از نگاه شما

شما مخاطبان سایت سینمای ما مي توانيد عکس‌ها، فیلم و یا فایل‌های صوتی خود را از حوادث و رويدادهای جاري سینمای ایران با نگاهي طنز آميز و نقادانه به اين بخش ارسال كنيد


download block
برای نمایش ویدئو‌ها به صورت آنلاین روی گزینه play کلیک کنید
most disscusion
  • با فضاي مجازي فاصله‌ها را كم كنيد و درباره موفقيت بزرگ كارگردان «جدايي نادر از سيمين» نظر بدهيد
    اين‌جا فضايي براي تبريك و ابراز شادماني‌ كاربران سايت "سينماي ما" به اصغر فرهادي و سينماي ايران است

  • خبر اجراي محمدرضا شهید‌ی‌فر توسط دفتر جشنواره تاييد نشد
    مجری مراسم افتتاحیه جشنواره فیلم فجر هنوز انتخاب نشده است

  • واكنش صريح حامد بهداد به حرف‌هاي حسين ياري را هم به فهرست جوابيه‌هايش اضافه كنيد
    شما خود بازیگری را بلد نیستید نه قاعده آن را!/ عشق را خوب می‌شناسم اما نمی‌توانم نقش عاشق را خوب بازی کنم

  • افتخار سينماي ايران در حال تكامل است؛ به بخش اصلي اسكار هم رسيديم
    دو نامزدي براي يك جدايي؛ «جدايي نادر از سيمين» كانديداي دريافت اسكار فيلمنامه و فيلم خارجي‌زبان آكادمي علوم و هنرهاي سينمايي شد

  • يادداشت نيما حسني‌نسب درباره شرايط سينماي ايران پس از دريافت گلدن گلوب براي«جدايي نادر از سيمين»
    «زيره» را اگر مرغوب باشد، به «كرمان» هم مي‌شود بُرد!

  • تحليلي بر تنش و خشونت جاري در سريال‌هاي شبانه تلويزيون
    مخاطبان و انجمن سریال‌سازان دل‌مرده!

  • باز هم اولين بار در سايت "سينماي ما"؛ اصغر فرهادي از مردم صلح‌دوست‌ ايران مي‌گويد
    فیلم بخش اهداي گلدن گلوب بهترين فيلم خارجي‌زبان 2012 را اين‌جا تماشا كنيد

  • پیام تبریک داریوش مهرجویی به اصغر فرهادی که برای سایت "سینمای ما" فرستاده شد
    همان طورکه طلسم جایزه نوبل شکسته شد...

  • لحظاتي پيش اتفاق افتاد؛ اصغر فرهادي هنگام دريافت گلدن گلوب بهترين فيلم خارجي‌زبان 2012 چه گفت؟
    فقط مي‌خواهم از مردم سرزمينم حرف بزنم كه حقيقتاً صلح‌دوست‌ هستند

  • واقعاً تبریک ویژه عادل فردوسی‌پور به اهالی سینما تنها واكنش رسانه ملي به اين اتفاق مهم هنري تا اين لحظه است؟!
    فردوسي‌پور در شروع برنامه «نود» از جایزه گلدن گلوب « جدایی نادر از سیمین» گفت/ برنامه «هفت» سكوت تلويزيون را جبران مي‌كند؟

  • فیلم فرهادی بر سه رقیب اسکاری پیروز شد + عکس اهدای جایزه در هالیوود پالادیوم لس آنجلس
    «جدایی نادر از سیمین» بهترین فیلم خارجی‌زبان انجمن منتقدان فیلم رسانه‌‌‌ای BFCA شد

  • با سايت "سينماي ما" در شصت و نهمين مراسم گلدن گلوب - 8
    اولين بار از "سينماي ما" بشنويد: «جدايي نادر از سيمين» گلدن گلوب فيلم خارجي را گرفت

  • مسعود كيميايي جايزه گلدن گلوب اصغر فرهادي را تبريك گفت
    روزگار ما با شما جان مي‌گيرد، جان كه خاموش نمي‌شود

  • پيام تبريك رخشان بني‌اعتماد و نامه محرمانه كمال تبريزي به اصغر فرهادي
    آخه عزیز دل برادر! الان هم وقت جایزه گرفتن بود؟! اونم از گلدن گلوب؟!

  • آیا دردمندي حاتمي‌كيا به معنای آن‌ست که بقیه اهل رفاه و لذت‌اند؟
    اندر احوالات ابراهيم حاتمی‌کیاي این روزها: دايي‌جان ناپلئون؟!

  • رويه بيهوده بايكوت خبري و پوشش رسانه‌اي تلويزيون در مراسم اسكار هم تكرار خواهد شد؟
    سرانجام تلويزيون پس از چهار روز در برنامه «هفت» جايزه اصغر فرهادي را اعلام كرد!

  • بلندترين گام اصغر فرهادي به سوي مجسمه اسكار برداشته شد
    «جدایی نادر از سیمین» نامزد دريافت گلدن گلوب فیلم غير انگليسی‌زبان شد

  • حرف‌هاي تازه محمدرضا گلزار درباره سينما و زندگي خصوصي‌ پر دردسرش
    اگر من نبودم، «شيش و بش» اصلاً ساخته نمي‌شد/ جوانان ایرانی روزبه روز هم دارند خوشگل تر وخوش تیپ تر می شوند

  • نيمه شب 25 دي بر اثر برخورد اتومبيل با درخت مقابل حسیینیه ارشاد
    بازيگر زن جوان سينما و سريال «خط قرمز» درگذشت

  • استقبال سايت "سينماي ما" از تهديد به شكايت توسط يك رسانه مجازي تازه‌‌تاسيس
    مشتاقانه منتظر آن روز براي حضور و طرح دعوي در شكايت‌خانه هستيم!

  • Live Content
  • اصغر فرهادي و "جدايي نادر از سيمين" رقابت بهترين فيلم خارجي زبان بفتا را به پدرو المدور با فيلم " پوستي كه در آن زندگي ميكنيم" واگذار كرد و اين بار جايزه نگرفت
  • 2012-02-13 03:42:26
    0 77
  • سيمرغ بلورين فيلم برگزيده تماشاگران به برف روي كاجها تعلق گرفت
  • 2012-02-12 22:03:43
    5 217
    علی :
    تبریک میگم...............:::::::::::::::::::
    2012-02-12 22:17:52
    علی :
    تبریک میگم...............:::::::::::::::::::
    2012-02-12 22:17:58
    حسین :
    از اونجا که جامعه آماری پایینی داره خیلی انتخاب مناسبی از آب در نیومد
    2012-02-12 22:24:41
    حسن پرپشت :
    خیلی جالب بود. نزدیک 7 نفر نبودن جایزشون رو دیگران گرفتند. عجب جشنواره مهمیه!!!
    2012-02-12 22:30:11
    سارا :
    خيـــلي خوشحال شدم..خيلي مبارك خيلي. حق اين فيلم بيشتر از اينها بود. اما بهترين جايزه و بهترين كلام رو پيمان معادي زد.
    2012-02-12 23:46:47
    نام
    ارسال نظر
  • سیمرغ بلورین بھترین فیلم ویژه ھیات داوران؛ نارنجی پوش به کارگردانی داریوش مھرجویی
  • 2012-02-12 21:59:27
    2 67
    مهسا :
    are you kidding me?
    2012-02-12 22:14:47
    :
    به بدترین فیلم جشنواره! سیمرغ دادند! دستشوت درد نکنه!
    2012-02-13 00:11:25
    نام
    ارسال نظر
  • داريوش مهرجويي جايزه ويژه هيات داوران را براي كارگرداني نارنجي پوش دريافت كرد
  • 2012-02-12 21:58:04
    2 52
    :
    چرا!!؟
    2012-02-12 22:27:14
    :
    چرا!!؟
    2012-02-12 22:27:18
    نام
    ارسال نظر
  • پرويز شيخ طادي سيمرغ بلورين كارگرداني اش را به ابوالقاسم طالبي براي قلاده هاي طلا اهدا كرد
  • 2012-02-12 21:55:45
    4 46
    محسن :
    دستش درد نکنه
    2012-02-12 21:57:17
    محسن :
    دستش درد نکنه
    2012-02-12 21:57:58
    حسن کچل :
    معلومه باید هم این کار رو می کرد. نزدیک 5 سیمرغ به عنوان کادو به فیلمش داده شد، خوب یکی رو باید به کسی بده که این 5 تا رو ازش کادو گرفته.
    2012-02-12 22:27:36
    :
    هیچ کدومشون لیاقت سیمرغ نداشتن.
    2012-02-12 23:13:15
    نام
    ارسال نظر
  • جايزه بهترين فيلمنامه اقتباسي به علي مصفا براي فيلم پله آخر تعلق گرفت
  • 2012-02-12 21:51:56
    0 48
  • سيمرغ بلورين بهترين طراحي صحنه و لباس به عباس بلوندي براي ملكه سيمرغ بلورين بهترين فيلمبرداري بهوامير كريمي براي روزهاي زندگي سيمرغ بلورين بهترين تدوين به هايده صفي ياري براي نارنجي پوش
  • 2012-02-12 21:40:41
    3 26
    hamoon :
    خانم صفي ياري! مبارك‌تان باد!
    2012-02-12 21:42:09
    haniyeh :
    baraye aghaye abdi vaghean khoshhalam tabrik migam in jayeze zood tar az inha bayad be ishan dade mishod
    2012-02-13 00:36:05
    haniyeh :
    baraye aghaye abdi vaghean khoshhalam tabrik migam in jayeze zood tar az inha bayad be ishan dade mishod
    2012-02-13 00:36:29
    نام
    ارسال نظر
  • از سايت سينماي ما پيش از اعلام جوايز بخش مسابقه بشنويد: سيمرغ بلورين بازيگر مكمل مرد به اكبر عبدي براي خوابم ميياد سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش مكمل زن به يكتا ناصر براي يكي ميخواد باهات حرف بزنه
  • 2012-02-12 21:08:35
    2 82
    :
    آخ خ خ خ جــــووون اکبر عبدی واقــــعا حقش بود ...از معدود جوایزی بود که به حق به یکی رسید تو این جشنواره...
    2012-02-12 21:11:55
    محسن ظهرابی :
    مکمل زن به بیتا فرهی برای در انتظار معجزه!!!
    2012-02-12 21:14:07
    نام
    ارسال نظر
  • از سايت سينماي ما پيش از اعلام جوايز بخش مسابقه بشنويد: سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش اول مرد به فرهاد اصلاني براي مجموعه كارها سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش اول زن به هنگامه قاضياني براي روزهاي زندگي ديپلم افتخار به بهناز جعفري براي تفن همراه رييس جمهور
  • 2012-02-12 21:02:37
    8 65
    رضا :
    دوست داشتم فرخ نژاد بگیرم البته اصلانی هم خوبه شما از کجا خبر دارید زودتر؟! چرا پخش زنده نداره مراسم؟ :(
    2012-02-12 21:07:35
    سیاوش :
    از کجا میدونین آخه؟
    2012-02-12 21:13:15
    فريد :
    بيچاره فرخ ن‍ژاد! البته اصلاني هم به خصوص تو خرس خوب بود
    2012-02-12 21:16:51
    محمد :
    پس حمید فرخ نژاد چی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
    2012-02-12 21:22:35
    محمد :
    پس حمید فرخ نژاد چی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
    2012-02-12 21:22:40
    محمد :
    پس حمید فرخ نژاد چی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
    2012-02-12 21:22:45
    :
    بهناز جعفری؟!؟!؟!؟؟!؟؟!؟؟!؟!؟!چی بگم والا!!!!!!!!!!
    2012-02-12 22:09:24
    حميد :
    حق فرخ نژاد رو خوردند!
    2012-02-12 22:17:26
    نام
    ارسال نظر
  • از سايت سينماي ما پيش از اعلام جوايز بخش مسابقه بشنويد: بهترين فيلم: روزهاي زندگي - ضد گلوله بهترين كارگردان: پرويز شيخ طادي براي روزهاي زندگي بهترين فيلمنامه: مصطفي كياني براي ضد گلوله
  • 2012-02-12 20:59:50
    0 40
  • فيلم برگزيده تماشاگران در بخش بين الملل به ملكه اهدا شد
  • 2012-02-12 20:53:18
    1 25
    :
    ملکه عالی بووووووووووووووووووووووود
    2012-02-12 22:09:00
    نام
    ارسال نظر
  • بهترين فيلم از نگاه ملي: سيمرغ بلورين معاونت سينمايي به فيلم شور شيرين ساخته جواد اردكاني
  • 2012-02-12 20:49:44
    1 19
    فريد :
    واقعا از اين فيلم بهتر نداشتيم!؟!؟!؟!؟!؟
    2012-02-12 21:15:44
    نام
    ارسال نظر
    جدول فروش هفتگی
    فروش کل روزهای نمایش نام فیلم
    741
    41 اسب حيوان نجيبي است
    664 36 اخلاقتو خوب كن
    281 29 در امتداد شهر
    18.5 15 پايان دوم
     
    • ارقام فروش به میلیون تومان است.
    گفت و گو
  • زانیار خسروی از اولین تجربه بازیگری‌اش می‌گوید:
    پیمان معادی ریسک کرد نه من!
  •  
  • ترانه علیدوستی از زندگی و سینما و بازیگری می گوید
    اسم همسرم را گذاشته‌اند تاجر ونیزی! / می‌گویند خاک بر سرت «ابله» را می‌گذاری کنار؟!
  •  
  • واكنش عليرضا سجادپور به بي‌توجهي رسانه ملی و وزارت ارشاد به جايزه گلدن گلوب
    اگر حمایت‌های معاونت سینمایی نبود، فرهادی و فیلمش این همه جایزه خارجی نمي‌گرفت/ سینما به ‌اندازه ورزش و حوزه های دیگر طرفدار ندارد
  •  
  • حمید نعمت‌الله از شرایط پیچیده انتخاب فیلم برای مسابقه جشنواره فجر می گوید
    برای حضور تعدادی از فیلم‌ها خیلی بحث کردم و چانه زدم/ اداره نظارت و ارزشیابی باید پاسخگوی غیبت فیلم‌هایی باشد که مشکل نظارتی دارند
  •  
  • گفت‌وگو با بازيگر توانا و پر كار اين روزهاي سينما و تلويزيون
    مهران احمدی از تجربه دو جنسی شدن می گوید
  •  
  • واكنش اصغر فرهادي به شايعه مهاجرت، فيلمسازي در خارج و داستان فيلم تازه‌اش در فرانسه
    اولين بار خبر مهاجرتم را پشت چراغ قرمز ميدان هفت تير تهران شنيدم
  •  
  • ناگفته‌هاي عطاران از زندگي، تلويزيون، سينما و خيلي چيزهاي ديگر
    زندگي خصوصي، مهران مديري، مرگ و زندگي، دستمزد، ويژگي‌هاي اخلاقي، كلاه، مشهدي‌ها... و زندگی به سبک خیام!
  •  
  • واكنش صريح حامد بهداد به حرف‌هاي حسين ياري را هم به فهرست جوابيه‌هايش اضافه كنيد
    شما خود بازیگری را بلد نیستید نه قاعده آن را!/ عشق را خوب می‌شناسم اما نمی‌توانم نقش عاشق را خوب بازی کنم
  •  
  • گفت‌وگوي مسعود فراستي با سايت اصوالگراي "رجا نيوز" درباره وضعيت سينما و نشر ايران
    برگمان را از هفده سالگي دوست داشتم، هيچكاك بعدها توجه مرا جلب كرد!/ تفاوت حق‌التاليف 13درصد پشت جلد كتاب با دستمزد ميلياردي فلان بازيگر سينما شوخي غم‌انگيزي است
  •  
  • حرف‌هاي تازه محمدرضا گلزار درباره سينما و زندگي خصوصي‌ پر دردسرش
    اگر من نبودم، «شيش و بش» اصلاً ساخته نمي‌شد/ جوانان ایرانی روزبه روز هم دارند خوشگل تر وخوش تیپ تر می شوند
  •  
    آرشيو
    Popular News
  • نيمه شب 25 دي بر اثر برخورد اتومبيل با درخت مقابل حسیینیه ارشاد
    بازيگر زن جوان سينما و سريال «خط قرمز» درگذشت

  • باز هم اولين بار در سايت "سينماي ما"؛ اصغر فرهادي از مردم صلح‌دوست‌ ايران مي‌گويد
    فیلم بخش اهداي گلدن گلوب بهترين فيلم خارجي‌زبان 2012 را اين‌جا تماشا كنيد

  • واکنش مادر و پدر گلشیفته فراهانی به انتشار عکس‌ دخترشان روي جلد مجله فيگارو
    من گلشیفته را بزرگ کردم و بهتر از هر کس مي‌دانم دخترم اهل این خودنمایی‌ها نیست/ يک آدم مریض عکس فتوشاپي را در داخل اینترنت قرار داده است

  • پيام تبريك رخشان بني‌اعتماد و نامه محرمانه كمال تبريزي به اصغر فرهادي
    آخه عزیز دل برادر! الان هم وقت جایزه گرفتن بود؟! اونم از گلدن گلوب؟!

