از نگاه شما

شما مخاطبان سایت سینمای ما مي توانيد عکس‌ها، فیلم و یا فایل‌های صوتی خود را از حوادث و رويدادهای جاري سینمای ایران با نگاهي طنز آميز و نقادانه به اين بخش ارسال كنيد


download block
برای نمایش ویدئو‌ها به صورت آنلاین روی گزینه play کلیک کنید
most disscusion
  • با فضاي مجازي فاصله‌ها را كم كنيد و درباره موفقيت بزرگ كارگردان «جدايي نادر از سيمين» نظر بدهيد
    اين‌جا فضايي براي تبريك و ابراز شادماني‌ كاربران سايت "سينماي ما" به اصغر فرهادي و سينماي ايران است

  • خبر اجراي محمدرضا شهید‌ی‌فر توسط دفتر جشنواره تاييد نشد
    مجری مراسم افتتاحیه جشنواره فیلم فجر هنوز انتخاب نشده است

  • اختصاصی "سینمای ما"؛ مغایرت با شئون اجتماعی ایران، بازیگر را منصرف کرد
    حامد بهداد بازی در فیلم آنگلوپولوس را قبول نکرد

  • واكنش صريح حامد بهداد به حرف‌هاي حسين ياري را هم به فهرست جوابيه‌هايش اضافه كنيد
    شما خود بازیگری را بلد نیستید نه قاعده آن را!/ عشق را خوب می‌شناسم اما نمی‌توانم نقش عاشق را خوب بازی کنم

  • افتخار سينماي ايران در حال تكامل است؛ به بخش اصلي اسكار هم رسيديم
    دو نامزدي براي يك جدايي؛ «جدايي نادر از سيمين» كانديداي دريافت اسكار فيلمنامه و فيلم خارجي‌زبان آكادمي علوم و هنرهاي سينمايي شد

  • يادداشت نيما حسني‌نسب درباره شرايط سينماي ايران پس از دريافت گلدن گلوب براي«جدايي نادر از سيمين»
    «زيره» را اگر مرغوب باشد، به «كرمان» هم مي‌شود بُرد!

  • تحليلي بر تنش و خشونت جاري در سريال‌هاي شبانه تلويزيون
    مخاطبان و انجمن سریال‌سازان دل‌مرده!

  • باز هم اولين بار در سايت "سينماي ما"؛ اصغر فرهادي از مردم صلح‌دوست‌ ايران مي‌گويد
    فیلم بخش اهداي گلدن گلوب بهترين فيلم خارجي‌زبان 2012 را اين‌جا تماشا كنيد

  • نگاه هفته؛ پنج‌شنبه‌ها با علیرضا خوانساری
    تهمت به جای مخالفت‌، توهین به جای نقد

  • پیام تبریک داریوش مهرجویی به اصغر فرهادی که برای سایت "سینمای ما" فرستاده شد
    همان طورکه طلسم جایزه نوبل شکسته شد...

  • لحظاتي پيش اتفاق افتاد؛ اصغر فرهادي هنگام دريافت گلدن گلوب بهترين فيلم خارجي‌زبان 2012 چه گفت؟
    فقط مي‌خواهم از مردم سرزمينم حرف بزنم كه حقيقتاً صلح‌دوست‌ هستند

  • واقعاً تبریک ویژه عادل فردوسی‌پور به اهالی سینما تنها واكنش رسانه ملي به اين اتفاق مهم هنري تا اين لحظه است؟!
    فردوسي‌پور در شروع برنامه «نود» از جایزه گلدن گلوب « جدایی نادر از سیمین» گفت/ برنامه «هفت» سكوت تلويزيون را جبران مي‌كند؟

  • فیلم فرهادی بر سه رقیب اسکاری پیروز شد + عکس اهدای جایزه در هالیوود پالادیوم لس آنجلس
    «جدایی نادر از سیمین» بهترین فیلم خارجی‌زبان انجمن منتقدان فیلم رسانه‌‌‌ای BFCA شد

  • با سايت "سينماي ما" در شصت و نهمين مراسم گلدن گلوب - 8
    اولين بار از "سينماي ما" بشنويد: «جدايي نادر از سيمين» گلدن گلوب فيلم خارجي را گرفت

  • مسعود كيميايي جايزه گلدن گلوب اصغر فرهادي را تبريك گفت
    روزگار ما با شما جان مي‌گيرد، جان كه خاموش نمي‌شود

  • پيام تبريك رخشان بني‌اعتماد و نامه محرمانه كمال تبريزي به اصغر فرهادي
    آخه عزیز دل برادر! الان هم وقت جایزه گرفتن بود؟! اونم از گلدن گلوب؟!

  • آیا دردمندي حاتمي‌كيا به معنای آن‌ست که بقیه اهل رفاه و لذت‌اند؟
    اندر احوالات ابراهيم حاتمی‌کیاي این روزها: دايي‌جان ناپلئون؟!

  • رويه بيهوده بايكوت خبري و پوشش رسانه‌اي تلويزيون در مراسم اسكار هم تكرار خواهد شد؟
    سرانجام تلويزيون پس از چهار روز در برنامه «هفت» جايزه اصغر فرهادي را اعلام كرد!

  • در ستايش بازي‌هاي ليلا حاتمي و حضور تماشايي هنرمندان زن سينماي ايران در «شيرين»
    هميشه پاي يك زن در ميان است

  • بلندترين گام اصغر فرهادي به سوي مجسمه اسكار برداشته شد
    «جدایی نادر از سیمین» نامزد دريافت گلدن گلوب فیلم غير انگليسی‌زبان شد

  • Live Content
  • اصغر فرهادي و "جدايي نادر از سيمين" رقابت بهترين فيلم خارجي زبان بفتا را به پدرو المدور با فيلم " پوستي كه در آن زندگي ميكنيم" واگذار كرد و اين بار جايزه نگرفت
  • 2012-02-13 03:42:26
    0 59
  • سيمرغ بلورين فيلم برگزيده تماشاگران به برف روي كاجها تعلق گرفت
  • 2012-02-12 22:03:43
    5 196
    علی :
    تبریک میگم...............:::::::::::::::::::
    2012-02-12 22:17:52
    علی :
    تبریک میگم...............:::::::::::::::::::
    2012-02-12 22:17:58
    حسین :
    از اونجا که جامعه آماری پایینی داره خیلی انتخاب مناسبی از آب در نیومد
    2012-02-12 22:24:41
    حسن پرپشت :
    خیلی جالب بود. نزدیک 7 نفر نبودن جایزشون رو دیگران گرفتند. عجب جشنواره مهمیه!!!
    2012-02-12 22:30:11
    سارا :
    خيـــلي خوشحال شدم..خيلي مبارك خيلي. حق اين فيلم بيشتر از اينها بود. اما بهترين جايزه و بهترين كلام رو پيمان معادي زد.
    2012-02-12 23:46:47
    نام
    ارسال نظر
  • سیمرغ بلورین بھترین فیلم ویژه ھیات داوران؛ نارنجی پوش به کارگردانی داریوش مھرجویی
  • 2012-02-12 21:59:27
    2 62
    مهسا :
    are you kidding me?
    2012-02-12 22:14:47
    :
    به بدترین فیلم جشنواره! سیمرغ دادند! دستشوت درد نکنه!
    2012-02-13 00:11:25
    نام
    ارسال نظر
  • داريوش مهرجويي جايزه ويژه هيات داوران را براي كارگرداني نارنجي پوش دريافت كرد
  • 2012-02-12 21:58:04
    2 49
    :
    چرا!!؟
    2012-02-12 22:27:14
    :
    چرا!!؟
    2012-02-12 22:27:18
    نام
    ارسال نظر
  • پرويز شيخ طادي سيمرغ بلورين كارگرداني اش را به ابوالقاسم طالبي براي قلاده هاي طلا اهدا كرد
  • 2012-02-12 21:55:45
    4 44
    محسن :
    دستش درد نکنه
    2012-02-12 21:57:17
    محسن :
    دستش درد نکنه
    2012-02-12 21:57:58
    حسن کچل :
    معلومه باید هم این کار رو می کرد. نزدیک 5 سیمرغ به عنوان کادو به فیلمش داده شد، خوب یکی رو باید به کسی بده که این 5 تا رو ازش کادو گرفته.
    2012-02-12 22:27:36
    :
    هیچ کدومشون لیاقت سیمرغ نداشتن.
    2012-02-12 23:13:15
    نام
    ارسال نظر
  • جايزه بهترين فيلمنامه اقتباسي به علي مصفا براي فيلم پله آخر تعلق گرفت
  • 2012-02-12 21:51:56
    0 47
  • سيمرغ بلورين بهترين طراحي صحنه و لباس به عباس بلوندي براي ملكه سيمرغ بلورين بهترين فيلمبرداري بهوامير كريمي براي روزهاي زندگي سيمرغ بلورين بهترين تدوين به هايده صفي ياري براي نارنجي پوش
  • 2012-02-12 21:40:41
    3 26
    hamoon :
    خانم صفي ياري! مبارك‌تان باد!
    2012-02-12 21:42:09
    haniyeh :
    baraye aghaye abdi vaghean khoshhalam tabrik migam in jayeze zood tar az inha bayad be ishan dade mishod
    2012-02-13 00:36:05
    haniyeh :
    baraye aghaye abdi vaghean khoshhalam tabrik migam in jayeze zood tar az inha bayad be ishan dade mishod
    2012-02-13 00:36:29
    نام
    ارسال نظر
  • از سايت سينماي ما پيش از اعلام جوايز بخش مسابقه بشنويد: سيمرغ بلورين بازيگر مكمل مرد به اكبر عبدي براي خوابم ميياد سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش مكمل زن به يكتا ناصر براي يكي ميخواد باهات حرف بزنه
  • 2012-02-12 21:08:35
    2 81
    :
    آخ خ خ خ جــــووون اکبر عبدی واقــــعا حقش بود ...از معدود جوایزی بود که به حق به یکی رسید تو این جشنواره...
    2012-02-12 21:11:55
    محسن ظهرابی :
    مکمل زن به بیتا فرهی برای در انتظار معجزه!!!
    2012-02-12 21:14:07
    نام
    ارسال نظر
  • از سايت سينماي ما پيش از اعلام جوايز بخش مسابقه بشنويد: سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش اول مرد به فرهاد اصلاني براي مجموعه كارها سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش اول زن به هنگامه قاضياني براي روزهاي زندگي ديپلم افتخار به بهناز جعفري براي تفن همراه رييس جمهور
  • 2012-02-12 21:02:37
    8 63
    رضا :
    دوست داشتم فرخ نژاد بگیرم البته اصلانی هم خوبه شما از کجا خبر دارید زودتر؟! چرا پخش زنده نداره مراسم؟ :(
    2012-02-12 21:07:35
    سیاوش :
    از کجا میدونین آخه؟
    2012-02-12 21:13:15
    فريد :
    بيچاره فرخ ن‍ژاد! البته اصلاني هم به خصوص تو خرس خوب بود
    2012-02-12 21:16:51
    محمد :
    پس حمید فرخ نژاد چی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
    2012-02-12 21:22:35
    محمد :
    پس حمید فرخ نژاد چی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
    2012-02-12 21:22:40
    محمد :
    پس حمید فرخ نژاد چی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
    2012-02-12 21:22:45
    :
    بهناز جعفری؟!؟!؟!؟؟!؟؟!؟؟!؟!؟!چی بگم والا!!!!!!!!!!
    2012-02-12 22:09:24
    حميد :
    حق فرخ نژاد رو خوردند!
    2012-02-12 22:17:26
    نام
    ارسال نظر
  • از سايت سينماي ما پيش از اعلام جوايز بخش مسابقه بشنويد: بهترين فيلم: روزهاي زندگي - ضد گلوله بهترين كارگردان: پرويز شيخ طادي براي روزهاي زندگي بهترين فيلمنامه: مصطفي كياني براي ضد گلوله
  • 2012-02-12 20:59:50
    0 40
  • فيلم برگزيده تماشاگران در بخش بين الملل به ملكه اهدا شد
  • 2012-02-12 20:53:18
    1 25
    :
    ملکه عالی بووووووووووووووووووووووود
    2012-02-12 22:09:00
    نام
    ارسال نظر
  • بهترين فيلم از نگاه ملي: سيمرغ بلورين معاونت سينمايي به فيلم شور شيرين ساخته جواد اردكاني
  • 2012-02-12 20:49:44
    1 18
    فريد :
    واقعا از اين فيلم بهتر نداشتيم!؟!؟!؟!؟!؟
    2012-02-12 21:15:44
    نام
    ارسال نظر
    جدول فروش هفتگی
    فروش کل روزهای نمایش نام فیلم
    741
    41 اسب حيوان نجيبي است
    664 36 اخلاقتو خوب كن
    281 29 در امتداد شهر
    18.5 15 پايان دوم
     
