سينمای ما - زنده‌كردن خاطره مرحوم فردين، اكران جهاني فيلم و تجربه «سين سيتي» در گفت‌وگو با كارگردان و بازيگر «سربلند»: / سعيد تهراني:«به خاطر "سنتوري" از شرکت فيلم در بازار کن منصرف شديم»
شنبه 2 آذر 1387 - 13:48
اخبار:      • تکلیف اکران اخراجی‌های 2 مشخص شد      • گزارشی از استقبال مردم تبریز از رضا ناجی؛ / ناجی: رقیب اصلی‌ام ایرانی بود      • نتیجه تحلیل پایگاه اطلاع رسانی هیات اسلامی هنرمندان درباره مهرجویی و گل‌شیفته فراهانی؛ / باید از داریوش مهرجویی دلجویی کنیم      • مجری صدا و سیما در وبلاگ‌اش درباره این برنامه نوشت؛ / این برنامه «نود» بود که قطبی را افشا کرد      • سیروس تسلیمی: پدرم در جهان باقی بارها و بارها این نامه را خواهد خواند؛ / سوسن تسلیمی از استکهلم برای پدر از دست رفته اش نامه نوشت      









نظر سنجی

شما کدام سریال ماه مبارک رمضان را بیشتر پسندید؟




سينماي جهان
اوان مك گرگور یک «مدعی بزرگ» می‌شود
جشنواره ساندنس 2009 با یک انیمیشن خمیری آغاز می‌شود
جان مالکوویچ و ساخت مستندی درباره مهاجرین
تاریخ اكران و شیوه نمایش آخرین ساخته «تیم برتون» اعلام شد + اولین عکس جانی دپ در این فیلم
پرونده چهارم برای جیسون بورن باز شد
براد پیت در نقش ویلیام تل
جشن پنجاهمین سال اكران «زندگی شیرین» فدریكو فلینی در آکادمی اسکار
یک «حرفه برزیلی» برای چارلیز ترون
نسخه جدید «ترانسپورتر» به نمایش درآمد + عکس‌های فیلم
كارگردان «گومورا» از نویسنده فیلمش حمایت کرد
«به‌هیچ كس‌نگو» ‌انگلیسی می‌شود
اکران «تکنواز» باز هم تغییر کرد


محیا


  (82 رأي)

کارگردان:
اکبر خواجویی
-------------------------------------
خواب زمستانی


  (57 رأي)

کارگردان:
سیامک شایقی
-------------------------------------
دعوت


  (925 رأي)

کارگردان:
ابراهیم حاتمی کیا
-------------------------------------
آواز گنجشک ها


  (286 رأي)

کارگردان:
مجید مجیدی
-------------------------------------
کنعان


  (1058 رأي)

کارگردان:
مانی حقیقی
-------------------------------------
سه زن


  (321 رأي)

کارگردان:
منیژه حکمت
-------------------------------------


پربیننده ترین اخبار هفته
 اختصاصی سایت سینمای ما؛ / 10 عکس لاله اسکندری در سفرش به دور دنیا...
 یادداشت یکی از کاربران سایت سینمای ما درباره واکنش‌های اخیر به وقایع مربوط به گل‌شیفته فراهانی؛ / گناه گل‌شیفته این بود که... /او با بقیه فرق می‌کند، اما این فرق چیست؟...
 کشمکش و جنجال بر سر متن فيلم «دعوت» بالا گرفته است: / چيسنا يثربي خطاب به ابراهيم حاتمي‌كيا: «اين روزها مدام چهره تان خشمگين است و ادبيات‌تان هم تغيير کرده است»...
 واكنش فيلم‌سازاني كه فيلم‌هاي‌شان همزمان در پاييز امسال روي پرده بوده است: / ابراهيم حاتمي‌كيا به منيژه حكمت: «آدم با دو تا فیلم این‌قدر جیغ و داد راه نمی‌اندازد»...
 گزارش‌های تازه‌ای از حادثه آتش‌سوزی سینما جمهوری (نیاگارا)؛ / علت حادثه مشخص نیست/لیلا حاتمی از شدت تاثر چیزی نگفت...
 گمانه‌زني روزنامه "اعتماد" درباره آتش‌سوزي سينما جمهوري و كافه آنتراكت: / آتش‌سوزی سینما به حضور علی مصفا و لیلا حاتمی در مراسم دعوت از محمد خاتمی برای شرکت در انتخابات ریاست جمهوری دهم مرتبط است؟...
 مهران مدیری برای عید تلویزیون سریال می‌سازد/چرا خبری از پیمان قاسم‌خانی در این پروژه نیست؟...
 واكنش رئيس پليس امنيت اخلاقي به بلوتوث جعلي بهرام رادان: / متخصصان اداره آگاهي تائيد كردند شخصي كه در اين بلوتوث ديده مي‌شود بهرام رادان نيست...
 تبریزی باز جنجال درست می‌کند؟ / نخستین حضور میترا حجار پس از بازگست به ایران...
 واكنش مسعود كيميايي، عزت‌الله انتظامي و حميد نعمت‌الله به سوختن سينما جمهوري و كافه آنتراكت ليلا حاتمي و علي مصفا: / «حيف شد؛ اين تنها جمله‌اي است که مي‌توانم براي از دست رفتن سينما جمهوري بگويم»...
 يادداشت اختصاصي هوشنگ گلمكاني درباره بازي آيه كيانپور در هفت نقش متفاوت در نمايش «ماجرای ناپدید شدن شهرزاد شادمان» / پیتر سلرز و شهرزاد شادمان ...
 مهناز افشار و حامد کمیلی همبازی می‌شوند...
 علي مصفا با تكذيب برخي نقل‌قول‌ها عنوان كرد: / «ارتباط آتش‌سوزي سينما جمهوري با مسايل سياسي بسيار بعيد است»...
 تازه‌ترین گفتگوی کارگردان فیلم «کنعان»؛ / از این که فیلم‌ام فروخت معلوم شد که انتخاب ترانه علیدوستی درست بوده...



گزارش
 رئیس جمهور هم از پشت صحنه مختار نامه دیدن کرد و هم قول ساخت شهرک سینمایی داد...
 حرف‌های بی‌رودربایستی مرتضی شایسته درباره ستاره‌های سینمای ایران و همکاری با کارگردان‌ها؛ / تنها راه نجات سینمای ایران خصوصی‌سازی است... ...
 مهران مدیری برای عید تلویزیون سریال می‌سازد/چرا خبری از پیمان قاسم‌خانی در این پروژه نیست؟...
 اختصاصی سایت سینمای ما؛ / 10 عکس لاله اسکندری در سفرش به دور دنیا...
 اسامی پروژه‌هایی که از ابتدای امسال پروانه ساخت گرفته‌اند؛ / 48 برنده خوش‌بخت...
 يادداشت اختصاصي هوشنگ گلمكاني درباره بازي آيه كيانپور در هفت نقش متفاوت در نمايش «ماجرای ناپدید شدن شهرزاد شادمان» / پیتر سلرز و شهرزاد شادمان ...
 کشمکش و جنجال بر سر متن فيلم «دعوت» بالا گرفته است: / چيسنا يثربي خطاب به ابراهيم حاتمي‌كيا: «اين روزها مدام چهره تان خشمگين است و ادبيات‌تان هم تغيير کرده است»...
 فهرست آثار مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی به مناسبت سي سالگي انقلاب اسلامي: / سي فیلم براي سي‌سالگی انقلاب اسلامي؛ فيلم‌ها در چه مرحله‌اي از توليد هستند؟...
 به استقبال جشنواره- 3: طاووس‌های بی‌پر، کودک و فرشته، نیلوفر،انگشتر متبرک، صندلی خالی، جيران، پوسته،سایه وحشت، بیرون آوردن مردگان و دو خواهر: / بازار رقابت فيلم‌اولي‌هادر جشنواره داغ است...

آرشيو...



