي رويين تن در جلسة مطبوعاتي فيلمش در جشنواره كه روز بعد از نمايش فيلم برگزار شد، از تم اثرش و موضوع¬هاي مطرح شده در آن دفاع كرد و در پاسخ به برخي كه دل¬شكسته را اثري متحجرانه ناميدند، گفت قصد داشته آرمان¬هاي جامعه را به تصوير بكشد. رويين¬تن در ادامه حرف¬هايش گفت هر دو جناح سياسي كشور از فيلمش انتقاد كرده¬اند كه خيلي¬ها در آن جلسه اين حرف او را به جنجال¬سازي تبليغاتي پيرامون فيلم قلمداد كردند. بد نيست بدانيد كه موسسه فرهنگي هنري روايت فتح يكي از سرمايه¬گذاران اين فيلم بوده است.



3- ديدن دل¬شكسته اين نكته را به تماشاگر گوشزد مي¬كند كه هنوز هم برخي پيدا مي¬شوند كه سينما را مكاني براي بيان پيام¬ها و شعارهاي ايدئولوژيك دلخواه خود مي¬دانند و در زمانه¬اي كه استفاده از زبان سينما مهم¬ترين فاكتور براي يك كارگردان است، علي رويين¬تن از طريق خلق شخصيت¬ها و موقعيت¬هاي مورد نظرش، بدون آن¬كه بين آن¬ها به دنبال رعايت منطقي اساسي باشد، خواسته كه حرف¬هايش را بزند. اين¬كه يك فيلم¬ساز بخواهد دغدغه¬ها، اعتقادها و انتقادهاي خود را در اثرش بازتاب دهد نه تنها هيچ ايرادي ندارد بلكه اگر نگاهي سينمايي در پشت¬اش باشد، بدون شك به ارزش و اعتبار كارش افزوده مي¬شود. اما رويين تن در اين¬جا آن¬قدر دل¬بستة شعارهايش بوده كه خيلي چيزها را يادش رفته است.



4- تم اصلي دل¬شكسته بر پاية تقابل يك جوان بسيجي و معتقد به نام اميرعلي دوران (با بازي شهاب حسيني) با همكلاسي متمول¬اش، نفس خجسته (بيتا بادران)، بنا شده و تماشاگر با گذشت چند سكانس از فيلم به آساني حدس مي¬زند كه قرار است اين دو كه از هر نظر در جبهة مخالف هم قرار دارند، در پايان با يكديگر كنار بيايند و عاشق هم شوند و شايد هم به وصال برسند. زماني كه درام اثر چيز تازه¬اي ندارد و همه مي¬دانند ته قضيه چه مي¬شود، كار فيلم¬ساز و فيلمنامه¬نويس (كه در دل-شكسته، رويين تن هر دو نقش را بر عهده دارد) دشوار مي¬شود. در اين وقت¬ها يكي از تمهيدهايي كه مي¬توان به¬كار برد، خلق شخصيت¬هاي مكمل جاندار و داستان¬هاي فرعي جذاب و هم¬خوان با قصة اصلي است. اما دل-شكسته درست از همين ناحيه ضربة بدي خورده است.