    • ارقام فروش به میلیون تومان است.
    گفت و گو
  • زانیار خسروی از اولین تجربه بازیگری‌اش می‌گوید:
    پیمان معادی ریسک کرد نه من!
  •  
  • ترانه علیدوستی از زندگی و سینما و بازیگری می گوید
    اسم همسرم را گذاشته‌اند تاجر ونیزی! / می‌گویند خاک بر سرت «ابله» را می‌گذاری کنار؟!
  •  
  • واكنش عليرضا سجادپور به بي‌توجهي رسانه ملی و وزارت ارشاد به جايزه گلدن گلوب
    اگر حمایت‌های معاونت سینمایی نبود، فرهادی و فیلمش این همه جایزه خارجی نمي‌گرفت/ سینما به ‌اندازه ورزش و حوزه های دیگر طرفدار ندارد
  •  
  • حمید نعمت‌الله از شرایط پیچیده انتخاب فیلم برای مسابقه جشنواره فجر می گوید
    برای حضور تعدادی از فیلم‌ها خیلی بحث کردم و چانه زدم/ اداره نظارت و ارزشیابی باید پاسخگوی غیبت فیلم‌هایی باشد که مشکل نظارتی دارند
  •  
  • گفت‌وگو با بازيگر توانا و پر كار اين روزهاي سينما و تلويزيون
    مهران احمدی از تجربه دو جنسی شدن می گوید
  •  
  • واكنش اصغر فرهادي به شايعه مهاجرت، فيلمسازي در خارج و داستان فيلم تازه‌اش در فرانسه
    اولين بار خبر مهاجرتم را پشت چراغ قرمز ميدان هفت تير تهران شنيدم
  •  
  • ناگفته‌هاي عطاران از زندگي، تلويزيون، سينما و خيلي چيزهاي ديگر
    زندگي خصوصي، مهران مديري، مرگ و زندگي، دستمزد، ويژگي‌هاي اخلاقي، كلاه، مشهدي‌ها... و زندگی به سبک خیام!
  •  
  • واكنش صريح حامد بهداد به حرف‌هاي حسين ياري را هم به فهرست جوابيه‌هايش اضافه كنيد
    شما خود بازیگری را بلد نیستید نه قاعده آن را!/ عشق را خوب می‌شناسم اما نمی‌توانم نقش عاشق را خوب بازی کنم
  •  
  • گفت‌وگوي مسعود فراستي با سايت اصوالگراي "رجا نيوز" درباره وضعيت سينما و نشر ايران
    برگمان را از هفده سالگي دوست داشتم، هيچكاك بعدها توجه مرا جلب كرد!/ تفاوت حق‌التاليف 13درصد پشت جلد كتاب با دستمزد ميلياردي فلان بازيگر سينما شوخي غم‌انگيزي است
  •  
  • حرف‌هاي تازه محمدرضا گلزار درباره سينما و زندگي خصوصي‌ پر دردسرش
    اگر من نبودم، «شيش و بش» اصلاً ساخته نمي‌شد/ جوانان ایرانی روزبه روز هم دارند خوشگل تر وخوش تیپ تر می شوند
  •  
    آرشيو
    Popular News
  • نيمه شب 25 دي بر اثر برخورد اتومبيل با درخت مقابل حسیینیه ارشاد
    بازيگر زن جوان سينما و سريال «خط قرمز» درگذشت

  • باز هم اولين بار در سايت "سينماي ما"؛ اصغر فرهادي از مردم صلح‌دوست‌ ايران مي‌گويد
    فیلم بخش اهداي گلدن گلوب بهترين فيلم خارجي‌زبان 2012 را اين‌جا تماشا كنيد

  • واکنش مادر و پدر گلشیفته فراهانی به انتشار عکس‌ دخترشان روي جلد مجله فيگارو
    من گلشیفته را بزرگ کردم و بهتر از هر کس مي‌دانم دخترم اهل این خودنمایی‌ها نیست/ يک آدم مریض عکس فتوشاپي را در داخل اینترنت قرار داده است

  • پيام تبريك رخشان بني‌اعتماد و نامه محرمانه كمال تبريزي به اصغر فرهادي
    آخه عزیز دل برادر! الان هم وقت جایزه گرفتن بود؟! اونم از گلدن گلوب؟!

  • ترانه علیدوستی از زندگی و سینما و بازیگری می گوید
    اسم همسرم را گذاشته‌اند تاجر ونیزی! / می‌گویند خاک بر سرت «ابله» را می‌گذاری کنار؟!

  • ویدئوی گفت‌و‌گوی اصغر فرهادی و پیمان معادی پس از جايزه منتقدان لوس آنجلس + متن حرف‌هاي كارگردان و بازيگر
    ادعا نمي‌كنم كه فيلم تصوير كاملي از ايران است، ولي سعي كردم تصويرم از يك بخش جامعه شهري صادقانه و بدون اغراق باشد/ اين روزها متاسفانه تصوير نه‌چندان درستي از ايران بيرون از كشور وجود دارد

  • عکس ها: محسن هردان
    گزارش تصویری اختصاصی سایت سینمای ما از افتتاحیه سی امین جشنواره فیلم فجر - 1

  • 10 عكس از «خوابم مي‌آد» ساخته رضا عطاران/ اکبر عبدی در نقش مادر رضا!
    اکبر عبدی در فهرست بازيگران زن سينماي ايران به جشنواره فیلم فجر می‌آيد

  • عکس های محسن هردان از نشست پرسش و پاسخ فیلم «پذیرایی ساده» ساخته مانی حقیقی
    مانی حقیقی و ترانه علیدوستی در برج میلاد حاضر شدند

  • با فضاي مجازي فاصله‌ها را كم كنيد و درباره موفقيت بزرگ كارگردان «جدايي نادر از سيمين» نظر بدهيد
    اين‌جا فضايي براي تبريك و ابراز شادماني‌ كاربران سايت "سينماي ما" به اصغر فرهادي و سينماي ايران است

  • عکس ها: محسن هردان
    گزارش تصویری اختصاصی سایت سینمای ما از افتتاحیه سی امین جشنواره فیلم فجر - 2

  • لحظاتي پيش اتفاق افتاد؛ اصغر فرهادي هنگام دريافت گلدن گلوب بهترين فيلم خارجي‌زبان 2012 چه گفت؟
    فقط مي‌خواهم از مردم سرزمينم حرف بزنم كه حقيقتاً صلح‌دوست‌ هستند

  • متن و تصوير پيامك‌هاي هنرمندان سينما و تلويزيون و تئاتر + پيشنهاد مديرعامل فارابي درباره اصغر فرهادي
    وقتي اصغر فرهادي به ايران آمد، همه به استقبال او برويم و از نزديك تبريك بگوييم

  • آخرين وضعيت يكي از فيلم‌هايي كه هنوز پشت سد مميزي جشنواره گرفتار مانده است
    تصوير شخصيت زن كه گريمش برای «پریناز» مشکل‌ساز شد! با نمایش نسخه اصلاح‌شده هم موافقت نشد

  • عکس ها: محسن هردان
    در نشست نقد و بررسی فیلم سینمایی «دوباره با هم» چه خبر بود؟

  • عکس ها: سعید عبداللهی
    گزارش تصویری از جلسه پرسش و پاسخ فیلم «گشت ارشاد»

  • حرفهای مهناز افشار، هنگامه قاضیانی، بهناز جعفری، یکتا ناصر، سعید راد، ناصر گیتی جاه ، رضا عطاران و اکبر عبدی
    بازیگران سینمای ایران هنگام دریافت جایزه از جشنواره فجر سی ام روی صحنه چه گفتند؟

  • حاشیه برای همکاران و مهمانان زن در برج میلاد
    کارت ورود به سالن نمایش برج میلاد به دلیل پوشش نامناسب و بدحجابی ابطال شد

  • يادداشت نيما حسني‌نسب درباره شرايط سينماي ايران پس از دريافت گلدن گلوب براي«جدايي نادر از سيمين»
    «زيره» را اگر مرغوب باشد، به «كرمان» هم مي‌شود بُرد!

