مسعود
چهارشنبه 13 شهريور 1387 - 6:39
|
واقعا اعتماد به نفش هم خوب چيزيه. طرف رسما رفته فيلمفارسي هاي دهه 40 رو تو سينماها اكران كرده، بعد اومده سخنراني هم مي كنه!!! بعد تازه ميگه منتقدها به خاطر آبگوشت ميگن فيلم من فيلمفارسيه!!!! نه برادر من. فيلمفارسي بودن به اين چيزها نيست. فيلمفارسي المان هاي مخصوص خودش رو داره كه فيلم شما به طرز جالبي همه اونها رو داره!!! البته شما و امثال شما بايد هم خودتون رو بزنين به كوچه علي چپ و بگين فيلمفارسي چيه؟!!! همونطور كه ايرج قادري هم ميگه!!!!! شما البته دست ايرج قادري رو هم محكم از پشت بستي!!!! ماشاالله به اعتماد به نفش. اومده آشغالش رو ميزاره كنار سنتوري و ميگه ترسيدم فيلمم مثل سنتوري بشه!!!! واسه همين نبردمش بازار كن!!!!! تو رو خدا ببر. همه منتظر فيلم شما بودن!!!! آخه مرد ناحسابي اين آشغال فيلمفارسي ها رو همون 40 سال قبل هم دنيا تره هم واسشون خورد نمي كرد، حالا شما در سال 2008 ميلادي ميخواستي فيلمت رو ببري بازار كن؟!!! ميخواي رسما آبروي سينماي ايران رو به گند بكشي؟!!!!جالب تر اينكه ميگه ترسيدم فيلمم لو بره!!!! بعد مياد آشغالش رو ميزاره كنار "جادو" ي سنتوري.آخه عزيز جان سنتوري مهرجويي كبير رو همه براي ديدنيش روز شماري مي كردن. فيلم لو رفت و ميليونها نفر ديدن. حالا اصلا ملت مي دونستن كه شما همچين فيلمي ساختي؟!!! باور كن من همين 10 روز قبل از وجود فيلمت با خبر شدم.!!!!حالا سي دي قاچاقش هم دربياد!!!! آخه ملت كه بييكار نيستن كه بشينن سربند ببينن!!!!! بهت توصيه مي كنم برو يكبار فيلم رو با مردم تو سالن ببين. ببين چقدر مردم تو سالن قهقه مي زنن!!! اونم در حالي كه فيلم نمي خواد بخندونه..... ولي بدجور ميخندونه.!!!! به خصوص 20 دقيقه آخر. اون صحنه هاي اكشنت سالن رو به حد انفجار رسوند!!!!! آخه مردم كه ديگه انقدر سطحشون پايين نيومده كه بيان آشغالي رو ببينن كه بيشتر از 30 ساله كه ساختشون منقزض شده!!!!! باز فيلمفارسي هاي نوين يك چيزهاي جديدي دارن. ولي تو بي شرمي رو به حد اعلي رسوندي!!! وقتي مخاطب در حين فيلمي كه داره حرف جدي ميزنه و قرار نيست بخندونه، خندش بگيره، يعني مرگ و بدبختي اون فيلم. به خصوص كه يه فيلمفارسي ناب هم باشه!!!!!!! حالا بزار اينو بهت بگم. سربلند اگه 40 سال قبل ساخته مي شد، جزو پرفروش ترين ها مي شد. ولي الان جزو كم فروش ترين هاست!!!! فكر مي كني چرا؟ چون مخاطب فيلمفارسي رو شناخته. همون صحنه هاي مشتي و فيلمفارسي گونت كه ميگيري لات ها رو يه نفره ميزني و يا اون مزاحم هاي مشروب خورده رو كتك ميزني، سالن رو از خنده منفجر كرد و بارها صداي "فيلمفارسيه ... فيلمفارسيه" تو سالن پخش شد... از زبون مردم!! يعني حتي عوام هم به فيلمت خنديدن و فهميدن كه فيلمفارسيه!!!!!! 