5- تا دل¬تان بخواهد در دل¬شكسته آدم¬هايي را مي¬بينيم كه مي¬روند و مي¬آيند و معلوم نيست حضورشان چه تاثيري بر داستان مي¬گذارد. بيش از همة آن¬ها رفتار و گفتار دو كاراكتر استاد رضوي (محمود پاك¬نيت) و مادر امير علي (فريبا كوثري) است كه مجموعه¬هاي اخلاق¬گرا و موعظه¬گر تلويزيوني را به ياد مي¬آورند. استاد رضوي كه به نوعي مرشد اميرعلي و هم¬رزم پدر اوست، مطابق پيش¬بيني تماشاگر، دو شخصيت اصلي داستان را مجبور مي¬كند كه بر پايان¬نامه¬اي مشترك كار كنند (هر چند هيچ دانشگاهي در ايران اين جور كه در دل¬شكسته نشان داده مي¬شود به دانشجويانش موضوع پايان نامه ارائه نمي¬دهد)، اما در ادامه او نقشي آن¬چناني بر تكامل رابطة ميان زوج اصلي قصه ندارد و تنها با خنده¬ها و لبخندهاي گاه بيش از اندازه¬اش اميرعلي و نفس را به صبر و تحمل دعوت مي¬كند. رها، مادر اميرعلي، هم كه استاد ادبيات است، طوري حرف مي¬زند و رفتار مي¬كند كه انگار رويين¬تن او را مستقيم از دل داستان¬هاي اخلاق گرا و پند دهنده به درون فيلمش آورده. اين كاراكتر آن قدر خوب، قالبي و بي عيب و نقص است كه به عنوان يك شخصيت به اصطلاح نمايشي هيچ انگيزه¬اي در مخاطب به¬وجود نمي¬آورد. آن سردار سابق جنگ هم كه نقش¬اش را رضا رويگري بازي كرده، حضورش تنها در خدمت توجيه¬ اعتقادهاي ايدئولوژيك كارگردان است. بسيارند كساني كه زماني با دليري و بدون هيچ منتي از آب و خاك اين مرز و بوم تا پاي جان دفاع كردند و الآن هم در گوشه¬اي منزوي و گم¬نام نشسته¬اند و روزگار مي¬گذرانند. هيچ كس نمي¬تواند منكر آن¬ها و خلوص نيت¬شان شود. اما اگر قرار باشد پاي اين آدم¬ها را در يك اثر نمايشي باز كنيم، بد نيست به اندازة ارزش و اعتبار آن¬ها هم كه شده، نقش¬شان را در دل درام اثر درست جا بيندازيم. در اين¬جا آن سردار جنگ به جز آواز خواندن و نشان دادن سربند دوران جنگيدن¬اش به نفس كه قرار است يكي از دستاويزها براي تحول تدريجي نفس باشد، كار ديگري نمي¬كند و اگر بدون هيچ تعصبي بخواهيم اين شخصيت را از داستان حذف كنيم، خللي به¬وجود نمي¬آيد. دوستان اميرعلي و نفس هم تنها تيپ¬هايي هستند كه بارها و بارها ديده¬ايم و در طول فيلم گاه شكلي كاريكاتوري به خود گرفته¬اند. ضمن آن¬كه كارگردان و فيلمنامه¬نويس بدش نيامده كه از آن¬ها در جهت مرزبندي¬هاي اعتقادي مورد نظرش استفاده كند؛ دوستان اميرعلي با اين¬كه در باورهاي¬شان تعصب دارند و قرار است اميرعلي عنصر تلطيف شدة آن¬ها باشد، همه نمادي از متانت و دين¬داري هستند و رفقاي نفس همه تيپ¬هايي امروزي و بي¬قيد هستند كه البته در فرهنگسرا دور هم جمع مي¬شوند و به اتفاق هم يكي از ترانه¬هاي مشهور قديمي را زمزمه مي¬كنند.