زنده‌كردن خاطره مرحوم فردين، اكران جهاني فيلم و تجربه «سين سيتي» در گفت‌وگو با كارگردان و بازيگر «سربلند»:
سعيد تهراني:«به خاطر "سنتوري" از شرکت فيلم در بازار کن منصرف شديم»
سعيد تهراني:«به خاطر "سنتوري" از شرکت فيلم در بازار کن منصرف شديم»


سينماي ما- در يک بعدازظهر گرم تابستانى به دفتر سعيد تهرانى بازيگر،کارگردان و تهيه‌کننده فيلم «سربلند» رفتيم تا با او در مورد فيلمش صحبت کنيم. صحبت‌هايى که در جاى جاى آن سايه فردين احساس مى‌‌شد و تهرانى گفت از اينکه توانسته آرزوى فردين را پس از 10 سال محقق سازد بسيار خوشحال است. مشروح گفت‌وگوى ما با سعيد تهرانى بازيگر،کارگردان، تهيه‌کننده سينما و البته قهرمان سبک شائولين ووشو يه شرح زير است:


در اين مدتى‌‌که‌از‌اکران‌«سربلند»‌مى‌‌گذرد واکنش‌هاى متفاوتى در مورد فيلم وجود داشته است، عده‌اى اعتقاد دارند که «سربلند» فيلمفارسى است، عده‌اى مى‌‌گويند تکنيک مونوکرومى ‌‌‌که شما استفاده کرده‌ايد جريان جديدى در سينماى ايران است و به طور کلى نظرات متفاوتى وجود دارد، خودتان نسبت به اين واکنش‌ها چه فکر مى‌‌کنيد؟
- با اداى احترام نسبت به تمامى‌‌‌‌اين واکنش‌ها بسيار خوشحالم که فيلم «سربلند» چنين جايگاهى را داشته است که منتقدان سينمايى نظرات مختلفى را در خصوص آن صادر کنند اما در حقيقت من قصد داشتم فيلمى‌‌‌‌متفاوت کارکنم که ذائقه مردم را يک مقدار از فيلم‌هايى که الان روى اکران است تغيير دهم و با گونه ديگرى از فيلم هم آشنا کنم و براى همين موضوع خواستم تکنيکى فنى براى فيلم خودم نشان دهم که آن هم استفاده از مونوکروم است، در دنيا کسانى که کار مونوکروم را انجام مى‌‌دهند بايد تمام ابزارهاى آن را داشته باشند . بايد در استوديوى مجازى با استفاده از رنگ‌هاى صحنه و رنگ‌هاى بخصوصى فيلمتان را بسازيد اما ما توانستيم اين کار را انجام دهيم يعنى دقيقا تمامى‌‌معيارها و امکانات سينماى ايران را شکستيم تا توانستيم چنين فيلمى‌‌را بسازيم.
در مورد همين چگونگى ساخت سربلند با استفاده از شيوه منوکروم بيش‌تر توضيح دهيد.
ما آمديم «سربلند» را رنگى به صورت ديجيتال کار کرديم . مجبور بوديم اينکار را انجام دهيم به دليل اينکه در ايران به امکانات چنين کارى را نداشتيم. بنابراين فيلم را ابتدا به صورت رنگى فيلمبردارى کرديم و به جز آن شى‌هايى که مى‌‌خواستيم رنگى باقى بمانند مابقى را سياه و سفيد کرديم. اين کار را که با استفاده از فتوشاپ نمى‌‌شود انجام داد به زيرا رنگ در خواهد رفت. فيلم را ديده‌اند حتما به اين موضوع پى برده‌اند که استفاده از رنگ در پلان‌هاى فيلم کاملا حساب شده بوده است و من دقيقا مى‌‌دانسته‌ام که قرار است چه کارى را انجام دهم و با استفاده از سيستم ماسک يکى از دوستان خوبم به نام رضا فخارى چنين کارى را انجام داد. که 8 ماه تمام روى کار گرافيکى اين فيلم کار کردم و حدود دوازده روز کار رندر کردن اين فيلم زمان برد و تنها کافى بود در طى اين مدت برق برود چون بايد تمام کار را از ابتدا انجام مى‌‌داديم. البته به تمام اين مشکلات بايد مشکل انتخاب بازيگر را هم اضافه کنيم چرا که بازيگرى را با چنين خصوصياتى نداشتيم.
يعنى شما مجبور شديد در فيلم خودتان بازى کنيد؟
نه اصلا اتفاقا فيلمنامه بر اساس نقشى که من بازى مى‌‌کنم نوشته شده بود اما براى ما بقى نقش‌ها و به طور خاص نقش سروش صحت هيچ بازيگرى را نداريم که بتوانيم در چنين نقشى استفاده کنيم و اصطلاحا با نقش همخوانى داشته باشد ضمن اينکه مردم سروش را قبلا يک بار در چنين نقشى ديده اند بنابراين براى مردم باور پذير بود. حتى براى نقشى که خانم بديعى ايفا مى‌‌کند از کدام بازيگر مى‌‌توانستم استفاده کنم که با همان نگاه اول کل ماجرا را لو ندهد در حالى که تماشاچى از نگاه بديعى نمى‌‌تواند هيچ چيزى را بفهمد و در لحظه آخر که شليک مى‌‌کند تمام سينما متعجب مى‌‌شوند و حتى ابوالفضل پورعرب در جايى استفاده شده است که هرگز چنين نقشى را از او نديده بوديم. حالا بعد از اينکه توانستم بازيگر مناسب را پيدا کنم بايد از زمينه‌هاى ذهنى مردم استفاده مى‌‌کردم و آنها را به گذشته‌ها مى‌‌بردم و خاطره‌ها را برايشان زنده مى‌‌کردم پس اين کار را انجام دادم و مردم را به کوچه پس کوچه‌هاى خاطره انگيز بردم و چون فيلم سياه و سفيد بود قصه را به گذشته بردم. شما حتى در فيلم شهرگناه (سين سيتي) رابرت رودريگز هم که با استفاده از منوکروم ساخته شده مى‌‌بينيد که رودريگز قصه‌هاى فيلمش را به دوران 60 و 50 برده است که براى مردم خاطره انگيز است.
در واقع رابرت رودريگز سينمايى را در سين سيتى نشان داد که همه مردم آمريکا و حتى جهان نسبت به آن تعلق خاطر داشتند.
بله و ماهم در تاريخ سينماى خودمان به دهه‌هاى مختلف نظير دهه 40 تعلق خاطر داريم، من هم آمدم از اين خاطره استفاده کردم و احساسم اين بود که از تلفيق اينها يعنى تکنيک‏، قصه و خاطره استفاده کنم تا تبديل به فيلمى‌‌شود که وقتى مردم ازسالن سينما بيرون مى‌‌روند به چند چيز فکر کنند:1- فيلمى‌‌ ديديم با ساختارى که شبيه هيچ فيلم ديگرى نباشد، 2- اينکه مخاطب احساس کند به گذشته‌هاى خاطره‌انگيز برده شده است که براى اين کار از صداى آقاى چنگيز جليلوند که مردم خاطرات بسيار زيادى را از صداى ايشان دارند و نهايتا يک قطعه‌اى از تاريخ را در نظر گرفتم و هيچ انتظارى هم در اين رابطه نداشتم که فکر کنم فيلم من مى‌‌تواند با فيلم‌هايى که اکران شده اند رقابت کند. در اين شرايط آيا مردم ما حق ندارند که بيايند به سينما و فيلمى ‌‌خاطره‌انگيز را تماشا کنند؟ حالا منتقدان اسمش را فيلم فارسى يا هرچه مى‌‌خواهند بگذارند. اما اگربا مولفه‌هاى فيلم فارسى مى‌‌توانند به صورت دقيق در مورد فيلم من اسم اينکار را انجام دهند که بعيد مى‌‌دانم مولفه واقعى فيلم فارسى را در «سربلند» به دلايل مختلف بتوان پيدا کرد.
من احساس کردم شما از اينکه منتقدان؛ در «سربلند» را فيلمفارسى معرفى کرده اند، ناراحت شده ايد.
اتفاقا اينطور نيست. شايد همه فيلم فارسى را به خاطر آبگوشت خوردنش نگران کننده ببينند اما من با دانستن همين موضوع صحنه، آبگوشت خوردن را در فيلمم گنجاندم چون يک زمانى آبگوشت غذاى متداول مردم بود و به خاطر همين هم در فيلم‌هاى قديمى ‌‌استفاده مى‌‌شد چون جزئى از زندگى مردم بود. حالا اگر وجود آبگوشت نشانه فيلم فارسى است من قبول دارم و گرنه الان آن موقع در فيلم‌ها پيتزا مى‌‌خوردند يا امروز هر فيلمى ‌‌که در آن پيتزا مى‌‌خورند را بايد فيلم فارسى دانست. هميشه وقتى از جنگ حرف مى‌‌زنيم در فيلم‌ها کمپوت و کنسرو هم نشان مى‌‌دهند حالا اگر در فيلمى کمپوت و کنسرو خورده شد آن فيلم جنگى است؟ من واقعا خواستم ذائقه مخاطبان تغيير کند و با طعم جديدى از فيلم در دهه 80 آشنا شود.
يعنى شما «سربلند» را بر اساس يک احساس نياز در جامعه ساختيد؟