  • ترانه علیدوستی از زندگی و سینما و بازیگری می گوید
    اسم همسرم را گذاشته‌اند تاجر ونیزی! / می‌گویند خاک بر سرت «ابله» را می‌گذاری کنار؟!

  • ویدئوی گفت‌و‌گوی اصغر فرهادی و پیمان معادی پس از جايزه منتقدان لوس آنجلس + متن حرف‌هاي كارگردان و بازيگر
    ادعا نمي‌كنم كه فيلم تصوير كاملي از ايران است، ولي سعي كردم تصويرم از يك بخش جامعه شهري صادقانه و بدون اغراق باشد/ اين روزها متاسفانه تصوير نه‌چندان درستي از ايران بيرون از كشور وجود دارد

  • عکس ها: محسن هردان
    گزارش تصویری اختصاصی سایت سینمای ما از افتتاحیه سی امین جشنواره فیلم فجر - 1

  • 10 عكس از «خوابم مي‌آد» ساخته رضا عطاران/ اکبر عبدی در نقش مادر رضا!
    اکبر عبدی در فهرست بازيگران زن سينماي ايران به جشنواره فیلم فجر می‌آيد

  • عکس های محسن هردان از نشست پرسش و پاسخ فیلم «پذیرایی ساده» ساخته مانی حقیقی
    مانی حقیقی و ترانه علیدوستی در برج میلاد حاضر شدند

  • با فضاي مجازي فاصله‌ها را كم كنيد و درباره موفقيت بزرگ كارگردان «جدايي نادر از سيمين» نظر بدهيد
    اين‌جا فضايي براي تبريك و ابراز شادماني‌ كاربران سايت "سينماي ما" به اصغر فرهادي و سينماي ايران است

  • عکس ها: محسن هردان
    گزارش تصویری اختصاصی سایت سینمای ما از افتتاحیه سی امین جشنواره فیلم فجر - 2

  • لحظاتي پيش اتفاق افتاد؛ اصغر فرهادي هنگام دريافت گلدن گلوب بهترين فيلم خارجي‌زبان 2012 چه گفت؟
    فقط مي‌خواهم از مردم سرزمينم حرف بزنم كه حقيقتاً صلح‌دوست‌ هستند

  • حرفهای مهناز افشار، هنگامه قاضیانی، بهناز جعفری، یکتا ناصر، سعید راد، ناصر گیتی جاه ، رضا عطاران و اکبر عبدی
    بازیگران سینمای ایران هنگام دریافت جایزه از جشنواره فجر سی ام روی صحنه چه گفتند؟

  • متن و تصوير پيامك‌هاي هنرمندان سينما و تلويزيون و تئاتر + پيشنهاد مديرعامل فارابي درباره اصغر فرهادي
    وقتي اصغر فرهادي به ايران آمد، همه به استقبال او برويم و از نزديك تبريك بگوييم

  • آخرين وضعيت يكي از فيلم‌هايي كه هنوز پشت سد مميزي جشنواره گرفتار مانده است
    تصوير شخصيت زن كه گريمش برای «پریناز» مشکل‌ساز شد! با نمایش نسخه اصلاح‌شده هم موافقت نشد

  • عکس ها: محسن هردان
    در نشست نقد و بررسی فیلم سینمایی «دوباره با هم» چه خبر بود؟

  • عکس ها: سعید عبداللهی
    گزارش تصویری از جلسه پرسش و پاسخ فیلم «گشت ارشاد»

  • حاشیه برای همکاران و مهمانان زن در برج میلاد
    کارت ورود به سالن نمایش برج میلاد به دلیل پوشش نامناسب و بدحجابی ابطال شد

  • يادداشت نيما حسني‌نسب درباره شرايط سينماي ايران پس از دريافت گلدن گلوب براي«جدايي نادر از سيمين»
    «زيره» را اگر مرغوب باشد، به «كرمان» هم مي‌شود بُرد!

  • واقعاً تبریک ویژه عادل فردوسی‌پور به اهالی سینما تنها واكنش رسانه ملي به اين اتفاق مهم هنري تا اين لحظه است؟!
    فردوسي‌پور در شروع برنامه «نود» از جایزه گلدن گلوب « جدایی نادر از سیمین» گفت/ برنامه «هفت» سكوت تلويزيون را جبران مي‌كند؟

  • News
  • عکس ها: محسن هردان
    گزارش تصویری از جلسه پرسش و پاسخ فیلم «بی خود و بی جهت» + فیلم نشست رسانه ای
  •  
  • نمایش و دانلود قسمتهای از نشست رسانه ای «در انتظار معجزه» ساخته رسول صدرعاملی
    صدرعاملی: «در انتظار معجزه» را در ادامه سه‌گانه «زائر» ساختم
  •  
  • فیلم کامل نشست رسانه ای «بیداری» که به جنجال کشیده شد
    اعتراض در سالن سعدی برج میلاد: واکنش منتقدان و اهالی رسانه به برخورد تهیه کننده «بیداری» ساخته فرزاد موتمن
  •  
  • کاربران سایت برای حضور در سینمای رسانه های برج میلاد تا 12 شب فرصت دارند
    اولین قرعه کشی مسابقه مشترک «سینمای ما» و «پرانتز باز» امشب برگزار می شود
  •  

  • نمایش و دانلود قسمتهای از نشست رسانه ای «آزمایشگاه»
  •  
  • نمایش و دانلود قسمتهای از نشست رسانه ای «خوابم میاد» را اینجا ببینید + گزارش نشست
    رضا عطاران: متعلق به سینمای سخیف کمدی ام/ مشکل جدی خودم هستم
  •  
  • اختصاصی سایت «سینمای ما»:
    فیلم گفت و گوی دو نفره مریلا زارعی و رضا عطاران را اینجا ببینید
  •  
  • نمایش و دانلود قسمتهای از نشست رسانه ای «برف روی کاجها» را اینجا ببینید + گزارش نشست
    معادی: سیاه و سفید بودن «برف روی کاج ها» ریسک بزرگی بود
  •  
  • عکس ها: محسن هردان
    گزارش تصویری از جلسه پرسش و پاسخ فیلم «آزمایشگاه»
  •  
  • فیلم گفت و گوی اختصاصی سایت «سینمای ما» با صابر ابر را این جا ببینید
    صابر ابر از کیفیت حضورش در نقش های متنوع برای کاربران «سینمای ما» می گوید.
  •  
  • اختصاصی سایت «سینمای ما»: فیلم گفت و گوی دو نفره مهناز افشار و صابر ابر درباره بازیگری سینما و تئاتر
    حضور مهناز افشار در تئاتر یک اتفاق است
  •  
  • عکس ها: محسن هردان
    گزارش تصویری از جلسه پرسش و پاسخ فیلم «خوابم میاد»
  •  
  • عکس ها: محسن هردان
    گزارش تصویری از جلسه پرسش و پاسخ فیلم «برف روی کاجها»
  •  
  • عکس ها: محسن هردان
    گزارش تصویری از جلسه پرسش و پاسخ فیلم «ملکه»
  •  
  • فیلم گفت و گوی اختصاصی سایت «سینمای ما» با مهناز افشار را این جا ببینید:
    مهناز افشار از حضور چشمگیر در جشنواره سی ام برای کاربران «سینمای ما » می گوید.
  •  
  • زانیار خسروی از اولین تجربه بازیگری‌اش می‌گوید:
    پیمان معادی ریسک کرد نه من!
  •  
  • برنامه "پرانتز باز" دوشنبه 17 بهمن ماه
    هر شب برنامه سینمایی «پرانتز باز» را اختصاصا در سایت «سینمای ما» بشنوید
  •  
  • موسیقی پایانی فیلم را از اینجا دانلود کنید؛
    دنگ شو با «ضد گلوله» آمد
  •  
  • عکس ها: محسن هردان
    گزارش تصویری از جلسه پرسش و پاسخ فیلم «من همسرش هستم»
  •  
  • عکس ها: محسن هردان
    گزارش تصویری از جلسه پرسش و پاسخ فیلم «یکی میخواد باهات حرف بزنه»
  •  
    I تبلیغات متنی I
    موسسه سینمایی پاسارگاد
    به تعدادی آقا و خانم جهت بازی در فیلم‌های سینمایی و سریال نیازمندیم
    09121468447
    ----------------------------
    روزنامه تفاهم
    اولین روزنامه کارآفرینی ایران
    ----------------------------
    پارسيس
    مشاوره،طراحي و برنامه نويسي  پورتال‌های اینترنتی
    ----------------------------

    موسسه سینمایی پاسارگاد
    ارائه هنرور و بازیگر به پروژه‌ها
    09121468447
    search

    خبر عكس
    I نظرسنجی I

    مایل به تماشای کدامیک از نسخه‌های فیلم «جرم» (مسعود کیمیایی) در سینما هستید؟

    amar
    بازديد امروز: 461686
    بازديد ديروز: 1255954
    متوسط بازديد هفته گذشته: 1048021
    بیشترین بازدید در روز ‌یکشنبه 23 بهمن 1390 : 1490465
    مجموع بازديدها: 366532947

    natije nazarsanji
       
    jashn
    bottom banner


    fajr posters 30

    fajr film 29


    این بخش به زودی تکمیل خواهد شد
    fajr cinema 30
     
    fajr video
      صحنه هایی از فیلم «پله آخر» (علی مصطفا)
      صحنه هایی از فیلم «بیداری» (فرزاد موتمن)
      صحنه هایی از فیلم «روزهای زندگی» (پرویز شیخ طادی)
      صحنه هایی از فیلم «در انتظار معجزه» (رسول صدرعاملی)
      صحنه هایی از فیلم «بیخود و بی جهت» (عبدالرضا کاهانی)

    asrejomeadv
    tablighat









    adv
    در صورت علاقه به درج آگهي در پايگاه خبري تحليلي سينماي ما می توانید با شماره تلفن های دفتر سایت تماس بگیرید.
    تلفن: 88535305 (داخلی 109)
           09386503357 
    آدرس: تهران - خيابان شهيد بهشتي (عباس آباد) - نرسیده به خیابان میرزای شیرازی - ساختمان پارسه - واحد 12
    پست الكترونيكي: info@cinemaema.com

    > برای مشاهده تعرفه آگهی‌ها اینجا کلیک کنید
    Oscar count down
    lg3d

    Nokia

    i news
    لطفاً بجز نام و نام خانوادگي، كد ملي، تلفن و ايميل در بخش كامنت‌ها چيزي ننويسيد.
    سينماي ما- سايت "سينماي ما" در آستانه سال جديد، آغاز پيش ثبت‌نام طرح بزرگ عضوگيري از ميان كاربران سايت را آغاز مي‌كند. از ابتداي سال 1391 براي اعضاي سايت مزاياي انحصاري، طرح‌هاي اختصاصي و برنامه‌هاي ويژه‌اي تدارك ديده شده و بخش‌هاي تازه‌اي هم به محتواي متني و تصاوير  اين پايگاه خبري تحليلي اضافه خواهد شد كه امكان دسترسي، مطالعه و تماشاي آنها فقط مخصوص اعضاء ...
    برای اطلاعات بیشتر و رزرو بلیت حضور در برنامه با تلفن 22544801 تماس بگیرید
    سينماي ما- کانون فیلم «هشت و نیم» سومین برنامه از سلسله نمایش‌های خصوصی سینمایی را تحت عنوان «فیلم دیدن با...» به نمایش فیلم «چيزهايي هست كه نمي‌داني» ساخته فردين صاحب‌زماني و با بازي ليلا حاتمي، علي مصفا و مهتاب كرامتي اختصاص داده است...
    سينماي ما- اختتاميه سي‌امين جشنواره بين‌المللي فيلم فجر يكشنبه 23 بهمن در تالار وحدت برگزار شد و برگزيدگان بخش‌هاي مختلف لوح و ديپلم افتخار و سيمرغ بلورين رشته‌هاي مختلف سينمايي را دريافت كردند. عكس‌هايي از برگزيدگان جشنواره فجر روي صحنه تالار وحدت را ايبن‌جا ببينيد:...
    goldiran
    Main News
     
    لطفاً بجز نام و نام خانوادگي، كد ملي، تلفن و ايميل در بخش كامنت‌ها چيزي ننويسيد.
    سينماي ما- سايت "سينماي ما" در آستانه سال جديد، آغاز پيش ثبت‌نام طرح بزرگ عضوگيري از ميان كاربران سايت را آغاز مي‌كند. از ابتداي سال 1391 براي اعضاي سايت مزاياي انحصاري، طرح‌هاي اختصاصي و برنامه‌هاي ويژه‌اي تدارك ديده شده و بخش‌هاي تازه‌اي هم به محتواي متني و تصاوير  اين پايگاه خبري تحليلي اضافه خواهد شد كه امكان دسترسي، مطالعه و تماشاي آنها فقط مخصوص اعضاء ...
     
    برای اطلاعات بیشتر و رزرو بلیت حضور در برنامه با تلفن 22544801 تماس بگیرید
    سينماي ما- کانون فیلم «هشت و نیم» سومین برنامه از سلسله نمایش‌های خصوصی سینمایی را تحت عنوان «فیلم دیدن با...» به نمایش فیلم «چيزهايي هست كه نمي‌داني» ساخته فردين صاحب‌زماني و با بازي ليلا حاتمي، علي مصفا و مهتاب كرامتي اختصاص داده است...
     
    سينماي ما- اختتاميه سي‌امين جشنواره بين‌المللي فيلم فجر يكشنبه 23 بهمن در تالار وحدت برگزار شد و برگزيدگان بخش‌هاي مختلف لوح و ديپلم افتخار و سيمرغ بلورين رشته‌هاي مختلف سينمايي را دريافت كردند. عكس‌هايي از برگزيدگان جشنواره فجر روي صحنه تالار وحدت را ايبن‌جا ببينيد:...
     
    سينماي ما- اختتاميه سي‌امين جشنواره بين‌المللي فيلم فجر يكشنبه 23 بهمن در تالار وحدت برگزار شد و برگزيدگان بخش‌هاي مختلف لوح و ديپلم افتخار و سيمرغ بلورين رشته‌هاي مختلف سينمايي را دريافت كردند. عكس‌هايي از بازيگران برگزيده جشنواره فجر روي صحنه تالار وحدت را ايبن‌جا ببينيد:...
     
    سینمای ما- وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي در مراسم اختتاميه سي‌امين جشنواره بين‌المللي فيلم فجر، تاکيد کرد: فکر و انديشه، جوهرة سينماست! فيلمي که پايه‌هايش بر فکر استوار نباشد، تصاويري متحرک است. متن کامل سخنراني سيد محمد حسيني در مراسم اختتاميه سي‌امين جشنواره بين‌المللي فيلم فجر به شرح ذيل است:...
     
    سینمای ما- در ابتداي مراسم پاياني جشنواره سی ام فیلم فجر که ـ 23 بهمن ماه ـ در تالار وحدت برگزار شد، محمد خزاعي ـ دبير سي‌امين جشنواره بين‌المللي فيلم فجر ـ با اشاره به كليپي كه پيش ازسخنراني‌اش پخش شد، گفت: مي‌خواستم ابتدا گزارشي از كارهاي جشنواره بدهم اما احساس كردم كه بايد در برابر عظمت و شكوه دفاع مقدس كه در اين كليپ به نمايش درآمد، سكوت كنم...
     
    سینمای ما- بازیگران زن و مرد سینمای ایران داز نسلها و طیفهای مختاف بازیگری امسال در بخشهای مختلف جشنواره فجر برنده دیپلم افتخار و سیمرغ بلورین شدند. گزیده حرفها و جمله های بازیگران روی صحنه و هنگام دریافت جایزه جشنواره سی ام فجر را اینجا بخوانید: ...
     
    سینمای ما- رضا عطاران که در بخش نگاه نو سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی را دریافت کرد، پس از گرفتن جايزه‌اش ضمن تشكر از هيات داوران گفت:‌ خوب است! البته دوست داشتم در بخش مسابقه سينماي ايران فيلم...
     
    سینمای ما- ... پیمان معادی پس از دریافت سیمرغ بلورین این بخش، گفت: صحبت خاصی ندارم، من برای ده سال آینده‌ام از شما مردم خوبم سیمرغ بلورین، جایزه و انرژی گرفتم. برای همین لحظه ها به سینما آمدم و در این سینما می‌مانم. نمیدانم چرا، اما ...
     
    سینمای ما- «هنگامه قاضیانی» پس از دریافت سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن سی‌امین جشنواره فیلم فجر به شهدای کشور ادای احترام کرد. قاضیانی پس از دریافت سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن سی‌امین جشنواره بین‌المللی فیلم فجر، گفت: سلام به همه هم‌قبیله‌های عزیزم. مردم سرزمینم که فکر می‌کنم...
     
    سینمای ما- ... جایزه‌ام را بارها و بارها از مردم گرفته‌ام اما این جایزه را باید برای «آدم برفی» می‌گرفتم که اصلاً در بخش مسابقه نبود.سالی که من در «هنرپیشه» کاندیدا شدم، در آن سال جایزه را به فرامرز قریبیان دادند برای یک فیلم الکی یعنی «بندر مه آلود» و نه فیلم اصلی اش یعنی فیلم استاد مسعود کیمیایی که باید برای این یکی میگرفت...
     