6- فيلم يك شخصيت مكمل هم دارد كه بيشتر از آن¬كه كاراكتري كامل و قابل تحليل باشد، به دليل آن¬كه مرحوم خسرو شكيبايي نقش¬اش را بازي مي¬كند، توجه تماشاگر را به خود جلب مي¬كند. مهندس خجسته، پدر نفس كه رابطة صميمانه¬اي هم با او دارد، نمونه¬اي كاملا آشنا از همان آدم¬هاي پا به سن گذاشته و متمول فيلم¬هاي ايراني است كه در خانه¬هاي آن-چناني زندگي مي¬كنند، در حياط قصرشان كباب مي¬خورند، سر ميز شام¬هاي مفصل¬شان شمع روشن مي¬كنند، اعتقادهاي ديگران را به ريشخند مي¬گيرند و اگر هم جواني ساده و با ايمان و از ديد آن¬ها پاپتي و قاطر سوار به خواستگاري دخترشان بيايد، تحقيرش مي¬كنند. به راستي در طول تاريخ سينماي ايران چند بار از اين نمونه پدرهاي تيپيكال را ديده¬ايم و تحمل-شان كرده¬ايم. اين تيپ¬هاي قالبي گاه آن¬قدر به هم شبيه¬اند كه با كمي شيطنت مي¬توان جاي¬شان را در فيلم¬ها عوض كرد؛ بي¬آن¬كه تفاوت چنداني به چشم بيايد. در دل¬شكسته مهندس خجسته يكي از همين پدرهاست كه ظرافت خاصي را در شخصيت¬اش مشاهده نمي¬كنيم. البته به سبك همان پدرها با ديدن كمي پافشاري دخترش و البته با ديدن دستة عزاداري از داخل آيفون تصويري خانه¬اش به يكباره متحول مي¬شود و به مراسم شام غريبان مي¬رود و از اميرعلي مي¬خواهد كه دست زنش را بگيرد و با خود ببرد. شكيباييِ هميشه دوست داشتني كه خاطره¬اش هيچ¬گاه از يادمان بيرون نمي¬رود، با همان بازي دلنشين¬اش هم نتوانسته به اين نقش كمكي كند و جايگاه نقش¬آفريني¬اش در اين فيلم در راستاي همان آثار بي¬اهميتي قرار مي¬گيرد كه اين اواخر- پيش از مرگش- در آن¬ها ظاهر شد و هيچ¬كدام هم نتوانستند به كارنامة هنري¬اش اعتباري دوباره ببخشند.



7- فيلم پر از نمادگرايي¬، نشانه¬گذاري¬ و تاكيدهاي گل¬درشت است كه معناي¬شان را آن¬قدر آشكار فرياد مي¬زنند كه تماشاگر عام هم به راحتي متوجه¬شان مي¬شود و هيچ لذت كشفي براي كسي باقي نمي¬گذارند. نشان دادن نماز خواندن اميرعلي از داخل آينة اتومبيل بي. ام. وِ نفس، نوع طراحي صحنه كارگاه صحافي اميرعلي و جنس ميزانسن¬ سكانس¬هايي كه دوربين درآن¬جا پرسه مي¬زند و در ادامه تاكيدي بيش از اندازه و البته بدون نوآوري بر سادگي، صميميت ¬و فداكاري خانوادة هم¬رزمان جانباز پدر اميرعلي و تقابل¬¬شان در برابر زرق و برق خانة نفس (به ويژه آن سكانس مهماني در خانة مهندس خجسته كه او آدم¬هاي مذهبي را به تمسخر مي¬گيرد)، پريدن اميرعلي به داخل حوض خانه¬شان و به طور هم¬زمان رفتن نفس به زير باران (فيلم پر از اين گونه صحنه¬هاي موازي است)، پس از آن¬كه فهميده¬اند در عشق هم گرفتار شده¬اند و نيز نگاه¬هاي عاشقانة آن¬ها در نزد حاجي- آن رزمندة شيميايي شده كه روزهاي پاياني زندگي¬اش را بر تخت بيمارستان مي¬گذارند-، تاكيد دوربين بر فضاي سبز و دل¬نشين مكان زندگي سردار جنگ و تقابل¬اش به عنوان مثال با كراوات و كت و شلوار و اتومبيل گران¬قيمت مهندس خجسته بخشي از اين تاكيدهاي تصويري كارگردان هستند كه نبود عنصر نوآوري در آن¬ها، به تكرارهايي گاه ملال¬آور تبديل¬شان كرده است.