  • واقعاً تبریک ویژه عادل فردوسی‌پور به اهالی سینما تنها واكنش رسانه ملي به اين اتفاق مهم هنري تا اين لحظه است؟!
    فردوسي‌پور در شروع برنامه «نود» از جایزه گلدن گلوب « جدایی نادر از سیمین» گفت/ برنامه «هفت» سكوت تلويزيون را جبران مي‌كند؟

  • News

  • نمایش و دانلود قسمتهای از نشست رسانه ای «آزمایشگاه»
  •  
  • نمایش و دانلود قسمتهای از نشست رسانه ای «خوابم میاد» را اینجا ببینید + گزارش نشست
    رضا عطاران: متعلق به سینمای سخیف کمدی ام/ مشکل جدی خودم هستم
  •  
  • اختصاصی سایت «سینمای ما»:
    فیلم گفت و گوی دو نفره مریلا زارعی و رضا عطاران را اینجا ببینید
  •  
  • نمایش و دانلود قسمتهای از نشست رسانه ای «برف روی کاجها» را اینجا ببینید + گزارش نشست
    معادی: سیاه و سفید بودن «برف روی کاج ها» ریسک بزرگی بود
  •  
  • عکس ها: محسن هردان
    گزارش تصویری از جلسه پرسش و پاسخ فیلم «آزمایشگاه»
  •  
  • فیلم گفت و گوی اختصاصی سایت «سینمای ما» با صابر ابر را این جا ببینید
    صابر ابر از کیفیت حضورش در نقش های متنوع برای کاربران «سینمای ما» می گوید.
  •  
  • اختصاصی سایت «سینمای ما»: فیلم گفت و گوی دو نفره مهناز افشار و صابر ابر درباره بازیگری سینما و تئاتر
    حضور مهناز افشار در تئاتر یک اتفاق است
  •  
  • عکس ها: محسن هردان
    گزارش تصویری از جلسه پرسش و پاسخ فیلم «خوابم میاد»
  •  
  • عکس ها: محسن هردان
    گزارش تصویری از جلسه پرسش و پاسخ فیلم «برف روی کاجها»
  •  
  • عکس ها: محسن هردان
    گزارش تصویری از جلسه پرسش و پاسخ فیلم «ملکه»
  •  
  • فیلم گفت و گوی اختصاصی سایت «سینمای ما» با مهناز افشار را این جا ببینید:
    مهناز افشار از حضور چشمگیر در جشنواره سی ام برای کاربران «سینمای ما » می گوید.
  •  
  • زانیار خسروی از اولین تجربه بازیگری‌اش می‌گوید:
    پیمان معادی ریسک کرد نه من!
  •  
  • برنامه "پرانتز باز" دوشنبه 17 بهمن ماه
    هر شب برنامه سینمایی «پرانتز باز» را اختصاصا در سایت «سینمای ما» بشنوید
  •  
  • موسیقی پایانی فیلم را از اینجا دانلود کنید؛
    دنگ شو با «ضد گلوله» آمد
  •  
  • عکس ها: محسن هردان
    گزارش تصویری از جلسه پرسش و پاسخ فیلم «من همسرش هستم»
  •  
  • عکس ها: محسن هردان
    گزارش تصویری از جلسه پرسش و پاسخ فیلم «یکی میخواد باهات حرف بزنه»
  •  
  • گزارش تصویری محسن هردان از نشست پرسش و پاسخ فیلم سینمایی «پل چوبی»
    دغدغه ساخت یک رمانس عاشقانه داشتیم
  •  
  • گزارش تصویری محسن هردان از نشست پرسش و پاسخ فیلم سینمایی «چک»
    تو را دعوت می‌کنم که با هم فیلم‌های بی‌نام ببینیم، بی آن که بدانیم «روبربرسون» آن را ساخته یا «قدرت الله صلح میرزایی».
  •  
  • گزارش تصویری محسن هردان از نشست پرسش و پاسخ فیلم سینمایی «آمین خواهیم گفت»
    حرف مشترک دور ماندن انسان‌های معاصر از یکدیگر است
  •  
  • آیین اختتامیه سی امین جشنواره بین المللی فیلم فجر برگزار شد + فهرست کامل برگزیدگان
    داریوش مهرجویی برای «نارنجی‌پوش» دو جایزه برد/ شیرین یزدان بخش برای «بوسیدن روی ماه» و پریوش نظریه برای «در انتظار معجزه» دیپلم افتخار گرفتند
  •  
    I تبلیغات متنی I
    موسسه سینمایی پاسارگاد
    به تعدادی آقا و خانم جهت بازی در فیلم‌های سینمایی و سریال نیازمندیم
    09121468447
    ----------------------------
    روزنامه تفاهم
    اولین روزنامه کارآفرینی ایران
    ----------------------------
    پارسيس
    مشاوره،طراحي و برنامه نويسي  پورتال‌های اینترنتی
    ----------------------------

    موسسه سینمایی پاسارگاد
    ارائه هنرور و بازیگر به پروژه‌ها
    09121468447
    search

    خبر عكس
    I نظرسنجی I

    مایل به تماشای کدامیک از نسخه‌های فیلم «جرم» (مسعود کیمیایی) در سینما هستید؟

    amar
    بازديد امروز: 1046959
    بازديد ديروز: 1490465
    متوسط بازديد هفته گذشته: 1001216
    بیشترین بازدید در روز ‌یکشنبه 23 بهمن 1390 : 1490465
    مجموع بازديدها: 365574832

    natije nazarsanji
       
    jorm-redcaroet
    jashn
    bottom banner


    fajr posters 30

    fajr film 29


    این بخش به زودی تکمیل خواهد شد
    fajr cinema 30
     
    fajr video
      صحنه هایی از فیلم «پله آخر» (علی مصطفا)
      صحنه هایی از فیلم «بیداری» (فرزاد موتمن)
      صحنه هایی از فیلم «روزهای زندگی» (پرویز شیخ طادی)
      صحنه هایی از فیلم «در انتظار معجزه» (رسول صدرعاملی)
      صحنه هایی از فیلم «بیخود و بی جهت» (عبدالرضا کاهانی)

    asrejomeadv
    tablighat









    adv
    در صورت علاقه به درج آگهي در پايگاه خبري تحليلي سينماي ما می توانید با شماره تلفن های دفتر سایت تماس بگیرید.
    تلفن: 88535305 (داخلی 109)
           09386503357 
    آدرس: تهران - خيابان شهيد بهشتي (عباس آباد) - نرسیده به خیابان میرزای شیرازی - ساختمان پارسه - واحد 12
    پست الكترونيكي: info@cinemaema.com

    > برای مشاهده تعرفه آگهی‌ها اینجا کلیک کنید
    Oscar count down
    lg3d

    Nokia

    i news
    سینمای ما- بازیگران زن و مرد سینمای ایران داز نسلها و طیفهای مختاف بازیگری امسال در بخشهای مختلف جشنواره فجر برنده دیپلم افتخار و سیمرغ بلورین شدند. گزیده حرفها و جمله های بازیگران روی صحنه و هنگام دریافت جایزه جشنواره سی ام فجر را اینجا بخوانید: ...
    سینمای ما- ... پیمان معادی پس از دریافت سیمرغ بلورین این بخش، گفت: صحبت خاصی ندارم، من برای ده سال آینده‌ام از شما مردم خوبم سیمرغ بلورین، جایزه و انرژی گرفتم. برای همین لحظه ها به سینما آمدم و در این سینما می‌مانم. نمیدانم چرا، اما ...
    سینمای ما- «هنگامه قاضیانی» پس از دریافت سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن سی‌امین جشنواره فیلم فجر به شهدای کشور ادای احترام کرد. قاضیانی پس از دریافت سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن سی‌امین جشنواره بین‌المللی فیلم فجر، گفت: سلام به همه هم‌قبیله‌های عزیزم. مردم سرزمینم که فکر می‌کنم...
    goldiran
    Main News
     
    سینمای ما- وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي در مراسم اختتاميه سي‌امين جشنواره بين‌المللي فيلم فجر، تاکيد کرد: فکر و انديشه، جوهرة سينماست! فيلمي که پايه‌هايش بر فکر استوار نباشد، تصاويري متحرک است. متن کامل سخنراني سيد محمد حسيني در مراسم اختتاميه سي‌امين جشنواره بين‌المللي فيلم فجر به شرح ذيل است:...
     
    سینمای ما- در ابتداي مراسم پاياني جشنواره سی ام فیلم فجر که ـ 23 بهمن ماه ـ در تالار وحدت برگزار شد، محمد خزاعي ـ دبير سي‌امين جشنواره بين‌المللي فيلم فجر ـ با اشاره به كليپي كه پيش ازسخنراني‌اش پخش شد، گفت: مي‌خواستم ابتدا گزارشي از كارهاي جشنواره بدهم اما احساس كردم كه بايد در برابر عظمت و شكوه دفاع مقدس كه در اين كليپ به نمايش درآمد، سكوت كنم...
     
    سینمای ما- بازیگران زن و مرد سینمای ایران داز نسلها و طیفهای مختاف بازیگری امسال در بخشهای مختلف جشنواره فجر برنده دیپلم افتخار و سیمرغ بلورین شدند. گزیده حرفها و جمله های بازیگران روی صحنه و هنگام دریافت جایزه جشنواره سی ام فجر را اینجا بخوانید: ...
     
    سینمای ما- رضا عطاران که در بخش نگاه نو سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی را دریافت کرد، پس از گرفتن جايزه‌اش ضمن تشكر از هيات داوران گفت:‌ خوب است! البته دوست داشتم در بخش مسابقه سينماي ايران فيلم...
     
    سینمای ما- ... پیمان معادی پس از دریافت سیمرغ بلورین این بخش، گفت: صحبت خاصی ندارم، من برای ده سال آینده‌ام از شما مردم خوبم سیمرغ بلورین، جایزه و انرژی گرفتم. برای همین لحظه ها به سینما آمدم و در این سینما می‌مانم. نمیدانم چرا، اما ...
     
    سینمای ما- «هنگامه قاضیانی» پس از دریافت سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن سی‌امین جشنواره فیلم فجر به شهدای کشور ادای احترام کرد. قاضیانی پس از دریافت سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن سی‌امین جشنواره بین‌المللی فیلم فجر، گفت: سلام به همه هم‌قبیله‌های عزیزم. مردم سرزمینم که فکر می‌کنم...
     
    سینمای ما- ... جایزه‌ام را بارها و بارها از مردم گرفته‌ام اما این جایزه را باید برای «آدم برفی» می‌گرفتم که اصلاً در بخش مسابقه نبود.سالی که من در «هنرپیشه» کاندیدا شدم، در آن سال جایزه را به فرامرز قریبیان دادند برای یک فیلم الکی یعنی «بندر مه آلود» و نه فیلم اصلی اش یعنی فیلم استاد مسعود کیمیایی که باید برای این یکی میگرفت...
     
    سینمای ما - مراسم اختتامیه سی امین دوره جشنواره فیلم فجر یکشنبه شب در حضور سینماگران و مدیران سینمایی و حضور پر شور مردم سینمادوست در تالار وحدت تهران برگزار شد و برگزیدگان چهار بخش مسابقه سینمای ایران، فیلم‌های اول، مستندهای بلند و مواد تبلیغی جوایز خود را دریافت کردند. اسامی برگزیدگان و نامزدهای بخشهای مختلف سی‌امین جشنواره فیلم فجر به این شرح است: ...
     
    سینمای ما- کاربران سایت سینمای ما شرکت کنندگان ویژه مسابقه اس ام اس پرانتز باز هستند. قرعه کشی از میان شرکت کنندگان در مسابقه این برنامه برگزار شد و 2 برنده ی مسابقه روز 21 بهمن میهمان سالن رسانه های برج میلاد بودند.
     
    سینمای ما - فیلم سینمایی «پله آخر» ساخته علی مصطفا امروز 22 بهمن ماه  در سالن برج میلاد تهران برای خبرنگاران و اهالی رسانه روی پرده رفت. عکس های محسن هردان همچنین صحنه هایی از فیلم نشست رسانه ای این فیلم را  اینجا ببینید ...
     
    سینمای ما - فیلم سینمایی «تهران 1500» ساخته بهرام عظیمی امروز 22 بهمن ماه  در سالن برج میلاد تهران برای خبرنگاران و اهالی رسانه روی پرده رفت. عکس های محسن هردان همچنین صحنه هایی از فیلم نشست رسانه ای این فیلم را  اینجا ببینید ...
     
    سینمای ما - نمایش و دانلود بخش هایی از نشست رسانه ای فیلم «روزهای زندگی» ساخته پرویز شیخ طادی را اینجا ببینید...
     