40 سال قبل مردم نمي دونستن فيلمفارسي چيه. ميشستن تو سالن و با همون صحنه ها كيف ميكردن و كف مي زدن و ميگفتن ايول فردين. ولي حالا مي بيني كه مردم دارن تو سالن ميخندن و مسخره مي كنن خودت و فيلمت رو!!!! اين يعني اينكه مرد حسابي دوران اين فيلم ها تموم شده. شما كه ميگي اگه ارشاد حمايت كنه من بازم ميسازم، يعني داري اوج سطح پايين خودت رو نشون ميدي!!!! فيلمي كه مردم مدام بهش بخندن و دستش بندازن، لابد برات ارزشمنده!!!!!!سينما پيشرفت كرده. ديگه بايد به فكر جهاني شدن باشيم. مردم به دي وي ديهاي روز دنيا دسترسي دارن. آخه اين آشغال متعلق به 50 سال قبل چيه كه گذاشتي جلوشون؟ توقع داشتي فيلمت پرفروش هم بشه!!!!!!! مردم 50 سال قلبل تو فضاي محدود ايران كه دسترسي به دنيا كم بود با اين فيلمفارسي ها حال مي كردن. اما الان دوران عوض شده. بچه 7 ساله هم به فيلمت ميخنده و ميگه ههههه فيلمفارسيه!!!! يا سعي كن خودت رو به روز كني و يا اينكه بهتره خودت رو سبك نكني با ساخت اين آت و آشغالها!!!!!!! وزارت ارشاد نبايد به اين مزخرف مجوز مي داد. هم به خاطر محتواش و هم به خاط توهين به سينماي ايران.
|
محمدرضا
چهارشنبه 13 شهريور 1387 - 9:2
|
من فيلم را نديدم، ولي هر چقدر هم كه ضعف در اين فيلم وجود داشته باشد، ما نبايد فيلم و كارگردانش را كوچك كنيم. به هر حال با كار استاد مهرجويي كه نميتوان مقايسهاش نمود ولي درست هم نيست كه عباراتي را براي فيلم و كارگردانش به كار ببريم. بايد به اين كارگردانان جوان ميدان دهيم، فرصت دهيم تا بتوانند همچون استاد مهرجويي روزي سينماي ايران را متحول نمايند.
|
هديه
چهارشنبه 13 شهريور 1387 - 10:34
|
آقا مسعود يكم يواشتر حالا مگه چي شده چرا انقدر عصبي هستي و داري دعوا ميكني هر كي يك عقيده اي داره و براش محترمه ، سليقه ها هم متفاوت ديدي كه اين آقا نوشته فقط ميخواسته خاطرات فردين زنده كنه قصد بدي هم نداشته چرا انقدر توهين مي كنيد يكم محترمانه تر ، فكر كنم روزه گرفتن به شما فشار آورده كه انقدر كلمات ركيك به زبان آورديد در حد يك انسان متشخص نيست كه اين مدلي در مورد شخص يا چيزي نظر بده ، اين آقا دوست داشته اين مدلي فيلم بسازه مگه از پول و سرمايه شما استفاده كرده كمي منصف باشيد
|
رهگذر
چهارشنبه 13 شهريور 1387 - 11:3
|
مثل اینکه این آقاخیلی ناراحت شده وکلی بی راه ویاوه بافته بابااین همه فیلم مزخرف دیدی یک بارهم فیلم فارسی ببین مگه ازکجات کم می شه بی انصاف .
|
چهارشنبه 13 شهريور 1387 - 11:47
|
واقعا برای کسانی مثل آقای مسعود متاسفم. من فیلم رو ندیدم، سلیقه هنریم هم خیلی بالاتر از امثال آقای مسعوده و مطمئنم که چند برابر ایشون کتاب خوندم و فیلم دیدم ولی هنوز هم فکر میکنم که سینمای فردین بسیار شریفتر از تمام فیلمهایی است که امروزه به نام فیلمهای ارزشی، هنری و معناگرا ساخته میشه. خدا فردین رو بیامرزه که حق بزرگی به گردن این سینما داره.