    سینمای ما - مراسم اختتامیه سی امین دوره جشنواره فیلم فجر یکشنبه شب در حضور سینماگران و مدیران سینمایی و حضور پر شور مردم سینمادوست در تالار وحدت تهران برگزار شد و برگزیدگان چهار بخش مسابقه سینمای ایران، فیلم‌های اول، مستندهای بلند و مواد تبلیغی جوایز خود را دریافت کردند. اسامی برگزیدگان و نامزدهای بخشهای مختلف سی‌امین جشنواره فیلم فجر به این شرح است: ...
     
    سینمای ما- کاربران سایت سینمای ما شرکت کنندگان ویژه مسابقه اس ام اس پرانتز باز هستند. قرعه کشی از میان شرکت کنندگان در مسابقه این برنامه برگزار شد و 2 برنده ی مسابقه روز 21 بهمن میهمان سالن رسانه های برج میلاد بودند.
     
    سینمای ما - فیلم سینمایی «پله آخر» ساخته علی مصطفا امروز 22 بهمن ماه  در سالن برج میلاد تهران برای خبرنگاران و اهالی رسانه روی پرده رفت. عکس های محسن هردان همچنین صحنه هایی از فیلم نشست رسانه ای این فیلم را  اینجا ببینید ...
     
    سینمای ما - فیلم سینمایی «تهران 1500» ساخته بهرام عظیمی امروز 22 بهمن ماه  در سالن برج میلاد تهران برای خبرنگاران و اهالی رسانه روی پرده رفت. عکس های محسن هردان همچنین صحنه هایی از فیلم نشست رسانه ای این فیلم را  اینجا ببینید ...
     
    سینمای ما - نمایش و دانلود بخش هایی از نشست رسانه ای فیلم «روزهای زندگی» ساخته پرویز شیخ طادی را اینجا ببینید...
     

    + سکانس هایی از 3 فیلم صدر نشین فهرست کاندیداها را اینجا ببینید

    سینمای ما - کاندیداهای بخش نگاه نو (مسابقه فیلم های اول) در بخش های بهترین کارگردانی، بهترین فیلم، بهترین بازیگر مرد، بهترین بازیگر زن، بهترین فیلمنامه و بهترین دستاورد هنری یا فنی به شرح زیر اعلام شد:

     
    سینمای ما - فیلم سینمایی «یک روز دیگر» ساخته (حسن فتحی) دیروز 21  بهمن ماه  در سالن برج میلاد تهران برای خبرنگاران و اهالی رسانه روی پرده رفت. عکس های محسن هردان از نشست رسانه ای این فیلم را  اینجا ببینید ...
     
    + صحنه هایی از فیلم را اینجا تماشا کنید
    سینمای ما - فیلم سینمایی «روزهای زندگی» ساخته (پرویز شیخ طادی) دیروز 21  بهمن ماه  در سالن برج میلاد تهران برای خبرنگاران و اهالی رسانه روی پرده رفت. عکس های محسن هردان از نشست رسانه ای این فیلم را  اینجا ببینید ...
     
    سینمای ما - اسامی کاندیداهای بخش نگاه نو (مسابقه فیلم های اول) سی امین دوره جشنواره فیلم فجر اعلام شد. اسامی کاندیداهای مسابقه فیلم های اول اعلام شدکاندیداهای بخش نگاه نو (مسابقه فیلم های اول) در بخش های بهترین کارگردانی، بهترین فیلم، بهترین بازیگر مرد، بهترین بازیگر زن، بهترین فیلمنامه و بهترین دستاورد هنری یا فنی به شرح زیر است:
    reportpic

                                                                                               

    toptitle
                از سال 1384
    TopFilm
    کارگردان : شهرام اسدی
    (15 رأي)
    کارگردان : علی عطشانی
    (122 رأي)
    کارگردان : مسعود اطيابي
    (83 رأي)
    کارگردان : مهدی صباغ زاده
    (13 رأي)
    کارگردان : يعقوب غفاري
    (89 رأي)
    کارگردان : جميل رستمي
    (17 رأي)
    کارگردان : عبدالرضا کاهانی
    (409 رأي)
    VIDEO BANNER

    bank
    جهت مشاهده تيزر ها به صورت آنلاين نياز به برنامه Flash Player 9 داريد --- Download Flash Player 9 ---
    بخش بانك تيزر سايت مناسب كاربراني است كه از اينترنت پر سرعت استفاده مي كنند

    ابراهیم حاتمی‌‌کیا بار دیگر جواب منتقدان‌اش را داد؛ از امیر قادری تا حسین معززی‌نیا؛
    «بعضی‌ها نسبت به من کینه دارند»
    «بعضی‌ها نسبت به من کینه دارند»