    + سکانس هایی از 3 فیلم صدر نشین فهرست کاندیداها را اینجا ببینید

    سینمای ما - کاندیداهای بخش نگاه نو (مسابقه فیلم های اول) در بخش های بهترین کارگردانی، بهترین فیلم، بهترین بازیگر مرد، بهترین بازیگر زن، بهترین فیلمنامه و بهترین دستاورد هنری یا فنی به شرح زیر اعلام شد:

     
    سینمای ما - فیلم سینمایی «یک روز دیگر» ساخته (حسن فتحی) دیروز 21  بهمن ماه  در سالن برج میلاد تهران برای خبرنگاران و اهالی رسانه روی پرده رفت. عکس های محسن هردان از نشست رسانه ای این فیلم را  اینجا ببینید ...
     
    + صحنه هایی از فیلم را اینجا تماشا کنید
    سینمای ما - فیلم سینمایی «روزهای زندگی» ساخته (پرویز شیخ طادی) دیروز 21  بهمن ماه  در سالن برج میلاد تهران برای خبرنگاران و اهالی رسانه روی پرده رفت. عکس های محسن هردان از نشست رسانه ای این فیلم را  اینجا ببینید ...
     
    سینمای ما - اسامی کاندیداهای بخش نگاه نو (مسابقه فیلم های اول) سی امین دوره جشنواره فیلم فجر اعلام شد. اسامی کاندیداهای مسابقه فیلم های اول اعلام شدکاندیداهای بخش نگاه نو (مسابقه فیلم های اول) در بخش های بهترین کارگردانی، بهترین فیلم، بهترین بازیگر مرد، بهترین بازیگر زن، بهترین فیلمنامه و بهترین دستاورد هنری یا فنی به شرح زیر است:
     
    سینمای ما - فیلم سینمایی «بیخود و بی جهت» ساخته عبدالرضا کاهانی امروز 20  بهمن ماه  در سالن برج میلاد تهران برای خبرنگاران و اهالی رسانه روی پرده رفت. عکس های محسن هردان همچنین صحنه هایی از نشست رسانه ای   این فیلم را  اینجا ببینید ...
     
    سینمای ما - فیلم سینمایی«در انتظار معجزه» دیروز در سالن برج میلاد تهران برای خبرنگاران و اهالی رسانه روی پرده رفت. نمایش و دانلود قسمتهای از نشست رسانه ای «در انتظار معجزه»  (رسول صدرعاملی) را اینجا ببینید ...        
     
    + گزارش - تهیه کننده «بیداری» نتوانست توجیه کند؛ توهین کرد
    سینمای ما - فیلم سینمایی«بیداری» دیروز در سالن برج میلاد تهران برای خبرنگاران و اهالی رسانه روی پرده رفت. فیلم کامل نشست رسانه ای «بیداری» که به جنجال کشیده شد را اینجا ببینید ...
     
    دو برنده امشب، فردا  20 بهمن مهمان ویژه ی سینمای ما و پرانتزباز در سالن برج میلاد خواهند بود
    سینمای ما - چهار قسمت از برنامه ی رادیویی «پرانتز باز» که به پوشش جشنواره فیلم فجر اختصاص دارد، تا به حال روی سایت سینمای ما قرار گرفته و قابل شنیدن است. کاربران سایت سینمای ما تا ساعت 12 نیمه شب امشب (19 بهمن) فرصت دارند با پاسخگویی به سوال مسابقه ی این چهار برنامه در بخش کامنت های سایت (پایین لینک برنامه پرانتزباز) در قرعه کشی ویژه ی سایت ...
    reportpic

                                                                                               

    toptitle
                از سال 1384
    TopFilm
    کارگردان : شهرام اسدی
    (14 رأي)
    کارگردان : علی عطشانی
    (121 رأي)
    کارگردان : مسعود اطيابي
    (83 رأي)
    کارگردان : مهدی صباغ زاده
    (13 رأي)
    کارگردان : يعقوب غفاري
    (89 رأي)
    کارگردان : جميل رستمي
    (17 رأي)
    کارگردان : عبدالرضا کاهانی
    (409 رأي)
    VIDEO BANNER

    bank
    جهت مشاهده تيزر ها به صورت آنلاين نياز به برنامه Flash Player 9 داريد --- Download Flash Player 9 ---
    بخش بانك تيزر سايت مناسب كاربراني است كه از اينترنت پر سرعت استفاده مي كنند

    گفت‌و‌گو با ماني حقيقي؛ كارگردان فيلم «كنعان»
    « من و ترانه عليدوستي و محمدرضا فروتن به اتفاق هم موفق شديم كارهاي عجيب و غريبي در زمينه بازيگري انجام بدهيم»
    « من و ترانه عليدوستي و  محمدرضا فروتن به اتفاق هم موفق شديم كارهاي عجيب و غريبي در زمينه بازيگري انجام بدهيم»


    سينماي ما- جواد ماهزاده: سرانجام يكي از فيلم‌هاي ماني حقيقي به نمايش درآمد و اين امكان را داد كه در فضاي عمومي جامعه راجع به آن بحث و گفت‌وگو كنيم. عموما پرسش‌هايي كه درباره <كنعان> مطرح شده يكسان بوده كه اين خود، پرسش ديگري است ولي به نظر مي‌رسد پاسخ‌ها به تعداد بينندگان فيلم باشد. ماني حقيقي مي‌گويد: «در همين 12-10 روزي كه از اكران فيلم مي‌گذرد واكنش‌هايي ديده‌ايم كه انتظارش را نداشتيم.> برداشت‌هاي متفاوت ما و ماني حقيقي را درباره كنعان بخوانيد...
    >>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>
    >>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>

    كنعان از نگاه تماشاگران، فيلم اول شما محسوب مي‌شود. شما در اين فيلم از تمام مولفه‌هاي تماشاگرپسند مثل بازيگران درجه اول و پايبندي به سينماي قصه‌گو استفاده كرده‌ايد تا فيلم با مخاطب عام ارتباط برقرار كند. اما تفاوتي كه كنعان با ساير آثار مخاطب‌پسند دارد اين است كه روي لبه تيغ حركت مي‌كند. يعني با وجود ستاره‌ها و دارا بودن قابليت‌هاي سينمايي مطلوب، دست به خطر مي‌زند و آن‌طور كه تصور نمي‌شد به پايان مي‌رسد و مخاطب را شوكه مي‌كند. فيلم مدرن پيش مي‌رود ولي سنتي تمام مي‌شود و اين خطر در اولين فيلم شما كه ميان مردم رفته، ممكن است ايراد را متوجه فيلمنامه كند.

    پايان كنعان مبهم است. اين كه پايان فيلم را، به‌وضوح سنتي يا غافلگيركننده ببينيم مربوط به زماني است كه بدانيم در پايان چه اتفاقي افتاده است. ولي كنعان با يك سوال تمام مي‌شود. شخصيت اصلي فيلم، بعد از اين كه در طول فيلم روي نكته‌اي پافشاري كرده، حالا‌ نظرش را عوض كرده و دارد از شوهرش سوالي مي‌كند. مدت‌هاست كه مي‌خواهد از شوهرش جدا شود و حالا‌ مي‌پرسد: <بمانم؟> فيلم پيش از اين كه او جوابي بگيرد تمام مي‌شود و تماشاگر هم با توجه به تمام چيزهايي كه در طول فيلم ديده، اميد زيادي به ادامه اين رابطه ندارد. پس پايان فيلم از نظر من اصلا‌ روشن نيست. نكته ديگر اينكه ما اينجا با يك آدم عصبي مواجهيم. آدمي كه مستاصل و گيج است. پريشان است. اغلب نمي‌داند چه مي‌خواهد. به راحتي ممكن است فردا صبح از خواب بيدار شود و از حرف‌هايي كه زده پشيمان شود.

    دو قضاوت در اينجا وجود دارد. يكي قضاوت بين منتقدان كه شايد به حواشي فيلم و گرفتاري‌هاي عمومي فيلمسازان در برابر موانع رسمي برمي‌گردد و قضاوت ديگر ناشي از اين است كه ارتباطي بينامتني ميان فيلم شما با ساير آثاري كه در اين فضا ساخته مي‌شود، به وجود مي‌آيد. يعني وقتي پاي نذر وسط مي‌آيد، ذهن به سمت كليشه‌هاي رايج مي‌رود و اين قسم پايان‌بندي را <يكباره> يا <پايان خوش> تعبير مي‌كند. به هر حال فيلم شما در اين فضا ساخته شده است؛ هر چند شما در <كنعان> پايان قطعي را در نظر نداشته باشيد.

    من نگران اين نكته نيستم. فضاي فرهنگي اين چند سال اخير گذراست؛ مثل بادي آمده و مثل بادي هم مي‌رود. ولي فيلم مي‌ماند. از نظر جغرافيايي هم اگر چنين جوي حاكم است، بايد گفت كه تماشاگر اين فيلم محدود به اين فضا نيست.

    يعني مخاطبي غير از مخاطب ايراني را در نظر داشتيد؟

    فيلم براي مخاطب عام سينماي ايران ساخته شده. ولي مخاطب فيلم در نهايت محدود به اين گروه نمي‌شود. فيلم قبلي من هم با اين پيش‌فرض ساخته شد. <كارگران مشغول كارند> در يكي دو نمايشي كه در جشنواره فجر داشت با تفاسيري بسيار واضح و قطعي رو‌به‌رو شد؛ ولي فيلم اين شانس را داشت كه تقريبا در همه جاي دنيا نشان داده شود. بايد بگويم در هر كشوري برداشتي متفاوت از فيلم مي‌شد. اين براي من خيلي آموزنده بود. ياد گرفتم كه خودم را درگير برداشت‌هاي يك مكان يا فضاي خاص نكنم. ‌

    به هرحال شما كنعان را براي مخاطب عام ايراني ساختيد.

    همين‌طور است. ولي واكنش مخاطب هميشه غيرقابل پيش‌بيني است. در همين 12-10 روزي كه از اكران فيلم مي‌گذرد واكنش‌هايي ديده‌ايم كه انتظارش را نداشتيم.

    يعني هويتي براي مخاطب‌تان قائل نمي‌شويد؟

    چرا، به هرحال يك مباني كلي وجود دارد و ما آنها را طبعا در نظر مي‌گيريم. ولي واقعيت اين است كه واكنش تماشاگر يك عنصر مرموز است. گمان مي‌كنم جز من و آقاي شايسته تهيه‌كننده فيلم، كسي انتظار نداشت كه فروش كنعان تا اين حد موفقيت‌آميز باشد. ‌

    هر فيلمي تهيه‌كننده مشخصي دارد كه مايل است فيلمش گيشه داشته باشد. اين اتفاق خود به خود مي‌افتد.

    بله، ولي نمي‌شود صرفا بر اساس پيش‌بيني واكنش‌ها فيلم ساخت. من با حسابگري و مصلحت‌انديشي فيلم نمي‌سازم، جوري كه پيش خودم بگويم چون الا‌ن برداشت‌ها و نظرها و فضا اين‌گونه است بايد از فلا‌ن روش و ابزار استفاده كنم تا به نتيجه برسم. يعني اصلا‌ تبحر اين كار را ندارم. ضمن اينكه اگر چنين روشي داشته باشم، يعني اگر كارم را به جو جاري فرهنگي جامعه محدود كنم، فيلمم هم به اندازه آن فضا، موقتي و گذرا مي‌شود. با توجه به اينكه فضاي فرهنگي جامعه هم چندگانه است، نظرها طبعا متفاوت است. بعضي‌ها فكر مي‌كنند فيلم پايان خوشي دارد، بعضي‌ها فكر مي‌كنند پايانش تراژيك است. بعضي‌ها حق را به زن مي‌دهند و بعضي‌ها به مرد. بعضي‌ها هم به اشتباه يك مثلث عشقي مي‌بينند...