|
رامک
چهارشنبه 13 شهريور 1387 - 11:50
|
شعور مخاطب را مراعات و احترام کنیم
|
چهارشنبه 13 شهريور 1387 - 14:4
|
دوست عزيز ديگه داري تند ميري .اين بابا نخواسته فيلمي بسازه که سر صحنه هاي اکشنش ملت انگشت به دهن بمونن.اگه بحث سر صحنه هاي اکشن هست .بايد بگم سر فيلم پارک وي هم در اوج خون وخونريزي ملت تو سينما قهقهه ميزدن وsmsبازي ميکردن. باز خوبه اين بدبخت بهرحال قبول داره فيلمفارسي ساخته.به نظر من که براي حال دادن به فردين يارو بايدم فيلمفارسي ميساخت.
|
رضا
چهارشنبه 13 شهريور 1387 - 14:53
|
دمت گرم مسعود جون ايول
|
رضا
چهارشنبه 13 شهريور 1387 - 15:57
|
من حرفاي آقاي تهراني رو خوندم ولي پيشنهاد ميدم نظرات آقا مسعود رئ چند بار بخونيد با خوندن نظرات آقا مسعود ديگه حرفي برا گفتن ندارم
|
عشق فیلم
چهارشنبه 13 شهريور 1387 - 18:37
|
salam bar hamehyeki be man begeh che kasi be in agha gofteh shabihe FARDIN ast?
|
کتایون
چهارشنبه 13 شهريور 1387 - 22:30
|
ino behesh migan rooykarde post modernisti be por rooi!!!!! etemad be nafse gharne bisto yekom!
|
رهگذر
پنجشنبه 14 شهريور 1387 - 0:50
|
باز یک مانیتور یک کیبرد و انگشتان بیکار و قسمت نظرات تا عده ای بیکار بدون توجه و مطالعه بروند ریز بیرق مخالف خانی و عارغ های اح اح باز هم فیلم فارسی و واژه های تکراری که 30 سال است بیخ خر سینما را چسبیده و آن را رها نمی کند تا به رشد متعالی برسد. قاضی القضات هایی که بدون هیچ متهم و دادگاهی بدون اطلاعات روشن ودقیق حکم پیشاپیش صادر می کنند و رای های بیرحمانه می دهند و این در حالی است که گوشت گیرشان نمی آید آبگوشت بخورند و به این غذای گران قیمت توهین می کنند. چرا با سویا نمی شود هم آبگوشت پخت. گربه هایی که پیف پیف می کنند و کنار گود نشسته اند و می گویند لنگش کن. پایش برسد همین آقایان برای هزارمین بار قیصر، کندو، سلطان قلبها و کوچه مردها را دوره می کنند و دیالوگ به دیالوگ های آن را از حفظ می گویند. این آقایان زحمتی به خود نمی دهند بروند ببینند یا بخوانند که دوربین آریفلکس یا طوسی چه بوده. ارباب جمشید و جادوشدگان آن قصه از کجا دارند از 110 سینمای تهران در دهه 40 و 50 با آن جمعیت 3 یا 4 میلیونی که همیشه خدا جلوی گیشه شان صف بوده و دو پاسبان نگهبان، الان چند سینما در این تهران 15 یا 16 میلیونی مانده و وصف گیشه هم پیشکش. فیلم هایی مثل دایره مینا، آرامش در حضور دیگران، گاو، هالو، پستچی با آن همه سیاه نمایی و گیشه با شکست حاصل دست کدام امپراطوران بود که حالا سنتوری اش را به رخ می کشید که اگر صدای چاوشی را از آن بگیری بهانه برای دیگر دیدن ندارد آن هم در این روزگار که حصوله ای برای نشخار سیاه نمایی نیست. آن سینمای جوانمردی کجا رفت که رسم و راه زندگی و مردانگی و رفاقت می داد و این سینما که جر ترویج اعتیاد و خانم بازی و چشم به ناموس هم داشتن و پیچاندن رفاقت ها را آموزش می دهد کدام مزیت را دارد که حالا خودت را جر بدهی که به کن برود یا ونیز. دوستان اقلا یک فیلم 5 دیقیه ای با هندیکن بسازید بعدش اح اح کنید و کارنامه کارگردان را مورد نقد قرار دهید و حکم صادر کنید...