    سینمای ما - محسن آزرم‌، مهدی‌ یزدانی‌خرم‌، ‌كریم نیكونظر: ابراهیم حاتمی‌کیا در تازه‌ترین فیلمش، دعوت، همه را غافلگیر کرده است. نه داستان فیلم شبیه آثار قبلی اوست و نه ساختار و روایت، شباهتی به فیلم‌های قبلی حاتمی‌کیا دارد. ظاهرا کسی انتظار نداشته این کارگردان سینمای ایران فیلمی غیر جنگی و با قصه‌ای درباره زنان و سقط جنین بسازد. همه این‌ موضوع‌ها باعث شده که فیلم، واکنش‌های متفاوتی در میان مردم و منتقدان به وجود بیاورد. گروهی سخت به فیلم تاخته‌اند و گروهی هم آن را تجربه‌ای موفق دانسته‌اند. همه این اتفاقات باعث شده ابراهیم ‌حاتمی‌کیا، در همان ابتدای گفت‌و‌گو بگوید: «بعضی‌ها نسبت به من کینه دارند.» گفت‌و‌گوی مفصل ما با بحث درباره همین اختلاف نظرها و سوتفاهم‌ها آغاز شد.در این چند هفته‌ای كه از اكران فیلم «دعوت» گذشته، نقدهایی را كه درباره فیلم نوشته شده خوانده‌اید؟ابراهیم حاتمی‌كیا: صادقانه بگویم؛ از لحاظ روحی احساس می‌كنم نباید نقدها را بخوانم، ولی هر روز این عهد را می‌بندم و بعدازظهر آن را می‌شكنم. روزنامه كاغذی را معمولا نگاه نمی‌كنم، اما عصرها می‌نشینم و سایت‌ها را چك می‌كنم. خب، به‌نوعی دارم تاثیر این نقدها را می‌گیرم. اما باید تا حدی از آنها فاصله بگیرم، چون احساس تناقض می‌كنم. وقتی آنها را می‌خوانم، سخت كلافه می‌شوم و احساس می‌كنم كاریكاتور منتقدی را در ذهنم می‌بینم كه دارم او را به داخل سینما می‌كشم و ازش می‌خواهم فیلم را ببیند. از دست عده‌ای دلخور می‌شوم و فكر می‌كنم اگر گروهی پرده‌دری می‌كنند، من هم باید همان كار را بكنم. مدام تلاطم‌های انسانی به سراغم می‌آید و اذیتم می‌كند. در این مدت، فقط در یك‌جا آرامش پیدا كرده‌ام و آن یك‌جا هم سالن‌های سینماست... از این حقیقت كه تماشاگرانی وجود دارند و فیلم را می‌بینند واقعا انرژی می‌گیرم و آرام می‌شوم و به خانه بر‌می‌گردم.این اتفاق از چه زمانی افتاد؟ یعنی از كی هر روز با خودتان عهد بستید كه نقدها را نخوانید، اما دوباره سراغ آنها رفتید؟ چون زمانی فیلمساز محبوب و در واقع، دردانه منتقدان بودید و خیلی دوست‌تان داشتند...حاتمی‌كیا: نمی‌دانم... از جریان نقد انتظار می‌رفت وقت بگذارد و تحلیل كند و نسبتی بین مخاطب و فیلمساز ایجاد كند. اما متاسفانه چنین اتفاقی نیفتاد. فرضا وقتی سریال «حلقه سبز» را تحلیل می‌كنند، به سادگی طومار آن‌ را می‌بندند؛ طومار چیزی را می‌بندند كه من سه سال عمرم را پای آن گذاشته‌ام و می‌توانم بگویم كه چه مراحلی را از سر گذرانده‌ام. مسیر، كوتاه نبوده كه به زبان تازه‌ای در كار برسم. دلیل اینكه به زبان ساده‌ای نرسیدم، این بود كه منتقدان اصلا موضوع و ساختار كار را تحلیل نكردند. من فیلمسازی نبودم و نیستم كه مثل سریال‌سازهای ماه رمضان، چهار روز قبل از ماه، كار را شروع كنم و بعد هم در زمان پخش همچنان كار كنم. من پای این سریال‌ها عمرم را گذاشته‌ام. متاسفانه هیچ‌كس نیامد تحلیل كند كه چه اهدافی در ذهنم بوده است. به‌راحتی یك برچسب «ناموفق» و «ناكام» به آن ‌چسباندند؛ مثل زمان فیلم «به نام پدر». خب، این‌را می‌فهمم كه بخشی از این كارها، بازی با كلمات است. امروز داشتم نقدی از «امیر قادری» را می‌خواندم كه پر از نیش و نوش بود. نمی‌دانم عذاب وجدان گرفته كه این را چاپ كرده، یا نه. اگر صدق باشد كه باید بگویم عذاب وجدان گرفته. اگر هم نباشد، دیگر وقتی می‌خواهی بگویی فیلم بد است، خب بگو. مردم هم كه دارند می‌روند فیلم را می‌بینند. اینها چیز تازه‌ای نیست و نیش و نوش را من همیشه داشته‌ام. شما زمان «آژانس شیشه‌ای» را یادتان نرود. آن وقت‌ها هم همین حرف‌ها بود.شاید، اما زمان «از كرخه تا راین» را هم فراموش نكنیم كه تقریبا همه روی فیلم اجماع داشتند. خیلی‌ها با دیدن این فیلم به «ابراهیم حاتمی‌كیا» تبریك گفتند كه وارد فاز جدیدی شده و سینمای جنگ را چند پله بالا برده و ماجرا را به حاشیه جنگ كشانده است. اما بعد از آن‌چه اتفاقی افتاد كه بین منتقدهای سینما و شما فاصله افتاد و دیگر هیچ‌طرفی به دیگری روی خوش نشان نداد؟ ظاهرا اینكه علاقه‌ای به گفت‌وگو نشان نمی‌دهید، سوءتفاهمی را شكل داد...حاتمی‌كیا: نه، سوءتفاهمی در كار نبود. من معتقدم جریان نقد قدری منحرف شده است. همین فیلم «از كرخه تا راین» را نگاه كنید. سال 72 بود كه آقای «هوشنگ گلمكانی»، «عباس یاری» و «مسعود مهرابی» آمدند تا فیلم را ببینند. قرار بود عكس روی جلد مجله «فیلم اینترنشنال»، فیلم «از كرخه تا راین» باشد. هیچ‌كس هم فیلم را ندیده بود و من هم نمی‌دانستم چه اتفاقی می‌افتد. عین آدم‌هایی كه بال‌بال می‌زنند، جلوی در اتاقی كه داشتند فیلم را می‌دیدند، می‌چرخیدم و می‌خواستم بفهمم درباره فیلم چه می‌گویند. دلم هم نمی‌خواست درباره فیلم از آنها سوال كنم، چون فكر می‌كردم همین سوال‌پرسیدن مرا در جایگاه ضعف قرار می‌دهد. اما یك‌دفعه دیدم آنها دارند می‌روند و توجهی هم ندارند. رفتم جلویشان كه من را ببینند. آقای مهرابی وقتی مرا دید گفت «آن صحنه‌های جنگی‌ای كه در فیلم هست، مستند بود؟» گفتم «نه، آنها را ساخته‌ام». گفت «خوب ساخته‌ای» و بعد از اتاق خارج شدند و رفتند. آن روز فكر كردم كه شكست خورده‌ام. حتی یادم می‌آید قرار بود بروم دنبال یكی از آشنایانم كه داشت از تبریز به تهران می‌آمد، اما من از هم پاشیده بودم. پیش خودم می‌گفتم «خدایا، اینها كه سردمداران مطبوعات سینمایی‌اند، اگر این‌طور بگویند، من دیگر چه كاری می‌توانم انجام دهم؟» همان شب، فیلم برای اولین‌بار در سینما «شهر قصه» برای منتقدان در جشنواره فیلم فجر اكران ‌شد و من سوار موتور، دور میدانی در آن اطراف می‌چرخیدم. دودل بودم كه داخل سینما بروم یا نه. مدام می‌گفتم اگر داخل سینما بروم آبرویم می‌رود. بالاخره طاقت نیاوردم و اواخر فیلم رفتم داخل. فیلم كه تمام شد دیدم خیلی‌ها آمدند بیرون و آنها كه مرا می‌شناختند، بغلم كردند و تبریك گفتند. همان‌جا آقای «مسعود فراستی» را هم دیدم. آقای «فراستی» داشت به‌سرعت از پله‌ها بالا می‌رفت و بعدا فهمیدم رفته و به «سید مرتضی آوینی» گفته كه «آوینی! اینها فیلم را پسندیده‌اند.» خب، «سید مرتضی آوینی» فیلم را دوست نداشت. چیز دیگری را دوست داشت كه در نوشته‌اش راجع به فیلم، به آن اشاره كرده است. من این تناقض‌ها و این نیش ‌و ‌نوش‌ها را از قدیم داشته‌ام.اما آقای «فراستی» كه مقاله بلندی به‌نام «داغ غربت» نوشت و با ارجاع به داستان هابیل و قابیل از فیلم دفاع كرد و گفت فیلم راست و موثری‌ است و بدون شعار پیامش را منتقل می‌كند و اصلا كتاب «از كرخه تا راین» را هم آقای «فراستی» منتشر كرد...حاتمی‌كیا: آقای «فراستی» بعد از همین فیلم بود كه گفت من از مسیر خارج شده‌ام. ایشان اعتقاد دارد كه فیلم « از كرخه تا راین» یك انحراف بود و من باید راه «مهاجر» را ادامه می‌دادم. باید این نظرها را بخوانید تا بفهمید چه می‌گویم. اوج این ماجراها هم فیلم «آژانس شیشه‌ای» بود. هر كسی یك‌جوری در برابر آن ایستاد. بعضی با توجه به صبغه سیاسی‌شان در برابر فیلم موضع گرفتند. اما بعضی‌ها بودند كه من وقتی نقدهایشان را می‌خواندم، به آنها اعتقاد داشتم. اما به‌هرحال آنها هم حرف‌های عجیبی می‌زدند؛ درست مثل همین حالا. روزنامه‌ها را نگاه كنید؛ در یكی نوشته‌اند كه به‌جهت مهربانی‌های تلویزیون و وجود بازیگران سرشناس، فیلم «دعوت» دارد می‌فروشد. اما دو خط پایین‌تر نوشته كه فیلم «آواز گنجشك‌ها» با وجود تبلیغات تلویزیونی فروش نمی‌كند. خب، این استدلال چه‌طوری قابل توجیه است؟ این جملات كه همدیگر را نقض می‌كنند. یادم هست آن‌زمان منتقدی در روزنامه «جامعه» بود كه هر وقت چیزی می‌نوشت، مرا لعن و نفرین می‌كرد. مثلا در گزارشش راجع به فیلم «آژانس شیشه‌ای» این‌طور نوشته بود كه «به‌رغم توهین به مردم، فیلم خوب می‌فروشد.» اینها را من می‌دیدم، اما هیچ‌وقت هم نمی‌خواستم ارتباطم را قطع كنم. در همین مصاحبه مطبوعاتی‌ای هم كه برگزار شد، مدام می‌خواستم بین قلمی كه نقد می‌كند، با كسی كه با این قلم بازی می‌كند، فرق قائل شوم. بعضی وقت‌ها نوشته‌ها كینه‌مند هستند. من می‌گویم بیا هردو برویم سینما و ببینیم چه اتفاقی دارد می‌افتد. چرا آن‌چیزی را كه من دارم می‌بینم آنها نمی‌بینند؟فكر می‌كنید این‌ كینه به شماست یا به فیلم‌‌هایتان؟حاتمی‌كیا: هردو. البته خیلی‌وقت‌ها به من است. من قبول دارم كه سینما در حال احتضار است و با افول تماشاگر سینما روبه‌روییم. در این شرایط، جریانی مثل «فرح‌بخش» و گروهش وجود دارد كه می‌گوید فقط ما می‌توانیم سینما را نجات دهیم. فیلم‌هایشان هم كه مشخص است. جریان دیگری هم هست كه می‌گوید اصلا كاری به این اوضاع نداریم، فیلم ما قرار است در 20 كشور دیگر اكران شود. اما جریانی هم هست كه می‌خواهد با حفظ مولفه‌های فرهنگی‌اش با مردم ارتباط برقرار كند. خب، كار اینها سخت‌تر است و طبعا فشار هم بر آنها بیشتر است. حالا به جای اینكه مواظب این جریان باشیم، ساز مخالف می‌زنیم. من این‌روزها وقتی به سالن‌های سینما می‌روم، مدیران سینماها به من تبریك می‌گویند و به خاطر فروش فیلم از من تشكر می‌كنند. خب، من هم شرمنده آنها نیستم. ولی الان لحن این جوان‌هایی را ببینید كه درباره «دعوت» می‌نویسند. انگار قسم خورده‌اند كه فیلم را له كنند. حالا من این را به حساب جوانی می‌گذارم، ولی چرا این كینه‌ها را دارید؟ مگر من چه‌ كرده‌ام؟ بیرون از ایران، این تناقض‌ها و درگیری‌ها را می‌فهمم. مثلا در جشنواره برلین، 95 درصد تماشاگران فیلم «آژانس شیشه‌ای» ایرانی بودند و شاید 85 درصدشان پناهندگان سیاسی. می‌فهمم آن بنده‌خدایی كه آن‌جا نشسته مرا باعث مهاجرت و پناهندگی‌اش می‌داند. حالا او با نگاه خودش می‌تواند به ما حمله كند. ولی همان‌جا می‌بینم كه یكی از آنها جلو می‌آید و می‌گوید «جوان، اگر من حاج‌ كاظم را تأیید كنم، پس این‌جا چه می‌كنم؟» من می‌فهمیدم كه فیلم با او چه كرده. بعضی وقت‌ها حس می‌كنم دوستان منتقد دوست دارند اگر علمی هم وجود دارد، آن را زمین بزنند. انگار لذت می‌برند. من كسی نیستم كه دیگران را تحقیر كنم یا توهینی به كسی بكنم. مرد این ماجرا به‌نظرم «خسرو دهقان» است. او لوطی است. در لوطی‌گری هم حرفی نمی‌زند. ‌می‌فهمم او از كدام فیلم من خوشش نیامده و خودش هم گاهی بروز می‌دهد. اما شما رفتار او را ببینید و مقایسه كنید با رفتار باقی منتقدها. من چه كرده‌ام كه به خودشان حق می‌دهند با من این‌طور حرف بزنند؟ من كه تلاشم را كرده‌ام. حالا درنیامده. من اصلا در مقام دفاع از فیلم‌ نیستم. این هم فیلمی است مثل باقی آثار من. می‌توانید با من راحت و طبیعی برخورد كنید. ولی وقتی با چیزهایی خارج از متن به فیلم پرداخته می‌شود، دیگر به این راحتی‌ها نمی‌توانم با آن كنار بیایم.اما به نظر می‌رسد ریشه این اتفاقات و این نوع برخوردها به بعد از «بوی پیراهن یوسف» و«برج مینو» برگردد، وقتی‌كه بعضی از منتقدان، به پیراهن آستین‌كوتاه شما و ریش تراشیده‌تان اشاره كردند. حتی همان كسانی كه با شما كار كرده بودند و یك‌جورهایی همراه شما در «روایت فتح» بودند، در یك مجموعه تلویزیونی مستند كه قرار بود تاریخچه سینمای جنگ ایران باشد و راهی برای آینده این سینما نشان بدهد، در برابرتان موضع‌ گرفتند...حاتمی‌كیا: من رد نمی‌كنم. توی همین مدت، سایت «الف» درباره فیلم «دعوت» یك مطلب منفی نوشته است. صبح روز بعد از اولین اكران فیلم در سینما آفریقا، خواب‌زده شدم و رفتم سایت‌ها را چك كنم كه دیدم سایت «الف» مطلب بلندی نوشته و نویسنده‌اش به من گفته «برو فیلم جنگی‌ات را بساز.» من پشت این نقدها یك اراده سیاسی می‌بینم، اما بحثم بر سر نقد سر جای خودش است. من تشنه شنیدن نقدم. فیلمی ساخته‌ام در 5 قطعه و كاملا مشخص است حفظ مخاطب با چنین فیلمی چه‌قدر سخت است. مثل این است كه قرار بوده با چهار چرخ بروی و حالا یك چرخ را از دست داده‌ای. خب، من این كار را كرده‌ام و به‌نظرم این باید در كار «ابراهیم حاتمی‌كیا» امتیازی به حساب بیاید كه تجربه تازه‌ای كرده، نه اینكه بنویسیم اصلا بلد نیست فیلم اپیزودیك بسازد... یعنی من نمی‌توانستم یك قصه را‌بردارم و فقط همان را فیلم كنم؟ دوستان هم باید متوجه شوند كه می‌خواسته‌ام تجربه‌ای بكنم و مهندسی تازه‌ای را در فیلم اجرا كنم. چرا این را نمی‌بینند؟ خب، بگویید او می‌خواسته تجربه كند. آن‌ هم در برابر تماشاگری كه بعد از اپیزود دوم دست من برایش رو می‌شود و دیگر چیزی ندارم كه تماشاگر را با آن مشغول كنم. پس چرا مخاطب این فیلم را می‌بیند؟ به‌خاطر بازیگران مشهور؟ یا به‌خاطر اسم من؟ نمی‌گویم اینها نیست. اما همه ماجرا همین است؟ فیلم‌هایی نبوده‌اند كه با همین بازیگران كار كرده‌اند و تماشاگر فیلم‌هایشان را ندیده؟ شما اینها را به من بگویید تا من هم به بقیه بگویم. زمان فیلم «آژانس شیشه‌ای» هم ماجرا این‌طور بود. دوستان تكنیك فیلم را نمی‌دیدند و به جایش وارد حوزه‌های سیاسی می‌شدند. می‌گفتند قبلا «سیدنی لومت» آن را ساخته است. اما موضوع این بوده؟قبول كنید كه شما هم در این قضیه بی‌تقصیر نبودید، آخر شما در جواب منتقدان كه از شباهت فیلم‌ها پرسیده بودند، گفته بودید من آن فیلم را ندیده‌ام...حاتمی‌كیا: نه نه. گفته بودم سال‌هاست این فیلم را ندیده‌ام. سال 62 رفیقی داشتم به‌نام «امیراسكندر یكه‌تاز» كه فیلمبردار «روایت فتح» بود و بعدها شهید شد. ما این فیلم را با هم در ویدئو بتاماكس دیدیم. نشان‌ به ‌آن ‌نشان كه زمان اذان شد و او به من گفت «حاتمی‌كیا، اذان مغرب را می‌گویند؛ فیلم را نگه دار تا نماز بخوانیم.» رفتیم نماز خواندیم و بعد ادامه‌اش را دیدیم. بعد از آن من دیگر فیلم را ندیدم. حرف من این است كه چرا جنبه‌های دیگر فیلم را نمی‌بینند. وقتی این اتفاق نیفتد، تماشاگر هم به نظر او توجهی نمی‌كند. الان همه شمشیر آخته كشیده‌اند كه «دعوت» فیلم خوبی نیست. سوال من این است كه پس چرا فیلم دارد اینقدر خوب می‌فروشد؟ نمی‌شود گفت تماشاگرانی كه فیلم را می‌بینند آدم‌های بی‌سوادی‌ هستند. به خدا بین آنها آدم‌های تحصیلكرده و روشنفكر پر است. هر كدام هم نظر خودشان را دارند. اما نقدها چه می‌گویند؟ به چیزهایی استناد می‌كنند كه از حوزه نقد خارج است. آقای «مصطفی جلالی‌فخر» كه هم دكتر است، هم روشنفكر و هم منتقد. نوشته‌اند كه من عضو یك گروه عجیب و غریب و مخفی‌ام و آقای «شمشیری» درباره آینده برایم پیشگویی می‌كند و ایده فیلم را ایشان به من داده است. واقعا نقاد باید این‌طور باشد؟ برای همین‌هاست كه فكر می‌كنم جریان نقد متناقض است و صادق نیست. من فیلم «دعوت» را ساخته‌ام و ان‌شاءالله كتابش را هم چاپ می‌كنیم و می‌بینید كه چه‌قدر برایش زحمت كشیده‌ایم. حالا در نیامده؟ سر خون به می‌سلامت... اصلا اشكالی نیست، ولی من این راه‌ها را رفته‌ام. این نبوده كه از جشنواره خارجی آمده باشم و به من فیلمنامه‌ای داده باشند تا آن را بسازم. من كارهای خودم را كردم. اگر جواب نداد، بازهم خوب است. این‌ شكست‌ها خیلی برای ما خوب است. سال‌ها پیش «احمد طالبی‌نژاد» درباره من نوشت كه «حاتمی‌كیا باندارچوك ایران است.» یعنی من حزبی‌ام و محكوم به شكستم. بعد هم گفت تو آدم‌های شهر را نمی‌شناسی. در مورد فیلم «به نام پدر» هم همین بحث‌ها بود. «به نام پدر» فیلمی ا‌ست كه من معتقدم به‌غایت حرف روز بود. الان مگر حرف این موضوعات را نمی‌زنیم؟ كجای این حرف تازه نیست؟ قبل از «به نام پدر» كی من درباره گفت‌و‌گوی بین نسل‌ها حرف زده بودم؟ اصلا چه‌كسی درباره این موضوع حرف زده بود كه من از او استفاده كرده باشم؟ اما دوستان اصلا این‌چیزها را نمی‌بینند...این اتفاق، به‌نوعی در «موج مرده» هم افتاده بود. داستان آن فیلم درباره شكاف بین دو نسل و تفاوت عقایدشان بود...حاتمی‌كیا: «موج مرده» ارتباط بین دو نسل را نشان می‌داد، اما اصلا اشاره‌ای به گفت‌و‌گوی نسل‌ها نمی‌كرد. آن زمان هم همه حرف‌ها درباره بحث‌های حاشیه‌ای فیلم بود. من مدام در حال تجربه‌ام. چرا كسی این را نمی‌بیند؟مگر همه این تجربه‌ها برای این نیست كه كارگردان به ژانر دلخواهش برسد؟ برای همین است كه می‌گویند ابراهیم حاتمی‌كیا بلد است فیلم جنگی بسازد و حتی اگر فیلم خوبی هم از آب درنیاید، حتما فیلم مهمی می‌شود. پس چه اتفاقی افتاده كه حاتمی‌كیا از تجربه موفقش دست كشیده و سراغ كارهایی آمده كه شاید توجه كسی را جلب نكند؟حاتمی‌كیا: این تحلیلی است كه می‌شود درباره آن حرف زد. واقعیتش این است كه من انتظار دارم این اتفاق را دوستان منتقد تحلیل كنند. توضیح‌شان هم به حرف‌های حاشیه‌ای برنگردد. بابت نپرداختن به این‌چیزهاست كه از شما دلخورم. بحث همین چیزهاست دیگر. ساده‌ترین حرف این است كه بگوییم حاتمی‌كیا در افكار ایدئولوژیكش شكست خورده یا نه؛ اصلا «حك فیلم» را راه انداخته. من انتظار دارم كه بیایند و این موضوع را تحلیل كنند...سوال این‌ است؛ حاتمی‌كیا نمی‌خواهد فیلم جنگی بسازد یا اینكه شرایط ساخت فیلم جنگی برایش فراهم نمی‌شود و اجازه نمی‌دهند او كار خودش را بكند؟حاتمی‌كیا: همه اینها هست؛ مثل همه دلایلی كه باعث شده شما الان در این روزنامه باشید و قبل از آن جای دیگری بوده‌اید. مثل همه این جریاناتی كه الان در جامعه ما هست...شما زمانی به جنگ پرداختید و فیلم‌های جنگی ساختید كه جنگ، موضوع اصلی جامعه بود. بعد هم سراغ حاشیه‌های جنگ و تاثیر آن رفتید. اما حالا به نظر می‌رسد می‌خواهید صرفا به جامعه و آدم‌هایش بپردازید. با توجه به «دعوت» قصدتان ماندن در شهر و پرداختن به موضوعات شهری است؟ می‌خواهید درباره نسلی كه در زمان جنگ كودك بوده‌اند فیلم بسازید یا در فیلم‌های بعدی ماجراهای دیگری را دنبال می‌كنید؟حاتمی‌كیا: ببینید؛ اصلا پروتكل از پیش تعیین شده‌ای وجود ندارد. من هیچ‌وقت در انبار خانه‌ام، یا در كامپیوترم، فیلمنامه آماده و ساخته‌نشده‌ای ندارم. من فیلم‌هایم را با توجه به مسائل جامعه می‌سازم، با توجه به مسئله‌ای كه در جامعه رخ می‌دهد. هیچ‌وقت فیلمنامه‌ای نداشته‌ام كه بعد از ساخت فیلمی دنبال ساخت آن یكی باشم. دلیلش هم این است كه من خودم را از این زاویه فیلمساز حرفه‌ای نمی‌دانم كه كارش فیلمسازی است. فیلمسازی من با توجه به زمان پیش می‌رود؛ یعنی باید در زمان احساس نیاز بكنم. خب، الان احساس كرده‌ام كه باید به موضوع سقط جنین بپردازم. خیلی‌ها به من گفته‌اند تو چرا سراغ این موضوع رفته‌ای؟ چرا نباید از این فیلم‌ها بسازم؟ زمان فیلم‌برداری «برج مینو» ما در آبادان بودیم و یكی از دوستان با ما همكاری نكرد و برای تجهیزات خیلی اذیتمان كرد. بعد‌ها در یك افطاری او را دیدم و خواستم از او گلایه كنم كه به من گفت فعلا حرفش را نزن. الان یك امضا برای بچه‌ام به من بده بعدا در مورد آن حرف می‌زنیم. من به او گفتم «ببین، من تا خانه تو هم رفته‌ام. در زندگی تو هستم پس چرا با من این‌طور رفتار می‌كنید؟» الان هم همین را می‌گویم. سقط جنین موضوعی بود كه توجه من را جلب كرد...ایده اولیه این فیلم از كجا آمد؟ از خبرها یا مشاهدات عینی؟حاتمی‌كیا: انواع حرف‌ها و بحث‌ها را شنیدم. بحثی كه من این‌روزها می‌بینم در پستوی خانه‌ها جریان دارد، همین سقط جنین است؛ آن هم از زاویه اخلاقی و مذهبی‌اش. اینكه حق داریم این كار را بكنیم یا نه. بعد كه ‌آمدیم و تحقیق كردیم، دیدیم چقدر نظرات مختلف درباره آن وجود دارد. به عدد آدم‌ها موافق‌ و مخالف سقط جنین وجود دارد. از آن‌طرف می‌بینم حتی در آمریكا یكی از مولفه‌هایی كه «جورج بوش» به خاطر آن رای آورده، همین مخالفت با سقط جنین است. الان خانم «سارا پی‌لن» هم این نظر را مطرح می‌كند و مخالف سقط جنین است. پس این یك مسئله جدی‌ است و دلم می‌خواهد درباره آن حرف بزنم و خودم را صاحب حق می‌دانم كه به آن بپردازم. آماری كه در این مورد وجود دارد، غم‌انگیز است. یعنی اگر یك روز ببینم سطل زباله محله‌ها پر از مواد غذایی است و درباره این موضوع فیلم بسازم، سقوط كرده‌ام؟ تا دیروز دلم می‌خواست از جنگ بگویم و حالا می‌خواهم از سقط جنین بگویم. به بحث ازدواج نگاه كنید. خیلی درباره آن حرف زده‌اند اما انگار بحرانی است كه دارد بر سر جامعه كوبیده می‌شود. ماجراهایی كه درباره صیغه، ازدواج دوم و... وجود دارد از دل همین بحث‌ها بیرون می‌آید. خب ما باید از زاویه‌ای وارد این ماجرا شویم كه نگاه مناسبی به مخاطب بدهیم. من حق دارم در 47 سالگی وارد این موضوعات بشوم. زمان جنگ گفته بودم «اگر فیلم دیگری غیر از جنگ به‌نام حاتمی‌كیا به لابراتوار آمد، شما از طرف من اجازه دارید كه آن‌را بسوزانید؛ چون فیلم من نیست.» من پای این جمله 20 سال ایستاده‌ام. كافی نیست؟ آنها كه پای حرف‌شان می‌مانند چند سال ایستادگی می‌كنند؟ من دو دهه ایستاده‌ام. در این مدت یك نسل شكل گرفته است. پس حق دارم بگویم تا الان داشتم از این اتفاقات می‌گفتم و حالا سرم را قدری چرخانده‌ام آن‌طرف. تحمل‌نكردن این چیزها برای من عجیب است. این موضوع در همه خانواده‌ها هست. بد یا خوبش هم مسئله دیگری است.روند آفرینش «دعوت» از داستان شروع شد یا تحقیق؟حاتمی‌كیا: از تحقیق. خانم «رویا كریمی‌مجد» به كار دعوت شد و به او گفتیم گروه تحقیقی تشكیل دهد. قرار شد آنها در حوزه‌های اجتماعی و قضایی و... وارد بشوند و ما ببینیم به چه چیزهایی می‌رسیم. مطالب مفصلی گیرمان آمد. در طول شش ماه نشستیم و این اطلاعات را با هم مرور كردیم. كاری كه الان هم به نحوی درباره پروژه تازه‌ام انجام می‌دهم. كم‌كم این بحث‌ها رنگ گرفت و ما متوجه شدیم كه چه‌قدر ماجرا حساس و ظریف و عمیق است. ما آرام‌آرام رسیدیم به اینكه موضوع خیلی حساس‌تر از آن ‌چیزی است كه فكر می‌كرده‌ایم. طیف‌های مختلف را پیدا كردیم و به چیزهای تازه‌ای رسیدیم. بر اساس آن به ساختمانی برای فیلمنامه رسیدیم كه بر اساس 10 نفر شكل گرفت. كسانی كه هر كدام به دلایلی تصمیم گرفته بودند بچه‌شان را سقط كنند.پس نقطه شروع همه اپیزودهای فیلم داستان‌های واقعی‌ است...حاتمی‌كیا: مایه‌هایی از این داستان‌های واقعی دارند، ولی هیچ‌كدام مشخصا از روی واقعیت الگوبرداری نشده‌اند.پس فقط ایده‌ها واقعی بوده‌اند.حاتمی‌كیا: تقریبا. مثلا در مورد خانم‌هایی كه در سنین بالا باردار می‌شوند، انواع مختلفی وجود داشت، یا خانم‌هایی كه می‌خواستند برای ادامه تحصیل به خارج بروند و به ماجرای بارداری برخورده بودند. خانم «یثربی» بعدا مسئله بازیگران را هم مطرح كردند. آنها در فیلم به‌عنوان كسانی مطرح شدند كه شغل گرفتارشان می‌كند. من روزی كه خانم یثربی را دعوت كردم به اینجا بیایند، می‌دانستم كه فضای قصه فیلم زنانه است و من باید از كسی كمك می‌گرفتم. آقای «محمد حاتمی» بانی خیر شد و خانم «یثربی» را به من معرفی كرد. در انتهای جلسه آشنایی من حس كردم باید قلم را به ایشان بدهم تا داستان‌ها را بنویسند. البته من از ابتدا به ساختار رسیده بودم و می‌خواستم یك فیلم با چند داستان بسازم. همان موقع برایم روشن بود كه نمی‌خواهم فیلم به یك بهانه محدود شود. می‌خواستم كاری بكنم كه به همه اینها اشاره‌ای شده باشد. در نمونه‌های فرنگی هم این نوع كار وجود دارد. فیلمی كه خیلی دوستش دارم «تصادف» است. هر جوری خواستیم به آن ساختمان نزدیك شویم و داستان‌ها در هم تنیده شوند، دیدیم كه بدنه داستان‌ها اجازه نمی‌دهد این اتفاق بیفتد. اگر هم می‌خواستیم از این لوس‌بازی‌ها در بیاوریم كه تنه این آدم به‌ آن‌ یكی بخورد و در یك قاب كنار هم باشند و... كار آنطوری كه می‌خواستیم نمی‌شد و به این می‌رسید كه این‌ كارها یعنی چه.و به جایش آزمایشگاه و سونوگرافی و خانم دكتری را گذاشتید كه كارش ظاهرا سقط جنین است...حاتمی‌كیا: پیش خودم گفتم قصه یكی بود یكی نبود بگویم؛ قصه آزمایشگاهی كه هزار نفر وارد آن می‌شوند و ما فقط درباره شش هفت نفر از آنها حرف می‌زنیم.خانم یثربی شما وقتی وارد این پروژه شدید، صرفا با تحقیق‌ها طرف بودید یا چیزی از ویژگی شخصیت‌ها و داستان‌شان هم آماده شده بود؟چیستا یثربی: یك‌سری تحقیقات آماده بود كه به شكل سی‌دی به من دادند، به‌علاوه تحقیقات میدانی و محیطی. مثلا به اتاق سونوگرافی رفته بودند و از آنهایی كه حتی نمی‌خواستند بچه‌شان را سقط كنند و خوشحال بودند، فیلم گرفته بودند. این فیلم‌ها و طرح‌هایی را كه آماده شده بود، به من نشان دادند. یكی از آنها مثلا اینطور بود كه «سیده خانم، زنی میانسال است كه در این سن باردار شده و مخالفانش بچه‌هایش هستند.» آن طرح‌های اولیه شش هفت خطی بودند، ولی بعد دیدم اتودهایی هم براساس آن زده‌اند. هرچند آقای حاتمی‌كیا به من گفتند كه هر كدام از آنها را كه به دلم می‌نشیند و می‌شود در مدیوم سینما روی آنها كار كرد انتخاب كنم. خب، من به‌خاطر كار روان‌شناسی و مشاوره، با خیلی از خانم‌ها در ارتباط بودم و مشكلات آنها را می‌دانستم. برای همین لازم نبود زیاد تحقیق كنم. از طرف دیگر، به جنبه‌های سینمایی طرح‌ها و آدم‌ها نگاه كردم و سعی كردم آنهایی را كه مناسب‌تر است انتخاب كنم. ما حدود دو ماه روی این طرح‌ها كار كردیم كه كدام‌‌ طرح جای كار دارد و كدام‌یكی ندارد و كدام‌یكی نیاز به اصلاح دارد. هر كدام پیشنهاد‌هایی برای قصه‌ها داشتیم. مثلا من گفتم چرا «بهار» باید آرایشگر باشد؟ او یك زن صیغه‌ای است كه می‌تواند روی پای خودش بایستد و مترجم باشد و آپارتمان مستقلی هم داشته باشد. به‌جای این كمبود مالی، عشق وجود داشته باشد.این تكه‌تكه‌بودن داستان‌ها (به قول والتر بنیامین) گاهی از خود اثر فراتر می‌رود و اهمیتی چندبرابر موضوع پیدا می‌كند. این تكه‌تكه‌شدن داستان‌ها در «دعوت» آگاهانه انجام شده و قرار بوده تكه‌تكه‌بودن جامعه امروز را نشان دهد یا اینكه قرار بوده صرفا ساختار اپیزودیك باشد و چند نوع از یك اتفاق را نشان دهد؟یثربی: من از زمانی كه وارد ماجرا شدم این ساختار اپیزودیك قطعی شده بود. الان آقای حاتمی‌كیا فیلم «تصادف» را مثال زدند. یادم می‌آید آن زمان می‌گفتند نگاه هم‌دلانه و غمخوارانه به انسان‌ها را دوست دارند. خب، قرار بود موقعیت چند زن را نشان دهیم و باید ممیزی را هم در نظر می‌گرفتیم. البته از آنجایی كه من داستان كوتاه و نمایشنامه‌های كوتاه می‌نویسم، از این طرح استقبال كردم. فكر می‌كنم در حالت اپیزودیك دست سازنده‌ كار برای نمایش موقعیت‌های مختلف باز است. بعضی به من ایراد می‌گیرند كه چرا این زنان شخصیت‌پردازی ندارند، اما اگر دقت كنید آنها شخصیت‌های آشنایی هستند. تازه ما دغدغه شخصیت‌پردازی هم نداشتیم. بیشتر هدف ما نمایش موقعیت‌های خاصی بود كه می‌خواستیم تماشاگر با آن روبه‌رو شود.پایان همه این داستان‌ها به یك نتیجه می‌رسند. چرا همه آنها به یك نوع رستگاری می‌رسند؟ چرا پایان‌بندی هر داستانی با داستان دیگر فرق نمی‌كرد؟ به هر حال شخصیت‌ها كه كاملا با هم متفاوت بودند و موقعیت‌های خاص خودشان را هم داشتند.یثربی: این به نگاه سازندگان فیلم برمی‌گردد. من معتقد بودم كه باید تا جایی كه می‌شود بچه‌ها را سقط نكرد. بعدها دیدم نظر آقای حاتمی‌كیا هم همین بوده است. این نگه‌داشتن بچه‌ها دغدغه فیلمساز بود. ایشان نیامده فیلمی بسازد كه بحران اجتماعی را نشان دهد و پایانش را هم باز بگذارد. این نگاه تقدیسی به نوزاد در فیلم كاملا وجود دارد. كسی به من می‌گفت «اگر خانم بنی‌اعتماد، یا آقای مهرجویی درباره این موضوع فیلمی می‌ساخت، نتیجه چیز دیگری می‌شد.» من هم گفتم «قطعا همینطور است.» به تعداد آدم‌ها نظر وجود دارد و هر كدام با دیدگاه خودشان فیلم می‌سازند. به‌هر‌حال، هر فیلمسازی یك پیش زمینه هم دارد. خانم «خیراندیش» وقتی داستان را خواند گفت «اَه‌اَه. یثربی. همه اینها باید بچه به دنیا بیاورند؟» اما الان نظرشان چه‌قدر تغییر كرده است. نمی‌گویم فیلم باعث این تغییر شده، اما خودشان می‌گویند به این فكر افتاده‌ام كه این‌قدر قطعی حرف نزنم و نظر ندهم. خانم «خیراندیش» حتی به من می‌گفتند فیلمی قدیمی هست كه در آن هم چند زن بچه‌شان را نگه می‌دارند و چند نفری هم سقط می‌كنند. خب، آن فیلم محصول نگاه آن فیلمساز است. یادم می‌آید آقای حاتمی‌كیا حتی برای اینكه نگویند همه این تصمیم‌گیری‌ها به یك ‌نوع نگاه دینی برمی‌گردد ارجاعات مذهبی داستان را هم حذف كرد. من فكر می‌كنم این به سلیقه ما برمی‌گردد تا كسانی را انتخاب كنیم كه می‌توانستند در شرایط به‌خصوصی بچه‌های‌شان را سقط كنند، اما این كار را نكردند.مردهای فیلم، اساسا، شخصیت‌های كمرنگی هستند. شوهری كه در اپیزود اول می‌بینیم، شخصیت فعالی نیست. حتی شوهر سیده‌خانم هم نقش چندان در داستان ندارد. بهترین شخصیت مرد، از لحاظ كاركرد درام، قاعدتا، همسر «بهار» است كه «فرهاد قائمیان» نقشش را بازی می‌كند. ولی باقی شخصیت‌ها خیلی در سایه‌ قرار گرفته‌اند. نمی‌شد كاركرد بهتر و پررنگ‌تری داشته باشند؟یثربی: چه بخواهیم و چه نخواهیم، این فیلم داستان زن‌هاست و واقعیت این است كه آنها تصمیم می‌گیرند بچه‌های‌شان را نگه دارند، یا سقط كنند. من اصلا قبول ندارم كه می‌شود زنی را به زور مجبور به سقط جنین كرد. معتقدم زنی كه بخواهد سقط جنین بكند، كار خودش را می‌كند و اگر هم نخواهد، آن كار را انجام نمی‌دهد. ما از اول می‌دانستیم مردهای این فیلم در سایه‌اند. مردها هستند و حضور دارند تا زن‌ها خودشان را نشان بدهند. بازیگران مردی هم كه می‌آوردیم ابتدا جا می‌خوردند. من چهره آقای «امكانیان» را یادم نمی‌رود كه چه‌قدر ذوق داشت در این فیلم بازی كند یا «بهرام رادان» را. یادم می‌آید «رادان» جمله جالبی به من گفت. او گفت «ببینید؛ نقش هر كدام از این زن‌ها را به من بدهید بازی می‌كنم. مردها كه در این فیلم جایی ندارند.» در مورد اپیزود «بهار» كه گفتید خوب است، باید بگویم آن داستان نسبت به كل فیلم متفاوت بود. این اپیزود درباره عشق بود و آقای حاتمی‌كیا از همان ابتدا می‌گفتند تنها مردی كه قرار است بیشتر دیده شود، بازیگر نقش شوهر «بهار» است.حاتمی‌كیا: من تصویرهای دیگری هم داشتم كه البته چندتایی از آنها در فیلم نماند. قرار بود خواب‌های این زنان را هم در فیلم ببینیم. در همه این صحنه‌ها مردها دارند خُرخُر می‌كنند كه یعنی در خواب عمیقند. تنها همین اپیزود آخر است كه در آن مرد راحت نمی‌خوابد. چندتایی از آن صحنه‌ها در فیلم هست. مثل اپیزود خانم «خیراندیش» یا اپیزود اول. این صحنه‌ها را بیشتر گذاشته بودیم برای اینكه موقعیت زنان را نشان دهیم. واقعیتش این است كه ما از ابتدا می‌دانستیم، فیلم زنانه است. یكی از بحث‌هایی كه من این روزها شنیده‌ام، این است كه چطور حاتمی‌كیا توانسته این زبان زنانه را در فیلمش بگنجاند. لحن زنانه‌ای فیلم وجود دارد و شكل آن فیلم‌هایی نیست كه مردها در مقابل زن‌ها كوبیده شوند. من در فیلمم مردها را نمی‌كوبم؛ چون موقعیت‌ مردهای فیلم من نسبت به زن‌های فیلم آن‌قدر فعال نیست كه بخواهم درباره‌شان اظهارنظر كنم...اما انگار همیشه مقصرند كه بچه‌ای می‌خواهد به دنیا بیاید و زن علاقه‌ای به بچه نشان نمی‌دهد؛ درحالی‌كه آنها عاشق و شیفته بچه هستند...حاتمی‌كیا: فقط در دو اپیزود اینطور است كه كنار هم قرار گرفته‌اند.یثربی: این البته بین زن‌ها رایج است كه می‌گویند تقصیر شوهرم بود.حاتمی‌كیا: من هم به این چیزی كه ایشان می‌گویند اعتقاد داشتم.ترتیب اپیزودها از اول همینطور بود؟ یعنی قرار بود فیلم با یك داستان عاشقانه تمام شود؟حاتمی‌كیا: نه، ما قاعده‌ای برای این كار نداشتیم. همین‌جا در دفتر «حك فیلم»، دوبار تماشاگران عادی را دعوت كردیم و فیلم‌ را به آنها نشان دادیم. فیلم الان پایان مشخصی ندارد و اعتراف می‌كنم دوست نداشتم فیلمم پایان روشنفكری و به‌اصطلاح باز داشته باشد، ولی چون می‌خواستم بگویم این داستان‌ها ادامه دارند و زنگ‌های تلفن برای آدم‌های دیگر هم به صدا درخواهد آمد، ساختار خاصی را در نظر گرفتم. اول قرار بود فیلم انتهایی داشته باشد و فیلم‌برداری‌اش هم كردیم و اتفاقا خیلی هم زیبا از كار درآمد. در آن پایان كودكی به‌دنیا می‌آمد. در نمایش‌های آزمایشی هم این پایان وجود داشت. اما راستش اگر این كار را می‌كردم، خیال مردم را راحت كرده بودم. پایان‌ فیلم‌های من همیشه خوب است و من پایان فیلم‌هایم را با قدرت تمام می‌كنم و داستان را رها نمی‌كنم. اما این‌بار بین اینكه چنین اپیزود و پایانی را بگذارم یا نه، گیر كردم. بعد دیدم نباید این كار را بكنم. ولی در مورد تقدم و تاخر بخش‌های دیگر تنها هدف ایجاد كشش و انرژی بود. یكی، ‌دوبار اینها را تغییر دادیم و جواب‌های مختلفی گرفتیم تا به این شكل فعلی رسیدیم.از همان شروع كار، «دعوت» حاشیه‌های زیادی داشت؛ مثلا اینكه چرا «مهناز افشار» یا «محمدرضا گلزار» قرار است در فیلمی از حاتمی‌كیا بازی كنند و حتی دعوایی اینترنتی هم شروع شد. البته همه آن اسامی به فیلم راه پیدا نكردند، اما این بازیگران چطور انتخاب شدند؟ «مهناز افشار» چطور سر از سینمای حاتمی‌كیا درآورد؟حاتمی‌كیا: من آن زمان لذت می‌بردم كه جوان‌ها اینقدر با هم بحث می‌كنند. اگر دیگران در این مورد حرفی می‌زدند، زیاد مسئله‌ام نبود. اما چون جوان‌ها وارد شده بودند ماجرا برایم مهم شده بود. من همه این نظرها را به خود فیلم ارجاع می‌دادم كه بگذارید فیلم بیاید و بعد ببینید من حق داشته‌ام از آن‌ بازیگرها استفاده كنم یا نه. به‌زعم خودم این تركیب بازیگران باید رخ می‌داد. خانم «افشار» برای نقش سوپراستار اپیزود اول، درست انتخاب شده و سر جایش هم ایستاده. همانطور كه خودم در جای خودم در فیلم ایستاده‌ام. برای نقش آن كارگردان هم كلی بازیگر آمد، اما فكر كردم انتخاب هر كدام از آنها خودش ارجاعی به چیزهای دیگری است. برای همین خودم فیلم بازی كردم.این دومین باری است كه جلوی دوربین بازی می‌كنید...حاتمی‌كیا: بله، اما این‌بار ارادی بود. دفعه‌ قبل بازیگر نقش نیامد و من مجبور شدم بازی كنم. اما این‌بار آگاهانه بازی كردم. یكی هم نوشته بود بدترین بازیگر فیلم خود حاتمی‌كیاست. راست هم می‌گوید. برای همین هم من در لانگ‌شات هستم. اما خانم «مهناز افشار»، گزینه خیلی هوشمندانه‌ای است كه راحت او را در نقش می‌پذیریم...یثربی: مگر ما نمی‌گوییم تماشاگر باید بیاید و فیلم را ببیند؟ پس چرا ستاره‌ای نباید در فیلم باشد؟ من الان می‌خواهم نمایشی را با دانشجوهایم اجرا كنم، می‌دانم كسی برای تماشا نمی‌آید. ولی وقتی چند اسم در كار باشد، سالن پر می‌شود. مخاطب قبل از هر چیز به اسم‌ها نگاه می‌كند. بازیگرها مثل جلد كتاب‌ها می‌مانند كه هرچقدر زیباتر باشند بیشتر جلب توجه می‌كنند. ما از اول می‌خواستیم جوان‌ها و خانواده‌ها بیاید و فیلم را ببینند. بعد گفتیم خب، این چه كاری است كه برویم یك بازیگر نه‌چندان حرفه‌ای را بیاوریم و كلی با او كار كنیم تا در نهایت ادای سوپراستارها را در بیاورد؟ می‌رویم خود سوپراستار را می‌آوریم. ما باید به بضاعت سینمای ایران هم نگاه كنیم. درست است كه اسم خود آقای حاتمی‌كیا اعتبار یك اثر است، اما برای نسل جدید كافی نیست. او می‌گوید چه ‌كسی در این فیلم بازی می‌كند؟ تازه وقتی این بازیگرها خیلی خوبند، چرا ازشان استفاده نكنیم؟ اصلا چه اشكالی دارد بازیگرانی كه مردم دوست‌شان دارند در این فیلم حاضر باشند؟ همه آنها دارند خوب كار می‌كنند. مهناز افشار می‌گفت من این همه سال است كه دارم فیلم كار می‌كنم، اما فقط سه سال است كه خودم را بازیگر می‌دانم.حاتمی‌كیا: واقعا هم همینطور است. من تماشاگر را می‌خواهم كه به سینما بیاید. من به آنها تكیه داده‌ام. این دعوای قدیمی من است با دوستان كه سینما برای سینماست یا سینما برای چیزهای دیگر. خیلی‌ها هم به‌خاطر این طرز فكر با من میانه ‌خوبی ندارند. برای من مهم بود كه زوج جوانی وارد سینما بشوند و فیلم من را ببینند.شما حتی زمانی كه فیلم « روبان قرمز» را‌ هم ساختید، دست‌كم دو بازیگر مشهور در آن بازی كردند...حاتمی‌كیا: خدا خیرتان بدهد. برای من هم این فیلم «دعوت» تجربه خیلی خوبی بود. من خودم ذهنیتی نسبت به «مهناز افشار» داشتم و فكر می‌كردم كه اینها برای نقش نمی‌جنگند و زحمت نمی‌كشند، اما خانم «افشار» در سرمای زمستان، وقتی گازها هم قطع شده بودند ده دوازده ساعتی در آب می‌نشستند تا ما انواع پلان‌ها را بگیریم.قضیه آن فیلمی كه مدام در آن اپیزود می‌بینیم و هربار در فضایی می‌گذرد كه ربطی به فضای قبلی ندارد چیست؟حاتمی‌كیا: خب، تصور كنید من دارم پنج قصه‌ می‌گویم كه هر كدام برای خودشان قالب مشخصی دارند. من باید برای یكی از اینها قصه‌ای می‌ساختم كه در دل خودش قصه‌ دیگری دارد. چه‌قدر سختی كشیدیم كه این مسئله تماشاگر را گیج نكند. می‌خواستم حاشیه‌ای ارائه كنم كه بحث زن، گرفتاری، محكومیت و... در آن باشد.یثربی: می‌خواستیم براساس نمایشنامه «خرده جنایت‌های زناشوهری» این كار را انجام دهیم. ولی فرصت این كار را نداشتیم... در مورد اپیزود «زینال» كه دیگر همه‌چیز به‌سرعت انجام می‌شد...در مورد آن اپیزود كه خیلی می‌شود حرف زد. اصلا نیازی نبود خانم «قاسمی» آن جمله‌ها را در انتهای كار بگوید. چسباندن آن عكس روی دیوار و كنار عكس‌های دیگر كافی بود...یثربی: یعنی تماشاگر واقعا متوجه قضیه می‌شد؟حاتمی‌كیا: جالب است. دیالوگ‌های آن صحنه مال جای دیگری است و چون بازیگر پشت به دوربین بود، از ترس اینكه مخاطب متوجه كار او نشود، آن را گذاشتم... سر مونتاژ هم این بحث بود كه آن را نگذاریم. ولی ترسیدم همان كسی كه به سینما می‌آید یك‌دفعه بگوید من نفهمیدم چه اتفاقی افتاد.حالا غیر از این، جنس بازی‌های این اپیزود هم ایراد دارد. «فروتن» كه كاملا اغراق‌شده بازی می‌كند و با آن لهجه و گریم اصلا جذابیتی ندارد و خوب نیست.حاتمی‌كیا: اینها تقصیر من است. مثل اتوبانی است كه اگر یك لحظه نپیچی به چپ، باید كل مسیر را بروی. ما تمرین را دیدیم و پسندیدیم كه آنها لری حرف بزنند.فقط مسئله لهجه نیست...حاتمی‌كیا: نه، فقط حرف‌زدن نیست؛ رفتار آنها هم لری شد. آنها اغراق‌شده بازی می‌كردند تا واقعی به‌نظر برسند و از همان‌جا هم ما نمی‌توانستیم به چپ و راست راهنما بزنیم. با این لهجه و رفتار، ما در اتوبانی افتاده بودیم كه كیف می‌كردیم چه سرعت خوبی داریم و چه سریع حركت می‌كنیم. سر میز مونتاژ متوجه شدم چه اتفاقی افتاده. حتی اصرار كردم كه این اپیزود را دوبله كنیم. آقای «فروتن» راضی شد، اما خانم «سحر جعفری ‌جوزانی» دیگر تلفن‌ها را جواب ندادند و راضی نشدند. ما این قضیه را زمان مونتاژ فهمیدیم. ولی كاری بود كه شده بود. آدرس از اول اشتباه بود. سرصحنه همه چیز خوب به نظر می‌آمد اما بعد نه. اینها چیزهایی است كه من می‌گویم گفتنش هیچ ایرادی ندارد و من هم قبول می‌كنم.یثربی: قرار بود از آنها برای فیلم تست بگیرم. یك‌بار فارسی حرف زدند و یك‌بار هم لری. جادوی بازی اینجا تاثیرش گذاشت. نتیجه این شد كه وقتی فیلم را روی میز مونتاژ دیدیم، یك‌دفعه متوجه اتفاق شدیم.حاتمی‌كیا: ما این لحظات را خُرد و ریزریز می‌دیدیم و همه‌چیز خوب به‌نظر می‌رسید. من خیلی به این قصه امید داشتم و خیلی هم مورد علاقه‌ام بود. مثل اپیزود «بهار». آن یكی به نتیجه رسید و این نه.اتفاقا یكی از نكته‌های قابل اشاره این است كه در اپیزود «بهار» شما به شخصیت‌ها نزدیك می‌شوید و احساسات آنها را رو می‌كنید. شاید به همین دلیل هم این اپیزود، در مقایسه با اپیزودهای دیگر، بیشتر به دل می‌نشیند. چون در باقی قصه‌ها شما راوی و ناظرید و چندان به شخصیت‌ها نزدیك نمی‌شوید...حاتمی‌كیا: من بلدم چه‌جوری نفس تماشاگر را 10 دقیقه در سینه‌اش حبس كنم. ادعای بی‌خود هم نمی‌كنم. عطف به گذشته می‌كنم. اما با تمام قوا این‌بار سعی كردم فاصله بگیرم. هرجا جریان كار به این سمت آمد، جلویش را گرفتم. چون می‌خواستم بین تماشاگر و شخصیت‌ها فاصله‌گذاری به وجود بیاید. اما در قصه آخر، كل ماجرا رمانتیك بود. با این همه باز هم خیلی چیزها را درآوردیم.یثربی: اساسا این نوع فیلم‌ها به این فاصله نیاز دارند. نباید تماشاگر را درگیر شخصیت‌ها كرد. چون آنها كوتاه می‌آیند و می‌روند.