    بله، بخشي از مخاطبان اين قضاوت را دارند.

    اين به خاطر جو فعلي سينماست. به خاطر فضاي مغشوشي است كه از جانب مديران فرهنگي جامعه به ما تحميل شده. شما فكر مي‌كنيد من خواسته‌ام چيزي بگويم و چون نمي‌توانسته‌ام يا اجازه نداشته‌ام، مبهم حرف زده‌ام. حالا‌ شما قصد داريد كدها و نشانه‌هاي آن حرف‌هاي سركوب شده من را درآوريد و كنار هم بگذاريد. در حالي كه تمام زيبايي قصه كنعان به اين كم گفتن‌ها و نگفتن‌ها و ابهام‌هاست. من در آزادي مطلق هم اگر فيلم مي‌ساختم كمابيش همين فيلم را مي‌ساختم. البته كسي اين حرف مرا باور نمي‌كند اين زاييده همان اغتشاش فرهنگي تحميلي است كه گفتم.

    اين به خاطر جو عمومي سينما نيست، بلكه ناشي از پيچيدگي‌هاي درون فيلم است. اگر در فيلم دنبال جايگاه علي رضوان مي‌گرديم و يا تاثيري را كه روي آذر و شايد برگشت مينا مي‌گذارد پي مي‌گيريم و مثلا‌ حدس مي‌زنيم كه مينا در همان سكانس نهايي توي اتاق كه دارد همه را كنار هم مي‌بيند تصميم به ماندن مي‌گيرد و شايد اين مساله به خاطر علي رضوان است و... اينها از ظرافت‌هاي درون فيلم به ما مي‌رسد و هر كدام مي‌تواند يك حدس باشد.

    بله، ولي در مقام پيچيدگي و ابهام عامدانه روايت و نه در مقام خودسانسوري و كم‌گويي اجباري. قرار بر اين است كه فيلم پيچيده باشد و همه چيز را نگويد.

    آن نگاه مثلث عشقي را كه مي‌گوييد مردم بيشتر استنباط مي‌كنند تا منتقدان.

    اصلا‌ اين‌طور نيست، درست برعكس است. حرف مرا باور كنيد. مردم اتفاقا آمادگي بيشتري دارند كه حرف فيلم را همانطور كه هست، رك و پوست كنده ببينند. منتقدان طبعا به جست‌وجوي لا‌يه‌هاي پيچيده و حرف‌هاي سركوب شده فيلم مي‌روند و بنابراين آمادگي بيشتري دارند كه در اين هزارتويي كه خودشان مي‌سازند گم شوند. اين بلا‌ سر فيلم قبلي من هم آمد. <كارگران مشغول كارند> هم اگر به عنوان يك داستان سرراست آبسورد ديده شود فيلم بسيار بامزه‌و جذابي است. ولي به محض اين‌كه درباره آن نمادپردازي كنيم و دنبال داستان عميق‌تري در پس داستان ظاهري‌اش برويم، تبديل مي‌شود به يك فيلم پرمدعاي شعاري كسل‌كننده. البته فضاي حاكم بر جشنواره فجر، فضاي قضاوت است و نه فضاي فيلم‌ديدن به معناي واقعي. در فضاي اكران عمومي اتفاقا مردم پيچيدگي روابط را به خوبي مي‌بينند و چون قرار نيست مثل منتقدان بلا‌فاصله قضاوتي داشته باشند و متني درباره فيلم بنويسند و موضعي اتخاذ كنند، خود فيلم را راحت‌تر مي‌بينند و براي انس گرفتن با آن وقت مي‌گذارند. منتقدها هم همينطور. كلا‌ جشنواره فضاي درستي را براي ديدن فيلم‌ها مهيا نمي‌كند. فكر مي‌كنم همه سر اين نكته توافق دارند.

    خطر همين‌جاست. وقتي فيلم به عمد مسائلي را پوشيده نگه داشته تا رازآلود و پيچيده باشد و بيننده را به حدس و گمان وادارد، او تنها همان ظاهري را در پايان مي‌بيند كه به او نشان داده شده و نه غير از آن. اگر شما مي‌گوييد فيلم با سوال مينا كه <آيا مي‌توانم بمانم يا نه؟> و پاسخ مرتضي كه <اين راهش نيست> تمام مي‌شود، بايد بدانيم كه مخاطب با يك داستان كوتاه مكتوب سروكار ندارد كه اين عبارات و نشانه‌هاي ديگر را در ذهنش حلا‌جي كند. اين جزئي‌نگري و پايان‌بندي‌ها را در داستان كوتاه به وفور مي‌بينيم كه نبايد دنبال پايان قطعي بگرديم ولي در فيلم معمولا‌ از جملا‌ت عبور مي‌كنيم و ممكن است آنچه در ذهن ما بماند، جمله‌ها و صحنه‌ها و سكانس‌هاي كليدي ديگري باشد.

    من نمي‌گويم فيلم مي‌خواسته حرف يا پيام خاصي را حمل كند. اصلا‌ اين‌طور نيست. كنعان قصد داشته يك وضعيت پر‌تناقض را با همه پيچيدگي‌هايش نمايش دهد و از تماشاگر بخواهد درباره آن چيزي كه مي‌بيند فكر كند و هر جزئياتي را كه دوست دارد كليدي بداند و هر كدام را نمي‌خواهد بي‌اهميت فرض كند. حتي اينكه كدام نكته مهم‌تر و كليدي‌تر از نكات ديگر است مي‌تواند پرسش ديگري باشد كه جوابش بازهم نزد تماشاگر است. بنابراين تماشاگر با مجموعه‌پروپيماني روبه‌رو مي‌شود و تصميم خودش را مي‌گيرد. در پايان مي‌تواند بگويد خدا را شكر كه مينا بالا‌خره سر عقل آمد يا مي‌تواند افسوس بخورد كه اين دختر چطور همه بلندپروازي‌ها و اميدهايش را به فنا داد. وظيفه من فقط اين است كه وضعيتي را نشان بدهم و سوالي را مطرح كنم: <اگر شما جاي مينا بوديد چه مي‌كرديد؟> وظيفه من فقط مطرح كردن يك پرسش است.

    من از همذات‌پنداري مخاطب صحبت نمي‌كنم. منظور من برخورد با ساختار سينمايي كنعان است. ما در فيلم با يك سراشيبي مواجه مي‌شويم كه آن را به سرعت به سمت خط پايان مي‌برد. تصادف با گاو و سپس نذر يك شيب تند در فيلم است. خود مينا شخصيتي نيست كه به نذر باور داشته باشد - لا‌اقل ما آن را نديده‌ايم - و تنها يك تصادف باعث مي‌شود سراغ درخت برود. مخاطب اين روند را يك گره‌گشايي ساده براي رسيدن به پايان فرض مي‌كند.

    من مي‌پذيرم كه تصميم مينا غيرمنطقي است، ولي نكته دقيقا همين است. تصميم مينا غيرمنطقي است چون زاييده خستگي و استيصال است. او تا اينجا استدلا‌لي را مطرح مي‌كرده ولي حالا‌ ديگر از نفس افتاده است. ده‌ها مانع در برابر او قرار دارد تا او نتواند به آن چيزي كه مي‌خواهد برسد. او دارد حرفي مي‌زند كه معقول است، ولي عوامل پيرامون او به‌قدري مانع‌تراشي مي‌كنند كه ديگر خسته مي‌شود و رها مي‌كند. حالا‌، آيا اين رها كردن نشانه خوش شانسي اوست يا شكستش؟ اين سوال فيلم من است. مرتضي، تصادف، علي، آذر، جنيني كه مينا حمل مي‌كند و ده‌ها مانع ديگر مدام او را از رفتن باز مي‌دارند و به او نهيب مي‌زنند كه تو توان استقلا‌ل نداري و شكست مي‌خوري. برآيند اين فشارها او را در آخر كار خرد مي‌كند و باعث مي‌شود كه فرو بيفتد. حالا‌ ما از تماشاگر مي‌پرسيم اين پايان به نفع او بود و برايش عاقبت خوشي داشت يا برعكس به ضررش بود؟ مطمئنا هر كس نظر خودش را دارد و ما همين‌جا داستان را تمام مي‌كنيم، چون اينجا نقطه‌اي است كه تعادل ايجاد شده و مي‌شود سوال را مطرح كرد: <آيا مينا كار درستي كرد يا نه؟> ‌

    و شما در اين ميان تنها به توصيف شرايط پرداخته‌ايد و قضاوتي را پيش نمي‌كشيد.

    قطعا همين‌طور است. من شخصا به عنوان تماشاگر فيلم معتقدم كه فيلم پايان خوشي ندارد. من دلم مي‌سوزد و آرزو مي‌كنم كه مينا برود تا بتواند به همه چيزهايي كه مي‌خواهد برسد. ولي وظيفه من به عنوان فيلمساز اين است كه فضاي چندگانه‌اي ايجاد كنم تا هركس تصميم خودش را مطابق عقايد و تجربيات فردي‌خودش بگيرد. لا‌زمه‌اش اين است كه پرسش فيلم درست و منطقي مطرح شود. بگذاريد اين‌طوري بگويم: من آرزو دارم كه خانواده‌اي كه دستهجمعي فيلم را در سينما ديده‌اند، در راه خانه يك‌ريز توي سر هم بزنند و با هم مخالفت كنند و با استناد به لحظه‌هاي متفاوت فيلم، سعي كنند حرف خود را به كرسي بنشانند. نه اينكه فيلم تكليف همه چيز را برايشان روشن كرده باشد و آنها همه با هم ارشاد شده باشند و به نتيجه رسيده باشند. اين فرق يك فيلم زنده و يك فيلم مرده است! ‌

    با همه ابهام‌ها و پيچيدگي‌هايي كه در كنعان وجود دارد و قرار نيست تمام مطلب به مخاطب گفته شود، باز هم پرسش‌هايي درباره تصميم‌گيري مينا وجود دارد. او جايي كه در اتومبيل دليل رفتنش را براي مرتضي شرح مي‌دهد، حرف‌هايي مي‌زند و دغدغه‌هايي را بيرون مي‌ريزد كه شخصيت بسيار محكمي جلوه مي‌كند؛ آن‌قدر محكم و بااراده كه حداقل با يك تصادف يا سفر ذهني تصميمش را برنگرداند. شما مي‌گوييد او كسي است كه در تصميم‌گيري تزلزل دارد و ممكن است فردا صبح نظرش را تغيير دهد ولي اين سستي و ضعف را ما فقط در پايان از او مي‌بينيم و تا فصل نذر هر چه هست اراده و استقامت است. او از همه چيزش مي‌گذرد، به همه خفتي تن مي‌دهد و حتي سفر شمال را مي‌پذيرد تا به خواسته‌اش برسد. هر بهانه‌اي كه از اينجا به بعد براي او تراشيده مي‌شود، زاييده ذهن خود اوست و انگار مي‌خواهد خودش را ببازاند و عقب بكشد.