|
پنجشنبه 14 شهريور 1387 - 0:54
|
سربلند مزخررررررررررررررررررررررررررررررفه پیشنهاد می کنم اصلا نبینید چون حالتون حسابی گرفته میشه
|
عشق فيلم
پنجشنبه 14 شهريور 1387 - 1:19
|
كي به اين اقا گفته شبيه فرديني؟؟؟؟؟
|
پنجشنبه 14 شهريور 1387 - 3:29
|
گل گفتي مسعود جان...فقط انقدر حرص نخور واست خوب نيس!!!!
|
میثم
پنجشنبه 14 شهريور 1387 - 3:37
|
این نظرشما هست دوست عزیز بعضی از این فیلمفارسی های اشغال و ابگوشتی که شما میگین یه شاهکارن و همه از بچه 1 ساله تا پیرمرد لب گور ازش حرف میزنه
|
سمير
پنجشنبه 14 شهريور 1387 - 12:14
|
خوبه والا ! خاك بر سر سينماي ايران كه كارش كشيده به بازسازي فيلم فارسي!!!!!! تهراني سعي نكن شباهت نداشته ت به فردين رو اين همه تو بوق و كرنا بكني. متاسفم برات. و متاسفم براي كسايي كه تو نظراتشون احمقانه! ازين فيلم دفاع كردن. متاسفم! ليافتتون همين فيلم هاست .
|
mahdi
پنجشنبه 14 شهريور 1387 - 19:46
|
jenab rahgozar man fim ro nadidam vali in tor ke az baghiye mifahmamin film khili mozakhrafe badesham dalil bar in nist ke adam bayd az har chizi vard bashe vaghti adam az yechzi khoshesh nemiyad dalil nadare kareshenas bashe ke naghadesh kone man ghablan khodam majale donaye tasvir mikhondam dafe akhar gir be hame filma jashanvarefajr dade bod zadan bastasnesh taze onaee ke to jashanvare alaman va farance sherkat karde bodan che berse be in filma darpit ha va dalil nadare har ki bishtar ketab mikhone mohem in ke ke mordoma in roza ha ba injor fim ha kolan hal nemikonan
|
فری سنتوری
جمعه 15 شهريور 1387 - 14:38
|
آفرین مسعود خان.نکنه امیر قادری باشی ولی نوشتی مسعود که جونت در امون باشه ناقلا!!!!! در ضمن هدیه خانم بله از پول ما این آشغالشو ساخته.یعنی به نظر شما این پولی که صرف ساخت این (فیلم؟)کرد نمیشد داد به تقوایی که در به در دنبال سرمایه میگشت تا یه شاهکار بسازه؟ راستی آقای رهگذر تو این سرمایه و این حمایت بی دریغ اون بالایی هارو به من بده قول میدم یه چیزی واست بسازم یه سر و گردن بالاتر از سربلند(یا همان فیلمفارسیه قرن 21)
|
مسعود
شنبه 16 شهريور 1387 - 8:21
|
آقاي رهگذر انقدر حرص نخور. ميدوني به حرفهاي من چي ميگن؟ ميگن نظر خيلي خودموني و بي شيله پيله. حالا ميدوني به حرفهاي تو چي ميگن؟ ميگن پز و ژست و آروغ روشنفكرانه! بس كن برادر من. خيلي نوشتت مشمئز كننده و بي ربط بود. قرار نيست همه فيلم بسازن كه. حالا 80 درصد فيلمسازها چيكار كردن كه ما هم بريم فيلمساز بشيم؟ البته اگر قول بدن سرمايه هاي ميلياردي امثال آقاي نوري زاد رو به من هم بدن، من هم يه فيلمي ميسازم. اقلا بهتر از پرچم هاي قلعه كاوه ميشه!!! در زمينه سينما هر كسي حق اظهار نظر داره. به شرطي كه سوادش رو داشته باشه. سواد خيلي از منتقدين ما از خيلي از فيلمسازها بيشتره. حالا فكر كردي اگه اونها بيان فيلم بسازن، ديگه چيزي بدتر از "سربلند" ميشه؟ آقاي تهراني هنر نكرده كه فيلم ساخته. اصلا فيلم ساختن كه هنر نيست. به قول مهرجويي عزيز، راه و چاه فيلمسازي رو 2 ماهه ميشه ياد گرفت. ولي من سالها رفتم و فلسفه خوندم تا معناي سينما رو درك كنم. بقيش هم به استعداد و قريحه آدم ربط داره. حالا اين چيزها رو چند درصد از فيلمسازها دارن و ميفهمن؟ منم الان اگه دوربين دستم بگيرم، فيلمم ديگه بدتر از سربلند نخواهد شد. چون اين فيلم ته تهش هست!! بلاخره يه تصويري ضبط ميشه ديگه. هنر كه نيست! در ضمن مشكل فيلمفارسي بودن نيست. به قول يه عزيزي بعضي موقع ها ميگن فيلم ضعيفه يا فيلمفارسيه. ولي ما توجه نمي كنيم. ميريم فيلمو مي بينيم. راه هايي كه ميشه حتي از يك فيلمفارسي لذت برد : 1) اول به اجرا نگاه مي كنيم. از طرفي مثلا همون سلطان قلبها، يه داستان فيلمفارسي گونه داره.ولي اجراش خوبه و مخاطب رو تحت تاثير قرار ميده. از اين طرف اما به سربلند كه نگه مي كنيد با اجراهاي مضحك و خنده دار كارگردان روبه روييم كه انقدر آماتوريه كه اصلا مخاطب رو متعجب ميكنه. 2) گاهي اوقات مخاطب ميخواد از همون فيلم بد يا فيلمفارسي، "لذت از دم" ببره. مثل خيلي از آثار متوسط و ضعيف كه مخاطب ازشون خوشش مياد. ولي سربلند رو حتي نميتوني راحت نگاه كني. چه برسه به لذت از دم! 3) گاهي اوقات هم به خاطر يك نكته درخشان. مثل بازيگري و... حالا اين فيلمفارسي عصر حجر، آيا اين رو هم داره؟!! رهگذر جان يه جوري نوشتي كه انگار خود سعيد تهراني هستي!! بعيدم نيست. چون ايشون خيلي از ساخت اين تصاوير عصر حجر به وجد اومده و ميخواد نظر مردم رو هم بدونه!!! راستي خيلي اعتماد به نفس خوبي داري كه با اين سوادت از سنتوري هم ميگي. اگه صداي محسن چاوشي از فيلم دربياد، چي ميمونه!!! عجب.....جدا شدن موسيقي از يك فيلم موزيكال، اون هم موسيقي اي كه با هوشمندي مهرجويي كاركرد داستاني در فيلم داره. جالبه!!! پس يادم باشه فردا برم به يه رمان نويس سرشناس بگم اگه اين قسمت رمانت رو دربيارم، رمانت بهم ميريزه. ديدي رمانت ضعيفه!!! اعتماد به نفس خيلي خوبي داري!!!! خيلي!!!! شما اگه ناراحتي ميتوني فردا يه ديزي سنگي برداري و با رفقا بري سينما همزمان هم يه آبگوشت مشت به بدن بزني و هم سربلند استادت رو ببيني!! راستي همون فيلم هاي دختر پسري بازم ميتونه شرف داشته باشه به اين آثار. چون لااقل هم پول به سينما ميارن، هم مخاطب رو سرگرم ميكنن و هم با خودشون رو راستن! اما سربلند جدا از اينكه جند برابر از اونها ضعيف تره، هيچ كدوم از اون ويژگيها رو هم نداره. در نتيجه يه زباله به تمام معناست!!! در ضمن نشون دادن سياهي جامعه، ربطي به سياه نمايي نداره. نكنه جزو مسئولان هم هستي؟!!! ميخواي درباره اتفاقات همون دايره مينا برات مستندات تاريخي رو كنيم؟ اين همه گفتي كه از داستان داش مشتي و بزن بهادري فيلم استادت حمايت كني؟ حالا ديگه باورم شد تو خود سعيد تهراني اي. اي بابا... جاي اين حرفها برو رو هنر كارگرداني كار كن بابا، تا دختر پسرهاي چيپس و پفك به دست هم به فيلمت نخندن و بگن عصر حجريه و فيلمفارسي و... آخ ببخشيد. مي دونم از اين واژه بدت مياد. واقعا فيلم كلاسيك خوبي ساختي!!! برو عزيز جان. برو به كارت برس!!!! فري جون ممنون. ولي باور كن من امير قادري نيستم به خدا!!!!!
|
Mahan
شنبه 16 شهريور 1387 - 18:26
|
heif shod nakhle tala barat gozashte boodan kenar
|
مجتبی
شنبه 16 شهريور 1387 - 23:52
|
آقایون خانم ها...چرا جدل الکی میکنید..مثل اینکه اساسا راه گم شده این وسط...سینما یه عشقه یه حسه یه وادیه که آدم واسه علاقه و سلیقه اش میره سراغش..این وسط سلیقه یکی فردین و آبگوشت رو می پسنده و سلیقه یکی دیگه فیلمهای آلفرد هیچکاک...ربطی نداره که به هم دیگه بخوان سنگ پرونی کنن... این آقای تهرونی هم با بضاعتی که داشته یه کاری رو جمع کرده و نمایش داده...دوست داری ببین ..دوست نداری بشین گوشه خونه با همون دی وی دی فیلم روز ببین و با کن و گلدن کلاب کلاس بزار ..که ته ته همشونم یه کشکه... سینما یه عشقه یه حس و حالیه که آدم با هر نوعش که بتونه ارتباط برقرار کنه به خودش مربوطه...ضمنا مردم ما کلا خندیدن رو دوس دارن و این اصلا بد نیست...خیلی وقتا آدم میتونه یه فیلم بزرگ رو هم سوژه کنه و بخنده...حالا اگه یه وقتی ما موقع تماشای"چشمان باز بسته "یهو بخندیم نظم طبیعت بهم میخوره؟ . نکنین اینکارارو ..اگرم واقعا منتقد هستین..که مطمئنم نیستین خب بشینین نقد بنویسین چه عیبی داره؟ عوض گیر دادن به چشم و ابروی تهرونی و فردین که آیا شبیهن یا نه..دوتا ایراد از فیلمنامه بگیرین..سه تا از تصویربرداری..چهارتا از مونتاژ...پنج تا از کارگردانی....مهرجوئی رو هم اینقدر باد نکنین..این سنتوری که پزشو میدین کپی برابر اصل" واک د لاین" هستش که زندگیه جانی کش رو تصویر کرده..مو به مو کپی کرده...اون یکی مهمان مامان رو هم درجا از قصه " خانم دالاوی" مرحومه مغفوره وریرجینیا وولف اقتباس کرده. . حالا اینم از کوچه مردها سوژه بگیره خیلی خبطه؟ مثل اینکه اقتباس تا وقتی بوی پپرونی و استیک و ویسکی بده خوبه ولی همینکه بوی آبگوشت بگیره اخ میشه نه؟ یکم رگ ایرونی بد نیست..علی یار همتون
|
مصطفی
يکشنبه 17 شهريور 1387 - 16:12
|
آقای رهگذر برای دفعه هزارم کندو، قیصر، سلطان قلبها، رضا موتوری و ... را میشینم و تماشا میکنم. ولی چطوری از فیلمی مثل سربلند که یک کپی از این فیلمهاست و هیچی برای دیدن نداره دفاع میکنی؟ حرفهایی رو که من میخواستم راجع به این فیلم بزنم، مسعود خان همه رو کامل و جامع بیان کرده. یه سری به سایت imdb بزن و فیلمهایی که اون طرف ساخته میشه رو ببین دیگه اینقدر با تعصب از "سربلند" دفاع نمیکنی.