8- با اين¬كه كارگردان براساس گفته¬هايش در همان نشست مطبوعاتي ادعا كرد كه سعي داشته جانب انصاف را ميان آدم¬هاي قصه¬اش رعايت كند، اما فيلم به¬آساني اين ادعا را زير سوال مي¬برد. در يكي از سكانس¬هاي دل¬شكسته، نفس كه براي نخستين مرتبه به كارگاه صحافي اميرعلي مي¬آيد، پس از مقداري شوخ طبعي در مواجهه با فضايي ساده كه با تفكرش هم¬خواني چنداني ندارد، از كوره در مي¬رود و به هم¬ مي¬ريزد و به عنوان نماينده¬اي از نسل جوان امروزي به تفكر آدم¬هايي از جنس اميرعلي اعتراض مي¬كند. اين از اندك صحنه¬هاي خوبي است كه مشخص است رويين¬تن درباره¬اش خوب فكر كرده است. اما در ادامه كولي¬بازي¬ها و رفتارهاي كودكانه¬اي كه در بازي بيتا بادران است (و تقريبا در تمام فيلم هم شاهدش هستيم) در برابر متانت موجود در بازي شهاب حسيني (كه در چند فيلم اخيرش مي¬توان ادعا كرد ديگر به درك درستي از بازيگري رسيده) ناخودآگاه تماشاگر را وا مي¬دارد كه حق را به اميرعلي بدهد. در حقيقت نتيجه¬گيري اين سكانس را بايد حاصل همان جبهه¬گيري¬هاي ذهني كارگردان قلمداد كنيم. گرچه اميرعلي در رابطه¬اش با نفس اندكي از قالب آن جوان بسته و خجالتي خارج مي¬شود و به مفهوم عشق مي¬رسد، اما باز هم در رفتارهايش تغيير محسوسي نمي¬بينيم و حتي اين آدم بر سر آرمان-هايش (قسم داده شدن¬اش به امام حسين (ع) از سوي پدر نفس) حاضر است از عشق خود بگذرد و در حقيقت مي¬توان گفت او با آن آدمي كه در ابتدا ديده¬ايم، تفاوت چنداني نكرده است. اما از ابتدا تمركز علي رويين¬تن بر تحول قابل پيش¬بيني نفس بنا شده كه حاصل عشق او به اميرعلي و شناخت سادگي آدم¬هايي است كه زماني از آن¬ها متنفر بود. اين نفس است كه در زير باران به سراغ استادش مي¬رود و فرياد مي¬زند: "قربون جهان سوم برم!" (تاكيد كارگردان بر پيروزي انديشة اميرعلي بر تفكر آدم¬هايي از طبقة نفس) و در پايان چادر سر مي¬كند (گويي هر حجابي غير از آن¬چه كارگردان تعيين مي¬كند، حجابي اسلامي و درست محسوب نمي¬شود) و در دسته¬هاي عزاداري مراسم امام حسين (ع) شركت مي¬كند، كفش¬اش را از پا در مي¬آورد، سينه مي¬زند و اشك مي¬ريزد.



9- دغدغة علي رويين¬تن نسبت به مسائل و مشكلات اجتماعي پيرامونش نه تنها جاي ايراد ندارد، بلكه حتي قابل تحسين است. اما مشكل اين¬جاست كه او خواسته تمام اين موضوع¬ها را در فيلمش گرد هم آورد. مثل همان سكانسي كه در آن آدم¬هايي مخفيانه در يك باغ دور هم جمع شده¬اند و يك مداح در حال رقص و پايكوبي در ميان جمعي از زنان و دختران است. يا مي¬توان به آدم¬هايي اشاره كرد كه اميرعلي و نفس به عنوان بخشي از پايان نامة خود با آن¬ها گفت¬و¬گو مي¬كنند. آن دختر فراري كه به قرآن پناه آورده، آن قاري قرآن كه نرم¬افزاري رايانه¬اي طراحي كرده، آن مطرب كافه¬هاي پيش از انقلاب كه شغل¬ كنوني¬اش دوره¬گردي است و آن زن خياباني (با بازي گوهر خيرانديش) كه براي سير كردن شكم بچه¬هايش به اين كار روي آورده و بي¬مقدمه در سكانس پاياني در ميان دستة عزاداري ديده مي¬شود همه نمايندة قشرهايي از جامعه هستند كه رويين¬تن با به تصوير كشيدن¬شان مي¬خواهد نقبي به مسائل جاري در سطح جامعه بزند. اما چون سكانس¬هاي مربوط به اين كاراكترها باري را از دوش فيلم برنمي¬دارند و بيشتر به سمت پيام¬هاي گزارش¬هاي تلويزيوني رفته، تماشاگر اين اجازه را به خود مي¬دهد كه در ذهن¬اش حذف¬شان كند و يا بدون توجه به آن¬ها منتظر روايت داستان اصلي بماند.