    منبع خبر : کارگزاران
    پنجشنبه,25 مهر 1387 - 12:16:58

    اين مطلب را براي يک دوست بفرستيد صفحه مناسب براي چاپگر
    آرشيو
    اخبار مرتبط:

    نظرات

    sanaz
    پنجشنبه 25 مهر 1387 - 13:39
    -1
    موافقم مخالفم
     

    mer30

    rast mige khob man kheili az in ferasati badam miad

    filmesh ghashange


    پنجشنبه 25 مهر 1387 - 13:49
    -1
    موافقم مخالفم
     
    سلام خسته نباشيد اقای قادری به عنوان یک خواننده ی حرفه ای سایت سینما ما از شما خواهشی دارم یا بهتره بگم پیشنهادی دارم گاهی بین نظرهایی که در کامنتها وجود دارد به قدری نقدهای منسجم ومنصفانه ای دیده می شود که جایگاه انها بیش از یک نظر هست و گهگاه از نقدها وتحلیلهایی که در سینمای ما دیده می شود بهتر هستند (برای مثال تحلیلهایی که بر سر رفتن گلشیفته توسط خوانندگان صورت گرفت را از نظر کیفی با مطلب ارمین ابراهیم پور مقایسه کنید) از اینرو پیشنهاد می کنم ستونی کوچک در سایت ایجاد کنید تا مخاطبان بتوانند نقد ها وتحلیلهای منسجم همدیگر را بخوانند به مانند ماهنامه فیلم که از نقد های منتقدین اماتور استقبال می کند(هر چند سینما ما بعضی اوقات کامنتهای منتخب را می گذارد ولی کافی نیست) شما با این کار هم به مخاطبین احترام و هم به انها انگیزه ای برای بهتر دیدن سینما می دهید حال که مدتی از نظر سنجی سریالهای ماه رمضان می گذرد بد نیست تا نظر مخاطبانتان را درباره ی این پیشنهاد بدانید و ان را به نظرسنجی بگذارید از تمامی دوستانی که این مطلب را خواندند خواهشمند هستم که نظر موافق یا مخالف خود را با این پیشنهاد بدهند

    سینمای ما - حق با شماست. ممنون از حس نظرتان. در تدارک انجام بعضی از این پیشنهادها هستیم.
    bita.k
    پنجشنبه 25 مهر 1387 - 14:39
    -5
    موافقم مخالفم
     

    اول سلام و خسته نباشيد به استاد و خانم يثربي .....2بار دعوت رو ديدم به همراهي ادم هاي متفاوت .....واكنش ها هم مختلف بود .مثل خود اقاي حاتمي كيا ديدم بعضي بي خود و بي جهت فيلم رو ربط ميدن به اثار قبلي ايشون و هر چي ميخواستم بگم كه اخه مگه حاتمي كيا به شما امضا داده همش يه جور فيلم بسازه ....فورا ميگفتن تو داري از خود حاتمي كيا دفاع ميكني چون دوسش داري ........ولي جداي علاقه به طرز نگاه اقاي حاتمي كيا به وقايع اطرافشون ....دعوت تجربه خوبي بود در ژانر اجتمايي .به قول خود ايشون بهتره با غرض به فيلم نگاه نكنيم.خيلي حرفا داشتم كه موند........فعلا.

    اقلیما(استاد سینما ابراهیم حاتمی کیا)
    پنجشنبه 25 مهر 1387 - 14:46
    -2
    موافقم مخالفم
     

    بد نبود یه ذره جدا جدا مینوشتینااااا

    تو سیاتش که خوبه ....حد اقل چشم آدم در نمیاد موقع خوندنش

    سهیل
    پنجشنبه 25 مهر 1387 - 16:50
    3
    موافقم مخالفم
     

    آقای حاتمی کیا...من از طرفدار های 100 آتیشه ی شما بودم و هستم...فیلمتان را هم 2 بار دیدم...انصافا فقط اپیزود بهار رنگ و بویی از شما را داشت...و الا بقیه اش را لزومی نداشت شما کارگردانی کنید،هر کارگردان معمولی دیگر هم می توانست...اگر هم فیلم می فروشد چون اسم شما را یدک می کشد،و کسی تا خودش نبیند باورش نمی شود که فیلم حاتمی کیا یک فیلم کاملا معمولی باشد! فقط همین!

    بدجوری دلم هوای کاری ازتان را کرده که همچون ارتفاع پست و یا آژانس یا... 2،3 روز مرا از خود بیخود کند! من هنوز این اعتقاد را ندارم که :دهت گذشته مربی...

    پس نذار دیر شه ابراهیم جان!

    ابوالقاسم
    پنجشنبه 25 مهر 1387 - 19:6
    1
    موافقم مخالفم
     

    متن مصاحبه حاتمی کیا را در کارگزاران خواندم.همان حاتمی کیای همیشگیی :جسور,با هوش و صادق.خیلی از نقدهایی که به حاتمی کیا میشود بخاطر اینست که در پایان تلخ ترین فیلمهایش هم مخاطبش را به اینده امیدوار میسازد.

    مطمئن باشید اگر پایان اپیزودهای دعوت تلخ تمام میشد فیلمش تماشاگرپسندتر میشد,ولی دعوت با ساخت فعلی به نسل جوان امید میدهد.

    rajab1988@gmail.com

    ققنوس
    پنجشنبه 25 مهر 1387 - 21:21
    1
    موافقم مخالفم
     

    دوباره دعوت رو دیدم. گفتم شاید چیزی از قلم انداختم . نخواستم شتاب زده قضاوت کنم ولی افسوس...

    نیما
    پنجشنبه 25 مهر 1387 - 22:10
    0
    موافقم مخالفم
     

    خارج از هر کینه ورزی ای باید گفت که فیلم دعوت جذاب نبود...

    آرینا
    جمعه 26 مهر 1387 - 0:38
    -1
    موافقم مخالفم
     

    درود بر حاتمی کیای بزرگ . من جوانی 22 ساله ام و شیفته فیلم های حاتمی کیا . کسی نمی تواند منکر زحماتی شود که حاتمی کیا برای فیلم هایش صرف کرده و حتی عمری که به پای آنها نهاده . خیلی خیلی خوشحالم که جناب حاتمی کیا وارد ژانر تازه ای شده اند . بسیار خوشحالم .و به ایشان تبریک می گویم . و اما در پاسخ به یادداشتی که آقای پرویز نوری با عنوان " از ارتفاع تا انتها " در رورنامه کارگزاران نوشته اند و در آنجا "موج مرده" " روبان قرمز" و" آژانس شیشه ای" را ضعیف تربن آثار حاتمی کیا بر شمرده اند

    بنده به عنوان مخاطب آثار حاتمی کیا و مخاطب سینما کاملا با این عقیده مخالف هستم و به نظرم

    موج مرده یکی از بهترین های حاتمی کیاست .

    زنده باد سردار راشد / جمعه و حاج کاظم

    شاید برخی با کینه می نویسند...


    جمعه 26 مهر 1387 - 1:9
    2
    موافقم مخالفم
     

    حاتمی کیا محکوم نیست برای دل منتقد ها فیلم بسازد حاتمی کیا هر وقت فیلم امثال زن ها فرشته اند ساخت آن وقت باید یقه اش رو گرفت حاتمی کیا عوض نشده با آژانس شیشه ای نقد میکرد با دعوت هم نقد کرده


    جمعه 26 مهر 1387 - 2:56
    -1
    موافقم مخالفم
     

    آقای حاتمی کیا! من به عنوان یک فرد تحصیلکرده و روشنفکر فیلم شما را دیدم و بسیار پسندیدم. موفق و کامیاب باشید.


    جمعه 26 مهر 1387 - 3:56
    -3
    موافقم مخالفم
     

    chera enghadr too ham too ham? khob so'a o javabo az ham moshakhas mikardin. sargije migiram vase khundanesh.


    جمعه 26 مهر 1387 - 3:58
    -1
    موافقم مخالفم
     

    زیاد به دل نگیرین استاد. این منتقدا اصولا آدمهای بیکار و کینه ای هستن. مگه ندیدین چطور به طفلی جواد خیابانی گیر 3 پیچ داده بودن؟؟! خودشونو عقل کل عالم می دونن و به خودشون اجازه می دن تو هر موردی اظهار فضل و اندیشه کنن! اصلا اینارو چه به فوتبال! چه به سینما!!

