rouzbeh
دوشنبه 7 بهمن 1387 - 1:28
| 6 |
 |
 |
|
این فيلم به لايههاي پنهان سينما و اهالي آن پرداخته است
aghaye beyzaee kheili delemun va3@ tang shode.
|
رسول
سهشنبه 8 بهمن 1387 - 23:21
| -15 |
 |
 |
|
این فيلم به لايههاي پنهان سينما و اهالي آن پرداخته است
اقای بیضایی مطمئناً موفق میشه! امیدوارم فیلم خوبی باشه
|
چهارشنبه 9 بهمن 1387 - 20:26
| 12 |
 |
 |
|
این فيلم به لايههاي پنهان سينما و اهالي آن پرداخته است
chera digeh mehran modiri ro entekhab nakardan eshtebahe bozorhiiiii bodddddd!!!!!
|
مسعود منتظری
پنجشنبه 10 بهمن 1387 - 11:59
| -14 |
 |
 |
|
این فيلم به لايههاي پنهان سينما و اهالي آن پرداخته است
من که از این فیلمساز خوشم نمیاد زیاد بهش بال و پر دادند
|
محسن بیاتی بیات
پنجشنبه 10 بهمن 1387 - 16:7
| -29 |
 |
 |
|
این فيلم به لايههاي پنهان سينما و اهالي آن پرداخته است
دمت گرم بیضایی بزن تو پروبالشون که به ثروتشون می نازن
|
پنجشنبه 10 بهمن 1387 - 16:56
| 8 |
 |
 |
|
این فيلم به لايههاي پنهان سينما و اهالي آن پرداخته است
مسعود جان تو حالت زیاد خوب نیست. یه قرصی چیزی بخور عزیزم!!!
|
سينا
شنبه 15 فروردين 1388 - 15:37
| -25 |
 |
 |
|
این فيلم به لايههاي پنهان سينما و اهالي آن پرداخته است
وي يكبار ديگر نبوغ خود را به رخ كشيد
|
حنانه
يکشنبه 22 شهريور 1388 - 0:9
| -1 |
 |
 |
|
این فيلم به لايههاي پنهان سينما و اهالي آن پرداخته است
همين الان فيلم رو ديدم شما خيلي حرف دارين كار شما جديد بود وقت فيلم ديدن مغز آدم درگير ميشه شما خيلي مسلط هستيد شما جا دارين كاراي جهاني بيرون بديد مثل هميشه همه چيز جديد بود
|
دكتر
يکشنبه 22 شهريور 1388 - 0:16
| -7 |
 |
 |
|
این فيلم به لايههاي پنهان سينما و اهالي آن پرداخته است
كار ندارم فيلم چي بود ، بازم حق حسام(نواب صفوي) ضايع شد. اون بايد جهاني شه
|
ققنوس
پنجشنبه 19 آذر 1388 - 0:36
| 1 |
 |
 |
|
فیلم بسیار عالی بود. من هم همین الان این فیلم را دیدم و اصلا فکر نمی کردم موضوع فیلم این باشد. فیلم بسیار عالی است.
|
اسفندیار
پنجشنبه 15 بهمن 1388 - 16:25
| 1 |
 |
 |
|
وقتی همه خوابیم
وقتی همه خوابیم آخرین فیلم بهرام بیضایی(البته تا به امروز که مشغول نوشتن این مطلب هستم) ، فیلمی که، مانند فیلم قبلی او سگ کشی ، می توان زبان رمزگونه کارگردان در بیان صامت حقایق و نا هنجاری های اجتماعی روز ایران را با اندک دقتی در صحنه ها و دیالوگ های آن جستجو کرد. فیلمی که ،در قیاس با اکثر فیلم هاو سریال های حال حاضر تولید شده در سینما و تلویزیون ایران که کلیشه ای یا نسخه برداری از فیلم های خارجی هستند ، بیننده فیلم دوست را در پیش بینی آسان آنچه در چند لحظه بعد اتفاق خواهد افتاد ناکام می گذارد و مشتاقانه او را بدنبال دوربین کارگردان تا انتهای فیلم می کشاند. فیلم های آقای بیضایی بویژه دو فیلم یاد شده آنقدر از صحنه های خلاقانه آکنده هستند که در مواردی شاید بتوانند این خلاقیت را به بعضی از بینندگان خوش ذوق منتقل کنند و یا حتی بتوانند در ذهن بعضی از آنان جرقه های شکل گرفتن ایده هایی جدید را ایجاد کنند. این فیلم به خوبی مشکلات سینمای ایران و بیماری هایی که این سینما به آن مبتلا است و باعث ورشکسته شدنش شده است را (به قول آقای مهرجویی) با هنرمندی به