دقيقا همين‌طور است و احساس کردم جامعه ما در حال حاضر به اين نوع فيلم نياز دارد و براى اين فکرم دليل دارم، هنوز هم مردم از ديدن فيلم‌هاى قديمى‌‌ لذت مى‌‌برند و حتى جوانان و نوجوان ديالوگ‌هاى قيصر، داش آکل، گوزن ها، کوچه مردها و... را از حفظ هستند و وقتى من را مى‌‌بينند مى‌‌گويند که فردين اينجاست آنها فردين را از کجا مى‌‌شناسند و از کجا مى‌‌دانند من شبيه به مرحوم فردين هستم؟ به خاطر همين موضوع خواستم تا يکبار ديگر مردم را به گذشته‌ها ببرم و خاطرات فردين را برايشان زنده کنم. که خوشبختانه در ارشاد وقتى خواستند به فيلم مجوز ساخت بدهند به هيچ عنوان اشکال تراشى نکردند و نگاه عميق ترى داشتند.
شايد ارشاد به اين دليل به «سربلند» مجوز ساخت و در نهايت اکران داد که در سال‌هاى اخير عملا شاهد ساخت فيلمفارسى‌هاى مدرن با رنگ و لعاب دهه 80 هستيم حالا 40 سال گذشته و ما با امکانات دهه 80 داستان‌هاى دهه 40 را به خورد مخاطبان مى‌‌دهيم، پس عملا ارشاد دليلى براى مخالفت با فيلم شما نداشت.
بله، اينکه شما مى‌‌گوييد درست است اما ارشاد بازهم مى‌‌توانست به واسطه برخى مسائل مانع ساخت فيلم شود که فکر مى‌‌کنم بيش از اين نمى‌‌شود در مورد آن توضيح داد.
اينکه گفتيد امکانات فيلم را روى نگاتيو 35mm نداشتيد آيا واقعا اين امکانات را نداشتيد يا دراختيار شما نگذاشتند؟
نه واقعا در ايران امکانات فيلمى ‌‌با فرمت مونوکروم روى نگاتيو را نداريم. من خيلى دلم مى‌‌خواست از ابتدا يک فيلم 35 بسازم که سياه و سفيد فيلمبردارى کنم چرا که ساخت 35 براى خودش تبليغ مى‌‌آورد و در صفحات خاصى از روزنامه تبليغ مى‌‌شود، اما ما واقعا در کشور هيچ مرکزى را نداريم که بتوانيم کارهاى گرافيکى روى نگاتيو 35 انجام دهيم و لو نرود. ما در فيلم‌ها يک اسپشيال افکت انفجار را مى‌‌گذاريم و کاملا معلوم است که برش تصوير را روى نگاتيو گذاشته‌ايم و آنقدر مردم ما فيلم‌هاى متنوع ديده‌اند و حرفه‌اى شده اند که يک انفجار غيرحرفه‌اى و يا يک اسپشيال افکت اساس يک فيلم را زير سوال مى‌‌برد. پس دوست داشتم مخاطب فيلم را خيلى جدى بگيرد و براى هر صحنه فکر کنند که چرا اينجا رنگى شد. در اين شرايط مثل خيلى‌ها اصلا تبليغات نکردم که مثلا فلان جاى فيلم را بايد در خارج از کشور درست کنيم که شايد اگر اين کار را انجام داده بودم فروش فيلم بسيار متفاوت‌تر از اين مى‌‌شد. و هر فليمسازى که فيلم را ديده است به من گفت فيلمت يک روايت بسيار صادقانه است که سعى نکردى هيچ فيلمى‌‌ را کپى کنى و با شرايط امروزى به مخاطب قالب کني.
پس بر خلاف نظر عده‌اى «سربلند» کپى از هيچ فيلمى‌‌خاص نيست؟
شايد هم باشد. من قصه تکرارى دل بستن دو رفيق به يک دختر را روايت کردم. اين موضوع در سنگام هم بوده است اما آيا تمام فيلم‌هاى دنيا از روى سنگام کپى شده‌اند؟ من فکر مى‌‌کنم تنها يک چيز است که مخاطبان را به شک وا مى‌‌دارد و آن چهره من و صداى چنگيز جليلوند است وگرنه «کوچه مردها» که همه جا صحبت از شباهت فيلم من با آن است را ببينيد، متوجه مى‌‌شويد که اصلا قصه و روايت آن فيلم چيز ديگرى است. و اصلا خدا کند که منتقدان فکر کنند«سربلند» شبيه «کوچه مردها» است چراکه موضوعاتى در اين قبيل فيلم‌ها بود مثل جوانمردي، معرفت، انسانيت، گذشت و... که الان که جامعه به آنها نياز دارد اما در فيلم‌هاى امروز ما ديده نمى‌‌شود. سينماى امروز ما دلخوش شده است به چهار تا سوپراستار که هر کارگردانى حتى مطرح، براى اينکه از حضور مخاطبان بهره ببرد از اين افراد استفاده مى‌‌کند و با داستان‌هايى به شدت کليشه‌اى و دم دستي، فيلم مى‌‌سازيم، مگر ما چند بازيگرمطرح مثل پرويز پرستويى و رضا کيانيان داريم که فيلم فقط براساس توانايى‌هاى آنها بفروشد و در آن خبرى از چشم و ابرو نباشد؟ و اين وظيفه من فيلمساز است که براى همه ذائقه‌ها فيلم بسازم و در اين صورت است که صنعت سينما حرکت مى‌‌کند اما ما صنعت سينما را تنها در يک محور ستاره‌سازى حرکت داده‌ايم و ما بقى محور‌ها را کور کرده ايم.
فکر مى‌‌کنم اينجا بد نباشد يک پرانتز باز کنيم و مقدارى از بحث فيلم فاصله بگيريم، اينکه شما مى‌‌گوئيد سينماى ما براى اينکه بتواند بفروشد از چشم و ابروى بازيگران استفاه مى‌‌کند درست است اما در همين شرايط بازهم مخاطبان امروز سينماى ما حس و حال سينما رفتن را ندارند و يا نسبت به گذشته کمتر شده است دليل اين اتفاق چيست؟
تفاوت اين قضيه بين دو جمله است. يک تصوير قشنگ با يک تصوير جذاب خيلى فرق مى‌‌کند و مخاطبان ما هم به اين تفاوت‌ها پى برده اند. قشنگ را شما مى‌‌بينيد و همان موقع تمام مى‌‌شود و مثل هاله‌اى در ذهن شما باقى مى‌‌ماند اما جذاب هميشه زيبا است و مخاطب را به فکر مى‌‌دارد.
يعنى در حال حاضر سينماى ما جذابيت خود را براى مخاطبين از دست داده است؟
دقيقا به دليل اينکه در طى اين سال‌ها به دنبال قشنگى رفته‌ايم و دليل آن هم گيشه پسند بودن دست‌اندرکاران سينمايى است و اين دقيقا مثل يک زنجير مى‌‌ماند و نتيجه آن اين است که در کشور ما يک گروه فيلمساز براحتى فيلم مى‌‌سازند و مابقى فيلمنامه‌ها در يک جايى خاک مى‌‌خورد. من فيلمم را ساخته‌ام و در اين شرايط اگر توانايى جذب مخاطب را داشت در اکران مى‌‌ماند اما اگر نداشت که از اکران پائين مى‌‌آيد و من فيلمساز مى‌‌دانم که فيلم ساختم اما جذب مخاطب نکرد. پس هرکدام از ما اگر ناموفق بوديم بلافاصله همان فرمولى مى‌‌رويم که جواب مى‌‌دهد، قصه اى بسيار ساده و دم‌دستى با حضور بازيگران مطرح که به هيچ جايى هم بر نخورد. و سينما‌داران بايد بيايند و براى ما تعيين تکليف کنند که کدام بازيگر و گروه سينمايى را براى فيلمت مى‌‌خواهي؟
يعنى شما هم جزو سينماگرانى هستيد که معتقدند اين سينماداران هستند که شرايط اکران را تعيين مى‌‌کنند؟
مطمئنا همينطور است. من اين صحبت را با قاطعيت مى‌‌گويم که وقتى چهار تا بازيگر بفروش را در کنار هم داشته باشيد ديگر اصلا مهم نيست کارگردان يا تهيه‌کننده کيست و قصه هم که اصلا مهم نيست. تهيه‌کننده تمام سرمايه‌اش را مى‌‌گذارد روى دوتا بازيگر و ديگر نه منت سينمادار را مى‌‌کشد و نه منت پخش‌کننده را چرا که اول از همه مى‌‌پرسند بازيگران کارت چه کسانى هستند؟ پس شرايط اکران به ما مى‌‌گويد که اگر مى‌‌خواهيم موفق شويم بايد هرکدام از ما سوپر استار شويم يا از سوپر استارها در فيلم هايمان استفاده کنيم.
با اين شرايط برنامه اى براى اکران خارج از کشور فيلم داريد؟
من به شخصه نسبت به فروش فيلم در خارج از کشور بسيار اميدوار تر هستم و با پخش‌کننده هم در اين خصوص صحبت کرده‌ايم چون «سربلند» مايه‌هاى بودن در اکران‌هاى خارجى را دارد. اما در داخل کشور همه ما داريم فرياد مى‌‌زنيم که چرا سينماى ما دارد مى‌‌رود به طرف يکسرى ناهنجارى‌ها در حالى که اين ما هستيم که ناهنجارى را هنجار کرده‌ايم. مگر از فيلم من چقدر حمايت شده است؟ تازه در روزنامه‌ها هم نوشته اند که «سربلند» تله فيلم است و...
اين لفظ تله فيلم بودن «سربلند» از کجا به وجود آمده است؟