|
مسعود
يکشنبه 17 شهريور 1387 - 21:21
|
برو آقا مجتبي بابا. خودت اصلا نمي دوني چي ميگي. آخه نقد هم بايد به فيلمي باشه كه ارزش داشته باشه. فيلمي كه در تمام شاخه ها افتضاحه كه نقد نداره. در ضمن مردم ايران خنده دوست دارن. ولي فيلمساز بايد بلد باشه كه كجا از مخاطب خنده بگيره و كجا از سر ضعف به خنده نندازتشون. فيلمي كه نصفش رو مردم به ضعف فيلم و كارگردانيش بخندن كه ديگه فاتحش خوندست. در ضمن وجدانا در مورد مهرجويي با مطالعه لازم صحبت كنيد.مهرجويي خيلي حرمت داره. شما از همين سعيد تهراني بگي بهتره. مهرجويي استاده اقتباسه. اصلا اقتباس خودش يك هنر بزرگه كه كمتر كسي توانش رو داره. اگه نمي دوني، بگو تا بهت توضيح بدن كه فيلم سارا از نمايشنامه خانه عروسك، اثر هنريك ايبسن اقتباس شده. ببين چه فيلمي در اومده. يا درخت گلابي كه از داستان گلي ترقي اقتباس شده. اونم ببين چه فيلمي شده.و... اصلا چه هوشي. چه توانايي. ببين چطور نمايشنامه خانه عروسك رو مهرجويي ايروني و اينجايي كرده. حالا برو به اقتباس هاي ساير كارگردانها نگاه كن تا تفاوت رو بفهمي. در ضمن عزيزم مهرجويي مهمان مامان رو از روي داستان هوشنگ مرادي كرماني ساخته. نمي دونم شايد مرادي كرماني داستانش رو از روي اون فيلم نوشته!!!! شما كه هر چي فيلم ديدي رو كه نبايد بياي اينجا تعريف كني و به همه چي ربطش بدي. بلاخره اين همه فيلم تو دنيا ساخته ميشه. طبيعيه كه خيلي ها شبيه به هم دربيان. من اون فيلم مد نظر تو رو كه ميگي سنتوري ازش كپي شده رو نديدم. ولي فرض كن مهرجويي از اون فيلم ايده گرفته باشه يا از بخش بزرگيش استفاده كرده باشه. اصلا اينا مهم نيست. تو برو ببين چقدر فيلمسازهاي خودمون و يا فيلمسازهاي جاهاي مختلف دنيا از فيلم هاي مختلف، استفاده مي كنن و يه فيلم ديگه ميسازن. ببين چقدر بخش بزرگيشون مزخرف درمياد. مهم توانايي در تغيير فضاي داستاني و فرهنگي فيلم و اينجايي كردنشه و اينكه تو اجرا و پرداخت چيكار ميكني. اين ارزش مهرجوييه. مگه امتحان مدرسس كه از دست بقليت كپي كني!!! اون توانايي كارگردانه كه ميتونه يه سوژه ناب رو شاهكار كنه و يا يه مزخرف. اين ارزش كار مهرجوييه. در ضمن همه چي رو كه نبايد به همه چي ربط داد. الان يه فيلم داريم به اسم جيا كه آنجلينا جولي توش بازي كرده. داستان يه مدله زيبا و سرشناسه كه بهش حسادت مي كنن و آخر سر به دام اعتياد ميفته و بدبختي و... حالا بيايم بگيم اين همون علي سنتوريه؟!!! ول كن بابا. خود كارگرداني و فيلمنامه مهمه. داستان واسه ما مهم نيست. قدرت انسجامي چيزي كه تصوير شده برامون مهمه.حالا ايدش از هر جا كه اومده باشه. اونه كه استادي ميخواد.