10- دل¬شكسته در گروه فيلم¬هايي قرار مي¬گيرد كه سازنده¬اش سعي كرده ساختار اثرش از شلختگي¬هاي معمول به دور باشد. اما پافشاري بيش از اندازة همان سازنده¬اش بر شعارهاي تكراري و آرمان خواهانه سطح كيفي فيلم را تا مرز يك اثر پيش پا افتاده تنزل داده است. در اين ميان خيلي دشوار است با فيلمي ارتباط برقرار كنيم كه داستان اصلي¬اش، شخصيت ها و نوع سكنات و رفتارشان و نيز فضاي دافعه ¬انگيز برخي سكانس¬هايش كه از نظر محتوايي مي¬توانستند سر و شكلي به مراتب درست و حسابي و جذاب¬تر داشته باشند، دست به دست هم داده¬اند و نه تنها دل تماشاگر را به دست نمي¬آورند، بلكه سبب دلزدگي او مي¬شوند. در اين ميان احساسات¬گرايي¬هاي فيلم هم آن¬قدر نخ¬نماست كه نمي¬تواند ايدئولوژي حاكم بر اثر را خنثي يا كمرنگ كند. علي رويين¬تن فرصت زيادي براي طبع¬آزمايي در دنياي سينما دارد. براي بهبود كارش در آينده شايد بد نباشد او چند مرتبة ديگر، البته اين بار بدون تعصب، به تماشاي دقيق فيلمش و ايرادهاي ريز و درشت محتوايي و اجرايي آن بنشيند و سعي بر اين داشته باشد كه اين ضعف¬ها را در آثار ديگرش تكرار نكند. يادمان باشد متفاوت¬نمايي در يك فيلم به جنس نوشته¬هاي عنوان بندي ارتباطي ندارد. آن را بايد در بخش¬هاي ديگر فيلم جست¬و¬جو كرد.

دوشنبه,23 دی 1387 - 19:5:58

اين مطلب را براي يک دوست بفرستيد صفحه مناسب براي چاپگر
آرشيو
اخبار مرتبط:

نظرات

امیر الیاس گلزار
دوشنبه 23 دي 1387 - 20:48
32
موافقم مخالفم
 
«قربون جهان سوم برم»!

«قربون جهان سوم برم»!

دیده شود بلکه پسندیده شود ( 2 نقطه دی )

سهیل
سه‌شنبه 24 دي 1387 - 0:5
3
موافقم مخالفم
 
«قربون جهان سوم برم»!

فیلم دلشکسته را تا حالا 2 بار دیده ام و از دیدنش در این برهه برهوت فیلمهای خوب لذت بردم دلشکسته البته میتوانست بهتر از این هم باشد ولی با توجه به اینکه این فیلم اولین ساخته علی روئین تن می باشد فیلمی قابل دفاع است

دلشکسته از آن دسته فیلمهایی است که برای مخاطب پیام دارد.

انشاالله در آینده نزدیک شاهد ساخته شدن فیلمهای بهتر از علی روئین تن باشیم

محمدرضا
سه‌شنبه 24 دي 1387 - 11:11
6
موافقم مخالفم
 
«قربون جهان سوم برم»!

فيلم قابل احتراميست.

ارزشهايي كه خيلي در جامعه امروزمان كمرنگ شده و ...

مهدي
چهارشنبه 25 دي 1387 - 0:9
-17
موافقم مخالفم
 
«قربون جهان سوم برم»!

هو الحي

اين فيلم توليد كجاست؟

نگاهي به فيلم دلشكسته

http://parsnevesht.blogfa.com/post-50.aspx

محمد
چهارشنبه 25 دي 1387 - 6:55
-17
موافقم مخالفم
 
«قربون جهان سوم برم»!