تصویر کشیده است. وقتی همه خوابیم فیلمی است ،که شخصا فکر می کنم ، با یکبار دیدن آن تماشاگر کنجکاو نتواند به تمام زوایای پنهان آن پی ببرد. این مساله در مورد فیلم سگ کشی هم بخوبی مصداق دارد وشاید این از ویژگی فیلم های ساخته شده توسط آقای بیضایی است که به منظور درک کردن قرض اصلی کارگردان از ساختن فیلم ، باید چندین بار آنها را دید. اما بنده به عنوان تماشاگری که آثار آقای بیضایی را دنبال می کند ، فکر می کنم در بعضی موارد بتوان رابطه ای بین داستان این فیلم و سگ کشی واین فیلم با فیلم مسافران یافت.در هر دو فیلم سگ کشی و وقتی همه خوابیم نقش اول هر دو فیلم زن متجدد ایرانی است و شاید دربعضی از صحنه های فیلم بتوان گفت چکامه چمانی چه در نقش بازیگر فیلم و چه در نقش کسی که اعضای خانواده اش را از دست داده است همان گلرخ کمالی است که اینک با مشکلاتی از نوعی دیگر مواجه است ، البته من نمی دانم که آقای بیضایی خودشان آگاهانه قصد داشته اند تا تماشاگر بتواند این ارتباط با فیلم سگ کشی را برقرار کند یا نه !!! اما برای کسی که برای آثار آقای بیضایی ارزش ویژه ای قایل است و کارهای او را دنبال می کند این ارتباط و شباهت ها در دیالوگ های خانم شمسایی در تغییر لحن ها در صحبت کردن های پشت تلفن و اصلا در انتخاب خود خانم شمسایی به عنوان نقش اول فیلم هویداست که می تواند تداعی کننده گلرخ کمالی در فیلم سگ کشی باشد وشاید این فیلم به نوعی دنباله ای برای فیلم سگ کشی باشد!!!. البته این پرسشی است که بهتر است توسط خود آقای بیضایی پاسخ داده شود !!! نکته ای که در این فیلم و فیلم مسافران به چشم می خورد این است که در هر دو فیلم یک سانحه رانندگی و از دست رفتن بستگان باعث بوجود آمدن مشکلات روحی و روانی برای نقش اول فیلم شده است. البته نمی دانم که این موضوع را هم باید به حساب زیرکی آقای بیضایی در اشاره غیر مستقیم به آمار بالای کشته شدگان سوانح رانندگی در ایران وتصویر کشیدن مشکلات روحی و روانی عدیده ای که برای بستگان نزدیک این افراد به وجود می آید دانست یا اینکه ایشان ویا نزدیکان ایشان تجربه ای شخصی در مواجهه با مشکلات روحی و روانی بازماندگان این سوانح دارند؟؟؟؟ در این فیلم یک صحنه وجود دارد که نمی دانم تعمدا این اشکال در آن وجود دارد یا نه ؟؟؟؟ یک بار دوربین زمانیکه آقای نواب صفوی در اتاق زندانی شده است است از روی صفحه شطرنج می گذرد که نحوه چیدن مهرها از لحاظ قوانین شطرنج اشتباه است چرا که در صفحه شطرنج همیشه باید در سمتی که مهره ها چیده شده اند رخ سمت راست باید در خانه سفید باشد!!! نمی دانم این هم تعمدی وبا آگاهی آقای بیضایی صورت گرفته است یا نه؟؟؟؟ و آیا آقای بیضایی هدفی را دنبال می کرده اند؟؟؟ اینجانب این فیلم را دو مرتبه در سینما و چندین بار در خانه از روی VCD دیده ام البته هر از گاهی که وقت کنم بدم نمی اید تا دوباره آن را ببینم .گفته ها و ناگفته ها در مورد این فیلم بسیار هست و خواهد بود . اینجانب به شخصه بعد از اینکه اولین بار این فیلم را دیدیم احساس خوبی داشتم و امیدوارم شدم از اینکه هستند هنوز سینما گرانی با چنینی توانایی های بالایی در ایران. فکر می کنم امثال آقای بیضایی و مهرجویی جز نوادر سینمای ایران باشند که شاید سینمای ایران به این زودی زود مانند آنها را نبیند . با تشکر اسفندیار از اهواز
|