|
تارا
دوشنبه 18 شهريور 1387 - 14:22
|
اول اينكه بگم من سربلند را نديده ام به همين دليل جايز نمي دونم كه به تجزيه و تحليل و مقايسه فيلم بپردازم ولي در جواب به برخي نظر دهندگان بايد گفت: جناب رهگذر:حرفتان خيلي بي معني بود..."حالا سنتوری اش را به رخ می کشید که اگر صدای چاوشی را از آن بگیری بهانه ديگر براي دیدن ندارد آن هم در این روزگار که حوصله ای برای نشخار سیاه نمایی نیست."...اصولا وقتي مي گوييم داستان،داستان زندگي يك موزيسين است به ياد صحنه هاي موزيكال و ترانه هايي مي افتيم كه قرار است فضاي فيلم را به دست بگيرند و حال و هواي فيلم رو به مخاطب القا كنند،سنتوري رو هم كه نگاه مي كنيد كاملا به ياد همين مي افتيد و اين كه اين ترانه ها هيچ جنبه ظاهري و نمايشي ندارند بلكه اساس و ريشه فيلم و فضا سازي ها در ترانه ها پايه گذاري شده . مانند هر فيلم موزيكال ديگري سنتوري هم حرف هاش رو با ترانه هاش مي زنه مثل ترانه خيانت...تنهايي...و حتي زخم زبون كه ديگه علنا به جاي قهرمان داستان بخش نهايي فيلم رو به اتمام مي رسونه بدون اينكه خود علي سنتوري حرفي بزنه...يعني درواقع يه جور حرف هاي دل قهرمان داستان هستش ديگه...اين نهايت خلاقيت يك كارگردان رو نشون مي ده،حالا به نظرتون چطور به رخ كشيدن نداره؟ و اين حرف موجه كه مي گيد صداي چاووشي رو از فيلم بگيريم؟!... و آقاي مجتبي:من اين فيلمي كه رو كه شما مي گيد(walk the line)رو نديدم...تا به حال هم نشنيدم كه بگن الگوي سنتوري بوده و تازه اگر هم بوده چرا آقاي مهرجويي تا به حال حرفي از آن نزده چون دليلي وجود نداره كه يك كارگردان از ايده خودش به عنوان يك فيلم حرفي به ميون نياورده باشه شايد هم در جايي گفته كه شما شنيديد ياخونديد اما من كه به شخصه تا به حال نشنيده بودم اما فكر هم نمي كنم آقاي مهرجويي اين اثر رو به عنوان الگوي خودش قرار داده باشه...دقت كنيد كه شباهت با ايده و الگو گيري كاملا متفاوته...چرا كه سنتوري كاملا يك اثر ايراني و متناسب با شرايط اجتماعي فرهنگي ما هستش...... ديگه اين كه به خاطر ندادن مجوز به كاستاش و لغو كنسرت ها و از اين چيزا به اون وضع دچار شده و همينها اساس موضوع و داستان فيلم رو تشكيل مي ده...حالا واقعا به نظرتون يه همچين چيزايي در جامعه غرب اتفاق مي افته؟...يعني اگر واقعا ا |