از اينجا که اگر من مى‌‌خواستم اين فيلم را روى نگاتيو بسازم با امکانات سينماى ايران نمى‌‌شد. من مى‌‌خواستم کارى را در همين کشور و دفتر خودم انجام دهم پس مجبور شدم که ديجيتال بگيرم و آن را تبديل به مونوکروم کنم که براى اين موضوع 8 ماه زمان صرف کردم تا تبديل شود به آن چيزى که دلم مى‌‌خواهد. پس فيلم به هيچ عنوان به سفارش تلويزيون و براى تلويزيون ساخته نشده است، تلويزيون اصلا اين فيلم را به واسطه شکل و گونه‌اش قبول نکرد و به صلاح رسانه ملى ندانست و «سربلند» تماما با سرمايه شخصى ساخته شده است.
با توجه به موضوع فيلم و شباهت شما با مرحوم فردين، صداى چنگيز جليلوند و. . . شايد اگر فيلم در مهرماه و شروع فصل مدارس اکران مى‌‌شد فروش بيشترى داشت. چرا «سربلند» در اين تاريخ اکران شد؟
بعد از فيلم‌هايى که الان روى اکران هستند و از مهرماه فيلم‌هايى به روى پرده مى‌‌آيند که متعلق به کارگردانان برجسته‌اى هستند. اگر «سربلند» در اکران عيد فطر مى‌‌آمد با توجه به اکران 70 روزه اين فيلم‌ها نهايتا فيلم اکران بعدى مصادف با محرم مى‌‌شد و محرم که تمام مى‌‌شود دهه فجر شروع مى‌‌شود که يکسرى فيلم با تبليغات جديد مى‌‌آيند و پس از آن اکران عيد نوروز شروع مى‌‌شود و عملا اکران سال بعد شروع مى‌‌شود و بين اين همه فيلم در انتظار اکران از کارگردانان بزرگ همين که «سربلند» را توانسته ايم اکران کنيم خودش موفقيت خوبى محسوب مى‌‌شود. به علاوه اينکه ما براى اکران خارج از کشور مجبور بوديم مجوز اکران خارجى را دريافت کنيم.
وضعيت اکران فيلم در شهرستانها به چه صورت است؟
خوشبختانه وضعيت اکران فيلم در شهرستان‌ها و با وجود اينکه تا امروز در سه شهرستان تبريز، اصفهان و شيراز اکران شده است تقريبا برابر با تهران بوده است. خوشبختانه من در سفرى که اخيرا به رشت داشته ام متوجه مردم در شهرستانها فيلم را مى‌‌شناسند و کاملا منتظر اکران آن هستند.
چه شد که آقاى جليلوند بعد از مدت‌ها به نوعى دوباره به جاى صداى فردين صحبت کردند؟
کاملا اتفاقي، صداى فيلم دچار اشکال شد و بنده به اتفاق بهمن هاشمى‌‌ به استوديو قرن بيست و يک رفتيم که آنجا صدايى را که دچار اشکال شده بود دوباره ضبط کنيم. موقعى که من تکه‌هايى از فيلم را گذاشته بودم آقاى جليلوند داشت از کنار اتاق آقاى جعفرى مدير موسسه رد مى‌‌شد و يک دفعه آمد درون اتاق پرسيد اين کدام فيلم فردين است؟ و در نهايت با توجه به شباهتى که من با فردين دارم از آقاى جعفرى خواست تا اين فيلم را دوبله کند و گفت که من خيلى وقت است که نخودى خنديدن‌ها و تکيه کلام‌هاى فردين را در هيچ فيلمى‌‌استفاده نکرده ام و ما هم از اين موضوع استقبال کرديم و وقتى صداى ايشان روى تصوير آمد همه ما حيرت کرديم.
خودتان چقدر سعى کرديد مولفه‌هاى آشناى بازيگرى فردين را رعايت کنيد؟
من واقعا سعى خودم را کردم. البته فردين نگاه‌هاى مخصوص به خودش را داشت. و به هرترتيب از اينکه توانستم با اين نقش ياد مرحوم فردين را دوباره زنده کنم خيلى خوشحالم. ضمن اينکه خانواده فردين (دختر‌ها و نوه ها) آمدند در دفتر من و تکه‌هايى از فيلم را ديدند و آن روز غوغايى شد. در حقيقت من به اتفاق مرحوم فردين قرار بود فيلمى‌‌را در سال 76 به نام باد و شقايق کار کنيم که در نهايت اجازه بازى را به ايشان ندادند اما فردين آن موقع يک جمله به من گفت که «سعيد دلم مى‌‌خواهد يکبار ديگر نوه‌ام من را روى پرده سينما ببيند» و روزى که باد و شقايق اکران شد متاسفانه 6 ماه بود که فردين فوت کرده بود و هميشه دلم مى‌‌خواست کارى کنم تا روح فردين خوشحال باشد و بعد از ده سال توانستم اين کار را انجام دهم.
بعد از اينکه به تعبيرى بار ديگر خاطرات فردين را براى مردم زنده کرديد چقدر وسوسه شده ايد تا برخى از فيلم‌هاى فردين را بازسازى کنيد؟
اگر واقعا وزارت ارشاد‏، قسمت‌هاى فرهنگى و مردم از «سربلند» حمايت مى‌‌کردند و فيلم فروش مى‌‌کرد واقعا دلم مى‌‌خواست فيلم‌هاى ديگرى از فردين را حتما بسازم و يک سرى از فيلم‌هاى فردين را با توجه به ساختارى که قابل نمايش باشد بسازم و اتفاقا خانواده فردين هم اين پيشنهاد را به من دادند اما اين کار خيلى هزينه گزافى دارد و مطمئن باشيد اگر در عرصه سينما بخواهم در روزهاى جديد کارى بکنم اينکار اتفاق خواهد افتاد. فردين نامه‌اى چهار صفحه‌اى به من داده است که من آن را روزى به موزه سينما هديه خواهم کرد که در آن نوشته است من هميشه در فيلم‌هايم جوانمردى و مردانگى را داشتم و نمى‌‌دانم چرا نمى‌‌توانم مجوز براى کار بگيرم. بدون شک هيچکس نمى‌‌تواند اسطوره بودن فردين آنهايى که فيلم را ديدند سعيد تهرانى را نديدند محمد على فردين را ديدند. البته در اين ميان گروهى دارند با اکران «سربلند» مخالفت مى‌‌کنند چرا آنها معتقدند که بازسازى فيلم‌هاى گذشته را بايد تنها در اختيار خودشان داشته باشند.
اين گروه مشخصا چه کسانى هستند؟
مشخصا عده‌اى تهيه‌کننده هستند که دارند بازسازى فيلم‌هاى گذشته را به اسامى‌‌ديگرى مى‌‌سازند و معتقدند کس ديگرى حق ورود به اين عرصه را ندارد و به صورتى بسيار زيرکانه اى دارند با «سربلند» مخالفت مى‌‌کنند به دليل اينکه حتى در اتحاديه هم با فيلم مخالفت کردند و مطمئن باشيد در آينده ديگر هيچ کارگردان و يا تهيه‌کننده‌اى جرات استفاده از شيوه منوکورم را نخواهد داشت و به جرات مى‌‌گويم «سربلند» تنها نمونه در اين زمينه باقى خواهد ماند چرا که بقيه به سرنوشت سعيد تهرانى نگاه مى‌‌کنند که چه بلايى بر سرش آوردند. من که نمى‌‌توانستم از گلزار جاى سروش صحت استفاده کنم پس بنابراين فيلمم به مذاق عده‌اى خوش نمى‌‌آيد و مخالفت‌ها از همين جا شروع مى‌‌شود. اميدوارم من عبرت سايرين نشوم.
يک سوال حاشيه‌اي، فيلم براى بازار فيلم کن انتخاب شده بود اما چه شد که به يکباره نظرات عوض شد؟
«سربلند» از همان ابتدا جزو انتخاب‌هاى نهايى بود اما به خاطر اينکه بخواهيم فيلم را به بازار کن ببريم مجبور بوديم کپى‌هاى مختلفى را تهيه کنيم و امکان داشت کل فيلم از دست ما در برود و همان اتفاقى که براى «سنتوري» افتاد براى «سربلند» هم بيفتد و اصلا به خاطر «سنتوري» از شرکت فيلم در بازار کن منصرف شديم. درحالى که فيلم اگر در بازار کن حاضر مى‌‌شد مورد استقبال قرار مى‌‌گرفت.
و صحبت پاياني. . .
اميدوارم اتفاقى نيفتد که سال‌ها بگذرد و ما برگرديم به فيلم‌هايمان نگاه کنيم و فکر کنيم چه فيلم‌هايى در اين روزها از دست رفتند ، چه فيلم‌هاى خوبى که در اين سال‌ها ساخته شدند اما قدرشان را در زمان خودشان ندانستيم. و بدانيم که فيلم مثل انتخابات مى‌‌ماند وقتى وارد آن نشويم و در آن شرکت نکنيم مثل اين مى‌‌ماند که در آينده خودمان چيزى را رقم مى‌‌زنيم که گريبان خودمان را خواهد گرفت بنابراين بايد از فيلم‌هاى خوب حمايت کنيم که متاسفانه اختيار سينمايمان را در دست عده‌اى با نگاه سرمايه دارى داده‌ايم که در آينده نتايج زيان‌بارى را براى سينما به ارمغان مى‌‌آورند و استعدادها را در نطفه خفه مى‌‌کنند.