    هر كسي در لحظات بحراني زندگي ممكن است كارهاي عجيبي بكند.

    ولي اين روان‌شناسي در آخر فيلم جواب نمي‌دهد. مقصودم همان پايان تصادفي است.

    شما برعكس اين قصه را درنظر بگيريد. قصه‌هاي زيادي مي‌شنويم كه در آنها آدمي پايبند به اصول، يكباره همه اعتقاداتش فرو مي‌ريزد. اين يك لحظه دراماتيك است. مثل قصه شيخ صنعان. چرا شيخ صنعان با ديدن دختر زيباي رومي ناگهان هر چه را بافته بود، پنبه كرد؟ چرا بعد از يك عمر پاكدامني همه چيز را رها كرد و به اصطلا‌ح تن به رسوايي داد؟ حالا‌ اينجا وارونه اين الگو را داريم، يا اصلا‌ خود همان الگو است. آدمي پايبند به يك اعتقاد است و تا حدي فشار به او وارد مي‌شود كه ديگر مي‌برد يا مي‌شكند. اگر مينا موفق مي‌شد و از همه موانع عبور مي‌كرد و در را هم پشت سرش مي‌بست و مي‌رفت، فيلم از لحاظ سياسي يا شعاري خيلي هم بجا بود. يا اگر به شيوه ابلهانه و جعلي فيلم‌هاي موسوم به <معناگرا> مثلا‌ متحول مي‌شد و متوجه مي‌شد كه خوشبختي‌اش در مادر بودن و همسر بودن و تشكيل خانواده خلا‌صه مي‌شود، باز مي‌شد معادل معقولي براي تصميمش در كليشه‌هاي سينمايي پيدا كرد. ولي مينا نه قهرمان عصيانگر است و نه قهرمان فداكار. او نه مثل قيصر يك‌تنه به جنگ دنيا مي‌رود و نه مثل 99 درصد زن‌هاي فيلم‌هاي ايراني رستگاري‌اش را در مادر شدن و فداكار بودن مي‌بيند. او شكست مي‌خورد، خسته مي‌شود و درهم مي‌شكند. قوي‌ترين انسان‌ها هم آستانه تحمل مشخصي دارند و ضعف‌هايشان را هم در جاهاي عجيب و غريبي بروز مي‌دهند. آدم هرچه قوي‌تر باشد، لحظه فروپاشيدنش دراماتيك‌تر است. ‌

    ولي همين آدم با خودش كلي كلنجار مي‌رود تا به اين نقطه برسد، يعني تصميمي كه مي‌گيرد براي خودش ناگهاني نيست براي ما كه مي‌بينيم ناگهاني به نظر مي‌رسد. ما در فيلم انتظار داريم اين فضا درك شود.


    من فكر مي‌كنم اگر همه حرف‌هايي كه اين شخصيت مي‌زند، اتفاقاتي كه پي در پي براي او مي‌افتد و مناسبات عاطفي و دروني‌اي كه در ذهنش جريان دارد را كنار هم بگذاريد، قاعدتا اين پايان‌بندي را درك مي‌كنيد. وقتي مينا وضعيت آشفته مرتضي را مي‌بيند، وقتي علي به او مي‌گويد كه دارد اشتباه مي‌كند، وقتي مي‌بيند كه خواهر بزرگترش چطور فروپاشيده و وقتي مي‌بيند كه براي رسيدن به رهايي، بايد بچه‌اش را بيندازد، خستگي و وادادگي او قابل درك مي‌شود. ممكن است هركدام به تنهايي او را تكان ندهد، ولي مجموعه اينها بار سنگيني است...

    ولي اينكه همه اينها در يك فيلم كنار هم بيايد هم قابل بحث است.

    اينها حوادث ساده‌اي هستند. يك روز سخت زندگي‌تان را مرور كنيد و ببينيد چه اتفاقاتي پشت سر هم براي شما مي‌افتد. فقط تصادف با گاو است كه ممكن است اتفاقي نادر باشد كه تازه آن هم اتفاق خارق‌العاده‌اي نيست و ممكن است براي هركسي بيفتد. ضمن اينكه اين تصادف روند قصه را عوض نمي‌كند، فقط باعث مي‌شود كه مينا لحظه‌اي بايستد و درنگ كند و موتور ذهنش را متوقف كند و با نگاه ديگري اطرافش را ببيند. نذر براي اين شخصيت يك اتفاق كاملا‌ غيرعادي محسوب مي‌شود و نكته هم همين است. درام داستان همين‌جاست؛ شخصيت ما ناگهان كاري مي‌كند كه انتظارش را نداريم. تمام جذابيت قصه، هر قصه‌اي، در همين است.

    ولي همين موضوع ممكن است برداشت‌هاي معنوي ايجاد كند.

    ببينيد، آدم يك توپي را به سمت جامعه مي‌غلتاند و جامعه هر كار بخواهد با آن توپ مي‌كند. من همه واكنش‌هاي ممكن مخاطبانم را نمي‌توانم محاسبه كنم و اصولا‌ محاسبه‌اي در كار من نيست. اين قصه برايم جذاب است. اينكه يك آدم ظاهرا مرفه و نه خيلي معتقد ناگهان چنين حركتي بكند مرا درگير مي‌كند. اينكه ماجراها او را به جايي برساند كه دست به دامن چنين عنصر بيگانه‌و غريبي مي‌شود، جذاب است. قصه من قصه زني است متعلق به طبقه مرفه و ظاهرا بدون هيچ نشانه‌اي از اعتقادات عميق مذهبي، كه چنان مستاصل و درمانده مي‌شود كه مي‌گويد خدايا كمكم كن! اين اتفاق خيلي عجيب و غريبي نيست، به‌خصوص در مملكت ما. من اصلا‌ وقتي قصه آليس مونرو را خواندم همين نكته‌اش برايم جذاب بود. اينكه يك قصه كوتاه معاصر كانادايي چطور يكي از واقعيت‌هاي پيچيده و متناقض جامعه ايراني را به شكلي اتفاقي در خودش حمل مي‌كند. من در دوران نگارش فيلمنامه اين فرصت را داشتم كه دو بار با آليس مونرو ملا‌قات كنم و او را در جريان شكل‌گيري فيلمنامه بگذارم. قضيه نذر را به‌گونه‌اي كه در فرهنگ ما رايج است برايش توضيح دادم و او از غني بودن وجه تصويري اين اتفاق بسيار خشنود بود. در قصه او شخصيت زن صرفا در ماشين نشسته و در دلش با خدا راز و نياز مي‌كند. داستان درخت آرزو و نذر براي اين موقعيت يك مابه‌ازاي تصويري كاملا‌ ايراني فراهم مي‌كند. مي‌خواهم بگويم حتي مدرن‌ترين و روشنفكرترين افراد هم وقتي به نقطه استيصال و بحران‌هاي جدي دروني مي‌رسند ممكن است ناگهان دست به دامان عنصري مذهبي يا متافيزيكي بشوند و ملموس‌ترين جلوه چنين كاري در جامعه ما دخيل بستن است. اگر روشنفكران ما آنقدر درگير اين بحث هميشگي تقابل سنت و تجدد نبودند، اگر مجبور نبودند تا اين اندازه دل نگران از دست دادن دستاوردهاي مدرنيته ايراني باشند، شايد تا اين حد از كنار هم قرار گرفتن نشانه‌هايي از اين دو دنيا در پايان كنعان واهمه نداشتند. به نظر من اين يكي از نكاتي است كه بايد درباره واكنش‌هاي انتقادي به فيلم در نظر گرفت. من از اين منظر خاص، اين واكنش‌ها را درك مي‌كنم.

    آقاي حقيقي فيلم شما از فرديت شكست‌خورده انساني از طبقه مرفه كه زندگي و دغدغه‌هاي مدرن دارد سخن مي‌گويد. تزلزل مينا و عدم‌پايبندي به فرديتش و اينكه نمي‌تواند به خواسته‌اش برسد از يكسو و تصويري كه از مرتضي مي‌بينيم كه از مقام يك استاد و روشنفكر و آدم فرهنگي به جايي رسيده كه از حقوق مردم مي‌گذرد و به راحتي با قواعد شبه‌سرمايه‌داري‌اش دودوتا‌چهارتا مي‌كند تا حقوق شركت حفظ شود از سوي ديگر، تصويري انتقادي از طبقه مرفه يا سرمايه‌دار جامعه ارائه مي‌دهد. آيا در اينجا هم سويه انتقادي در پيش گرفته‌ايد؟

    من اصولا‌ اعتقادي به مفهوم طبقه اجتماعي ندارم. به خصوص وقتي قرار است درباره اين طبقه هويتي فرهنگي قائل باشيم و مثلا‌ بگوييم طبقه مرفه فلا‌ن ويژگي را دارد يا طبقه فرودست فلا‌ن شكل است. اين نگاه در نهايت به نوعي تيپ‌سازي مي‌رسد كه هم غير‌معقول است و هم غيرواقعي. تنها علت اينكه ما سكانس برخورد مرتضي را با آن زن آورده‌ايم اين است كه نشان بدهيم مرتضي هم يك آدم چند‌وجهي است. او از يك طرف در مقايسه با ساير مردان، مرد رئوف‌تري نسبت به همسرش است و برخوردهايش با او اغلب آرام و همراهانه است ولي از طرف ديگر امكان بروز رفتارهاي سنگدلا‌نه را هم در او مي‌بينيم. مينا هم به همين شكل است. ما خواسته‌ايم اينها را انسان‌هايي چندوجهي نشان دهيم. نمي‌خواستيم تيپ باشند. مي‌خواستيم واقعي و سه‌بعدي و پيچيده باشند. مخاطب از خودش مي‌پرسد چرا مينا مي‌خواهد از مرتضي جدا شود؟ در اين صحنه ممكن است بتوان بخشي از پاسخ به اين پرسش را پيدا كرد. مخاطب ممكن است با يادآوري اين صحنه گوشه‌اي از ذهن مينا را درك كند و به او حق بدهد. بحث نقد طبقاتي نيست. ما صرفا كنش‌ها و واكنش‌هاي احساسي شخصيت‌ها را در نظر داشتيم.