    سعید
    جمعه 26 مهر 1387 - 5:47
    2
    موافقم مخالفم
     

    ابراهیم حاتمی کیا همیشه همون مرد قدرتمند طغیانگر بوده و هست واقعا حق داره شما به نقد امیر قادری نگاه کنید واقعا عجیبه از یک طرف می آد به جواد خیابانی بدبخت گیر می ده از اون طرف نقد های سینمایی اش اینجوریه اقای قادری آخرین باری که یک فیلمو در ست نقد کردی کی بود من نمی دونم چطور این اعتبار رو برای خودتون قایلید که یک جمله برای فیلم بنویسدی فیلم را درست نقد کید نه اینکه تکه بار فیلم کنید دعوت کار بسیار قویی است پاک و عاشقانه حرف طالبی نژاد را فبول دارم دعوت از جنس خاکستر سبزه عاشقانه و لطیف اما یک نکته هم به ابراهیم حاتمی کیا می گویم اقای حاتمی کیا استاد من اقای من ما بیست ساله تو رکابیتم آخه بی مرام هنوزم برات حرف منتقد ها مهمه آخه کی منتقد ها با تو بودن کی تونستن مفاهیم فیلماتو بفهمن ولشون کن تو برای مردم فیلم ساختی نه برای منتقد ها اونها اید ه آل های خودشونو دارند و با رفتار های دیکتاتور مآبانه شون می خواهند همه فیلمسازها رو به سمت این ایده آل ها برسونند تو بیست ساله با مردم جلو اومدی همین راه رو هم ادامه بده اکثر این منتقد ها فیلمساز های شکست خوردند و می خواهند انتقام این شکست را از شما بگیرند مهم تماشاگرانند که با تو هستند مهم مادر منه که بیست ساله داره با فیلمات گریه می کنه نه آقای قادری منتقد همه چی دان!!حاتمی کیا ملودرام ساز نیست حاتمی کیا حرف دل می زنه و همینه که اشک ها رو جاری می کنه

    فرزانه
    جمعه 26 مهر 1387 - 12:43
    -1
    موافقم مخالفم
     

    من همیشه دوستون دارم چون صادقید استاد


    جمعه 26 مهر 1387 - 14:24
    0
    موافقم مخالفم
     

    درود بر سعدی سینمای ایران... ابراهیم حاتمی کیا!

    درود بر دعوتش که از جنس ماست و نشان داد که چقدر از خودمان بیزاریم!

    درود بر دعوتش که نشان داد ما چگونه در حال فراریم!!!

    سرت سبز و دلت خوش باد جاوید...

    محسن
    جمعه 26 مهر 1387 - 15:32
    -5
    موافقم مخالفم
     

    واقعا از جواب حاتمی کیا لذت بردم

    من هم از منتقد ها بدم میاد

    منتقدین آدمهای حسود و کینه ای و روانی هستند

    از ما برای منتقدها فیلم بسازیم 5 میلیون می فروشد


    جمعه 26 مهر 1387 - 15:37
    -2
    موافقم مخالفم
     

    اقای حاتمی کیا ! این بعضی هایی که می فرمایید فقط نسبت به شما کینه ندارند ، نسبت به عالم و ادم کینه دارند !

    ارش
    جمعه 26 مهر 1387 - 16:1
    2
    موافقم مخالفم
     

    یه بنده خدایی مگفت:کسایی که خیلی می فهمن کارگردان میشن.

    کسایی که یه کم میفهمن بازیگر میشن.

    اونهایی هم که اصلا نمیفهمن منتقد میشن.

    اقای قادری فیلم تعطیلات تابستانی که یادتان هست...

    آرینا
    جمعه 26 مهر 1387 - 16:13
    -1
    موافقم مخالفم
     

    آقای حاتمی کیا لطفا " استوار راه خود پیش گیر"

    ابراهیم
    جمعه 26 مهر 1387 - 16:18
    3
    موافقم مخالفم
     

    سلام ، ای کاش همه کارگردان های سینمای ایران به اندازه آقای حاتمی کیا نگران درک و شعور مخاطب خود بودند: ایشان خوب میتواند ادای روشنفکری در بیاورد اما صداقت و خلوص نیت ایشان این احازه را به او نمی دهد. آقای حاتمی کیا به اعتقاد من مولانای سینمای ایران است: در عین حال که به تکنیک مسلط است ولی محتوا را فدای آن نمی کند. به امید سلامت و موفقیت همیشگی ایشان. یا علی

    مشتاق
    جمعه 26 مهر 1387 - 18:16
    0
    موافقم مخالفم
     

    حاتمی‌كیا: من بلدم چه‌جوری نفس تماشاگر را 10 دقیقه در سینه‌اش حبس كنم. ادعای بی‌خود هم نمی‌كنم. عطف به گذشته می‌كنم. اما با تمام قوا این‌بار سعی كردم فاصله بگیرم. هرجا جریان كار به این سمت آمد، جلویش را گرفتم. چون می‌خواستم بین تماشاگر و شخصیت‌ها فاصله‌گذاری به وجود بیاید. اما در قصه آخر، كل ماجرا رمانتیك بود این در جواب سهیل بود خودشون که گفتن چرا اپیزود بهار متفاوت بود و بقیه نه.نباید همیشه یه جور انتظار داشت و همیشه یه نوع برامون جالب باشه.

    ----------
    جمعه 26 مهر 1387 - 19:14
    -1
    موافقم مخالفم
     

    آثار شما همیشه فاخر بوده وهست .


    جمعه 26 مهر 1387 - 19:46
    3
    موافقم مخالفم
     

    منم موافق ستون مخاطبينم

    حسني
    جمعه 26 مهر 1387 - 19:52
    2
    موافقم مخالفم
     

    دخالت قادري و معززي نيا در مورد جواد خياباني کاملا بي مورد بود اميدوارم اين دو مجددا با حرکات ونقد هاي نسنجيده از محبوبيت خودشون نکاهند .


    شنبه 27 مهر 1387 - 4:11
    2
    موافقم مخالفم
     

    با نظر آقای حاتمی کیا موافقم. بعضی از منتقد ها فقط ایراد مگیرند و نقد منفی می نویسند.اگه از یه فیلم تعریف و تمجید کنن بی کلاس میشن


    شنبه 27 مهر 1387 - 4:17
    -2
    موافقم مخالفم
     

    این امیر قادری بهتره بره به گزارش های جواد خیابانی گیر بده

    MARAL
    شنبه 27 مهر 1387 - 8:43
    2
    موافقم مخالفم
     

    آقای حاتمی کیا !در کشور ما هنوز معنی نقد را نمی دانند ، نقد یعنی نفی.

    شما به این نقدها توجه نکنید زمانی ارزش کارهای شما را قدر می دهند که خدای ناکرده شما نباشید .

    همیشه موفق و سلامت باشید.

    یک همسایه قدیمی
    شنبه 27 مهر 1387 - 10:16
    2
    موافقم مخالفم
     

    برادر بسیار عزیز جناب آقای حاتمی کیا

    می دانم چقدر دردناک است که انسان عمری را گذاشته و موضوعی را با هزاران عشق و امید به تصویر کشیده ودر نهایت مورد بی رحمانه ترین نقد ها و عکس العمل ها قرار گیرد .آن هم از طرف کسانی که صمیمانه دوستشان دارد . من با بند بند وجودم این رنج شما را حس کرده ام و درکتان می کنم . خدا نکند آهی از دل درد کشیده شما بدرقه راه آنان شود چرا که می دانم شما برای هیچ کس بد نمی خواهید . بدانید هر چه این رنج ها بیشتر باشد شما آبدیده تر و توانا تر خواهید شد . گاهی تحمل تلخی دارو هر چند سخت است ولی لازم است .شما نمی دانید خداوند در چه مسیری میخواهد شما را هدایت کند فقط به او اطمینان داشته باشید و ایمان داشته باشید که او شما را به بهترین مسیر هدایت خواهد کرد و مطمئن باشید دعای خیر دوستدارانتان همواره بدرقه راه شما خواهد بود و آنان به شما پشت نخواهند کرد حتی اگر شما آنان را نبینید.

    افوض امری الی الله ان الله بصیر بالعباد

    میثم
    شنبه 27 مهر 1387 - 12:18
    0
    موافقم مخالفم
     

    ( -به رنگ ارغوان به دست چه کسانی از اکران باز ماند؟-) مثل اینکه همین روزنامه (کارگزاران)قبلآ نوشته بود که ...آژانس شیشه ای...ضعیفترین فیلمهای حاتمی کیا هستند نمی دونم منظورش همون آژانس شیشه ای ست که بهترین فیلم دفاع مقدس از نظر داوران و به نظر من کل سینمای ایران است یا یه فیلم دیگه. به نظر من فیلم دفاع مقدس هم کنار دیگر کارهای آقای حاتمی کیا باید ادامه داشته باشه

    اشتباه نکن حاتمی کیا
    شنبه 27 مهر 1387 - 13:5
    -1
    موافقم مخالفم
     

    حاتمی کیا میگوید مشکلات آن 85 درصد پناهنده سیاسی خارج از ایران را میفهمد و درک میکند که چرا بر او ایراد میگیرند اما او نمیفهمد یا نمیخواهد از خواب برخیزد که در داخال یران هم دقیقا مانند اروپا و امریکا بسیاری و بسیاری و تکرار میکنم بسیاری هستند که با پناهندگان خارج از ایران همنوا و هم رایند امکان خارج شدن از ایران را به دلیل انواع و اقسام مشکلات ندارند آن تعداد هم که از ایشان حمایت میکنند بسیاریشان چشم و گوش بسته اند یا این گونه نگه داشته شده اند میشناسم طرفدارن ایشان را که وقتی پرده ها از جلو چشمشان براداشته شد چه گونه تغیر جهت دادند و به دشمنان یا دست کم مخالفان جدی او تبدیل شدند

    بسیاری از نوشته ها هم از همین جا نشئت میگیرد. من کاری به فیلم دعوت ندارم چون آن را ندیده ام اما اصولا کارگرداانی مانند حاتمی کیا که فیلم احمقانه ای مانند آزانس شیشه ای --فیلمی سر تا پا در وغ و ضدمردمی را میسازد اگر چه این فیلم از نظر ساختاری و کارگردانی و بازی جزع بهترینهاست -- و خود رافرزند جامعه میداند که هم پای اتفاقات جامعه پیش میرو دومیسازد باید

    تحمل شنیدن نظرات همین جامعه که نویسندگان سینمایی هم بخشی از آنند را داشته باشد همین مردمی که در آرا و نظرات کاملا با همان 85 درصد خارج نشین و به قول احتمالا حاتمی کیا و یقینا دوستانش جهنمی نشین منطبقند اما به انواع و اقسام دلایل امکان خروج از این بهشت برین را ندارند

    حاتمی کیائی که علانا ابراز میکند فیلمهایش برداشتهایش از احوالات اجتماع و واکنش نسبت به آن است طبیعتا از دید خود و منطبق با ایدهایش به آن منگرد و میسازد پس چه گونه توقع دارد مردم او و نوع تفکراتش را نقد نکنند ؟؟ به هر حال او پیشینه ای دارد و روش زندگی خود را داراست و تمام اتفاقا ت زندگیش قویا در شکل گیری ذهنیتش موثر پس چرا نباید از دیدگاه او ایراد گرفت ؟ مگر او در فیلم ضد مردمی آزانس شیشه ای هرچه خواست بیرون نریخت و هر چه خواست بر سر گروگانها در نیاورد ؟؟ چرا باید متوقع باشد مردم ذهنیت او را نقد نکنند ؟ و فقط به میزانسن و بازی و دکوپاز و مهندسی فیلمش بپردازند ؟ اصلا مگر در فیلم فیلمسازهای مطرح محتوی از ساختار جداست ؟

    حاتمی کیا اشتباه نکن بخش اعظم مردم داخل را جدای از مردم خارج نپندار بسیاری همچو منتقدی که خودت نامش را بردی تو را صرفا سفارشی ساز میدانند در مورد برخی از فیلمهایت که علاننا این مسئله مشهودست و اسنادش هم روزی منتشر خواهد شد اما این که خود را مجاز بدانی تا هر چه میخواهی با ذهنیتت بگویی و دیگران را از ورود به ذهنیتت منع کنی نه مشکل تو که مشکل اکثریت غریب به اتفاق مردم ماست که در بینشان همان 85 درصد داخل و خارج هم هست

    علیرضا
    شنبه 27 مهر 1387 - 14:11
    -2
    موافقم مخالفم
     

    سلام

    آقای حاتمی کیای عزیز

    ما بعنوان کسانی که شاید نزدیک یک دهه با همه اختلاف عقایدی که

    با شما داشیم به عنوان نسل جوان اما همیشه با آثارتان ارتباط برقرار

    کردیم .شما را هم با متر و معیار خودتان می سنجیم و در سطح

    خودتان قضاوت میکنیم .بعضی سکانس های فیلمهای شما می ارزه به همه بدنه سینمای ایران.

    اما می خواهیم خودتان پیشرو بودن و سطح آثارتان را با قبل مقایسه

    کنید .اصلا هم نمی خواهیم دوباره ملودرام بسازید اتفاقا الان وقت

    تجربه های فرمی و مضمونی است اما می خواهیم صادق باشید.

    شما امید ما هستید تو این بازاره مکاره

    پیروز باشید


    شنبه 27 مهر 1387 - 16:39
    2
    موافقم مخالفم
     

    آقای حاتمی کیا،

    ناراحت نباشید. امیر قادری نقدهای اشانتیونی می نویسه. به جای این که بحث رو باز کنه و حرفش رو مرد و مردونه بزنه، فقط بلده راجع به احساساتش حرف بزنه. یعنی اگه خودش با فیلم حال کنه و فیلم به نظرش محشر بیاد، فیلم میشه یک فیلم خوب. اگر هم فیلم رو نفهمه یا با دغدغه هاش شریک نباشه، میشه فیلم بد. انگار هیچ معیاری جز حالی که خودش میکنه تو دنیا وجود نداره. به کوتاه سخن: یه بچه پرروی پرمدعاس. لازم نمیبینه مثل شما واسه کارش زحمت بکشه یا فکر کنه.

    رامین رئیسی
    شنبه 27 مهر 1387 - 17:25
    1
    موافقم مخالفم
     

    سلام آقای حاتمی کیا عزیز

    نمیدونم چند سالی شده که جامعه سینمایی ما طاقت نقد شدن رو ندارند!

    حاتمی کیا عزیز اگه امروز مردم از فیلم شما خرده میگیرن دلیلش نه این است که شما کارگردان قابلی نیستید که شما خود را در موج مرده-از کرخه تا راین و ... ثابت کرده اید بلکه انتظاری که از شما دارند بسیار بالتر از دعوت و مخصوصآ به نام پدر است.

    موفق باشید و صبور

    عطيه
    شنبه 27 مهر 1387 - 19:26
    0
    موافقم مخالفم
     

    دوستت دارم استاد و اميدوارم هميشه سالم و موفق باشي.

    شيفته -23 ساله
    شنبه 27 مهر 1387 - 20:31
    -2
    موافقم مخالفم
     

    اگر اين فيلم بهترين فيلم حاتمي كيا نباشد باز هم يكي از بهترين هاي اوست . جناب حاتمي كيا تبريك .در ضمن برخلاف نظر بسياري از منتقدين! اپیزود فروتن عالي بود . و اپیزود آخر / عشق بهار و فرهاد قائميان بسيار زيبا و عميق بود . و به نظرم سكانسي كه بهار در ماشين نشسته و با نامزدش( فرهاد قائميان) با هم گريه مي كنند زبياتربن است چراكه اولين نقطه اي است كه اين دو دلداده تفاهم ندارند و به شخصه با اشك هاي آنها گريستم .

    معتقدم كه بسيار خوب پرداخت شده بود .

    آقاي حاتمي كيا تبببببريييييييييك.

    آقای حاتمی کیا لطفا " استوار راه خود پیش گیر"

    fazee
    شنبه 27 مهر 1387 - 22:56
    4
    موافقم مخالفم
     

    اقای حاتمی کیا عزیز من ,استاد من, بیخیال این منتقدا شو مثل همیشه کار خودتو بکن ما منتظر اثار بعدیت هستیم

    به قول معروف به حرف گربه سیاه بارون نمیاد.

    sas
    يکشنبه 28 مهر 1387 - 3:34
    -2
    موافقم مخالفم
     

    چرا ناراحت میشی خیلی پیش پا افتاده بود برای حاتمی کیای روبان قرمز .اگه یکی از همین کارگردان های دم دستی این فیلمو می ساخت شاید اینقدر انتقاد نمیشد ازش


    يکشنبه 28 مهر 1387 - 11:52
    -1
    موافقم مخالفم
     

    ادمی که ادعامیکرد فیلم dag day afternoon را ندیده ادم صادقی نیست, ,ولی ادم باهوشی است چون زود فهمید ندیدن همچنین فیلمی توسط یک کارگردان یعنی چه وحرفش را زود عوض کرد.

    بابک
    يکشنبه 28 مهر 1387 - 12:35
    1
    موافقم مخالفم
     

    شما طرفدارهای خودتونو دارید اقای حاتمی کیای عزیز

    بی خیاله حرفای منتقدین

    کاری رو کنید که بهش اعتقاد دارید

    و مطمئن باشید همه اونائی که تو این سالها با فیلم هاتون زندگی کردن تنهاتون نمی ذارن چه فیلم جنگی بسازید چه اجتماعی چه...

    مريم
    يکشنبه 28 مهر 1387 - 13:0
    -1
    موافقم مخالفم
     

    آقاي حاتمي كياي عزيز

    شما هميشه عالي هستيد. سوژه‌هاي شما هميشه بكر و تازه است. شعار نمي‌دهيد. قهرمانان فيلم‌هايتان از جنس همين مردم هستند. خواهش مي‌كنم دلسرد نشويد شما بهترين كارگردان ايران هستيد. اميدوارم هميشه موفق باشيد همينطور كه هستيد.