منبع خبر : قاعده بازي
چهارشنبه,13 شهریور 1387 - 5:41:8

اين مطلب را براي يک دوست بفرستيد صفحه مناسب براي چاپگر
آرشيو

نظرات

مسعود
چهارشنبه 13 شهريور 1387 - 6:39

واقعا اعتماد به نفش هم خوب چيزيه. طرف رسما رفته فيلمفارسي هاي دهه 40 رو تو سينماها اكران كرده، بعد اومده سخنراني هم مي كنه!!! بعد تازه ميگه منتقدها به خاطر آبگوشت ميگن فيلم من فيلمفارسيه!!!! نه برادر من. فيلمفارسي بودن به اين چيزها نيست. فيلمفارسي المان هاي مخصوص خودش رو داره كه فيلم شما به طرز جالبي همه اونها رو داره!!! البته شما و امثال شما بايد هم خودتون رو بزنين به كوچه علي چپ و بگين فيلمفارسي چيه؟!!! همونطور كه ايرج قادري هم ميگه!!!!! شما البته دست ايرج قادري رو هم محكم از پشت بستي!!!!

ماشاالله به اعتماد به نفش. اومده آشغالش رو ميزاره كنار سنتوري و ميگه ترسيدم فيلمم مثل سنتوري بشه!!!! واسه همين نبردمش بازار كن!!!!! تو رو خدا ببر. همه منتظر فيلم شما بودن!!!! آخه مرد ناحسابي اين آشغال فيلمفارسي ها رو همون 40 سال قبل هم دنيا تره هم واسشون خورد نمي كرد، حالا شما در سال 2008 ميلادي ميخواستي فيلمت رو ببري بازار كن؟!!! ميخواي رسما آبروي سينماي ايران رو به گند بكشي؟!!!!جالب تر اينكه ميگه ترسيدم فيلمم لو بره!!!! بعد مياد آشغالش رو ميزاره كنار "جادو" ي سنتوري.آخه عزيز جان سنتوري مهرجويي كبير رو همه براي ديدنيش روز شماري مي كردن. فيلم لو رفت و ميليونها نفر ديدن. حالا اصلا ملت مي دونستن كه شما همچين فيلمي ساختي؟!!! باور كن من همين 10 روز قبل از وجود فيلمت با خبر شدم.!!!!حالا سي دي قاچاقش هم دربياد!!!! آخه ملت كه بييكار نيستن كه بشينن سربند ببينن!!!!! بهت توصيه مي كنم برو يكبار فيلم رو با مردم تو سالن ببين. ببين چقدر مردم تو سالن قهقه مي زنن!!! اونم در حالي كه فيلم نمي خواد بخندونه..... ولي بدجور ميخندونه.!!!! به خصوص 20 دقيقه آخر. اون صحنه هاي اكشنت سالن رو به حد انفجار رسوند!!!!! آخه مردم كه ديگه انقدر سطحشون پايين نيومده كه بيان آشغالي رو ببينن كه بيشتر از 30 ساله كه ساختشون منقزض شده!!!!! باز فيلمفارسي هاي نوين يك چيزهاي جديدي دارن. ولي تو بي شرمي رو به حد اعلي رسوندي!!!

وقتي مخاطب در حين فيلمي كه داره حرف جدي ميزنه و قرار نيست بخندونه، خندش بگيره، يعني مرگ و بدبختي اون فيلم. به خصوص كه يه فيلمفارسي ناب هم باشه!!!!!!!

حالا بزار اينو بهت بگم. سربلند اگه 40 سال قبل ساخته مي شد، جزو پرفروش ترين ها مي شد. ولي الان جزو كم فروش ترين هاست!!!! فكر مي كني چرا؟ چون مخاطب فيلمفارسي رو شناخته. همون صحنه هاي مشتي و فيلمفارسي گونت كه ميگيري لات ها رو يه نفره ميزني و يا اون مزاحم هاي مشروب خورده رو كتك ميزني، سالن رو از خنده منفجر كرد و بارها صداي "فيلمفارسيه ... فيلمفارسيه" تو سالن پخش شد... از زبون مردم!! يعني حتي عوام هم به فيلمت خنديدن و فهميدن كه فيلمفارسيه!!!!!!

40 سال قبل مردم نمي دونستن فيلمفارسي چيه. ميشستن تو سالن و با همون صحنه ها كيف ميكردن و كف مي زدن و ميگفتن ايول فردين. ولي حالا مي بيني كه مردم دارن تو سالن ميخندن و مسخره مي كنن خودت و فيلمت رو!!!! اين يعني اينكه مرد حسابي دوران اين فيلم ها تموم شده. شما كه ميگي اگه ارشاد حمايت كنه من بازم ميسازم، يعني داري اوج سطح پايين خودت رو نشون ميدي!!!! فيلمي كه مردم مدام بهش بخندن و دستش بندازن، لابد برات ارزشمنده!!!!!!سينما پيشرفت كرده. ديگه بايد به فكر جهاني شدن باشيم. مردم به دي وي ديهاي روز دنيا دسترسي دارن. آخه اين آشغال متعلق به 50 سال قبل چيه كه گذاشتي جلوشون؟ توقع داشتي فيلمت پرفروش هم بشه!!!!!!! مردم 50 سال قلبل تو فضاي محدود ايران كه دسترسي به دنيا كم بود با اين فيلمفارسي ها حال مي كردن. اما الان دوران عوض شده. بچه 7 ساله هم به فيلمت ميخنده و ميگه ههههه فيلمفارسيه!!!! يا سعي كن خودت رو به روز كني و يا اينكه بهتره خودت رو سبك نكني با ساخت اين آت و آشغالها!!!!!!!