با همه حرفهای شما موافقم

معلوم است کسی که اولین فیلمش است این همه ایراد دارد

اما!

ایا تمام این کارکترها و وقایع که در فیلم هستند در جامعه ی ما نیستند. همیشه که نباید مخفی حرف زد.

فیلم پر از ایراد است و چیزی که سبب دلنشینی فیلم می شود بازی خوبه بازیگران است

داستان هم خوب است اما متاسفانه خوب از کار در نیامده است

نگاه
پنجشنبه 26 دي 1387 - 17:0
-2
موافقم مخالفم
 
«قربون جهان سوم برم»!

شهاب حسيني عزيز كه خيلي عالي بازي كرد مثل هميشه

محمد ابراهیمی
چهارشنبه 2 بهمن 1387 - 22:55
4
موافقم مخالفم
 
«قربون جهان سوم برم»!

نقد فیلم بسیار درست و بدون غرض بود. واقعا لازم بود در فیلم کمی هم شهاب حسینی تغییر کندو...

در کل فیلم خوبی بود.

فاطمه
دوشنبه 7 بهمن 1387 - 14:34
25
موافقم مخالفم
 
«قربون جهان سوم برم»!

4 بار فیلمشو دیدم ولی بازم دوست دارم ببینم چون هر دفعه از قبل بیشتر برای کاراکترای امیر علی و نفس تنگ می شه .

مهدی
دوشنبه 7 بهمن 1387 - 19:12
19
موافقم مخالفم
 
«قربون جهان سوم برم»!

قبول کنیم کارگردان زحمت زیادی کشیده بود گرچه به نظر میاد تو نویسندگی موفق تر باشند.در هر صورت دستشون درد نکنه.

سارا
شنبه 10 اسفند 1387 - 0:57
17
موافقم مخالفم
 
«قربون جهان سوم برم»!

با توجه به کلیت فیلم فکر می کنم بیش از حد شعاری شده. وکارگردان سعی کرده با استفاده از فضای دانشگاه و روابط بین دختر و پسرهای دانشجو داستان را برای تماشاگر جذاب کند.و علی رغم تلاش بسیار کارگردان نتوانسته پیام خود را آنطور که شایسته است برساند.

توصیه میکنم به کارگردان که فیلم Slumdog milionaire راحتمآ ببیند. چندین بار.

در آخر به همه عوامل خسته نباشید میگویم.

pooria
شنبه 26 ارديبهشت 1388 - 0:22
3
موافقم مخالفم
 
«قربون جهان سوم برم»!

این فیلمو من 5 بار تا حالا دیدم بسیار فیلم خوبی بود و از دیدنش لذت بردم ولی به قول دوستان بهتر از این هم میتونست باشه در مجموع نمره 17 بهش میدم.

محمد
چهارشنبه 30 ارديبهشت 1388 - 18:7
-6
موافقم مخالفم
 
«قربون جهان سوم برم»!

در سیر فیلمهای ساخته شده تا الان در ایران فیلم دلشکسته حرف تازه ای برای گفتن داشت.

یا فیلمها خیلی شور بدن یا خیلی بی نمک. ولی آقای رویین تن دو نوع تفکر متفاوت را در یک فیلمنامه با هم بیان کرد ولی نه زیاد غیر منصفانه که در این نقد مطرح شد . زیرا این خاصیت و ویژگی این دو نوع تفکر است.

به هر حال وجود نمادهای ظاهری که در نقد مطرح شد ضروریست

و اکثر انسانها از این نمادها تحت تأثیر قرار گرفته و نقطه عطفی در زندگیشان بوجود می آید . باید قبول کنیم که تفاوت در تفکرها را باید د همین نماد ها جست و جو کنیم.

به هر حال فکر میکنم فیلم آقای رویین تن بوی غرض ورزی ندارد.

با تشکر.

امیر حسین
جمعه 1 خرداد 1388 - 23:12
-8
موافقم مخالفم
 
«قربون جهان سوم برم»!