    شما به بازيگري و جزئيات ريز بازيگران اهميت زيادي مي‌دهيد. در كنعان از بازيگراني استفاده كرديد كه بايد آنها را براي رساندن به سن شخصيت‌ها مسن‌تر نشان مي‌داديد. تست‌هايي كه داشتيد شما را به جايي رساند تا از محمدرضا فروتن و ترانه عليدوستي استفاده كنيد. به نظرم خانم عليدوستي اين نقش را دروني‌تر و باورپذيرتر از فروتن درآورده و فروتن در پاره‌اي از قسمت‌ها دستش رو مي‌شود كه دارد بازي مي‌كند. بازي او كمي قالبي از كار درنيامده؟

    من بازي آقاي فروتن را مي‌پسندم، هر چند پسند من مهم نيست و مردم بايد بپسندند. بحث بالا‌ بردن سن هم اصلا‌ مطرح نيست. تنها ضربه‌اي كه فيلم خورده اين است كه در فيلمنامه ما اختلا‌ف سني زيادي ميان اين زوج وجود داشت؛ اين اختلا‌ف سن موجب مي‌شد كه يكدندگي و لجاجت مينا كمي كمرنگ‌تر جلوه كند. اگر اصرارها و پافشاري‌هاي مينا در برابر كسي مثل آتيلا‌ پسياني يا پرويز پرستويي ديده مي‌شد، مخاطب خواه ناخواه حق را به مينا مي‌داد. ولي وقتي محمدرضا فروتن نقش آن آدم مرفه و خوش‌تيپ را ايفا كند، تعادل برقرار مي‌شود و ديگر نمي‌شود به آن راحتي حق را به مينا داد با اين دو بازيگر ديگر هيچ دليلي جز صرف خواسته‌هاي فردي و شخصي مينا براي جدايي ملا‌ك قرار نمي‌گيرد. اين را هم اضافه كنم براي من مهم بود كه مرتضي هيچ وجه منفي ديگري هم نداشته باشد. يعني مينا بهانه‌اي جز خواسته‌ها و نيازهاي فردي و دروني‌اش براي جدايي نداشته باشد؛ نتواند بگويد چون مرا كتك مي‌زني يا ناديده مي‌گيري، پول نداري، هوس‌باز هستي، معتادي و... مي‌خواهم از تو جدا شوم. در اينجا فقط همان خواسته فردي مينا مطرح است و دليل ديگري را نمي‌تواند براي رفتن ارائه كند. ‌

    با اين بحث ديگر چه نيازي به بالا‌ بردن سن شخصيت‌ها بود؟

    سن‌شان را خيلي هم بالا‌ نبرده‌ايم. فقط پنج، شش سال. نمي‌دانم چرا اين بحث اينقدر مطرح مي‌شود.

    چون اين مساله در بازي فروتن تاثير گذاشته است. او در بعضي از صحنه‌ها فوق‌العاده است ولي در جاهايي انگار مشخص است كه دارد نقش بزرگ‌تر از خودش را بازي مي‌كند. اين تفاوت باعث شده يكدستي از بازي او گرفته شود.

    ممكن است اينطور باشد ولي يكي از مشكلا‌تي كه همه همكارانم با من دارند اين است كه تقريبا محال است زير بار چيزي بروم كه قبولش ندارم بنابراين بازي فروتن دقيقا هماني است كه من مي‌خواستم. اينكه بازي او درآمده يا درنيامده را شما بگوييد، ولي اين همان چيزي است كه من مي‌خواستم. اين را هم بگويم در اين فيلم فشار عجيبي روي بازيگران و به خصوص روي محمدرضا فروتن و افسانه بايگان وجود داشت. اين دو نفر در ماشين مخوف كار خرد شدند و از طرف ديگر بيرون آمدند. ‌

    چرا؟

    چون كارگردانشان من بودم! راجع به اين دو نفر خيلي سخت گرفتم. بهرام رادان و ترانه عليدوستي تقريبا هماني بودند كه من مي‌خواستم ولي بايگان و فروتن روز اول به‌گونه‌اي وارد شدند و روز آخر به‌گونه‌اي ديگري رفتند. فكر مي‌كنم افسانه بايگان سخت‌ترين وضع را داشت. تا روز آخر كار ديگر هيچ چيزش مال خودش نبود. اگر مژه‌هايش هم يك تكان ناجور مي‌خورد من كات مي‌دادم و پلا‌ن را دوباره مي‌گرفتم. در اوج بدگماني، بي‌اطميناني و بدخلقي با او كار كردم. ولي اين كار براي درآمدن بازي‌اش حياتي بود. هيچ راه ديگري نداشت. ما متعلق به دو سياره مختلف بوديم؛ دو كهكشان مختلف و خيلي دور از هم. طبعا قرار نبود من از جايم تكان بخورم و او بايد همه اين مسافت را به سمت من طي مي‌كرد. خيلي زجر كشيد ولي خودش هم گفته كه در نهايت خيلي هم به نفعش شد. ‌

    از كدام سكانس‌هاي فيلم بيشتر راضي هستيد؟ كدام سكانس‌ها در كنعان از نظر حسي و بازيگري خيلي مورد علا‌قه شما است؟

    من كاملا‌ مجذوب بازي ترانه عليدوستي و محمدرضا فروتن هستم و فكر مي‌كنم ما سه نفر به اتفاق هم موفق شديم كارهاي عجيب و غريبي در زمينه بازيگري انجام بدهيم. يكي از سكانس‌هاي محبوبم جايي است كه فروتن در اتاق مادرش نشسته و لباس‌هاي او را تماشا مي‌كند و عليدوستي پيراهن‌سياه عزاداري را برايش مي‌آورد. بازي اين دو نفر در اين صحنه فوق‌العاده است. در مورد عليدوستي كه به نظرم هيچ جاي فيلم نيست كه فوق‌العاده نباشد. شانس بزرگي آوردم كه او خودش را براي اين نقش پيشنهاد كرد. اوج درخشش‌اش جايي است كه در جاده شمال توقف مي‌كنند و او براي فروتن دليل رفتنش را توضيح مي‌دهد. بازي او در اين صحنه تمام گروه ما را مات و مبهوت كرده بود. همه‌مان بغض كرده بوديم و به هم ريخته بوديم. اتفاقا نوشتن آن سكانس هم بسيار دشوار بود. چندين بار آن مونولوگ را بازنويسي كرديم... زيادند صحنه‌هايي كه دوست دارم؛ صحنه دعواي دو خواهر، صحنه دنده‌ عقبزدن مينا، نگاه مينا وقتي وارد خانه علي مي‌شود، بازي هر دو بازيگر در سكانس پاياني، به‌خصوص در پلا‌ن‌هايي كه در سكوت فقط نگاه مي‌كنند...

    چرا شخصيت علي رضوان باز نشده است؟ حتي آذر، پيشينه و شناسنامه مشخصي را با خود دارد ولي علي كه تاثير زيادي روي مينا مي‌گذارد و جايگاه خاصي در حدس و گمان‌هاي مخاطب براي خود دست و پا مي‌كند، بيشتر آدمي فرشته‌خو و آسماني نشان مي‌دهد.

    چرا اين را مي‌گوييد؟

    او فقط زماني مي‌آيد كه بايد كمكي بكند، ميانجيگري كند، حل و فصل كند، احيانا نصيحت كند يا بهترين آدم باشد.

    اين همان نكته‌اي است كه اول بحث به آن اشاره كردم. گويي نگاه فرهنگي جامعه امروز ما اين چيزها را خواه ناخواه در قصه مي‌بيند، حتي اگر در قصه نباشند.

    يعني مي‌گوييد اينها در قصه نيستند؟

    علي كجايش فرشته‌وار است؟ او يك آدم عادي است. راننده وانت است.

    همين چيزها او را معصوم و فرشته‌وار نشان مي‌دهد. مينا هم به او مي‌گويد تو تنها كسي هستي كه خودت را حفظ كرده‌اي. ‌

    او يك آدم خوب است. دوست خوبي براي مينا و مرتضي است. من خودم چنين دوستي در زندگي‌ام دارم. دوستي كه مي‌شود رويش حساب كرد، بدون اينكه هيچ قضاوتي درباره تو بكند يا منتي بگذارد يا توقعي داشته باشد؛ آدمي كه هميشه آرامت مي‌كند و قضاوتت نمي‌كند و مهربان است.

    ولي قبول كنيد كه علي مثل بقيه شخصيت‌ها خاكستري نيست.

    ولي به اندازه بقيه هم مهم نيست. او به معني واقعي يك كاتاليزور است، يعني خودش تغيير نمي‌كند ولي در وضعيت موجود تغيير ايجاد مي‌كند. داستان كنعان داستان او نيست. كار او اين است كه همه را آرام نگه دارد تا از فرط فشاري كه در آن گرفتار هستند ديوانه نشوند. راهنمايي‌هاي كوچك و آرامي مي‌كند كه همه را نجات مي‌دهد. دليلي ندارد كار زشتي انجام دهد يا به قول شما خاكستري باشد. اصلا‌ درام ما از علي، طلب چنين رفتاري را نمي‌كند. علي آدم بلندپروازي بوده و آرزوهايي داشته ولي شكست خورده و با عقب كشيدنش به جايي رسيده كه جايگاه مطلوبي برايش نيست. مينا اگر بماند ممكن است شبيه به او شود. علي زماني دلبسته مينا بوده و انگار به خاطر شكستي كه خورده همه چيز را رها كرده و درجا زده. همين اتفاق ممكن است براي مينا هم بيفتد. من فكر مي‌كنم چون بهرام رادان نقش علي را بازي كرده، شما خواه‌ناخواه توقع پرداخت مفصل‌تري را براي نقش داريد ولي ابعاد صحيح نقش همين است و دليلي ندارد كه از اين بيشتر يا بازتر شود.

    شما سال‌ها فلسفه خوانده‌ايد و بعد از يك دوره تجربه فلسفي وارد فيلمسازي شديد. از اين جهت تشابهاتي ميان شما و داريوش مهرجويي هست. هر دوي شما سينما را به عنوان سينما در پيش گرفته‌ايد و نه ابزاري براي فلسفه‌پردازي ولي به هر حال قطعا از آن سرمنشا هم بهره مي‌گيريد. اين‌طور نيست؟

    من نمي‌دانم فسلفه چه تاثيري در فيلمسازي من داشته ولي قطعا داشته است. من خيلي بچه بودم كه تصميم گرفتم فيلمساز بشوم و با قطعيت هم تصميم گرفتم. در اين زمينه هرگز شك نداشتم. تحصيل فلسفه صرفا به اين دليل بود كه مي‌دانستم درس سينما خواندن كار عبثي است و هنوز هم فكر مي‌كنم درس‌هايي كه در آموزشگاه‌هاي سينمايي مي‌دهند را مي‌شود خيلي سريع‌تر حين كار و تجربه ياد گرفت. من چون همه افراد خانواده‌ام به شكلي اهل سينما بودند هميشه با سينما مأنوس بودم. حضور سر صحنه فيلمبرداري يكي از عادي‌ترين اتفاق‌ها براي من بوده است؛ چيزي مثل نشستن در اتاق بچگي‌ام. بنابراين فكر كردم مي‌توانم چيز ديگري بخواهم. فلسفه اروپايي خواندم با تمركز روي‌ هايدگر و دلوز. بنابراين شايد چند نكته درباره فلسفه شكل دروني‌تري براي من پيدا كرده باشد. اين كاملا‌ ناخودآگاه و غريزي‌است. اين طور نيست كه بگويم مي‌خواهم فيلمي مدرن درباره فرديت زن معاصر تهراني بسازم و اسمش را بگذارم كنعان. فكر مي‌كنم تاثير فلسفه در كار سينمايي زماني جذاب است كه ناخودآگاه باشد. حرف تئوريك زدن جايش در سينما نيست. در واقع جاي نظريه در درون خود فيلم نيست. اين فكرها و نيروها بايد به شكلي اتفاقي و دروني و ناخودآگاه در لا‌‌به‌‌لا‌ي قصه رخنه كنند. ‌

    آقاي حقيقي، همكاري‌هاي شما و اصغر فرهادي كه سبك رئاليستي اجتماعي نويي را با خود آورده‌ايد، ادامه پيدا مي‌كند؟

    نه. به نظر مي‌آيد همه كمك‌هايي را كه مي‌توانستيم با هم بكنيم كرده‌ايم. كارمان با هم تمام شده است. حالا‌ او راه خودش را مي‌رود و قطعا هم موفق خواهد شد.