وزارت ارشاد نبايد به اين مزخرف مجوز مي داد. هم به خاطر محتواش و هم به خاط توهين به سينماي ايران.

محمدرضا
چهارشنبه 13 شهريور 1387 - 9:2

من فيلم را نديدم، ولي هر چقدر هم كه ضعف در اين فيلم وجود داشته باشد، ما نبايد فيلم و كارگردانش را كوچك كنيم. به هر حال با كار استاد مهرجويي كه نمي‌توان مقايسه‌اش نمود ولي درست هم نيست كه عباراتي را براي فيلم و كارگردانش به كار ببريم. بايد به اين كارگردانان جوان ميدان دهيم، فرصت دهيم تا بتوانند همچون استاد مهرجويي روزي سينماي ايران را متحول نمايند.

هديه
چهارشنبه 13 شهريور 1387 - 10:34

آقا مسعود يكم يواشتر حالا مگه چي شده چرا انقدر عصبي هستي و داري دعوا ميكني هر كي يك عقيده اي داره و براش محترمه ، سليقه ها هم متفاوت ديدي كه اين آقا نوشته فقط ميخواسته خاطرات فردين زنده كنه قصد بدي هم نداشته چرا انقدر توهين مي كنيد يكم محترمانه تر ، فكر كنم روزه گرفتن به شما فشار آورده كه انقدر كلمات ركيك به زبان آورديد در حد يك انسان متشخص نيست كه اين مدلي در مورد شخص يا چيزي نظر بده ، اين آقا دوست داشته اين مدلي فيلم بسازه مگه از پول و سرمايه شما استفاده كرده كمي منصف باشيد

رهگذر
چهارشنبه 13 شهريور 1387 - 11:3

مثل اینکه این آقاخیلی ناراحت شده وکلی بی راه ویاوه بافته

بابااین همه فیلم مزخرف دیدی یک بارهم فیلم فارسی ببین

مگه ازکجات کم می شه بی انصاف .


چهارشنبه 13 شهريور 1387 - 11:47

واقعا برای کسانی مثل آقای مسعود متاسفم. من فیلم رو ندیدم، سلیقه هنریم هم خیلی بالاتر از امثال آقای مسعوده و مطمئنم که چند برابر ایشون کتاب خوندم و فیلم دیدم ولی هنوز هم فکر میکنم که سینمای فردین بسیار شریفتر از تمام فیلمهایی است که امروزه به نام فیلمهای ارزشی، هنری و معناگرا ساخته میشه. خدا فردین رو بیامرزه که حق بزرگی به گردن این سینما داره.

رامک
چهارشنبه 13 شهريور 1387 - 11:50

شعور مخاطب را مراعات و احترام کنیم


چهارشنبه 13 شهريور 1387 - 14:4

دوست عزيز ديگه داري تند ميري .اين بابا نخواسته فيلمي بسازه که سر صحنه هاي اکشنش ملت انگشت به دهن بمونن.اگه بحث سر صحنه هاي اکشن هست .بايد بگم سر فيلم پارک وي هم در اوج خون وخونريزي ملت تو سينما قهقهه ميزدن وsmsبازي ميکردن. باز خوبه اين بدبخت بهرحال قبول داره فيلمفارسي ساخته.به نظر من که براي حال دادن به فردين يارو بايدم فيلمفارسي ميساخت.

رضا
چهارشنبه 13 شهريور 1387 - 14:53

دمت گرم مسعود جون

ايول

رضا
چهارشنبه 13 شهريور 1387 - 15:57

من حرفاي آقاي تهراني رو خوندم ولي پيشنهاد ميدم نظرات آقا مسعود رئ چند بار بخونيد

با خوندن نظرات آقا مسعود ديگه حرفي برا گفتن ندارم

عشق فیلم
چهارشنبه 13 شهريور 1387 - 18:37

salam bar hamehyeki be man begeh che kasi be in agha gofteh shabihe FARDIN ast?

کتایون
چهارشنبه 13 شهريور 1387 - 22:30

ino behesh migan rooykarde post modernisti be por rooi!!!!! etemad be nafse gharne bisto yekom!

رهگذر
پنجشنبه 14 شهريور 1387 - 0:50

باز یک مانیتور یک کیبرد و انگشتان بیکار و قسمت نظرات تا عده ای بیکار بدون توجه و مطالعه بروند ریز بیرق مخالف خانی و عارغ های اح اح باز هم فیلم فارسی و واژه های تکراری که 30 سال است بیخ خر سینما را چسبیده و آن را رها نمی کند تا به رشد متعالی برسد. قاضی القضات هایی که بدون هیچ متهم و دادگاهی بدون اطلاعات روشن ودقیق حکم پیشاپیش صادر می کنند و رای های بیرحمانه می دهند و این در حالی است که گوشت گیرشان نمی آید آبگوشت بخورند و به این غذای گران قیمت توهین می کنند. چرا با سویا نمی شود هم آبگوشت پخت. گربه هایی که پیف پیف می کنند و کنار گود نشسته اند و می گویند لنگش کن. پایش برسد همین آقایان برای هزارمین بار قیصر، کندو، سلطان قلبها و کوچه مردها را دوره می کنند و دیالوگ به دیالوگ های آن را از حفظ می گویند. این آقایان زحمتی به خود نمی دهند بروند ببینند یا بخوانند که دوربین آریفلکس یا طوسی چه بوده. ارباب جمشید و جادوشدگان آن قصه از کجا دارند از 110 سینمای تهران در دهه 40 و 50 با آن جمعیت 3 یا 4 میلیونی که همیشه خدا جلوی گیشه شان صف بوده و دو پاسبان نگهبان، الان چند سینما در این تهران 15 یا 16 میلیونی مانده و وصف گیشه هم پیشکش. فیلم هایی مثل دایره مینا، آرامش در حضور دیگران، گاو، هالو، پستچی با آن همه سیاه نمایی و گیشه با شکست حاصل دست کدام امپراطوران بود که حالا سنتوری اش را به رخ می کشید که اگر صدای چاوشی را از آن بگیری بهانه برای دیگر دیدن ندارد آن هم در این روزگار که حصوله ای برای نشخار سیاه نمایی نیست. آن سینمای جوانمردی کجا رفت که رسم و راه زندگی و مردانگی و رفاقت می داد و این سینما که جر ترویج اعتیاد و خانم بازی و چشم به ناموس هم داشتن و پیچاندن رفاقت ها را آموزش می دهد کدام مزیت را دارد که حالا خودت را جر بدهی که به کن برود یا ونیز. دوستان اقلا یک فیلم 5 دیقیه ای با هندیکن بسازید بعدش اح اح کنید و کارنامه کارگردان را مورد نقد قرار دهید و حکم صادر کنید...


پنجشنبه 14 شهريور 1387 - 0:54

سربلند مزخررررررررررررررررررررررررررررررفه پیشنهاد می کنم اصلا نبینید چون حالتون حسابی گرفته میشه

عشق فيلم
پنجشنبه 14 شهريور 1387 - 1:19

كي به اين اقا گفته شبيه فرديني؟؟؟؟؟


پنجشنبه 14 شهريور 1387 - 3:29

گل گفتي مسعود جان...فقط انقدر حرص نخور واست خوب نيس!!!!

میثم
پنجشنبه 14 شهريور 1387 - 3:37

این نظرشما هست دوست عزیز بعضی از این فیلمفارسی های اشغال و ابگوشتی که شما میگین یه شاهکارن و همه از بچه 1 ساله تا پیرمرد لب گور ازش حرف میزنه

سمير
پنجشنبه 14 شهريور 1387 - 12:14

خوبه والا ! خاك بر سر سينماي ايران كه كارش كشيده به بازسازي فيلم فارسي!!!!!! تهراني سعي نكن شباهت نداشته ت به فردين رو اين همه تو بوق و كرنا بكني. متاسفم برات. و متاسفم براي كسايي كه تو نظراتشون احمقانه! ازين فيلم دفاع كردن. متاسفم! ليافتتون همين فيلم هاست .

mahdi
پنجشنبه 14 شهريور 1387 - 19:46

jenab rahgozar man fim ro nadidam vali in tor ke az baghiye mifahmamin film khili mozakhrafe badesham dalil bar in nist ke adam bayd az har chizi vard bashe vaghti adam az yechzi khoshesh nemiyad dalil nadare kareshenas bashe ke naghadesh kone man ghablan khodam majale donaye tasvir mikhondam dafe akhar gir be hame filma jashanvarefajr dade bod zadan bastasnesh taze onaee ke to jashanvare alaman va farance sherkat karde bodan che berse be in filma darpit ha va dalil nadare har ki bishtar ketab mikhone mohem in ke ke mordoma in roza ha ba injor fim ha kolan hal nemikonan

فری سنتوری
جمعه 15 شهريور 1387 - 14:38

آفرین مسعود خان.نکنه امیر قادری باشی ولی نوشتی مسعود که جونت در امون باشه ناقلا!!!!!