تا به حال بیش از ده بار دل شکسته رو دیدم و تا به حال هیچ فیلمی این چنین روی من تاثیر نگذاشته . به کارگردان خوب این فیلم تبریک میگم امیدوارم باز هم شاهد ساختن چنین فیلمهایی از ایشان باشیم.البته نباید از بازی بسیار خوب بازیگران این فیلم غافل شد به خصوص بازی شهاب حسینی بیتا بادران و مرحوم خسرو شکیبایی . خیلی عالی بود واقعا لذت بردم. با تشکر فراوان

سجاد
دوشنبه 4 خرداد 1388 - 5:14
-9
موافقم مخالفم
 
«قربون جهان سوم برم»!

با اینکه تا حدودی با نویسنده این ده نکته موافقم واعتقاد دارم روند فیلم مخاطب را از مسیر اصلی فیلم دور میکند؛ ولی انصافا این فیلم یکی از فیلمهای بیادماندنی سینمای ایران است.

به کارگردان این فیلم تبریک می گویم و امیدوارم شاهد کارهای بهتری از ایشان باشیم.

ضمنا شهاب حسینی ؛ بیتا بادران ؛ مرحوم شکیبایی و گوهر خیر اندیش در این فیلم بخوبی درخشیده اند.

مسعود
سه‌شنبه 5 خرداد 1388 - 0:18
-5
موافقم مخالفم
 
«قربون جهان سوم برم»!

به نظرمن فیلم بسیار خوبی بود

لا اقل بهتر از خیلی فیلم های مسخره ای استت که توی سینمای امروز هست مثل حریم و ....

فقط نمی دانم چرا پوستر های تبلیغاتی فیلمرا در زمان پخش می کندند . پاره میکردند

واقعا جای تاسف است

دل شکسته !
چهارشنبه 6 خرداد 1388 - 9:51
-4
موافقم مخالفم
 
«قربون جهان سوم برم»!

صحنه آخر فیلم خیلی سطحی بود. اما شخصیت امیرعلی را خیلی دوست دارم

تو دانشکده ما دو نفر آدم مذهبی بودن که دقیقا توی این فیلم یاد اونا می افتادم . یکی شون اسمش حسین بود که دقیقا مثل دوستای امیرعلی بود. یکی شون علی بود که دقیقا منش امیرعلی رو داشت . خیلی مومن بود ولی نگاهش به همه انسانی بود. حتی دخترایی که حجاب درستی نداشتن از برخورد و منش او تعریف می کردن با اینکه هیچ و قت حتی تو نگاه حلال و حرومو زیر پا نمی گذاشت. چون شاگرد اول بود استاد حل تمرینمون هم بود. خلاصه همه به آقایی اش اعتراف می کردن. برخوردهای امیرعلی با نفس که با وجود این همه اختلاف با نفس توهین یا بی ادبی و تحقیر نمی کرد، منو یاد اون هم کلاسی مومن می انداخت. کسی که اگرم می دید دیگران عقاید مذهبی اونو ندارن بهشون احترام می گذاشت و اونا رو شیفته اخلاق خودش کرده بود. نه مثل بعضی ها که بخاطر نماز و روزه ای که بهش مقیدن فکر می کنند فقط خودشون مسلمونن و حق دارن به بقیه توهین کنن. امر به معروف امیرعلی عملی بود نه زبانی . این خیلی ارزش داره

ریاحی
سه‌شنبه 12 خرداد 1388 - 9:25
14
موافقم مخالفم
 
«قربون جهان سوم برم»!

فیلم خیلی زیبا و قشنگی بود مخصوصا با بازی خوب آقای حسینی من تازه دیدمش و لذت بردم

مریم
دوشنبه 1 تير 1388 - 13:31
21
موافقم مخالفم
 
«قربون جهان سوم برم»!

بازی بیتا بادران عالی عالی بود


شنبه 6 تير 1388 - 15:37
28
موافقم مخالفم
 
«قربون جهان سوم برم»!

عالی بود

سجاد
جمعه 12 تير 1388 - 19:10
-7
موافقم مخالفم
 
«قربون جهان سوم برم»!