    اين همكاري چطور شكل گرفت؟

    من فيلم <شهر زيبا> را ديدم و عاشق فيلم شدم. هنوز هم معتقدم يكي از بهترين فيلم‌هاي سينماي ايران است؛ از آغاز تا امروز. اصلا‌ شايد بهترين باشد. تقريبا بي‌نقص است و به طرز وحشتناكي زيبا است، هم در همه بازي‌هايش و هم در قصه‌گويي و كارگرداني‌اش. فيلم مرا ديوانه كرد. دربه‌در دنبال فرهادي گشتم و پيدايش كردم و بعد كه با هم صحبت كرديم ديدم كه دغدغه‌ها و سليقه‌هاي مشابهي داريم. آن موقع هنوز به اين كارگردان صاحب‌نام و مقتدر امروز تبديل نشده بود. حاصل همكاريمان اين دو فيلمي شد كه ديده‌ايد، چهارشنبه‌سوري و كنعان كه هر دو فوق‌العاده برايم عزيزند؛ هم خودشان



    منبع خبر : روزنا-اعتماد ملي
    شنبه,27 مهر 1387 - 4:8:9

    اين مطلب را براي يک دوست بفرستيد صفحه مناسب براي چاپگر
    آرشيو
    اخبار مرتبط:

    نظرات

    هومان
    شنبه 27 مهر 1387 - 8:53
    -1
    موافقم مخالفم
     

    کنعان و چهارشنبه سوری جزو 5 فیلم برتر تاریخ سینمای ایران هستند. آقای حقیقی واقعا از شما ممنونیم. شما همان حلقه گمشده سینمای ما در تمام این سالها بودی. با قدرت به کارت ادامه بده.

    farshid
    شنبه 27 مهر 1387 - 15:47
    -4
    موافقم مخالفم
     

    کنعان فیلم خوبی نیست و چسباندن فیلم به فلسفه و حرفهای بزرگ فیلم را بزرگ نخواهد کرد .به نظرم کنعان فیلمی متوسط و سر در گم است که تا پایان راه به جایی نمی برد.

    حقیقی که گام به گام اتوبوسی به نام هوس الیاکازان را با تغییراتی به کنعان تبدیل کرده متاسفانه از اول لنگ می زند و حاصل کار فیلمی ضعیف است.

    عدم پرداخت درست قصه و شخصیت هایی که بین تیپ و کارکتر مدام دست و پا می زنند و سکانس ضعیف پایانی همه و همه دست به دست هم داده اند تا کنعان به فیلمی سرگردان میان طبقات یک ساختمان مبدل شود فیلمی که نه فیلمساز را به جایی می رساند و نه تماشاگر راه به جایی می برد.

    وقتی اتوبوسی به نام هوس شاهکار الیا کازان را می بینیم همه چیز درست سر جایش قرار گرفته کازان حرفی بزرگ را در قصه ای به ظاهر ساده ولی در عین حال پیچیده می گوید فیلم هنوز بعد سالها سر پاست ولی کنعان اثری به شدت مصنوعی و بیشتر شبیه فتوکپی یک پوستر است با دستگاهی که خراب است.

    به نظرم اگر مانی حقیقی بیشتر خودش باشد اگر کنعان بیشتر فیلم خودش بود تا فتوکپی. اگر و اگر و خیلی اگر های دیگر ان موقع سینمای ما نوید امدن فیلمسازی را میداد که دارد از پله ها بالا می اید.

    farshid


    شنبه 27 مهر 1387 - 16:29
    10
    موافقم مخالفم
     

    فعلا که هم خیلی خوب فروخته و هم هوادارای خیلی زیادی واسه خودش پیدا کرده. تنها ارتباطش به اتوبوسی به نام هوس هم اینه که هر دو قصه، یک خواهر خل و چل توشون هست که بی خبر از راه می رسه. اگه همین شباهت ظاهری قراره هر فیلمی رو کپی یک فیلم دیگه کنه پس کنعان کپی صدتا فیلم دیگه هم هست.

    به نظر من که از چهارشنبه سوری خیلی ظریف تر و عمیق تر بود. اصلا نمی تونم از فکر صحنه های کنعان بیام بیرون.

    آقای حقیقی فیلم تون حرف نداشت. یک حرف تازه تو سینمای ایران بود و یک امید تازه! منتظر فیلم بعدی تون هستیم.

    الف
    شنبه 27 مهر 1387 - 18:31
    13
    موافقم مخالفم
     

    lمیدونم شما با مای رفیق هستید ولی واقعا این مرد دیونه است

    asghar
    شنبه 27 مهر 1387 - 18:46
    7
    موافقم مخالفم
     

    aghaie haghighi ye pepsi bara khodet va khanom alidoosti baz kon....mashala be in etemade be nafs.....

    حسین
    شنبه 27 مهر 1387 - 21:9
    -2
    موافقم مخالفم
     

    کنعان اصلا فیلم خوبی نیست و نباید آن را با چهارشنبه سوری هم سطح دانست.چهارشنبه سوری فوق العاده و بی نظیر است.


    يکشنبه 28 مهر 1387 - 2:10
    2
    موافقم مخالفم
     

    این مصاحبه گر کی بوده که هی از بازی فروتن میخواست ایراد بگیره!!!!!!

    آخه بی سواد تو اولین کسی هستی که از بازی فروتن تو کنعان که کاندید سیمرغ و منتقدان شد ایراد میگیری..

    کنعان اگه هیچ چی نداشته باشد یه فروتن استثنایی دارد...

    باز از ترانه چند جا خرده گرفتند که اون هم بی خورد بود اما از فروتن!!!!

    بابا بیخیال همه کارشناس شدند!

    السانا
    يکشنبه 28 مهر 1387 - 16:17
    10
    موافقم مخالفم
     

    از پایان فیلم خوشم نیومد . ترانه و فروتن خیلی خوب بازی کردن .

    دوست داشتم اخرش بهتر و با احساس تر تموم میشد

    setareh
    دوشنبه 29 مهر 1387 - 13:36
    -2
    موافقم مخالفم
     

    فوق العاده بود...عاشق نگاهای علی و مینا و بازی فوق العاده تره بایگان و رادان شدم

    javad.
    پنجشنبه 2 آبان 1387 - 1:1
    10
    موافقم مخالفم
     

    kanaan agar bazigar nadashat fime biarzeshi mishod kargardani haghighi kheili zaeef bood

    پری
    پنجشنبه 2 آبان 1387 - 3:16
    3
    موافقم مخالفم
     

    فروتن معرکه بود

    وقتی بازی بی نظیرش رو در کنعان دیدم بیشتر از انتخاب اشتباهش برای بازی در فیلم درجه دو دعوت و اون اپیزود فاجعه اش حرص خوردم

    مرتضی که فروتن بازی کرده سمپاتیک دوست داشتنی وقابل باوره

    برعکس مینا که به شکل عجیبی احمق و غیر واقعی از آب درامده

    تا جایی که باور نمیکنم هر دو این شخصیت ها حاصل فکر یک نفر باشن

    در کل کنعان 2دلیل خیلی مهم برای دوست داشتن داره1:محمد رضا فروتن 2:موسیقی زیباش

    البته افسانه بایگان هم میتونه یکی از دلایل دوست داشتن فیلم باشه

    اما فروتن و تولد دوباره اش یه چیز دیگه اس

    حامد شیوایی
    جمعه 3 آبان 1387 - 22:14
    2
    موافقم مخالفم
     

    به نظر می رسد فیلم کنعان در بر قراری رابطه با مخاطب دچار نقطه ضعف های عدیده ایست که بیشتر این ضعف نیز از فیلم نامه ی گنگ و نا گویای آن به کل فیلم سرایت کرده است و روی میزانسن ها و بازی بازیگران تأثیر منفی ای گذاشته است . به رغم بازی خوب فروتن در این فیلم به جهت بازی متوسط و در حد پایین خانم علی دوستی باعث شده است که ارتباط بده بستانی (نه دراماتیک) بین این دو پارتنر در سراسر فیلم برقرار نگردد و به بازی آقای فروتن نیز لطمه وارد شود .

    شیرین
    جمعه 3 آبان 1387 - 23:43
    0
    موافقم مخالفم
     

    به نظر من فیلم فوق العاده ای بود و تقریبا همه خوب ظاهر شدن

    فرامرز
    شنبه 4 آبان 1387 - 2:51
    -2
    موافقم مخالفم
     

    واقعا همچین میگین که به بازی فروتن آسیب رسونده هست که هر کی فیلم رو ندیده باشه فکر میکنند فروتن مقابل یک نا بازیگر بوده هست

    به نظر من اگه نگم خانم علیدوستی بهتر از آقای فروتن بازی کرد کمتر از ایشون هم نبود

    واقعا ما وقتی می رویم فیلمی رو می بینیم اینقدر محو بازیگری که خودمون دوست داریم می شویم که دیگه داستان فیلم و بازیگر های دیگه رو کلا فراموش می کنیم یا اینکه نمی بینمیشون و چون ندیدیم بازی شون رو هم نمی بینیم

    بهتره فقط یکم از تعصباتمان را کنار بگذاریم و فیلم را آنطور که هست ببینیم


    يکشنبه 5 آبان 1387 - 1:24
    4
    موافقم مخالفم
     

    کنعان خیلی خیلی خیلی بهتر از فیلم چهارشنبه سوری است

    عماد نصیردیوانی
    يکشنبه 22 دي 1387 - 23:7
    -3
    موافقم مخالفم
     
    « من و ترانه عليدوستي و محمدرضا فروتن به اتفاق هم موفق شديم كارهاي عجيب و غريبي در زمينه بازيگري انجام بدهيم»

    اقای حقیقی منو یادت میاد فریدونکنار کنارقوری

    الی
    جمعه 18 ارديبهشت 1388 - 17:52
    2
    موافقم مخالفم
     
    « من و ترانه عليدوستي و محمدرضا فروتن به اتفاق هم موفق شديم كارهاي عجيب و غريبي در زمينه بازيگري انجام بدهيم»

    کنعان یه فیلم معمولی بود که شبیه اش خیلی زیاد ساخته میشه و نوآوری یا مزیت خاصی نسبت به سایر فیلم ها نداشت.بارپزی فروتن هم معمولی بود وعلیدوستی مشکل همیشگی اش رو توی این فیلم هم داشت.

    اضافه کردن نظر جدید
    :             
    :        
    :  
    :       




    mobile view
    ...اگر از تلفن همراه استفاده می‌کنید


    cinemaema web awards



    Copyright 2005-2011 © www.cinemaema.com
    استفاده از مطالب سایت سینمای ما فقط با ذکر منبع مجاز است
    کلیه حقوق و امتیازات این سایت متعلق به گروه سینمای ما و شرکت توسعه فناوری نوآوران پارسیس است

    مجموعه سایت های ما: سینمای ما، موسیقی ما، تئاترما، فوتبال ما، بازار ما، آگهی ما

     




    close cinemaema.com عکس روز دیالوگ روز تبلیغات