در ضمن هدیه خانم بله از پول ما این آشغالشو ساخته.یعنی به نظر شما این پولی که صرف ساخت این (فیلم؟)کرد نمیشد داد به تقوایی که در به در دنبال سرمایه میگشت تا یه شاهکار بسازه؟

راستی آقای رهگذر تو این سرمایه و این حمایت بی دریغ اون بالایی هارو به من بده قول میدم یه چیزی واست بسازم یه سر و گردن بالاتر از سربلند(یا همان فیلمفارسیه قرن 21)

مسعود
شنبه 16 شهريور 1387 - 8:21

آقاي رهگذر انقدر حرص نخور. ميدوني به حرفهاي من چي ميگن؟ ميگن نظر خيلي خودموني و بي شيله پيله. حالا ميدوني به حرفهاي تو چي ميگن؟ ميگن پز و ژست و آروغ روشنفكرانه!

بس كن برادر من. خيلي نوشتت مشمئز كننده و بي ربط بود. قرار نيست همه فيلم بسازن كه. حالا 80 درصد فيلمسازها چيكار كردن كه ما هم بريم فيلمساز بشيم؟ البته اگر قول بدن سرمايه هاي ميلياردي امثال آقاي نوري زاد رو به من هم بدن، من هم يه فيلمي ميسازم. اقلا بهتر از پرچم هاي قلعه كاوه ميشه!!!

در زمينه سينما هر كسي حق اظهار نظر داره. به شرطي كه سوادش رو داشته باشه. سواد خيلي از منتقدين ما از خيلي از فيلمسازها بيشتره. حالا فكر كردي اگه اونها بيان فيلم بسازن، ديگه چيزي بدتر از "سربلند" ميشه؟ آقاي تهراني هنر نكرده كه فيلم ساخته. اصلا فيلم ساختن كه هنر نيست. به قول مهرجويي عزيز، راه و چاه فيلمسازي رو 2 ماهه ميشه ياد گرفت. ولي من سالها رفتم و فلسفه خوندم تا معناي سينما رو درك كنم. بقيش هم به استعداد و قريحه آدم ربط داره. حالا اين چيزها رو چند درصد از فيلمسازها دارن و ميفهمن؟

منم الان اگه دوربين دستم بگيرم، فيلمم ديگه بدتر از سربلند نخواهد شد. چون اين فيلم ته تهش هست!! بلاخره يه تصويري ضبط ميشه ديگه. هنر كه نيست!

در ضمن مشكل فيلمفارسي بودن نيست. به قول يه عزيزي بعضي موقع ها ميگن فيلم ضعيفه يا فيلمفارسيه. ولي ما توجه نمي كنيم. ميريم فيلمو مي بينيم. راه هايي كه ميشه حتي از يك فيلمفارسي لذت برد :

1) اول به اجرا نگاه مي كنيم. از طرفي مثلا همون سلطان قلبها، يه داستان فيلمفارسي گونه داره.ولي اجراش خوبه و مخاطب رو تحت تاثير قرار ميده. از اين طرف اما به سربلند كه نگه مي كنيد با اجراهاي مضحك و خنده دار كارگردان روبه روييم كه انقدر آماتوريه كه اصلا مخاطب رو متعجب ميكنه.

2) گاهي اوقات مخاطب ميخواد از همون فيلم بد يا فيلمفارسي، "لذت از دم" ببره. مثل خيلي از آثار متوسط و ضعيف كه مخاطب ازشون خوشش مياد. ولي سربلند رو حتي نميتوني راحت نگاه كني. چه برسه به لذت از دم!

3) گاهي اوقات هم به خاطر يك نكته درخشان. مثل بازيگري و... حالا اين فيلمفارسي عصر حجر، آيا اين رو هم داره؟!!

رهگذر جان يه جوري نوشتي كه انگار خود سعيد تهراني هستي!! بعيدم نيست. چون ايشون خيلي از ساخت اين تصاوير عصر حجر به وجد اومده و ميخواد نظر مردم رو هم بدونه!!! راستي خيلي اعتماد به نفس خوبي داري كه با اين سوادت از سنتوري هم ميگي. اگه صداي محسن چاوشي از فيلم دربياد، چي ميمونه!!! عجب.....جدا شدن موسيقي از يك فيلم موزيكال، اون هم موسيقي اي كه با هوشمندي مهرجويي كاركرد داستاني در فيلم داره. جالبه!!! پس يادم باشه فردا برم به يه رمان نويس سرشناس بگم اگه اين قسمت رمانت رو دربيارم، رمانت بهم ميريزه. ديدي رمانت ضعيفه!!! اعتماد به نفس خيلي خوبي داري!!!! خيلي!!!!

شما اگه ناراحتي ميتوني فردا يه ديزي سنگي برداري و با رفقا بري سينما همزمان هم يه آبگوشت مشت به بدن بزني و هم سربلند استادت رو ببيني!!

راستي همون فيلم هاي دختر پسري بازم ميتونه شرف داشته باشه به اين آثار. چون لااقل هم پول به سينما ميارن، هم مخاطب رو سرگرم ميكنن و هم با خودشون رو راستن! اما سربلند جدا از اينكه جند برابر از اونها ضعيف تره، هيچ كدوم از اون ويژگيها رو هم نداره. در نتيجه يه زباله به تمام معناست!!! در ضمن نشون دادن سياهي جامعه، ربطي به سياه نمايي نداره. نكنه جزو مسئولان هم هستي؟!!! ميخواي درباره اتفاقات همون دايره مينا برات مستندات تاريخي رو كنيم؟ اين همه گفتي كه از داستان داش مشتي و بزن بهادري فيلم استادت حمايت كني؟ حالا ديگه باورم شد تو خود سعيد تهراني اي. اي بابا... جاي اين حرفها برو رو هنر كارگرداني كار كن بابا، تا دختر پسرهاي چيپس و پفك به دست هم به فيلمت نخندن و بگن عصر حجريه و فيلمفارسي و... آخ ببخشيد. مي دونم از اين واژه بدت مياد. واقعا فيلم كلاسيك خوبي ساختي!!!

برو عزيز جان. برو به كارت برس!!!!

فري جون ممنون. ولي باور كن من امير قادري نيستم به خدا!!!!!

Mahan
شنبه 16 شهريور 1387 - 18:26

heif shod nakhle tala barat gozashte boodan kenar

مجتبی
شنبه 16 شهريور 1387 - 23:52

آقایون خانم ها...چرا جدل الکی میکنید..مثل اینکه اساسا راه گم شده این وسط...سینما یه عشقه یه حسه یه وادیه که آدم واسه علاقه و سلیقه اش میره سراغش..این وسط سلیقه یکی فردین و آبگوشت رو می پسنده و سلیقه یکی دیگه فیلمهای آلفرد هیچکاک...ربطی نداره که به هم دیگه بخوان سنگ پرونی کنن... این آقای تهرونی هم با بضاعتی که داشته یه کاری رو جمع کرده و نمایش داده...دوست داری ببین ..دوست نداری بشین گوشه خونه با همون دی وی دی فیلم روز ببین و با کن و گلدن کلاب کلاس بزار ..که ته ته همشونم یه کشکه... سینما یه عشقه یه حس و حالیه که آدم با هر نوعش که بتونه ارتباط برقرار کنه به خودش مربوطه...ضمنا مردم ما کلا خندیدن رو دوس دارن و این اصلا بد نیست...خیلی وقتا آدم میتونه یه فیلم بزرگ رو هم سوژه کنه و بخنده...حالا اگه یه وقتی ما موقع تماشای"چشمان باز بسته "یهو بخندیم نظم طبیعت بهم میخوره؟

.