    يکشنبه 28 مهر 1387 - 16:41
    -2
    موافقم مخالفم
     

    اگر دعوت بهترين فيلم حاتمي كيا نباشد / يكي از بهترين هاي اوست . به آقاي حاتمي كيا تبريك مي گم . قربان كارتون عالي بود .

    به نظرم اپیزود فروتن / برخلاف عقيده ي غرض ورزانه بسياري از دوستان / هيچ مشكلي نداشت و خيلي هم خوب بود.در ضمن به نظرم اپیزود بهار اوج فيلم بود و بسيار قوي با پرداختي عالي . چراكه با لحظه لحظه ي اين عشق متاثر شدم خصوصا اولين نقطه اي كه دو دلداده با هم تفاهم ندارند يعني مسئله بچه و هر دو در ماشين در حال اشك ريختن هستند .

    مرسي آقاي حاتمي كيا . استوار باشيد.

    رضا
    يکشنبه 28 مهر 1387 - 17:38
    -1
    موافقم مخالفم
     

    در جواب به «اشتباه نکن حاتمی کیا»:

    می دانم که از ترست نام خود را ننوشته ای! باید هم بترسی. آدم (با عرض پوزش) جفنگ گو باید هم از آوردن نام خود بهراسد. "فیلم احمقانه آژانس شیشه ای"؟؟؟! نه! یعنی درست می بینم؟؟! فیلم آژانس شیشه ای احمقانه است یا نظر احمقانه و مضحک تو؟؟! "فیلمی سرتا پا دروغ و ضد مردمی"؟؟؟!! نظر تو که بیشتر ضد مردمیست! داری به فیلم محبوب اکثر ایرانیان می گویی احمقانه!! اولا آزانس شیشه ای نه و آژانس شیشه ای! دوم اینکه خواهش می کنم که دیگر با این نظرات احمقانه و سرتا پا مضحکت باعث خنده بیشتر کاربران این سایت نشو.

    فواد
    يکشنبه 28 مهر 1387 - 17:45
    1
    موافقم مخالفم
     

    دوستاني كه ميگيد "دعوت" فيلم خوبيه و نقد امير قادري بده لطفا وقت بزاريد و بريد فيلمهاي قبلي حاتمي كيا رو حتي اگه شده دوره تند ببينيد تا بفهميد كه "دعوت" اصلا ارزش نقد هم نداره.حتي از 2تا سريال و فيلم بده قبليش "به نام پدر" هم بدتره.حاتمي كيا هم فيلم بد ميسازه ولي جرات داشته باشيد و بگيد.من بعد از 20 سال فيلم ديدن واقعا كاري به نامها ندارم حتي اگه سازندش شاهكاري مثله "ديده بان" رو قبلا ساخته باشه و حالا بياد يك كار بيش از حد ضعيف بسازه به نام"دعوت" من ميگم بده

    hedi
    يکشنبه 28 مهر 1387 - 18:58
    -3
    موافقم مخالفم
     

    tak take filmhayi ke az hatamikia didam az 9 saalegi ta 25 saalegim az "azkatkhe ta raayn" ta hamin "da'vat" hamashhhhhhhoon ghashangan.

    ققنوس
    يکشنبه 28 مهر 1387 - 19:14
    -3
    موافقم مخالفم
     

    گلایه آقای سعید حرف دل من هم هست

    SEDY MAJD
    يکشنبه 28 مهر 1387 - 22:35
    3
    موافقم مخالفم
     

    می دونید آقای حاتمی کیا حرف هاتان به حق است شما انسان ازادی هستید که حق دارید تجربه کنید و به مسائل روز بپردازید .

    بله،به مسائل روز .

    اما چیز دیگر اینکه :می دانستید که شما کارگردان قهرمان من بودید؟ ببخشید می دانم احتمالا این حرف به اندازه تمام ظرفیت شما تکراریست، اما حقیقت است. یک حقیقت که به تلخی در زمان جمله ای که گفتم تمام شد. من 22 سالمه رشته دانشگاهی ام هیچ ربطی به سینما نداره.اما از خیلی سال قبل از پنجره فیلم های شما و چند کارگردان دیگر مثل ملاقلیپور با دنیای سینما آشنا شدم .بعد وقتی متوجه شدم سینما به کوچکی و بی آلایشی پنجره دیدگاههای امثال شماها نیست ،بعد از سالها غوطه وربودن توی دنیا ی سینما فهمیدم سینما هنر متعالیی نیست .

    ما توی کشوری زندگی می کنیم که ادعای اسلام حقیقی را دارد و ارزش هایی را بر مبنای همین دین به ما می آموزد

    سرتان را درد نیاورم و خلاصه ی مطلب این است که من فکر می کنم کسی انتظار ندارد شما فیلم جنگی بسازید اما انتظارش هست که شما همسو با ارزش های کشورمان بسازید حاتمی کیای عزیز می دانم هیچ کدام از فیلم هایت بر خلالف ارزش هامان نبوده اما ای رفیق آوینی چه قدر دغدغه فیلم هایت این ارزش ها بوده .تو از این ارزش ها سخن می گویی اما ...

    تو سال پیش بود گمانم پیش آقا (می شناسیش که آقای خامنه ای نشسته بودی کنارش تقریبا با یک نفر فاصله )چهره ات از هیجان گلگون بود و تمام سخنان ایشان را شنیدی .منظور زبان الکن من نیز همان است . ای عزیز تمام کارهایت با وجود ضعف هایش غنی از احساس است ،من که با حساسیت کارهایت را دنبال می کنم کاملا می فهمم .اما چرا این زحمات را به پای فیلمی که موکد ارزشهای ماست نمی گذاری ؟باور کن منظور من سینمای جنگ نیست مگر کم مشکلات به روز توی این کشور هست که تیری بر پیکر اسلام است؟

    یادت می آید آقا با چه لطافتی برای تو دعا کرد که اجرت را از خدا بگیری ؟

    اگر برای خدا کاری کردی،اجرت باخودش،

    آقای قادری شرمنده که کامنت ام ربط چندانی به سایت شما ندارد

    اما اگر برای نمایش گذاشتیدش ممنون

    از اشتباه نکن حاتمی کیا به برادر یا خواهر رضا
    دوشنبه 29 مهر 1387 - 15:59
    4
    موافقم مخالفم
     

    1_ برای من خیلی سادست که بنویسم تو آدم ترسو و بزدلی هستی که نام فامیلت رو ننوشتی اما این رو نمینوییسم چون میفهمم از هر کس باید به اندازه گنجایشش توقع داشت مثالا اگر نام کامنت را میزاشتم افیشن قلعه نویی یا هر نامی که تو دوست داشتی میتونستی آروم بگیری ؟ به جای تصیح غلطهای املایی من که درش بی تقصیر هم هستم و این برمیگرده به مشکل سایت که حرف ژ را درست چاپ نمیکرد و الان هم از رو نوشته دیگری pastگرفتم بشین و قدری فکر کن که در کامنت گزاشتن شاید بیشتر از اعلام نام در بخش معرفی گزاشتن 1 تیتر جالب تر باشه که از همان آغاز پنجره ای هست برای معرفی تقریبی نوشته

    شاید افرادی فقط مایل باشند نظریات مخالف سردار حاتمی کیا را بخوانند تا نظرات موافق در ضمن شاید شاید ترس هم باشد آخه من از حاج کاظم و دوستهای موتوریهاش میترسم من تو رو جایی در فیلم ندیدم ؟ الان هم با ترس دارم این رو مینویسم برادر

    2_ راستی چه طور دود موتوریها عمو کاظم شما را خفه میکنه ؟ اما عمو جان از یکی از فرماندهایه اون جماعت به عنوان دست راست خودش استفاده میکنه و نسخه آخر فیلم رو هم همون برادر والامقام برا شون میپیچه من غلط کنم اسم این رو صداقت نزارم

    3_ براستی نمیشد 1 هفته صبر کرد در کمال آرامش تا نوبت به سردار برسه برای پرواز ؟ براستی اگر 1 هفته با آرامش صبر میکردند بهتر بود یا اون معرکه را براه میانداخت حاتمی کیا که ازدرونش حرفهای سفارش دهنده را بزند ؟؟ آیا مجروح فیلم تنها بهانه ای نبود برای باز گو کردن حرفهایی از جنس دیگر ؟ یکی از شخصیتهای فلیم بلا نسبت بلا نسبت میگفت او فقط گوشت قربانیست در این ماجرا زبانم لال آیا اگر درمان ایشان هدف خقیقی آخ اشتباه تایپی شد شما برادر بخوان به جای خقیقی حقیقی بود اصلا سردار کارگردان راضی بود این همه حرف در دهان

    کارکترها بگزاره ؟ میخوام بگم حتی در عالم ذهن کارگردان هم درمان جایگاه درجه چندم را داشته نسبت به حرفهایی که میشد در روزنامه های باطل آن زمانها هم خواند من غلط کنم اسم این رو صداقت نزارم

    3_ فیلم محبوب ایرانیها ؟؟؟/ اگر خواستی جک تعریف کنی یه سر به چت رومها بزن برادر ببینم اشکالی نداره که برادر خطابت کنم یا شاید هم خواهر البته برادر نه از اون جهت ها که دوستات بهت میگن از این جهت که من بهت میگم گوشی دستته که نه ؟ اگر من میگم 85 دصد بنا بر 1 حقیقتی که نمیشه کتمانش کرد تازه فکر کنم کمتر هم گفته باشم اگر باور نداری به بعضی از سایتهای شیطانی فیلتر شده سر بزن تا بخوانی هر روز چه اتفاقی داره میفته و صدا و سیمای ما به جاش روز حسرت رو روی آنتن میفرسته زبانم لال شود و چشمم کور اما با این چشم و گوش بسته میفهمم چه خبره حالا تو چه آماری داری بابت فیلم محبوب ایرانیها من خیلی از مجلات سینمایی را خواندم که آمار گیری کرده بودند ارز نویسندگانشان اما در این بین هم چیز زیادی ندیدم راستی منظورت به راستی از اکثریت ایرانیها چیست جماعت هم نظر با خودت را میگویی یا آمار حقیقی و واقعی را ؟؟خیلی مسائل را زمان نشان داد بسیاری پس از فرو نشستن عطش ناشی از شنیدن موسیقی متن و هدایت بازیگران و کارگردانی سنجیده فیلم به مفهوم فیلم رسیدند پس از مدتی دریافتند بابا خونه خاله کدوم وره ؟/ الان مفهوم آژانس شیشه ای در چه جایگاهیست ؟؟ اصلا بگیم خق با تو خق نها برادر منظورم حق بود اصلا در این مملکت در این گلستان تا ابد حق با تو و کارگردان محبوب و هم فکرانت باد رعیت چشمشان کور یا میپزیرند یا چماق حوالتشان باد

    تکلیف اکثر ایرانیانی که بعد از دیدن فیلم گاو شیشه هایه سینما را شکستند و صندلیهایش را آتش زدند چه میشود نام فیلمی را هم بردم که هم جریان ساز بوده و هم مورد تائیده دوستانت البته از جهاتی و هم مورد علاقه من پس این فلیم فیلم بدیست چون مردم دوست نداشتند اصلا این سینمای غرب جز منحط کردن ذهن جوانان چه دارد ها ؟؟ بهنر نیست برویم کشاورزی ؟ منظورم بهتر بودا نه بهنر و منظورم از بودا آن زندیق آن مشرک و آن کافر جوجه سوسوله هندی پت پرست نه بودا منظورم نفی بود بود برادر راستی پس از شسته شدن چشمها و گزشت زمان و فرو کش کردن عطشها ی ناشی از شنیدن حرفهایی که سردار کارگردان محبوبتان اجازه داشت بزند و اگر کسی حتی در مخیله اش هم میامد زبانم لال سرب داغ در حلقومش میریختند این بهترین فیلم ناریخ سینما یجهان در چه وضعیست فکر میکنی بشود آن را در کنار سنتوری قیاس کرد با این تفاوت که من ادعا نمیکنم این فیلم محبوب اکثر ایرانیهاست که اگر هم بگویم بیهوده نبوده

    4_ برای سایر توهینها هم که کردی از من کاری ساخته نیست متاسفم ... درمان و نسخه اش را حوالی مرکزی به نام روزبه میتوانی پیدا کنی و کاش بتوانی درست حرف بزنی و فرق قلم و چماغ را بفهمی حیدری فقط سوز داره میفهمی که برادر ؟

    5_ این صحبتها تنها خطاب به برادر یا خواهر رضا نبود مصادره میشود به تمام برادرها و ... هایی که میخواهند از این به بعد توهین کنند

    6_ مثالهایی که از شاهکار مسلم تاریخ سینما آژانس شیشه ای آوردم بخشی کوچک بسیار کوچک بود از آنچه احتمالا هست توبه مرا بپذیرید بپذیرید درسته یا بپزیرید ؟؟

    7_میروم دعوت را ببینم امید وارم فیلم خوبی باشد مردم ایران آلزایمر تاریخی دارند و همین باعث میشود همیشه راه برگشتی باشد

    8_ نمیخواستم بنویسم احمقانه پاکش کردم اما گویی اجرا نشده بود هر چند ... توبه میکنم آخه من از بعضی چیزا میترسم مثل ...

    محسن
    سه‌شنبه 30 مهر 1387 - 15:10
    -2
    موافقم مخالفم
     

    از حاتمی کیا ممنون هستم که جواب مخالفان را داد

    اگه قراره یه فیلمساز برای منتقد فیلم بسازه که یک تومان ارزش ندارد

    فیلمساز بزرگ فقط کار خود را انجام میدهد

    منتقدین همه دچار بیماری روحی و روانی هستند و هیچکدام همدیگر را قبول ندارنند و سایه هم را با تیر می زنند

    منتقدین تیشه به ریشه سینما می زنند

    سولماز
    سه‌شنبه 30 مهر 1387 - 16:38
    0
    موافقم مخالفم
     

    فقط حاج ابرام !


    سه‌شنبه 30 مهر 1387 - 17:51
    2
    موافقم مخالفم
     

    طرفدارای حاجی رو باش یکی از یکی مودب تر.......

    وحید
    چهارشنبه 1 آبان 1387 - 13:21
    1
    موافقم مخالفم
     

    فیلم حرفی برای گفتن نداشت

    حیف وقتی که گذاشتم برای دیدنش

    همسایه
    پنجشنبه 2 آبان 1387 - 2:45
    0
    موافقم مخالفم
     

    یه چیز در حد سریال های خاله زنک تلویزیونی

    دعوت شما همین بود همین!

    اپیزود دوم که شرم آور بود نمیدونم بگم حیف از حاتمی کیا یا حیف از فروتن

    آقای فروتن حیفه مرتضی دوشت داشتنی کنعان نبود؟!

    آقای حاتمی کیا انگار فضایی ها اومدن دزدیدنتون و یکی شبیه شما رو جاتون فرستادن اینطوره نه؟!

    حامد
    پنجشنبه 2 آبان 1387 - 17:52
    1
    موافقم مخالفم
     

    ابراهیم حاتمی‌‌کیا میشه گفت حرف نداره ولی با اینکه من خودم از ترفداراش هستم،دعوت رو زیاد نپسندیدم .راستش کمی زیاد معمولی بود!

    مریم
    سه‌شنبه 7 آبان 1387 - 21:28
    -2
    موافقم مخالفم
     

    بسیار فیلم بیخودی بود این "دعوت"!

    golnaz
    چهارشنبه 8 آبان 1387 - 22:55
    -1
    موافقم مخالفم
     

    Aghaie Hatami kia, shoma hamikshe nou avari kardid, harfatun ham hamishe delneshin bude.

    Ta mouhgei ke Iran budam ta akharin lahze sinama raftam ta filme shoma ro bebinam "Ertefa Past", in ja ham ke hastam Peigire karhatun hastam.

    seriale Halghe Sabz besiar ziaba bud man ke kheili lezat bordam va az tehciniche tazei estefade karde budid va paiane delnesini dasht. az un film bud ke man be ehdaie ozve sakht paiband shodam.

    ishala bezudi film e Davat ro baram az iran befrestand va bebinam.

    مهناز
    پنجشنبه 9 آبان 1387 - 2:6
    6
    موافقم مخالفم
     

    اقای حاتمی کیا سینمای شما حرف نداره این فیلم اخر هم فوقولاده بود. خسته نباشید

    اضافه کردن نظر جدید
    :             
    :        
    :  
    :       




    mobile view
    ...اگر از تلفن همراه استفاده می‌کنید


    cinemaema web awards



    Copyright 2005-2011 © www.cinemaema.com
    استفاده از مطالب سایت سینمای ما فقط با ذکر منبع مجاز است
    کلیه حقوق و امتیازات این سایت متعلق به گروه سینمای ما و شرکت توسعه فناوری نوآوران پارسیس است

    مجموعه سایت های ما: سینمای ما، موسیقی ما، تئاترما، فوتبال ما، بازار ما، آگهی ما

     




    close cinemaema.com عکس روز دیالوگ روز تبلیغات