فیلم فقط در جهت منافع شخصیت امیرعلی پیش رفت. آخرش هم گفت که اعتقادات او همه اش درست بوده و تمام اعتقادات دختر غلط بوده. برای این نویسنده ها و کارگردانها متاسفم که این قدر سطح شعور بینندگان را کاهش داده اند.

rvfhkd
پنجشنبه 18 تير 1388 - 11:16
20
موافقم مخالفم
 
«قربون جهان سوم برم»!

اگر چه به نظر بعضی ها دلشکسته فیلم نامه قابل پیش بینی داشت اما بی انصافی نکنند دیگه مثل این فیلم های هرزه نیستاما اما اما چند نکته اصلی است که : 1-امیر علی با اینکه دارای حرکاتی است که در ان اغراق شده اما امیر علی عالم با عمل است یعنی از مسلمونی هر چی فهمیده عمل می کنه بی ادعا. اما اخر این فیلم کلیشه ای نبود باید به هم می رسیدند

.به قول نفس من خودم شخصیت امیر علی رو خیلی دوست دارم.

3-در باره شخصیت استاد و مادر امیر علی خیلی اغراقی است مثل یه فرد معصوم همه چی بلد شاید یه ضعف باشه

در کل خیلی خیلی فیلم خوبی است. با تشکر قربانی

سعید
سه‌شنبه 30 تير 1388 - 22:52
8
موافقم مخالفم
 
«قربون جهان سوم برم»!

من تا حدود بسیار کمی ده نکته ی فوق را قبول دارم .به نظر من روی این فیلم آنقدر ها کار شده است که این انتقادها در کنارش بیرحمانه به حساب آید . به دست اندر کاران این فیلم تبریک میگویم که توانستند به این زیبایی آرمانشهر را به تصویر کشند . این فیلم و بخصوص شخصیت های حقیقت بینش می تواند الگوی عملی و تصویری خوبی حداقل برای من جوان در شرایط سخت زندگی باشد.

سعید
سه‌شنبه 30 تير 1388 - 22:53
3
موافقم مخالفم
 
«قربون جهان سوم برم»!

من تا حدود بسیار کمی ده نکته ی فوق را قبول دارم .به نظر من روی این فیلم آنقدر ها کار شده است که این انتقادها در کنارش بیرحمانه به حساب آید . به دست اندر کاران این فیلم تبریک میگویم که توانستند به این زیبایی آرمانشهر را به تصویر کشند . این فیلم و بخصوص شخصیت های حقیقت بینش می تواند الگوی عملی و تصویری خوبی حداقل برای من جوان در شرایط سخت زندگی باشد.

حمید
سه‌شنبه 24 شهريور 1388 - 6:39
-17
موافقم مخالفم
 
«قربون جهان سوم برم»!

من نقد فیلم رو قبول دارم ، فیلم خیلی ضعیفیه ، و اصولاً فیلمنامه و داستان مزخرفی داره ، بازی بازیگر اصلی فیلم هم خیلی ضعیفه ، ولی بازی شکیبایی و حسینی خوبه.

اضافه کردن نظر جدید
:             
:        
:  
:       





             

استفاده از مطالب و عكس هاي سايت سينماي ما فقط با ذكر منبع مجاز است | عكس هاي سایت سینمای ما داراي كد اختصاصي ديجيتالي است

كليه حقوق و امتيازات اين سايت متعلق به گروه مطبوعاتي سينماي ما و شركت پويشگران اطلاع رساني تهران ما  است.

مجموعه سايت هاي ما : سينماي ما ، موسيقي ما، تئاترما ، دانش ما، خانواده ما ، تهران ما ، مشهد ما

 سينماي ما : صفحه اصلي :: اخبار :: سينماي جهان :: نقد فيلم :: جشنواره فيلم فجر :: گالري عكس :: سينما در سايت هاي ديگر :: موسسه هاي سينمايي :: تبليغات :: ارتباط با ما
Powered by Tehranema Co. | Copyright 2005-2009, cinemaema.com
Page created in 1.62329292297 seconds.