نکنین اینکارارو ..اگرم واقعا منتقد هستین..که مطمئنم نیستین خب بشینین نقد بنویسین چه عیبی داره؟ عوض گیر دادن به چشم و ابروی تهرونی و فردین که آیا شبیهن یا نه..دوتا ایراد از فیلمنامه بگیرین..سه تا از تصویربرداری..چهارتا از مونتاژ...پنج تا از کارگردانی....مهرجوئی رو هم اینقدر باد نکنین..این سنتوری که پزشو میدین کپی برابر اصل" واک د لاین" هستش که زندگیه جانی کش رو تصویر کرده..مو به مو کپی کرده...اون یکی مهمان مامان رو هم درجا از قصه " خانم دالاوی" مرحومه مغفوره وریرجینیا وولف اقتباس کرده.

.

حالا اینم از کوچه مردها سوژه بگیره خیلی خبطه؟ مثل اینکه اقتباس تا وقتی بوی پپرونی و استیک و ویسکی بده خوبه ولی همینکه بوی آبگوشت بگیره اخ میشه نه؟

یکم رگ ایرونی بد نیست..علی یار همتون

مصطفی
يکشنبه 17 شهريور 1387 - 16:12

آقای رهگذر

برای دفعه هزارم کندو، قیصر، سلطان قلبها، رضا موتوری و ... را میشینم و تماشا میکنم. ولی چطوری از فیلمی مثل سربلند که یک کپی از این فیلمهاست و هیچی برای دیدن نداره دفاع میکنی؟

حرفهایی رو که من میخواستم راجع به این فیلم بزنم، مسعود خان همه رو کامل و جامع بیان کرده. یه سری به سایت imdb بزن و فیلمهایی که اون طرف ساخته میشه رو ببین دیگه اینقدر با تعصب از "سربلند" دفاع نمیکنی.

مسعود
يکشنبه 17 شهريور 1387 - 21:21

برو آقا مجتبي بابا. خودت اصلا نمي دوني چي ميگي. آخه نقد هم بايد به فيلمي باشه كه ارزش داشته باشه. فيلمي كه در تمام شاخه ها افتضاحه كه نقد نداره.

در ضمن مردم ايران خنده دوست دارن. ولي فيلمساز بايد بلد باشه كه كجا از مخاطب خنده بگيره و كجا از سر ضعف به خنده نندازتشون. فيلمي كه نصفش رو مردم به ضعف فيلم و كارگردانيش بخندن كه ديگه فاتحش خوندست.

در ضمن وجدانا در مورد مهرجويي با مطالعه لازم صحبت كنيد.مهرجويي خيلي حرمت داره. شما از همين سعيد تهراني بگي بهتره. مهرجويي استاده اقتباسه. اصلا اقتباس خودش يك هنر بزرگه كه كمتر كسي توانش رو داره. اگه نمي دوني، بگو تا بهت توضيح بدن كه فيلم سارا از نمايشنامه خانه عروسك، اثر هنريك ايبسن اقتباس شده. ببين چه فيلمي در اومده. يا درخت گلابي كه از داستان گلي ترقي اقتباس شده. اونم ببين چه فيلمي شده.و... اصلا چه هوشي. چه توانايي. ببين چطور نمايشنامه خانه عروسك رو مهرجويي ايروني و اينجايي كرده. حالا برو به اقتباس هاي ساير كارگردانها نگاه كن تا تفاوت رو بفهمي. در ضمن عزيزم مهرجويي مهمان مامان رو از روي داستان هوشنگ مرادي كرماني ساخته. نمي دونم شايد مرادي كرماني داستانش رو از روي اون فيلم نوشته!!!! شما كه هر چي فيلم ديدي رو كه نبايد بياي اينجا تعريف كني و به همه چي ربطش بدي. بلاخره اين همه فيلم تو دنيا ساخته ميشه. طبيعيه كه خيلي ها شبيه به هم دربيان.

من اون فيلم مد نظر تو رو كه ميگي سنتوري ازش كپي شده رو نديدم. ولي فرض كن مهرجويي از اون فيلم ايده گرفته باشه يا از بخش بزرگيش استفاده كرده باشه. اصلا اينا مهم نيست. تو برو ببين چقدر فيلمسازهاي خودمون و يا فيلمسازهاي جاهاي مختلف دنيا از فيلم هاي مختلف، استفاده مي كنن و يه فيلم ديگه ميسازن. ببين چقدر بخش بزرگيشون مزخرف درمياد. مهم توانايي در تغيير فضاي داستاني و فرهنگي فيلم و اينجايي كردنشه و اينكه تو اجرا و پرداخت چيكار ميكني. اين ارزش مهرجوييه. مگه امتحان مدرسس كه از دست بقليت كپي كني!!! اون توانايي كارگردانه كه ميتونه يه سوژه ناب رو شاهكار كنه و يا يه مزخرف. اين ارزش كار مهرجوييه.

در ضمن همه چي رو كه نبايد به همه چي ربط داد. الان يه فيلم داريم به اسم جيا كه آنجلينا جولي توش بازي كرده. داستان يه مدله زيبا و سرشناسه كه بهش حسادت مي كنن و آخر سر به دام اعتياد ميفته و بدبختي و... حالا بيايم بگيم اين همون علي سنتوريه؟!!! ول كن بابا. خود كارگرداني و فيلمنامه مهمه. داستان واسه ما مهم نيست. قدرت انسجامي چيزي كه تصوير شده برامون مهمه.حالا ايدش از هر جا كه اومده باشه. اونه كه استادي ميخواد.

تارا
دوشنبه 18 شهريور 1387 - 14:22

اول اينكه بگم من سربلند را نديده ام به همين دليل جايز نمي دونم كه به تجزيه و تحليل و مقايسه فيلم بپردازم ولي در جواب به برخي نظر دهندگان بايد گفت: جناب رهگذر:حرفتان خيلي بي معني بود..."حالا سنتوری اش را به رخ می کشید که اگر صدای چاوشی را از آن بگیری بهانه ديگر براي دیدن ندارد آن هم در این روزگار که حوصله ای برای نشخار سیاه نمایی نیست."...اصولا وقتي مي گوييم داستان،داستان زندگي يك موزيسين است به ياد صحنه هاي موزيكال و ترانه هايي مي افتيم كه قرار است فضاي فيلم را به دست بگيرند و حال و هواي فيلم رو به مخاطب القا كنند،سنتوري رو هم كه نگاه مي كنيد كاملا به ياد همين مي افتيد و اين كه اين ترانه ها هيچ جنبه ظاهري و نمايشي ندارند بلكه اساس و ريشه فيلم و فضا سازي ها در ترانه ها پايه گذاري شده . مانند هر فيلم موزيكال ديگري سنتوري هم حرف هاش رو با ترانه هاش مي زنه مثل ترانه خيانت...تنهايي...و حتي زخم زبون كه ديگه علنا به جاي قهرمان داستان بخش نهايي فيلم رو به اتمام مي رسونه بدون اينكه خود علي سنتوري حرفي بزنه...يعني درواقع يه جور حرف هاي دل قهرمان داستان هستش ديگه...اين نهايت خلاقيت يك كارگردان رو نشون مي ده،حالا به نظرتون چطور به رخ كشيدن نداره؟ و اين حرف موجه كه مي گيد صداي چاووشي رو از فيلم بگيريم؟!... و آقاي مجتبي:من اين فيلمي كه رو كه شما مي گيد(walk the line)رو نديدم...تا به حال هم نشنيدم كه بگن الگوي سنتوري بوده و تازه اگر هم بوده چرا آقاي مهرجويي تا به حال حرفي از آن نزده چون دليلي وجود نداره كه يك كارگردان از ايده خودش به عنوان يك فيلم حرفي به ميون نياورده باشه شايد هم در جايي گفته كه شما شنيديد ياخونديد اما من كه به شخصه تا به حال نشنيده بودم اما فكر هم نمي كنم آقاي مهرجويي اين اثر رو به عنوان الگوي خودش قرار داده باشه...دقت كنيد كه شباهت با ايده و الگو گيري كاملا متفاوته...چرا كه سنتوري كاملا يك اثر ايراني و متناسب با شرايط اجتماعي فرهنگي ما هستش...... ديگه اين كه به خاطر ندادن مجوز به كاستاش و لغو كنسرت ها و از اين چيزا به اون وضع دچار شده و همينها اساس موضوع و داستان فيلم رو تشكيل مي ده...حالا واقعا به نظرتون يه همچين چيزايي در جامعه غرب اتفاق مي افته؟...يعني اگر واقعا ا